هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل


در حال دیدن این عنوان:   3 کاربر مهمان





پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۲۳:۳۴:۵۸ شنبه ۲۹ تیر ۱۳۹۸

ریونکلاو

آراگوگ


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۴:۱۵:۱۸ پنجشنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۸
آخرین ورود:
دیروز ۲۲:۲۷:۵۴
از تهران
گروه:
ایفای نقش
ریونکلاو
کاربران عضو
پیام: 7
آفلاین
نام: آرا
نام خانوادگی: گوگ
گروه:ریونکلاو

جارو: هرگز! از تار و وسیله نقلیه مخصوصش استفاده می کند!
چوب دستی: هشت چوب دستی با جنس و ابعاد و کارایی های مختلف دارد. همیشه باید با دست پر به مصاف دشمن رفت!

سن:88 سال تمام!

محل زندگی:غار...سوراخ...دخمه...ترک دیوار...

پاترونوس: قورباغه
ظاهر: بسیار زیبا و دلنشین. با هشت پای بلند و کشیده و هشت چشم که با مهارت و زیبایی روی صورتش چیده شده اند.

معرفیت خیلی خیلی کوتاهه. حتما برگرد و تکمیلش کن. از زندگی آراگوگ بگو؛ از خصوصیات اخلاقیش.

تایید شد.
خوش اومدی!


ویرایش شده توسط سو لى در تاریخ ۱۳۹۸/۴/۲۹ ۲۳:۴۷:۱۴


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۲۲:۱۸:۱۵ جمعه ۲۸ تیر ۱۳۹۸

پیوز قدیمی


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۰:۲۱ جمعه ۲۵ اسفند ۱۳۸۵
آخرین ورود:
۲۲:۱۸:۴۴ جمعه ۲۸ تیر ۱۳۹۸
از توی دیوارای تالار هافلپاف
گروه:
کاربران عضو
پیام: 1513
آفلاین
با سلام

لطفاَ این شناسه برای همیشه بسته بشه

اگر ممکنه بجای Old در پسوند اسم من «قدیم» ، «سابق» ، «کهنه» یا یه چیز فارسی گذاشته بشه، خواهشی به عنوان عضوی قدیمی که 1500 تا پست وقف این سایت کرده

اگرم نمیشه که هیچی

مرسی
اه ...

سلام و درود.

چرا خب؟ میموندی حالا همه اومدن.
من دسترسی هاتو ازت گرفتم و کاربر عضو شدی، پسوند قدیمی هم گذاشتم. ولی اگر خواستن دسترسی هات برگردن یا شناسه ت کاملا بسته بشه، بلیت بزن لطفا.
موفق باشی.


ویرایش شده توسط فنریر گری‌بک در تاریخ ۱۳۹۸/۴/۲۹ ۰:۳۳:۱۱

هلگا معتقد بود ...
« هوش و علم ، شجاعت و غلبه بر ترس و حتی نجابت و وقار به وسیله سختکوشی قابل دسترسیه ! »


تصویر کوچک شده






A Never Ending Story ...


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۱۵:۴۲:۲۹ چهارشنبه ۲۶ تیر ۱۳۹۸

گریفیندور، زندانی آزکابان

نیکلاس فلامل


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۳:۵۲:۱۵ یکشنبه ۹ تیر ۱۳۹۸
آخرین ورود:
۱۲:۵۱:۱۰ سه شنبه ۲۹ مرداد ۱۳۹۸
از پاریس،فرانسه
گروه:
کاربران عضو
زندانی آزکابان
گریفیندور
پیام: 37
آفلاین
نام:ريگولس اركچروس
نام خانوادگي:بلك
چوبدستي:٢٩سانتي متر،چوب درخت گردو،پر ققنوس،انعطاف ناپذير

لقب:
R.A.B
شغل:مرگخوار
نسبت خانوادگي:پسر دوست داشتني مامان جونم،پسر عمو دختر عمه جونم بلاتريكس

ويژگي ظاهري:موي نسبتا بلند و سياه،رنگ پريده

ويژگي هاي اخلاقي:ارام و بعضي مواقع خاص خشن

اقا گلاب به روتون تغيير شخصيت ميشه؟

2 ماه بعد از عضویت در ایفای نقش امکان تغییر شناسه و گروه دارید و البته باید دلایل قانع کننده ارائه بدید.


ویرایش شده توسط نیکلاس فلامل در تاریخ ۱۳۹۸/۴/۲۶ ۱۵:۴۹:۵۲
ویرایش شده توسط فنریر گری‌بک در تاریخ ۱۳۹۸/۴/۲۷ ۱۵:۲۰:۲۳
ویرایش شده توسط فنریر گری‌بک در تاریخ ۱۳۹۸/۴/۲۷ ۱۶:۳۶:۱۹

هیچ خوب و بدی در دنیا وجود ندارد،فقط قدرته که وجود داره و اونایی که ضعیف ترن، اونایی هستن که دنبالشن........👑تصویر کوچک شده


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۱۵:۲۶:۰۶ چهارشنبه ۲۶ تیر ۱۳۹۸

هوگو ویزلی


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۰:۰۴ جمعه ۱۶ آبان ۱۳۹۳
آخرین ورود:
۱۵:۲۰:۰۹ سه شنبه ۱۵ مرداد ۱۳۹۸
از منطقه ژادوگری طهران
گروه:
کاربران عضو
ایفای نقش
پیام: 3
آفلاین
نام :
هوگو گرنجر ویزلی
تولد :
یک سپتامبر 2008
ویژگی های ظاهری :
رنگ مو :
قهوه ای ( در ویکی پاتر)
رنگ پوست :
سفید
رنگ چشم :
آبی
گروه :
گریفندور
ویژگی های اخلاقی:
باهوش - شجاع - احساسی - طرفدار شدید کوییدیچ - نویسنده
پاترونوس :
آهو
چوبدستی:
12 اینچ از چوب درخت مو و پر ققنوس
وضعیت خون :
دورگه
حیوان خانگی :
سگ
خانواده :
آرتور و مالی ویزلی : پدر بزرگ و مادر بزرگ پدری
آقا و خانم گرنجر : پدر بزرگ و مادر بزرگ مادری
رون ویزلی : پدر . هرمیون گرنجر : مادر رز ویزلی : خواهر
هری پاتر : شوهر عمه . جینی پاتر ویزلی : عمه
بیل چارلی فرد جرج پرسی : عمو
آلبوس و جیمز و لیلی : دختر عمه و پسر عمه

جارو:
معرفی کوتاه:(معرفی کوتاه یا داستانی از زندگی شخصیت مورد نظر)
من در 1 سپتامبر 2008 در بریتانیا به دنیا اومدم و قراره امسال به هاگوارتز میرم
عشق و علاقه اول اخرم گروه همیشگیمون گریفندور بوده و هست
به پدر و مادرم قول دادم ( البته فقط دادم ) که حواسم فقط به خودم باشه و اصلا اینور و اونور سرک نشم
وقراره که حسابی به گروهم کمک کنم تا پرچمش بالا بره هرچی باشم هوگوام هوگو ویزلی ...
و اینکه میخوام ارشد شم و به گروه کوییدیچ مدرسمون بپیوندم


تایید شد.
خوش اومدین.


ویرایش شده توسط سو لى در تاریخ ۱۳۹۸/۴/۲۶ ۱۵:۵۲:۴۶


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۰:۵۵:۵۵ چهارشنبه ۲۶ تیر ۱۳۹۸

هازال سامرز


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱:۱۸ سه شنبه ۱۴ شهریور ۱۳۹۶
آخرین ورود:
۱۵:۴۲:۱۷ پنجشنبه ۲۷ تیر ۱۳۹۸
گروه:
کاربران عضو
پیام: 12
آفلاین
هازال سامرز هستم از گروه خفن هافلپاف. دختری هستم که به خاطر کشته شدن دوست صمیمی ام به وسیله مشنگ ها به سوی سیاهی و همچنین لرد سیاه کشیده شده است. دو خواهر کوچک تر دارم اما رابطه مان اصلا خوب نیست. ۱۵ سال سن دارم. خیلی وراج و بد اخلاق هستم و زبان تندی دارم. به مجسمه سازی خیلی علاقه دارم و به بازی های ذهنی و به خصوص منچ علاقه دارم. بعضی ها بخاطر عینکم مسخره ام میکنن. البته یه آوادا میزنی حله!
مجسمه سازی بلدم فقط یه کم کندم!
جانورنمای ثبت شده هستم و به شکل مار درمی ام.
اصیل زاده هم هستم
بعضی مواقع هم خواهر ۵ ساله ام رو توی سطل آشغالی میندازم.
از مامان و بابام ترسی ندارم.
یک مدتی هم با آملیا فیتلوورت دوست بودیم اما پس از عضویت او در محفل ققنوس، این دوستی به هم خورد.
دیالوگمم از وقتی به هاگ وارتز اومدم شده : چرا گریفندر قرمزها
از آب بازی و شوخی های خرکی خیلی خوشم میاد.
خلاصه که آدم بدیم و از عالم و آدم بدم میاد و هرکی مسخرم کنه اذیتش میکنم (کروشیو یا آوادا) و مجسمه سازی هم دوست دارم

لطفا دسترسی هافلپافم رو برگردانید اسمم رو هم عوض کردم فقط سامرز توی لیست شخصیتها بود خودم براش اسم گذاشتم


تایید شد. خوش برگشتید.


ویرایش شده توسط لینی وارنر در تاریخ ۱۳۹۸/۴/۲۶ ۱:۱۸:۳۲


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۲۲:۵۷:۱۶ سه شنبه ۲۵ تیر ۱۳۹۸

النور برنستون


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۴:۱۸ جمعه ۳۰ تیر ۱۳۹۶
آخرین ورود:
۲۳:۰۴:۲۷ سه شنبه ۲۵ تیر ۱۳۹۸
گروه:
کاربران عضو
پیام: 17
آفلاین
نام : النور برنستون

گروه: هافلپاف

ویژگیهای ظاهری:
دختری لاغر اندام و کوتاه قد، اما ورزشکار. موهای خرمایی کوتاه و فشن، چشمای قهوه ای سوخته، همیشه لباس ورزشی زرد و اسپورت تنشه.

ویژگیهای اخلاقی:
دختری صبور و مهربان و دست دلباز. عاشق ورزش، مخصوصا ورزش شافل. گاهی اوقات لجباز و یه دنده.

خانواده: چهارتا خواهر، یه برادر، همه توی ریونکلاو بودن، من یه ذره کوچولو، فقط یه ذره، بی هوش تر بودم.

علاقمندی: ورزش، رنگ زرد، آهنگ، فیلم اکشن و هیجانی و ماجراجویانه و ترسناک. عاشق رقص
ژله! عاشق دندون خرگوشی ها، مخصوصا باب اسفنجی!
عاشق خواهرزاده ها.
$$$$
قبلا بلیت زدم برای تغییر شخصیت و گروه و تایید شد، یه مدت نیومدم سایت. الان دوباره معرفی شخصیت کردم.


تایید شد. خوش برگشتید.


ویرایش شده توسط لینی وارنر در تاریخ ۱۳۹۸/۴/۲۶ ۱:۱۸:۲۸


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۱۹:۲۴:۲۷ سه شنبه ۲۵ تیر ۱۳۹۸

هافلپاف، محفل ققنوس

ماتیلدا استیونز


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۹:۰۱ پنجشنبه ۱۰ خرداد ۱۳۹۷
آخرین ورود:
دیروز ۱۰:۲۹:۵۳
از کالیفرنیا
گروه:
ایفای نقش
هافلپاف
ناظر انجمن
کاربران عضو
محفل ققنوس
پیام: 358
آفلاین
نام: ماتیلدا استیونز

تاریخ تولد: ۱۳ سپتامبر

جنس: مونث

اصالت: آمریکایی

گروه: با عشق " هافلپاف"

رنگ چشم: آبی- خاکستری کشیده ( اما نه مثل ژاپنی ها. منظورم فقط اینه که گرد مثل توپ نیست. اما مردمک چشمم درشته!). تقریبا چیزی مثل یه توفان. بعضی وقتا میتونه خوشحال و مجذوب کننده باشه. بعضی وقتا مثل آرامش قبل از طوفان و بعضی وقتا هم خود طوفان همراه با رعد و برق!

پوست: سفید

مو: قهوه ایه کمرنگ بلند. ته موهامو همیشه این رنگی میکنم. اصن همیشه همون شکلیم!

ظاهر کلی:

قد بلند و لاغر. با صورتی گرد و بینی کوچیک. بیشتر مواقع موهامو باز میذارم و یه گردنبندی از سنگ هماتیت سیاه تو گردنمه! شاید بخاطر اینه که هماتیت به آدم اعتماد به نفس میده یا اینکه با لباسم جور و ست باشه، میندازمش.لباس خاصی هم ندارم.

و البته گربمم کنارمه. این قسمت ظاهر کلیمه اما من ظاهر گربمم اضافه می کنم. پشمالو. کاملا سفیده اما بالای سرش و قسمت خیلی کمی از کمرش خاکستری قهوه ایه. یه گربه ی تنبل و شکمو. گوش می کنه به حرفما اما وقتی بحث غذا میشه، دردسرسازه. ولی امیدوارم همه منو با گربم بشناسن

جارو: آذرخش. ( مثل آذرخش زئوس. خدای خدایان!)

اخلاقیات: مهربونم و زود جوش میارم. خیلی باهوش نیستم و ساده ام. زود رنجم و زودم دوست پیدا میکنم

قلبم بزرگه. محدود به یه نفر نیست( اما خب بیشتر قلبم جرالده❤️) من در کنار این ها، شخصیت یک هافلپافی اصیل رو دارم. من عین این جمله ام : " بهتر است هافلپافی ها را در کنار خود داشته باشید، نه در روبرویتان"

ولی من شجاعم. مثل گریفی ها نه، اما کمی هستم.دوست دارم که از همه ی دوستام موقع دعوا ها دفاع کنم.(مخصوصا اگه جرالد باشه اما اون خودش از پس خودش بر میاد) و تو جنگ در کنارشون بمیرم. من هر کاری میکنم که تاریکی بر روشنایی غلبه نکنه. من همراه محفلی ها، برای سفیدی و پروفسورمون میجنگیم!

چوبدستی : طول ۲۵ سانتی متر. چوب درخت گردو و موی اژدها.

علاقه مندی ها: جرالد اول از همه! همه ی بچه های هاگوارتز. اول هافلپافی ها رو دوست دارم، بعدش محفلی ها رو. بعدشم که بقیه رو ( غیر از مرگخوارا!) پیشو پشمالوئمو که خیلی دوست دارم.

پاترونوس: دلفین.

زندگی نامه:

من در تو خانواده ی معمولی به دنیا اومدم که به جادو اعتقاد نداشتن. اسم پدرم جیمز استیونز و اسم مادرم سوزان ویتی یِر هستش. یه خواهر داشتم که دو سه سال از من بزرگتر بود. اسمش ناتاشا استیونز بود. وقتی دو سالم بود، بخاطر گاز گرفتی مُرد! همه میگفتن چشامون خیلی شبیه هم بود و هر دومون بقیه رو یاد مامان بزرگمون مینداختیم. اما اون آبی چشماش با من فرق داشت. مثل من طوفانی نبود. رنگ چشاش مثل یک دریای پاک و تمیز بود و هر وقت عصبانی میشد، اون چشاش کمی تیره تر میشد. دقیقا مثل این میمونه که تو تو روز به دریا نگاه کنی روشنتر و وقتی که شب میشه، از نظر ما تاریک میشه! وقتی پنج سالم شد‌، کارای عجیب غریبی میکردم و یه جورایی یه اتفاقایی دور من می افتاد. وقتی ده سالم شد، دیگه همه مطمئن شدن که من عادی نبودم. البته تعریف اونا از غیر عادی، در واقع " دیوونه" بود. همیشه دور خودمو پر از سحر و جادو حس میکردم. ولی همه اینا تازه مقدمه ی کار بود! داستان از اونجایی شروع شد که من برای هزارمین بار به کتابخونه رفته بودم که کتاب مورد علاقمو که برای بیستمین بار بخونم. معمولا بخاطر اونجا میرفتم چون احتمالا با مامانم سر جادو دعوام میشد. و یا اینکه اون میگفت:
- چرا مثل ناتاشای عزیزمون رفتار نمیکنی؟ اون یه دختر شایسته بود.

و من با داد به اون یاد آوری میکردم که:
- مامان! اون فقط پنج سالش بود. شما پنج سال باهاش بودین. هنوز خوب جا نیفتاده بود. بعد چطور میگی که ' رفتارش خوب بود؟!'

در هر حال، سر میز نشسته بودم و با کینه کتاب میخوندم که یهو یه صدای بلندی شنیدم. فکر کردم عادی بود اما اون صدا دوباره تکرار میشد. اونوقت صبح، هیچکس غیر از صاحب کتابخونه اونجا نبود. بخاطر همین ساکت بود و موجب ترسم شده بود. یه نفر خیلی بزرگ یهو از پشت قفسه ی کتابخونه ای که تکون میخورد بیرون اومد و بعد ها فهمیدم که اسمش هاگرید است! یه حرفایی زد که رویا های منو به حقیقت تبدیل کرد. منو به کوچه ی دیاگون آورد و از اون موقع، من به دنیای سحر و جادو وارد شدم!

الانم که فعلا با جرالد ویکرز در رابطه ام.


ویرایش شه لطفا


انجام شد.


ویرایش شده توسط لینی وارنر در تاریخ ۱۳۹۸/۴/۲۵ ۲۲:۳۳:۵۴

Cause i don't wanna lose you now
I'm looking right at the other half of me



پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۲۱:۲۹:۰۷ شنبه ۲۲ تیر ۱۳۹۸

هافلپاف

هانا آبوت


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۷:۴۶:۵۹ چهارشنبه ۲۸ آذر ۱۳۹۷
آخرین ورود:
۱۳:۵۸:۲۷ چهارشنبه ۲۳ مرداد ۱۳۹۸
از دهکده نیلوفر آبی
گروه:
ایفای نقش
هافلپاف
کاربران عضو
پیام: 37
آفلاین
نام: هانا آبوت

پاترونوس: اسب تک شاخ

گروه: هافلپاف

جنسیت: مونث

نژاد: دورگه

چوب دستی: چوب درخت نیاگورا که هر 160 سال یکبار در جنگل پدیدار می شود.-انعطاف پذیر-حدود 11 اینچ-ضد آتش-مغز رگ اژدها و موی تک شاخ

محل زندگی: دهکده نیلوفر آبی

خصوصیات اخلاقی: کمی خجالتی اما پرشور و شاد

خصوصیات ظاهری: چهره‌ای قرمز کم‌ رنگ مانند با موهای بلوند و چشم های سبز و قد نسبتا کشیده و بدن لاغر

زندگی نامه:
هانا آبوت یکی از دانش آموزان گروه هافلپاف و از همدوره‌ ای‌های هری پاتر می‌باشد. در هری پاتر و تالار اسرار او از گفته‌های هم‌خانه خود ارنی مک‌میلان که معتقد بود هری نواده سالازار اسلیترین است تردید داشت. اگر چه او در شرایط خوبی با هری، رون و هرمیون باقی‌مانده بود، در محفل ققنوس او یکی از ارشد های هافلپاف شد و پس از آن به ارتش دامبلدور پیوست. او بسیار حساس به نظر می‌رسد از جایی که در طول امتحانات سمج دچار شکست عصبی شده بود و مجبور به استفاده از آرامبخش‌های مادام پامفری شده بود.

در شاهزاده دورگه پس از اینکه مادرش توسط مرگخوارها کشته می‌شود از هاگوارتز خارج می‌شود. اما او در کتاب آخر به هاگوارتز برمیگردد و در جنگ شرکت می‌کند. در آخر نیز او با نویل لانگ باتم ازدواج می‌کند و مالک پاتیل درزدار می‌شود.


بعد از چند ماه نبودن برگشتم لطفا دسترسی را برایم برگردانید.
با تشکر


هنوز چند ساعت بیشتر نیست دسترسیاتون گرفته شده، این چه تصادفیه که باید همین امروز برمی‌گشتین؟
تایید شد.
خوش برگشتین!


ویرایش شده توسط لینی وارنر در تاریخ ۱۳۹۸/۴/۲۲ ۲۲:۲۰:۳۵


-چرا باید لبخند بزنم؟
-چون به لبخند تو محتاجم.
-پس چرا منو به گریه می اندازی؟


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۱۳:۱۲:۴۸ شنبه ۲۲ تیر ۱۳۹۸

گریفیندور

بیل ویزلی


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۲:۱۶:۰۲ سه شنبه ۱۱ تیر ۱۳۹۸
آخرین ورود:
۲۰:۱۴:۱۷ یکشنبه ۶ مرداد ۱۳۹۸
گروه:
کاربران عضو
گریفیندور
ایفای نقش
پیام: 12
آفلاین
نام :بیل ویزلی
بزرگترین فرزند آرتور و مالی که به عنوان یک طلسم شکن در مصر برای گرینگاتز کار می کرد. بیل موی نسبتا بلندی به رنگ قرمز دارد و یک گوشواره که از یک دندان نیش درست شده.او با توجه به سخنان هری، «جذاب» است، و نظر فلور دلاکور را در هاگوارتز جلب کرد.

بیل لاغر و بلندقد است. او به دلیل سنش لباسهای ماگلی می پوشد. هری فکر می کرد که لباسهای او برای یک کنسرت راک نسبتا مربوط و مناسب خواهند بود -- البته به غیر از کفشش که از پوست اژدهاست.

بیل یک رفتار سهل انگارانه دارد. او با مادرش با احترام رفتار می کند، ولی وقتی او می خواهد از شر آن گوشواره خلاص شود یا موهای بیل را مقداری با چوب دستیش کوتاه کند، سر حرف خودش می ایستد. او یک جادوگرا تواناست (هر 12 مورد امتحان سطح مقدماتی جادوگری جغد را پاس کرد)، و وقتی که در زمین اردوگاه در جام جهانی کوییدیچ مشکل پیش آمد، بیل آستینهایش را بالا زد و در میان ترس و وحشت ها دل به دریا زد و به کمک کارکنان وزارت رفت.

پس از بازگشت ولدمورت در ژوئن 1995، بیل درخواست یک شغل پشت میزی در شعبه اصلی گرینگاتز در لندن را داد که بتواند بامحفل ققنوس همکاری کند. فلور دلاکور هم یک کار در گرینگاتز گرفت بیل تا تابستان 1996 که با فلور نامزد کرد، تقریبا یک سال بود که او را ملاقات می کرد . قرار است عروسی آنها در تابستان 1997برگذار شود

بیل در مبارزه قلعه توسط فنریر گری بکگرگینه مورد هجوم قرار گرفت. صورتش غیرقابل تشخیص است و مادام پامفری می گوید که زخمهای او هیچ وقت به طور کامل خوب نمی شوند. معلوم نیست بیل چه خصیصه های گرگینه ای خواهد داشت( به غیر از میلش به گوشت نیم پز) چون در آن زمان گری بک به گرگینه تبدیل نشده بود.فلور همراه بیل ماند و تصدیق کرد که می خواهد با او ازدواج کند :«فکر می کنم من به اندازه اَر دوی ما زیبا اَستم!»

بیل 29 نوامبر 1970 متولد شد. او هنگام تحصیلش در هاگوارتز ارشد وسرگروه بود
😊😊


تایید شد.


ویرایش شده توسط Aryan.m در تاریخ ۱۳۹۸/۴/۲۲ ۱۳:۱۷:۰۳
ویرایش شده توسط لینی وارنر در تاریخ ۱۳۹۸/۴/۲۲ ۱۳:۲۵:۵۲


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۱۱:۲۰:۱۴ شنبه ۲۲ تیر ۱۳۹۸

هافلپاف، محفل ققنوس

وین هاپکینز


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۵:۱۶:۲۱ چهارشنبه ۱۹ تیر ۱۳۹۸
آخرین ورود:
دیروز ۲۲:۰۳:۵۲
از تالار خصوصی هافلپاف
گروه:
کاربران عضو
هافلپاف
ایفای نقش
محفل ققنوس
پیام: 94
آفلاین
نام:وین هوپکینز

رگ:اصیل زاده
چوبدستی:چوب درخت گیلاس و مغز موی تک شاخ به طول19سانتی متر،نسبتا خشک
گروه :هافلپاف
کوییدیچ:چون سال اولیه هنوز نمیتونه بازی کنه،اما دوست داره جستجوگر بشه

جارو:نیمبوس2004!!!

ظاهر:پوستی سفید،قد نسبتا کوتاه،چشم زرد و موی قهوه ای روشن
اخلاق:بسیار عادل ،وفادار،سختکوش،با پشتکار
سن:سال اولی

لقب:ترازوی زرد(بخاطر عادل بودنش)

پاتروناس:سمور

بوگارت:مرگ گورکن

توضیحی مختصر:وین هوپکینز متولد لندن بود.او در خانواده ای اصیل زاده و قدرتمند به نام هوپکینز به دنیا امد.او قدرت جادوگری پدر و مادرش را دید و تحسین میکرد و ارزو داشت همان اندازه قدرتش بیشتر شود،پس تا 10 سالگی به فراگیری کوییدیچ پرداخت.سپس ارزو کرد که روزی
جستجوگر هافلپاف شود!سپس یک سال بعد نامه هاگوارتزش را دریافت
کرد و با گورکن خانگی اش و چوبدستی و ردا و دیگر نیازمندی های یک جادوگر از سکوی نه و سه چهارم عبور کرد و به هاگوارتز میرود..
انجا با سدریک دیگوری دوست میشود وسدریک به او جستجوگر شدن را یاد میدهد.وین در اجرای طلسم های خاک،سنگ و شن نظیر ندارد و همچنین باهوش هست اما عدالت برایش از هوش واجب تر است.وین بسیار وفادار است و تا الان هم به سدریک دیگوری وفادار است.



من با نام خانوادگی هاپکینز تاییدت کردم، ولی اگه اصرار داری همون هوپکینز باشه پیام شخصی بزن تا عوضش کنم.
تایید شد.


ویرایش شده توسط hufflepuffi-4 در تاریخ ۱۳۹۸/۴/۲۲ ۱۳:۱۴:۲۵
ویرایش شده توسط hufflepuffi-4 در تاریخ ۱۳۹۸/۴/۲۲ ۱۳:۱۸:۴۷
دلیل ویرایش: بده
ویرایش شده توسط لینی وارنر در تاریخ ۱۳۹۸/۴/۲۲ ۱۳:۲۳:۵۱

در کشاکش شجاعت و اصالت، در هیاهوی هوش و ذکاوت، اتحاد و پشتکار سو سو میزنند...فرزندان هلگا میدرخشند!


تصویر کوچک شده

Only Hufflepuff







شما می ‌توانید مطالب را بخوانید
شما نمی توانید عنوان جدید باز کنید
شما نمی توانید به عنوان‌ها پاسخ دهید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را ویرایش کنید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را حذف کنید
شما نمی توانید نظر سنجی اضافه کنید
شما نمی توانید در نظر سنجی ها شرکت کنید
شما نمی توانید فایل‌ها را به پیام خود پیوست کنید
شما نمی توانید پیام بدون نیاز به تایید بزنید
شما نمی توانید از نوع تاپیک استفاده کنید.
شما نمی توانید از HTML در نوشته های خود استفاده کنید
شما نمی توانید امضای خود را فعال/غیر فعال کنید
شما نمی توانید صفحه pdf بسازید.
شما نمی توانید پرینت بگیرید.

[جستجوی پیشرفته]


هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است | ۱۳۹۸-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.