هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل


در حال دیدن این عنوان:   1 کاربر مهمان





پاسخ به: كلاس مراقبت از موجودات جادويي
پیام زده شده در: ۱۲:۵۸:۵۱ چهارشنبه ۲۶ شهریور ۱۳۹۹

ریونکلاو، مرگخواران

لینی وارنر


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۱:۵۳ شنبه ۳۰ خرداد ۱۳۸۸
آخرین ورود:
امروز ۱۲:۰۴:۳۰
از رو شونه‌های ارباب!
گروه:
ناظر انجمن
مرگخوار
ایفای نقش
ریونکلاو
کاربران عضو
گردانندگان سایت
پیام: 4857
آفلاین
امتیازات جلسه سوم (آخر)



هافلپاف

رودولف لسترنج: 2 + 4 + 2 + 1 = 10
خیلی به سختی راضی شدم امتیاز کاملو بدم. زودباش برو تا پشیمون نشدم.

گابریل تیت: 1 + 4 + 2 + 1 = 9
یک امتیاز کم کردم چون خواسته بودم یکم بیشتر در مورد ظاهر جانورتون توضیح بدین.

پومانا اسپراوت: 2 + 4 + 2 + 1 = 10
خوب بود.

نیوت اسکمندر: 1 + 4 + 2 + 1 - 2 = 7
همونی که به گابریل هم گفتم. + دو امتیاز از جمعت کم کردم چون اصلا مشخص نبود مرغ طوفانت کوچیک شده یا بزرگ؟ در حالی که مبحث اصلی این جلسه همین بود.

ایزابلا تینتوئیستل: 0.5 + 1 + 1 + 2 + 0.5 = 5
خیلی کوتاه جواب دادی و با توجه به امتیاز سوالا انتظار داشتم بیشتر توضیح بدی. از طرفی اصلا سایز جانورت رو مشخص نکرده بودی که اصلی‌ترین نکته تو این جلسه بود.

زاخاریاس اسمیت: 2 + 4 + 2 + 1 - 2 = 8
دو امتیاز از کلش کم کردم چون هدف این جلسه پاسخگویی براساس سایز تغییر یافته‌ی جانور بود.

رز زلر: 2 + 4 + 2 + 1 - 1 = 9
قرار بود جانور سایزی متفاوت از اصلش داشته باشه که مال تو همون ابعاد بود. اما اینقد خوب و کامل توضیح داده بودی که برخلاف بقیه فقط 1 امتیاز از کلش کم کردم.

آرتمیسیا لافکین: 2 + 4 + 2 + 1 = 10
تا اینجای کلاس توضیحات تو از همه کامل‌تر بود! راضیم ازت. + تکالیفی که گفتی رو دیدم. خوشبختانه اون امتیاز هوریس اصلا برای گروهش محاسبه نشد چون دیر ارسال کرده بود، اما مرسی که گفتی!

آگلانتاین پافت: 2 + 3 + 2 + 1 = 9
سوال دو 4 امتیازی بود، انتظار داشتم بیشتر توضیح بدی.

سدریک دیگوری: 2 + 4 + 2 + 1 = 10
که وسط کلاس می‌خوابی هان؟

رکسان ویزلی: 2 + 4 + 2 + 1 = 10
کامل و عالی!



ریونکلاو

هیزل استیکنی: 2 + 4 + 2 + 1 = 10
از ایده‌ی بزرگ کردن غذاش خیلی خوشم اومد!

آیلین پرنس: 1 + 4 + 2 + 1 = 9
به توضیحات گابریل تیت مراجعه کن + خیلی خوب بود که زدی کشتیش! سر همین جواب بقیه سوالاتم قبول کردم.

اُفلیا راشدن: 2 + 4 + 2 + 1 = 10
جواب سوال سه از همه بهتر بود.



گریفیندور

جیمز پاتر: 1 + 2 + 1 + 1 = 5
خیلی کم توضیح دادی. با توجه به امتیاز سوال انتظار بیشتری دارم. از طرفی به سایز جانورت که موضوع اصلی این جلسه بود توجه زیادی نکردی.

پروتی پاتیل: 1+ 4 + 2 + 1 = 9
توضیحات گابریل تیت رو بخون. جدا از اون همه چیزو عالی توضیح داده بودی!

گلرت گریندل‌والد: 1 + 4 + 2 + 1- 2 = 7
توضیحات گابریل تیت + خوب نوشته بودی ولی من خواسته بودم سایز جانور متفاوت از اصلش باشه در حالی که داکسی تو همون اندازه‌ای بود که باید می‌بود. سر همین 2 امتیاز از کل کم کردم.



اسلیترین

دومینیک ویزلی: 2 + 4 + 2 + 1 = 10
خوب و کامل بود.

مانامی ایچیجو: 2 + 4 + 2 + 1 = 10
جالب بود، خصوصا وقتی تا اومدی انتخاب کنی همه قفسا ته کشید.

مرلین: 2 + 4 + 2 + 1 = 10
عالی بود!




پاسخ به: كلاس مراقبت از موجودات جادويي
پیام زده شده در: ۲۲:۴۷:۳۱ جمعه ۲۱ شهریور ۱۳۹۹

هافلپاف، مرگخواران

رکسان ویزلی


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۲:۱۳ پنجشنبه ۱۷ مرداد ۱۳۹۸
آخرین ورود:
امروز ۱۷:۱۸:۰۱
از ش چندشم میشه!
گروه:
کاربران عضو
هافلپاف
ایفای نقش
مرگخوار
پیام: 217
آفلاین
1. پارچه رو کنار بزنین و بگین با چه جانوری مواجه شدین؟ بزرگ یا کوچیک؟ (2 امتیاز)

من آروم رفتم سمت یه پارچه... خیلی آروم... اونقد آروم که سدریک فکر کرد از پارچه ترسیدم و نزدیک نمی رم اصلا. واسه همین خودش پارچه رو برداشت، انداخت روش و خوابید.
من پشت پارچه رو نگاه کردم و... باورتون میشه پروفسور؟ من تصور میکردم یه گربه کوچولو با موهای خیلی وحشتناک ببینم، ولی عوضش یه کروکودیل گوشتخوار غول پیکر خیلی زیبا دیدم!

2. برخوردی که جانور با شما داشت چی بود؟ (4 امتیاز)

خیلی خوب بود پروفسور! همش میخواست ماچم کنه؛ ولی از اونجایی که من فکر میکردم بیشتر به رز ویزلی میخوره تا من، سعی کردم این اجازه رو بهش ندم. ولی یه بار من حواسم نبود، یکی دوتا از بچه ها رو ماچ کرد. فکر کنم خیلی خوشحال شدن چون دیگه اثری ندیدم ازشون. شما ندیدینشون پروفسور؟

3. چه غذایی برای جانورتون با این ابعاد جدید مناسب می‌دونین؟ چرا؟ (2 امتیاز)

به طرز عجیبی بعد از ماچ کردن بچه ها دیگه کروکودیلمو گرسنه ندیدم. به همین دلیل، ماچ رو بسیار پیشنهاد میدم. هر چی بیشتر بهتر. ولی چون کسی حاضر نبود ماچش کنه، مجبور شدم به روش های دیگه ای رو کنم، مثلا رفتم یه یکی دوتا غول غارنشین شکار کردم که کروکودیل نترسه، ولی نمیدونم چرا از اون موقع از پشت پارچه بیرون نمیاد.

4. آیا جانورتون از غذایی که تو سوال 3 تهیه کردین خوشش اومد؟ چرا؟ (1 امتیاز)

همونطور که گفتم، پارچه رو از روی سدریک برداشت، رفت سر جای اولش و پارچه رو کشید روی خودش. متوجه نمیشم پروفسور، یعنی کروکودیلا دوست ندارن غولای غارنشین رو ماچ کنن؟

5. هرگونه انتقاد و پیشنهادی که نسبت به کلاس در طی این سه جلسه داشتین ارائه بدین! (1 امتیاز)

کلاس خیلی ترسناک بود پروفسور. کلاسای هاگرید خیلی جذاب ترن. یه چندتا اژدها، هیپوگریف، باسیلیسک، چیزی بیارین رو این کلاس. همش پیکسی و پشه و مورچه پروفسور؟


رکسان خالی... خالی خالی! بدون ویزلی!

تصویر کوچک شده




پاسخ به: كلاس مراقبت از موجودات جادويي
پیام زده شده در: ۱۸:۳۵:۲۷ جمعه ۲۱ شهریور ۱۳۹۹

اسلیترین، مرگخواران

مرلین


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۰:۵۹ جمعه ۱۷ آبان ۱۳۹۸
آخرین ورود:
امروز ۱۷:۱۵:۱۶
از بارگاه ملکوتی
گروه:
کاربران عضو
اسلیترین
ایفای نقش
مرگخوار
مترجم
پیام: 110
آفلاین
پاسخ پرسش اول:

خب متاسفانه ما زیاد خوش شانس نبودیم. موجودی که دیدیم تاردیگرید بود. حالا اینکه چطور پروفسور توانستند یک تاردیگرید را به دام بیندازند معمایی است لاینحل.
تاردیگرید ها موجوداتی هستند به شدت جان سخت. حتی جادوگران هم از قابلیت های این موجود در تعجب هستند. در فضا و دریا و آتشفشان و هرکجا بگید زنده می‌مانند. حتی از ما هم جان سخت تر هستند!

این موجود دست و پاهایی به شدت کوچک دارد، یعنی خیلی کوچک! چون خودش هم در ابعاد بسیار ریزی هست و قابل مشاهده با چشم غیرمسلح نمی‌باشد. در قسمت سر یک دهان دارد که هرچیزی جلوی دستش بیاید را "هورت" می‌کشد داخل.
چشم و این حرفا هم ندارد. البته فکر می‌کردیم که ندارد. با مشاهده این موجود دلفریب در ابعاد تقریبی یک اسب متوجه شدیم که چشم دارد، خوب هم دارد! این هم کشف ما شد که می‌خواهیم به جامعه جانورشناسی اعلام کنیم! این هم یک تصویر زیبا از این بزرگوار.

پاسخ پرسش دوم:

خب همانطور که در بالا اشاره کردیم این موجود برای زنده ماندن هرچیزی که دم دستش باشد را هورت می‌کشد و می‌خورد.
پارچه را که به کناری زدیم، یک دهان زیبایش به سمت ما دراز شد و مارا به سمت خود کشاند. کسی نبود به این زبان نفهم بفهماند که دیگر کوچک نیست تا از باکتری تغذیه کند و ما پیامبری هستم برای خودمان و نباید ما را بخورد. چون کسی نبود خودمان دست به کار شدیم و قبل از آنکه کاملا به درون بدنش کشیده شویم عصای محبوبمان را فدا کرده و آن را در ورودی دهانش قرار دادیم تا دست از هورت کشیدن بردارد.
اما بیخیال نشد، چون که بیخیال شدن در قاموسش نیست؛ اصلاً برای همین پیگیر بودن است که می‌تواند در مریخ هم زنده بماند!
خلاصه که سعی کرد با آن چنگال هایش ما را بگیرد و قیمه قیمه کند! این موجود صلاحیت افزایش ابعاد را ندارد. خطری است برای بشریت. هیچ طلسم و حربه ای بر او وارد نیست! حتی رودولف هم نتوانست با قمه هایش پوست او را بشکافد و ما را از چنگالش نجات دهد. برای همین سریعا و قبل از تکه تکه شدن غذایی حاضر کردیم تا به او دهیم که شرحش در سوال بعدی است.

پاسخ پرسش سوم:

در کنار ما دانش آموزی بود که سعی داشت یونجه را به گاوی در ابعاد مگس دهد! سریعاً یونجه ها را قاپیدیم و در دهان تاردیگرید مذکور چپاندیم.
یونجه غذایی است ارزان و در عین حال شکم پرکن و مقوی. بهرحال از هیبت یک تاردیگرید کمتر از غذای گاو و اسب و هیپوگریف انتظار نمی‌رود.

پاسخ پرسش چهارم:

بله الحمدللمرلین!
چرا؟ به واقع نمیدانیم. تنها دلیلی که فهمیدیم از یونجه خوشش آمده است آن بود که بالاخره ما را رها کرد. ظاهرا به معده اش هم خوب ساخته بود. چون دفعیات بعدی نداشت. البته نمیدانیم کلا این موجود چیزی را برای دفع می‌گذارد؟ نه!

پاسخ پرسش پنجم:

به واقع خلاقیت بسیار خوبی چه در تدریس و چه در طرح سوالات داشتید. تنها موردی که بنظرمان می‌رسد آن بود که حجم تکالیف کمی زیاد بود. بعضی جلسات نمی‌رسیدیم که هم عبادت کنیم هم به پرونده های بارگاه رسیدگی کنیم هم تکالیف را بنویسیم.
با تشکر از شما و زحمات شما در طول ترم.


شروع و پایان با ماست!


پاسخ به: كلاس مراقبت از موجودات جادويي
پیام زده شده در: ۱۶:۳۶:۴۳ جمعه ۲۱ شهریور ۱۳۹۹

هافلپاف، مرگخواران

سدریک دیگوری


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۰:۳۳ دوشنبه ۲۸ خرداد ۱۳۹۷
آخرین ورود:
امروز ۱۹:۰۵:۴۷
از خواب بیدارم نکن!
گروه:
کاربران عضو
هافلپاف
ایفای نقش
مرگخوار
ناظر انجمن
پیام: 354
آفلاین
1. پارچه رو کنار بزنین و بگین با چه جانوری مواجه شدین؟ بزرگ یا کوچیک؟ (2 امتیاز)
از اونجایی که من همیشه به دنبال کمترین راه و مسافت طی شده هستم، دستمو به سمت اولین قفس سمت راستم دراز کردم و پارچه رو کشیدم کنار. که از شانسم قفس کوچیکی بود که فیلِ کوچولو و ریزه‌میزه‌ای هم وسطش نشسته بود.

2. برخوردی که جانور با شما داشت چی بود؟ (4 امتیاز)
در حالی که سرش رو به نشونه‌ی تاسف تکون می‌داد، خرطومشو کرد توی کاسه‌ی کوچیک پر از آبی که روبه‌روش بود، و بعد با فشار آب رو تو صورتم پاشید. فکر کنم چندان خوشحال نبود که مسئولش هر دو ثانیه یه بار، چشماشو ببنده و تلو تلو بخوره.

3. چه غذایی برای جانورتون با این ابعاد جدید مناسب می‌دونین؟ چرا؟ (2 امتیاز)
به دلیل علاقه‌ی زیاد فیل‌ها به میوه، مجبورم از گنجینه‌ی میوه‌ای باارزش بانو مروپ که برای فرزند دلبندشون تدارک دیده و ریزریز کردن که قاطی غذاهای دیگه بکنن، بدزدم و تو دهن این فیل بچپونم.

4. آیا جانورتون از غذایی که تو سوال 3 تهیه کردین خوشش اومد؟ چرا؟ (1 امتیاز)
بله بسیار‌. به دلیل این که خیلی قشنگ خرد شده بود و کاملا متناسب با سایز دهنش بود؛ و همچنین همیشه از قدیم گفتن مال دزدی شیرین‌تره.

5. هرگونه انتقاد و پیشنهادی که نسبت به کلاس در طی این سه جلسه داشتین ارائه بدین! (1 امتیاز)
هیچ انتقادی ندارم جز این که جلساتی بس مفید و زیبا رو پشت سر گذاشتیم. اصلا استادِ ریز خوبه. خیلی خوب‌. چون وقتی کسی (من نه‌ها، یه کسی) اون پشت مشتا بخواد وسط کلاس بخوابه، متوجه نمیشه.


فقط ارباب!
هستم...ولی خستم!

تصویر کوچک شده



پاسخ به: كلاس مراقبت از موجودات جادويي
پیام زده شده در: ۱۲:۵۳:۲۷ جمعه ۲۱ شهریور ۱۳۹۹

گریفیندور

گلرت گریندل‌والد


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۰:۳۹:۵۱ پنجشنبه ۲۰ شهریور ۱۳۹۹
آخرین ورود:
۱۲:۱۹:۰۳ پنجشنبه ۱۰ مهر ۱۳۹۹
از از عقلت استفاده کن، لعنتی!
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 8
آفلاین
سلام پروفسور



پارچه رو کنار بزنین و بگین با چه جانوری مواجه شدین؟ بزرگ یا کوچیک؟ (2 امتیاز)


اولش با خودم فکر کردم و گفتم باید موجود بزرگی رو انتخاب کنم تا مورد تحسین بقیه قرار بگیرم .
چون من یکی از بد ترین جادوگران سیاه دوران هستم و دوست دارم مورد توجه قرار بگیرم و از این کار برای اهداف شومم استفاده کنم .

با تمام حواسم به سمت بزرگ ترین قفس رفتم و ملافه روی اونو برداشتم . و تنها چیزی نبود جزحیوانی کوچیک به نام داکسی .



2. برخوردی که جانور با شما داشت چی بود؟ (4 امتیاز)


داکسی حیوانی موذی و شیطانی هست که همیشه ازش برای اهداف شیطانی استفاده میشه و حیوان حرف گوش کنی نیست .

اولش بحثمون از نابود کردن تمام مشنگ های عالم و حکومت بر اون ها شروع شد . بعد از مدتی با ما برترین ابر خبیث دنیا در مورد روش کشتن مشنگ و کشتن جادو گر ها اختلاف پیدا کرد . و سعی کرد با سم خودش منو آلوده کنه . که مورد خشم من قرار گرفت .


3. چه غذایی برای جانورتون با این ابعاد جدید مناسب می‌دونین؟ چرا؟ (2 امتیاز)

معمولا این موجودات شوم از حیوانات قدرتمند تر از خودشون تغذیه می کنند . که من از تخم های نجینی مار ولدمورت استفاده کردم که بعد خوردن آنها هنوز اشتها بزرگی داشت که مانند سال اول مورد خشم خودم قرار دادم کروشیو ای نوش جانش کردم .


4. آیا جانورتون از غذایی که تو سوال 3 تهیه کردین خوشش اومد؟ چرا؟ (1 امتیاز)


اره اولش یه ذره بیهوش بود که چیز خاصی نبود ولی بعدش که بهوش اومد سعی در انتقام داشت که باز همون سر نوشت . اخه این چه موجود بی خودی هست .


5. هرگونه انتقاد و پیشنهادی که نسبت به کلاس در طی این سه جلسه داشتین ارائه بدین! (1 امتیاز)


ما همیشه اعتراض داریم ما قویترین جادوگر دنیاییم و غیر این عرضی نیست . چرا همچین موجود کوچیکی باید تو قفس ما باشه . بدم داکسی ها بخورنت .










ویرایش شده توسط گلرت گریندل‌والد در تاریخ ۱۳۹۹/۶/۲۱ ۱۳:۱۶:۴۸


پاسخ به: كلاس مراقبت از موجودات جادويي
پیام زده شده در: ۱۲:۳۹:۰۸ جمعه ۲۱ شهریور ۱۳۹۹

هافلپاف، مرگخواران

اگلانتاین پافت


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۸:۳۶ پنجشنبه ۱۰ مرداد ۱۳۹۸
آخرین ورود:
امروز ۱۶:۰۱:۰۴
گروه:
مرگخوار
ایفای نقش
هافلپاف
کاربران عضو
پیام: 148
آفلاین
1. پارچه رو کنار بزنین و بگین با چه جانوری مواجه شدین؟ بزرگ یا کوچیک؟ (2 امتیاز)
اگلانتاین سعی کرد کوچک ترین قفس را انتخاب کند، اما دانش آموزان دیگر خیلی زود تر از او دست به کار شده بودند؛ پس ناچار به سمت قفس بزرگی رفت و پارچه ی رویش را برداشت.
سگی قهوه‌ای با چشمانِ سیاه رنگ و براقش به او زل زده بود.

2. برخوردی که جانور با شما داشت چی بود؟ (4 امتیاز)
سگ به پشت کف قفس خوابید و سعی کرد به او بفهماند که باید قلقکش بدهد.
پافت دستش را از بین میله های قفس گذراند و پوست نرم و قهوه ای رنگ سگ را به هم ریخت.

3. چه غذایی برای جانورتون با این ابعاد جدید مناسب می‌دونین؟ چرا؟ (2 امتیاز)
- آهاا...دهنتو باز کن پسر! این یکی مچ دستشه‌.

اگلانتاین خم شد و ساق پای تام را برداشت و پشت سر مچ دستش، داخل قفس سگ انداخت.

- عه...نکن بابا. نکن!
- مقاومت نکن تام. غذای سگ شدن مگه بده؟

4. آیا جانورتون از غذایی که تو سوال 3 تهیه کردین خوشش اومد؟ چرا؟ (1 امتیاز)
نه متاسفانه. مثل اینکه خیلی تام خوشمزه ای نبوده؛ سگ بیچاره رودل کرد بعد از خوردنش.

5. هرگونه انتقاد و پیشنهادی که نسبت به کلاس در طی این سه جلسه داشتین ارائه بدین! (1 امتیاز)
پرفسور وارنر...انتقاد؟ اصلا مگه میشه کلمه های "لینی وارنر" و "انتقاد" باهم توی یه جمله بیان؟
هر کسی هم که ازتون انتقاد کرد بگید بیام با پیپ خاموش آتیشش بزنم‌.


ارباب...ناراحت شدید؟

تصویر کوچک شده


پاسخ به: كلاس مراقبت از موجودات جادويي
پیام زده شده در: ۲۲:۵۳:۲۰ پنجشنبه ۲۰ شهریور ۱۳۹۹

اسلیترین

مانامی ایچیجو


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۷:۵۱:۴۱ دوشنبه ۱۲ خرداد ۱۳۹۹
آخرین ورود:
۲۳:۴۸:۵۵ شنبه ۱۹ مهر ۱۳۹۹
از این جا تا اونجا که منم کلی فاصله ـَس
گروه:
کاربران عضو
اسلیترین
ایفای نقش
مترجم
پیام: 16
آفلاین
پارچه رو کنار بزنین و بگین با چه جانوری مواجه شدین؟ بزرگ یا کوچیک؟ (2 امتیاز)
ما خیلی تلاش کردیم ببینم کدوم پارچه رو بزنیم کنار ولی نتونستیم. هی رفتیم راست، گفتیم اگه اونی که چپه بهتر باشه چی؟ رفتیم چپ، گفتیم اگر اشتباه کرده باشیم چی؟ حدودا یه ربع با خودمون درگیر بودیم و بعد سرمونو اوردیم بالا دیدیم کلا یه قفس مونده. رفتیم زدیمش کنار دیدیم خالیه. بعد شنیدیم یه صدایی اومد. چشمامونو بیشتر باز کردیم دیدیم یه پاندای سرخه که اندازه قلب گنجیشک شده. واقعا ازین صحنه متاثر شدیم.

2. برخوردی که جانور با شما داشت چی بود؟ (4 امتیاز)
از ما خیلی خوشش اومد. دستمون رو بردیم سمتش خندید البته بعدش چند تا از همکلاسیا اومدن دم قفس سرک کشیدن به اون ها هم خندید. بعد فهمیدیم برای همه میخنده درحالی که ما دوست داشتیم فقط برای ما بخنده.
اومدیم لپش رو بکشیم مارو گاز گرفت. فکر کنم از ما خوشش اومد که گازمون گرفت. داداشمون هروقت مارو گاز میگرفت مامانمون میگفت "گریه نکن مانامی، داداشی دوست داره" برای همین از اون به بعد منم هر جا خواستم به یکی بگم دوستش دارم گازش گرفتم ولی نمیدونم چرا بهم گفتن "سگ" و رفتن.

3. چه غذایی برای جانورتون با این ابعاد جدید مناسب می‌دونین؟ چرا؟ (2 امتیاز)
اول از همه بگم ما کثیف نیستیم ولی چون دیدیم این بچه خیلی ظریف و نحیفه تصمیم گرفتیم بامبو هارو خودمون بجوییم و تف کنیم جلوش که بخوره. شاید تو زندگی قبلیمون مامان گنجیشکی بودیم.

4. آیا جانورتون از غذایی که تو سوال 3 تهیه کردین خوشش اومد؟ چرا؟ (1 امتیاز)
وقتی غذا رو گذاشتیم جلوش شکل وقتی شد که خورشت کرفس داشتیم برای ناهار. بغض کرد و تو چشاش خوندم که میگه"این چیه!" ما هم بهش گفتیم"میخوری بخور. نمیخوری کوفت بخور!" و پاندای سرخ سرش رو انداخت پایین و بامبو های میکس شده رو خورد.

5. هرگونه انتقاد و پیشنهادی که نسبت به کلاس در طی این سه جلسه داشتین ارائه بدین! (1 امتیاز)
استاد ما مامانمون و داداشمون کرونایی بودن باید میبردیمشون بیمارستان. برای پرداخت هزینه های تحصیل هم مجبوریم سه شیفت کار کنیم برای همین به دو جلسه قبلی نرسیدیم و در نتیجه فقط تونستیم خوبی شمارو بشنویم و افسوس بخوریم که از تدریس های شما بهره نبردیم.


نورتُ گرفتن دادن حس خورشید بت.


پاسخ به: كلاس مراقبت از موجودات جادويي
پیام زده شده در: ۲۱:۴۴:۰۱ پنجشنبه ۲۰ شهریور ۱۳۹۹

گریفیندور

پروتی پاتیل


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۸:۵۱ چهارشنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۱
آخرین ورود:
۱۸:۲۳:۱۱ یکشنبه ۱۳ مهر ۱۳۹۹
از آغازی که پایانم بود...
گروه:
کاربران عضو
ایفای نقش
گریفیندور
پیام: 475
آفلاین

1. پارچه رو کنار بزنین و بگین با چه جانوری مواجه شدین؟ بزرگ یا کوچیک؟ (2 امتیاز)

کوچیک، خیلی کوچیک. در اصل اونقدر کوچیک که به سختی تشخیصش دادم وقتی هم تشخیص دادم نمیشناختم هرمیون یکم اونورتر بود بهم تقلب رسوند که با یک عدد بختک مواجه هستم.

2. برخوردی که جانور با شما داشت چی بود؟ (4 امتیاز)


مسلما شما که استاد هستید از من بهتر میدونید که بختک است و افتادن هایش. من از روی زمین که برش داشتم اندازه ی یک بند انگشت بود پس عملا اونجور که دلش میخواست نمیتونست بیفته روی من.
چند بار تلاش کرد خودشو کف دستم پهن کنه و یک تسلط کمی هم که شده پیدا کنه ولی نشد دیگه به در بسته خورد. البته این موضوع که من خواب نبودم و موقع خواب کیفیت افتادنش بیشتر هم باعث شد زیاد تلاش نکنه و مطمئنم با خودش گفته تو میخوابی دیگه، دارم برات.
البته استاد این رو بهتره اشاره کنم که نگاهای خیلی خوفناکی داشت. یه بند انگشت بختک یه جور نگاه میکرد که دلم میخواست یک عدد یخمک باشم و آب شم برو توی زمین دیگه جلو چشمش آفتابی نشم.

3. چه غذایی برای جانورتون با این ابعاد جدید مناسب می‌دونین؟ چرا؟ (2 امتیاز)


خب تغذیه ی بختک ها از خواب آدم هاست اما تو اون ساعت روز آدمی که قصد خواب داشته باشه اطرافم نبود و حتی اگرم بود این بختک بخت برگشته انقدر کوچک شده بوده که نمی تونست اونجوری که دلش میخواد بیفته روش و خواباشو بخوره. به همین دلیل گفتم از موجودات کوچیک استفاده کنم مثل کرم که با یکم کندن زمین چندتا پیدا کردم. اما اون لحظه هیچ ایده ای نداشتم کرم هام خواب می بینن یا نه؟
بختک رو که روی کرم ها گذاشتم یکم آروم شد و من به کشف مهمی دست پیدا کردم. بله، کرم ها نیز خواب می بینند.

4. آیا جانورتون از غذایی که تو سوال 3 تهیه کردین خوشش اومد؟ چرا؟ (1 امتیاز)


بله خوشش اومد مخصوصا وقتی افتاد روی سومین کرمی که پیدا کرده بودم نمیدونید چه لبخندی روی صورتش نقش بسته بود. معلوم نیست کرم داشت چه خوابی میدید واقعا.

5. هرگونه انتقاد و پیشنهادی که نسبت به کلاس در طی این سه جلسه داشتین ارائه بدین! (1 امتیاز)
استاد درسته این درس توی فضای باز برگذار میشه ولی خب یه رحمی، شفقتی، چیزی از خودتون نشون میدادید یکم فاصله های نزدیکتری رو انتخاب می کردید. به شخصه چند کیلو وزن کم کردم.
ولی تدریستون حرف نداشت این گل هم برای شما.


قدم قدم تا ‏ روشنایی، ازشمعی در تاریکی تا نوری پرابهت و فراگیر!
می جنگیم تا آخرین نفس!!
می جنگیم برای پیروزی!!!‏
برای عشق!!!!‏
برای گریفیندور.



پاسخ به: كلاس مراقبت از موجودات جادويي
پیام زده شده در: ۱۶:۴۰:۴۰ پنجشنبه ۲۰ شهریور ۱۳۹۹

هافلپاف، محفل ققنوس

آرتمیسیا لافکین


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۳:۵۳ پنجشنبه ۷ تیر ۱۳۹۷
آخرین ورود:
۱۶:۳۶:۳۳ جمعه ۲ آبان ۱۳۹۹
از زیرزمین هافلپاف و خانهٔ شمارهٔ ۱۲ گریمولد
گروه:
کاربران عضو
هافلپاف
ایفای نقش
محفل ققنوس
پیام: 72
آفلاین
نقل قول:
1. پارچه رو کنار بزنین و بگین با چه جانوری مواجه شدین؟ بزرگ یا کوچیک؟ (2 امتیاز)

با اینکه گفته بودینا؛ ولی چون حوصلهٔ دردسر نداشتم یکی ازون قفسایی که پارچهٔ کوچیک‌ روش بود انتخاب کردم، بعدش که پارچه رو برداشتم دیدم یه هیپوگریف به اندازهٔ کف دست وسط قفس نشسته، یکم که گذشت دیدم یه سیاهی هم داره کف قفس تکون می‌خوره؛ خوب که نگا کردم، دیدم اِی دل غافل، یه تسترال به اندازهٔ مورچه هم توی قفسه! پروفسور ازین به بعد باید حواستونو جمع کنین دوتا موجودو توی یه قفس بدبختی مثه من نندازین، اِهه!

نقل قول:
2. برخوردی که جانور با شما داشت چی بود؟ (4 امتیاز)

شما که این هیپوگریفای هاگرید رو می‌شناسین؟! از بس روی حرفشون نه نیورده لوس و مغرور شدن! این هیپوگریفم مثه بقیه، انتظار داشت جلوش تعظیم کنم! منم که اگه تعظیم نکنی صورتتو خط‌خطی می‌کنم خاصی توی چشاش دیدم، تصمیم گرفتم جلوش تعظیم کنم تا این آخر عمری منو بیریخت نکرده! خلاصه وسط تعظیمم بودم که دیسک کمرم گرفت و همون وسط راه خشکیدم، این هیپوگریفه هم یکم صبر کرد بعدش که دید خبری نشد به صورتم حمله کرد و منم که از شانس بدم نمی‌تونستم تکون بخورم، بدجور خط‌خطی شدم (بعدش تا یه هفته با صورت باندپیچی‌شده توی درمونگاه بودم) ولی این تستراله، بچهٔ خوبی بود همونجا واستاده بود فقط نگا می‌کرد!

نقل قول:
3. چه غذایی برای جانورتون با این ابعاد جدید مناسب می‌دونین؟ چرا؟ (2 امتیاز)

ازونجایی که جثه‌شون کوچیک بود، خیالم راحت بود که غذای زیادی نمی‌خوان، ولی چون من از حیوونا سر در نمیوردم، نمی‌دونستم گیاهخوارن یا گوشتخوار! سرمو پایین انداخته بودم و داشتم فکر می‌کردم که زیر پام با مشتی چمن و لشگری از حشرات مواجه شدم و فهمیدم بهشون چی بدم! علف و مورچه!

نقل قول:
4. آیا جانورتون از غذایی که تو سوال 3 تهیه کردین خوشش اومد؟ چرا؟ (1 امتیاز)

والا، من تا همین تکلیف سوم فکر می‌کردم شما حواستون نبوده و تستراله اومده توی قفس من؛ ولی وقتی به این تکلیف رسیدم، فهمیدم که نه! چون وقتی چارتا مورچه به تستراله دادم، یکم رشد کرد (تقریباً اندازهٔ یه موش) بعدش برگشت پیش بقیهٔ تسترالا! خودمم نمی‌دونم چرا! بگذریم، بریم سراغ هیپوگریفه... نگم براتون! هرکاری کردم مورچه نخورد؛ همش سرشو اینور و اونور می‌کرد ینی من رژیمم، باید غذای گیاهی بخورم؛ منم ناچار علفو جلوش گذاشتم، دیدم هیچی که هیچی! جونم بگه که انقدر از خاصیت علف گفتم براش، که چربی‌سوزه و برای بدن مفیده و انقدر براش قصه گفتم و سرشو گرم کردم که بالاخره یه گاز کوچولو ازش زد و خیال منو راحت کرد؛ ولی زیاد طول نکشید و همشو تف کرد روی لباسم! منم عصبانی شدم! انداختمش توی قفس و درشو بستم و همونجا گذاشتمش و رفتم! دیگه خودتون بهش غذا بدید پروفسور!

نقل قول:
5. هرگونه انتقاد و پیشنهادی که نسبت به کلاس در طی این سه جلسه داشتین ارائه بدین! (1 امتیاز)

اول دوتا انتقاد بکنم!
اولین انتقادم، پروفسور شما برین تکلیف جلسهٔ اول منو ببینین... دیدین؟ خب، بعد برین تکلیف جلسهٔ اول هوریس اسلاگهورن رو ببینین... اینم دیدین؟ بعدش برین امتیازات جلسهٔ دوم-هوریس اسلاگهورن رو ببینین... اگه همشونو دیدین خودتون قضاوت کنین! آخه این انصافه؟ نه اخطاری نه چیزی! (البته هوریس عزیز در قلب ما جای دارند! )
و دومین انتقادم... شما بخاطر تکلیف دوم چون عکسی که لینکشو داده بودم، خودم نکشیده بودم، دو امتیاز از من کسر کردین! بهتون حق می‌دما... ولی، آخه اگه بخوایم با گوشی نقاشی بکشیم چیز جالبی در نمیاد، لطفاً اینو در نظر بگیرین!
به جرأت می‌تونم بگم، کلاس شما تنها کلاسی بود که توش واقعاً راحت بودم و مرسی که اینقدر وقت می‌ذارین!
و در آخر: توی هیچ جلسه‌ای توی کلاستون بهداشت رعایت نشده بود، یذره به فکر سالمندان باشین، می‌خواین من جرونا بگیرم، بمیرم، از دستم راحت شین!




ویرایش شده توسط آرتمیسیا لافکین در تاریخ ۱۳۹۹/۶/۲۰ ۱۷:۳۵:۵۶
ویرایش شده توسط آرتمیسیا لافکین در تاریخ ۱۳۹۹/۶/۲۱ ۱۳:۰۵:۴۰

در کشاکش شجاعت و اصالت، در هیاهوی هوش و ذکاوت، اتحاد و پشتکار سوسو می‌زنند... فرزندان هلگا می‌درخشند!
***

شادی رو می‌شه در تاریک‌ترین لحظات هم پیدا کرد، فقط اگه یه نفر یادش باشه که چراغ رو روشن کنه!


پاسخ به: كلاس مراقبت از موجودات جادويي
پیام زده شده در: ۱۶:۳۷:۱۶ چهارشنبه ۱۹ شهریور ۱۳۹۹

هافلپاف، محفل ققنوس

رز زلر


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۱:۳۹ پنجشنبه ۱۵ خرداد ۱۳۹۳
آخرین ورود:
امروز ۱۲:۲۷:۳۱
از رنجی خسته ام که از آن من نیست!
گروه:
محفل ققنوس
ایفای نقش
هافلپاف
کاربران عضو
ناظر انجمن
مترجم
گردانندگان سایت
پیام: 1000
آفلاین
1. پارچه رو کنار بزنین و بگین با چه جانوری مواجه شدین؟ بزرگ یا کوچیک؟ (2 امتیاز)
یه جونور بزرگ. خیلی بزرگ. خیلی خیلی بزرگ و پشمالو. با دندونای تیز که خون حیوون- شایدم آدم - قبلی روشون مونده بود. چشم های آبی حریصانه داشت که گرسنگی رو توشون می‌شد دید و موهاش بلند و خاکستری بود. یه جایی وسط پشمای دستش علامت شوم هم وجود داشت که خب قاعدتا دیده نمی‌شد. زیر پارچه فنریر گری بک بود!

2. برخوردی که جانور با شما داشت چی بود؟ (4 امتیاز)
اصلا برخورد شایسته‌ای با یک ساحره‌ی باکمالاتی مثل من نبود.
خواست بخورتم. یه چیزایی هم راجع به سس و آبلیمو گفت.
از اون اولش که پارچه رو کنار زدم پنجول های ترسناکشو از میله های قفسش رد کرد و سعی کرد بگیرتم.
مشخصا ویبره زنان دور شدم ولی دستاش خیلی بلند بودن و این چهارتا خط رو صورتم و شش تای رو دستمم از همونجا اومدن.
کاملا حیوون وحشی و خطرناکیه با درجه‌ی بالا که علاقه به خوردن نه تنها بچه های کوچیک که ساحره‌های ویبره‌زن به شکل ترکی و با سس اضافه و لیموی تازه داره!

3. چه غذایی برای جانورتون با این ابعاد جدید مناسب می‌دونین؟ چرا؟ (2 امتیاز)
خودش اون موقع منو خواست. بعدم که دستش بم نرسید گفت یه بچه چاق و چله براش ببرم.
ولی به نظرم باید رژیم گیاهی بش بدیم چونکه همه باید گیاه خوار باشیم و گوشت خواری داره به خیلی از حیوونای جادویی مون آسیب می‌زنه. پس یه بشقاب کلم بروکلی با هویج خام و نخود فرنگی پخته شده و جوانه ماش همه مواد مورد نیازش رو تامین می‌کنه!

4. آیا جانورتون از غذایی که تو سوال 3 تهیه کردین خوشش اومد؟ چرا؟ (1 امتیاز)
اصلا. گفت گرگینه ها گیاه خوار نیستن و اینا همه نقشه‌ی مشنگ ها برای انقراض نسل گرگینه هاس.

5. هرگونه انتقاد و پیشنهادی که نسبت به کلاس در طی این سه جلسه داشتین ارائه بدین! (1 امتیاز)
والا قبلیا رو که نبودم ولی حیوون کم میارین مدیرا رو تو قفس نکنین. اگرچه مدیره طبق آقای اسکمندر حیوونه.









شما می ‌توانید مطالب را بخوانید
شما نمی توانید عنوان جدید باز کنید
شما نمی توانید به عنوان‌ها پاسخ دهید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را ویرایش کنید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را حذف کنید
شما نمی توانید نظر سنجی اضافه کنید
شما نمی توانید در نظر سنجی ها شرکت کنید
شما نمی توانید فایل‌ها را به پیام خود پیوست کنید
شما نمی توانید پیام بدون نیاز به تایید بزنید
شما نمی توانید از نوع تاپیک استفاده کنید.
شما نمی توانید از HTML در نوشته های خود استفاده کنید
شما نمی توانید امضای خود را فعال/غیر فعال کنید
شما نمی توانید صفحه pdf بسازید.
شما نمی توانید پرینت بگیرید.

[جستجوی پیشرفته]


هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است. ۱۳۹۹-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.