هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل


در حال دیدن این عنوان:   1 کاربر مهمان





پاسخ به: کلاس طلسم‌های باستانی
پیام زده شده در: ۳:۰۴:۲۲ شنبه ۲۵ مرداد ۱۳۹۹

هافلپاف، محفل ققنوس

آرتمیسیا لافکین


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۴:۵۳ پنجشنبه ۷ تیر ۱۳۹۷
آخرین ورود:
امروز ۱۱:۲۰:۳۱
از زیرزمین هافلپاف و خانهٔ شمارهٔ ۱۲ گریمولد
گروه:
کاربران عضو
هافلپاف
ایفای نقش
محفل ققنوس
پیام: 65
آنلاین
تصمیم دارم خودمو احضار کنم! لابد الآن گیج شدین ولی نترسین، توضیح می‌دم! من صدها سال پیش مردم ولی چون افتخارات زیادی کسب کرده بودم منو وارد کارت قورباغهٔ شکلاتی کردن و بعدش به دلایلی شخصی (که یکی از اونا رو توی تکلیف دوم توضیح می‌دم) با اجازهٔ وزارت و تعدادی واسطه به دنیای فانی اومدم؛ اما نه کاملاً! من می‌خوام با این طلسم از خودم در زمانیکه زنده بودم سؤلاتی بکنم! (پ ن: نسبتم با خودم، خودمه)
***

من برای این روحمو احضار کردم چون... زمانیکه جوان بودم از پدر و مادر مرحومم یک فنجان کوچولوی چای‌خوری به ارث گرفته بودم. برای من خیلی عزیز بود پس آن را در جایی پنهان کردم! وقتی پیر شدم و لحظهٔ مرگم فرا رسید خیلی دنبالش گشتم، اما به‌دلیل پیری فراموشی گرفته بودم؛ برای همین نتوانسته فنجان را پیدا کرده و با حسرت مردم! بگذریم. بعد از چرخاندن مثلثی چوب‌دستی و گفتن اضمرسیوس روح جوانم مقابلم ظاهر شد و من از او پرسیدم که فنجان را کجا پنهان کرده، او نیز به من گفت که آن را درون جیبی مخفی در یکی از لباس‌هایش قایم کرده! لباسی زردرنگ با رگه‌های مشکی که مادرم آن را دوخته بود! شکر مرلین لباس را دور نینداخته بودم و با کلی راهنمایی گرفتن از روح جوانم بالاخره فنجان را پیدا کرده و با گفتن سپاسی ناقابل او را راهی دیار خودش کردم.


در کشاکش شجاعت و اصالت، در هیاهوی هوش و ذکاوت، اتحاد و پشتکار سوسو می‌زنند... فرزندان هلگا می‌درخشند!
***

شادی رو می‌شه در تاریک‌ترین لحظات هم پیدا کرد، فقط اگه یه نفر یادش باشه که چراغ رو روشن کنه!


پاسخ به: کلاس طلسم‌های باستانی
پیام زده شده در: ۱۳:۵۷:۱۰ جمعه ۲۴ مرداد ۱۳۹۹

گریفیندور، مرگخواران

ملانی استانفورد


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۹:۱۸ چهارشنبه ۲۱ شهریور ۱۳۹۷
آخرین ورود:
امروز ۵:۲۶:۱۸
از اینور
گروه:
مرگخوار
کاربران عضو
ایفای نقش
گریفیندور
ناظر انجمن
پیام: 143
آفلاین
تدریس جلسه دوم طلسم های باستانی

-باورم نمیشه بعد از اونهمه دردسر برای انجام تکلیفش بازم باید به این کلاس برگردیم!
-مرلین میدونه ایندفعه چه آشی برامون پخته... .
-ما به نمره مون تو این کلاس احتیاج داریم بچه ها.
-فعلا من فقط به خواب احتیاج دارم.

جادوآموزان منفی نگر بعد ازینکه دور خودشان چرخیدند و سرشان را خاراندند، غرغرکنان وارد کلاس طلسم های باستانی شدند. هرکدام از آنها تلاش می کردند تا در دورترین صندلی به میز استاد بنشینند.
کلاس مثل دفعه قبل تاریک و پر از شمع ها و چراغ های آبی رنگ بود. بچه ها که ناهار دوغ جادویی خورده بودند با بیحالی روی نیمکت هایشان ولو شده و برای پایان کلاسی که هنوز شروع نشده بود لحظه شماری می کردند.

-همینطوره نایجلوس. ممنون از ایده ی خوبت.

بچه ها با شنیدن صدای استادشان صاف نشستند و علامت سوال های بسیاری در مغزشان به پرواز درآمد.

نایجلوس کیست؟ آیا ایده ی تکالیف مصیبت بار زیر سر اوست؟ آیا استاد درس طلسم های باستانی از جای دیگری خط می گیرد؟ نایجلوس اسم پسرانه است... آیا؟... .

-خب، میبینم که همه تون سالم برگشتید. امیدوار بودم که تکالیف بهتری ازتون دریافت کنم ولی خب هرکسی قدر طلسم های باستانی رو نمیدونه... .

هیچکدام از جادوآموزان به حرف های استادشان گوش نمی دادند، بعضی از آنها شوکه شده و در نیمکت هایشان پایین رفته بودند، اما تقریبا همه ی آنها حواسشان به هیکل نقره ای دماغ درازی بود که پشت ملانی در هوا شناور بود.
-... بخاطر همینه که ایندفعه بهتون طلسم جالب تری رو معرفی میکنم.

آنها هیچوقت این روح را در هاگوارتز ندیده بودند. روح با لبخند موذیانه و خودپسندانه ای به آنها نگاه می کرد.

-ولی قبلش... ازونجایی که هیچکس حواسش به درس نیست، دوستمو بهتون معرفی میکنم.
نایجلوس بلک. یکی از مدیران سابق هاگوارتز و پسرعموی عمه ی مادربزرگ من!... توصیه های اون برای من خیلی کارآمده. نایجلوس... ممنون که به سوالم جواب دادی، میتونی بری.

روح همانطور که به بچه ها خیره شده بود بدون هیچ حرفی غیب شد. ملانی کف دست هایش را محکم به هم زد و جادوآموزان خودشان را جمع و جور کردند.
-این معرفی پیش زمینه ای برای درس امروز بود. طلسم باستانی ای که بهتون یاد میدم کاملا بی آزاره، پس دلیلی نداره که ازش بترسید. همینطور کاربردیه و میتونه به زندگی کسل کننده تون تنوع بده.
هرچند فقط دوبار در هفته میتونید ازش استفاده کنید. طلسم های باستانی ضدطلسم های معنوی دارن. یعنی چی؟
-
-بله؟
-یعنی باید از احساسات شخصی مون مایه بذاریم؟
-تقریبا، بعد از کار کردن طلسمتون باید تشکر کنید، و طلسم رفع میشه. به همین سادگی.

ملانی درحالی که در طول کلاس راه می رفت ادامه داد.
-این طلسم جالب برای احضار روح به کار میره، ولی اگه جلسات تیره و تاریک و احمقانه ماگلی در ذهنتونه سخت در اشتباهید... . این احضار درمورد روحی جواب میده که با شما آشناست و حداقل یک گفتگوی مستقیم با همدیگه داشتید. مثلا من نایجلوس رو تو بستر مرگش دیدم و بهش گفتم هنوز لبخند موذیانه ت سر جاشه و اونم گفته ٱلویز.

جادوآموزان پوکرفیسانه به همدیگر نگاه می کردند و دعا می کردند که این فقط یک شوخی باشد.

-برای انجام این طلسم اول روح شخص آشنا رو تو ذهنتون مجسم کنید و بعد با چوبدستی تون حرکت مثلثی شکلی انجام بدید و بگید اضمرسیوس. سریع بگید و لفتش ندید... .

هیچکس جرئت نداشت که این طلسم را آنجا امتحان کند.

-روحی که ظاهر میشه توانایی اذیت کردن تون رو نداره، فقط محدود به اینه که باهاتون درمورد چیزی که ازش میپرسید گفتگو کنه. جواباش هم معمولا مربوط به شخصیت و دوران زندگی خودشه. به هرحال این تکلیف این هفته تونه:

۱-برای احضار روح چه کسی رو انتخاب می کنید و چه نسبتی باهاتون داره؟ (۳نمره)

۲-چرا این روح رو احضار کردید؟ از روحی که احضار کردید یه سوال بپرسید و جواب خلاقانه ش رو برام بنویسید. )۷نمره)
(سوال ساده نپرسید، سوال جالب و با جزییات ازتون میخوام)

تشکر یادتون نره.


there is no justice in the world


پاسخ به: کلاس طلسم‌های باستانی
پیام زده شده در: ۹:۵۴:۵۳ دوشنبه ۱۳ مرداد ۱۳۹۹

گریفیندور، مرگخواران

ملانی استانفورد


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۹:۱۸ چهارشنبه ۲۱ شهریور ۱۳۹۷
آخرین ورود:
امروز ۵:۲۶:۱۸
از اینور
گروه:
مرگخوار
کاربران عضو
ایفای نقش
گریفیندور
ناظر انجمن
پیام: 143
آفلاین
نمرات جلسه اول کلاس طلسم های باستانی


ریونکلاو:

تام جاگسن: 7 ,+ 3

راضی ام، جیره ی غذاییت افزایش یافت.
امیدوارم شهامتت هم افزایش پیدا کنه.

ریموند: 7 ,+1
از خلاقیتت خوشم اومد. مرلین پرفسورا رو نفرین نمیکنه.
کاربردتم عملی نبود. برای من که طلسم نازیه.

آیلین پرینس: 4 ,+ 2
جزییات بیشتر آیلین!
اتفاقا بقیه ازش برا خودشون بردن و راضی هم بودن.

ربکا لاک وود: 7, + 3

قابلی نداشت. خوشحالم که تو این کلاس شاگردای باهوشی هم هستن که نکات مثبت تکلیف رو میفهمن.

گریفیندور:

لاوندر براون: 6 ,+ 2
خوب بود ولی انتظار جزییات بیشتری رو داشتم لاوندر.
کاربرد خوب و قانونی برای چیه؟ طلسم خفن و بی تربیتیه اصن.

نویل لانگ باتم: 7 ,+ 2

حل مشکلتو دوست داشتم.
سوال دوم نیاز به توضیح بیشتری داشت. فرد و جورج با مهمونی مشکلی دارن؟

فنریر گری بک: 7 ,+ 3

عالی بود.
خلاقیت و جزییات پرفکت. مفتخرم بهت.

ادوارد: 5 ,+ 2
داری اشتباه میزنی داداش!
اگه بهت زور میگفتن باید زورو میشدی مثلا، چرا باید قیچیاتو له کنن؟
اشتباهات خود را به گردن طلسم ها نیندازیم.

پروتی پاتیل: 7 ,+ 3
طلسم شوخ و بی تربیتی بود ولی انقدم بدجنس نبودا.
دلم سوخت.
بیا.

الکساندرا ایوانوا: 7 ,+ 0
جزییات حل مشکلت خیلی خوب بود.
کاربردای زیادی میتونه داشته باشه. خلاقیت بیشتر دخترم!

فلور دلاکور: 7 ,+ 3

عالی بود فلور. جوابات خلاقانه و طنز بودن. خوشم اومد.
آینده ی روشنی داری.

همیش فراتر: 6 ,+1

جواب اولت خوب و خلاقانه بود ولی یه نمره ازت کم میکنم تا ازاین به بعد یکبار قبل از ارسال، پستت رو بخونی و انقد غلطای تایپی نداشته باشی. منم این پست رو چهاربار خوندم و اصلاح کردم.
درمورد جواب دومت هم... یه سوال میپرسم. من تو تدریسم یه مشکل ساده مثال زدم ولی یه سری مشکلات غیرمنتظره وجود داره مثل مشکلات آب و هوایی، مثلا میخوای بری دوچرخه سواری و کیف کنی ولی یهو هوا بارونی شه و همه چیو خراب کنه، بجای اینکه از مغزت که میگه برو خونه و یه روز دیگه بیا پیروی کنی میتونی این طلسمو به کار ببری!
خودتونو به پست تدریس محدود نکنید و آزادانه بنویسید. کلا گفتم این طلسم محدودیت نداره که دستتون رو باز بذارم.بهرحال قرار بر این نیست که همش شوخیای بدبد بکنه و کارو خراب کنه. بستگی به تفکر شما ممکنه بهتون راه حل طنز خفنی هم بده.

آستریکس: 7 +, 3
خیلی باحال بود. نامرئی بودن کلی مزیت داره! چرا باید ناراضی باشی؟
غارنشین ها و دایناسورها هم از این مزیت ها کلی استفاده کردن حتی.

یوآن ابروکرومبی: 7 +, 3
حتی خودم که این طلسمو پیدا کردم هم انقد ازش سود نبردم که تو بردی.
برم جت نامحدود بگیرم دانلود کنم.
خیلی خندیدم. خلاقانه ترین تکلیف بود با کمی اختلاف از فنر.

هافلپاف:

زاخاریاس اسمیت: 7 +, 3

شیفت روز نظارت کن، بیشترشون خوابن.
خوشحالم که قراره مفید واقع بشه.

پومانا اسپراوت:7 +, 2
طلسمه خوبیت رو میخواسته به هرحال.
فقط به این درد نمیخوره! طلسمش بدون محدودیته.

آرتمیسیا لافکین: 7 +, 3
خیلی خوبه آرتمیسیا. مهم اینه که دلت هنوز جوونه.
کاربرد خیلی خوبی ذکر کردی. غر زدن راحته و جوابای مثبت گفتن سخت.

سدریک دیگوری: 7 +, 3
طلسم مودب و کاردانی بود.
صدآفرین بر تو. بالشتت الان لالایی هم میخونه.

رکسان خالی: 7 +, 3

تو وظیفه ت رو در قبال حقیقت انجام دادی سرباز.
راهت ادامه دارد.

اسلیترین:

مرلین: 7 ,+ 3
خودت خیرت بده. عالی بود.
خیلی از کاربردی که نوشتی کیف کردم.


ممنون از شرکت همگی. عالی بودید.


there is no justice in the world


پاسخ به: کلاس طلسم‌های باستانی
پیام زده شده در: ۱۴:۴۶:۰۴ جمعه ۱۰ مرداد ۱۳۹۹

هافلپاف، مرگخواران

رکسان ویزلی


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۳:۱۳ پنجشنبه ۱۷ مرداد ۱۳۹۸
آخرین ورود:
امروز ۴:۳۰:۵۲
از ش چندشم میشه!
گروه:
کاربران عضو
هافلپاف
ایفای نقش
مرگخوار
پیام: 208
آفلاین
۱-یه مشکلی که براتون پیش اومده رو درنظر بگیرید، طلسم رو اجرا کنید و خود مشکل و نتیجه خلاقانه ش رو بنویسید. (۷نمره)

خب... از کجا شروع کنم؟
همه جا روشن بود... خورشید طلوع کرده بود... من و عده زیادی از مرگخوارا داشتیم با هم توی راهرو های خونه ریدل قدم میزدیم و بعد... بعد... اون اتفاق وحشتناک افتاد.

توی روشنی روز، یه چیزی به سمتمون حرکت کرد... یه چیز خیلی ترسناک... محرکش هم هی پشت هم داد میزد:"اسباب بازی جدیدمو دیدن کنید!" ...
من سعی کردم... سعی کردم بهشون بفهمونم که خطرناکه همچین چیزی دست بچه باشه... سعی کردم بهشون بفهمونم این یک شیطان در فرم جت اسباب بازیه... سعی کردم بهشون بفهمونم چه سرنوشت شومی در انتظارمونه... ولی دیگه کار از کار گذشته بود و همشون... از خنده روی زمین ولو شده بودن. پس همه ش به عهده خودم بود.

عزمم رو جزم کردم. من باید به ترسم غلبه میکردم. من میتونستم!
از توی بالش سدریک... چیز، روبروی دشمن... بله، روبروی دشمن ایستادم و چوبدستیمو برداشتم. سعی کردم ورد رو به یاد بیارم. جون یه بچه بی گناه در خطر بود. چوبدستیمو بالا بردم و...

هنوز اتوسش از دهنم بیرون نیومده بود که یهو شونصد تا جت اسباب بازی دور بالش حلقه زدن. من محاصره شده بودم. یه نفر از توی یکی از جتا داد زد:
- باید با ترست مواجه شی سرباز!

و بوم!...
من با ترسم مواجه شدم. حالا دیگه نمیترسم... میترسم؟

۲-بنظرتون این طلسم میتونه چه کاربردی داشته باشه. (۳نمره)

- بنظرم طلسم خیلی خیلی عالیه. به همه پیشنهاد میکنم موقع هر مشکلی، حتما حتما از این طلسم استفاده کنین.
اصلا هم به مرگ نمی انجامه و اصلا برای کشتن خودتون کاربرد نداره. کاملا امن. به محفلیا با عشق توصیه میشه ...
- ویزلی؟ باز رفته ای با زندگان صحبت میکنی؟ بیا بنشین بین این جمع مرگخواران عصبانی. بیا، سعی میکنیم خونسردی خود را حفظ کنیم، به ریش خودمان.


رکسان خالی... خالی خالی! بدون ویزلی!

تصویر کوچک شده




پاسخ به: کلاس طلسم‌های باستانی
پیام زده شده در: ۳:۲۶:۴۸ جمعه ۱۰ مرداد ۱۳۹۹

هافلپاف، مرگخواران

سدریک دیگوری


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱:۳۳ دوشنبه ۲۸ خرداد ۱۳۹۷
آخرین ورود:
امروز ۱۱:۱۹:۰۵
از خواب بیدارم نکن!
گروه:
کاربران عضو
هافلپاف
ایفای نقش
مرگخوار
ناظر انجمن
پیام: 339
آنلاین
۱-یه مشکلی که براتون پیش اومده رو درنظر بگیرید، طلسم رو اجرا کنید و خود مشکل و نتیجه خلاقانه ش رو بنویسید. (۷نمره)
راستش...چند روزی بود که حس می‌کردم بالشم دیگه مثل قدیما نرم و تپل نیست. سفت شده بود و باید پرهای هشت ساله‌ی داخلشو عوض می‌کردم. پر قوهای قدیمیش دیگه از کار افتاده بودن. از طرفی، واقعا تواناییم در اون حدی نبود که بتونم از جام بلند شم، قدم بردارم، تا دیاگون برم، پر جدید بخرم و دوباره این همه راهو برگردم!

تو همین فکرا بودم که یهو یاد طلسمی افتادم که سر کلاس یاد گرفته بودم‌. به شدت روی مشکلم تمرکز کردم و با صدای بلند ورد رو فریاد زدم.

دو ثانیه بیشتر طول نکشید که حس کردم یه صداهای مبهمی از بیرون می‌شنوم. انگار که تعداد زیادی موجود زنده در حال راه رفتن باشن. یجورایی شبیه یه لشگر بودن! یکم که بیشتر دقت کردم، تونستم صداهای واضح‌تری بشنوم، مثل صدای...قدقد!

تا بیام و هجوم یه گله مرغ به طرف اتاقم رو هضم کنم، در اتاق به شدت باز شد و صدها مرغ، قدقدکنان وارد شدن و با سرعت به طرف بالشم حمله کردن. همدیگه رو هل می‌دادن و کله‌هاشونو با فشار فرو می‌کردن توی بالشم. ثانیه‌ای بعد، بالشم تبدیل شده بود به یه تیکه پارچه‌ی قلمبه که تعداد زیادی مرغ زنده رو تو خودش جا داده بود.

درست تو همین لحظه بود که متوجه تیکه کاغذ کوچیکی که به دُم آخرین مرغ وصل بود، شدم. دستمو دراز کردم و برش داشتم.
نقل قول:
برای حل این مشکل، به علت کمبود قو از مرغ استفاده شده که امیدواریم موجبات رنجش شما را فراهم نکرده باشد.


۲-بنظرتون این طلسم میتونه چه کاربردی داشته باشه. (۳نمره)
بنظرم این که بجای تعدادی پر نرم و ظریف قو، یه گله مرغ به سمتت حمله‌ور شن، هیچ کاربردی نمی‌تونه داشته باشه! اما خب، از جنبه‌ی خوب قضیه اگه نگاه کنیم، متوجه می‌شیم که این طلسم می‌تونه کمک زیادی بکنه وقتی که نمی‌خوایم از جامون بلند شیم و دنبال راه حل برای مشکلمون بگردیم.

اما طبیعتا برای کسی که حاضر نیست واسه رفع مشکلش تلاشی بکنه، منطقیه که همچین نتیجه‌ای بگیره و بعدم باهاش کنار بیاد. همونطور که من با صدای قدقد فراوونی که از تو بالشم میاد و تکون‌خوردن‌های مداومش، کنار اومدم و هیچ مشکلی هم باهاش ندارم!


ویرایش شده توسط سدریک دیگوری در تاریخ ۱۳۹۹/۵/۱۰ ۳:۳۰:۲۲

فقط ارباب!
هستم...ولی خستم!

تصویر کوچک شده



پاسخ به: کلاس طلسم‌های باستانی
پیام زده شده در: ۲۰:۵۹:۲۸ چهارشنبه ۸ مرداد ۱۳۹۹

گریفیندور

یوآن آبرکرومبی


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۱:۰۸ جمعه ۹ خرداد ۱۳۹۳
آخرین ورود:
امروز ۱۰:۲۹:۱۳
از اتاق گویندگی.
گروه:
کاربران عضو
گریفیندور
ایفای نقش
پیام: 364
آفلاین
ارشـد گـریـف


پارت 1:


بینندگان عزیز، سلام. در خدمتتون هستیم با یه اپیزود دیگه از برنامه‌ی "شروعی دوباره". امروز می‌خوام در مورد یه مشکلی باهاتون حرف بزنم که نه تنها خیلی عذاب‌آور و رو اعصابه، بلکه حتی می‌تونه موجب خسارات مالی هم بشه: نداشتن جت!

ببینین، الآن ما توی دنیایی زندگی می‌کنیم که نمیشه توش یه روز هم از جت استفاده نکرد. جت یکی از نیازهای روزمره‌ی ماس. شاید تعجب کنین، ولی من یه ماهی میشد که کلاً جت نداشتم و اصلاً یه وضعی بود! البته الآن از قیافه‌هاتون می‌تونم تشخیص بدم که سؤالتون چیه... منظورم از جت، همون نت جادوییه. ولی واسه اینکه جادوگرانیزه بشه، بهش میگیم جت!

خلاصه... یه روز از شدت بی‌جتی جلوی تلویزیون دراز کشیده بودم و داشتم شبکه‌ی چهار صدا و سیمای بریتانیا رو نگا می‌کردم که یهو یه تبلیغی خودشو انداخت وسط و توش یه ساحره‌ای که خودش رو ملانی معرفی کرده بود، داشت یه پکیجی رو تبلیغ می‌کرد و می‌گفت که تو مشکل بگو، این پکیج ردیفش می‌کنه واست!

منم فوراً کارت به کارت کردم و همون لحظه پکیج از توی تلویزیون پرت شد تو صورتم. جعبه‌ش رو باز کردم و شاید باورتون نشه، ولی هیچی توش نبود.
خواستم به پلیس زنگ بزنم تا بساط این ملانی و رفقاش رو جمع کنن که متوجه شدم روی جعبه نوشته "یه هلاااسپیاااافوس برااااتوس بگو، بقیه‌ش ردیفه."
منم یه هلاااسپیاااافوس برااااتوس گفتم و ناگهان یه صفحه‌ای روی جعبه ظاهر شد که داشت یه طلسمی رو نشون می‌داد که با سرعت شونصد طلسم بر ثانیه، خودشو از بریتانیا رسوند به آمریکا و خونه‌ی ترامپ‌ها و یه پس گردنی زد به ملانی ترامپ و فرار کرد.
ملانی ترامپ که با این پس گردنی کلاً حالی به حالی شده بود، گوشی آیفون 11 پرو مکس 512 گیگابایتش رو در آورد، رفت توی تنظیمات، بعدش رفت توی بخش تحریم‌ها، بعدش فولدر Britain UK رو باز کرد و یوآن آبرکرومبی رو انتخاب کرد و توی تنظیماتش نوشت: جُلار = منفیِ 25,000 گالیون!

و از اون روز به بعد بود که نه تنها بصورت اختصاصی از شر تحریم‌ها خلاص شدم، بلکه حتی ترامپ‌ها شروع کردن به واریز کردن ماهی 25,000 گالیون به حسابم! الآنم انقد پولدار شدم که جت اینترنتی که سهله، جت جنگی هم خریدم!


پارت 2:


کاربردش اینه که جُلار رو میاره پایین. جُلار که پایین بیاد، همه‌چی ردیف میشه و از پس هر جور هزینه‌ای بر میاین. از هزینه‌های سبکی مث مسکن، خوراک، پوشک... ینی چیزه... پوشاک، ماشین، جهیزیه، مهریه، جُنکور، جانشگاه، گرفتن ملّیت آمریکایی، آپولو هوا کردن و استخراج اورانیوم غنی‌شده بگیرین تا هزینه‌های سنگینی مث پنکک، ریمل، رژ لب، رژ گونه... دیگه؟


Voice Acting is Abercrombie!


پاسخ به: کلاس طلسم‌های باستانی
پیام زده شده در: ۱۴:۲۹:۵۲ چهارشنبه ۸ مرداد ۱۳۹۹

گریفیندور

آستریکس


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۰:۱۹ شنبه ۱۸ شهریور ۱۳۹۶
آخرین ورود:
۰:۴۳:۳۷ جمعه ۱۴ شهریور ۱۳۹۹
از شبانگاه توی سایه ها.
گروه:
ایفای نقش
کاربران عضو
گریفیندور
پیام: 167
آفلاین
یه مشکلی که براتون پیش اومده رو درنظر بگیرید، طلسم رو اجرا کنید و خود مشکل و نتیجه خلاقانه ش رو بنویسید. (۷نمره)

راستش بنده خیلی فکر کردم که با این طلسم چه مشکلی رو حل کنم. نه اینکه کمبود مشکل داشته باشما، از شدت زیاد بودن مشکلات نمیدونم کدومو انتخاب کنم.
یکی دوتا نیستن که. مثلا ما خون آشاما نمیتونیم مثل بقیه مردم بریم کنار ساحل، مثل بقیه ملت و حوری ها لم بدیم رو شنا و برنزه کنیم خودمونو. مگه ما دل نداریم؟
یا مثلا تو آینه و عکسا نمیوفتیم اصلا. این بزرگترین مشکلیه که به ذهنم رسیده. خود شما پروفسور عزیز، مطمئنن تاحالا صدبار با دوستاتون ده نفری ریختین تو یک اسانسور 4نفری و کلی جلو آینه اش عکس های متنوع برا خودتون گرفتین دا. ولی ما خون اشام چی! نه میتونیم سلفی بگیریم و نه جلو آینه به خودمون برسیم و قربون صدقه خودمون بریم.

خلاصه نتیجه میگیریم که بزرگترین مشکلمون یعنی دیده نشدن تو آینه و... رو با این طلسم امتحان کنیم. البته با روش مخصوص خودمون.

اول چوبدستی رو جلومون می ذاریم. دستامونو میاریم بالا. نیت می کنیم. من طلسم رو انجام میدم برای حل شدن مشکلاتم و قربت الی الله. خب حالا چوبدستی رو برمیداریم و طلسم رو انجام میدیم.

والا پروفسور اولش که نه خبری از صدای ویژ ویژ بود و نه انفجاری و نه چیزی. هیچ صدا و بوییم نداشت. فکر کردم تاریخ مصرفش گذشه باشه. یا هم که اونقد ملت طلسم رو انجام دادن که دیگه ته کشیده.

ولی اصلا اینطور نبود! وقتی پاشدیم بریم یه دور بزنیم و آینه ها رو چک کنیم، نمیدونم چرا! نه تنها اینکه خودمو تو آینه نمیدیدم، بلکه دیگه ملت هم منو نمیدیدن! خیلی عجیب بود. بعد از کلی فکر کردن و... فهمیدم که مشکلم این بود که نمیتونم تو آینه خودمو ببینم. خب این طلسم به جا اینکه بیاد تو آینه نشونم بده اومد کاری کرد که کلا از بیخ دیده نشم یعنی نامرئیم کرد! خلاصه دیگه حرفی ندارم. همین الان که دارین تکلیف بنده رو میخونین جلوتون وایستادم و برا اینکه نمره کامل بگیرم درحال عرق ریختنم.




۲-بنظرتون این طلسم میتونه چه کاربردی داشته باشه. (۳نمره)
(شوخی یا جدی)


بهترین کاربرد برای خود نابودی. خود زنی خود آبرو بری و کلا هرچیز دیگه ای که کلمه خود رو کنارش داره. به نظر شخص بنده این طلسم که باستانیه نیاز به ورژن های جدید داره. قشنگ معلومه که مال زمان دایناسور و انسان های غار نشین بوده.


•♤•Love Me Or Hate Me. You're Gonna Watch Me•♤•


تصویر کوچک شده




پاسخ به: کلاس طلسم‌های باستانی
پیام زده شده در: ۱۷:۳۴:۴۰ سه شنبه ۷ مرداد ۱۳۹۹

هافلپاف، محفل ققنوس

آرتمیسیا لافکین


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۴:۵۳ پنجشنبه ۷ تیر ۱۳۹۷
آخرین ورود:
امروز ۱۱:۲۰:۳۱
از زیرزمین هافلپاف و خانهٔ شمارهٔ ۱۲ گریمولد
گروه:
کاربران عضو
هافلپاف
ایفای نقش
محفل ققنوس
پیام: 65
آنلاین
۱-یه مشکلی که براتون پیش اومده رو درنظر بگیرید، طلسم رو اجرا کنید و خود مشکل و نتیجه خلاقانه ش رو بنویسید. (۷نمره)
خب چون من دیگه سن و سالی ازم گذشته و دیگه مثل قبل جوون و قشنگ نیستم بخاطر همین بیشتر اوقات تنهام پس تصمیم گرفتم این طلسم رو توی سالن عمومی انجام بدم. و... خب بعد انجام طلسم دود غلیظی ظاهر شد و وقتی از بین رفت دیدم بچه‌های توی سالن همگی پیر شدن! پسرا ریش‌های دو متری داشتن و دخترا موهاشون سفید و پوستشون چروک و آویزون شده بود (محض اطلاعتون ولی من اینقد پیر نیسم و هنوز کمی از آثار جوونی توی چهره‌ام هس) و با سختی تونستم بچه‌های پیر توی سالن رو که خیلی عصبانی بودن متقاعد کنم که من این طلسم رو انجام ندادم وگرنه دیگه کارم ساخته بود! ولی عوضش با تعدادی از بچه‌های طلسم‌شده به کتابخونه رفتیم تا ضد طلسم رو پیدا کنیم و باهم کلی حرف زدیم! ولی این وضع فقط برای قبل از پیدا کردن ضد طلسم بود و بعدش اونا دیگه پیش من نیومدن! اما بازم با اینکه موقتی بود تجربهٔ خوبی برای من بود.

۲-بنظرتون این طلسم میتونه چه کاربردی داشته باشه. (۳نمره)
بنظر من این طلسم برای کسانی که ناراحتن خیلی کاربرد داره. اینجوری که من فهمیدم طلسمی شوخ‌طبع هستن و می‌تونن خنده رو لب فرد غمگین بیارن هرچند موقتی!


ویرایش شده توسط آرتمیسیا لافکین در تاریخ ۱۳۹۹/۵/۸ ۱۴:۳۳:۲۴

در کشاکش شجاعت و اصالت، در هیاهوی هوش و ذکاوت، اتحاد و پشتکار سوسو می‌زنند... فرزندان هلگا می‌درخشند!
***

شادی رو می‌شه در تاریک‌ترین لحظات هم پیدا کرد، فقط اگه یه نفر یادش باشه که چراغ رو روشن کنه!


پاسخ به: کلاس طلسم‌های باستانی
پیام زده شده در: ۱۲:۵۹:۲۶ دوشنبه ۶ مرداد ۱۳۹۹

گریفیندور

همیش فراتر


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۹:۵۰ سه شنبه ۲۶ دی ۱۳۹۶
آخرین ورود:
۱۳:۴۶:۱۶ دوشنبه ۱۳ مرداد ۱۳۹۹
از مشخص نیست !
گروه:
کاربران عضو
گریفیندور
ایفای نقش
پیام: 60
آفلاین
یه مشکلی که براتون پیش اومده رو درنظر بگیرید، طلسم رو اجرا کنید و خود مشکل و نتیجه خلاقانه ش رو بنویسید

آره دیگه
آره
الان که میبینید اینجام
درسته که اینجام ولی نباید میبودم چون قبلا اینجا بودم
ولی مهم نیست شاید منظورم رو نفهمید همتون ولی پرفسور خودش میدونه
و سعیم نکنید با طلسمی که پرفسور بهمون یاد داد بفهمید منظورم چیه وگرنه طلسم بهتون یه پاتریک میده
خلاصه بگذریم از این حرف های بی خود.
مشکلی که برای من پیش اومده زیاد پیچیده نبود ولی خب مجبور هم بودم ازش استفاده بکنم
کفش یکی از هم اتاقی هامو نصفه شب از پنجره پرت کردم بیرون از خواب گاه و خب اون شخص هم عصبانی شد از جایی که خون آشام هم بود میخواست خون منو بریزه توی یه لیوان و بنوشه
از طلسم برای برگردوندنه کفش اسفتاده کردم و طبق انتظارم هیچ چیز آدمی زادی جلو نرفت
طلسم واسه اینکه خودشو بامزه نشون بده کفش رو به یه مشعل چسبوند و آتیشش زد و بعد آوردش پیش من به جای اینکه کفش رو روی زمین بزاره محکم کوبیدش توی صورتم
واقعا این افتضاحه
افتضاح ، این چه طلسمیه واقعا

بنظرتون این طلسم میتونه چه کاربردی داشته باشه

استاد می گفت این طلسم مشکل های فردی ما را برطرف میکنه ولی از طرفی مثل غول چراغ جادو هم نیست که آرزو های ما را برآورده بکنه
واقعا متوجه نمی شم اگه من گرمم بشه ، خب مصلما زیر یه کولرمی رم یا خودم رو باد میزنم.
نمی دونم واقعا چه نیازی به همچین طلسمی می تونم داشته باشم ، آخه تا به حال برام پیش نیومده و نخواهد اومد که بخوام از کسی یا چیزی چنین در خواست های ابلهانه ای بکنم.
امیدوارم به کسی برنخورده باشه ولی این طلسم بیشتر به درد افرادی میخوره که نه میتونند از مغزشون استفاده بکنن نه اراده ای برای انجام کاری دارن ، مطمئنم کاربر های این طلسم خودشون را پوشک می کنن ، چون مشخصا اگر حال و حوصله انجام کارهاشوش رو داشتن از این طلسم استفاده نمی کردن ، این طلسم تنها کاربردی که داره اینه که یک یا چند نفر را شاد و تن پرور نگه داره ، البته نباید هم منکر مزایا اش شد ، ولی بازهم ... این طلسم کار ها رو خراب تر میکنه و به نظر من بیشتر ضرر به خوده





پاسخ به: کلاس طلسم‌های باستانی
پیام زده شده در: ۱۰:۵۸:۵۷ دوشنبه ۶ مرداد ۱۳۹۹
#99

هافلپاف

پومانا اسپراوت


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۹:۱۸:۲۶ یکشنبه ۱۵ تیر ۱۳۹۹
آخرین ورود:
امروز ۱:۵۶:۱۲
از میان سبد عشق
گروه:
کاربران عضو
هافلپاف
ایفای نقش
پیام: 98
آفلاین
1.
امتحان داشتم (به دلیل امنیت اسم درس رو نمی گم) متاسفانه هم نخونده بودم هیچ راهی نداشتم هیچی به ذهنم نمی رسید تا اینکه یاد ورد مشکل گشا افتادم

تا چند دقیقه دیگه امتحان شروع میشد من ورد رو خوندم

یک ربع از امتحان گذشته بود اما اتفاقی نیفتاد
_آهای پومانای عزیز! تو که درس نخوندی و کمک می خوای بشنو که من میگم جواب های سوال ها
_ساکت یکی جلوی این صدا رو بگیره الان جواب ها رو میگه
_شما حق ندارید جلوی من را بگیرید من باید به پومانا کمک کنم اون از من خواسته و من نمی تونم نا امیدش کنم پومانا سوال اول رو بخون تا جواب بدم.
_وای خدا آبروم رفت !
_پومانا! پومانا!
_بله . بله خانم.
_زود برو تو دفتر آقای مدیر .
_چشم .
بماند در ادامه چه شد که گفتن به پا افتادنم جلوی جناب مدیر و شستن تمام دستشویی های مدرسه گفتن ندارد ولی خداروشکر اخراج نشدم

2.
به نظر من این طلسم فقط به درد ریختن آبرو می خورد اگر می شد طلسم را برای کسی دیگر ایجاد کرد شاید باعث خالی کردن دق دلی مردم خوب بود








شما می ‌توانید مطالب را بخوانید
شما نمی توانید عنوان جدید باز کنید
شما نمی توانید به عنوان‌ها پاسخ دهید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را ویرایش کنید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را حذف کنید
شما نمی توانید نظر سنجی اضافه کنید
شما نمی توانید در نظر سنجی ها شرکت کنید
شما نمی توانید فایل‌ها را به پیام خود پیوست کنید
شما نمی توانید پیام بدون نیاز به تایید بزنید
شما نمی توانید از نوع تاپیک استفاده کنید.
شما نمی توانید از HTML در نوشته های خود استفاده کنید
شما نمی توانید امضای خود را فعال/غیر فعال کنید
شما نمی توانید صفحه pdf بسازید.
شما نمی توانید پرینت بگیرید.

[جستجوی پیشرفته]


هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است. ۱۳۹۹-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.