هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل


در حال دیدن این عنوان:   1 کاربر مهمان





پاسخ به: دفتر دوئل(محل درخواست دوئل)
پیام زده شده در: ۲۰:۴۸:۲۰ دوشنبه ۶ دی ۱۴۰۰

اسلیترین، ویزنگاموت، مرگخواران

هکتور دگورث گرنجر


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۱:۴۲ سه شنبه ۲۴ تیر ۱۳۹۳
آخرین ورود:
امروز ۱:۵۷:۴۹
از روی شونه های آریانا!
گروه:
مرگخوار
ایفای نقش
اسلیترین
کاربران عضو
ناظر انجمن
پیام: 907
آفلاین
نتیجه دوئل لادیسلاو زاموژسلی و نیکلاس فلامل:


امتیازهای داور اول:
لادیسلاو زاموژسلی: 27 امتیاز - نیکلاس فلامل: 25 امتیاز

امتیازهای داور دوم:
لادیسلاو زاموژسلی: 28 امتیاز - نیکلاس فلامل: 25.5 امتیاز

امتیازهای داور سوم:
لادیسلاو زاموژسلی: 27.5 امتیاز - نیکلاس فلامل: 26 امتیاز


امتیازهای نهایی:
لادیسلاو زاموژسلی: 27.5 امتیاز - نیکلاس فلامل: 25.5 امتیاز


برنده دوئل: لادیسلاو پاتریشوا خانزفا کاردلکپت جورامونت پتیران عاصدیغ زاموژسلی!

***********

هوا گرم و آفتابی بود و حسابی از سر و کله ی لادیسلاو دود بلند میشد.
- هوا بسی ناجوانمردانه گرم میباشد!
- کوفت! خب برو کلاه بخر آفتاب نخوره تو مغزت. چرا آرامش ما رو میریزی به هم؟

اینو شپش های توی جیب لادیسلاو گفته بودن.

- اگه پول داشتم که تو خود خویشن در جیبمان معلق نمیزدی!

شپش مورد نظر قصد داشت خودش رو توی دماغ لادیسلاو بندازه تا اون دیگه هوس نکنه مسخره اش کنه ولی گلوله ی پشمالویی که مستقیم توی صورت لادیسلاو فرود اومد، انتقام لازم رو میگیره.

لادیسلاو در حالی که دم یک جغد رو گرفته بود تلاش میکرد کله ی اونو از دماغش بیرون بکشه و بلاخره بعد از تلاش های زیاد جغد خیس خورده و نامه ای که به پاش بسته شده بود رو در دست میگیره.

جغد مورد نظر که اصلا از وضعیت راضی نبود، نامه رو تو صورتش انداخت و پرواز کنون رفت. انگار نه انگار اون بود که با سر توی صورت لادیسلاو فرود اومده بود.

لادیسلاو نامه رو برداشت و در حالی که سرشو تکون میداد اون رو باز کرد.

با هر خط که نامه رو میخوند لبخند روی صورتش گسترده تر میشد.

- با این شغل دیگر خود خویشتن میتوانم به جای کلاه یه نفر را استخدام کرده تا برایمان سایه بیندازد.

دقایقی بعد- مغازه زمان برگردان فروشی

لادیسلاو که بهش پیشنهاد شده بود موقتا مسئول مغازه بشه و کار فروش رو بر عهده بگیره، در کسری از ثانیه خودش رو به اونجا رسونده بود.
- دینگی که دنگ خطابش میکنیم، به زودی مقدار زیادی غذای خوشمزه برایت خواهیم خرید. با اولین حقوقمان میخوایم یک عدد تسترال بریانی به همراه سس...

دینــــگ!

صدای زنگوله ی بالای در مغازه که نشان از ورود یه نفر بود، اون رو از حال و هوای رویاییش بیرون کشید.
- درود و دو صد بدرود بر خود خویشنتان باد!

مشتری مورد نظر که کسی نبود جز نیکلاس فلامل، با شنیدن صدای لادیسلاو نیم متری به هوا پرید. از قرار معلوم انتظار حضور کسی در مغازه رو نداشت.
- عه تو اینجایی؟
- البه که بودن یا نبودن، مسئله همواره این بوده می باشد. اما باید بگوییم در حال حاضر ما خود در اینجا حاضر بوده می باشیم. بنابراین باید در پاسخ به این سوال گفت که خودمان در اینجا حاضر بوده می باشیم.

نیکلاس که حتی یک کلمه از حرف های لادیسلاو رو هم نفهمیده بود تلاش میکرد که حواسش رو پرت کنه.
- اممم... آره خب. میگم که زمان برگردان رو به جلو هم دارید؟
- زمان همواره یک چیز نسبی بودن می باشد. در واقعا آینده گذشته ای بودن میباشد که هنوز اومدن نشده. بنابراین زمان برگردانی برای زمان رو به جلو در واقع همین ها می باشد که در زمانی دیگر استفاده میشود...

در طول همین سخنرانی کوتاه لادیسلاو، نیکلاس حداقل سه تا زمان برگردان جیبی و دو عدد دیواری اون رو در جیب های مختلفش جا سازی کرده بود و داشت میرفت سراغ یکی دیگه که حرف های لادیسلاو تموم شد و متوجه دست نیکلاسی شد که به سمت یک گردنبند زمانبرگردان میرفت.
- اکنون که شما خود این را خواسته اید، من به همراه دینگی که دنگ خطابش میکنم این رو از نزدیک به شما نشان خواهم داد.

لادیسلاو زنجیر گردنبند رو به گردن نیکلاس انداخت و میخواست کیفیت زنجیر و شیشه رو از نزدیک در چشمان نیکلاس فرو کنه.

- اممم میگم ژاموس...

همین برای لادیسلاو کافی بود. اون روی اسمش خیلی حساس بود.
- ما خود لادیسلاو پاتریشوا خانزفا کاردلکپت جورامونت پتیران عاصدیغ زاموژسلی هستیم نه ژاموس!

اسم لادیسلاو به اندازه کافی طولانی بود که تعداد چرخش های زمان برگردانی که توی دستش بود بیش از حد لازم بشه. البه فقط کمی بیشتر از حد مورد نیاز!

در کسری از ثانیه مغازه و کل دنیا دور سر نیکلاس شروع به چرخیدن میکنه و اون صاف وسط یک جنگل متوقف میشه.
- اینجا دیگه کجاست من اومدم؟

نیکلاس نگاهی به اطرافش میندازه و البته که با دیدن تخم اژدهایی که دو برابر قد خودش بود چشم هاش برق میزنه. با فروش اون میتونست پول حسابی به جیب بزنه. بنابراین بدون ذره ای تردید تخم رو روی زمین قل میده و کشون کشون با خودش میبره. هنوز دو سه متر بیشتر پیش نرفته بود که سنگ بزرگی رو پیش روش میبینه. با لگدی محکم لاش میکنه تا اون رو از سر راهش برداره که...
- بدبخت شدم!

در واقع سنگی که نیکلاس به اون لگد زده بود چشم چپ مادر تخم اژدهایی بود که داشت میدزدید.

- اممم... میگم بیا با هم کنار بیایم... من فقط داشتم میبردم گرمش کن...

خــــــــــــــــــرچ!

مادر اژدها اهل معامله نبود و از قرار معلوم نیکلاس هم در شکم مادر اژدها ها فرصت چندانی برای معامله پیدا نمیکرد.


ارباب یه دونه باشن... واسه ی نمونه باشن!




پاسخ به: دفتر دوئل(محل درخواست دوئل)
پیام زده شده در: ۲۲:۰۹:۲۱ پنجشنبه ۲۵ آذر ۱۴۰۰

اسلیترین، مرگخواران

لرد ولدمورت


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۴:۳۹ سه شنبه ۸ آبان ۱۳۸۶
آخرین ورود:
امروز ۲:۰۰:۱۴
از ما گفتن...
گروه:
کاربران عضو
اسلیترین
ناظر انجمن
مرگخوار
ایفای نقش
پیام: 6629
آفلاین
نتیجه دوئل گروهی(!) جرمی استرتون - کتی بل - پلاکس بلک - دیزی کران:


از کتی خیلی تشکر می کنم که پستش رو ارسال کرده.

چهار نفری درخواست دوئل می کنین... که پیدا کردن سوژه ای که برای هر چهار نفر و یه دوئل گروهی مناسب باشه خیلی کار ساده ای نیست. بعدش وقتتون تموم می شه و درخواست وقت اضافه می کنین و بر خلاف قوانین، برای شما استثنا قائل می شیم و بهتون فرصت اضافه می دیم و از چهار نفر، فقط یه نفر پستش رو می زنه؟

دو ماه هم که وقت داشتین.

با این میزان از احساس مسئولیت، برای خودتون اسپند دود کنین چشمتون نزنن.. حیفین واقعا!


فقط امتیاز های کتی رو اعلام می کنم. چون این دوئل، ارزش انجام دادن کار دیگه ای نداره. نه نوشتن اسم بقیه و نه پست نتیجه.

امتیاز داور اول:
کتی بل: 25 امتیاز

امتیاز داور دوم:
کتی بل: 25 امتیاز

امتیاز داور سوم:
کتی بل: 25 امتیاز


کتی عزیز

لطفا به سوژه ها دقت کن. پستت بی ربط به سوژه بود و فقط به این دلیل که حریفی نداشتی، امتیاز کم نکردیم. در حالت عادی برای همچین اشتباهی خیلی امتیاز از دست می دادی. توی توضیح سوژه گفته شده بود که برای نجات هم گروهیتون باید به گذشته یا آینده برین.






پاسخ به: دفتر دوئل(محل درخواست دوئل)
پیام زده شده در: ۱۸:۴۹:۴۴ چهارشنبه ۲۴ آذر ۱۴۰۰

اسلیترین، مرگخواران

ایوان روزیه


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۷:۰۱ یکشنبه ۸ مرداد ۱۳۸۵
آخرین ورود:
۱۳:۲۰:۴۵ پنجشنبه ۳۰ دی ۱۴۰۰
از سر قبرم
گروه:
ایفای نقش
کاربران عضو
اسلیترین
مرگخوار
پیام: 1409
آفلاین
نقل قول:
اگر مصونیت تازه واردان برداشته شده دعوت دوئل ده روزه از زاموژسلی
حالا لادیسلاو که تازه وارد نیست. ولی در مورد تازه واردا هم همچین مصونیتی وجود نداره. تازه واردا می تونن دوئل کنن؛ به شرطی که بدونن دوئل چیه و چطوری برگزار می شه. چون گاهی یکی میاد شخصی رو که دیروز عضو شده دعوت می کنه. طرف هم قبول می کنه. بعد تازه می گه خب... دوئل چیه؟ چطوری دوئل کنیم؟ شرایط دوئل هم ممکنه براش مناسب نباشه و بعدش بگه من نمی دونستم اینجوریه. اگه تازه واردی رو دعوت می کنین، فقط مطمئن بشین که می دونه شرایط و روش دوئل کردن چیه.


...................................

سوژه دوئل لادیسلاو زاموژسلی و نیکلاس فلامل: زمان!


توضیح:

به علت یه حادثه، مسول بخش زمان برگردان های وزارتخونه مصدوم شده. به صورت موقت برای یک شب از شما به عنوان نگهبان استفاده می کنن. شما هم وسوسه می شین که از زمان برگردان(برای حل مشکل شخصی یا هر کار دیگه ای) استفاده کنین. توضیح بدین که چطور پیش می ره.


برای ارسال پست در باشگاه دوئل، ده روز (تا 23:59 شنبه 4 دی) فرصت دارید.


در تلاش برای زنده ماندن کشته نشوید!


تصویر کوچک شده


پاسخ به: دفتر دوئل(محل درخواست دوئل)
پیام زده شده در: ۱۲:۱۷:۲۲ سه شنبه ۲۳ آذر ۱۴۰۰

هافلپاف

نیکلاس فلامل


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۱:۴۳ دوشنبه ۲۴ شهریور ۱۳۹۹
آخرین ورود:
دیروز ۲۲:۴۶:۵۴
از تارتاروس
گروه:
کاربران عضو
هافلپاف
ایفای نقش
ناظر انجمن
پیام: 85
آفلاین
اگر مصونیت تازه واردان برداشته شده دعوت دوئل ده روزه از زاموژسلی


تصویر کوچک شده
تصویر کوچک شده


پاسخ به: دفتر دوئل(محل درخواست دوئل)
پیام زده شده در: ۱:۱۲ جمعه ۵ آذر ۱۴۰۰

اسلیترین، مرگخواران

لرد ولدمورت


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۴:۳۹ سه شنبه ۸ آبان ۱۳۸۶
آخرین ورود:
امروز ۲:۰۰:۱۴
از ما گفتن...
گروه:
کاربران عضو
اسلیترین
ناظر انجمن
مرگخوار
ایفای نقش
پیام: 6629
آفلاین
نتیجه دوئل جیانا ماری و جسیکا ترینگ:


امتیازهای داور اول:
جیانا ماری: 21 امتیاز - جسیکا ترینگی که خودش دعوت کرد و خودش شرکت نکرد: صفر امتیاز!

امتیازهای داور دوم:
جیانا ماری: 21 امتیاز - جسیکا ترینگی که خودش دعوت کرد و خودش شرکت نکرد: صفر امتیاز!

امتیازهای داور سوم:
جیانا ماری: 22 امتیاز - جسیکا ترینگی که خودش دعوت کرد و خودش شرکت نکرد: صفر امتیاز!

امتیازهای نهایی:
جیانا ماری: 21.33 امتیاز - جسیکا ترینگی که خودش دعوت کرد و خودش شرکت نکرد: صفر امتیاز!


برنده دوئل: جیانا ماری!

...........................................................


در تاریکی نیمه شب، جیانا بی سرو صدا از میان مغازه های تعطیل شده ناکترن عبور می کرد.

چند قدم از نفرین فروشی تضمینی اسکورپیوس عبور کرده بود که صدایی او را به سمت خود خواند.
- پیست... پیست... جی!

جیانا بدون تردید به سمت صدا رفت و خودش را در میان سایه ها پنهان کرد.

- دیر کردی!
- امروز همه جا شلوغ بود.مجبور بودم کمی صبر کنم که خلوت بشه. نمی تونستم ریسک کنم که.
- همه رو آوردی؟

جسیکا دستش را داخل جیب مخفی شنلش کرد و کیسه ای را خارج کرد و تحویل قورباغه داد.
- همش اینجاست. هشتاد و سه تا مگس تازه. همین دیروز گرفتمشون. درشت و آبدار.

قورباغه با چشمانی حریص مگس ها را بررسی کرد.
- عالیه. نگران چیزی نباش. عکس جسیکا رو آوردی؟

جیانا عکس را به قورباغه تحویل داد.
- اینه. البته کمی زشت تره. به محض دیدنش، می پری روی گردنش. از هیچی به اندازه قورباغه نمی ترسه. مطمئنم یا فرار می کنه و یا بیهوش می شه. اینجوری دوئل عقب میفته و فرصت تمرین پیدا می کنم.

قورباغه موافقت کرد و برای صرف شام مجللش به داخل برکه قابل حملی که همیشه همراهش داشت، پرید.

روز بعد جیانا، به موقع در باشگاه حاضر شده بود.

از گوشه چشمش رنگ سبز قورباغه را می دید که گهگاهی از زیر میز داوری سرک می کشید. عکس جسیکا را هم در دست گرفته بود.

دقایق سپری شدند و اثری از جسیکا نبود.

جیانا داشت خوشحال می شد. اگر تا پنج دقیقه دیگر جسیکا سر نمی رسید، دوئل به نفع او تمام می شد. تصمیم گرفت از این پنج دقیقه برای نشان دادن شجاعتش استفاده کند.

- به کسی که جسیکا ترینگ رو طی پنج دقیقه پیدا کنه حدود یک ملیون گالیون جایزه میدم.

جیانا حساب پول هایش را نداشت و وعده هایش هم "حدودی" بود!

در باز شد و قوی ترین، ماهر ترین، بزرگ ترین، با عظمت ترین و سرور داوران دوئل، وارد سالن شد.
ولی ورودش کمی بی نتیجه بود. چرا که شیء نوار مانند صورتی رنگی به سرعت به طرف این داور باشکوه رفت و ثانیه ای بعد، او دیگر سر جایش نبود!

لینی وارنر با ابهت، ناپدید شده بود.

در یک پست آمدیم ازش تعریف کنیم... آن جا هم به باد رفت.

هیاهویی باشگاه دوئل را فرا گرفت.

- چی شد؟
- چرا غیب شد؟
- چرا اینجوری غیب شد؟
- چقدر زشت غیب شد!

جیانا که از عصبانیت، لب هایش را روی هم می فشرد نگاهی به زیر میز انداخت.
قورباغه داشت دور دهانش را می لیسید.
- نتونستم طاقت بیارم. به اون شکلی که داشت آزاد و بی خیال، نزدیک زمین پرواز می کرد، واقعا نمی تونستم شکارش نکنم. چقدر هم خوشمزه بود. ولی نترس. الان جسیکا میاد و می پرم روش!

جسیکا نیامد!

ولی قبل از این که دوئل، به دلیل نیامدن جسیکا، به نفع جیانا به پایان برسد، به دلیل غیبت عجیب و نابهنگام و دلخراش داور اعظم، کنسل شد و تیم داوری بیخودی یک داور از دست داد و جیانا هم بیخودی برنده نشد.

همش هم تقصیر قورباغه خلافکار بود که با شکمی سیر و خیالی راحت، به داخل برکه همراهش پرید.




پاسخ به: دفتر دوئل(محل درخواست دوئل)
پیام زده شده در: ۰:۲۴ دوشنبه ۱ آذر ۱۴۰۰

اسلیترین، مرگخواران

لرد ولدمورت


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۴:۳۹ سه شنبه ۸ آبان ۱۳۸۶
آخرین ورود:
امروز ۲:۰۰:۱۴
از ما گفتن...
گروه:
کاربران عضو
اسلیترین
ناظر انجمن
مرگخوار
ایفای نقش
پیام: 6629
آفلاین
مهلت دوئل گروهی این پایینیا سه هفته اضافه می شه.

دوئل شما قبلا تا سه شنبه دوم آذر بود که بعد از تمدید، تا ساعت 23:59 سه شنبه 23 آذر وقت داره.


بروید همدیگر را بکشید.




پاسخ به: دفتر دوئل(محل درخواست دوئل)
پیام زده شده در: ۲۰:۱۶ یکشنبه ۳۰ آبان ۱۴۰۰

گریفیندور، مرگخواران

کتی بل


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۸:۴۴ دوشنبه ۲۸ مهر ۱۳۹۹
آخرین ورود:
۱۰:۳۱:۴۴ جمعه ۱ بهمن ۱۴۰۰
از زیر زمین
گروه:
مرگخوار
ناظر انجمن
ایفای نقش
گریفیندور
کاربران عضو
پیام: 279
آفلاین
سلام و خیلی ممنون بابت اینکه قبول کردین.
بوخودا تقصیر من نبود.
دستم بود.
تقصیر آستینم بود.
اگه میشه دو الا سه هفته اضافه بشه.
ممنون!


ارباب من Lord

گر کسی مرا ببیند نتواند که ببیند چون که او قارقارو نیست!

قاقاروی بدون مو!



تصویر کوچک شده


پاسخ به: دفتر دوئل(محل درخواست دوئل)
پیام زده شده در: ۱۴:۴۹ شنبه ۲۹ آبان ۱۴۰۰

اسلیترین، مرگخواران

لرد ولدمورت


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۴:۳۹ سه شنبه ۸ آبان ۱۳۸۶
آخرین ورود:
امروز ۲:۰۰:۱۴
از ما گفتن...
گروه:
کاربران عضو
اسلیترین
ناظر انجمن
مرگخوار
ایفای نقش
پیام: 6629
آفلاین
کتی

سوالی پیش میاد!

چرا ما توی قوانین نوشتیم "11- شما می توانید مهلت دوئل را با توافق با حریفتان مشخص کنید. در صورت مشخص نشدن، مدت ده روزه در نظر گرفته خواهد شد و این مدت، بعد از شروع دوئل(اعلام سوژه) به هیچ عنوان(حتی با توافق دو طرف) قابل تمدید نیست."؟

چرا؟ چرا؟ چرا؟

حالا چون چهار نفرین و زورتون زیاده، استثنائا می تونیم قبول کنیم. ولی اولا با هم حرف بزنین و همگی موافق باشین. دوما زمان رو هم تعیین کنین.


همینجا هم بگم که لطفا کسی درخواست تمدید نکنه. به دلیل تجربیات گذشته، نمی تونیم قبول کنیم.




پاسخ به: دفتر دوئل(محل درخواست دوئل)
پیام زده شده در: ۹:۵۰ شنبه ۲۹ آبان ۱۴۰۰

گریفیندور، مرگخواران

کتی بل


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۸:۴۴ دوشنبه ۲۸ مهر ۱۳۹۹
آخرین ورود:
۱۰:۳۱:۴۴ جمعه ۱ بهمن ۱۴۰۰
از زیر زمین
گروه:
مرگخوار
ناظر انجمن
ایفای نقش
گریفیندور
کاربران عضو
پیام: 279
آفلاین
سلام!
واقعا عذر میخواهم از دوستان و داوران!
اما امکانش هست به دوئل گروهی زمان بیشتری تعلق بگیرد؟


ارباب من Lord

گر کسی مرا ببیند نتواند که ببیند چون که او قارقارو نیست!

قاقاروی بدون مو!



تصویر کوچک شده


پاسخ به: دفتر دوئل(محل درخواست دوئل)
پیام زده شده در: ۲۱:۴۴ سه شنبه ۱۸ آبان ۱۴۰۰

اسلیترین، مرگخواران

لرد ولدمورت


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۴:۳۹ سه شنبه ۸ آبان ۱۳۸۶
آخرین ورود:
امروز ۲:۰۰:۱۴
از ما گفتن...
گروه:
کاربران عضو
اسلیترین
ناظر انجمن
مرگخوار
ایفای نقش
پیام: 6629
آفلاین
کتی

فراموشت کرده بودیم. عذرخواهی می کنیم.
داشتم نقد می کردم، هی با خودم فکر می کردم که من چرا این پست رو یادم نمیاد! انگار قبلا نخوندمش.

.............................


نتیجه دوئل کتی بل و پاتریشیا وینتربورن:
(پاتریشیا پستش رو نزده. ولی دربارش توضیح داد.)


امتیازهای داور اول:
کتی بل: 25.5 امتیاز – پاتریشیا وینتربورن: صفر امتیاز

امتیازهای داور دوم:
کتی بل: 25.5 امتیاز – پاتریشیا وینتربورن: صفر امتیاز

امتیازهای داور سوم:
کتی بل:25 امتیاز - پاتریشیا وینتربورن: صفر امتیاز


امتیازهای نهایی:
کتی بل: 25/33 امتیاز - پاتریشیا وینتربورن: صفر امتیاز


برنده دوئل: کتی بل و فک و فامیل قاقارو!


..............................................


بیابان!


شن های طلایی رنگ بیابان با تابش مستقیم خورشید برق می زدند و روی صورت کتی، منعکس می شدند.

سر شن آلود و خسته کتی جلویش در حال قل خوردن بود.
و بدنش به دنبال سر!
- صبر کن ببینم. داری کجا می ری خب؟

سر اهمیتی به کتی نداد.
- خودت خواستی. گفتی سر به بیابون گذاشتی. بفرما. این سر و این بیابون. من می رم ببینم بدون من چیکار می کنی.

بدن کتی سعی می کرد سر را گم نکند.
- من گفتم کتی به بیابون زد. ضمنا خودت قراره بدون من چیکار کنی؟ من حداقل دست و پا دارم. تو حتی اگه آب پیدا کنی و بخوری از تهت می ریزه بیرون.

سر اهمیتی نمی داد. قهر کرده بود. می خواست تنها باشد.
- سر به سرم نذار. دنبالم هم نیا. من اعلام استقلال کردم. راهمون همینجا از هم جدا می شه.

و به کمک دماغش، روی شن ها یک دو راهی کشید و وارد مسیر سمت چپ شد.

کتی هم از همان مسیر رفت و سر حرص خورد.

رفتند و رفتند... تا این که صدایی به گوششان رسید.

- به گوش من رسید. تا جایی که می بینم تو گوشی نداری.

صدا از بدن کم جان و ضعیفی به گوش می رسید.
- کتی... تویی... منتظرت بودم.

کتی صدا را شناخت.
- پاتریشیا؟

خودش بود!

- بگو که کمک آوردی. بگو که پیاممو دریافت کردی.

کتی دستش را دراز کرد و سرش را که کمی با فاصله از او روی زمین افتاده بود، خاراند.
- کدوم پیام دقیقا؟

پاتریشیا به تپه کوچکی که کنارش تشکیل شده بود اشاره کرد.
- وسایلت... که دزدیده شدن... واقعا خط منو نشناختی؟ نفهمیدی که دزد من بودم؟ نفهمیدی یخچال اشاره به بیابون داره؟ چون دمای یخچال برعکس بیابونه... و سی دی هات اشاره به خورشید گرد و درخشان داره؟ نفهمیدی که من اینجا گیر کردم و باید بیای دنبالم؟

نه کتی و نه سرش نمی فهمیدند که پاتریشیا چطور انتظار داشت که یک کتی ساده، از یک دزدی عادی، این نتیجه گیری ها را بکند. و وقتی قادر بود وارد خانه کتی بشود، چرا به بیابان برگشته بود.

پاتریشیا با صدایی غمگین گفت:
- حالا هر دومون گیر کردیم. سر منم گذاشت رفت. پیداش نکردم دیگه. سرتو می دی یکی دو دقیقه ازش استفاده کنم؟ یه کرفس از یخچالت برداشتم که داره پلاسیده می شه. زودتر بخورمش.

بدن کتی رفت و کنار بدن پاتریشیا نشست.


حالا آن ها یک سر بودند در دو بدن.











شما می ‌توانید مطالب را بخوانید
شما نمی توانید عنوان جدید باز کنید
شما نمی توانید به عنوان‌ها پاسخ دهید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را ویرایش کنید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را حذف کنید
شما نمی توانید نظر سنجی اضافه کنید
شما نمی توانید در نظر سنجی ها شرکت کنید
شما نمی توانید فایل‌ها را به پیام خود پیوست کنید
شما نمی توانید پیام بدون نیاز به تایید بزنید
شما نمی توانید از نوع تاپیک استفاده کنید.
شما نمی توانید از HTML در نوشته های خود استفاده کنید
شما نمی توانید امضای خود را فعال/غیر فعال کنید
شما نمی توانید صفحه pdf بسازید.
شما نمی توانید پرینت بگیرید.

[جستجوی پیشرفته]


هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است. ۱۴۰۰-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.