هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل


در حال دیدن این عنوان:   1 کاربر مهمان





پاسخ به: كلاس معجون سازي
پیام زده شده در: ۲۳:۵۶:۵۶ چهارشنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۸

اسلیترین، محفل ققنوس

کریچر


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۰:۵۷ پنجشنبه ۷ مرداد ۱۳۹۵
آخرین ورود:
۱۸:۰۱:۲۲ جمعه ۱۴ شهریور ۱۳۹۹
از میدان گریمولد، خانه شماره 12
گروه:
کاربران عضو
اسلیترین
ایفای نقش
محفل ققنوس
ناظر انجمن
پیام: 110
آفلاین
نمرات جلسه دوم معجون سازی

اما دابز: 29
خیلی حال کردم حقیقتا.
یه خرده شروعش می تونست بهتر باشه. بقیه چیزا به جا و درست بود. کریچر پست تون خوب در اومده بود. همونقدر بی منطق و اعصاب خرد کن! پایانشم عالی بود.

آگاتا تراسینگتون:28
سوژه شما ساده اس. اما درست پرداخته شده. توصیفات و مخصوصا شروع تون عالین. چندین جا اشتباهات تایپی داشتین. بهتره بعد از نوشتن پست از روش چند بار بخونید تا همچین مشکلی پیش نیاد. پست تون طنز نیست. پست جدی شکلک نداره.


ربکا لاک وود:27
نسبت به پست جلسه قبل تون این خیلی خیلی بهتره! آفرین همین طور ادامه بدین! یه خرده اشتباهات تایپی داشتین.


گابریل دلاکور: 5_30=25
عالی! از اونجا که کریچر موجود باهوشی نیست انتظار داشتم همچین سوژه ای ببینم. لذت بردم.

گودریک گریفندور: 5_30=25
خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی عالی!
فقط پایان جمله نقطه یادتون نره.

آلکتو کرو: 5_30=25
عالی بود! از واکنش آلکتو به کریچر لذت بردم.

سر کادوگان: 5_30=25
عالی! چی بگم والا!


دم همتون گرم خیلی لذت بردم!





ویرایش شده توسط کریچر در تاریخ ۱۳۹۸/۹/۱۴ ۱۵:۴۵:۳۸

وایتکس!



پاسخ به: كلاس معجون سازي
پیام زده شده در: ۲۲:۱۰:۵۱ شنبه ۹ آذر ۱۳۹۸

اسلیترین، محفل ققنوس

کریچر


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۰:۵۷ پنجشنبه ۷ مرداد ۱۳۹۵
آخرین ورود:
۱۸:۰۱:۲۲ جمعه ۱۴ شهریور ۱۳۹۹
از میدان گریمولد، خانه شماره 12
گروه:
کاربران عضو
اسلیترین
ایفای نقش
محفل ققنوس
ناظر انجمن
پیام: 110
آفلاین
تدریس جلسه سوم معجون سازی

اگر تا به حال سر و کارتان با مشاوران افتاده باشد_که امیدوارم این طور نباشد_باید به خوبی بدانید مشاوران از آن دسته آدمهایی هستند که در خیالات و توهم سر می‌کنند؛ گویی در بعد دیگری از جهان هستند که هیچ چیز منفی وجود ندارد. مثلا مهم نیست به هردلیلی تا یک ماه مانده به کنکور نتوانستید اصلا مهم نیست. آن ها خودشان کسی را می شناسند که تا یک ساعت مانده به کنکور در کما بوده اند اما چون به خودشان باور داشته اند، جزو ده نفر برتر بوده اند. مهم نیست چقدر قرار است زندگی فلاکت بار داشته باشید مشاوران می گویند صبح تان را با لبخند آغاز کنید و بگویید امروز روز من است.

اگر آن روز صبح تک تک مشاوران دنیا در هاگوارتز پخش می شدند تا به بچه ها بگویند صبح شان را با لبخند آغاز کنند و بگویند امروز روز من است، تنها چیزی که نصیب شان می شد انواع چوبدستی در اندازه های مختلف، طلسم های رنگارنگ، بمب کود حیوانی و یک سری کلمات رکیک بود. صبح روزی که قرار بود تمام بچه ها با کریچر کلاس داشته باشند تحت هیچ شرایطی نمی توانست نمی توانست روز خوبی باشد. در واقع، اگر به همگی پیشنهاد میشد که ده جلسه پشت سرهم کلاس جانور شناسی با تدریس هاگرید و حضور یک باسلیسیک بروند اما کلاس کریچر کنسل می شود، همگی با کمال میل می پذیرفتند.

همان طور که تک تک بچه ها انتظار داشتند، دخمه ای که کلاس معجون سازی در حال برگزاری بود و جایی در نزدیکی ورودی تالار اسلیترین قرار داشت، ذره ای تغییر نکرده بود. عکس های متحرک ارباب ریگولوس کریچر همه جا خودنمایی می کردند و هنوز دورتادور کلاس کلمات ارباب ریگولوس و قلب های بین هر کلمه به چشم می خوردند. تنها چیزی که برخلاف انتظار بود، حضور از قبل کریچر بود که مشغول درست کردن معجونی روی میز کارش بود. شعله ضعیفی زیر پاتیل معجون روشن بود و دود غلیظی به شکل مارپیچ از آن برمی خاست.

بچه ها هرکدام به طرف میز هایشان رفتند. کریچر گفت:
_کریچر سلام کرد. ملت کاغذ و قلم برداشت. امروز قسمت آخر زندگی ارباب ریگولوس بود.

بچه ها بدون هیچ واکنش خاص و اعتراضی کاغذ های پوستی و قلم پر برداشتند و آماده نوشتن شدند. اگرچه کلاس معجون سازی برایشان همچون جهنم بود اما کم کم در حال عادت بودند.

کریچر با صدایی خس خس کنان گفت:
_ارباب ریگولوس کشفش کرد... ارباب ریگولوس خیلی زرنگ بود... ارباب ریگولوس راز لرد سیاه رو کشف کرد... راز تاریکش رو... رازی که هرکسی طاقت دونستنش رو نداشت...
_چی بود پرفسور؟!

کریچر به سمت دانش آموز نگون بختی که این سوال را پرسید بود برگشت.
_الان دانش آموز ایستاد یه لحظه آخرشو... دیر اومد نخواست زود رفت! دانش آموز دهنشو بست! دانش آموز دهنشو بست! چون نذاشت کریچر حرفشو تموم کنه!

پس از جیغ جیغ های بسیار و انداختن دانش آموز به بیرون از کلاس کریچر ادامه داد.
_ارباب ریگولوس راز تاریک رو کشف کرد... یه شب ارباب ریگولوس کریچر رو با خودش برد... اونجا خیلی تاریک بود... ارباب ریگولوس کریچر رو مجبور کرد که تمام اون معجون سیاه رو تو حلقش بریزه و... و...

کریچر شروع به هق هق کرد و ناگهان کف زمین پرید و سرش را با شدت هرچه تمام تر به زمین کوبید.
_کریچر ابله! کریچر جن بد! کریچر بی عرضه! کریچر مایه ننگ اجنه خانگی! کریچر نفهم!

دانش آموزان وقتی کریچر را در آن حال دیدند ناگهان متوجه شدند که حداقل در یک چیز به شدت با کریچر موافقند!
پس از مدتی که ناله های کریچر تمام شد، به سمت تخته سیاه رفت و بشکنی زد. گچ کوچکی روی تخته به حرکت در آمد و تکلیف جلسه بعد را نوشت:

نقل قول:
شما یا هر شخصیت دیگه ای که خودتون مایلید در موقعیتی قرار گرفته که میخواد اون معجون سیاه رو بخوره. تو یه رول توضیح بدین که کسی که معجون رو خورده چه اتفاقی براش میفته و چه چیزایی می بینه.
فقط و فقط طنز بنویسید. (30 نمره)

کریچر گفت:
_کلاس کریچر تموم شد ملت تونست رفت.

دانش آموزان به ترتیب بلند شدند تا هرچه سریعتر از کلاس خارج شوند. دانش آموزی از گروه هافلپاف پرسید:
_ببخشید پروفسور... زندگی ارباب ریگولوس شما واقعا پر از درس عبرته برای ما و واقعا مشتاقیم که بیشتر درباره ایشون بدونیم.

این تملق به مذاق کریچر خوش آمد و لبخندی برای اولین بار به لبش نشاند.
دانش آموز ادامه داد:
_حقیقتا ارباب ریگولوس شما یکی از بزرگترین انسان هایی هستند که پا به این دنیای پر از دروغ و خیانت گذاشتن. ایشون طبق گفته شما معجون ساز بزرگی هم بودن. همه مون مشتاقیم این بخش از زندگی شون رو بیشتر بشناسیم. مثلا همون معجونی که از اول کلاس داشت می پخت. خوشحال میشیم درباره اش بدونیم.

کریچر به معجون روی میزش اشاره کرد.
_این چیز خاصی نبود. اینو کریچر اینجا گذاشت تا خواننده صرفا نسبت به دو پست جلسات قبل فضای کلاس رو طور دیگه ای تصور کرد و براش تنوع شد. حالا ملت رفت و روی تکلیف شون تمرکز کرد!



ویرایش شده توسط کریچر در تاریخ ۱۳۹۸/۹/۱۰ ۱۷:۵۵:۰۷

وایتکس!



پاسخ به: كلاس معجون سازي
پیام زده شده در: ۱۴:۵۹ یکشنبه ۳ آذر ۱۳۹۸

گریفیندور، محفل ققنوس

سر کادوگان


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۲:۴۹ چهارشنبه ۳ آبان ۱۳۸۵
آخرین ورود:
امروز ۱۷:۰۷:۰۹
از این تابلو به اون تابلو!
گروه:
کاربران عضو
ایفای نقش
محفل ققنوس
گریفیندور
پیام: 276
آفلاین


پاسخ به: كلاس معجون سازي
پیام زده شده در: ۱۷:۲۶ شنبه ۲۵ آبان ۱۳۹۸

آلکتو کرو old


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۱:۵۴ جمعه ۲۷ مرداد ۱۳۹۶
آخرین ورود:
۰:۰۰ سه شنبه ۵ آذر ۱۳۹۸
از ما هم شنفتن...
گروه:
کاربران عضو
پیام: 204
آفلاین


اگر بار گران بودیم رفتیم!


پاسخ به: كلاس معجون سازي
پیام زده شده در: ۱۳:۱۵ پنجشنبه ۲۳ آبان ۱۳۹۸

گریفیندور، محفل ققنوس

گودریک گریفیندور


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۷:۲۹ یکشنبه ۱۲ دی ۱۳۸۹
آخرین ورود:
۱۱:۴۰:۰۸ چهارشنبه ۱۵ مرداد ۱۳۹۹
از تالار گریفندور
گروه:
ایفای نقش
کاربران عضو
محفل ققنوس
گریفیندور
پیام: 976
آفلاین


پاسخ به: كلاس معجون سازي
پیام زده شده در: ۱۸:۰۴ چهارشنبه ۲۲ آبان ۱۳۹۸

اسلیترین، مرگخواران

گابریل دلاکور


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۶:۳۹ یکشنبه ۹ تیر ۱۳۹۸
آخرین ورود:
امروز ۱۳:۲۰:۴۸
گروه:
اسلیترین
کاربران عضو
ایفای نقش
مرگخوار
ناظر انجمن
پیام: 263
آفلاین
سلام استاد!

اینمخدمت شما!


کی آماده‌ی شفاف شدنه؟




پاسخ به: كلاس معجون سازي
پیام زده شده در: ۱۶:۲۸ دوشنبه ۱۳ آبان ۱۳۹۸

ریونکلاو، مرگخواران

ربکا لاک‌وود


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۵:۲۷ چهارشنبه ۲۴ مهر ۱۳۹۸
آخرین ورود:
۱۱:۴۶:۳۶ یکشنبه ۲۳ شهریور ۱۳۹۹
از تاریک‌ترین قسمت سایه‌ی ارباب!
گروه:
مرگخوار
ایفای نقش
ریونکلاو
کاربران عضو
پیام: 296
آفلاین
جیــــــــــــــــــغ!
بفرمایید...


My Dark Great Lord
Fille française
♡Only Raven♡


پاسخ به: كلاس معجون سازي
پیام زده شده در: ۱۷:۱۲ دوشنبه ۶ آبان ۱۳۹۸

هافلپاف

آگاتا تراسینگتون


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۹:۰۴ یکشنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۷
آخرین ورود:
امروز ۱۴:۴۸:۱۰
از کتابخونه
گروه:
کاربران عضو
هافلپاف
ایفای نقش
پیام: 64
آفلاین
سلام پروفسور؛امیدوارم که سرحال باشید.
من تکلیفمو انجام دادم.
با عرض پوزش جهت شرکت نکردن در جلسه ی اول.


نذار مشنگ ها روزت رو خراب کنن :)

هافلپاف عشقه


پاسخ به: كلاس معجون سازي
پیام زده شده در: ۲۰:۲۴ شنبه ۴ آبان ۱۳۹۸

گریفیندور، محفل ققنوس

اما دابز


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۶:۰۱ چهارشنبه ۶ شهریور ۱۳۹۸
آخرین ورود:
امروز ۱۲:۵۰:۰۱
از کتابخانه مرکزی
گروه:
کاربران عضو
محفل ققنوس
گریفیندور
ایفای نقش
پیام: 169
آفلاین
سلام و درود به پرفسور کریچر . پرفسور منhttp://www.jadoogaran.org/modules/new ... wtopic.php?post_id=343435 رو آوردم. ببخشید که بار اول شرکت نکردم.
آبله هیپوگریفی گرفتم و بدجور بی حال و بی حوصله شدم.


من این رویا را خیلی دورتر از موعود تحمل می کنم! فرقی نمی کند. من آرزو دارم آزادانه پرواز کنم. از طرق آسمان آبی در قلبم . آسمان آبی دور از ذهن که در فردا ها جاری می شود.

Blue Sky in My heart

فقط در سکوت- کلمات
فقط در تاریکی - نور
فقط در مرگ- زندگی
به مبارزه شاهین ها نگاه کن؛ در آسمان خالی.

مزاحم شدم؟ میشه سوال بپرسم؟
1،2

هرگز ناامید و دلسرد نمی شم!
معتقدم حتی کوچکترین جرقه ها هم می تونن آتشی بزرگ به پا کنن.


بسیار سفر باید تا پخته شود خامی!


پاسخ به: كلاس معجون سازي
پیام زده شده در: ۰:۵۱ جمعه ۳ آبان ۱۳۹۸

اسلیترین، محفل ققنوس

کریچر


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۰:۵۷ پنجشنبه ۷ مرداد ۱۳۹۵
آخرین ورود:
۱۸:۰۱:۲۲ جمعه ۱۴ شهریور ۱۳۹۹
از میدان گریمولد، خانه شماره 12
گروه:
کاربران عضو
اسلیترین
ایفای نقش
محفل ققنوس
ناظر انجمن
پیام: 110
آفلاین
گودریک گریفندور:
خیلی خوب بود. فقط چرا بعد از دیالوگ ها نقطه نذاشتین؟ اشتباه تایپی هم داشتین. غیر از این همه چیز خوب و عالی بود.
29-5=24


جینی ویزلی
معمولا توصیه میشه که با دیالوگ شروع نشه رول مگر اینکه دیالوگ کشش کافی داشته باشه و خاص باشه برای جذب کردن خواننده. متاسفانه دیالوگ شما خوب نبود برای شروع. پست تون اولاش خوب بود. وسطاش یه خرده افت کرد و بعد باز دوباره خوب شد. توصیفات کم بودن ولی دیالوگ ها خیلی خوب بودن و تو پست طنز دیالوگ خیلی مهمه.
27-5=22

ملانی استانفورد
خیلی خوب شروع کردی. خیلی خوب هم تموم کردی مخصوصا پاراگراف آخر.
ریگولوس خیلی سریع موهای لرد سیاه رو کند. یه کم سریع رد شدی.
28-5=23

آرتور ویزلی
چی بگم والا!
30-5=25

رودولف لسترنج
خیلی خوب و فوق العاده. فقط کاش رویارویی با لرد سیاه رو کامل می نوشتی.
29-5=24

فنریر گری بک
ریگولوس به سمت خونه شماره دوازده ریگولوس رفت؟
29.5-5=24.5

لینی وارنر
عالی!
30-5=25

گابریل دلاکور
یه خرده اشکالات تایپی داشتین فقط. شخصیت کریچر هم شبیه خود کریچر رفتار نکرد یک جا. اصولا نه فقط کریچر، بلکه هر جن خونگی موظف هست از دستور اربابش اطلاعات کنه ولو از اون ارباب متنفر باشه چه برسه به کریچر که می میره برای اربابش.
27-5=22


پنه لوپه کیلرواتر: 22

بالا تر توضیح دادم. خوب نیست یه پست با دیالوگ شروع شه مگر اینکه دیالوگ به قدری خاص باشه که خواننده رو جذب کنه کامل. پستتون اشکالات نگارشی داره که با تمرین و درخواست نقد حل میشه. سوژه تون خوب بود ولی بزرگترین مشکل تون اینه که پست شما توصیف نداره. مستقیم رفته سر اصل مطلب. الان این ماجرا کجا داشت اتفاق میفتاد؟ حالت شخصیت ها چطور بود؟ هیچ کدوم اینا در پست شما دیده نمیشه. توصیه من اینه که رول و یا حتی کتاب اگه میخونید دوبار بخونید. بار اول لذت ببرید ازش و بار دوم خودتون رو بذارید جای نویسنده و بخونید.

سدریک دیگوری
پست خوبی بود. ساده اما خوب و روان نوشته شده بود. یه خرده خسته کننده بود که از نظر من دلیلش این بود که دیالوگ نداشت. مثلا ریگولوس قبل از ورود به اتاق لردسیاه می تونست با یکی از مرگخوارا رو به رو شه و اون مرگخوار شک کنه بهش.
27-5=22

ربکا لاک وود: 20
ظاهر پستتون خوبه. پاراگراف بندی و دیالوگ ها و شکلک هم همش بجاست. مشکل پست شما سوژه اس که درست پرداخته نشده بهش و تا حدودی هم گنگ بود.
توصیف پست کم بود. پاراگراف اول توصیفش خوب بود. توصیه هایی که بالاتر به پنه لوپه کردم رو لطفا بخونید.

آستریکس
نقطه قوت پستت لردشه. لرد دقیقا خودشه! خیلی خوب نوشتیش! توصیفات یه خرده کم بود. مثلا جایی که دکتر رو آوردن توصیفی نداشت. چطوری آوردنش؟ بیهوشش کرده بودن؟ تو گونی کرده بودنش؟ معمولا این جور جاها خواننده حال میکنه جزئیات رو بدونه.
28-5=23

اینگو ایماگو

یه پست جدی عالی! پایانش خوب بود ولی تو پست جدی بر خلاف طنز توصیف مهم تره. کاش وقتی رفتن گذشته داخل پرورشگاه رو کمی توصیف میکردی.
29-4=25


وایتکس!








شما می ‌توانید مطالب را بخوانید
شما نمی توانید عنوان جدید باز کنید
شما نمی توانید به عنوان‌ها پاسخ دهید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را ویرایش کنید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را حذف کنید
شما نمی توانید نظر سنجی اضافه کنید
شما نمی توانید در نظر سنجی ها شرکت کنید
شما نمی توانید فایل‌ها را به پیام خود پیوست کنید
شما نمی توانید پیام بدون نیاز به تایید بزنید
شما نمی توانید از نوع تاپیک استفاده کنید.
شما نمی توانید از HTML در نوشته های خود استفاده کنید
شما نمی توانید امضای خود را فعال/غیر فعال کنید
شما نمی توانید صفحه pdf بسازید.
شما نمی توانید پرینت بگیرید.

[جستجوی پیشرفته]


هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است. ۱۳۹۹-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.