هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل


در حال دیدن این عنوان:   1 کاربر مهمان





پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۵:۴۱:۳۴ شنبه ۲۵ مرداد ۱۳۹۹

مرگخواران

ماروولو گانت


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲:۳۵:۰۱ چهارشنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۹
آخرین ورود:
امروز ۲:۲۹:۴۴
از من بپرس اصیلم اون لخت و پتی مشنگ پرسته نه عیب نداره چیه!
گروه:
کاربران عضو
ایفای نقش
ناظر انجمن
مرگخوار
گردانندگان سایت
مترجم
پیام: 65
آفلاین
نام: ماروولو

نام خانوادگی: گانت

گروه: اسلیترین [البته صرفا جهت اطلاع عرض شد. بدون دسترسی لطفا!]

سپر مدافع: سگ پیر

جارو: پاک جارو جوانان گوجه‌ای (گوجه سبز) که در عقب سمت چپش رو با نخ شیرینی می‌بنده به میله ای که قرار بوده درِ ناموجودِ داشبورد رو کیپ کنه، و بابت حرکات نوسانیش می‌شه به عنوان سانتریفیوژ ازش استفاده کرد، و به آینه‌ی جلوش قاب آویز اسلیترین آویزونه. هفته‌ای یک بار هم جوش میاره که این آمار در روزهای گرم تابستون به روزی یک بار هم می‌رسه.

چوبدستی: چون همواره معتقد بوده که مرد باید کارای فنیشو خودش انجام بده و همچنین باور داشته که همه‌ی چوبدستی سازا متقلبن و به جای ریسه‌ی اصلی قلب اژدها، رگ دنبلان گوسفند چینی می‌ندازن توی چوبدستی و به آدم قالب می‌کنن - البته یه چوبدستی ساز ارمنی می‌شناسه که اهل تقلب نیست - چوبدستیش رو خودش از چوب تابوت یکی از اجداد با اصالتش تراشیده. انقدر هم زمخت و بی‌ظرافت این کار رو کرده که تا چند سال کف دستش به خاطر دست گرفتن این چوبدستی همیشه پر از زخم بود. و چون ریسه‌ی اصلی قلب اژدها گرون بوده، برای مغزیش از پروستات اژدها استفاده کرده. لازم به ذکره که اژدهاهه تکرر ادرار داشت و پروستاتشو عمل کرده بود و انداخته بود جلوی گربه، ماروولو از جلوی گربه ورداشت! خلاصه که براش مفت درومد.

ویژگی‌های ظاهری: یه سبیل چخماقی کلاسیک داره که قسمت‌های جلوییش کمی زرد شده و شایعات می‌گن این زردی به خاطر مصرف مشتقات مایع خشخاش ایجاد شده اما تا به حال کسی اون رو با سیخ و سنگ ندیده تا دلیل محکمه پسندی وجود داشته باشه. یکمی ته ریش رو صورتشه که نه بلند میشه و نه شیو و کابوس کساییه که می‌خوان باهاش روبوسی کنن! پوشش توی خونه به یک عرقگیر سفید و پیژامه‌ی آبی و سفید راه راه خلاصه می‌شه و خارج از اون، یک ردای سبز یشمی هم روی همین‌ها می‌پوشه. در فصل سرد سال، پاچه‌های این پیژامه رو می‌کنه توی جورابش.
شونه‌های افتاده و به جلو خم شده‌ای داره، سرش زیادی به بدنش نزدیکه، انگاری که توی خط تولید موقع وصل شدن دو تا چکش اضافی خورده باشه، رگ سیاتیکش گرفته و این باعث میشه یکمی بد راه بره. همه‌ی این‌ها، به دلیل سال‌های سال مسافرکشی در خط لیتل هنگلتون به دره‌ی گودریک و قالب خوردن بدنش پشت فرمون جاروشه.

ویژگی‌های جسمانی: مبتلا به بیماری دیابته و اگر روزانه سه وعده چوبدستیش رو توی ناف خودش فرو نکنه و طلسم انسولینیوس رو به کار نگیره، دچار اختلال حواس می‌شه. همچنین با بالا رفتن سنش عمل پروستات هم داشته و گاها دچار بی اختیاری ادرار می‌شه. درمانگرها بهش گفتن اگر سیگار رو کنار نذاره خیلی زود حنجره و ریه‌هاش رو از دست می‌ده اما ترک عادتی که از دوران نوجوانی همراه آدم بوده سخته بنابراین همچنان روزانه یک پاکت مگنا قرمز مصرف داره و صداش از اگزوز خاور قابل تمییز نیست.

ویژگی‌های اخلاقی: از یک یک مواردی که در بالا گفته شد، علیه دخترش استفاده می‌کنه! مثلا تو بچگی‌های مروپ با دسته‌ی اون پاک جارو انقدر کوبیده توی سرش که قسمت آشپزی مغز این دختر آسیب جدی دیده. یا اون چوبدستیه بود؟ اول از پیشنهاد مروپ برای استفاده از چوب تابوت استفاده کرد تا چوبدستی منحصر به فردی داشته باشه که نمایانگر اصالتش باشه. بعد که کارش تموم شد، به خاطر خراب کردن تابوت یک جادوگر اصیل و بی احترامی به اجدادشون، دخترش رو یک فصل کتک زد و چند روزی توی زیرزمین حبسش کرد. حتا دود سختی کارش هم توی چشم مروپ می‌ره و هر بار که مسافر کرایه نمی‌ده، اعصاب خوردیشو با داد و بی داد و غر زدن الکی سر این دختر خالی می‌کنه. گاها حوصلش که سر می‌ره، وانمود می‌کنه قندش بالا پایین شده تا خودشو بزنه به حواس پرتی و سر به سر مروپ بذاره. حتا به نظر می‌رسه بی اختیاری ادرارش هم بهونه‌ای بیش واسه اضافه کردن رخت و لباسی که مروپ باید بشوره نباشه!

ویژگی‌های عقیدتی-سیاسی: معتقده که تنها راه نجات، بازگشت نواده‌های سالازار به قدرته. از هر فرصتی برای مقایسه‌ی وضع کنونی با دوران حکومت اصیل‌زاده‌ها استفاده می‌کنه. ابایی نداره که اعلام کنه «اگر دست من باشه، تمام دورگه‌های بی‌پدرومادر رو گردن می‌زنم. همچنین مذهب و خرافاتی نذیر مرلین پیامبر رو افیون توده‌ها می‌دونه و می‌گه «فقط یک عده خشک‌مغزِ متحجرِ عقب‌افتاده‌یِ متعصب به این چیزا باور دارن.» تنها ارزش واقعی، اصالته. در راستای همین پایبندی به اصالت هم بعد از ازدواج دخترش با یک مشنگ، اون رو زنده به گور کرد و با فروختن رینگ اسپرت و سیستم صوتی که مدتی روی جاروش انداخته بود، سبیل قاضی رو چرب کرد تا اعلام بشه که «شواهد کافی برای ارتکاب قتل یافت نشد» و پرونده مختومه بشه. البته این کار رو فقط برای فرار از حکم اعدام انجام داد. در واقع به قتل ناموسیِ دخترش مروپینا افتخار می‌کرد و بابتش سرش رو بالا می‌گرفت.


تایید شد.


ویرایش شده توسط مافلدا هاپکرک در تاریخ ۱۳۹۹/۵/۲۵ ۵:۴۵:۳۸


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۲۰:۲۳:۰۷ چهارشنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۹

هافلپاف

گابریل ترومن old


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۹:۳۲ شنبه ۱۲ مرداد ۱۳۹۸
آخرین ورود:
۷:۵۹:۰۶ سه شنبه ۲۵ شهریور ۱۳۹۹
از ایران
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 66
آفلاین
نام شخصيت :گابریل ترومن
گروه :هافلپاف
ویژگی های ظاهری و اخلاقی:موی جوگندمی سفید پوست چشم مشکی قد
بلند (همین عکس پروفایلم)۲۰ سال سنمه مغرور ولی در عین حال در هرکاری شجاعت دارم و با دوستان خود با مهربانی برخورد میکنم
ولی اینو بدون یک هافلپافی هیچ وقت کم نمیاره بخاطره ذهن باشه
چوبدستی:نراد از ارتجاعی ترین درخت درست شده و درون اون هسته پر ققنوس بکار رفته اندازش ۳۱ سانتی متر
جارو:نیمبوس 2020
حیوان خانگی:سگ هاسکی
سپر مدافع:اسب سفید ماده
معرفی کوتاه:
گابریل ترومن ماگل زاده باهوشی که در خانواده پر جمعیتی در مسکو یکی از شهر های روسیه بدنیا اومد و پدر مادر برای کار و زندگی به لندن رفتند اون تو سن ۱۱سالگی پیر مردی رو دید و اونو کمک کرد و شروع به صحبت کردن کرد پیرمرد از عموهای دامبلدور بود ک نزدیک به پونصد هفت سال عمر داشت و توراه میخاستن وسایل پیر مردو بدزدن که گابریل اونو نجات داد ساموئل انجلیوس سرکان دامبلدور در گابریل یک ساحره قدرتمندی دید و بعد از چند روز در تولد یازده سالگی گابریل برای اون دعوتنامه از هاگوارتز فرستاد
و اینو بگم گابریل معروف به ادم غُد تو فامیلشون بود😁و بیشتر دخترای فامیل میخاستنش ولی بخاطر غرورش به کسی محل نمیداد ولی در عین حال پسری مهربان و شجاعی بود و در هر زمانی از کمک کردن دریغ نمیکرد
بخاطر همین ابهت خاصش و مدیریت درستش مدیر گروه ارشد هافلپاف انتخاب شده بهترین دوست اون سدریک دیگوری بود که بدست ولدمورت کشته شد و بدنبال دوستی مثل اونه البته کسی مثل سدریک نمیشه ولی بتونه با گابریل بمونه😶
فقط موقع های بد سعی کن ارومش کنی شاید بدرفتاری کنه ولی معرفت داره
و اگر اعصابش خورده دوربرش نباش


تایید شد.


ویرایش شده توسط لینی وارنر در تاریخ ۱۳۹۹/۵/۲۲ ۲۰:۳۷:۳۰

روزی میرسد تمام جهان را تاریکی میگیرد و مرا میبینی که روشنایی را میاورم🖤🖤


تصویر کوچک شده




پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۱۵:۱۳:۴۴ چهارشنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۹

ریونکلاو

رابرت هیلیارد


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۰:۱۸:۴۴ دوشنبه ۲۰ مرداد ۱۳۹۹
آخرین ورود:
۱۶:۳۹:۲۵ دوشنبه ۱۰ شهریور ۱۳۹۹
از کتاب خونه
گروه:
کاربران عضو
ایفای نقش
ریونکلاو
پیام: 4
آفلاین
نام: رابرت هیلیارد

گروه: ریونکلاو

رده خونی: دو رگه

چوب دستی: چوب زبان گنجشک، پر ققنوس،۲۵ سانتی متر،نرم و انعطاف پذیر

جارو:نیمبوس ۲۰۰۰

پاترونوس: گرگ

جانورنما:گرگ سفید

علاقه مند به: کتاب خواندن، موسیقی و ورزش(شنا و کوییدیچ)

ویژگی های ظاهری: قد متوسط، موی مشکی پر کلاغی، چشم مشکی، همیشه لبخند به لب، تیپ آبی و سرمه ای یا خاکستری و مشکی

معرفی شخصیت: همیشه شاد است. اولین بار در ۵ سالگی پسرخاله اش را به خاطر شکستن اسباب بازی اش به بالای درخت پرت کرد. در ابتدا پدرش میخواست خودش جادو رو به اون آموزش بده ولی به خاطر اصرار رابرت اونو به هاگوارتز فرستاد.برخلاف خانواده پدری اش که همه در هافلپاف بودند، او ریونکلاوی است.



تایید شد.


ویرایش شده توسط جاناتان در تاریخ ۱۳۹۹/۵/۲۲ ۱۸:۰۸:۱۸
ویرایش شده توسط لینی وارنر در تاریخ ۱۳۹۹/۵/۲۲ ۲۰:۳۳:۱۰

شجاعت برتر از اصالت


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۱۲:۵۹:۲۷ چهارشنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۹

هافلپاف

هدر


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۳:۲۷:۴۰ دوشنبه ۲۰ مرداد ۱۳۹۹
آخرین ورود:
۱۴:۵۵:۲۴ دوشنبه ۳۱ شهریور ۱۳۹۹
گروه:
کاربران عضو
هافلپاف
ایفای نقش
پیام: 40
آفلاین
نام: هدر
جنسیت :مونث
سن :20
گروه: هافلپاف
رده خونی :دورگه
پاترونوس :سگ
حیوان خانگی :جغد سیاه
چوب دستی :12اینچ چوب درخت گردو با مغز موی تک شاخ
خصوصیات ظاهری :چشم بنفش و موی مشکی قد نسبتا بلند و موهای کوتاه لباسشم همیشه مشکیه
علاقه مندی ها : کتاب و معجون سازی
خصوصیات اخلاقی :مهربون شیطون سرحال شجاع وفادار خوش خنده (در مواقع عصبانیت ترجیحا فرار کن )
داستان زندگی: توی پنج سالگی مادرو پدرش میمیرن و توسط یک مشنگ (دوست قدیمی مادر و پدرش ) ک اسمش الکسه بزرگ میشه و الکس همه چیز رو راجب به جادو بهش میگه ولی توی نه سالگی هدر الکس میمیره و هدر مجبور میشه ی سال توی یتیم خونه بمونه تا وقتی ک برای رفتن ب هاگوارتز از یتیم خونه در میره و از نظر مشنگا تا اخر عمر گمشده باقی میمونه



تایید شد.



ویرایش شده توسط لینی وارنر در تاریخ ۱۳۹۹/۵/۲۲ ۲۰:۳۳:۴۷

ای کاش ادمی گاهی فقط گاهی ب اندازه ی نیاز بمیرد و بعد بلند شود خود را بتکاند و ب زندگی ادامه دهد اگر خواست بلند شود و زندگی کند و اگر نخواست تا ابد در کنار خدا و در ارامش بماند و لذت ببرد


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۱۹:۵۳:۵۹ سه شنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۹

اسلیترین

بلوینا بلک


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۹:۳۰:۳۱ سه شنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۹
آخرین ورود:
۱۹:۳۴:۵۴ سه شنبه ۴ شهریور ۱۳۹۹
گروه:
کاربران عضو
اسلیترین
ایفای نقش
پیام: 2
آفلاین
اسم: بلوینا بلک.

گروه: اسلایترین.

خصوصیات ظاهری: دوتا چش دوتا گوش یه کله.

خصوصیات اخلاقی: خانم بلوینا بلک از بدو تولد به درست پیش رفتن هیچ چیز اعتقاد نداشت. و علاقه شدیدی به فهماندن آن به ملت داشت.

گوشه ای از زندگی وی: به دلیل این علاقه افراطی که در بالا ذکر شد وی در یک ماهگی با زجه های دل خون کننده به مادرش میفهماند که شیر دادن به او اتلاف وقت است چون در نهایت قرار است بمیرد. در یک سالگی با کوبیدن خود به در و دیوار اصرار داشت که بفهماند راه رفتن کار بیهوده ای است چون در ادامه بارها خواهد افتاد. در هفت سالگی با گریه رو به مادرش میگفت که یاد گرفتن الفبا فقط باعث میشود ذهنش کند شود. در یازده سالگی هنگامی که بدلیل رسیدن نامه اش حلقه اشک در چشم پدر و مادرش شکل میگرفت سعی داشت راضی‌شان کند که در نهایت همه کسانی که به هاگوارتز میروند معتاد میشوند.
ولی در نهایت هیچکس هیچوقت به حرف بلوینا توجه نمیکند. مادرش به شیر دادن به او ادامه داد، راه رفت، الفبا را یاد گرفت و به هاگوارتز رفت. اما بلوینا همچنان به پیش بینی های بدبینانه اش ادامه میدهد.

شناسه سابق:آندریا کگورت



تایید شد.


ویرایش شده توسط لینی وارنر در تاریخ ۱۳۹۹/۵/۲۲ ۲۰:۴۱:۳۰


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۱۳:۵۸:۲۳ دوشنبه ۲۰ مرداد ۱۳۹۹

هافلپاف، مرگخواران

ایزابلا تینتوئیستل


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۹:۵۳:۴۶ شنبه ۱۸ مرداد ۱۳۹۹
آخرین ورود:
دیروز ۲۲:۵۰:۲۵
از همسایتونو نمی شناسید؟ واقعا که
گروه:
کاربران عضو
هافلپاف
ایفای نقش
مرگخوار
پیام: 55
آفلاین
نام:ایزابلا تینتوئیستل

گروه:هافلپاف

چوب دستی:چوب درخت اقاقیا و هسته دم تک شاخ

سپر مدافع: گرگ

جارو:آذرخش

خصوصیات:
مهربون و خوش اخلاق

عاشق کوییدیج و کتاب

چشم ابی و مو مشکی

کله شق و با وفا

درس مورد علاقه :دفاع در برابر جادوی سیاه
شغل مورد علاقه:کاراگاه

پدر و مادر : ماگل

ملیت: کانادایی



بهتر از قبل شد، ولی هنوزم نیازه که یکم در مورد زندگینامه‌ش توضیح بدی. از خلاقیتت استفاده کن و در مورد شخصیتت بیشتر توضیح بده.

تایید نشد.


ویرایش شده توسط لینی وارنر در تاریخ ۱۳۹۹/۵/۲۰ ۲۱:۳۲:۱۳

مرگخوار آینده.... (البته امیدوارم )


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۱۱:۴۳:۲۳ دوشنبه ۲۰ مرداد ۱۳۹۹

اسلیترین

تئودور نات


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۰:۳۶:۱۱ یکشنبه ۱۹ مرداد ۱۳۹۹
آخرین ورود:
۱۵:۲۳:۵۰ جمعه ۲۸ شهریور ۱۳۹۹
گروه:
کاربران عضو
ایفای نقش
اسلیترین
پیام: 8
آفلاین
نام: تئودور نات

گروه: اسلیترین

چوبدستی: نه و سه چهارم اینچ، با مغزی پر ققنوس، منعطف

پاترونوس: شیر

حیوان: ندارد

نژاد: ماگل زاده خالص

ظاهر شخصیت: قدش متوسطه و شاید حتی کوتاه قد محسوب بشه، موهاش قهوه‌ای خیلی تیره هستن، درست مثل چشماش و یک عینک مربعی به چشم می‌زنه. در شرایطی که ردا تنش نباشه، معمولا یک شلوار پارچه‌ای قهوه‌ای روشن می‌پوشه با جلیقه طوسی و زیرش هم پیراهن سفید با یک کروات به رنگ سبز تیره. موهاش رو کوتاه نگه می‌داره و همیشه مرتب و منظمه. کفش‌هاش واکس خوردن و خط اتوی لباساش می‌تونه دستتون رو ببره.

معرفی شخصیت:

تئودور نات توی یک خانواده کاملا مشنگه ساکن بیرمنگام، به عنوان هشتمین فرزند خانواده به دنیا اومد و با سایر خواهر و برادراش اختلاف سنی زیادی داشت. از طرفی هم از اینکه فرزند هشتم و نه هفتم بود احساس نارضایتی می‌کرد. همین طور از اینکه رنگ موها و چشم‌هاش رایج ترین رنگ مو و چشم جهان بود، از معمولی بودن خودش بیزار بود... منتهی چیزی هم وجود داشت که باعث می‌شد در مورد خودش کمی احساس رضایت کنه و اون هم مشکلی بود که توی پاهاش داشت و بیماری به نام هلیاکس وگوس که باعث شده بود مچ پاهاش قدری چرخیده باشه. اهمیتی نداشت که این موضوع راه رفتن رو براش دردناک می‌کرد و یا کفش‌هاش رو از ریخت می‌انداخت ولی همینی که متفاوتش کرده بود رو تا حدی دوست داشت و می‌ شد گفت که این دوستداشتنی دارییش بود، البته فقط تا زمانی که یک نامه غیره منتظره به دستش رسید.

نامه ای از کاغذ پوستی که یک روز صبح یک جغد پف کرده قهوه‌ای بعد از شکستن پنجره و افتان و خیزان عبور کردن از سفره صبحانه به دستش رسونده بود و در حالی که چایی از پرهای خیسش می چکید و قالب پنیری توی پنجه ‌اش فرو رفته بود دوباره از خانه نات ها بیرون رفت.
نوشته‌های روی پاکت نامه به واسطه آب جوش پخش و پلا شده بودند، ولی خوشبختانه نامه درون پاکت چیزیش نشده بود که عجیب بود - البته تنها تا زمانی که متوجه شد نوشته ها از جوهر نیستن و با جادو حک شدن. - و صد البته که محتواش عجیب‌تر. نویسنده نامه تئودور رو دعوت می‌کرد تا برای حضور در مدرسه علوم و فنون جادوگری هاگوارتز ثبت نام کنه و یک موضوع به خانواده نات بده تا برای یک هفته با شور و حرارت تمام برای سرنوشتی که می تونه برای جوونترین عضوشون رقم بخوره بحث و جدل کنن. بحث و جدلی که دست آخر با موافقت برای پذیرش این دعوتنامه ختم می شه و تد به همراه برادر بزرگترش برای تهیه لوازم جادویی راهی لندن می شه.

اونجا می بینه که برادرش چه قدر از حضور در جهان جادویی لذت می بره و در عین حال حسرت می‌خوره، پس از صمیم قلبش قسم می خوره به خاطر تمام اعضای خوونوادش و کارهایی که براش کردن، به هر قیمتی که شده به بزرگترین جادوگر دنیا تبدیل بشه، مسیری که چندان آسون به نظر نمی رسه...


تایید شد.


ویرایش شده توسط لینی وارنر در تاریخ ۱۳۹۹/۵/۲۰ ۲۱:۲۸:۴۶


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۱۰:۲۶:۲۹ دوشنبه ۲۰ مرداد ۱۳۹۹

هافلپاف، محفل ققنوس

گابریل تیت


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۹:۳۵:۴۶ چهارشنبه ۱۵ مرداد ۱۳۹۹
آخرین ورود:
دیروز ۲۲:۳۹:۳۸
از خواب برخیز، برخیز و به اطراف نگاه کن
گروه:
کاربران عضو
ایفای نقش
هافلپاف
محفل ققنوس
پیام: 237
آفلاین
نام : گابریل

فامیل:تیت

نژاد:دورگه

چوبدستی:چوب درخت خاص،موی دم تک شاخ،30اینچ،انعطاف پذیر

گروه:هافلپاف

پاترانوس:گربه

جارو:نیمبوس2000

علایق : کوییدیچ ،مطالعه ی کتاب در کتابخانه

درس مورد علاقه :ورد های جادویی،معجون سازی،دفاع در برابر جادوی سیاه

معلم مورد علاقه:پرفسور فلیت ویک

حیوان : جغدی به نام تیفانی

-گابریل در روستایی در نزدیکی لندن متولد شده است ؛ پدرش ماگل و مادرش نیز دورگه است . درجشن تولد 11سالگی اش وقتی نامه به دستش رسید بسیار خوش حال شد . در مدرسه به گروه هافلپاف رفت و درانجا با جاستین فینچ فلچی دوست شد . یکبار جاستین برای هدیه ی کریسمس برایش یک جغد به نام تیفانی خرید. در سال 5 پدر و مادرش از هم جدا شدند و گابریل با مادرش در لندن زنگی کرد. در سال اخر تحصیل در هاگوارتز مادرش در اثر طلسم شکنجه گر مرد.
گابریل بسیار ناراحت شد و تصمیم گرفت انتقام خون مادرش را از اسمشونبر بگیرد بنابراین در جنگ هاگوارتز دلاورانه پا به پای جاستین فینچ فلچی جنگید و دراخر باهم ازدواج کردند.



تایید شد.


ویرایش شده توسط لینی وارنر در تاریخ ۱۳۹۹/۵/۲۰ ۲۱:۲۷:۳۱

کتاب اینجا...کتاب اونجا...کتاب همه جا!

تصویر کوچک شده


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۲۲:۰۱:۲۹ یکشنبه ۱۹ مرداد ۱۳۹۹

توماس مک گرادر old


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۶:۰۷:۰۱ یکشنبه ۱۹ مرداد ۱۳۹۹
آخرین ورود:
۱۱:۲۵:۱۵ دوشنبه ۲۷ مرداد ۱۳۹۹
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 8
آفلاین
توماس مک گرادر



نام:توماس

نام خانوادگی:مک گرادر

نژاد:اصیل زاده

گروه :اسلایترین

چوب دستی:چوب درخت راش و هسته موی یال اسب تک شاخ

جارو:پاک جارو هفت

علایق: کوییدیچ(پست مدافع) ،معجون سازی،وسایل شوخی و جادوس سیاه.


پاترونوس:گرگ سفید

داستان زندگی:
توماس در خانواده ای اصیل زاده به دنیا آمد.
در پنج سالگی پدر و مادرش از هم جدا میشوند و توماس مجبور میشود با پدرش زندگی کند .پدر توماس یه مغازه شوخی داشت و توماس به کمک او می رفت .
در یازده سالگی نامه هاگوارتز را دریافت میکند و به هاگوارتز میرود و کلاه او را در اسلایترین میفرستد در حالی که پدر و مادرش در هافلپاف بودند. او از سال دوم با دوستش ادوارد دالاهوف که پسر دالاهوف (مرگ خوار معروف)آشنا میشود و به جادوی سیاه علاقه مند میشود و آرزویش این است که عضو مرگ خواران شود.

تایید شد.


ویرایش شده توسط فنریر گری‌بک در تاریخ ۱۳۹۹/۵/۱۹ ۲۲:۳۹:۱۶


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۱۸:۵۱:۰۴ یکشنبه ۱۹ مرداد ۱۳۹۹

هافلپاف، مرگخواران

ایزابلا تینتوئیستل


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۹:۵۳:۴۶ شنبه ۱۸ مرداد ۱۳۹۹
آخرین ورود:
دیروز ۲۲:۵۰:۲۵
از همسایتونو نمی شناسید؟ واقعا که
گروه:
کاربران عضو
هافلپاف
ایفای نقش
مرگخوار
پیام: 55
آفلاین
نام:ایزابلا تینتوئیستل

گروه:هافلپاف

چوب دستی:چوب درخت اقاقیا و هسته دم تک شاخ

سپر مدافع: گرگ

مهربون و خوش اخلاق
عاشق کوییدیج و کتاب
مو و چشم مشکی
درس مورد علاقه :دفاع در برابر جادوی سیاه
شغل مورد علاقه:کاراگاه
ایزابلا یه نیمه خداست

پ ن:وقتی خدای یونانی با یک فانی ازدواج کنه بچه شون نیمه خدا میشه


معرفی شخصیتت خیلی خیلی کوتاهه. وقتی شخصیتی برمیداری که هیچ توضیحی نداره فرصت داری که خودت این شخصیت رو بسازی، ولی در قالب و چهارچوب کتاب های هری پاتر، و نه اساطیر و کتاب های دیگه. اینی که نوشتی هم کوتاهه، هم در چهارچوب کتاب های هری پاتر نیست. لطفا اصلاحش کن و برگرد.

فعلا تایید نشد.


ویرایش شده توسط فنریر گری‌بک در تاریخ ۱۳۹۹/۵/۱۹ ۲۲:۳۷:۲۴

مرگخوار آینده.... (البته امیدوارم )







شما می ‌توانید مطالب را بخوانید
شما نمی توانید عنوان جدید باز کنید
شما نمی توانید به عنوان‌ها پاسخ دهید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را ویرایش کنید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را حذف کنید
شما نمی توانید نظر سنجی اضافه کنید
شما نمی توانید در نظر سنجی ها شرکت کنید
شما نمی توانید فایل‌ها را به پیام خود پیوست کنید
شما نمی توانید پیام بدون نیاز به تایید بزنید
شما نمی توانید از نوع تاپیک استفاده کنید.
شما نمی توانید از HTML در نوشته های خود استفاده کنید
شما نمی توانید امضای خود را فعال/غیر فعال کنید
شما نمی توانید صفحه pdf بسازید.
شما نمی توانید پرینت بگیرید.

[جستجوی پیشرفته]


هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است. ۱۳۹۹-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.