هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل


در حال دیدن این عنوان:   1 کاربر مهمان





پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
پیام زده شده در: ۱۴:۳۸:۱۹ جمعه ۲۴ آبان ۱۳۹۸

اسلیترین، مرگخواران

لرد ولدمورت


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۵:۳۹ سه شنبه ۸ آبان ۱۳۸۶
آخرین ورود:
امروز ۱:۲۴:۵۴
از ما گفتن...
گروه:
کاربران عضو
اسلیترین
ناظر انجمن
مرگخوار
ایفای نقش
پیام: 5599
آفلاین
ربکا


نقل قول:
گفتین جیغ نزن... منم جیغ نزدم.
آفرین!


نقل قول:
ارباب؟ درخواست نقد دارم. نقد میکنین؟ تا 24 آذر اینجاما!
نقد می کنیم. بخواه!


نقل قول:
راستی ارباب... با این پست فقط میخواستم جودی رو پاک کنم. یه وقت نگین چرا پستش خالیه درخواست داده! میخواستم ببینم خوب جودی رو از خونه ریدلا بردم یا نه!؟ حالا خوب بردمش؟
شما قبلا هم برای پست خالی درخواست نداده بودی. پست خالی رو نقد نمی کنم که. رک و راست می گم این پست چیزی برای نقد کردن نداره.


بررسی پست شماره 447 انجمن تفرقه، ربکا لاک وود:


نقل قول:
دامبلدور-لرد به جودی نگاه کرد. دلش برای جودی سوخت. آن قدر سوخت که دیگر قلبی نماند تا بسوزد!
تو این جور پستا که جای شخصیت ها عوض می شه، به نظر من نوشتنشون به این شکل" دامبلدور-لرد" گیج کننده تره. بهتره شخصیتی که بهش تبدیل شده رو بنویسین. کسی که سوژه رو می خونه باید بفهمه که این لرد نیست و دامبلدوره.


می دونی دلیل ادامه داده نشدن پست قبلی چیه؟
مبهم بودن آخرش.
خواننده متوجه منظور نویسنده نمی شه که منظور اون مرگخوار از این که فردا صبح باید این کار رو انجام بده چیه و چطوری باید ادامه داده بشه.
حداقل به همین دلیل، کار خوبی کردی که ادامه دادی.


نقل قول:
دامبلدور-لرد به جودی نگاه کرد. دلش برای جودی سوخت. آن قدر سوخت که دیگر قلبی نماند تا بسوزد!
این یکی از قسمت هاییه که با اغراق زیاد و توضیح بیشتر خنده دار می شه.
دلش می سوزه...این سوختنو جدی تر بگیریم. دلش واقعا آتیش بگیره...بوی سوختگیش تو خونه بپیچه...مرگخوارا سعی کنن با جارو خاموشش کنن مثلا...


نقل قول:
-ارباب؟ چرا اینقدر مهربون شدین؟ من اینو بهتون یه بار گفتم، تا دو روز به خاطر کروشیویی که زدین، شاخام درد میکردن. اونم از ریشه! الان چیشـ...
قراره جودی رو حذف کنیم...ولی این باعث نشده نسبت به شخصیت، بی توجه باشی. این خیلی خوب بود. درد کردن شاخاش، اونم با تاکید که از ریشه درد کرده، خیلی خوب بود.


نقل قول:
جودی رفت و خوابید. وقتی سرش را روی بالش گذاشت، مردی با لباسی سیاه و چشمانی که آتش در آن شعله ور میشد، روبه رویش ظاهر شد. کسی آن مرد را ندید، ولی او میدیدش.
این قسمت قابل قبوله.
ولی به دو صورت می شه نوشتش. یکی اینه که روی هدف تمرکز کنیم و سریع تر به سمتش بریم که شما این کارو کردی.
یکی هم اینه که هدف رو در نظر داشته باشیم، ولی مسیر رو هم به آرومی طی کنیم. اینم یعنی همچین صحنه ای رو کمی کند تر و با جزئیات بیشتر توضیح بدیم. این صحنه ها وقتی خلاصه وار توضیح داده می شن، تاثیرشون کمتر می شه.


نقل قول:
جودی رفت و خوابید. وقتی سرش را روی بالش گذاشت، مردی با لباسی سیاه و چشمانی که آتش در آن شعله ور میشد، روبه رویش ظاهر شد. کسی آن مرد را ندید، ولی او میدیدش.
-شما جن رانده شده هستی؟
-بله جودی. من الان برای بخشش از ابلیس بزرگ، اومدم تا شما رو به جهنم برگردونم. با من به جهنم میاین؟
-بابام... باشه، باهات میام.

جن رانده شده، دستان جودی را گرفت و هر دو آتش گرفتند. چیزی از جودی جز خاکستری نماند.
اگه من قرار بود جودی رو از جایی حذف کنم، خیلی سریع تر و بی مقدمه تر این کارو می کردم.
این جا منظورم ایده حذف کردنه...نه صحنه ای که بالا گفتم بهتر بود بیشتر توضیح داده بشه.
ولی شما ترجیح دادی قضیه رو کمی منطقی تر کنی و توضیح بدی...که هیچ اشکالی هم نداره.
خواننده ممکنه این جا کمی خسته بشه. چون نمی دونه قضیه چیه و چرا داریم روی جودی تاکید می کنیم...ولی دیالوگ بعدش ضربه خوبی می زنه:
نقل قول:
-عه! مرد راحت شدیم از دستش!
هم دیالوگ ساده و بامزه ایه و هم شکلکش خوبه. توضیحات بعدش به نظر من اصلا لازم نبود. همین دیالوگ به اندازه کافی قوی بود که خواننده رو قانع کنه که جودی رفت.


نقل قول:
ربکا هم رفت. دامبلدور-لرد ماند و یک دسته از مرگخوارانی که هم میخواهند بخوابند و هم میخواهند به حرف های او گوش بدهند.
پایان خیلی خوبی بود. قسمت های اضافی سوژه رو حذف کردی و بطور خلاصه یادآوری کردی که داستان به کجا رسیده.
الان اگه بخواییم این پست رو خلاصه کنیم دیگه کلا نباید اشاره ای به قضیه جودی داشته باشیم. چون داستانیه که تموم شده و تاثیری روی سوژه نداره.


نقل قول:
میخواستم ببینم خوب جودی رو از خونه ریدلا بردم یا نه!؟ حالا خوب بردمش؟
خوب بردیش...وقت رفتنش هم بود. خیلی وقتا لازم می شه سوژه رو اصلاح کنیم. گاهی این اصلاح مربوط به شخصیت ها می شه. مثلا خیلی از سوژه هایی که ادامه داده نمی شن، دلیلش حضور شخصیت های خیلی قدیمیه. کسایی که دیگه نیستن و اعضای جدید ایده ای براشون ندارن. نظری در مورد خودشون و شخصیتشون ندارن. اینجور سوژه ها رو در صورت امکان باید به روز رسانی کرد. شخصیت های جدید رو واردش کرد که زنده بشن.


طنز پستت کافی بود. وقتی می گم لازم نیست کل جمله هاتون خنده دار باشه، منظورم همینه. یه دیالوگ ساده و حتی ظاهرا بدون نکته، وقتی در جای مناسبی گفته بشه، برای کل پست کافیه. کیفیت کل پست رو بالا می بره. برای همین اصلا لازم نیست سعی کنی خنده دار بنویسی...وقتی سوژه ای جذبت کرد، کافیه کمی به سوژه دقت کنی. به موقعیتی که توش جریان داره. به شخصیت هایی که حضور دارن. طنز خودش از یه گوشه ای میاد سراغت. می تونی به اینم فکر کنی که ربکا رو می شه وارد این سوژه کرد؟ به درد می خوره؟ جالب می شه؟ که اگه بشه کارت راحت تر می شه. چون کسی بهتر از خودت ربکا رو نمی شناسه. باید دربارش بنویسی که بقیه هم کم کم بشناسنش.


پست مفیدی بود!


زیر سایه یارانمان این شکلی شدیم!


پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
پیام زده شده در: ۱۸:۴۳:۳۴ پنجشنبه ۲۳ آبان ۱۳۹۸

ریونکلاو

ربکا لاک‌وود


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۵:۲۷:۵۸ چهارشنبه ۲۴ مهر ۱۳۹۸
آخرین ورود:
امروز ۱۷:۱۴:۱۷
از غار زیر سایه ژیپراده
گروه:
ایفای نقش
ریونکلاو
کاربران عضو
پیام: 82
آفلاین
سلام ارباب!
گفتین جیغ نزن... منم جیغ نزدم.
ارباب؟ درخواست نقد دارم. نقد میکنین؟ تا 24 آذر اینجاما!

راستی ارباب... با این پست فقط میخواستم جودی رو پاک کنم. یه وقت نگین چرا پستش خالیه درخواست داده! میخواستم ببینم خوب جودی رو از خونه ریدلا بردم یا نه!؟ حالا خوب بردمش؟

انجمن تفرقه بین دو جبهه سیاه و سفید

جیـــــــــــــغ!

پ.ن: مرگخوار از این حرف گوش کن تر؟!


ویرایش شده توسط ربکا لاک‌وود در تاریخ ۱۳۹۸/۸/۲۳ ۱۸:۴۶:۵۱

Une fille française
~Only Raven~


پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
پیام زده شده در: ۱۱:۵۵:۵۸ پنجشنبه ۱۶ آبان ۱۳۹۸

هافلپاف

ناتسومی سوزوکی


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۱:۱۱:۴۸ یکشنبه ۵ آبان ۱۳۹۸
آخرین ورود:
۱۸:۵۶:۵۶ یکشنبه ۱۹ آبان ۱۳۹۸
از ~Wonder Land~
گروه:
کاربران عضو
هافلپاف
ایفای نقش
پیام: 17
آفلاین
سلام ای ارباب تاریکی ها و سیاهی ها
من..موجودی بی جبهه هستم.
امکانش هست نوشته هایم را نقد نمایید؟
دو تا نوشته هست.
دفترچه خاطرات هاگوارتز
و
حمایت از موجودات جادویی

چون هدف هاشون متفاوت بود دو تا آوردم.
دفترچه خاطرات هاگوارتز،
با هدف متن احساسی و ناراحت که حس همدردی خواننده رو برانگیزه و شخصیت پردازی

حمایت از موجودات جادویی با هدف وارد شدن خودم به داستان. از سر گیری تاپیک و نوشتن متنی که نفرات بعد بتونند ادامه بدن. ولی نمیدونم چطور متنی بنویسم که نفر بعد مشتاق بشه ادامه بده.

با تشکر از وقت گرانبهای تاریکتان


سلام

برای درخواست نقد، جبهه مهم نیست.

نقدای شما رو با پیام شخصی فرستادم. چون تازه وارد هستین ممکنه متوجه نشین. برای همین یادآوری می کنم که نقد پست هایی که تو انجمن های غیر از خانه ریدل ها زده شده رو با پیام شخصی می فرستم.

کار خوبی کردین که هدفتون از پست ها رو هم نوشتین. این جوری بهتر می دونم که روی چی تمرکز کنم.

نقد دو پست ارسال شد. جواب سوالاتون هم داده شد.


ویرایش شده توسط لرد ولدمورت در تاریخ ۱۳۹۸/۸/۱۷ ۱۷:۲۲:۴۸


پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
پیام زده شده در: ۰:۰۹:۰۲ یکشنبه ۱۲ آبان ۱۳۹۸

اسلیترین، مرگخواران

لرد ولدمورت


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۵:۳۹ سه شنبه ۸ آبان ۱۳۸۶
آخرین ورود:
امروز ۱:۲۴:۵۴
از ما گفتن...
گروه:
کاربران عضو
اسلیترین
ناظر انجمن
مرگخوار
ایفای نقش
پیام: 5599
آفلاین
سلام ربکا...گوش های ما بسیار بسیار حساسه! حتی با صدای عادی هم صحبت ننمایید! زمزمه کافیست!


بررسی پست شماره 401 قصر مالفوی ها، ربکا لاک وود:

نقل قول:

سو همچنان پشت پنجره به لوسیوس نگاه میکرد که میرود و قند را می آورد. او باید قند را می آورد.
شروعت خیلی خوب بود. آخر پست قبل صحنه جالبی ایجاد شده که فهمیدنش احتیاج به کمی تیزبینی و آشنا بودن با سوژه های سایت داره. مثلا یکی که ندونه سو چرا نمیاد توی خونه، نمی تونه این قسمتو خوب بنویسه. خوشبختانه شما می دونستی. گاهی برای این که خواننده صحنه رو بهتر بفهمه و هضمش کنه، بهتره فاصله بذاریم. مثلا:
سو همچنان پشت پنجره به لوسیوس نگاه میکرد که میرود و قند را می آورد...
او بود که باید قند را می آورد!


جمله دوم رو تاکید آمیز کردم که حرص و عصبانیت سو رو نشون بدم. ولی به هر حال شروع شما خوب بود.


نقل قول:
-ارباب من قند ظاهر کنم براتون؟ بعد بهتون بدمش؟
-نه. دستت میاد توی خونه.
-خب با جادو بهتون میدمش!
-نه نمیشه. وقتی میگیم نه... یعنی نه!
-بله ارباب، ولی میتونم...
اصرار بعدی سو خیلی خوب بود. مخصوصا دیالوگ اولش و جواب لرد. بقیه اش هم می تونست مثل همون اولی، قوی باشه. اینجوری کل دیالوگا قوی می شدن. کار پیچیده ای نبود. مثلا کافی بود جواب دوم لرد هم یه چیزی تو مایه های "نه...جادوت میاد تو خونه" باشه.
شکلک های این قسمت خیلی خوب و به جا بودن.


نقل قول:
با ورود مالفوی با کله قند بزرگ به اتاق، حرفش خورده شد. سو به کله قند نگاهی انداخت. فکری به ذهنش رسید. او باید خلاف حرفش را میزد!
-ارباب ارباب! اون کله قنده بیشتر سفیدتون میکنه!
-چی سو؟
-سفیدیتون بیشتر میشه ارباب! ممکنه کم داشتن قند خون تون هم بیشتر شه!
-مالفوی؟...
پستت قسمت های خوب داره...قسمت های نسبتا ضعیف تر هم داره. کاری که باید بکنی اینه که تشخیص بدی کدوم قسمتا قوی تر هستن. اونا رو بذاری بمونن یا روشون تاکید بیشتری بکنی. مثلا این جا ایده اول جالب نیست. این که بگه کله قند سفیدترتون می کنه. چون قبلا اجرا شده. ولی دومی جالبه. این که لرد رو قانع کنه که لوسیوس داره سلامتیشو به خطر می ندازه و کم بودن قند خونشو بالا می بره. این یکی هم احتیاج به یه دلیل مسخره و بی منطق داشت. چون حرفش غیر عادیه.
با حذف اولی پست هم کمی کوتاه تر می شه و هم کیفیتش بالا می ره.


نقل قول:
مالفوی که قدرت تکلم نداشت، با پانتومیم و ادا در آوردن سعی کرد مفهوم کلامش را برساند. ولی مفهوم اشتباه حرکاتش به لرد رسید و خشمگینش کرد.
این صحنه خام مونده. این صحنه ایه که یا نباید توصیف بشه و یا باید خیلی کامل و مفصل توضیحش بدیم. طوری که خواننده بتونه تصویر رو تو ذهنش بسازه. تو این پست وقت و جای کافی برای این کار نداشتیم. برای همین به نظر من بهتر بود کلا لوسیوس نمی تونست هیچ جوابی بده. حرکتی هم نمی کرد.
هیچوقت سعی نکن تک تک صحنه هات خنده دار باشن...یکی دو صحنه یا جمله طنز قوی می تونه کل پست رو نجات بده و بار طنزشو به عهده بگیره.


نقل قول:
-ما کمبود نداریم. اون یکی مالفوی... قند!
لردت خوب بود. طرز حرف زدنش...شکلک هاش...برخورد و عکس العملش.


سوژه رو اصلا پیش نبردی. این خیلی خوبه که بتونیم از سوژه استفاده کنیم بدون این که مصرفش کنیم. اول پست شما قراره قند بیارن...آخر پست شما هم قراره قند بیارن.

شخصیت لرد و سو خیلی خوب بودن.

شکلک ها زیاد بودن...ولی اضافه و بی جا نبودن.


دیالوگ ها به اندازه بودن و توضیحات هم همینطور. می شه اصلاحشون کرد که بهتر بشن. مثلا دیالوگی که اشاره کردم بهتره حذف بشه یا توضیحی که گفتم می تونست بیشتر داده بشه. همینجوری هم پست اصلا بد نیست...ولی با این اصلاحات، خیلی بهتر می شه.


شخصیت ها و سوژه هاشونو خوب می شناسی. حداقل توی این پست اینجوری بود. در مورد بقیه هم سعی کن شناخت پیدا کنی. اینجوری هم راحت تر می نویسی و هم بهتر می تونی سوژه های طنزشونو ازشون بگیری.


خوب بود.


زیر سایه یارانمان این شکلی شدیم!


پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
پیام زده شده در: ۱۵:۳۲:۴۶ جمعه ۱۰ آبان ۱۳۹۸

ریونکلاو

ربکا لاک‌وود


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۵:۲۷:۵۸ چهارشنبه ۲۴ مهر ۱۳۹۸
آخرین ورود:
امروز ۱۷:۱۴:۱۷
از غار زیر سایه ژیپراده
گروه:
ایفای نقش
ریونکلاو
کاربران عضو
پیام: 82
آفلاین
اهم اهم!... سلام ارباب!

گوشاتون ماورای بنفشه آیا؟ اگه نیست بگین جیغ نزنم!

بالاخره یه پست تو خونه ریدلا زدم. نقدش میکنین ارباب؟

قصر خانواده مالفوی


Une fille française
~Only Raven~


پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
پیام زده شده در: ۲۳:۴۶:۲۷ یکشنبه ۷ مهر ۱۳۹۸

اسلیترین، مرگخواران

لرد ولدمورت


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۵:۳۹ سه شنبه ۸ آبان ۱۳۸۶
آخرین ورود:
امروز ۱:۲۴:۵۴
از ما گفتن...
گروه:
کاربران عضو
اسلیترین
ناظر انجمن
مرگخوار
ایفای نقش
پیام: 5599
آفلاین
نقل قول:
دوباره اومدیم ارباب!
خوش اومدی خالی!


نقل قول:
اینــو برامون نقد میکنین ارباب؟ سعی کردم بدون پیش بردن سوژه یه رول بزنم. رزروم هم بیست دقیقه طول کشید - رول سریع بود.
آفرین خالی. پست سریع بزنین. سریع خوبه.


بررسی پست شماره 399 قصر خانواده مالفوی ها، رکسان ویزلی:


نقل قول:
همه مرگخوارا و لرد، ایش گویان به خودشون نگاه کردن...
در حالت عادی "ایش گفتن"، نه به مرگخوارا میاد و نه به لرد سیاه. حالا چی باعث شده این جا حالت عادی محسوب نشه؟
این که سریع یه اتفاق دیگه افتاده و توجه خواننده رو جلب کرده. همین اتفاق باعث می شه این قسمت قابل قبول باشه و احساس نکنیم که بهتر بود نویسنده به جای اکتفا کردن به یه جمله، صحنه رو توضیح می داد.



نقل قول:
-

خب... نه همه مرگخوارا.
همه مرگخوارا و لرد به سمت رکسان برگشتن.

- سفید... خیلی... ترسناکـــــــه!
سوژه رکسان خیلی خوبه. باید مواظبش باشی که درست پرورش پیدا کنه. تو هر سوژه ای فکر نکن که چطوری از رکسان استفاده کنم. صبر کن تا موقعیتی پیش بیاد که با خودت فکر کنی که "اینجا جای رکسانه". این کار باعث می شه خواننده هم غافلگیر بشه. سوژه براش جذاب باشه.
برای ترس های رکسان از وسایل خیلی ساده و پیش پا افتاده استفاده کن. چیزایی که هرگز ممکن نیست برای کسی ترسناک باشن. یعنی حتی احتمالش هم داده نشه. مثلا مورچه مناسب نیست. چون به هر حال ممکنه یکی از مورچه واقعا بترسه. تاثیرش از بین می ره. پست های قبلیتو خوندم که ببینم همه جا از رکسان استفاده می کنی یا نه...که خوشبختانه نکردی. روش درست همینه. سوژه وقتی زیاد خرج بشه، تموم می شه. دل همه رو می زنه. شکل استفاده ازش هم می تونه متفاوت باشه. همیشه مستقیم نگه از فلان چیز می ترسم...یهو(بی مقدمه) ببینن نیست و متوجه بشن که رفته و قایم شده. یه بار بدون هیچ حرفی بذاره و فرار کنه. توضیح هم نده. یه بار جدی جدی ادعا کنه که مورد تهدید یا حمله قرار گرفته...ازش بخوان کاری رو انجام بده و به دلیل همین ترس های بی معنیش مقاومت کنه.


نقل قول:
- نه نه بچه، سفید ترسناک بودن نمیشه! منم سفید بودن میشم، ولی خوشگل. سفید خیلیم خوشگلـ... چیز... نه یعنی، سفید خوب بودن... نمیشه ارباب، نمیشه!

رابستن نمیدونست بین رضایت ارباب و بچه ش کدومو انتخاب کنه. بعد از کمی تحمل نگاه های سنگین لرد، گزینه سه رو انتخاب کرد.
این جاش خوب بود. سوژه های خوبی از توی موقعیت در میاری. این جاش می تونست کمی کامل تر باشه. صحنه به صحنه پیش بره. بچه بترسه...رابستن آرومش کنه...بعد با نگاه های سنگین لرد مواجه بشه و حرفشو عوض کنه و گریه بچه شدید تر بشه.
سوژه خوبی بود که کمی خلاصه و سریع پیش رفته.


نقل قول:
صدا بود، ولی تصویر نبود.

- کجایی، خالی؟
- صداش از توی کیف من میاد ارباب... بیام ببرمش بیرون؟
خیلی خوب بود. هم توضیح خیلی کوتاه، ولی مناسبش...و هم صحنه و هم شخصیت ها.


نقل قول:
سو بغض کنان سرشو از پنجره بیرون برد.
اینم مثل بالایی یه سوژه خوب بود که لیاقت داشت نقش بیشتری بهش داده بشه. توضیح زیادی لازم نداشت. همین که اولش می گفتی سو سرشو از پنجره میاره تو کافی بود.


نقل قول:
همگی نفس راحتی کشیدن. حالا میتونستن به مشکل سفید شدنشون فکر کنن.
سوژه رو پیش نبردی...درباره همون موقعیت نوشتی. این کارت خیلی خوب بود. برای رکسان هم این خوبه. که وقتی سوژه ای رو می خونی و فکر می کنی اینجا می شه از رکسان استفاده کرد، بنویسی. تمرکزت هم روی رکسان نبود. در مورد شخصیت های دیگه هم خوب نوشتی. حتی شخصیت هایی مثل سو و لرد که نقش خیلی زیادی نداشتن. کمرنگ بودن شخصیت ها، مانع قوی بودنشون نشده.


شخصیت هات خوب بودن. طنز پستت خوب بود. به سوژه خیلی خوب پرداختی...شکلک هات درست و مناسب و به جا بودن.


همیشه سریع بنویس. برای نوشتن پست های قابل قبول، اصلا لازم نیست دقایق طولانی صرف کنیم. هر چی بیشتر بنویسیم، سوژه ها رو سریع تر و راحت تر می گیریم. راحت تر می تونیم بنویسیم. شناختن شخصیت ها هم که مهم ترین عامل کمک کننده اس که شما هم شخصیت ها رو خوب می شناسی و ازشون خوب استفاده می کنی.


برو خالی!


زیر سایه یارانمان این شکلی شدیم!


پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
پیام زده شده در: ۰:۰۳:۰۱ یکشنبه ۷ مهر ۱۳۹۸

هافلپاف، مرگخواران

رکسان ویزلی


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۳:۱۳:۴۳ پنجشنبه ۱۷ مرداد ۱۳۹۸
آخرین ورود:
امروز ۱۲:۵۷:۲۴
گروه:
کاربران عضو
هافلپاف
ایفای نقش
ناظر انجمن
مرگخوار
پیام: 146
آفلاین
دوباره اومدیم ارباب!

اینــو برامون نقد میکنین ارباب؟ سعی کردم بدون پیش بردن سوژه یه رول بزنم. رزروم هم بیست دقیقه طول کشید - رول سریع بود.

میشه ارباب؟


رکسان خالی... خالی خالی! بدون ویزلی!

تصویر کوچک شده




پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
پیام زده شده در: ۲۳:۰۴:۱۴ پنجشنبه ۲۱ شهریور ۱۳۹۸

اسلیترین، مرگخواران

لرد ولدمورت


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۵:۳۹ سه شنبه ۸ آبان ۱۳۸۶
آخرین ورود:
امروز ۱:۲۴:۵۴
از ما گفتن...
گروه:
کاربران عضو
اسلیترین
ناظر انجمن
مرگخوار
ایفای نقش
پیام: 5599
آفلاین
خالی!


نقل قول:
سلام ارباب! همواره خوب باشین ارباب! ویروسی نشین ارباب!
سلام! ما فعلا خوبیم!
بعد از صحبت با شما توهم بیماری زدیم. کمی عطسه نمودیم...کمی احساس گلو درد کردیم. بعد فهمیدیم همش تلقینیه و ما جوگیر شدیم! وقتی به این حقیقت نایل شدیم، خوب شدیم.


بررسی پست شماره 518 خاطرات مرگخواران، رکسان خالی:


گرفتن سوژه های سایت کار خیلی خوبیه. الان این سوژه ای نیست که خیلی روش کار کرده باشیم یا جایی توضحیش داده باشیم. سوژه موقتیه. مربوط به حرفای واقعی توی پیام شخصیمونه.
ولی همینم خیلی خوبه. اولا باعث می شه برای استفاده از سوژه ها تمرین کرده باشی. همین کار، خیلی قوی ترت می کنه. باعث می شه سوژه ها رو راحت تر شناسایی کنی. راحت تر درباره شون بنویسی. خودتو بهتر بشناسی و بدونی چه سوژه ای بیستر به شخصیتت میاد.
از طرفی، این سوژه ای نیست که اگه کسی درباره اش چیزی ندونه، کلا متوجه ماجرا نشه. لزومی نداره درباره اش توضیحی داده باشیم. همینم خیلی راحت می تونه جای خودشو پیدا کنه.


نقل قول:
- یاران ما... این خونه پر از خالیه...
این جمله برای شروع خیلی خوب بود. و دقیقا مثل توضیح بالا، هم برای کسی که رکسان رو می شناسه خوبه، و هم کسی که نمی دونه لقب رکسان چیه. جمله جالب و طنز و جذب کننده اس.


نقل قول:
لرد راست میگفت. هر جا رو نگاه میکردی، پر از ویروس بود. اونقدر اجتماعشون توی خونه ریدل زیاد شده بود که با چشم غیر مسلح هم دیده میشدن؛ توی بشقاب، با سلول غذای چسبیده به کف بشقاب، که گابریل موفق به پاک کردنش نشده بود، فوتبال بازی میکردن، کمد لباسا رو بیرون میریختن، و توی فنجون چایی برای خودشون دوش آب گرم میگرفتن.
ویروسا توی خونه ریدل حکومت میکردن!
این جاش عالی بود. اینجور سوژه ها رو پیدا کردن، دیدن، و نوشتن، احتیاج به تیز بینی خاصی داره. و البته شجاعت! در نظر گرفتن شخصیت مستقل برای ویروس ها عالی بود.


نقل قول:
- پیتزا!

گابریل اینو گفت و دو قطره از مایع رو روی سرشون ریخت. همچنان که دو ویروس، توی اون دو قطره دست و پا میزدن، رئیس ویروسا، توجهش جلب شد.
- فرمان حمله دادن! همرزمان، آماده!
صحنه رو خیلی خوب نوشتی. همون "پیتزا" گفتن گابریل، خیلی بامزه بود. یه حالت فرمان حمله داشت.


نقل قول:
- توی موهام آخه؟
- نه! بچه رو ول کردن بشین، منو گرفتن بشین!
- فس... پیتزای من؟ پاپا!
دیالوگا خیلی خوب بودن. کوتاه بودن، ولی شخصیت داشتن. وقتی می گم دیالوگ های پشت سر هم باید هدف داشته باشن یعنی همین. شخصیت داشتن، یه هدفه.


نقل قول:
- بخور رکسان مامان... بخور واست خوبه!

رکسان، با انزجار، نگاهی به قاشق پر از شربت تلخ انداخت. خواست پسش بزنه، ولی وقتی نگاه خشمگین مروپ رو دید، وانمود کرد لذت بخش ترین چیز دنیا رو میخوره، و شربت رو تا آخر سر کشید. قیافه خشمگین مروپ، جای خودشو به چهره دلسوز مادرانه ای داد. مروپ دستشو روی پیشونی رکسان گذاشت.
مروپت به شکل عجیبی خوب بود. در حدی که انگار از خود مروپ پرسیدی چطوری بنویسمت. می تونست مادرانه باشه...می تونست خشمگین باشه. ولی اجرای هر دوی اینا با هم خیلی خوب بود. خیلی دقیق بود.


نقل قول:
و صدای سرفه های شدید مرگخوارا که از بیرون میومد، نشون میداد اگه رکسان بر اثر بیماری نمیره، قطعا بعد از بیرون رفتن از اتاق، کشته میشه!
آخرش هم خوب بود.


یه سوژه خیلی ساده...یه پست خیلی ساده...
ولی دقیق و حساب شده.
شخصیت هات عالی بودن. خیلی قوی بودن. حتی لردی که نقش خیلی پررنگی نداشت. شخصیت ها نیومدن که فقط توی صحنه حضور داشته باشن. هر کدوم وظیفه ای دارن.
طنز پست خوبه، چون ایده اصلی پست خوبه.
قسمت ویروسا اونقدر خوب بود که از یه طرف ترجیح می دادم طولانی تر بشه...ولی ازطرفی هم نمی خواستم سادگی قشنگ پست از بین بره. برای همین، هر دو حالتش هم خوب می شد. هم این که به همین شکل ساده و کوتاه باشه و هم این که بیشتر درموردشون بنویسیم.

شکلک هات درست و به جا هستن.


این که چند تا شخصیت رو انتخاب کردی و درباره شون نوشتی، حرکت خوبی بود. خیلی وقتا احساس می کنن بهتره شخصیت های بیشتری رو وارد کنن. اینجوری به هر شخصیت یکی دو خط توضیح می رسه که شاید چندان کامل و جالب نباشه. برای هر موقعیت و هر سوژه ای باید مناسب ترین شخصیت ها رو انتخاب کنیم. شخصیت هایی که به درد اون سوژه می خورن.

خوب بود خالی.


سریع دور شو تا ویروس آلودمان نکرده ای!



زیر سایه یارانمان این شکلی شدیم!


پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
پیام زده شده در: ۰:۰۳:۴۲ پنجشنبه ۲۱ شهریور ۱۳۹۸

هافلپاف، مرگخواران

رکسان ویزلی


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۳:۱۳:۴۳ پنجشنبه ۱۷ مرداد ۱۳۹۸
آخرین ورود:
امروز ۱۲:۵۷:۲۴
گروه:
کاربران عضو
هافلپاف
ایفای نقش
ناظر انجمن
مرگخوار
پیام: 146
آفلاین
سلام ارباب! همواره خوب باشین ارباب! ویروسی نشین ارباب!

ارباب، لطفا این پست رو نقد کنین... فقط قبلش رعایت نکات بهداشتی رو فراموش نکنین ارباب!


رکسان خالی... خالی خالی! بدون ویزلی!

تصویر کوچک شده




پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
پیام زده شده در: ۲۲:۳۸:۱۵ شنبه ۱۶ شهریور ۱۳۹۸

اسلیترین، مرگخواران

لرد ولدمورت


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۵:۳۹ سه شنبه ۸ آبان ۱۳۸۶
آخرین ورود:
امروز ۱:۲۴:۵۴
از ما گفتن...
گروه:
کاربران عضو
اسلیترین
ناظر انجمن
مرگخوار
ایفای نقش
پیام: 5599
آفلاین
اول یه توضیحی در مورد پست های "خالی" که قبلا گفتم، بدم.
پست خالی، پست خوب یا بد نیست.
پستیه که نکته خاصی نداره. قابل نقد نیست. نمی شه چیز خاصی دربارش گفت.
این یه نمونه پست خالیه.
اگه بگردم خیلی پیدا می شه.
این پست، بد نیست...خوب هم نیست...پست نظارتیه. ربطی به کوتاه و بلندیش نداره. هدفش هم بیشتر همون خلاصه کردن سوژه بوده. ولی اگه اینو بخوایین نقد کنین، بیشتر از یکی دو جمله دربارش نمی تونین بنویسین. چون نه حرکت خاصی توش انجام گرفته. نه سوژه تغییری کرده. نه طنز خاصی داره. نه شخصیت پردازی قابل بحثی.
مطمئنم که بقیه نقد کننده ها هم با اینجور پست ها مواجه شدن. پست هایی که نمی شه چیزی درباره شون گفت. آدم با خودش فکر می کنه که طرف برای چی نقد اینو خواسته؟
حالا از کجا تشخیص بدیم پست خالیه یا نه!
لازم نیست تشخیص بدیم. اگه احساس می کنیم فلان پست احتیاج به نقد داره، درخواست می کنیم. نقد کننده هم هر چی بدونه می گه. کافیه در حالت کلی، پستی رو که می خواییم برای نقد بدیم، انتخاب کنیم. حساب شده باشه. پستی باشه که یا احساس کرده باشیم توش تغییری کردیم. یا نکته ای داره که می خواییم نظر نقد کننده رو دربارش بدونیم. مثلا طنزش. یا سوژه رو تغییری دادیم که می خواییم بدونیم خوب بوده یا نه. یا مثلا شخصیت ها رو خوب نوشتیم یا نه. یا یه محتوای خاصی داشته باشه.
پست خودم که بالا مثال زدم هیچ نکته ای نداره که لازم باشه کسی دربارش نظر بده. فوقش می تونه بگه طنزش بد نبود. همین.

.....................

سلام رکسان. ما خوبیم!


نقل قول:
ارباب، میخواستم اینو برام نقد کنین. میدونم پشت سر هم درخواست نقد کردن کمی بی فایدست و باید نکاتی که توی نقدهای قبلیتون گفتین جا بیفته، ولی این یکی رو سعی کردم سوژه رو برگردونم به مسیر اصلیش.
اون یه قاعده کلیه. همیشه استثنا داره. اگه احساس می کنین نقد لازم دارین یا به دردتون می خوره، درخواست کنین. یه موقعی بود(دو سه سال پیش) که بعضی از اعضا مثلا برای تک تک پست هاشون درخواست نقد می کردن. بدون استثنا. چون درخواست نقد دادن که براشون کاری نداشت. طرف هر پستی که می زد، یه درخواست نقد هم پشت سرش می زد. تعداد پست هاش هم دوبرابر می شد. اصلا مشخص نبود که می خونه یا نه. نقد کننده ها هم تند و تند و پشت سر هم فقط نقد می کردن.
اونجا بود که من قوانین نقدمو نوشتم که این نقدا حداقل کمی مرتب باشه و به یه دردی بخوره.

نکته بعدی درباره انجمن هاست.
بدون هماهنگی با ناظر، بهتره تغییرات خاص و اساسی در مورد سوژه ها و مسیرشون ندیم. شاید ناظر همون مسیر رو ترجیح می ده. نظر ناظر مهم تره.
مثلا من که گاهی برای اصلاح سوژه می فرستمتون، جایی می فرستم که مطمئن باشم مشکلی نداره.
مثلا هیچوقت کسی رو برای اصلاح یا تغییر سوژه به انجمن محفل نفرستادم. چون باهاشون هماهنگ نکردم. گفتم شاید برنامه ای برای اون سوژه دارن. شاید اصلا با این کار موافق نیستن. اونجا یه کمی باید با احتیاط بنویسین. تغییرات اساسی ندین. این تغییری که شما دادی خیلی اساسی نبود. طبق نقد قبلی خودم نوشتی. به نظر من درست هم پیش رفته. فقط گفتم که مواظب باشین. هر جایی نمی شه اصلاح سوژه کرد. همونطور که شاید من خوشم نیاد یکی بیاد تو خانه ریدل ها و مسیر سوژه ها رو تغییر بده یا حتی به نظر خودش اصلاح کنه. چون شاید "اصلاح" اون با چیزی که تو ذهن منه متفاوت باشه.


نقد شما رو الان می فرستم.


دور شو رکسان!


زیر سایه یارانمان این شکلی شدیم!







شما می ‌توانید مطالب را بخوانید
شما نمی توانید عنوان جدید باز کنید
شما نمی توانید به عنوان‌ها پاسخ دهید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را ویرایش کنید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را حذف کنید
شما نمی توانید نظر سنجی اضافه کنید
شما نمی توانید در نظر سنجی ها شرکت کنید
شما نمی توانید فایل‌ها را به پیام خود پیوست کنید
شما نمی توانید پیام بدون نیاز به تایید بزنید
شما نمی توانید از نوع تاپیک استفاده کنید.
شما نمی توانید از HTML در نوشته های خود استفاده کنید
شما نمی توانید امضای خود را فعال/غیر فعال کنید
شما نمی توانید صفحه pdf بسازید.
شما نمی توانید پرینت بگیرید.

[جستجوی پیشرفته]


هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است | ۱۳۹۸-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.