هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل

مدرسه هاگوارتز

لیگ کوییدیچ


در حال دیدن این عنوان:   1 کاربر مهمان





پاسخ به: کلاس «جادوی سیاه فوق پیشرفته»
پیام زده شده در: ۲۳:۵۴ جمعه ۲۲ مرداد ۱۴۰۰
#34

آرتور ویزلی


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲:۰۲ جمعه ۱۵ بهمن ۱۳۹۵
آخرین ورود:
۲۰:۲۸:۵۲ شنبه ۱۱ تیر ۱۴۰۱
از خانه ویزلی ها
گروه:
ایفای نقش
کاربران عضو
پیام: 632
آفلاین
1.چند مورد از عوارض دیگه معجون رو نام ببرید.(3نمره)

قطعا معجونی که روش کار نشده باید روش کار شه! اینو یکی از اساتید بنده به اسم استاد بیابونی گفتن. من عوارض زیادی از این معجون دیدم که یه چند تاییش رو میگم:
1.من معجون رو خوردم موهام سفید شد. البته شاید این عوارض محسوب نشه ولی خب...
2.اصولا خون آشاما دو تا دندون نیش دارن. نیمه خون آشاما رو نمیدونم ولی من همه دندونام نیش شده. هی لب پایینمو گاز میگیرم!
3.پیاز دیگه مزه پیاز نمیده. مزه شربت سینه میده.
4.حس بویاییم! بوی خون میاد! بوی خووووووووون!
5.یک ساعت در میون احساس گشنگی میکنم. اون میون که احساس گشنگی نمی کنم، گشنگی منو احساس میکنه!
6.نور خورشید که بهم میزنه براق میشم! بابا ویزلی براق!

2. شما به عنوان نیمه خون آشام موقت یک طلسم اختراع کنید و اسم و ویژگی های طلسمتون رو هم ذکر کنید. طلسم حتما باید سیاه باشه. (2نمره)

نام طلسم: سیم سالابین!
روش اجرا: نیمه خون آشام نیازی به چوب دستی نداره. دست راستش رو میاره جلو، بعد دست چپش رو. با انگشتاش بندری میزنه و اسم طلسم رو پشت سر هم تکرار میکنه.
ظاهر و ویژگی طلسم: دود قرمز رنگی اطراف فرد طلسم شده رو میگیره و اون فرد به مدت یک ساعت خشکش میزنه... ولی وقتی خونشو داری سر میکشی کاملا حس میکنه و متوجه همه چیزه!

3. توهم هایی که می بینید رو شرح بدین.(غیر رول و خلاقانه) (5 نمره)

پیاز! همه جا پیاز هایی رو دیدم که ازشون خون جاریست. گونی پیازی دیدم که چاقو کردن وسطش و پیاز های خونین ازش بیرون میزنه. گونی های پیاز بیشتر منو دوره کردن. همه افرادی که از کنارم رد میشن رو گونی پیاز هایی دیدم که در خون خودشون غوطه ور شدن. سوپ پیاز های مالی خونین بودن. از پیاز ها خون میچکید... از خون ها پیاز میچکید! من حتی خودم رو دیدم که در خون پیاز ها غرق میشدم و چشمانم می سوخت!


معتقد به روماتیسم در حد آرتریت و آرتریت روماتوئید

فرزند بیشتر، زندگی بهتر!


پاسخ به: کلاس «جادوی سیاه فوق پیشرفته»
پیام زده شده در: ۲۳:۳۸ جمعه ۲۲ مرداد ۱۴۰۰
#33

ریونکلاو

آنتونی گلدشتاین


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۱:۰۰ یکشنبه ۱۰ مرداد ۱۴۰۰
آخرین ورود:
۲۱:۲۸:۰۶ چهارشنبه ۱۵ تیر ۱۴۰۱
از ایریثیل
گروه:
کاربران عضو
ریونکلاو
ایفای نقش
پیام: 85
آفلاین
1- چند مورد از عوارض دیگه معجون رو نام ببرید.


بلافاصله بعد نوشیدن معجون سرگیجه عجیبی توی سرم افتاد ولی بعد از چند دقیقه ناپدید شد و جای خودش رو به تشنگی خیلی خیلی شدیدی داد ، اونقدر شدید که طاقتم رو سر آورده بود و دلم میخواست گردن یکی رو گاز بزنم و خونش رو بجای آب بنوشم.
البته بعد از اینکه یه لیوان آب خوردم و مزه زهرمار اون باعث شد مخم سوت بکشه کامل متوجه اَتَشی که داشتم شدم و هرطور که بود باید تحملش می کردم. خارش شدیدی هم به تمام وجودم افتاده بود ، اونقدر خودم رو خارونده بودم که پوستم داشت کنده می شد. در آخر هم درمورد تقویت شدید شنواییم بگم ، شاید الان بگید که شنوایی که خوبه ولی نه نیست ، برای من نیست
من عاشق سکوتم ، ولی الان همه چیز رو میشنوم ... همه چیز


2- یک طلسم اختراع کنید و اسم و ویژگی های طلسمتون رو ذکر کنید.


اسم طلسم رو لوپوتون پیکو گذاشتم ، به معنی درد بی پایان.
طلسم اثر خودش رو به تدریج نشون میده.
از موقعی که یک فرد طلسم بشه درست نیم ساعت بعد یک قسمت کوچیک از بدنش ، اکثرا یکی از انگشت های پای فرد شروع میکنه به درد گرفتن
اینقدر درد زیاد میشه که فرد طلسم شده به فکر قطع کردن همون عضو از بدنش می افته تا از شر درد خلاص بشه. اما وقتی موفق بشه و اون عضو رو قطع کنه درد در چند دقیقه و تدریجی به عضو دیگه ای از بدن منتقل میشه.
بعد از انگشت های پا ، درد به عضله های پا منتقل میشه و بعد از اینکه فرد طلسم شده خودش رو سلاخی میکنه
میمره و بالاخره از شر درد خلاص میشه.
فرایند انتقال درد رو کامل شرح ندادم چون طلسم بیش از حد سیاهه


3-توهم هایی که میبینید رو شرح بدین.


اولین توهمی که به سراغم اومد ارتباط مستقیمی با عارضه تشنگی داره ، تشنگی بی حد و مرزی که نسبت به خون پیدا کرده بودم باعث شده بود همه رو به شکل غذای متحرک ببینم ولی خوشبختانه فقط برای یک ساعت اول بود.
بعد از اون اتفاق خیلی عجیبی افتاد ، همه جادوآموز ها رو میدیدم که داشتن فریاد میزدن:
-لطفا گلوی مارو گاز بگیر
-لطفا خون ما رو بخور


ولی خب چیزی بجز توهم نبود پس بهتره بیخیالش بشیم.
در اخر من هرموقع زیر نور افتاب می رفتم بدنم رو می دیدم که شروع به آتیش گرفتن می کرد ولی چیزی حس نمی کردم وقتی هم زیر سایه برمیگشتم آتیش خود به خود خاموش می شد



پاسخ به: کلاس «جادوی سیاه فوق پیشرفته»
پیام زده شده در: ۱۵:۴۰ جمعه ۲۲ مرداد ۱۴۰۰
#32

مرگخواران

آلانیس شپلی


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۱:۳۹ چهارشنبه ۱۲ خرداد ۱۴۰۰
آخرین ورود:
۱۴:۱۱:۱۲ پنجشنبه ۹ تیر ۱۴۰۱
گروه:
کاربران عضو
ایفای نقش
مرگخوار
پیام: 128
آفلاین
1.چند مورد از عوارض دیگه معجون رو نام ببرید.(3نمره)

1- پلک نزدن! ( به مدت بیست و چهار ساعت اصلا پلک نزدم!)
2- خواب آلودگی!
3- علاقه به تاریکی!
4-یکهو خشک شدن.(فکر کنید دارید غذا می خورید بعد یکهو برای 3 دقیقه تو حالت بونید و هیچ کاری نکنید!

2. شما به عنوان نیمه خون آشام موفقت یک طلسم اختراع کنید و اسم و ویژگی های طلسمتون رو هم ذکر کنید. طلسم حتما باید سیاه باشه. 2نمره

اسم : جدا شدگی!
اگر طلسم رو کسی اجرا کنید اعضای بدنش از هم جدا می شن و میرن قایم می شن! بعد خیلی جالبه که ببینید داره دنبال انگشت شستش میکنه یا به ابروش میگه برگرده سر جاش! البته برای کسی که اجراش کرده جالبه نه خود اون فرد!

3. توهم هایی که می بینید رو شرح بدین.(غیر رول و خلاقانه) (5 نمره)

1- چمن ها از من بلندتر بودند.
2- به جای کبوتر تو آسمان خفاش و مرغ دریایی پروار میکرد.
3- کلم های باغچه را به جای حلزون آدم کوچولو میخورد!
4- آدما به جای زمین رو سقف راه می رفتند!
5- مردم به جای جغد فلامینگو داشتند1
6- از آسمان به جای برف اکلیل طلایی می بارید!



پاسخ به: کلاس «جادوی سیاه فوق پیشرفته»
پیام زده شده در: ۰:۴۰ جمعه ۲۲ مرداد ۱۴۰۰
#31

جسیکا ترینگ


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۶:۱۶ پنجشنبه ۲۸ اسفند ۱۳۹۹
آخرین ورود:
۲۰:۱۱:۳۲ یکشنبه ۸ خرداد ۱۴۰۱
گروه:
کاربران عضو
پیام: 34
آفلاین
سلام پروفسور . اینم از تکالیف من :
1.چند مورد از عوارض عوارض دیگه معجون رو نام ببرید.
1) اگه توهم بدی بزنی ممکنه یهو یکیو بکشی
2) ممکنه تو توهمت کاری کنی اخراج بشی
3) ممکنه آدم تو توهمش برای گروهش نمره بگیره یا تکلیف انجام بده ؟ عوارض خوب می شه در اون صورت...
4) ممکنه روی شخصیتتون اثر بگذاره
2. شما به عنوان نیمه خون آشام موفقت یک طلسم اختراع کنید و اسم و ویژگی های طلسمتون رو هم ذکر کنید. طلسم حتما باید سیاه باشه. 2نمره
این که کاری نداشت این کار حوضه تخصص منه . یه طلسم اختراع کردم حال کنید ! طلسم غیر ممکن . طلسم کشنده موقتی ! می تونید به طور موقت یه نفرو بکشید یه کاربردشم وقتی از دست یه نفر عصبانی هستید می تونید به مدت یک ساعت بکشیدش . درواقع واقعا می میره ولی بعدش زنده می شه تازهاگه معلمتونو ساعت بکشید امتحاناتتون عقب میوفته تازه این که چه کسی کشتشم یادش نمی آد !
3. توهم هایی که می بینید رو شرح بدین.(غیر رول و خلاقانه) (5 نمره)
پروفسور من همه توهمام موقتی بود و وقتی تموم می شد خود به خود می فهمیدم توهم بود .
1. اول توهم زدم پیش هکتور بودم اون معجون هم ساخت هکتور بود منو تبدیل به یه هیپوگریف کرده .
2. بعد توهم زدم مشنگم دارم تو پارک آبی بازی می کنم .( ظاهرا اون موقع رفته بودم روی برج هافلپاف غلط می زدم .)
3. بعدی توهم زدم دارم پرواز می کنم .( و در همون زمان در واقعیت بقیه رو کلی کتک زده بودم چجوریش نمی دونم. )
4. آخرم توهم زدم دارم کوییدیچ بازی می کنم روی جارو پرنده . ( و در واقعیت سوار یکی از بچه ها شده بودم که خودشم در توهم به سر می برد و اینور اونور می دوید . )
5. اینو نمی دونم ولی آرتیمیسیا می گه نصفه شب رفته بود بالای مجسمه هلگا بالا پایین می پریدم و خیلی مطمئن نیستم صحت داره یا نه ولی از اونجایی که من تو خواب راه نمی رم احتمالا مال توهمات بوده .
در کل خیلی 24 ساعت مهیجی بود . تو فکرم یه لیوان دیگه ازش بخورم....


ویرایش شده توسط جسیکا ترینگ در تاریخ ۱۴۰۰/۵/۲۲ ۰:۴۴:۱۱


در کشاکش شجاعت و اصالت، در هیاهوی هوش و ذکاوت، اتحاد و پشتکار سو سو میزنند...فرزندان هلگا میدرخشند!
تصویر کوچک شده
بله تا زنده ایم واسه هافل می جنگیم.
123 هافل برنده می شه !


پاسخ به: کلاس «جادوی سیاه فوق پیشرفته»
پیام زده شده در: ۲۳:۴۳ یکشنبه ۱۷ مرداد ۱۴۰۰
#30

آرتمیسیا لافکین


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۸:۳۶ یکشنبه ۱۰ مرداد ۱۴۰۰
آخرین ورود:
۱۲:۵۸:۳۶ دوشنبه ۱۶ اسفند ۱۴۰۰
از فلورانس، خیابان نورلند
گروه:
کاربران عضو
پیام: 56
آفلاین
آرتمیسیا از خوردن معجون هراس داشت ...وقتی استاد گفت خیلی سریع برای اینکه مزه ی معجون را نچشد یک جرعه آن را پایین داد لیوان معجون را با لرزش دست برروی میز گذاشت به سختی نفس میکشید ....دهان خود را باز کرد تا شاید بتواند از طریق دهان نفس بکشد ولی به سختی توانست مقداری هوا وارد بدن کند دستش را به سمت گردن خود برد هرلحظه احساس خفگی میکرد ناگهان تغییری را در دستانش احساس کرد به دستش نگاهی انداخت استخوان بند انگشتانش به طور غیرعادی بزرگ شده بود انگشتانش را به سختی تکان میداد نمیتوانست اعضای بدن خودرا کنترل کند....ناگهان گرمایی سوزان را در بدنش احساس کرد .به پوست دستش که از ردا بیرون زده بود نگاهی انداخت
زیر پوستش انگاردریایی خروشان پر از امواج و ماهی ها درحرکت بودند تمام مولکولهای زیر پوستش بسیار تند حرکت میکردند
هر لحظه رنگ پوستش روشن تر میشد
عضلاتش سفت شده بود کم کم روی پوستش شیارهایی بوجود آمدندسریعا آستین دست دیگرش را بالا داد و متوجه شباهت اتفاق بین دو دستش بود همانطور که به دستانش نگاه میکرد ناگهان درد شدیدی را در معده اش احساس کرد اه کوتاهی کشید و خم شد دستش را به داخل شکمش فرو برد تا دردش را کمتر کند اما دردش هر لحظه بیشتر میشد به سختی از جایش بلند شد ...دستش را روی میز انداخت و به سختی قدمی برمیداشت دستانش حس نداشت هرقدمی که برمیداشت تلو تلو میخورد به سمت آینه رفت وخود را در آینه دید ناگهان قدمی به عقب برداشت نصف صورتش رنگی تیره بر خود گرفته بود....مردمک هردو چشمش به طور خاصی تغییر رنگ پیدا کرده بودند ترکیبی از رنگ بنفش ،قهوه ای و صورتی بود رنگ موهایش از آبی به ارعوانی تغییر کرده بود دستش را به سختی به سمت گوش هایش برد؛گوش هایش دراز و نوک تیز شده بودند سرش را به طرف دانش اموزان دیگر چرخاند ...هرکدام هراسان در گوشه ای از کلاس بودند همانطور که آرتمیسیا به اینه خیره شده بود ناگهان حالت تهوع پیدا کرد و به سختی خودرا به دستشویی رساند وقتی به اینه ی دستشویی نگاه کرد یک خون آشام وحشتناک دید و فاصله گرفت یاد حرف استاد افتاد ارامش خودرا کنترل کرد وبا خود گفت فقط یک توهمه فقط....توهمه ناگهان تصویر درون آینه به صدا درآمد و جیغ میکشید ناگهان آرتمیسیا سرش گیج رفت و برروی زمین افتاد خود را کنترل کرد .....از جای خود بلند شد اما بدون انکه حرکتی کند دوباره برروی زمین افتاد تصویر درون اینه باصدایی ریز صحبت میکرد:سکوت!!!!!سکوت!!!!!!!چه ترسناک!!!!!!چوبدستی اش را در آورد و به سمت آینه گرفت هر طلسمی که استفاده میکرد کار نمیکرد ....پشت سرهم کلمات بی معنی را میگفت و منتظر معجزه ای برای رهایی از آن تصویر بود
همانطور که فریاد میزد گفت:ریواندی که ناگهان....صدای انفجاری در گوشهایش پیچید صدای ان فرد وحشتناک دیگر به گوش نمیرسید صورت پر آبش که از استرس خیس شده بود را پاک کرد دیگر دل دردی را حس نمیکرد .بی حال نقش برزمین شد نفس عمیقی کشید بلند شد....ردای خودرا تمیز کرد به اینه نگاهی انداخت .شکسته شده بود! به سمت آینه ی دیگری رفت دیگر اثری از ان گوشهای دراز نبود دیگر تغییر رنگی در چهره حس نمیشد کمی فکر کرد سپس با داد و فریاد به سمت کلاس رفت و دانش آموزان را که هرکدام در گوشه ای درگیر بودند را تماشا کرد و گفت:آرامش خودتونو حفط کنید و به خلاصی خودتون فکر کنید و ادامه داد :افسونی رو به زبون بیارید (ریواندی!)
دانش آموزان با انکه درگیر بودند صدای آرتمیسیا را شنیدند تعدادی امتحان کردند ......
سپس هر کس پس از خلاصی به دیواری تکیه میداد و آرامش و رهایی را در وجودش پیدا میکرد.......



پاسخ به: کلاس «جادوی سیاه فوق پیشرفته»
پیام زده شده در: ۲۲:۵۳ شنبه ۱۶ مرداد ۱۴۰۰
#29

گریفیندور، مرگخواران

اركوارت راكارو


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۶:۱۴ سه شنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۰
آخرین ورود:
۱۹:۰۵:۰۰ چهارشنبه ۱۹ مرداد ۱۴۰۱
از سی سی جی!
گروه:
مرگخوار
کاربران عضو
ایفای نقش
گریفیندور
پیام: 122
آفلاین
جلسه دوم درس جادوی سیاه فوق پیشرفته





یک هفته از جلسه اول درس کذایی جادوی سیاه فوق پیشرفته گذشته بود. جادوآموزان هاگوارتز خسته، تشنه و غمگین بودند. کلی خودشان را فحش می دادند که چرا اصلا وارد هاگوارتز شدند. بعد از جلسه اول که با خشونت شروع شده بود، جادوآموزان رغبت چندانی به شرکت کردن در کلاس نداشتند؛ اما صد حیف که کلاس عمومی بود و اگر این ترم مشروط می شدند ترم بعد هم ور دل استاد گرانقدر بودند، پس عزم را جزم کردند و با قدم های کوتاه و نااستوارخود را به کلاس رساندند ولی با کمال تعجب به جای استاد کسی دیگر پشت میز نشسته بود.
پسری با قد متوسط، موهای سفید، با نقابی ترسناک که فقط یک چشم سرخشرا نشان می داد. بی صدا و بدون توجه به جادوآموزان نشسته بود.

- کنیچیوا میناسان!

آرکو اسپایدرمن وار وارد صحنه شد.
جادوآموزان بی نوا که سکته را زده بودند، قدمی به عقب برداشتند. چند تن که بچه ننر تر از این حرف ها بودند، روی زمین کف و خون بالا می آوردند.

- خب برید بشینین که درس امروز رو شروع کنیم.

جادو آموزان با نظم و ترتیب روی قالی های سلیمانشان که اسپانسر امروز برنامه ما است، نشستند.

- خب درس امروز رو با معرفی جیسون کن* شروع می کنیم.
ارکو به سمت فرد ناشناس که تمام مدت با افکت روی صندلی پشت میز نشسته بود، رفت.

- میناسان، جیسون کن، جیسون کن، میناسان!
ارکو موهای سفید جیسون را بهم ریخت و ادامه داد:
- جیسون کن، یکی از دوستان صمیمی منه یه جورایی آنِکی * محسوب می شه. امروز واسه درس جادوی سیاه به عنوان نمونه عملی آوردم تا خیلی خوب درس رو متوجه شین!
ارکو با گفتن این حرف روی میز جهید.
- خب کی می تونه بگه خون آشام ها چه فایده ای دارن؟

از نظر جادوآموزان خون آشام ها نه تنها فایده نداشتند بلکه کلی ضرر هم داشتند؛ خون انسان ها را می مکیدند و ترسناک بودند.
- استاد موجودات ترسناک و بی فایده ای هستند!

ارکو لبخند ملیحی به جادو آموزی که این حرف را زده بود، زد.
جادوآموزان دیگر با ناباوری و ترس به جادو آموز مذکور نگاه کردند، با توجه به جلسه هفته پیش، همه فهمیده بودند که این درس، شوخی برداری نیست؛ مخصوصا که از جادوآموز پرروی جلسه پیش، خبری در دسترس نبود.

- آفرین درست بود!

جادوآموزان با ناباوری اینبار، به ارکو خیره شدند. اصلا انتظار چنین چیزی را نداشتند.

- خب حرف درستی زدی، خون آشام ها موجودات ترسناکی هستن و مثل زالو فقط خون می خورن! البته این درمورد نیمه خون آشام ها صدق نمی کنه.
ارکو به آنِکی اش اشاره کرد!
- بله درست فهمیدین جیسون کن، یه نیمه خون آشام پیشرفته ست! نیمه خون آشام ها رده های مختلفی دارن و هر رده تو طلسم به خصوصی کاربرد داره. رده بندی نیمه خون آشام ها به سه دسته کلی تقسیم بندی می شه: مبتدی، متوسط، پیشرفته.
ارکو پاهایش را از لبه میز آویزان کرد و تاب داد.
- البته درس اصلی ما بیشتر به این مربوط می شه.
با تکان چوبدستی ارکو لیوان هایی جلوی جادو آموزان ظاهر شد، که مایع محتوی خونی رنگی در آن وجود داشت.
- خب جادو آموزان عزیز ازتون می خوام همگی باهم این معجون قوی رو بنوشیم، لطفا همه بنوشین.

خود ارکو و جیسون نیز از معجون رو به رویشان نوشیدند.

- خب این معجون حاوی تار موی جیسون کن بود! این معجون باعث می شه شما واسه بیست و چهار ساعت نیمه خون آشام بشین.

جادو آموزان وحشت کردند.

- نترسید فقط برخی از ویژگی های نیمه خون آشام ها بهتون منتقل می شه، مثل اختراع سریع یک طلسم سیاه. همونطور که گفتم این جلسه، جلسه عملی مون هست بیشتر، می خوایم از نزدیک فواید و خواص این موجودات نازنین رو درک کنیم! البته کاملا طبعیه که تو این بیست و چهار ساعت دچار عوارض بشین، تار موی نیمه خون آشام خیلی قویه حتی واسه گونه خودشون. بنابراین ممکنه یکم توهم بزنین، همین!
ارکو مکثی کرد و گفت:
- این معجون یه جوریه که باید تمام افراد داخل یک اتاق ازش بنوشن تا اثر کنه و عوارضش هم برای همه ست حتی اگه خود طرف نیمه خون آشام باشه. تکلیفتون اینه:
1.چند مورد از عوارض عوارض دیگه معجون رو نام ببرید.(3نمره)
2. شما به عنوان نیمه خون آشام موفقت یک طلسم اختراع کنید و اسم و ویژگی های طلسمتون رو هم ذکر کنید. طلسم حتما باید سیاه باشه. 2نمره
3. توهم هایی که می بینید رو شرح بدین.(غیر رول و خلاقانه) (5 نمره)

ارکو تکلیف را روی تخت سیاه کلاس با چوبدستی ظاهر کرد و تلوتلوخوران، همراه جیسون در افق محو شد.

• کن لقبی که برای صدا زدن فرد بسیار نزدیک (معمولا مذکر) در ژاپنی استفاده می شود.
• آنِکی به معنای برادر بزرگتر است که معمولا به همه افراد بزرگتر اطلاق می شود.




پاسخ به: کلاس «جادوی سیاه فوق پیشرفته»
پیام زده شده در: ۲۳:۲۷ جمعه ۱۵ مرداد ۱۴۰۰
#28

گریفیندور، مرگخواران

اركوارت راكارو


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۶:۱۴ سه شنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۰
آخرین ورود:
۱۹:۰۵:۰۰ چهارشنبه ۱۹ مرداد ۱۴۰۱
از سی سی جی!
گروه:
مرگخوار
کاربران عضو
ایفای نقش
گریفیندور
پیام: 122
آفلاین
نمرات جلسه اول درس جادوی سیاه فوق پیشرفته




گریفیندور: 8/5

لاواندر بروان:8
لوسی ویزلی:8
آرتور ویزلی:9
جیسون سوان:10
کتی بل:8
لی لی لونا پاتر:7
اینیگو ایماگو:10
اما وینیتی:9
آستریکس:8



اسلیترین:8/1

لرد ولدمورت: 10
آتیلدا:8
آلبوس سوروس پاتر:7
دراکو مالفوی:6
گابریل دلاکور:10
دوریا بلک:8



ریونکلاو:8

تری بوت:8
رابرت هیلیارد:7
دیزی کران:9
آلینس اورموند:8
میوکی سوجی:9
آنانیو دیلن:8
آمانو یوتاکا:7




هافلپاف:
7/5

نیکلاس فلامل:8
جسیکا ترینگ: 7



یه توضیح کوچولو بدم:
با توجه به این که تاکید کردم باید شرح بدین یه سریا بازم رول نوشته بودن و اینکه لطفا مثل امتحان مدرسه مشنگی جواب ندین یکم طنز و خلاقیت قاطی کنین.
مسئله بعدی اینه که قبل از زدن پست ویرایش کنین تا غلط تایپی و املایی نداشته باشین.

موفق باشین!





پاسخ به: کلاس «جادوی سیاه فوق پیشرفته»
پیام زده شده در: ۲۳:۵۷ چهارشنبه ۱۳ مرداد ۱۴۰۰
#27

گریفیندور

آستریکس


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۰:۱۹ شنبه ۱۸ شهریور ۱۳۹۶
آخرین ورود:
دیروز ۱۸:۰۷:۱۶
از شبانگاه توی سایه ها.
گروه:
ایفای نقش
کاربران عضو
گریفیندور
پیام: 223
آفلاین
1. مزایا و معایب این طلسم رو نام ببرید؛هر چه قدر خلاقانه تر بهتر.(چهار نمره)

همین اول بگم من. اقا نکن شر میشه! میخوای شر بشه ؟! پس بکن بزار شر بشه دا به من چه دا.
خب کجا بودیم... مزایا و معایبش که خیلی زیاده. همش رو نمیشه گفت ولی ، به چند تاش اشاره می کنم.

1. میتونیم مسابقات دوئل برگذار کنیم. به بهترین چاگو پرتاب کن هم یک عدد ست چاگو با روکش طلا جایزه بدیم.
2. میتونیم هروقت از کسی خوشمون نیومد طلسم رو روش اجرا کنیم بعد سی و هشت ساعت هم که نه ازچیزی خبر داریم و نه اتفاقی افتاده. اصلا من نبودم دستم بود تقصیر استینم بود.
3. برای رفتگرای زحمت کش مدرسه و کل جامعه جادوگری هم خیلی مفیده. چرا؟ چون خونی ریخته نمیشه و کثیف کاری هم بوجود نمیاد دا.
4. انتقامی بسی شیرین از پروفسور هایی که نمره تکالیف رو کم میدن! بله درست شنیدین. میتونیم خیلی شیک و مجلسی از هر پروفسوری که تو آزمون ها و تکالیف نمره کم بده استفاده کنیم و به مدت سی و هشت ساعت نهایت لذت حارام رو ازش ببریم. حتی این لذت حارام شامل شما هم میشه پروفسور عزیز! پس ، در نمره دادن نهایت دقت را بکنید.

خب معایب هم میشه به این مورد ها اشاره کرد.
1. خون و خونریزی نمیشه! شاید براتون سوال باشه که چرا این تو فهرست معایب اومده. باید بگم ما خون آشامیم و خون دوست داریم. پس اگه خون نباشه برای ما بده دا.
2. نمیتونیم برای همیشه از شر پروفسوری که همش نمره پایین میده خلاص شیم.
3. کلا شوخی بی مزه ای میشه به هرکی چپ نگا کنی ممکنه زرتی این طلسم رو روت اجرا کنه. نیاز شدید داره که قوانینی رو براش وضع کنند.
همینا دا. بریم تکلیف بعدی.

یه خاطره کوتاه از اینکه خودتون از طلسم استفاده کردین رو شرح بدین.تاکیید می کنم که شرح بدین!(چهار نمره)

خب آقا یبار ما رفته بودیم سر یک کلاسی. بعد اونجا یکی بود قلدری میکرد. نمیذاشت بهمون صندلی برسه. یدونه صندلی خالی بود فقط که اونم یا هی تف میکرد روش یاهم ادامس میچسبوند که نتونیم بشینیم. خلاصه خیلی بی تربیت بود. منم اون روز عصبی شدم. این طلسم رو روش اجرا کردم. یکی به بازو چپ ، یکی به بازو راست ، یکی رون پای چپ و یکی هم به رون پای چپ زدم. حالا حتما میپرسین این همه وحشی بازی برای چی بود اینا که چون صندلیمو کثیف کرده بود منم خودش رو برای سی و هشت ساعت صندلی کردم روی زمین گذاشتم و روش نشستم. خیلی شیک و مجلسی.

2. چه بر سر جادو آموز پررو اومد؟ سی هشت ساعت عذاب جادو آموز رو به صورت گزارش، شرح بدین. تاکید می کنم به صورت گزارش نه رول!(دو نمره)

عذاب که چه عرض کنم. چاگو همونجوری روی قلوش مونده بود هربار که میخواست آب بخوره آب از قلوش میزد بیرون ماهم میخندیدیم. ولی در عوض میتونست انواع اقسام نوشیدنی و غذارو بدون اینکه سیر بشه امتحان کنه چون هرچی میخورد از قلو میریخت بیرون.
یک بدی دیگه ای که داشت این بود که موقع خوابیدن که نفس میکشید و قلوش بخاطر رد شدن هوا صدا شیپور میداد و اصلا نمیتونستیم بخوابیم. مجبور شدیم از پنجره برج آویزونش کنیم. ولی در عوض تو مسابقات کوییدیچ حسابی بدردمون خورد.
اینم اضافه کنم ، یک خوبی دیگه هم داشت. البته برای ما ، نه اون! اونم این بود که چون چاگو تو قلوش مونده بود هروقت نیاز میشد لباس اینارو مینداختیم روش. یعنی بعنوان رخت آویز ازش استفاده میکردیم. خیلی بدرد بخور بود.


Love Me Or Hate Me. You're Gonna
Watch Me•♤


پاسخ به: کلاس «جادوی سیاه فوق پیشرفته»
پیام زده شده در: ۲۳:۴۰ چهارشنبه ۱۳ مرداد ۱۴۰۰
#26

گریفیندور

اما ونیتی


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۳:۵۲ پنجشنبه ۱ آبان ۱۳۹۹
آخرین ورود:
۲۳:۴۳:۱۳ شنبه ۱۱ تیر ۱۴۰۱
از همونجایی که فکر نمیکنی!
گروه:
کاربران عضو
ایفای نقش
گریفیندور
پیام: 99
آفلاین
سلام بر پرفسور تیز و برنده

1. مزایا و معایب این طلسم رو نام ببرید؛هر چه قدر خلاقانه تر بهتر.(چهار نمره)
مزایا:

1- میتونیم در حین دزدی ازش برای پرت کردن حواس ملت و زدن جیبشون استفاده کنیم
2- قبل دادگاه روی طرف مقابل اجرا میکنیم و تو دادگاه ادعا میکنیم که طرف دیوونه است .
3- میتوانیم در تبلیغ وسایل الکی شکجه که میخواییم تو پاچه ملت کنیم ازش استفاده کنیم. به این صورت که یک پدر تسترالی رو گیر می آوریم و در حین استفاده از محصولمون ، یواشکی روی طرف ازش استفاده میکنیم.
4- وقتی میخواییم از کلاس فرار کنیم روی سوگلی پروفسور ازش استفاده میکنیم.
5- گم شدیم و میخواهیم کسی ما رو پیدا کنه، روی نزدیکترین فرد اجرا میکنیم.

معایب:
1- خیلی طول میکشه و تبلیغ منفی برای وسایل الکی شکنجه مون میشه. بنابراین باید در طلسمی بعد از تبلیغ فرد را بیهوش کنیم.
2- نمیخواهیم پیدا شیم چون کار بدی کردیم.
3- اگر سوگلی کلاس هم خوابگاهی مون باشد، شب نمی ذاره بخوابیم.

2-یه خاطره کوتاه از اینکه خودتون از طلسم استفاده کردین رو شرح بدین.تاکیید می کنم که شرح بدین!(چهار نمره)
یک بار برای تبلیغ آژیر خطری که آژیر نبود از این طلسم استفاده کردم. در واقع لوسی ویزلی رو با وعده سوپ پیاز گول زدم و در پشت پرده طلسمو روش اجرا کردم. آژیرهامون فروشی داشت که بی سابقه بود. مخصوصا مشتری ها از اینکه آژیر صدای ویزلی زجر کشیده میداد خیلی خوششون اومده بود. البته بعد از فروش مجبور شدم یه جوراب تو دهن لوسی فرو کنم که تا فروش فرداش ساکت باشه. اتفاقا در هر سه روز فروش سود کردم

3. چه بر سر جادو آموز پررو اومد؟ سی هشت ساعت عذاب جادو آموز رو به صورت گزارش، شرح بدین. تاکید می کنم به صورت گزارش نه رول!(دو نمره)

در دو سه ساعت اول که همه سعی داشتند اون بیچاره رو ساکت کنن ولی چون علاوه بر پر رو بودن،پر شانس هم بود، همون لحظه شجریان جادوکار زاده که میدونین از بزرگان موسیقیه از زیر پنجره کلاس میگذشت و نعره های ایشون رو شنید و خوشش اومد. میگفت جنس نعره هاشو دوست داره. سی و پنج ساعت بعدی جادوکار و شجریان تو استدیو در حال تمرین نوت ها با نعره بودند. اتفاقا تازگیا پوستر کنسرتشم دیدم. هیپوگریف شود سبب خیر دیگه.




جوری سر ملت کلاه گذاشتیم که فک کردن کلاه گروهبندیه!


پاسخ به: کلاس «جادوی سیاه فوق پیشرفته»
پیام زده شده در: ۱۴:۰۳ سه شنبه ۱۲ مرداد ۱۴۰۰
#25

گریفیندور

اینیگو ایماگو


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۳:۱۷ سه شنبه ۳۰ بهمن ۱۳۹۷
آخرین ورود:
۲۲:۱۰:۰۰ جمعه ۱۷ تیر ۱۴۰۱
از این گو به اون گو!
گروه:
ایفای نقش
گریفیندور
کاربران عضو
پیام: 104
آفلاین
کنیچیوا سنسی راکارو

1. مزایا و معایب این طلسم رو نام ببرید؛هر چه قدر خلاقانه تر بهتر.(چهار نمره)

معایا:
اول از همه اینکه این طلسم خاصیت تعویض زمانش رو نداره، مثلاً اگه بخوایم بیست و چهار ساعت رو کسی بمونه نمیتونیم که بمونه چون روی سی و هشت ساعت تنظیم شده ولی اگه نخوایم بیست و چهار ساعت نمونه و بیشتر یا کمتر بمونه نمیتونیم که نمونه که بمونه.
دوم از همه این طلسم خیلی پر کاره، گوگو به شخصه خسته تر از اون هست که به کاراییش فکر کنه ولی یه مثال داریم براتون.
مثال: به این فکر کنید که اگه یه روز یه نفر دمپایی مرلینگاه رو خیس کرده باشه چطور می‌خوایم انتقاممون رو بگیریم ازش؟ بله! این طلسم. کنجکاو شدید که بدونید این عیبش چیه الان، خب دست هر کس بیوفته برای هر دلیل غیر واضحی ازش استفاده می‌کنه.

مزایب: تجارت! تجارت حرف اول رو میزنه. این طلسم رو میشه صادر کرد. حتی میشه وارد کرد. میتونیم با یک تیم اقتصادی خوب این طلسم را گران بفروشیم و ارزان بخریم. شاید هم ارزان بخریم و گران بفروشیم.

یه خاطره کوتاه از اینکه خودتون از طلسم استفاده کردین رو شرح بدین.تاکیید می کنم که شرح بدین!(چهار نمره)
یک روز گوگو بود و بزرگ ویزلی ها، آرتور. شخصیت گوگو حاضر نیست ویزلی ها رو اصلا تحمل کند ولی خب وقتی پای مرگ و زندگی در وسط باشد، او حتی ویزلی ها را هم تحمل می کرد. بچه ویزلی ها کار خرابی کرده بود. وضعیت خوابش درست نبود و متخصص میخواست. گوگو متخصص بود، معلومه که بود ولی خب آرتور ویزلی با شوخ طبعی ذاتی که از نظر گوگو اصلا هم شوخ طبعی نبود، سعی در خنداندن گوگو درباره جوکی و آن هم درباره تعبیر خواب داشت. خط قرمز گوگو! دیگر خودتان می دانید چه شد و چه نشد. آرتور ویزلی روزهای مدیدی در بیمارستان بستری بود و کمپوت هایش را هم گوگو میل می کرد چون خودش از درد مانند کرم به خودش می پیچید.

2. چه بر سر جادو آموز پررو اومد؟ سی هشت ساعت عذاب جادو آموز رو به صورت گزارش، شرح بدین. تاکید می کنم به صورت گزارش نه رول!(دو نمره)
ایشون با گلوی بریده ولی نبریده اش و درد طاقت فرسایی که داشت همه کلاس هایش را به اجبار شرکت کرد و با جیغ و داد و ناله هایش جلسه اول کلاس های دیگر را مزین کرد.
وقتی هم‌گروهی‌هایش او را روی زمین می‌کشیدند تا به سمت کلاس های مختلف ببرنش انواع کثیفی ها و ویروس ها به او انتقال داده شد و از آنجا که ویروسی مخرب و واگیردار گرفت، سریعا به هم‌گروهی ها و غیر هم‌گروهی هایش انتقالش داد و هاگوارتز را طی سال‌ها تبدیل به بیمارستانی متروکه و مملو از داستان های تاریک و مردمانی زنده که خیلی وقت بود مرده بودند، کرد.


"رویاهات، روح اصلیت رو می‌سازند"









شما می ‌توانید مطالب را بخوانید
شما نمی توانید عنوان جدید باز کنید
شما نمی توانید به عنوان‌ها پاسخ دهید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را ویرایش کنید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را حذف کنید
شما نمی توانید نظر سنجی اضافه کنید
شما نمی توانید در نظر سنجی ها شرکت کنید
شما نمی توانید فایل‌ها را به پیام خود پیوست کنید
شما نمی توانید پیام بدون نیاز به تایید بزنید
شما نمی توانید از نوع تاپیک استفاده کنید.
شما نمی توانید از HTML در نوشته های خود استفاده کنید
شما نمی توانید امضای خود را فعال/غیر فعال کنید
شما نمی توانید صفحه pdf بسازید.
شما نمی توانید پرینت بگیرید.

[جستجوی پیشرفته]


هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است. ۱۴۰۰-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.