هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل


در حال دیدن این عنوان:   1 کاربر مهمان





پاسخ به: دفتر دوئل(محل درخواست دوئل)
پیام زده شده در: ۱۷:۳۲ شنبه ۹ شهریور ۱۳۹۸

وینسنت کراب


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۵:۵۰ سه شنبه ۱۲ مهر ۱۳۹۰
آخرین ورود:
۱۳:۵۴ سه شنبه ۹ مهر ۱۳۹۸
از هر جا ارباب دستور بدن!
گروه:
کاربران عضو
پیام: 595
آفلاین
(پست نتیجه توسط لرد ولدمورت نوشته شده.)


نتیجه دوئل رکسان ویزلی و رودولف لسترنج:


امتیازهای داور اول:
رکسان ویزلی: 27 امتیاز – رودولف لسترنج: 26 امتیاز

امتیازهای داور دوم:
رکسان ویزلی: 26.5 امتیاز – رودولف لسترنج: 27.5 امتیاز

امتیاز های داور سوم:
رکسان ویزلی: 26 امتیاز – رودولف لسترنج: 27.5 امتیاز

امتیازهای نهایی:
رکسان ویزلی: 26.5 امتیاز – رودولف لسترنج: 27 امتیاز


برنده دوئل: رودولف لسترنج!

..............................................................

-به فریادم برسین!

صدای بلند رکسان، بخش اورژانس سنت مانگو را به لرزه در آورد.

پرستاری با بدخلقی به او نزدیک شد.
-چه خبره این جا رو گذاشتی رو سرت؟ نمی بینی چقدر بیمار داریم؟ برو اون گوشه برای خودت تشکیل پرونده بده تا بیام ببینم چته.

رکسان افتان و خیزان و لنگان و لرزان، به بخش تشکیل پرونده رفت.

-نام؟
-رکسان!
-نام خانوادگی؟
-خالی!

مامور نگاهی به چهره رکسان که نام خانوادگی اش را فریاد می زد، انداخت.
-دلیل مراجعه؟ معجون؟...طلسم؟...حمله؟...

-همینه آقا، همینه...بنویس مورد حمله واقع شدم. نیش خوردم. نیشی کشنده! زنگ بزنین کل ویزلی ها رو خبر کنین. دقایق پایانی عمرمه.

ظاهر رکسان مشکل خاصی نداشت.
ولی برای احتیاط به بخش حملات جادویی منتقل شد.

شفادهنده جوانی بالای سرش آمد.
-خب...که نیش خوردی...شکایتی هم از لینی وارنر داری؟

رکسان که هنوز آرامشش را به دست نیاورده بود جواب داد:
-این نبود! این دفعه، این یکی نبود. البته به محض ورودم به خانه ریدل ها حمله کرد که نیش خوش آمد گویی بزنه، ولی از قبل آماده شده بودم. زره پوشیده بودم. نیشش زیگزاگی شد.

-خب پس از چی نیش خوردی؟

رکسان به سختی قوطی کبریتی از جیبش در آورد.
-انداختمش این تو. حشره ای عضلانی و نیمه عریان!

شفادهنده، چوب دستی اش را روی قوطی گذاشت و طلسم شفاف کننده اجرا کرد.

حق با رکسان بود. حشره ای نیمه عریان و بسیار عضلانی داخل قوطی بود که داشت تمرین می کرد به زبان اشاره، وضعیت تاهل ملت را سوال کند.

رکسان ادامه داد:
-اولش جن بود...همینجوری داشت دور خودش می چرخید و می پرسید که مگه همون یه تیکه لباسی که جن ها دارن رو صاحبشون بهشون نداده؟ پس کل اجنه در واقع از همون اول، آزادن! تا ما اومدیم توضیح بدیم که نخیر...اون لباس ها رو شخصی بجز صاحبشون بهشون می ده یهو حشره شد و در اولین اقدام، بازوی منو نیش زد! به دادم برسین...تب کردم. ضعف کردم. الان غش هم می کنم. حالم بده! تونل نورانی می بینم...جد پدریم از اون ورش داره اشاره می کنه که بیا....

شفادهنده، کمی سرو ته حشره را بررسی کرد.
-شلوغش نکن ببینم...این که نیش نداره...فقط دو تا قمه ریز تو دستشه. فکر می کنم همونا رو کمی فرو کرده تو بازوت.حتی خراش هم ایجاد نشده. برو پی کارت خب. دو ساعته وقت ما رو گرفتی!



ارباب فقط یکی...همین یکی!تصویر کوچک شده


پاسخ به: دفتر دوئل(محل درخواست دوئل)
پیام زده شده در: ۰:۳۳ سه شنبه ۵ شهریور ۱۳۹۸

اسلیترین، ویزنگاموت، مرگخواران

هکتور دگورث گرنجر


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۱:۴۲ سه شنبه ۲۴ تیر ۱۳۹۳
آخرین ورود:
۸:۳۷:۵۲ دوشنبه ۲۸ بهمن ۱۳۹۸
از روی شونه های آریانا!
گروه:
مرگخوار
ناظر انجمن
ایفای نقش
اسلیترین
کاربران عضو
پیام: 755
آفلاین
نتیجه دوئل وین هاپکینز و الا ویلکینس:

امتیازهای داور اول:
وین هاپکینز: 23 امتیاز - الا ویلکینس: صفر امتیاز

امتیازهای داور دوم:
وین هاپکینز: 21 امتیاز- الا ویلکینس: صفر امتیاز

امتیازهای داور سوم:
وین هاپکینز: 23 امتیاز- الا ویلکینس: صفر امتیاز

امتیازهای نهایی:
وین هاپکینز: 22.5 امتیاز- الا ویلکینس: صفر امتیاز

برنده دوئل: وین هاپکینز!

..............................

- تشکیل بدیم؟
- چیو دگورث گرنجر؟
- تشکیل بدیم!
- چیو هک؟ میگی یا تو پاتیل خودت حلت کنیم؟
- گروه قرعه کشی نتایج دوئل!

لرد که مشخص بود میخواست هکتور رو از سر باز کنه سری تکون میده.
- باشه هک برو هر کاری میخوای بکن مسئولش هم خودتی.

سه روز بعد- دفتر دوئل:

- هک امروز جلسه بذار نتیجه ی دوئل آخری رو تعیین کنیم.
- دوئل نداریم!
- چی چیو دوئل نداریم. بس که نیستی خبر هیچی رو نداری. دوئل داریم.
- نداریم!
- با ما بحث نکن. گفتیم داریم. اونجا تو لیست هم نوشتیم.
- اونو اعلام کردم!
- چجوری بدون نظر ما اونوقت؟
- با گروه قرعه کشی نتایج دوئل!

فلش بک- روز قبل:

- قرعه میکشم همچین و همچون ویب و ویبو!

هکتور در حالی که چندین نام از چندین دوئل مختلف رو توی پاتیلش ریخته بود و با ملاقه به هم میزد، آواز خونون کی از اسم ها رو از پاتیل بیرون میکشه.
- اینم بازنده این دوئل.

هکتور بعد از گفتن این جمله یک عدد بمب ساعتی دست ساز و تهیه شده از معجون رو درون پاکتی میذاره و برای فرد بازنده ارسال میکنه.

کمی بعدش- محل بودن الا:

- الاااااااااااا! بیا این جغده دیوونم کرد. بیا برات نامه اومده.
- نامه؟ حتما نتیجه ی دوئلمه.


الا با ذوق و شوق نامه رو که سنگین هم به نظر میرسید از پای جغد باز میکنه و جغد مورد نظر با سرعتی ما فوق صوت از منطقه دور میشه.

- جایزه ی منم فرستادن. میدونستم برنده میشم. من دوئل کننده ی خیلی بهتری...

بوووووووووووووووووووووم!

ساعتی بعد تیکه بزرگه ی الا که گوشش بود رو درون جعبه ای به خاک میسپرن.


ارباب یه دونه باشن... واسه ی نمونه باشن!




پاسخ به: دفتر دوئل(محل درخواست دوئل)
پیام زده شده در: ۲۳:۳۵ یکشنبه ۳ شهریور ۱۳۹۸

اسلیترین، مرگخواران

لرد ولدمورت


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۵:۳۹ سه شنبه ۸ آبان ۱۳۸۶
آخرین ورود:
دیروز ۲۲:۵۸:۴۲
از ما گفتن...
گروه:
کاربران عضو
اسلیترین
ناظر انجمن
مرگخوار
ایفای نقش
پیام: 5685
آفلاین
نتیجه دوئل کنت الاف و سوجی:


امتیازهای داور اول:
کنت الاف: 26.5 امتیاز – سوجی: صفر امتیاز

امتیازهای داور دوم:
کنت الاف: 27 امتیاز – سوجی: صفر امتیاز

امتیازهای داور سوم:
کنت الاف: 26.5 امتیاز – سوجی: صفر امتیاز

امتیازهای نهایی:
کنت الاف: 26.5 امتیاز – سوجی: صفر امتیاز


برنده دوئل: کنت الاف!


....................................


با نگرانی به اطرافش نگاه کرد.
ایستگاه قطار هیچوقت ساکت نمی شد، ولی حالا، سرو صدا، بیشتر از همیشه بود.
فریاد انسان هایی که اصرار داشتند " سالم" هستند و باید به آن ها اجازه سوار شدن به قطار داده شود.

طولی نکشید که صدای خشنی، او را مخاطب قرار داد.
_ هی...تو...معاینه شدی؟


فلش بک

-من چطوری باید روی حرف شما حساب کنم؟

جادوگر کوتاه قدی در مقابل الاف ایستاده بود. بطری شیشه ای کوچکی در دست داشت. با معجونی آبی رنگ و درخشان در داخلش.
-تصمیم با خودته جوون. بدون کمک من‌ می تونی از این مخمصه خارج بشی؟

نمی توانست...

با تردید به شیشه نگاه کرد. بی اختیار به یاد هکتور افتاد. شاید آشنایی با هکتور باعث بی اعتمادی اش به کل معجون های دنیا شده بود.

-قیمتش...خیلی زیاده. این تقریبا تمام دارایی منه که امروز از گرینگوتز گرفتم.
-زیاده...برای این که واقعیه...عمل می‌کنه.
- گفتی هم‌پیشگیری می‌کنه‌ و هم درمان؟
- دقیقا...

الاف تصمیمش را گرفت. اگر نمی‌توانست از هاگزمید خارج شود، پول به چه دردش می‌خورد؟ این‌ بیماری فراگیر شده بود. یا به او رسیده بود و یا به زودی می رسید.
مبلغ مورد نظر جادوگر را پرداخت. معجون را سر کشید...و به طرف ایستگاه قطار رفت.

پایان فلش بک


-با تو بودم. گفتم معاینه شدی؟

تصمیم‌ گرفت ادعا کند که‌ معاینه شده. ولی برچسب مخصوص را نداشت.
-معاینه نشدم....ولی سالمم.


دو روز پیش...آزمایشگاه دگورث گرنجر:


-تو به من بدهکاری...این چیزا برای من‌ پول نمی شه. پولمو بده. معجون نخواستم. واقعا کی‌ می‌تونه به‌ معجونای تو اعتماد کنه؟

هکتور با اعتماد با نفس جواب داد:
- همه...و واقعا فکر می کنی تو این موقعیت کسی اهمیت می ده که معجونا رو کی درست کرده؟ همه به فکر راه فرارن. همه‌ می خوان باور کنن. اگه زرنگ باشی، این معجون می تونه چند برابر قرضی که بهت دارم ارزش داشته باشه.

سوجی کمی فکر کرد. ظاهرا راه دیگری نبود. بطری شیشه ای را برداشت... کلاه شنل را روی سرش کشید و از آزمایشگاه خارج شد.
هکتور به هر حال پولی به او نمی داد. شاید می توانست این معجون را به کسی بفروشد.
از دور الاف را دید که هراسان از گرینگوتز خارج شد.


زمان حال:


الاف به طرف اتاق معاینه می رفت. مطمئن نبود...ولی هزینه زیادی بابت آن معجون پرداخته بود.
باید عمل می کرد...
حتما عمل می کرد...
همین که معجون، توسط هکتور ساخته نشده بود، برای امیدوار شدنش کافی بود...


gelsennaneesriorabeckmitgidib


پاسخ به: دفتر دوئل(محل درخواست دوئل)
پیام زده شده در: ۲۳:۴۱ چهارشنبه ۳۰ مرداد ۱۳۹۸

اسلیترین، مرگخواران

لرد ولدمورت


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۵:۳۹ سه شنبه ۸ آبان ۱۳۸۶
آخرین ورود:
دیروز ۲۲:۵۸:۴۲
از ما گفتن...
گروه:
کاربران عضو
اسلیترین
ناظر انجمن
مرگخوار
ایفای نقش
پیام: 5685
آفلاین
بی ناموسی نویسی اکیدا و مطلقا ممنوع!


..........................

سوژه دوئل جودی جک نایف و پاتریشیا وینتربورن: خرید ناموفق!

توضیح:

شما به چیزی احتیاج دارین یا ندارین و به دلیل دیگه ای می خوایینش.
می رین اونو می خرین...ولی بعد از خرید، متوجه می شین که پولی ندارین. الان باید بهانه ای پیدا کنین که یا فروشنده جنس رو پس بگیره و یا از شما پول نگیره.
توضیح بدین چه بلایی سر پولتون اومده و چرا می خوایین جنس رو پس بدین و بعدش چی می شه.

سوژه رو درباره هر شخصیتی که مایل باشین می تونین بنویسین.


برای ارسال پست در باشگاه دوئل، دو هفته(تا دوازده شب پنجشنبه 14 شهریور) فرصت دارید.



.................................

سوژه دوئل رودولف لسترنج و رکسان ویزلی: جن موقت!


توضیح:

شما در اثر یه نفرین یا طلسمی، تبدیل به جن خانگی شدین. به بازار جن های خانگی برده و اون جا فروخته می شین و شخصی شما رو می خره. 24 ساعت فرصت دارین که یه لباس ازش بگیرین. اگه موفق بشین، آزاد می شین. اگه موفق نشین بعد از 24 ساعت تبدیل به یه حشره می شین.

توجه داشته باشین که فردی که شما رو می خره جادوگریا ساحره اس و جریان لباس دادن به جن ها رو می دونه. در نتیجه در حالت عادی به جن لباس نمی ده.

سوژه رو درباره هر شخصیتی که مایل باشین می تونین بنویسین.


برای ارسال پست در باشگاه دوئل، یک هفته(تا دوازده شب پنجشنبه، 7 شهریور) فرصت دارید.



جان سالم به در ببرید!


gelsennaneesriorabeckmitgidib


پاسخ به: دفتر دوئل(محل درخواست دوئل)
پیام زده شده در: ۰:۳۶ چهارشنبه ۳۰ مرداد ۱۳۹۸

هافلپاف، مرگخواران

رکسان ویزلی


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۳:۱۳ پنجشنبه ۱۷ مرداد ۱۳۹۸
آخرین ورود:
امروز ۷:۲۱:۱۸
گروه:
کاربران عضو
هافلپاف
ایفای نقش
ناظر انجمن
مرگخوار
پیام: 176
آفلاین
چه خوبه اینجا.
درخواست دوئل دارم با ایشون. مهلتشم یه هفته و هماهنگ شده.


رکسان خالی... خالی خالی! بدون ویزلی!

تصویر کوچک شده




پاسخ به: دفتر دوئل(محل درخواست دوئل)
پیام زده شده در: ۱۵:۵۹ سه شنبه ۲۹ مرداد ۱۳۹۸

جودی جک نایفold


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۱:۴۰ شنبه ۱۹ مرداد ۱۳۹۸
آخرین ورود:
۱۹:۱۸:۱۲ چهارشنبه ۴ دی ۱۳۹۸
از هـᓄـیــטּ ᓗـوالیـ جهنـᓄـ...
گروه:
کاربران عضو
پیام: 92
آفلاین
سلام ابلیس زمینی من!(با سیب زمینی اشتباه نگیرین ارباب!)
درخواست دوئل با پاتریشیا وینتربورن رو دارم!
مزاکره هامون به توافق رسیده و تحریم ها رو... یعنی زمان رو انتخاب کردیم!
زمانش هم دو هفته است.
.
.
.
میخوام... قشنگ به نحوه ابلیسی-جهنمی خوردش کنم!


...You must believe me to exist
...wait
God is busy
?Can i help you

***
آری، آن روز چو می رفت کسی
داشتم آمدنش را باور
من نمی دانستم
معنیِ «هرگز» را
تو چرا بازنگشتی دیگر؟


پاسخ به: دفتر دوئل(محل درخواست دوئل)
پیام زده شده در: ۲۱:۴۲ شنبه ۲۶ مرداد ۱۳۹۸

اسلیترین، مرگخواران

لرد ولدمورت


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۵:۳۹ سه شنبه ۸ آبان ۱۳۸۶
آخرین ورود:
دیروز ۲۲:۵۸:۴۲
از ما گفتن...
گروه:
کاربران عضو
اسلیترین
ناظر انجمن
مرگخوار
ایفای نقش
پیام: 5685
آفلاین

لطفا پست هاتونو به موقع ارسال کنین. حتی یک ثانیه تاخیر باعث رد شدن پست می شه.

............................

سوژه دوئل وین هاپکینز و الا ویلکینس: گروه!

توضیح:

یه روز صبح از خواب بیدار می شین و می بینین که رهبر یه گروه هستین(گروهی مثل مرگخوارا و محفل). توضیح بدین که این چه جور گروهیه. برای چی تشکیل شده. اعضاش کیا هستن...هدفشون چیه و چیکار می کنن و گروه چه قوانینی داره.

می تونین درباره خودتون هم بنویسین که عکس العملتون چیه. چه جور رهبری می شین و چیکار می کنین. گروهتون می تونه جدی و منطقی یا مسخره و طنز باشه.
پست ها حتما درباره شخصیت خودتون باشه.

در مورد دوئل ها یا سوژه هر سوالی داشتین می تونین بپرسین.

برای ارسال پست در باشگاه دوئل، دو هفته(تا دوازده شب یکشنبه 3 شهریور) فرصت دارید.


جان سالم به در ببرید!


gelsennaneesriorabeckmitgidib


پاسخ به: دفتر دوئل(محل درخواست دوئل)
پیام زده شده در: ۲۰:۳۹ جمعه ۲۵ مرداد ۱۳۹۸

هافلپاف

وین هاپکینز


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۵:۱۶ چهارشنبه ۱۹ تیر ۱۳۹۸
آخرین ورود:
دیروز ۱۵:۵۷:۵۲
از معدن زیر سایه ی ارباب
گروه:
کاربران عضو
هافلپاف
ایفای نقش
پیام: 217
آفلاین
سلام!
درخواست دوءل با الا ویلکینسرو دارم.هماهنگ هم شده.
مهلتش هم دو هفته لطفا



معدنچی ارباب!

●فقط ارباب●

هافل پاره ی تن منه!



پاسخ به: دفتر دوئل(محل درخواست دوئل)
پیام زده شده در: ۲۳:۰۸ یکشنبه ۱۳ مرداد ۱۳۹۸

اسلیترین، ویزنگاموت، مرگخواران

هکتور دگورث گرنجر


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۱:۴۲ سه شنبه ۲۴ تیر ۱۳۹۳
آخرین ورود:
۸:۳۷:۵۲ دوشنبه ۲۸ بهمن ۱۳۹۸
از روی شونه های آریانا!
گروه:
مرگخوار
ناظر انجمن
ایفای نقش
اسلیترین
کاربران عضو
پیام: 755
آفلاین
نتیجه ی سالازار اسلیترین و سوروس اسنیپ:

امتیازهای داور اول:
سالازار اسلیترین: 23.5 امتیاز- سوروس اسنیپ: 23 امتیاز

امتیازهای داور دوم:
سالازار اسلیترین: 21 امتیاز- سوروس اسنیپ: 22 امتیاز

امتیازهای داور سوم:
سالازار اسلیترین: 23امتیاز- سوروس اسنیپ: 21 امتیاز

امتیازهای نهایی:
سالازار اسلیترین:22.5 امتیاز- سوروس اسنیپ: 22 امتیاز

برنده دوئل: سالازار اسلیترین!

...............................

- ریون تالار هوشمند ها زده!
- هک اینو هشتصد و هفتاد بار دیگه هم گفتی. ما هم پرسیدیم از کجا اینو میدونی؟
- شنیدم!
- خب!
- خب!
- خب؟
- بریم بترکونیمش! تالار اسرار باید یه دونه باشه!
- هک متوجهی که ما نمیدونیم این تالاری که میگی کجاست و چجوری باید بریم توش؟
- من میدونم!
- بزنید بریم!

دقایقی بعد هکتور دگورث گرنجر به عنوان نخود هر آش و سوروس اسنیپ به عنوان نماینده ی جماعت اسلیترین راه افتادن تا به سمت تالار مورد نظر ریونکلاوی ها برن.
بعد از اینکه چهار ساعت راهرو های پیچ در پیچ و کشف نشده ی هاگوارتز رو متر کردن و نفس اسنیپ دیگه تقریبا قطع شده بود، هکتور جلوی یه دیوار متوقف شد.
- همینجاست!
- این... جا؟
- آره همینجاست!

هکتور بعد از گفتن این جمله به سوراخی روی دیوار که به سختی دیده میشد. سوراخی در ابعاد سر نیش لینی!

- خب حالا چجوری باید بریم تو؟
- از همین سوراخه!
- هک منو مسخره کردی؟ یا عقلت کم شده؟ از اینجا؟ انگشت منم از این رد نمیشه خب!
- نه باید نیش لینی بذاریم توش!
- هک! نیش لینی آخه؟ الان نکنه انتظار داری برم به لینی بگم نیشتو قرض بده میخوام برن تو تالارتون؟ نیش لینی از کجا بیارم آخه؟
- از اینجا!

هکتور دستشو تو جیبش میکنه و در کمال شگفتی و بهت اسنیپ یه عدد نیش لینی از جیبش در میاره!

اسنیپ چنان شگفت زد شد که کلا حرف زدن رو یادش رفت. فقط وقتی به خودش اومد که هکتور به در پاکت نامه ای روی دیوار اشاره میکرد.
- از اینجا برو تو!
- از اینجا؟ نمیشه که!
- میشه، سرتو ببر نزدیک هورتت میکشه، میبرتت تو تالار!
- تو نمیای؟
- من از همینجا هواتو دارم! برو زود بیا! هیولاشونو هم نابود کن!

اسنیپ که چاره ی دیگه ای پیش روش نمیدید سرشو نزدیک در برد و لحظه ای بعد توی تالار ریونی ها بود!

صبح روز بعد- تالار اسلیترین:

- آخه چطور ممکنه؟ هک تو ندیدی چی شد؟
- نه من باهاش نرفتم تو! خودش گفت میخواد تنهایی بره! میخواست افتخارش واسه خودش تنها باشه.
- دقیقا چه اتفاقی افتاد یه بار دیگه بگو!

هکتور برای بار چهل و ششم ماجرا رو توضیح داد.
- اسنیپ از در رفت تو. هیچ صدایی هم نمیومد. همه چی عادی بود مثل معجون های من! یک ساعت که گذشت یهو اسنیپ پرید بیرون. هی آخ و اوخ میکرد. یه ساعت بعدشم که دیدین افتاد مرد!
- تنها چیزی هم که پیدا کردیم دو تا جای نیش بود هر کدوم اندازه ی یه گردو!
- حتما کار هیولای تالارشون بوده!
- به هر حال حیف شد که مرد جوون خوبی بود!
- آره معجون ساز خوبی هم بود.

همه به قدری مشغول تعریف و تمجید از مرحوم مغفور سوروس اسنیپ بودن که متوجه نیش دراز و بلندی که هکتور توی جیبش مخفی کرد، نشدن.


ویرایش شده توسط هکتور دگورث گرنجر در تاریخ ۱۳۹۸/۵/۱۳ ۲۳:۱۲:۳۰

ارباب یه دونه باشن... واسه ی نمونه باشن!




پاسخ به: دفتر دوئل(محل درخواست دوئل)
پیام زده شده در: ۰:۴۳ یکشنبه ۱۳ مرداد ۱۳۹۸

اسلیترین، مرگخواران

بلاتریکس لسترنج


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۲:۰۵ سه شنبه ۱۸ مهر ۱۳۹۶
آخرین ورود:
دیروز ۲۳:۰۰:۲۷
از زير سايه لرد سياه
گروه:
مرگخوار
ناظر انجمن
ایفای نقش
اسلیترین
کاربران عضو
پیام: 535
آفلاین
نتیجه دوئل سر کادوگان و رودولف لسترنج:

امتیازهای داور اول:
سرکادوگان: 27.5 امتیاز - رودولف لسترنج: 27 امتیاز

امتیازهای داور دوم:
سرکادوگان: 28.5 امتیاز – رودولف لسترنج: 27 امتیاز

امتیازهای داور سوم:
سرکادوگان: 28 امتیاز – رودولف لسترنج: 27.5 امتیاز

امتیازهای نهایی:
سرکادوگان: 28 امتیاز – رودولف لسترنج: 27 امتیاز

برنده دوئل: سرکادوگان!

.........................

-واقعا بس نیست؟

نبود... دستور داشت... یک شوالیه واقعی تحت هر شرایطی دستورات را اجرا می‌کند.

-خب این تو که نمی‌شه بیای... زشته!
-تو از زشتی حرف می‌زنی؟... باید بیام... قانون قانونه و دستور واضحه... هرجا و تحت هر شرایطی.

رودولف نمی‌فهمید... این چه دستوریست که حتی حق داشتن آرامش روانی در مرلینگاه را از او سلب می‌کرد.
-خب نمیشه!
-منم همچین خوشم نمیاد با تو بیام تو مرلینگاه‌! بوق بهت حتی... اما مجبورم مجبور! نمی‌خوای... دوست نداری، نرو خب!

-با کی حرف می‌زنی؟

رودولف نفس راحتی کشید... بالاخره یک نفر وارد شد که می‌توانست کادوگان را راضی کند.
-بیا بلا... بیا شوهر مثل دست گلت رو نجات بده... این شوالیه بوقی گیر داده که حتی تو مرلینگاهم باهام بیاد.
-کاکتوس. هوم... شوالیه بوقی؟... پس قراره جلو من اینجوری صداش کنی. حالا کجا قایمش کردی؟

رودولف هیپوگریف پیشانی سفید خانه ریدل‌ها شده بود.
-نه نه بلا... اینو می‌گم... سرکادوگان!

و به تابلوی خالی اشاره کرد... بله! تابلو خالی بود... نسبتا!
کمی توجه لازم بود تا بتوان کادوگان پنهان شده لای شاخ و برگ درختان را دید.

-من رو می‌خوای تسترال کنی رودولف؟... من جوجه جغد رو رنگ می‌کنم، جای هیپوگریف می‌فروشم.

دردسر بزرگی پیش روی رودولف بود.
-بلا...
-نه دیگه... توجیه نکن! حتی دیگه مهم هم نیست کجا قایمش کردی. دیگه نمی‌تونم تحملت کنم.

تحمل نکردن، به معنی طلاق بود؟

-طلاق؟ هه! فک کردی!

شپلق!

گلدان بتنی کنج اتاق، در اثر اصابت به فرق سر رودولف هزار تکه شد. گلدان بیچاره.
و کادوگان محل را با سربلندی ترک کرد... ماموریتش با موفقیت به اتمام رسید... تا آخرین نفس رودولف، از کنارش تکان نخورده بود.


I was and am the Dark Lord's most loyal servant
I learned the Dark Arts from him







شما می ‌توانید مطالب را بخوانید
شما نمی توانید عنوان جدید باز کنید
شما نمی توانید به عنوان‌ها پاسخ دهید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را ویرایش کنید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را حذف کنید
شما نمی توانید نظر سنجی اضافه کنید
شما نمی توانید در نظر سنجی ها شرکت کنید
شما نمی توانید فایل‌ها را به پیام خود پیوست کنید
شما نمی توانید پیام بدون نیاز به تایید بزنید
شما نمی توانید از نوع تاپیک استفاده کنید.
شما نمی توانید از HTML در نوشته های خود استفاده کنید
شما نمی توانید امضای خود را فعال/غیر فعال کنید
شما نمی توانید صفحه pdf بسازید.
شما نمی توانید پرینت بگیرید.

[جستجوی پیشرفته]


هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است | ۱۳۹۸-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.