هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل


در حال دیدن این عنوان:   1 کاربر مهمان





پاسخ به: دفتر دوئل(محل درخواست دوئل)
پیام زده شده در: ۱۷:۴۳:۴۹ چهارشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۹

ریونکلاو، مرگخواران

ربکا لاک‌وود


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۵:۲۷ چهارشنبه ۲۴ مهر ۱۳۹۸
آخرین ورود:
امروز ۱۹:۵۸:۳۸
از غار زیر سایه ارباب!
گروه:
ایفای نقش
ریونکلاو
مرگخوار
کاربران عضو
ناظر انجمن
پیام: 277
آفلاین
سلام ارباب!

ربکا هستم! منو یادتونه ارباب؟
درخواست دوئل با پیترِ بد رو دارم.
هماهنگ شده‌ست و مهلتش سه هفته‌ست.


تصویر کوچک شده

...My Dark Great Lord...
Fille française
♡Only Raven♡


پاسخ به: دفتر دوئل(محل درخواست دوئل)
پیام زده شده در: ۵:۰۲:۲۲ سه شنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۹

اسلیترین، محفل ققنوس

خانوم فیگ


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۷:۳۱ شنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۶
آخرین ورود:
۶:۳۰:۳۰ دوشنبه ۵ خرداد ۱۳۹۹
از این گردش گردون، نصیبم غم و درده!
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 38
آفلاین
سلام سلام! چه سری! چه خلی! عجب بالایی! [داورا خودشون هر خطابی که پسندیدنو بردارن. ]

راستش بعد درخواست این آقای محترم ... من خیلی فکر کردم. ولی متاسفانه الان وقتش نیست. نه این که ایشون عیب و ایرادی داشته باشنا! نه! فقط من فعلا قصد ادامه تحصیل دارم. یعنی مشکل از شرایط منه. امیدوارم ازم به دل نگیرن. ضمنا ازشون خواهش می‌کنم منتظر من نمونن. می‌دونم خیلی براتون سخته، درک می‌کنم؛ اما شاید من حالا حالاها شرایطم محیا نباشه. شما که نباید جوونیتونو پای من بذارین. بالاخره ... عه! کجا رفت این؟ برگرد بابا! چیزه ... همین الان جغد رسید که کلاسامون از طریق سیستم جغدی برگزار می‌شه. می‌تونم به درسم هم برسم. قَبِلتُ.


تصویر کوچک شده

هیچ‌وقت یک پیرزن رو از خونه خالی نترسون! هیچ‌وقت!


پاسخ به: دفتر دوئل(محل درخواست دوئل)
پیام زده شده در: ۳:۰۱:۵۱ سه شنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۹

ریونکلاو، مرگخواران

تام جاگسن


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۹:۴۱ سه شنبه ۶ فروردین ۱۳۹۸
آخرین ورود:
امروز ۱۸:۱۴:۲۸
از این ستون تا اون ستون 23 متر و 12 سانتی متره!
گروه:
ریونکلاو
کاربران عضو
ایفای نقش
مرگخوار
ناظر انجمن
پیام: 372
آفلاین
خانم فیگ درحال گذشتن از کنار باشگاه دوئل بود که صدایی به گوشش رسید...

- هرکول نیز نتوانست در برابر قدرت عصایمان دوام بیاورد؛ شما ساحره ی ضعیف که دیگر...

خانم فیگ صدای جنسیت پرستی به گوشش رسیده بود! کسی در حال مسخره کردن قدرت یک ساحره بود! به ناگاه به پرواز درآمده و وارد باشگاه دوئل شد.
- کی به ساحره جونیای من توهین کرد؟!

و به محض فرودش با مروپی که روبروی شخصی ایستاده بود روبرو شد.
- مروپ جونیِ منو مسخره می‌کردی؟!

و چوبدستی اش را کشید.
- خودت بیا ببینم چیا بلدی!

مرلین پشت سر فیگ بود. در منطقه ای که دیده نمیشد. و کمی دورتر، تام جاگسن ایستاده بود.
- پسر فک کن فیگ و بانو مروپ با مرلین! عجب دوئلی بشه.

اگلانتاین نیز پشت سر تام این واقعه را نگاه می‌کرد و به شکلی که به گوش کسی نرسید، پیش خودش زمزمه کرد.
- اگه توئم وارد شی که دیگه عالی میشه.

و با ضربه ای تام را روبروی فیگی که به دنبال جادوگرِ مغرور می‌گشت انداخت.

- پس تو بودی؟ بیا ببینم چیا بلدی.

و بدین گونه تام و فیگ به مدت دوهفته به دوئل پرداختند.


You can sound the alarm/You can call out your guards
You can fence in your yard/You can hold all the cards
...But I won't back down

P!nk -


پاسخ به: دفتر دوئل(محل درخواست دوئل)
پیام زده شده در: ۲:۱۱:۰۲ سه شنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۹

اسلیترین، مرگخواران

مرلین


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۱:۵۹ جمعه ۱۷ آبان ۱۳۹۸
آخرین ورود:
امروز ۱۹:۳۵:۵۷
از بارگاه ملکوتی
گروه:
ناظر انجمن
کاربران عضو
اسلیترین
ایفای نقش
مرگخوار
پیام: 49
آفلاین
- چرا همگان مشغول دوئل هستند؟

مرلین با قیافه ای مغموم به کارگزاری که چندین متر بالاتر و در سمت راست شناور بود نگاه کرد. کارگزار بالهای بزرگ سیاهی داشت و پیشانی اش با علامت شوم زینت داده شده بود. در واقع تمام بارگاه همچین تزیینی داشت. دیوار ها به رنگ سبز یشمی بودند و طرح‌واره هایی با شمایل مار، اسکلت و نقاب مخصوص مرگخواران خودنمایی می‌کردند.

- جناب پیامبر، چرا شما دوئل نمی‌کنید؟
- حریف مناسبی پیدا نکرده ایم.

مرلین دستانش را به زانوان گذاشت و بلند شد. به سمت پنجره رفت و از پشت آن بارگاه و زمین زیرپایش را رصد کرد. بارگاه تا میلیون ها پس از خلقت در طبقه پنجم آسمان بود. اما زمانی که مرلین با "هرکول" نبرد کرد و او را شکست داد، پروردگار به نشانه پاداش بارگاه را به آسمان ششم منتقل کرد.

- می‌خواهید اسامی جادوگران و ساحرگان را بیاورم؟
- مردک ملعون، فکر می‌کنی ما آن اسامی را نمیدانیم؟

مرلین عصایش را با عصبانیت تکان داد. کارگزار با شدت به زمین خورد. در محل اصابت دریچه ای باز شد و کارگزار را به داخل خود کشید.

- پروردگارا چه کنیم؟

همین که مرلین مشغول مناجات شد نور کورکننده ای در بالای سرش شروع به درخشش کرد؛ وحی! از آن هاله نورانی جسمی به پایین افتاد. هنگامی که بالاخره درخشش قطع شد مرلین دستانش را از جلوی چشمانش کنار برد و به شی ای که نازل شده بود نگاه کرد: شفتالو!

خانه ریدل

- نمیفهمم آگلانتاین. چرا بعضی موقع ها پیپ خاموش می‌کشی؟
- این یه استعارست تام. من به چیزی که میتونه باعث مرگم بشه اجازه میدم تا نزدیکم بشه اما بهش اجازه نمیدم که من رو بکشه!
- خب بعضی موقع ها که روشنش میکنی.
- اینم استعارست.

تام و آگلانتاین در حیاط خانه ریدل مشغول مباحثه درباره خطرات مرگبار پیپ کشیدن بودند که مرلین سر رسید.

- تام جاگسن، بانو مروپ را ندیده ای؟
- چرا همه میان آدرس ها رو از من میپرسن آخه؟

مرلین بیش از این نمیتوانست صبر کند. کلاهش را از سر برداشت.

- اوه اوه کلاه نه! حیاط پشتی هستن، دارن به درختا آب میدن.

مرلین راهش را به سمت حیاط پشتی کج کرد. کلاه همچنان در دستش بود. خورشید با ملایمت میتابید و هوای حیاط مطبوع بود. مرلین به بانو رسید.

- میوه های خوبی هستن، نه پیامبر؟

مرلین بدون توجه به سوال پاسخ داد:
- بانو مروپ! من، مرلین کبیر، نماینده اعظم بارگاه و پیامبر بزرگ شما را به یک دوئل عادلانه دعوت می‌کنم.

و کلاهش را به آسمان پرت کرد. حالا ابر های سیاه جلوی خورشید را گرفته بودند و باد شدیدی شروع به وزیدن کرد. اما شاخه های درخت تحمل همچین طوفانی را نداشتند، در نتیجه بعضی از آنها شکسته شدند و روی زمین افتادند.

- چطور میتونی به درخت شفتالو صدمه بزنی؟ اینها را برای شفتالوی مامان میخواستم تا باهاش سوپ درست کنم. درخواست دوئلت را می‌پذیریم پیامبر.
- ما به دوهفته برای گرم کردن عصایمان نیاز داریم.
- خوبه! شفتالو ها هم تا دو هفته دیگه کامل میرسن.

هر دو آماده بودند.



شروع و پایان با ماست!


پاسخ به: دفتر دوئل(محل درخواست دوئل)
پیام زده شده در: ۱۳:۰۹:۵۴ دوشنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۹

ریونکلاو، مرگخواران

لینی وارنر


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۲:۵۳ شنبه ۳۰ خرداد ۱۳۸۸
آخرین ورود:
امروز ۲:۴۴:۱۵
از رو شونه‌های ارباب!
گروه:
مرگخوار
ایفای نقش
ریونکلاو
کاربران عضو
گردانندگان سایت
پیام: 4829
آفلاین
× رول‌های نتیجه توسط لرد ولدمورت نوشته شده ×


لطفا برای پست های دوئل با امتیاز 26 و بالاتر، درخواست نقد نکنید.


نتیجه دوئل اگلانتاین پافت و سر کادوگان:

امتیازهای داور اول:
اگلانتاین پافت: 27 امتیاز – سرکادوگان: صفر امتیاز

امتیاز های داور دوم:
اگلانتاین پافت:26.5 امتیاز – سرکادوگان: صفر امتیاز

امتیاز های داور سوم:
اگلانتاین پافت:26 امتیاز – سرکادوگان: صفر امتیاز

امتیازهای نهایی:
اگلانتاین پافت:26.5 امتیاز – سرکادوگان: صفر امتیاز


برنده دوئل: اگلانتاین پافت!

........................................

- پافت!

کسی جواب نداد.

منشی برای دومین بار با صدای بلند تری گفت.
-خانم اگلمنتاین پافت!

تام جاگسن سرش را از پنجره شرکت حقوقی رسیدگی به حقوق پایمال شده تابلوی های جادویی، داخل سالن انتظار کرد.
-خودشو ساحره جا زده؟ اسمشو اگلمنتاین نوشته؟ اصلا تعجب نکردم. ازش بر میاد. بزنین...بکشین...ریشه کنش کنین.

منشی در حالی که سر تام را از پنجره به طرف بیرون هل می داد سعی می کرد پنجره را ببندد.
-آقای محترم، این چه کاریه...اصلا چطوری سرتو از پنجره طبقه دهم کردی تو؟ روی جارو هم که نیستی. برو بیرون مزاحم نشو.

تام به بیرون هدایت شد و منشی با عصبانیت به طرف اگلانتاین برگشت.
-شما پافت هستین؟ اسمتونو اشتباه خوندم. ولی چرا جواب نمی دین؟ جناب کادوگان دو ساعته منتظرن برای مصاحبه برین تو.

-این پیپو بکشم...بعد می رم.

خونسردی اعصاب خرد کن اگلانتاین، باعث تعجب منشی شد.
-شما انگار متوجه نیستین. این یه شرکت معتبره. خیلیا آرزوشونه بتونن برای یه مصاحبه شغلی وقت بگیرن. اون وقت شما پیپ می کشین؟

سر تام این بار از کانال تهویه هوا وارد شد.
-متوجه نیست...حقوق همه رو پایمال می کنه. آتیشش بزنین. بدینش من از همین کانال ببرمش بیرون. خیلی کثیفه. سوسک داره.

سوسک بزرگی سرش را بیرون آورد و حرف تام را تایید کرد.
وجود داشت.

منشی با نگرانی به اتاق کادوگان نگاه می کرد. می دانست به زودی باید با خشم غیر قابل کنترل رئیسش مواجه شود.
-آقای محترم. یه ذره عجله کنین. من رئیسو تازه به میخ آویزون کردم. الان عصبانی می شه خب.

-پیپ تموم بشه...می رم.

منشی با دقت به پیپ نگاه کرد.
-این که...خاموشه!

اگلانتاین با خونسردی تایید کرد.
-البته که خاموشه. من مراقب سلامتیم هستم.

منشی جغد شیک و کراوات زده ای را برداشت و به مقصد نگهبانی فرستاد.

چند ثانیه بعد، تام جاگسن با ردای نگهبانی و باتوم وارد اتاق شد. بدون معطلی یقه اگلانتاین را گرفت.
-بیا برو بیرون ببینم مردمو معطل خودت کردی! پیپ می کشه. یالا پاشو راه بیفت.

منشی اخم هایش را در هم کشید و رو به تام کرد.
-شما که این جا کار نمی کنین.

تام اگلانتاین را کشان کشان به طرف در برد.
-همین الان سریعا استخدام شدم. نیم دقیقه پیش. الانم استعفا می دم. همین یه کارو می خواستم انجام بدم. قربون شما.

و در حالی که سوسکی روی شانه اش بود، اگلانتاین را کشان کشان از پله ها – و نه آسانسور – پایین برد.

برای اگلانتاین اهمیتی نداشت. او داشت روی زمین کشیده می شد و پیپش را می کشید.


......................................................

نتیجه دوئل تاتسویا موتویاما و تام جاگسن:


امتیازهای داور اول:
تاتسویا موتویاما: 27 امتیاز – تام جاگسن: 26.5 امتیاز

امتیازهای داور دوم:
تاتسویا موتویاما:26 امتیاز – تام جاگسن: 26.5 امتیاز

امتیازهای داور سوم:
تاتسویا موتویاما:28 امتیاز – تام جاگسن: 27 امتیاز

امتیازهای نهایی:
تاتسویا موتویاما: 27 امتیاز – تام جاگسن: 26.5 امتیاز


برنده دوئل: تاتسویا موتویاما!

.............................

-داره دیرت می شه!

مروپ گانت در حالی که روی بافتنی بی سرو تهش تمرکز کرده بود خطاب به تام گفت.
تام سراسیمه در حال حرکت از یک سوی اتاق به سوی دیگر بود.
-نیست...چیکار کنم؟ نمی تونم اینجوری برم که.

مروپ به بافتن ادامه داد.
-یه رو...یه زیر...خوبه...پسرم عاشق این کیسه خواب می شه. ولی هیچوقت نمی فهمه براش تله گذاشتم. وقتی بره این تو، بند بالاشو می کشم و می بندم. اینجوری فقط سرش بیرون می مونه و خیلی راحت می تونم همه چیزایی رو که عاشقشه و روش نمی شه بهم بگه، به خوردش بدم. انواع کلم با سس عسل. تام مامان...یه بار دیگه اون کامواها رو به هم بریز که دست باقی مونده تو هم قطع کنم.

اشک در چشمان تام جمع شده بود.
-نیست که نیست. دست راست لعنتیم نیست. مطمئنم این تاتسویا وقتی خواب بودم اومده و با شمشیر لوس و پرحرفش دستمو قطع کرده.

-تاتسوی مامان این کارو نمی کنه. تو که هر روز یه جاییتو یه جا جا می ذاری. الانم داره دیرت می شه. دوئل شروع بشه بازنده اعلام می شی. برو با دست چپت هر کاری می تونی انجام بده و شجاعانه شکست بخور.

تام نمی خواست شکست بخورد. ولی دست راستش نبود. سعی کرد دست چپ را از جا در آورده و به جای راست نصب کند، ولی مغزش اعتراض کرد که به این شکل، قادر به برقراری ارتباط نیست.

ناچار، با دست چپش به سمت باشگاه حرکت کرد.


باشگاه دوئل:


-ببین تاتسویا...این فکر خوبیه ها. همه عادی دوئل می کنن. بیا متفاوت باشیم. با دست چپمون دوئل کنیم.

تام این جمله را گفت و شنلش را مرتب کرد. شنل کل شانه ها و دست هایش را پوشانده بود. تاتسویا نمی توانست جای خالی دست راستش را ببیند.
-اوممم...کاتانا از این وضع خوشش نمیاد. ولی راضیش می کنم.


نیم ساعت بعد!

فریاد تام، باشگاه دوئل را پر کرده بود.
-من چیکار کنم؟ یکی برای من توضیح بده که من الان دقیقا باید چیکار کنم؟

تاتسویا با دستپاچگی سعی می کرد جلوی خونی که از بازوی چپ تام فوران می کرد را بگیرد.
-من...یعنی کاتانا متاسفه. پیشنهاد خودت بود خب. معلومه که من با دست چپ خیلی نمی تونم حرکاتمو کنترل کنم. یهو چرخیدی...و کاتانا به جای چوب دستیت بازوتو قطع کرد. مهم نیست حالا. دست اصلیت که سر جاشه.

تام دوباره فریاد زد.


خانه ریدل ها


مروپ بافتن کیسه خواب را به پایان رسانده بود.
برای سومین بار، سیستمش را چک کرد.
-خب... عزیز دل مامان می ره توش... و... بکش!

دست بی حوصله ای از داخل کیسه خواب خارج شد و بند کوچکی را کشید. سر کیسه کاملا بسته شد.

-آفرین دست مامان... کارت عالی بود. الان بهت کرم می زنم. نرم و لطیف بمونی. قراره با همدیگه کل خانه ریدل ها رو تغذیه کنیم. بعدش می ریم بیرون و بقیه رو هم تغذیه می کنیم.


تام احتمالا هنوز داشت فریاد می کشید.




پاسخ به: دفتر دوئل(محل درخواست دوئل)
پیام زده شده در: ۲۳:۲۵:۰۷ یکشنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۹

اسلیترین، مرگخواران

هکتور دگورث گرنجر


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۱:۴۲ سه شنبه ۲۴ تیر ۱۳۹۳
آخرین ورود:
امروز ۱۳:۵۷:۲۱
از روی شونه های آریانا!
گروه:
مرگخوار
ایفای نقش
اسلیترین
کاربران عضو
پیام: 778
آفلاین
به درخواست هر دو طرف، سوژه دوئل یوآن ابروکرومبی و زاخاریاس هماهنگ رو تغییر می دیم.

سوژه دوئل یوآن ابروکرومبی و زاخاریاس هماهنگ: معامله!


توضیح:

شما توی جا یا موقعیتی گیر کردین. می تونین مرده باشین حتی.
یکی(یا چیزی) پیدا می شه که حاضره باهاتون معامله کنه و بهتون کمک کنه. می تونه دوستتون باشه یا دشمنتون یا یه غریبه.
توضیح بدین که کجا و در چه وضعیتی هستین. طرف ازتون چی می خواد. نتیجه چی می شه.



برای ارسال پست در باشگاه دوئل، دو هفته ( تا 23:59 دوشنبه دوازده خرداد) فرصت دارید.



دماغتان پر مو باد!


ویرایش: یه روزی می زنیم دماغت با صورتت هم سطح بشه. حالا ببین!


ویرایش شده توسط لرد ولدمورت در تاریخ ۱۳۹۹/۲/۲۸ ۲۳:۵۲:۱۱

ارباب یه دونه باشن... واسه ی نمونه باشن!




پاسخ به: دفتر دوئل(محل درخواست دوئل)
پیام زده شده در: ۲۲:۵۷:۰۳ شنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۹

ریونکلاو، مرگخواران

لینی وارنر


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۲:۵۳ شنبه ۳۰ خرداد ۱۳۸۸
آخرین ورود:
امروز ۲:۴۴:۱۵
از رو شونه‌های ارباب!
گروه:
مرگخوار
ایفای نقش
ریونکلاو
کاربران عضو
گردانندگان سایت
پیام: 4829
آفلاین
سوژه دوئل یوآن ابرکرومبی و زاخاریاس اسمیت: گمشده!

توضیح خاصی نداره. فرقی هم نمی کنه گمشده چی باشه یا کی باشه.

برای ارسال پست در باشگاه دوئل دو هفته (تا 23:59 یکشنبه یازده خرداد)، فرصت دارید.

نیش بر بازنده و بال بر برنده!




پاسخ به: دفتر دوئل(محل درخواست دوئل)
پیام زده شده در: ۲۲:۵۴:۱۵ شنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۹

هافلپاف، محفل ققنوس

زاخاریاس اسمیت


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۲:۵۶:۱۴ دوشنبه ۱۱ فروردین ۱۳۹۹
آخرین ورود:
امروز ۱۵:۲۲:۳۴
از بریتانیای کبیر
گروه:
کاربران عضو
هافلپاف
ایفای نقش
محفل ققنوس
پیام: 101
آفلاین
جناب لرد.
هماهنگ شد.دیگه نمیخواید زحمت هماهنگ کردنو بکشید.



هرکسی از ظن خود شد یار من

از درون من نجست اسرار من
تصویر کوچک شده


پاسخ به: دفتر دوئل(محل درخواست دوئل)
پیام زده شده در: ۱۱:۳۹:۳۶ شنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۹

هافلپاف، محفل ققنوس

زاخاریاس اسمیت


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۲:۵۶:۱۴ دوشنبه ۱۱ فروردین ۱۳۹۹
آخرین ورود:
امروز ۱۵:۲۲:۳۴
از بریتانیای کبیر
گروه:
کاربران عضو
هافلپاف
ایفای نقش
محفل ققنوس
پیام: 101
آفلاین
سلام
درخواست دوئل با یوآن آبرکرومبی رو داریم.هماهنگ نشده.شما هماهنگش کنید.
مهلتش دو هفته باشه لطفا.سوژه هم طنز باشه.
ببینیم کی پیروز میشود،خواننده یا اسپم زننده؟
مرسی.



هرکسی از ظن خود شد یار من

از درون من نجست اسرار من
تصویر کوچک شده


پاسخ به: دفتر دوئل(محل درخواست دوئل)
پیام زده شده در: ۲۳:۴۱:۴۱ جمعه ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۹

گریفیندور

یوآن آبرکرومبی


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۱:۰۸ جمعه ۹ خرداد ۱۳۹۳
آخرین ورود:
امروز ۱۱:۰۸:۲۰
از اتاق گویندگی.
گروه:
کاربران عضو
گریفیندور
ایفای نقش
پیام: 329
آفلاین
هی لرد! وایسا! نخواب! یه عدد زاخاریاس رو توی چت‌باکس دیدم که دنبال حریف می‌گرده... 2 هفته بیارش اینجا.


تصویر کوچک شده







شما می ‌توانید مطالب را بخوانید
شما نمی توانید عنوان جدید باز کنید
شما نمی توانید به عنوان‌ها پاسخ دهید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را ویرایش کنید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را حذف کنید
شما نمی توانید نظر سنجی اضافه کنید
شما نمی توانید در نظر سنجی ها شرکت کنید
شما نمی توانید فایل‌ها را به پیام خود پیوست کنید
شما نمی توانید پیام بدون نیاز به تایید بزنید
شما نمی توانید از نوع تاپیک استفاده کنید.
شما نمی توانید از HTML در نوشته های خود استفاده کنید
شما نمی توانید امضای خود را فعال/غیر فعال کنید
شما نمی توانید صفحه pdf بسازید.
شما نمی توانید پرینت بگیرید.

[جستجوی پیشرفته]


هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است. ۱۳۹۹-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.