هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل


در حال دیدن این عنوان:   1 کاربر مهمان





پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۱۹:۲۶:۰۷ دوشنبه ۲۹ مهر ۱۳۹۸

دراكو مالفوى


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۷:۱۹ پنجشنبه ۵ مهر ۱۳۹۷
آخرین ورود:
۱۹:۲۴:۵۵ پنجشنبه ۲ آبان ۱۳۹۸
گروه:
کاربران عضو
ایفای نقش
پیام: 36
آفلاین
شخصیت نام:دراکو مالفوی
تولد:5 ژوئن
چوبدستی:چوب دزخت زالزالک و موی اسب تک شاخ
گروه:اسلترین
پدر:لوسیوس مالفوی
مادر:نارسیسیا مالفوی
جارو:نیمبوس 2001
بسیاری از رفتارهای دراکو در مدرسه از تاثیرگذارترین شخصی که او میشناخت، پدرش، الگوبرداری شده بود و او صادقانه رفتار سرد و تحقیرآمیز لوسیوس نسبت به همه افراد خارج از دایره نزدیکانش را تقلید میکرد. دراکو که از نظر جسمی چندان با اباهت نبود با جذب کردن مرید دوم (کراب پیش از هاگوارتز در این مقام قرار داشت) در قطاری که به مدرسه میرفت، در طول شش سال تحصیلش از کراب و گویل به عنوان ترکیبی از مرید و محافظ استفاده میکرد.احساسات دراکو نسبت به هری همیشه تا حد زیادی به خاطر حسادت بود. با وجودی که او هرگز طعم شهرت را نچشیده بود، هری بیشک آدمی بود که بیشترین حرف درباره او زده میشد و مورد تحسین ترین فرد در مدرسه بود؛ این موضوع طبیعتا برای پسری که با چنان تصوری بزرگ شده بود که جایگاهی تقریبا شاهانه در جامعه ی جادوگری دارد، آزاردهنده بود. از آن فراتر هری در پرواز از او با استعدادتر بود؛ یعنی همان مهارتی که مالفوی مطمئن بود در آن ، میتواند همه را در سال اول تحت تاثیر قرار دهد. این حقیقت که استاد معجونسازی، اسنیپ از مالفوی خوشش میآمد و هری را تحقیر میکرد تنها یک جبران مختصر بود.دراکو که شیفتهی تصور خود به عنوان یک مرگخوار واقعی شده بود، با عزمی راسخ راهی هاگوارتز شد. او که به تدریج متوجه شده بود ماموریتش بسیار دشوارتر از آن چیزی است که تصور میکرده و پس از آن که نزدیک بود دو نفر دیگر را به جای دامبلدور بکشد، کم کم اعتماد به نفسش را از دست داد. دراکو که خطر آسیب دیدن خود و خانوادهاش را بر فراز سرش حس میکرد، کم کم شروع به خرد شدن زیر فشار کرد. تصورات دراکو دربارهی خودش و جایگاهش در جهان داشت از هم میپاشید. او در تمام زندگیاش از پدری بت ساخته بود که از خشونت حمایت میکرد و هیچ ابایی نداشت خود نیز از آن استفاده کند و حال پسرش دریافته بود که تمایلی به قتل ندارد و او این را شکستی شرمآور میدانست.زمانی که لوسیوس کمی بعد از آزکابان آزاد شد، خانواده اجازه پیدا کردند که زنده بمانند و به عمارت مالفوی باز گردند. گرچه اکنون دیگر کاملا بیاعتبار بودند. مالفویها از رویاهای رسیدن به بالاترین موقعیتها در حکومت ولدمورت به پایینترین مرتبه مرگخوارها تنزل پیدا کرده بودند؛ بیعرضهها و افراد ضعیفی که از این پس مورد تحقیر و تمسخر لرد سیاه بودند.


اگه ممکنه دسترسی منو برگردونید.


تایید نشد.
لطفا پیام‌شخصی‌ای که براتون ارسال شده رو مطالعه کنین.


ویرایش شده توسط لینی وارنر در تاریخ ۱۳۹۸/۷/۳۰ ۱۴:۲۳:۵۸

JUST SLYTHRIN


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۱۵:۴۸:۱۱ دوشنبه ۲۹ مهر ۱۳۹۸

گریفیندور

کوین آبلی


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۳:۴۱:۱۳ پنجشنبه ۲۵ مهر ۱۳۹۸
آخرین ورود:
۱۳:۱۳:۴۰ جمعه ۲۴ آبان ۱۳۹۸
گروه:
کاربران عضو
گریفیندور
ایفای نقش
پیام: 6
آفلاین
بلیت رزرو و تایید شد.
لطفا معرفی شخصیت روتایید کنید.


هنوز پاسخی به بلیتتون ندادین تا مدیرا بتونن تصمیمی بگیرن.


ویرایش شده توسط لینی وارنر در تاریخ ۱۳۹۸/۷/۳۰ ۳:۲۵:۲۷


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۲۳:۴۳:۱۱ شنبه ۲۷ مهر ۱۳۹۸

گریفیندور

هرمیون گرنجر


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۲:۵۸ جمعه ۲۷ مهر ۱۳۹۷
آخرین ورود:
۲۰:۵۷:۳۵ شنبه ۱۸ آبان ۱۳۹۸
از مشهد
گروه:
مترجم
کاربران عضو
ایفای نقش
گریفیندور
پیام: 117
آفلاین
سلام.من برگشتممممممم......نه نه نه....توروخدا بلند نشین..... ...خودم میدونم خوش اومدم....هرمیون گرنجر هستم قبلا معرفی دادم ولی خب دسترسیم قطع شد دیگه


انجام شد.


ویرایش شده توسط لینی وارنر در تاریخ ۱۳۹۸/۷/۳۰ ۱۴:۲۰:۳۲

&وفاداری و شجاعت در رگهای من جریان دارند&


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۲۳:۴۱:۰۹ پنجشنبه ۲۵ مهر ۱۳۹۸

گریفیندور

کوین آبلی


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۳:۴۱:۱۳ پنجشنبه ۲۵ مهر ۱۳۹۸
آخرین ورود:
۱۳:۱۳:۴۰ جمعه ۲۴ آبان ۱۳۹۸
گروه:
کاربران عضو
گریفیندور
ایفای نقش
پیام: 6
آفلاین
نام: کوین آبلی

گروه: گریفندور

نژاد: ماگل زاد

چوبدستی: چوب درخت سرو و مغز روغن فراموشی به طول 22 سانتی متر، خشک

اختراع: روغن فراموشی

پاتروناس: ندارد؛ اما وقتی از این ورد استفاده می کند، دیوانه سازها فراموشی می گیرند.

ویژگی های ظاهری: موی قهوه ای بلند، رنگ چشم زرد، قد بلند و پوست سفید

کوین آبلی یک دانش آموز گریفیندوری بود که درباره ی فراموشی و معجون ها تحقیقات زیادی می کرد؛ چرا که نسبت به این دو علاقه ی زیادی داشت.

او هنگامی به فراموشی علاقه مند شد که یکی از دشمنانش فراموشی گرفت؛ پس او پیروز شدن را مدیون فراموشی است.

او در یک کلاس پیشگویی، دید که در آینده روغنی به نام "روغن فراموشی" را اختراخ می کند؛ اما در او تحولی ایجاد شده بود؛ علاقه شدیدتر به فراموشی!

از آن روز به بعد، کوین کم پیدا شد. او هر جور که شده باید این روغن را اختراع می کرد.

پس از سال ها تلاش شبانه روزی او، روغن فراموشی اختراع شد و در فروشگاه های معجون سازی به فروش رفت.

به افتخار او، یک طلسم به نام "آبلیویت" هم اختراع کردند که باعث فراموشی می شد.
*********************************************************
یه پروفسور آبلی اون بالا بود، ما اسمشو گذاشتیم کوین... ^-^
قبلا ارنی مک میلانو زاخاریاس اسمیت بودم؛ اما چون دیگه از شخصیتای شناخته شده خسته شده بودم، این کارو کردم.



برای تغییر گروه و شخصیت باید اول بلیت ارسال کنین و دلایلتون رو برای این کار شرح بدین. در صورت پذیرش مدیرا می‌تونین برای معرفی شخصیت بیاین.
فعلا تایید نشد.


ویرایش شده توسط Gryffindor.black در تاریخ ۱۳۹۸/۷/۲۵ ۲۳:۴۶:۵۹
ویرایش شده توسط لینی وارنر در تاریخ ۱۳۹۸/۷/۲۶ ۱۴:۳۵:۱۰

تصویر کوچک شده

K e vi nO bl i


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۱۸:۴۲:۵۶ چهارشنبه ۲۴ مهر ۱۳۹۸

ریونکلاو

ربکا لاک‌وود


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۵:۲۷:۵۸ چهارشنبه ۲۴ مهر ۱۳۹۸
آخرین ورود:
۱۷:۲۳:۰۴ شنبه ۲۵ آبان ۱۳۹۸
از بالای درختِ کنار غار🖤
گروه:
ایفای نقش
ریونکلاو
کاربران عضو
پیام: 49
آفلاین
نام:ربکا لاک‌وود

گروه:ریونکـonly Ravenـلاو

قدرت ها:تبدیل شدن به خفاش. جیـــــــــــــــــغ زدن با قدرت ماورای بنفش!

چوبدستی:چوب درخت برگ بنفشه، ریسه قلب اژدهای صورتی. 13اینچ و انعطاف‌پذیر.

خصوصیات ظاهری:خفاش خون آشام با مو و چشم بنفش-صورتی. دم و بال خفاش هم دارم. دندونام تیزه تا راحت تر خون رو بخورم.

خصوصیات اخلاقی:دست و پا چلفتی و جیغ جیغو. گوشای تـــــیــــــز و چشایی که تو شب عالی کار میکنن!

توضیح کوتاه از زندگی:من، ربکا لاک وود، تو خانواده لاک وودها که جانورنمای اصیل فرانسوی هستن، به دنیا اومدم. همشون جانونمای خفاش هستن و منم مثل اونا با گوش و بال خفاش به دنیا اومدم.
عاشق رنگ بنفش و صورتیم! خیلی خوش رنگن! گوش و بال خفاشمم به خاطر همین با جادوی همیشگی بنفشه! همچنین به بالا رفتن از درخت آویزون شدن چپکی روی یه شاخه! خیلی کیف میده همونجا بخوابی!

جادوآموز هاگوارتز هستم. با چند تا از دوستام همیشه یا داریم مسابقه بالا رفتن از درخت میدیم یا داریم تلاش میکنیم به هم یاد بدیم کارای همدیگه رو چیجوری تقلید کنیم! مثلا من خودم سه چهار بار به لوستر تالار ریونکلاو چسبیدم و اونا اصلا نتونستن این کار به این آسونی رو بکنن! من یکی هم در اون حال تلاش کردم کسایی که از ترس دیدنم، بد و بیراه میگن رو نادیده بگیرم، ولی بعد از چپکی بودن رو لوستر و تلاش دوستام، رییس گروهمون مجبور شد لوستر جدید نصب کنه! چون لوستره ضعیف بود، افتاد شکست. همین!

من عضو باشگاه دوئل ریونکلاو هم هستم! ربکای معروف! عاشق این اسمم اگه بدون شکستن چیزی با رنگ صورتی بنویسنش! خودم کلا تو روز دست به هیچی نمیزنما ولی همه چی خود به خود... آخ!... یعنی یهو میشکنه!

ربکا لاک‌وود، عضو باشگاه دوئل و خفاش خون آشام ریونیه! جیـــــــــغ!

***
من جودی بودم... جودی جک نایف. . .

تایید شد!
خوش برگشتی.


ویرایش شده توسط سو لى در تاریخ ۱۳۹۸/۷/۲۵ ۱۰:۵۰:۲۳

Une fille française
~Only Raven~


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۲۱:۰۹:۲۸ پنجشنبه ۱۸ مهر ۱۳۹۸

هافلپاف

آنابل انتویسل


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۰:۱۷:۱۱ پنجشنبه ۱۸ مهر ۱۳۹۸
آخرین ورود:
۱۹:۵۹:۳۱ جمعه ۱۷ آبان ۱۳۹۸
گروه:
کاربران عضو
هافلپاف
ایفای نقش
پیام: 14
آفلاین
نام: آنابل انتویسل

گروه: هافلپاف

نژاد: اصیل زاده

پاتروناس: تنبل

چوبدستی: چوب درخت چنار و پر ققنوس به طول 20 سانتی متر، انعطاف پذیر

بوگارت: خستگی

سن: سال هفتم

توانایی های ویژه: ترساندن بقیه، خوابیدن و دراز کشیدن

ویژگی های ظاهری: موهای بلوند زیبا با لباس آبی رنگ، بی اندازه زیبا

جبهه:محفل ققنوس

من آنابل هستم. یه دختر خوابالو ولی ترسناک! سال هفتم در هاگوارتز رو به سر می برم و همچنان بقیه رو می ترسونم. به خوابالوی ترسناک مشهورم و خلاصه دیگه خودتون فرض کنید!

خوشکلیم داخل این جمله ها نمی گنجه! من به "گل زرد هافلپاف" مشهورم! ازم حساب ببرید دیگه...

علاقه زیادی به گل ها دارم و روی بالشتم چند تا گل چسبوندم.
خیلی ها ازم حساب می برن؛ نه اینکه ترسناکما! از اسمم می ترسن!

دوتا شناسه قدیمی داشتم که یکیش سوزان بونز بود...

تایید شد.
خوش برگشتید.



ویرایش شده توسط ♥☆rabi☆♥ در تاریخ ۱۳۹۸/۷/۱۸ ۲۱:۲۰:۴۴
ویرایش شده توسط ♥☆rabi☆♥ در تاریخ ۱۳۹۸/۷/۱۸ ۲۲:۰۶:۰۸
ویرایش شده توسط ♥☆rabi☆♥ در تاریخ ۱۳۹۸/۷/۱۸ ۲۲:۱۳:۲۹
ویرایش شده توسط ♥☆rabi☆♥ در تاریخ ۱۳۹۸/۷/۱۹ ۱۴:۲۰:۴۶
ویرایش شده توسط فنریر گری‌بک در تاریخ ۱۳۹۸/۷/۱۹ ۱۴:۴۳:۱۵

تصویر کوچک شده


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۲۳:۰۱:۳۰ جمعه ۵ مهر ۱۳۹۸

هافلپاف، محفل ققنوس

وین هاپکینز


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۵:۱۶:۲۱ چهارشنبه ۱۹ تیر ۱۳۹۸
آخرین ورود:
۱۴:۲۳:۳۱ شنبه ۲۵ آبان ۱۳۹۸
از باغچه فلفل دلمه ای های زرد
گروه:
کاربران عضو
هافلپاف
ایفای نقش
محفل ققنوس
پیام: 194
آفلاین
نام: وین هاپکینز

گروه: عشق فقط هافلپاف!

نژاد: دورگه

حیوان خانگی: گورکنی به نام هافل!

چوبدستی: چوب درخت گیلاس و مغز موی تک شاخ به طول 19 سانتی متر، انعطاف پذیر

پاتروناس: هافل!

بوگارت: مرگ هافل ، شکستنعینکش ، زندگی بدون فلفل دلمه ای های زرد!


سن: سال اولی؛ اما وین یک سال اولی معمولی نیست!

کوییدیچ: شانس نداریم که... اجاره نمی دن مدافع بشیم!

ویژگی های ظاهری: وین همیشه ردای هافلپاف می پوشه و یکی تن هافل هم کرده! یه عینک هم می زنه که خیلی روش حساسه؛ بنابراین سعی نکنید عینکش رو مسخره کنید که با چنگال های هافل و بمب های فلفل دلمه ای زرد وین طرف هستید! موهای سیاه و بلندی هم داره. قدش هم متوسطه و در ضمن لاغر هست. رنگ چشماش زرده؛ البته عینک زردی رو که روی چشماش زده، باعث شده که دیدن چشماش مشکل بشه.

ویژگی های اخلاقی: به خاطر وفاداری و علاقه زیادش به گورکنش، دچار یک بیماری شد که اصلا براش اهمیتی نداره! اون هم این هست که بعضی مواقع وسط حرفاش از "خ" استفاده می کنه! مثلا گاهی به جای سلام به شما می گه "خلام". نخند! در کل خیلی به گورکنش وابسته است و بدون هافل اصلا نمی تونه راه بره! (جدی). اون و هافل عقیده دارن با فلفل دلمه ای های زرد رنگ کارها رو می شه آسون تر انجام داد! چطور؟ مثلا موقعی با یه مرگخوار مواجه می شه و چوبدستیش همراهش نیست، با هافل بمب های فلفل دلمه ای زرد رنگ به طرف مرگخوار پرت می کنن؛ یا همیشه داخل غذاهای خودش و هافل فلفل دلمه ای زرد می ریزه و چه کارهایی که این دو با فلفل دلمه ای های زرد نمی کنن!

زندگی نامه: من یه دورگه بودم که در ده سالگی برام نامه ی هاگوارتز می آد و پس از خرید وسایل لازم و یک گورکن خوشکل به هاگوارتز می رم؛ اما از وقتی صاحب هافل شدم، چیزی بیشتر از یک حیوان خانگی تصورش می کنم!

وقتی به هاگوارتز رفتیم، دیدیم که هر کدوم از هافلپافی ها یه استعدادی دارن؛ پس من و هافل هم یاد گرفتیم که با فلفل دلمه ای های زرد کارهای مختلفی بکنیم! برای مثال هافل می تونه با فلفل دلمه ای های زرد ناخنش رو تیز می کنه! یا خود من هم داخل فلفل دلمه ای های زرد رو خالی می کنم و داخلشون چیزای اضطراری می ذارم تا دم دست باشن!

از هاگوارتز بگم براتون. توی هاگواتز بزرگترین آرزوم براورده شد و مستقیم رفتم هافلپاف! از اون چیزی که شما فکر می کنید خیلی خوشحال تر بودم!

من چهار چیز رو خیلی گرامی می دونم: هافلپاف، هافل، فلفل دلمه ای های زرد و عینکم!

همیشه تلاش می کنم کارهامو با فلفل دلمه ای های زرد بکنم!به هلگا قسم کاربردشون زیاده!

صحبت کردن با هافل هم یکی دیگه از استعداد هامه! خیلی خوبه که می تونم با هافل صحبت کنم!

در آخر اعتقاد دارم: همه کار را می توان با فلفل دلمه ای های زرد کرد!

در پناه هلگا!


جایگزین شد.


ویرایش شده توسط سو لى در تاریخ ۱۳۹۸/۷/۶ ۱۸:۲۰:۰۳

در کشاکش شجاعت و اصالت، در هیاهوی هوش و ذکاوت، اتحاد و پشتکار سوسو می زنند... فرزندان هلگا می درخشند!

تصویر کوچک شده

تصویر کوچک شدهتصویر کوچک شدهتصویر کوچک شدهتصویر کوچک شده


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۱۶:۰۳:۱۴ جمعه ۵ مهر ۱۳۹۸

گریفیندور

جینی ویزلی


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۳:۳۰ یکشنبه ۲۵ مرداد ۱۳۹۴
آخرین ورود:
۱۹:۲۶:۵۱ سه شنبه ۱۴ آبان ۱۳۹۸
از سرزمین تنهایی
گروه:
کاربران عضو
ایفای نقش
گریفیندور
پیام: 322
آفلاین
نام: جینی
نام خانوادگی: ویزلی
نژاد: اصیل زاده
رنگ مو: قرمز
رنگ چشم: آبی
گروه: گریفیندور

ویژگی های ظاهری:

دختری مو قرمز همچون سایر ویزلی ها با صورت کک مکی اما زيبا . او داراي قدي متوسط و چشماني به رنگ آبي ميباشد

ویژگی های اخلاقی:

دختری کمی لجباز که دست کمی از پیر ها ندارد چون تمام عمرش را با پسر ها گذرانیده است. کمی لوس و باهوش و تقريبا هم ادم توداريه...همين ديگه

معرفي:
جيني ويزلي جوانترین عضو خانواده ی ویزلی است .جینی فرزند آرتور و مالی ویزلی که هفتمین فرزند و تنها دختر آنها محسوب میشود. او خواهر رونالد، فرد، جورج، بیل، چارلی و پرسی ویزلی و همسر هری پاتر می باشد.
جيني و شش برادر بزرگترش قبل از شروع تحصیل در هاگوارتز در خانه ( بارو) توسط پدر خود اقای ویزلی آموزشهای ابتدایی جادویی را فرا گرفت. در یازده سالگی جینی ویزلی اولین سال تحصیل خود را در مدرسه ی علوم وفنون جادوگری هاگوارتز اغاز کرد. جینی دوران بسیار سختی را در اولین سال حضور در هاگوارتز سپری کرد. چرا که در آن زمان تالار اسرار به روی جادو های سیاهی که جینی را تحت تسخیر خود در آورده بودند باز شده بود . طی سال اول و دوم حضور او در هاگوارتز جینی احساسات عاشقانه ای نسبت به بهترین دوست برادرش پیدا کرد. کسی که در جامعه ی جادوگران شهرت بسیاری داشت : هری پاتر.
این موضوع باعث شد او در مقابل هری رفتار متفاوتی از خود نشان دهد مثل : ساکت بودن – خجالت کشیدن یا فاصله گرفتن از هری و صحبت نکردن مستقیم با او در حضور برادرش. تا جاییکه در قسمتی از داستان رون به هری میگوید: "نمیدونم اون چه ش شده؟ در حالت معمولی هیچوقت اینقدر ساکت نیست ." در سال چهارم حضور او در هاگوارتز درست موقعی که او از هری انتظار دارد که برای جشن یول بال از او تقاضای رقص کند هری با دعوت نافرجامی از چو تمام نقشه های جینی را برای شروع دوستی به هم میزند. با این حال جینی جشن رقص را از دست نمی دهد و به ناچار پیشنهاد نویل لانگ باتوم رامیپذیرد.
در ادامه جینی که از رفتار سرد و بی توجهی هری نسبت به خود آزرده شده با یکی از دانش آموزان ریونکلاو به نام مایکل کورنر طرح دوستی میریزد. اما این عمل او نه تنها باعث جلب توجه هری نمی شود بلکه باعث کشمکش و درگیری دائم با برادرش رون میشود. ضمن اینکه مایکل در کوییدیچ رقیب جینی محسوب میشود و موجبات ناراحتی هرچه بیشتر اورا فراهم میکند.جینی به توصیه ی هرمیون به اصطلاح خود را وارد اجتماع کرده و رفتاری خیلی معمولی و عادی ای را با هری در پیش میگیرد. در این زمان هری برای اولین بار متوجه رفتار غیر معمول جینی در برخورد با خود میشود و به این پی میبرد که جینی دیگر آن دختر کوچک خجالتی و کم حرف سابق نیست. جینی برای بار دیگر فرصتی به هری میدهد تا اورا جور دیگری ببیند. به این ترتیب که پس از به هم زدن دوستی خود با مایکل کورنر با همکلاسی هری در گریفین دور به نام دین توماس دوست می شود. آخرین تلاشهای جینی برای جلب توجه هری سر انجام نتیجه می دهد و حس حسادت پسرانه ی هری تحریک میشود. جینی که بالاخره پس از پنج سال به عشق قدیمی خود رسیده است در پایان سال پنجم و پس از گذراندن دوره ی کوتاهی با هری از سوی او طرد می شود. او به خوبی میداند که علت این رفتار هری بی مهری او نسبت به جینی نیست بلکه ترس های پنهانیست که همواره یک قهرمان را آزار می دهد. اما او تصمیم خود را گرفته است و می خواهد تا ابد در کنار قهرمان خود بماند و او را در مشکلاتی که در آینده خواهد داشت همراهی کند.جینی ویزلی سال ها بعد با هری ازدواج کرده و صاحب دو پسر به نام‌های جیمز سیریوس و آلبوس سیوروس و یک دختر به نام لی لی لونا می‌شود. او نمونه ی قهرمانی است که با جسارتی مثال زدنی و مهارتی قابل توجه در کنار قهرمانان دیگر داستان با بی عدالتی ها و ستمگری جبهه ی شر مبارزه می کند.تا جاییکه برادران بزرگتر او که همیشه اورا کودک حساب میکنند از او به عنوان کسی که در آینده جادوگر بزرگی درست به بزرگی خود آلبوس دامبلدور خواهد شد یاد می كنند

تایید شد.
خوش برگشتی.


ویرایش شده توسط فنریر گری‌بک در تاریخ ۱۳۹۸/۷/۵ ۱۶:۱۰:۲۱

قدم قدم تا روشنایی، از شمعی در تاریکی تا نوری پرابهت و فراگیر !
میجنگیم تا آخرین نفس !!
میجنگیم برای پیروزی !!!
برای عـشـــق !!!!
برای گـریـفـیندور.


تصویر کوچک شده


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۲۳:۱۱:۲۴ پنجشنبه ۴ مهر ۱۳۹۸

اسلیترین

سوروس اسنیپ


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۱:۱۵ دوشنبه ۹ مهر ۱۳۹۷
آخرین ورود:
۲۰:۲۹:۳۸ یکشنبه ۲۶ آبان ۱۳۹۸
از هاگوارتز-تالار اسلیترین
گروه:
ایفای نقش
اسلیترین
کاربران عضو
پیام: 108
آفلاین
مادرم میگفت درست ۹ ژانویهء ۱۹۶۰ بود که به دنیا اومدم و شادی رو بهش بخشیدم! آیلین احتمالا زیبا ترین زن دنیا بودو
رنگ چشم ها و موهای مشکیم که سیمای شرقی رو به من داده میراث اونه.
عاشق مادرم بودم...اما از وقتی عمارت دیگه بوی بی مادری میده، هیچ بهم آرامش نمیده.
فکر نکنم توپیاس میتونست حتی لبخند بزنه ...هیچ وقت پدر خوبی نبود.
من از ۱۱ سالگی وارد هاگوارتز شدم هرچند پدرم مخالف بود ، اون در کل از هیچی خوشش نمیاد.
زندگی به عنوان یه پرنس دورگه!
شاید این چیزیه که خیلیا خوششون بیاد ولی من،هرگز.
این که شاهزاده دورگه لقبت باشه یجور تحقیره! ولی اصلا این مهم نیست چون من یک اصیلم واگر اینطور نبود الان اسلیترینکلاو نبودم.
اون جغد فرشته نجات من بود.
و حالا این منم و این هاگوارتز که پنج ساله پناهگاه منه و اقامت گاه اسلیترین احتمالا بهترین سکونت گاه دنیاست.
شاید این که هیچ دوستی ندارم سخت باشه ولی من سرگرمی های خودمو دارم.
علوم دفاع در برابر جادوی سیاه! احتمالا یادگیریه این علوم احمقانه ترین ریسک و بدرد بخور ترین کار زندگیم باشه.
معجون سازی،
چفت شدگی یا دفاع ذهنی،
تسلط بر هنرها و جادوهای سیاه
،پرواز بدون بهره از جاروی پرواز!خب اینا سرگرمی ها و مهارت های کمی نیست.
اولین باری که فهمیدم سپر مدافع لیلی هم گوزنه ماده هست بیشتر احساس کردم که میتونه بهترین دوستم باشه اما هنوزم اون جمیز رو بیشتر از من دوست داره.
اما مهم نیست، دیگه یاد گرفتم فقط به خودم اهمیت بدم.
به امید آینده ای بدون گند زاده های گریفیندوری!

جایگزین شد.


ویرایش شده توسط فنریر گری‌بک در تاریخ ۱۳۹۸/۷/۵ ۱۶:۱۲:۵۱

Se.Sn _ Sli


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۲۲:۴۴:۲۰ سه شنبه ۲ مهر ۱۳۹۸

ادوارد


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۰:۰۳ شنبه ۲۵ شهریور ۱۳۹۶
آخرین ورود:
۱۷:۱۰:۴۸ سه شنبه ۷ آبان ۱۳۹۸
از جزایر کارائیب.
گروه:
کاربران عضو
ایفای نقش
پیام: 127
آفلاین
نام:
ادوارد

نام خانوادگی:
دست قیچی

سن:
نامشخص

گروه:
گریفیندور

سپر مدافع:
یک خرچنگ بزرگ با قیچی هایی بزرگ به جای چنگال.

جارو :
به علت تنگدستی از جاروی بقیه استفاده می‌کنه.

چوبدستی:
چوبدستی ثابتی ندارد چون هر دفعه که جادو می‌کنه چوبدستیش تیکه تیکه می‌شه و مجبور می‌شه یه چوبدستی جدید بگیره یا مال نزدیک ترین فرد رو برداره.


نژاد :
قیچی داران

ویژگی های اخلاقی:
ساکت است و علاقه شدیدی به گوشه نشینی و ماست خوردن دارد.

علاقه مندی ها:
قیچی هاش


زندگی نامه:
از جزیره مادری اش تبعید شده و به دنیای جادوگری آمده است. هیچ کس از سن و سال او خبر ندارد.

مشخصات ظاهری:
دارای قد بلند و موهای مشکی بلندی است. صورتش رنگ پریده است و به جای دست هایش به صورت مادر زادی چندین قیچی قرار گرفته است.

سرگرمی ها:
تیز کردن تیغه های قیچی هاش و بریدن موهای ملت.

تایید شد.
خوش برگشتی.


ویرایش شده توسط فنریر گری‌بک در تاریخ ۱۳۹۸/۷/۲ ۲۲:۵۳:۵۳

تصویر کوچک شده
تصویر کوچک شدهتصویر کوچک شده







شما می ‌توانید مطالب را بخوانید
شما نمی توانید عنوان جدید باز کنید
شما نمی توانید به عنوان‌ها پاسخ دهید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را ویرایش کنید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را حذف کنید
شما نمی توانید نظر سنجی اضافه کنید
شما نمی توانید در نظر سنجی ها شرکت کنید
شما نمی توانید فایل‌ها را به پیام خود پیوست کنید
شما نمی توانید پیام بدون نیاز به تایید بزنید
شما نمی توانید از نوع تاپیک استفاده کنید.
شما نمی توانید از HTML در نوشته های خود استفاده کنید
شما نمی توانید امضای خود را فعال/غیر فعال کنید
شما نمی توانید صفحه pdf بسازید.
شما نمی توانید پرینت بگیرید.

[جستجوی پیشرفته]


هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است | ۱۳۹۸-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.