هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل


در حال دیدن این عنوان:   2 کاربر مهمان





پاسخ به: دفتر دوئل(محل درخواست دوئل)
پیام زده شده در: ۰:۰۰ سه شنبه ۱۶ مهر ۱۳۹۸

اسلیترین، مرگخواران

لرد ولدمورت


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۴:۳۹ سه شنبه ۸ آبان ۱۳۸۶
آخرین ورود:
امروز ۰:۵۷:۲۳
از ما گفتن...
گروه:
کاربران عضو
اسلیترین
ناظر انجمن
مرگخوار
ایفای نقش
پیام: 5874
آفلاین
تاپیک دوئل به مدت نامعلومی تعطیله.

.........................

نتیجه دوئل سو لی و رودولف لسترنج:


امتیاز های داور اول:
رودولف لسترنج: 27 امتیاز – سو لی: 27.5 امتیاز

امتیاز های داور دوم:
رودولف لسترنج: 27 امتیاز – سو لی: 27.5 امتیاز

امتیاز های داور اول:
رودولف لسترنج: 27.5 امتیاز – سو لی: 27 امتیاز

امتیاز های نهایی:
رودولف لسترنج: 27 امتیاز – سو لی: 27.5 امتیاز


برنده دوئل: سو لی!

...........................


- من می تونم یه چیزی بگم؟ فقط یه جمله؟

هکتور سر سو را که از لای معجون داخل پاتیل بیرون زده بود، با ملاقه دوباره به داخل معجون فرو کرد.
- خیر. ارباب فرمودن مغزپخت بشین.

رودولف از سمت دیگر معجون خارج شد.
- می شه به ارباب یادآوری کنی که‌ من مغزی ندارم؟ شاید مشمول دو درجه تخفیف شدم و به جوشوندنم اکتفا فرمودن.

هکتور با ملاقه، دو مرگخوار معجون پز شده را هم زد.
- حرف نباشه. من دستورات رو تمام و کمال اجرا می کنم. آماده این؟ می‌خوام‌ پیاز رنده کنم‌ روتون.

سو اصلا آمادگی روانی لازم برای پیاز مالی شدن را نداشت. ولی هکتور اهمیتی نداد و پیازش را رنده کرد.

ده دقیقه بعد آتش زیر پاتیل را خاموش کرد.
- خب...آماده این. تا شما باشین دیگه خودتونو کپی نکنین...

سو و رودولف، داخل کاسه های عمیق کشیده و سر میز برده شدند.
هکتور با خوشحالی کاسه های تزئین شده با شوید و جعفری را جلوی سو و رودولفی که پشت میز نشسته بودند گذاشت.
- خب...نوش جان.

رودولف داخل کاسه شروع به پچ پچ کردن با رودولف پشت میز کرد. هکتور متوجه شد.
- حرف نباشه. فقط بخورین. حالا که نمی خوایین اعتراف کنین کدومتون واقعی هستین و کدومتون کپی شدین، باید مجازات بشین. رودولف...شروع کن.

رودولف قاشقش را داخل کاسه فرو کرد و مقداری معجون رودولفی برداشت.
- بوی مزخرفی می دم!

سو، نخورده دچار حالت تهوع شده بود. معجون بوی پیاز می داد.
- من اگه اینو بخورم می‌میرم. سوی توی کاسه هم می‌میره. چون خورده شده‌. در هر صورت بی سول می شین.

ولی هکتور رحم نداشت و ضربه آخر را هم زد.
-صبر کنین. چاشنی آخرش مونده.

اره برقی بسیار زشت و زنگ زده ای از زیر میز خارج کرد. جلوی چشم رودولف ها و سو ها خودش را از وسط به دو نیم کرد. هر یک از دو نیم روی لبه یکی از کاسه ها ایستاد.
-خب...نیمه هکولیا...با سه شماره شیرجه می زنیم. یک...دو...

هکولی سمت راست زودتر شیرجه اش را زد. هکتور حتی سر خودش هم کلاه می گذاشت.


معجون، حالا تبدیل به یک مجازات واقعی شده بود.


I was ripped from my body, I was less than spirit, less than the meanest ghost... But still, I was alive.

قوانین دوئل - قوانین نقد انجمن خانه ریدل ها


پاسخ به: دفتر دوئل(محل درخواست دوئل)
پیام زده شده در: ۲۳:۵۶ دوشنبه ۸ مهر ۱۳۹۸

اسلیترین، ویزنگاموت، مرگخواران

هکتور دگورث گرنجر


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۱:۴۲ سه شنبه ۲۴ تیر ۱۳۹۳
آخرین ورود:
امروز ۰:۴۵:۱۰
از روی شونه های آریانا!
گروه:
مرگخوار
ناظر انجمن
ایفای نقش
اسلیترین
کاربران عضو
پیام: 775
آفلاین
در پاتیل دفتر دوئل همواره به روی معجون شوندگان دوئل کنندگان محترم بازه سو!

.......................

سوژه دوئل سو لی و رودولف لسترنج: خوددرگیری!

توضیح:

شما خواسته یا ناخواسته(در حال آزمایش یا هر چی) خودتونو کپی می کنین! یعنی یکی از خودتون ایجاد می کنین.

این کپیتون می تونه خوب باشه یا بد. اخلاقش می تونه مثل شما باشه یا متضادتون. می تونه در هر موردی کمکتون کنه، می تونه جاتونو بگیره...می تونه به حرفتون گوش کنه یا نکنه.
توضیح بدین که کجا می ره...چیکار می کنه...شما چیکار می کنین؟ سعی می کنین از شرش خلاص بشین یا نه.


برای ارسال پست در باشگاه دوئل، پنج روز( تا دوازده شب شنبه 13 مهر) فرصت دارید.


ارباب یه دونه باشن... واسه ی نمونه باشن!




پاسخ به: دفتر دوئل(محل درخواست دوئل)
پیام زده شده در: ۱۶:۳۸ یکشنبه ۷ مهر ۱۳۹۸

ریونکلاو، مرگخواران

سو لى


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۱:۳۲ دوشنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۷
آخرین ورود:
۱۴:۳۰:۲۷ سه شنبه ۶ خرداد ۱۳۹۹
از این سو، به اون سو!
گروه:
مرگخوار
ایفای نقش
ناظر انجمن
ریونکلاو
کاربران عضو
پیام: 402
آفلاین
امممم...
میشه یه دقیقه بیام تو؟ میخوام درخواست دوئل رو تحویل داورا بدم. نمیشه؟
همینجا میگم پس.
درخواست دوئل پنج روزه دارم با اون آقا که اون طرف حیاط توی اتاقک نگهبانیه. هماهنگ هم شده.


بلای جان ارباب!

بهش دست نزنید! مال منه.

"ONLY RAVEN"

ارباب... میشه بیام تو؟


پاسخ به: دفتر دوئل(محل درخواست دوئل)
پیام زده شده در: ۲۳:۲۱ چهارشنبه ۳ مهر ۱۳۹۸

اسلیترین، مرگخواران

لرد ولدمورت


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۴:۳۹ سه شنبه ۸ آبان ۱۳۸۶
آخرین ورود:
امروز ۰:۵۷:۲۳
از ما گفتن...
گروه:
کاربران عضو
اسلیترین
ناظر انجمن
مرگخوار
ایفای نقش
پیام: 5874
آفلاین
سوژه دوئل رکسان خالی، آریانای وقت نشناس، تاتسویای اوس ساما: بازرسی خصمانه!


توضیح: شما بازرس وزارتخونه شدین. برای بازرسی به جایی فرستاده می شین که مدیر/مسئول یا صاحبش کسیه که باهاش دشمنی دارین یا به هر دلیلی ازش خوشتون نمیاد.
الان وقت انتقامه و هی می خوایین از اون مکان ایراد الکی بگیرین و تعطیل یا جریمه اش کنین.
توضیح بدین اون مکان کجاست...کی اداره اش می کنه...کاراش درست و قانونی هستن یا نه و شما موفق می شین یا نه.

سوژه رو لازم نیست حتما در مورد شخصیت خودتون بنویسین.

برای ارسال پست در باشگاه دوئل، دو هفته ( تا دوازده شب پنجشنبه 18 مهر) فرصت دارید.


جان سالم به در ببرید!

.............................


نتیجه دوئل رودولف لسترنج و ابیگییییل نیکولا:


امتیازهای داور اول:
رودولف لسترنج: 27.5 امتیاز - ابیگییییل نیکولا: 26 امتیاز

امتیازهای داور دوم:
رودولف لسترنج: 27 امتیاز - ابیگییییل نیکولا: 25.5 امتیاز

امتیازهای داور سوم:
رودولف لسترنج: 27 امتیاز - ابیگییییل نیکولا:26 امتیاز

امتیازهای نهایی:
رودولف لسترنج: 27 امتیاز - ابیگییییل نیکولا: 26 امتیاز


برنده دوئل: رودولف لسترنج!

..................

-برای آخرین بار بهت می گم...میای سرجات یا روش برخوردمو عوض کنم؟
-روش برخوردتو عوض کن ببینم می خوای چیکار کنی!

بدن عصبانی شد...سر، تصمیم گرفت شانه هایش را بالا بیندازد؛ ولی شانه روی بدن بود.
با وجود این، سر سلاح قدرتمندی داشت.
-مغزت هنوز توی منه. دستور می دم شونه هاتو بالا بندازی.
-مغزم هر جا می خواد باشه...با هیچی به شونه هام وصل نیست. در نتیجه، دستورت دریافت نشد!
-تو اصلا با چی داری حرف می زنی؟ دهنم که روی منه...
بدن جواب نداد. پشتش را به سر کرد و سرگرم بریدن طناب ها شد.

-هی هی...مواظب باش...داری دستامو زخمی می کنی.
-دستای خودمن! اگه می تونی جلومو بگیر.

بدن رودولف، خیلی زود فهمید که سرش زیاد قابل مذاکره نیست. باید فکر دیگری می کرد. ولی سخت بود.
فکر کردن بدون مغز، کار سختی هست. برای همین فکر نکرد...عمل کرد!

چند دقیقه بعد، چند جادوگر سیاه و خشن دور میزی نشسته بودند. در صدر میز، بدن بدون سر رودولف نشسته بود که کت و شلواری شیک و تمیز به تن داشت و حتی کراوات هم زده بود که هر چه بیشتر، قانع کننده به نظر برسد. گرچه چون گردنی در کار نبود، مجبور شده بود کراوات را با سنجاق قفلی به یقه کتش وصل کند.
-خب آقایون...اینطور که فهمیدم کار شما فقط با مغزه...منم که کار زیادی با مغزم ندارم. الان می خوام باهاتون معامله کنم. بذارین من برم...منم لوتون نمی دم!

یکی از "آقایون" وانمود کرد که در حال فکر کردن است...
-خب...گفتی معامله...این وسط چی به ما می رسه؟ اگه دفنت کنیم هم نمی تونی لومون بدی.

بدن رودولف آرزو کرد که کاش سرش آنجا بود و به او کمک می کرد.
-مغز ندارم...ولی هیکل متناسب و عضلات جذابم در خدمت شماست! می تونم براتون سر ساحره بیارم. یعنی ساحره ها رو بیارم. سرشون مال شما...

آقایون چپ چپ به رودولف نگریستند!

-نمی بینم...ولی حس می کنم! در مورد من چه فکری کردین؟ بقیه شون هم مال شما. برای شروع هم نیکولا رو میارم. ابیگل نیکولا!


I was ripped from my body, I was less than spirit, less than the meanest ghost... But still, I was alive.

قوانین دوئل - قوانین نقد انجمن خانه ریدل ها


پاسخ به: دفتر دوئل(محل درخواست دوئل)
پیام زده شده در: ۲۳:۰۴ سه شنبه ۲ مهر ۱۳۹۸

هافلپاف، مرگخواران

رکسان ویزلی


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۳:۱۳ پنجشنبه ۱۷ مرداد ۱۳۹۸
آخرین ورود:
دیروز ۹:۳۴:۴۶
گروه:
کاربران عضو
هافلپاف
ایفای نقش
مرگخوار
پیام: 191
آفلاین
سلااااام!
سلام لام لام...

آهان... اتاق باید اکو کنه نه من!

درخواست دوئل دو هفته ای داریم با تاتسویا موتویاما و آریانا دامبلدور. تیمی نیست دوئل.

هماهنگ شده.


ویرایش شده توسط رکسان ویزلی در تاریخ ۱۳۹۸/۷/۲ ۲۳:۱۳:۳۴

رکسان خالی... خالی خالی! بدون ویزلی!

تصویر کوچک شده


ارباب میشه زنده بمونم؟


پاسخ به: دفتر دوئل(محل درخواست دوئل)
پیام زده شده در: ۲۲:۰۸ یکشنبه ۲۴ شهریور ۱۳۹۸

اسلیترین، مرگخواران

لرد ولدمورت


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۴:۳۹ سه شنبه ۸ آبان ۱۳۸۶
آخرین ورود:
امروز ۰:۵۷:۲۳
از ما گفتن...
گروه:
کاربران عضو
اسلیترین
ناظر انجمن
مرگخوار
ایفای نقش
پیام: 5874
آفلاین
جادوگران، ساحره ها، جانوران و موجودات جادویی!


دفتر دوئل به مدت یک هفته تعطیل(قفل) می باشد.
اعلام نتایج دوئل هایی که توی این مدت زده می شن به بعد از این یک هفته موکول می شه.


صبور باشید!


I was ripped from my body, I was less than spirit, less than the meanest ghost... But still, I was alive.

قوانین دوئل - قوانین نقد انجمن خانه ریدل ها


پاسخ به: دفتر دوئل(محل درخواست دوئل)
پیام زده شده در: ۲۲:۴۹ شنبه ۲۳ شهریور ۱۳۹۸

اسلیترین، ویزنگاموت، مرگخواران

هکتور دگورث گرنجر


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۱:۴۲ سه شنبه ۲۴ تیر ۱۳۹۳
آخرین ورود:
امروز ۰:۴۵:۱۰
از روی شونه های آریانا!
گروه:
مرگخوار
ناظر انجمن
ایفای نقش
اسلیترین
کاربران عضو
پیام: 775
آفلاین
لطفا برای مهلت دوئل "روز" اعلام کنین، نه ساعت. همه دوئلا رو تا دوازده شب پایان مهلت در نظر می گیریم. روز اعلام سوژه رو هم حساب نمی کنیم. برای همین نمی شه ساعت دقیق تعیین کرد.

...................

سوژه دوئل رودولف لسترنج و ابیگل نیکولا: سرگردان!

توضیح:

یه باند قاچاق اعضای بدن، شما رو گرفته. وقتی تقاضای آزادی می کنین، سر شما رو به گروگان می گیرن و ازتون می خوان برین و یه نفر دیگه رو به جای خودتون به عنوان قربانی بیارین. توضیح بدین با این شرایط چطوری و کجا می رین. کیو میارین یا سعی می کنین بیارین...

سوژه رو لازم نیست حتما درباره شخصیت خودتون بنویسین.

برای ارسال پست در باشگاه دوئل، سه روز( تا 12 شب سه شنبه 26 شهریور فرصت دارید).



...........................

سوژه دوئل وین هاپکینز و استفن کورنفوت: وزیر گمشده!

توضیح:

وزیر سحر و جادو گم شده...و شما مسئول این اتفاق هستین(شما باعثش شدین). توضیح بدین که خواسته یا ناخواسته چه بلایی سر وزیر آوردین و الان کجاست.

سوژه رو فقط در مورد شخصیت خودتون بنویسین.

برای ارسال پست در باشگاه دوئل، یک هفته( تا 12 شب یکشنبه 31 شهریور) فرصت دارید.


ارباب یه دونه باشن... واسه ی نمونه باشن!




پاسخ به: دفتر دوئل(محل درخواست دوئل)
پیام زده شده در: ۲۱:۵۳ جمعه ۲۲ شهریور ۱۳۹۸

ریونکلاو

استفن کورنفوت


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۵:۳۹ پنجشنبه ۱۰ مرداد ۱۳۹۸
آخرین ورود:
۱:۲۱:۴۳ جمعه ۲ خرداد ۱۳۹۹
از اون ور در رفت
گروه:
کاربران عضو
ریونکلاو
ایفای نقش
پیام: 59
آفلاین
درخواست برقراری یه دوئل دارم.
با وین هاپکینز به مدته یه هفته.
همچی از قبل هماهنگ شده اس.



ویرایش شده توسط استفن کورنفوت در تاریخ ۱۳۹۸/۶/۲۳ ۱۱:۳۷:۳۶


پاسخ به: دفتر دوئل(محل درخواست دوئل)
پیام زده شده در: ۱۹:۲۵ جمعه ۲۲ شهریور ۱۳۹۸

ابیگل نیکولا


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۰:۳۱ جمعه ۱۸ مرداد ۱۳۹۸
آخرین ورود:
۱۴:۲۵:۳۵ جمعه ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۹
از همین طرفا!
گروه:
ایفای نقش
کاربران عضو
پیام: 40
آفلاین
این رودولفه منو دعوت کرده دوئل!
هماهنگ شده اس مدتشم 72 ساعت ناقابل بی زحمت!


BOOM!

No! I'll not smile, but I'll show you my teeth.

شناسه قبلی:اشلی ساندرز


پاسخ به: دفتر دوئل(محل درخواست دوئل)
پیام زده شده در: ۱۶:۲۷ شنبه ۱۶ شهریور ۱۳۹۸

اسلیترین، مرگخواران

لرد ولدمورت


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۴:۳۹ سه شنبه ۸ آبان ۱۳۸۶
آخرین ورود:
امروز ۰:۵۷:۲۳
از ما گفتن...
گروه:
کاربران عضو
اسلیترین
ناظر انجمن
مرگخوار
ایفای نقش
پیام: 5874
آفلاین
نتیجه دوئل جودی جک نایف و پاتریشیا وینتربورن:


امتیازهای داور اول:
جودی جک نایف: 25 امتیاز – پاتریشیا: 26.5 امتیاز

امتیازهای داور دوم:
جودی جک نایف: 25 امتیاز – پاتریشیا وینتربورن: 27 امتیاز

امتیازهای داور سوم:
جودی جک نایف: 25.5 امتیاز – پاتریشیا وینتربورن: 27 امتیاز

امتیازهای نهایی:
جودی جک نایف: 25 امتیاز - پاتریشیا وینتربورن: 27 امتیاز

برنده دوئل: پاتریشیا وینتربورن!

...................


-خانم جک نایف‌‌‌، نمی خوایین در این مورد توضیح بدین؟
- همه کنجکاون راز نقاب شما رو از زبون خودتون بشنون.
-حداقل یه راهنمایی بکنین. شایعاتی که در مورد یه نوع جادوی قدیمی وجود داره درسته؟
-مردم حق دارن بدونن.

جودی حرفی نزد‌. مثل‌ همیشه. فقط لبخند زد و وارد خانه اش شد.
مدتها بود که درگیر سوال ها و جواب های بی پایان مردم شده بود. مردمی که به دنبال نقابی به این مقاومت بودند.
تغییر چهره هر ساله برایشان سخت بود. تغییر ماهانه و حتی هفتگی، برای جادوگران و ساحره هایی که در آمد کمتری داشتند، سخت تر!
گذشته از هزینه های صرف شده، مردم دوست داشتند به چهره های خودشان عادت کنند. دوست داشتند همدیگر را بشناسند. ولی فرسودگی سریع نقاب ها این اجازه را به آن ها نمی داد.
کسی که عاشقانه دوستش داشتند ممکن بود روز دیگر، با چهره ای کاملا متفاوت در مقابلشان حاضر شود.

فقط یک نفر بود که سال ها با یک نقاب زندگی کرده بود‌.
پنج سال...
امروز درست پنج سال می شد که جودی جک نایف، چهره ای ثابت داشت. چهره ای که او را بشدت محبوب و مشهور کرده بود.

وارد خانه اش شد و در خانه را بست تا از سیل سوال و کنجکاوی خبرنگاران در امان‌ بماند.
به اتاقش رفت...
-چقدر کنجاون...خسته شدم. بهتره نقاب رو بردارم...و کمی استراحت کنم.

به چهره خودش درون آینه خندید...
دستی به صورتش کشید.
به صورت جودی.
و روزی را به خاطر اورد که جودی با هیجان در مورد کشف جدیدش به او گفته بود.

درست پنج سال پیش بود.

-پات این واقعا ترسناکه...باید کل صورت طرف رو با ظرافت جدا کنی و روی صورت خودت بدوزی. سه روز تموم باید اون جا بمونه تا با صورتت تطبیق پیدا کنه. برای دوختن، فقط باید از مویرگ های نازک خودش استفاده کنی‌. جنس سوزن هم از استخون خودش باشه. ولی مهم تر از همه، در تمام این مدت و سه روز بعدی، حواست باشه که طرف نمیره. خون باید تو بدنش جریان داشته باشه. وگرنه صورتش همون لحظه از بین می ره. این نقاب سال ها می تونه سالم بمونه. البته من باور نمی‌کنم. این حرفی بود که چمبرز پیر بهم‌ گفت.

پاتریشیا به جودی نگاه کرده بود. جودی چهره ای کاملا قابل قبول داشت و هنوز با هیجان در حال توضیح دادن در مورد این نقاب جادویی سیاه بود.
-فکرشو بکن!

پاتریشیا فقط فکر نکرده بود....عمل‌هم‌کرده بود‌.


I was ripped from my body, I was less than spirit, less than the meanest ghost... But still, I was alive.

قوانین دوئل - قوانین نقد انجمن خانه ریدل ها







شما می ‌توانید مطالب را بخوانید
شما نمی توانید عنوان جدید باز کنید
شما نمی توانید به عنوان‌ها پاسخ دهید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را ویرایش کنید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را حذف کنید
شما نمی توانید نظر سنجی اضافه کنید
شما نمی توانید در نظر سنجی ها شرکت کنید
شما نمی توانید فایل‌ها را به پیام خود پیوست کنید
شما نمی توانید پیام بدون نیاز به تایید بزنید
شما نمی توانید از نوع تاپیک استفاده کنید.
شما نمی توانید از HTML در نوشته های خود استفاده کنید
شما نمی توانید امضای خود را فعال/غیر فعال کنید
شما نمی توانید صفحه pdf بسازید.
شما نمی توانید پرینت بگیرید.

[جستجوی پیشرفته]


هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است. ۱۳۹۹-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.