هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل


در حال دیدن این عنوان:   1 کاربر مهمان





پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
پیام زده شده در: ۱:۵۶:۰۵ چهارشنبه ۱۲ آذر ۱۳۹۹

اسلیترین، مرگخواران

لرد ولدمورت


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۴:۳۹ سه شنبه ۸ آبان ۱۳۸۶
آخرین ورود:
امروز ۰:۳۳:۱۸
از ما گفتن...
گروه:
کاربران عضو
اسلیترین
ناظر انجمن
مرگخوار
ایفای نقش
پیام: 6257
آفلاین
سلام دراکو! ما خوبیم! کم و کسری نداریم! خانواده خوبن! جدمون مرده! مرگخوارا خوبن! خودمونو که همون اول پرسیدی! چرا دوباره می پرسی و وقت ما رو می گیری؟!


جواب سوالاتونو این جا می دم. ولی نقد رو چون مال این انجمن نیست، با پیام شخصی فرستادم.

در مورد سیاه نوشتن:

پست سیاه یعنی پستی که مشخص باشه نویسنده اون به جبهه سیاهی تمایل داره. ولی به همین سادگی نیست. قوانینی داره.

سیاها با لرد با احترام حرف می زنن. سیاه نوشتن یعنی در نوشته هاتون تمایلتون رو به مرگخوار شدن یا مرگخوار موندن نشون بدین. نشون بدین که به ارتش سیاه علاقه دارین.
این جا هم منظور این نیست که لرد و سیاها رو قهرمان جلوه بدین و سوژه رو به نفع سیاها پیش ببرین. سوژه، بدون در نظر گرفتن سیاه و سفید، به هر شکلی که جالب باشه باید پیش بره.

سیاه ها باید از تمسخر مستقیم لرد و مرگخوارا خودداری کنن. این کار کمی پیچیده اس. به مرور زمان یاد می گیرین. ولی یه مثال می زنم که بهتر متوجه بشین:

نقل قول:
ولدمورت که از شدت کچلی، نور آفتاب از سرش منعکس می شد و داشت چشمای مرگخواراشو کور می کرد با دیدن ارتش محفلیا تصمیم به فرار گرفت و یهو غیب شد!
این تمسخر مستقیمه! یه سیاه نباید این جوری بنویسه. ولی محتوای نوشته اشکالی نداره. سیاه می تونه اینو به این شکل بنویسه:
نقل قول:
لرد سیاه که در اثر فقدان( یا کمبود) مو، گرمای هوا را بیشتر احساس می کرد و نور خورشید از سطح سرش منعکس می شد، با دیدن ارتش محفلی ها به خاطر آورد که کار ساخت هورکراکس هشتم نیمه تمام باقی مانده و باید سریعا خودش را به آن محل برساند. بنابراین غیب شد و جنگ را به یاران وفادارش سپرد!
این جا هم لرد فرار کرده...ولی نوع طنزش مستقیم نیست. مستقیم نمی گه لرد کچله یا لرد فرار کرده. این جا مشخصه که نویسنده طرفدار جبهه سیاهه.
یه جورایی باید بپیچونیم!


طرز خطاب کردن لرد توسط سیاها و سفیدا با هم فرق می کنه. همین طور طرز خطاب کردن دامبلدور!
برای سفیدا هم چنین قوانینی وجود داره. سفیدا هرگز دامبلدور رو مستقیم مسخره نمی کنن. بهش احترام می ذارن. یا مثلا دامبل خطابش نمی کنن.

یه فرقی که به نظر من بین سفیدا و سیاها هست اینه که سیاها تو ذهنشون و به دور از چشم لرد ممکنه حرفایی بزنن که جلوش جرات زدنش رو نداشته باشن. ولی سفیدا به دلیل سفید بودن، جایی که دامبلدور حضور نداره هم احترامش رو نگه می دارن.

گفتم که در مورد سیاه ها طنزتون نباید مستقیم باشه. در مورد سفیدا و محفلیا این حالت وجود نداره. شما می تونین مستقیم درباره شون طنز بنویسین و حتی اغراق کنین. می تونین بنویسین مالی اونقدر چاقه که به جای راه رفتن، قل می خوره. ریش دامبلدور اونقدر بلنده که زمستون از این اتاق به اون اتاق کشیده می شه و تمام محفلیا ازش به عنوان لحاف استفاده می کنن. ویزلیا اونقدر بچه دارن که وقتی دو سه تا از بچه هاشون دو سه تای دیگه رو از شدت گرسنگی می خورن، کسی متوجه نمی شه.
این وسط باید مواظب باشین که حد و مرز شخصیت ها رعایت بشه. مثلا دامبلدور و لرد جادوگرای قدرتمندی هستن. این یه واقعیته و نمی شه عوضش کرد. برای طنز نوشتن نمی شه اینا رو ضعیف جلوه داد. یه مرگخوار در حالت عادی و شرایط مساوی نمی تونه دامبلدور رو شکست بده. یه محفلی هم نمی تونه لرد رو شکست بده.

این در مورد سیاه نوشتن.

در مورد مرگخوار شدن، اولین کاری که باید انجام بدین اینه که پست های ایفای نقشی داشته باشین که مسئول تایید بتونه تشخیص بده که نوشته هاتون در سطح مرگخوارا هست یا نه. اینجا مثلا پست هاگوارتز یا کوییدیچ زیاد به درد نمی خوره. پست تکی هم خیلی مفید نیست. چون باید ببینیم سوژه رو چطوری پیش می برین. اینا برای ماموریت ها لازمه.

رفتارتون توی سایت مهمه. از این نظر که با جو سایت و ایفای نقش آشنا باشین. مثلا یکی که بره به یه ناظر بگه چرا سوژه جدید دادی، کار بدی نکرده. ولی مشخصه که با جو سایت آشنا نیست. یا کسی که همزمان برای عضویت در محفل و گروه مرگخوارا درخواست داده هم همینطور.

رفتار توی سایت هم مهمه. کسی که دائم غر می زنه، ایراد می گیره، دعوا می کنه، به بقیه توهین می کنه، حرفای تند و تیز می زنه، نمی تونه تاثیر خوبی روی گروه بذاره. مخصوصا حرفایی که در مورد گروه مقابل(محفل) زده می شه. مثلا مرگخوارا، دامبلدور رو به هیچ اسم یا لقبی بجز دامبلدور خطاب نمی کنن. البته در این مورد توضیحات کامل تر توی انجمن مرگخوارا هست که به درد بعد از مرگخوار شدن می خوره.

شخصیت هایی که توی کتاب عضو محفل بودن، توی سایت نمی تونن مرگخوار بشن. این یه قانونه.
ولی شخصیت هایی که توی کتاب به وضوح سفید بودن هم ترجیحا نباید سیاه بشن. مثلا شخصیت لونا یا نویل رو هم قبول نمی کنیم. اینا محفلی نبودن. ولی سفید بودن. مرگخوار شدنشون توی سایت، خلاف ایفای نقششونه.

موارد جزئی تری مثل عکس هم وجود داره که مانع خاصی نیست و با یه تذکر درست می شه. مثلا طرف عکس دامبلدور رو گذاشته باشه!

دراکو شخصیت شناخته شده و مشخصیه.یه پسر ترسو، مغرور، لوس و از خود راضی. یکی که دائم به پدرش تکیه می کنه و می خواد توانایی های خودشو به پدرش ثابت کنه.
این قالب اصلی دراکوئه. اینو نمی شه عوض کرد. یعنی نمی تونیم یه دراکوی متواضع باشیم!
توی همین چهارچوب می تونین تغییرات کوچیکی به شخصیت بدین. زیادم روی این موضوع تمرکز نکنین. به نظر من فعلا باید روی نوشته هاتون کار کنین. وقتی پست ها اونقدر قوی شدن که از پس جا انداختن یه شخصیت بر اومدین، می شه به سوژه های دراکو فکر کرد.


موفق باشید.




پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
پیام زده شده در: ۱۵:۲۵:۳۴ سه شنبه ۱۱ آذر ۱۳۹۹

اسلیترین

دراکو مالفوی


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۳:۵۱ شنبه ۱ آذر ۱۳۹۹
آخرین ورود:
۱۸:۰۶:۰۰ سه شنبه ۲۳ دی ۱۳۹۹
گروه:
کاربران عضو
اسلیترین
ایفای نقش
مترجم
پیام: 30
آفلاین
ارباب! خوبید ارباب؟ کم و کسری ندارید؟! خانواده، جد، مرگخواران خوبن؟ و صد البته خودتون؟
ارباب ایــــــــــــــــــن پست رو نقد کنید و همراه اون نکات مرگخوار شدن، رفتار هایی که برای شناسه دراکو خوبه و سیاه نویسی رو توضیح بدید؟!



پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
پیام زده شده در: ۲۱:۵۵ شنبه ۱ آذر ۱۳۹۹

اسلیترین، مرگخواران

لرد ولدمورت


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۴:۳۹ سه شنبه ۸ آبان ۱۳۸۶
آخرین ورود:
امروز ۰:۳۳:۱۸
از ما گفتن...
گروه:
کاربران عضو
اسلیترین
ناظر انجمن
مرگخوار
ایفای نقش
پیام: 6257
آفلاین
ما تام نیستیم بی خرد! ما اربابیم. ارباب بزرگ لرد ولدمورت کبیر!
ریش و میش هم نداریم کسی بهش دست بزنه. کسی اصلا جرات نمی کنه به ما دست بزنه. ولی منتظریم این دامبلدور بمیره، تاکسیدرمیش کنیم. بذاریم جلوی خانه ریدل ها. هر کی رفت و اومد دستی به ریشش بکشه و در باز بشه. چنین سیستمی تعبیه خواهیم کرد.

آموس! پسر شما رو هم گروگان گرفتیم. اگه یک بار دیگه، ما رو با اشخاص کهنسالِ جادوپژمرده اشتباه بگیری، دوباره و سه باره می کشیمش. روی اونم چنین سیستمی تعبیه کردیم. از وقتی اومده هم کاری بجز خوابیدن انجام نداده. در این حد مفید و به درد بخوره.

اسمت هم که هم وزن این فسیل متحرکه. اصلا خوشمون نیومد.
کاش بمیری!
اسمت می تونست چیزی مثل آمودمورت باشه. ولی در اون صورت هم شبیه اسم ما می شد و به جرم شباهت به ما کشته می شدی.
در نتیجه اول و آخرش می میری. با سرنوشت کنار بیا.

این پیرمرد چرا امضاش همچینه؟ ما رو طلسم کرد؟ نکنه آدم خوبی بشیم؟
اگه آدم خوبی بشیم خیلی ناراحت می شیم. ممکنه برای کم شدن ناراحتیمون، آموس رو بکشیم.

بعدشم این پیرمرد دو تا داد کشید اینجا، تارهای صوتیش پاره شدن. از تسترالامون بهش پیوند زدیم. ممکنه گهگاهی شیهه بکشه. نترسین. دکترش گفت طبیعیه.

یه نفر دست دامبلدور رو بگیره و از این جا ببره تا کنترلمونو از دست ندادیم!


ما می ریم در اوج خشم و عصبانیت، نقد کنیم!




پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
پیام زده شده در: ۱۶:۳۰ شنبه ۱ آذر ۱۳۹۹

محفل ققنوس

آلبوس دامبلدور


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۱:۰۳ یکشنبه ۱۹ خرداد ۱۳۹۸
آخرین ورود:
امروز ۲:۰۶:۴۶
از دست شما
گروه:
ناظر انجمن
کاربران عضو
ایفای نقش
محفل ققنوس
مترجم
پیام: 442
آفلاین
دامبلدور منم! دست بزن به ریشم ببین چه خوبه؟
بعدش این تامه! تام! تاااااااااام! بیا ببین این فکر می‌کنه تو منی! شایدم فکر کنه من توام...؟
باباجان فکر می‌کنی کی کیه؟




...Io sempre per te


پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
پیام زده شده در: ۱۲:۰۶ شنبه ۱ آذر ۱۳۹۹

هافلپاف، محفل ققنوس

آموس دیگوری


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۹:۲۰ پنجشنبه ۲۹ آبان ۱۳۹۹
آخرین ورود:
امروز ۱۰:۳۶:۵۵
از بچم فاصله بگیر!
گروه:
کاربران عضو
هافلپاف
ایفای نقش
مترجم
محفل ققنوس
پیام: 67
آفلاین
سلام دامبلدور. دامبلدور بودی ديگه؟ آره ديگه. مگه آلزایمر دارم که یادم نباشه دامبلدور بودی.

از اونجايي که يه ويبره ديگه ممکنه کمرم... چیز... دیواراتونو بريزه، این رول ما رو يه نقدی بکنین بدین من برم بی زحمت.



جوابتو اون بالا دادیم.

نقدتو با خرس قطبی فرستادیم. ما رو یاد دامبلدور می نداخت!


ویرایش شده توسط لرد ولدمورت در تاریخ ۱۳۹۹/۹/۳ ۰:۱۱:۵۳

گاد آو دوئل

با عصا


پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
پیام زده شده در: ۲۰:۴۴ پنجشنبه ۲۹ آبان ۱۳۹۹

گریفیندور

رز وکس


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۴:۴۳ سه شنبه ۲۰ آبان ۱۳۹۹
آخرین ورود:
۲۰:۰۶:۲۲ یکشنبه ۷ دی ۱۳۹۹
از وقتایی که حوصله ندارم یه سر میام اینجا حالم جا میاد :)))
گروه:
کاربران عضو
گریفیندور
ایفای نقش
پیام: 44
آفلاین
درود بر ارباب ..
خوبید؟!
میتونین اینو برام نقد کنید ارباب؟!
خیلی تلاش کردم جدی بنویسم و طولانی نباشه ولی موفق نشدم .. میدونم اشکال خیلی خیلی زیادی دارمو بخاطر همین اومدم پیشتون یادم بدید تا رفعش کنم.
و اینکه ببخشید سوژه خوبی نداشتم ..
بازم ببخشید ارباب ..


درود بر شما رز.

ما خوبیم!

نقل قول:
خیلی تلاش کردم جدی بنویسم و طولانی نباشه ولی موفق نشدم
تلاش نکن. اگه لازمه طولانی بشه، بذار بشه.

نقد شما رو با پروفسور اسنیپ فرستادیم. ازش بگیرین!



ویرایش شده توسط لرد ولدمورت در تاریخ ۱۳۹۹/۸/۳۰ ۲۲:۱۱:۰۰

Quand je te regarde et la lune, je sens
...la lune diminuer face à ta beauté


پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
پیام زده شده در: ۱۶:۱۷ چهارشنبه ۲۸ آبان ۱۳۹۹

گریفیندور، مرگخواران

ملانی استانفورد


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۹:۱۸ چهارشنبه ۲۱ شهریور ۱۳۹۷
آخرین ورود:
دیروز ۲۳:۵۷:۰۹
از اینور
گروه:
مرگخوار
کاربران عضو
ایفای نقش
گریفیندور
ناظر انجمن
پیام: 224
آفلاین
ارباب پرابهت تاریک ما
من همیشه همه نقداتون رو میخونم و درس میگیرم.
میشه یه تدریس خصوصی هم برای من داشته باشید؟
خیلی خیلی متشکر.


ملابی عزیزم!

ما تدریس خصوصی می کنیم. جزوه شما رو با اسب آبی فرستادیم! کمی وحشیه. مواظب باش.



ویرایش شده توسط لرد ولدمورت در تاریخ ۱۳۹۹/۸/۲۹ ۲۳:۱۰:۴۷

?see

تصویر کوچک شده


پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
پیام زده شده در: ۱۷:۲۹ سه شنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۹

اسلیترین، مرگخواران

لرد ولدمورت


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۴:۳۹ سه شنبه ۸ آبان ۱۳۸۶
آخرین ورود:
امروز ۰:۳۳:۱۸
از ما گفتن...
گروه:
کاربران عضو
اسلیترین
ناظر انجمن
مرگخوار
ایفای نقش
پیام: 6257
آفلاین
سلام کتی جسور!


بررسی پست شماره 583 خاطرات مرگخواران، کتی بل:


نقل قول:
حل کردن معما توسط 2 نفر سخت ترین کاری بود که کتی و پلاکس کردن.
حل کردن معما توسط دو نفر، سخت ترین کاری بود که کتی و پلاکس تا آن روز انجام داده بودند.

بهتر نشد؟


نقل قول:
- هی، نوبت منه!
- کور خوندی مال منه!

کتی و پلاکس میخواستند معمایی که ارباب به ایوا داده بود رو حل کنند. منتها میخواستند خودشان را ثابت کنند. برای همین وقتی کتی معما را شنید و به پلاکس گفت جرقه ای به ذهنشان زد:
این قسمت چند تا ایراد داره.
اولیش اینه که مرگخوارا مثل بچه های ده- دوازده ساله به نظر می رسن! لرد هم مثل معلمشون که بهشون معما داده که حل کنن. مرگخوارای کم سن و سال داریم. ولی دیگه نباید همه و کل جو خانه ریدل ها بچگونه بشه.

دومی جمله ها هستن که هنوز هم خیلی تغییر نکردن و ایراد دارن. دلیل این که می گیم پشت سر هم نقد نخوایین همینه. همچین اشکالی نمی تونه با یکی دو پست و طی یکی دو روز برطرف بشه. زمان لازم داره، تمرین لازم داره.

سومی کلمه "ارباب" هست. توی قسمت توضیحات نباید بگیم ارباب. می تونیم بگیم لرد، لرد سیاه، یا اربابشان.

نذارین درسته.


دیالوگ ها خیلی زیادن. منظورم از نظر مقدار نیست. خواننده رو خسته می کنن. انگار کل ماجرا رو سعی کردی با دیالوگ توضیح بدی. اینم ایرادیه که قبلا وجود داشت و الان هم وجود داره.


نقل قول:
- خب کتی چرا راحت نمیگی هاگزمید؟ سر ناترس رو مجبوری بگی؟
این چی بود! اینو کلا نفهمیدم!


شکلک ها خیلی زیاد و اضافه هستن. پست رو شلوغ کردن.


نقل قول:
-دابی میخواد کمک کنه.

سپس پلاکس جیغی کشید و در بغل کتی پرید و هر دو کله پا شدند.

- هی دابی اینجا چی کار میکنی؟ میدونی چون حامی کله زخمی هستی اینجا جونت در خطره؟
الان با فرض مرگخوار بودن کتی، دو تا مرگخوار نگران جون دابی شدن؟ این یه حرکت سفیده مثلا. برای یه مرگخوار یا سیاه خوب نیست.
اومدن و رفتن دابی هم خیلی منطقی نبود. کتی چرا باید ارباب دابی باشه؟


نقل قول:
* به دیالوگ های اول صفحه برگردید.
واقعا؟ خواننده برگرده بالا؟


نقل قول:
وقتی چکش را روی کاغذ کوبیدند، بخاری بلند شد ازش
ترتیب کلمات رو درست بنویس. بخاری ازش بلند شد.


نقل قول:
پس از 10 مین بار کاغذ به رنگ زرد در آمد و نوشته ای تغییر کرد.
10مین؟
عدد رو به حروف بنویسی این مشکل پیش نمیاد. دهمین!


نقل قول:
آخرش مجبور شدند با منقال کاغذ را بردارند.
منقال؟! همچین وسیله ای وجود داره؟!


سوژه کلی جالب بود... ولی خود داستان نه. کتی و پلاکس اونقدر حرف زدن که حتی موقع خوندن هم سردرد می گیری!

شخصیت ها شدیدا بچگونه حرف می زدن و رفتار می کردن.

طنز داستان شدیدا تحمیلی بود! یعنی به خواننده می گفت زود باش بخند! این حالت نباید وجود داشته باشه. طنز خودش باید بیاد. طنز پست شما اینجوری به نظر میاد که یقه شو گرفتیم و آوردیم توی پست.


پست ایراد داره... خیلی از ایرادایی که پست های قبلی شما داشت. برای همین، روی درست تری تمرکز کن. روی خوندن پست های خوب، و نوشتن و شناختن شخصیت ها و طنزشون. درست نوشتن جمله ها و بکار بردن درست طنز.


موفق باشی و جسور!




پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
پیام زده شده در: ۱۳:۰۷ سه شنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۹

گریفیندور

کتی بل


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۸:۴۴ دوشنبه ۲۸ مهر ۱۳۹۹
آخرین ورود:
دیروز ۲۳:۰۳:۴۴
از قاقارو میترسی؟
گروه:
کاربران عضو
گریفیندور
ایفای نقش
مترجم
پیام: 126
آفلاین
سلام ارباب ببخشید دوباره جسارت کردم و در خواست نقد دارم. ارباب ببخشید ولی احساس کردم این بیشتر به نقد میخوره. ممنون میشم طبق نکاتی برای مرگخواری برام توضیح بدید با تشکر!


There are

My

Best

Friends

Only Griffindor

my ghagharoo Is rough Please stay away


پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
پیام زده شده در: ۱۵:۵۰ دوشنبه ۲۶ آبان ۱۳۹۹

اسلیترین، مرگخواران

لرد ولدمورت


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۴:۳۹ سه شنبه ۸ آبان ۱۳۸۶
آخرین ورود:
امروز ۰:۳۳:۱۸
از ما گفتن...
گروه:
کاربران عضو
اسلیترین
ناظر انجمن
مرگخوار
ایفای نقش
پیام: 6257
آفلاین
جادوگران، ساحرگان، موجودات جادویی!

اینو قبلا هم گفتم... یه بار دیگه تکرار می کنم.

پست قابل نقد داریم... پست غیر قابل نقد هم داریم. برای هر پستی درخواست نقد نکنین. پست کوتاهی که از چند دیالوگ تشکیل شده و مورد خاصی(چه مثبت و چه منفی) توش نداره، قابل نقد نیست. نه این که نشه نقدش کرد. نقد کننده اگه بخواد می تونه کلی آسمون و ریسمون ببافه و بنویسه؛ ولی فایده ای نداره.
برای پستی که سوالی در موردش دارین یا کار خاصی انجام دادین و می خوایین ببینین که درست انجام گرفته یا نه درخواست نقد کنین.

و بازم اشاره می کنم. پست های خالی و غیر قابل نقد، همیشه بد نیستن. گاهی خیلی هم مفیدن. فقط نکته خاصی ندارن که بشه در موردش بحث کرد.


مورد بعدی مرگخوار شدنه.

اولا که عجله نکنین! این عجله باعث می شه خودتون زود خسته بشین. چون هی درخواست می دین و رد می شه. همونطور که توی قوانین نقد گفتم هم، با یه نقد مثبت به این نتیجه نرسین که می تونین مرگخوار بشین. ممکنه دلیل اون نقد مثبت این باشه که نسبت به گذشته خودتون پیشرفت کرده باشین.

نکات مربوط به مرگخوار شدن رو هم توی هر نقدی نمی شه گفت. مثلا توی خاطره ای که تو هاگوارتز اتفاق افتاده معمولا نکته خاصی برای مرگخوار شدن وجود نداره که من بهش اشاره کنم.


کتی عزیز

پستی که درخواست نقدش رو دادین، یکی از همون پست هاس که نکته خاصی نداره. نه برای نقد و نه برای مرگخوار شدن. برای همین هر چی هست همین جا می گم.

روند اون تاپیک رو نمی دونم... ولی وقتی اسمش "دفترچه خاطرات هاگوارتز" هست، به نظر من پست هاش باید به شکل خاطره نوشته بشن، نه نمایشنامه. مثلا توی خاطرات مرگخواران، خود خاطره رو شرح می دیم... ولی این جا دفترچه وجود داره. باید خاطره وار نوشته بشه. ولی به هر حال همه نمایشنامه نوشتن و برای همین اشکالی نداره.


سیلی و کشیده هر دو یک معنی رو می دن. برای همین سیلی کشیده درست نیست.


نقل قول:
منم بلند شدم و یک کشیده توی گوشش خوابودنم.
- چطور جرعت میکنی این کار رو بکنی؟

و پس از اون بود که پروفسور مگ گونگال من رو به دفترش دعوت کرد.

- کتی تو متهم شدی به اینکه یک سیلی به گوش رونالد ویزلی زدی. راسته؟
فاصله ها رو برعکس گذاشتین. وقتی در مورد یه نفر توضیح می دیم و بعد، دیالوگش رو می نویسیم فاصله نمی ذاریم. درستش اینه:

منم بلند شدم و یک کشیده توی گوشش خوابودنم.

- چطور جرعت میکنی این کار رو بکنی؟

و پس از اون بود که پروفسور مگ گونگال من رو به دفترش دعوت کرد.
- کتی تو متهم شدی به اینکه یک سیلی به گوش رونالد ویزلی زدی. راسته؟



شخصیت خاصی توی داستان نبود که خودشو اونقدر نشون بده که بشه در موردش قضاوت کرد.


سوژه خیلی ضعیفه. در واقع هیچی توی داستان نیست. سوژه ها می تونن ساده باشن... ولی حداقل باید به شکلی نوشته بشن که برای خواننده جذابیت داشته باشه.


با خوندن اینا ناامید نشین. شما همیشه ضعیف نمی نویسین. ولی این پست خالی بود!









شما می ‌توانید مطالب را بخوانید
شما نمی توانید عنوان جدید باز کنید
شما نمی توانید به عنوان‌ها پاسخ دهید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را ویرایش کنید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را حذف کنید
شما نمی توانید نظر سنجی اضافه کنید
شما نمی توانید در نظر سنجی ها شرکت کنید
شما نمی توانید فایل‌ها را به پیام خود پیوست کنید
شما نمی توانید پیام بدون نیاز به تایید بزنید
شما نمی توانید از نوع تاپیک استفاده کنید.
شما نمی توانید از HTML در نوشته های خود استفاده کنید
شما نمی توانید امضای خود را فعال/غیر فعال کنید
شما نمی توانید صفحه pdf بسازید.
شما نمی توانید پرینت بگیرید.

[جستجوی پیشرفته]


هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است. ۱۳۹۹-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.