هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل


در حال دیدن این عنوان:   1 کاربر مهمان





پاسخ به: حمله!!!!!!
پیام زده شده در: ۱۶:۳۹:۵۹ دوشنبه ۱۵ شهریور ۱۴۰۰

ریونکلاو، مرگخواران

لینی وارنر


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۱:۵۳ شنبه ۳۰ خرداد ۱۳۸۸
آخرین ورود:
امروز ۱۶:۵۵:۵۵
از رو شونه‌های ارباب!
گروه:
مرگخوار
ناظر انجمن
گردانندگان سایت
ریونکلاو
ایفای نقش
کاربران عضو
پیام: 5044
آفلاین
و آن شخص کسی نبود جز پلاکس!
البته لرد هنوز هم ندیده بود، اما نویسنده که می‌دونست.

پلاکس توسط بلاتریکس تشخیص داده شده بود که بیش از حد در حین نصب پنکه نزدیک لرد ایستاده و بنابراین به پایین پله‌ها تبعید شده بود.

اما حالا لرد با قِل خوردن، خودشو به پلاکس رسونده بود و این فرصتی نبود که پلاکس بخواد با جیغ زدن از دستش بده.
- جـــیــــغ کله ارباب مال خودمه!

البته جیغ رو می‌زنه!
ولی نه جیغ وحشت به خاطر کله‌ی قطع شده، بلکه جیغ خوش‌حالی بابت این که بالاخره می‌تونه کله‌ی مبارک اربابش رو تو بغل بگیره!

صحنه آهسته می‌شه و دست‌های پلاکس برای بلند کردن و به آغوش کشیدن کله‌ی لرد به سمتش حرکت می‌کنه...


ویرایش شده توسط لینی وارنر در تاریخ ۱۴۰۰/۶/۱۵ ۱۷:۰۳:۰۸



پاسخ به: حمله!!!!!!
پیام زده شده در: ۱۵:۱۰:۰۰ دوشنبه ۱۵ شهریور ۱۴۰۰

اسلیترین، مرگخواران

لرد ولدمورت


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۳:۳۹ سه شنبه ۸ آبان ۱۳۸۶
آخرین ورود:
امروز ۱۷:۳۲:۵۶
از ما گفتن...
گروه:
کاربران عضو
اسلیترین
ناظر انجمن
مرگخوار
ایفای نقش
پیام: 6541
آفلاین
حمله جدید!


- چپ... کمی به راست... برگرد به چپ... چرا که توی ملعون هنوز راست و چپت را تشخیص نمی دهی.

مرگخواری که بالای نردبان ایستاده بود پنکه سقفی را تنظیم کرد. او مرگخواری بسیار خودشیرین بود که وقتی جمله "پختیم از گرما" را از لرد سیاه شنیده بود، این پنکه را خریداری کرده بود و مسولیت نصبش را هم خودش عهده دار شده بود.

لرد عاقبت عصبانی شد.
-بیا پایین. نمی فهمی. باد از آنجا فقط به مچ پای ما می زند.

و خودش بالای نردبان رفت و پنکه را تنظیم کرد.
-خوب است! روشنش کن حال کنیم!

مرگخوار خودشیرین، دکمه روشن را زد...

اخطار +23

پنکه چرخید!

خوب کار می کرد. و برای همین، با اولین چرخش تمام موانع سر راهش را درو کرد.
سر لرد سیاه با ضربه سهمگین پره های پنکه، از بدنش جدا شد. خون به دیوار ها و روی صورت مرگخوار خود شیرین پاشید.
بدن کمی تلو تلو خورد و روی زمین افتاد.
ولی مهم سر بود!
سر، روی هوا چرخید و چرخید و از در ورودی به بیرون پرتاب شد و به سمت پله ها رفت.

مرگخوار خود شیرین، با دیدن این صحنه و کسب عنوان قاتل لرد سیاه، خودش را از همان پنکه سقفی دار زد.

لرد سیاه دنیا را می دید که در مقابل چشم هایش می چرخد. قل خورد و از پله ها پایین رفت و رفت و جلوی پای شخصی که نمی دید چه کسی است متوقف شد.

...............


این تاپیک و سوژه، ماموریت یا مخصوص مرگخوارا نیست. سوژه عادیه. فرق این تاپیک با بقیه اینه که می شه توش پست های خیلی کوتاه یا بی منطق و مسخره زد. آزاد تره.


ویرایش شده توسط لرد ولدمورت در تاریخ ۱۴۰۰/۶/۱۵ ۱۶:۵۳:۲۷



پاسخ به: حمله!!!!!!
پیام زده شده در: ۲۱:۱۹ پنجشنبه ۹ آبان ۱۳۹۸

اسلیترین، مرگخواران

لرد ولدمورت


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۳:۳۹ سه شنبه ۸ آبان ۱۳۸۶
آخرین ورود:
امروز ۱۷:۳۲:۵۶
از ما گفتن...
گروه:
کاربران عضو
اسلیترین
ناظر انجمن
مرگخوار
ایفای نقش
پیام: 6541
آفلاین
-مادر؟...زیبا شدیم؟

هر فرزندی به چشم مادرش بسیار زیبا بود...و لرد سیاه هزاران بار جذاب تر از هر فرزند معمولی!

-باشکوه شدی پسرم.

لرد سیاه حتی نیازی ندید که نگاهی به آینه بیندازد. او به یارانش اعتماد ناقص داشت. اعتمادهای کامل سر دامبلدور ها را به باد داده بودند.

روی شانه و سر و صورتش احساس سنگینی می کرد...
-یکی هم پیدا نشد برای ما دماغ بکشد...کسی که ریش گذاشته رو هم خواهیم یافت و به دار مجازات خواهیم آویخت! ولی فعلا همین گونه از خانه خارج می شویم و امشب بسیار ترسناک تر از همیشه جلوه می کنیم. نجینی...بزن بریم هالووینمان را مبارک کنیم! نیش بزن!




پاسخ به: حمله!!!!!!
پیام زده شده در: ۲۱:۰۹ پنجشنبه ۹ آبان ۱۳۹۸

ریونکلاو، مرگخواران

لیسا تورپین


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۵:۱۶ چهارشنبه ۱ دی ۱۳۹۵
آخرین ورود:
۲۱:۰۸:۲۳ چهارشنبه ۳۱ شهریور ۱۴۰۰
از من فاصله بگیر! نمیخوام ریختتو ببینم.
گروه:
کاربران عضو
ایفای نقش
ریونکلاو
مرگخوار
پیام: 516
آفلاین


!Don't talk to me


پاسخ به: حمله!!!!!!
پیام زده شده در: ۱۴:۵۶ پنجشنبه ۹ آبان ۱۳۹۸

مرگخواران

نجینی


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۷:۱۸ دوشنبه ۸ آبان ۱۳۹۶
آخرین ورود:
۱۸:۵۸:۴۴ یکشنبه ۲۱ شهریور ۱۴۰۰
گروه:
کاربران عضو
ایفای نقش
مرگخوار
پیام: 250
آفلاین


"...And you, my friend, must stay close"

for you
"ما از رگِ دُم بهت نزديکتريم."


پاسخ به: حمله!!!!!!
پیام زده شده در: ۱۴:۱۱ پنجشنبه ۹ آبان ۱۳۹۸

هوريس اسلاگهورن


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۴:۲۳ جمعه ۳ فروردین ۱۳۹۷
آخرین ورود:
۰:۳۳:۰۱ شنبه ۲۶ تیر ۱۴۰۰
از می عشق تو چنان مستم، که ندانم که نیست یا هستم
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 279
آفلاین
«هوری تتو» آماده پذیرایی از مراسمات و میهمانی های شما.

بدین شکل


ز خاک من اگر گندم برآید،
از آن گر نان پزی مستی فزاید! تصویر کوچک شده


پاسخ به: حمله!!!!!!
پیام زده شده در: ۱۳:۰۲ پنجشنبه ۹ آبان ۱۳۹۸

کنت الاف old


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۱:۱۶ جمعه ۶ تیر ۱۳۹۳
آخرین ورود:
۱۷:۱۳ سه شنبه ۲۶ آذر ۱۳۹۸
از یتیم خانه های شهر
گروه:
کاربران عضو
پیام: 206
آفلاین
الاف بالاخره موفق شد از بین جمعیت عظیم گریمور های حرفه ای عبور کند و خود را به لرد برساند.

- جناب لرد، کاستوم هالووین خیلی مهمه!
- کاستوم دیگر چیست؟
- همون لباس منظورمه ارباب. اجازه بدید.

الاف با حرکت چوبدستی یک کمد پر از لباس را ظاهر کرد.

- ما لباس های کثیف تو را نمی‌پوشیم کنت.

الاف لباسی که در کاور پنهان شده بود را از کمد بیرون کشید و گفت:
- این لباس رو تا حالا نپوشیدیم ارباب. تقدیم شما.

الاف سریعاً جلوی لرد رفت تا بقیه جسارت نکرده و تعویض لباس ایشان را نبینند.

- به به! الحق که هر لباسی برازنده شماست!



پاسخ به: حمله!!!!!!
پیام زده شده در: ۱۲:۲۶ پنجشنبه ۹ آبان ۱۳۹۸

ریونکلاو، مرگخواران

لینی وارنر


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۱:۵۳ شنبه ۳۰ خرداد ۱۳۸۸
آخرین ورود:
امروز ۱۶:۵۵:۵۵
از رو شونه‌های ارباب!
گروه:
مرگخوار
ناظر انجمن
گردانندگان سایت
ریونکلاو
ایفای نقش
کاربران عضو
پیام: 5044
آفلاین
نوبتی هم که باشه این‌بار نوبت لینی بود تا ویزویزکنان جلو بیاد و خودشو به لرد برسونه. مرگخوارا علاقه‌ی چندانی برای دیدن شاهکاری که لینی می‌خواست روی لرد پیاده کنه نشون نمی‌دادن. چون کم و بیش حدس می‌زدن چی ممکنه تو دستش باشه!

- دیری ری رینگ! این شما و این هم ارباب هالووینی جدید!

لینی چرخشی در هوا می‌زنه و از جلوی لرد کنار می‌ره. از نظرش شاخک‌ها بسیار هم به لرد میومدن، اما آیا قرار بود بقیه هم چنین نظری داشته باشن؟




پاسخ به: حمله!!!!!!
پیام زده شده در: ۱۲:۱۵ پنجشنبه ۹ آبان ۱۳۹۸

ریونکلاو، مرگخواران

لینی وارنر


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۱:۵۳ شنبه ۳۰ خرداد ۱۳۸۸
آخرین ورود:
امروز ۱۶:۵۵:۵۵
از رو شونه‌های ارباب!
گروه:
مرگخوار
ناظر انجمن
گردانندگان سایت
ریونکلاو
ایفای نقش
کاربران عضو
پیام: 5044
آفلاین


پاسخ به: حمله!!!!!!
پیام زده شده در: ۸:۵۳ پنجشنبه ۹ آبان ۱۳۹۸

ریونکلاو، مرگخواران

سو لى


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۰:۳۲ دوشنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۷
آخرین ورود:
۲۲:۳۳:۵۹ جمعه ۲ مهر ۱۴۰۰
از این سو، به اون سو!
گروه:
مرگخوار
ایفای نقش
ریونکلاو
کاربران عضو
ناظر انجمن
پیام: 463
آفلاین
-هالووین مبارک، ارباب!

لرد سیاه هنوز مشغول بررسی میزان ترسناکی روبان صورتی رکسان بود. ولی شنیدن صدای سو از آن فاصله، اصلا عادی نبود.
-چرا اومدی تو؟
-ارباب، هالوینه! هدیه خفن و ترسناک آوردم براتون.

سو این را گفت و جلوی لرد پرید.
دقایقی بعد، وقتی کنار رفت، لرد توانست نگاه های تحسين آمیز مرگخواران را ببیند. ظاهرا کار سو خوب پیش رفته بود.

-سول، ما... کمی احساس... خارش داریم! این پایینش شانه ما را می آزارد.
-اشکال نداره، ارباب. این شکلی الان مده!
-ما بسیار ترسناک و هالووینی و روی مد هستیم!


ویرایش شده توسط سو لى در تاریخ ۱۳۹۸/۸/۹ ۱۹:۰۰:۰۵

بلای جان ارباب!

بهش دست نزنید! مال منه.

"ONLY RAVEN"

ارباب... میشه بیام تو؟



تصویر کوچک شده







شما می ‌توانید مطالب را بخوانید
شما نمی توانید عنوان جدید باز کنید
شما نمی توانید به عنوان‌ها پاسخ دهید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را ویرایش کنید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را حذف کنید
شما نمی توانید نظر سنجی اضافه کنید
شما نمی توانید در نظر سنجی ها شرکت کنید
شما نمی توانید فایل‌ها را به پیام خود پیوست کنید
شما نمی توانید پیام بدون نیاز به تایید بزنید
شما نمی توانید از نوع تاپیک استفاده کنید.
شما نمی توانید از HTML در نوشته های خود استفاده کنید
شما نمی توانید امضای خود را فعال/غیر فعال کنید
شما نمی توانید صفحه pdf بسازید.
شما نمی توانید پرینت بگیرید.

[جستجوی پیشرفته]


هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است. ۱۴۰۰-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.