هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل


در حال دیدن این عنوان:   1 کاربر مهمان





Re:عکاس خونه تبلیغاتی هاگوارتز
پیام زده شده در: ۱۷:۰۱ سه شنبه ۱۱ اسفند ۱۳۸۳

نیکلاس فلامل


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۷:۳۹ یکشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۸۳
آخرین ورود:
۲۱:۴۹ شنبه ۲۹ بهمن ۱۳۸۴
از hogwarts
گروه:
کاربران عضو
پیام: 227
آفلاین
من: سلام کالین کریوی
کالین:سالم بفرماييد
من: من چند روز پيش يك عكس هري پاتر را از مانداناگاس خريدم 3 گاليون ولي امروز پاك شده در ضمن مانداناگاس گفت با شما همكار است من امده ام كه بپرسم براي عكس چه رخ داده است
کالین:در دل خود گفت : اين مانداناگاس رفت تو بازار با اسم من كلا برداري ميكند
كالين: خب من همين الان مانداناگاس را صدا ميكنم. او به پيش مازامولا رفت و او را به دنبال مانداناگاس فرستاد سپس به پيش من باز گشت و به من پيشنهاد گرفتن يك عكس را داد
من :موافقم اگر ميشود عكس پستري بنداز
كالين: باشد
..........................
ادامه اش بر عهده ي کالین کریوی يا مانداناگاس عزيز


:bigkiss: dostar
dostar to harry potter 2


Re:عکاس خونه تبلیغاتی هاگوارتز
پیام زده شده در: ۲۰:۵۶ جمعه ۲۴ مهر ۱۳۸۳

کالین کریوی


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲:۳۵ چهارشنبه ۴ شهریور ۱۳۸۳
آخرین ورود:
۱۲:۰۵ چهارشنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۸۷
از لندن-یه عکاسی موگلی نزدیک کوچه دیاگون
گروه:
کاربران عضو
پیام: 708
آفلاین
من:همی برادر کارکاروف بیا عکست حاضر شد
کارکاروف:نه من نمیخوام این که سیاه سفیده
من:خوب تغصیر خودته بس که سیاهی همه رنگا رو جذب کردی سیاه سفید شده
کارکاروف: الان یه عکسی نشونت بدم...
میاد که یه طلسم اجرا کنه...که مازامولا یه هد میزنه به کلش منم یه اکسیو مرلین میگم مرلین از دستشویی میاد بیرون
کارکاروف که چشماش به پلکهای مرلین افتاده: نه همون خوبه همون سیاه سفیدهرو بده برم
من:همی قابل شما رو ندارد
اینم عکستون(بدلیل موجود نبو.دن عکس رنگی کارکاروف )

پیوست:



jpg  karkaroffbust-lf.jpg (25.58 KB)
1362_416ffa49ecd61.jpg 246X350 px


هوووم امضاي آفتابه اي بسته!
[b][color=996600]
بينز نامه
بيا يا هم به ريش هم بخنديم...در سايتو واسه خنده ببنديم
بيا تا ريش ها ب


Re:عکاس خونه تبلیغاتی هاگوارتز
پیام زده شده در: ۱۷:۳۸ جمعه ۲۴ مهر ۱۳۸۳

کالین کریوی


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲:۳۵ چهارشنبه ۴ شهریور ۱۳۸۳
آخرین ورود:
۱۲:۰۵ چهارشنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۸۷
از لندن-یه عکاسی موگلی نزدیک کوچه دیاگون
گروه:
کاربران عضو
پیام: 708
آفلاین
کالین یه ریپارو اجرا میزنه همه چی شپلخ میشه سر جاش...
من:حاجی جون باشد که همی مرلین را به ما برگردانید که ما با وی در اینجا بسیار کار داریم
حاجی:مورد منکراتی دارد برادر کالین...جاسم بدو بیا اون لیستو بخون ببینم
جاسم:حاجاقا تو که خودت میدونی ما بی سواتیم
حاجی:آفرین بر شما باد که به من راهنمایی نمودی برادر جاسم بخوان و وردی به نام اقرا بسمک حاجی اجرا نمودی بر جاسم
و جاسم مدهوش گردید و زبان باز نمود بس فصیح...
جاسم:
1.داشتن حداقل یک توالت اضافه در عکاس خانه تا مرلین مزاحم سایر مشتریان نگردد
2.نصب عکس حاجی بر بالای دیوار عکاس خانه کنار عکس وزیر
3.نصب علامت don't disturb...dangerus بر در توالت محل اقامت وی
همی نامه تمام
حاجی:احسنتم بر شما باد جاسم ....و بادی از احسنت به وی وزیدن بگرفت شگرف
من هم حرفهای اعلامیه را به گوش جان نیوش نمودم و شرایط را پس از دعا و نیایش به جای آوردمی همی
حاجی:احسنت برادر کالین که از بندگان شریف آسلامی
من:همی سپاسگذارم
صدای مرلین به سبک کارتون کارگاه گجت:مممممنننن برررررر میگرررررددددمممم....
و پس از یک روز به توالت اضافی ما شپلخ نمود خودش را


ویرایش شده توسط کالین کریوی در تاریخ ۱۳۸۳/۷/۲۴ ۱۷:۴۸:۳۶

هوووم امضاي آفتابه اي بسته!
[b][color=996600]
بينز نامه
بيا يا هم به ريش هم بخنديم...در سايتو واسه خنده ببنديم
بيا تا ريش ها ب


Re:عکاس خونه تبلیغاتی هاگوارتز
پیام زده شده در: ۱۶:۴۶ جمعه ۲۴ مهر ۱۳۸۳

دارک لرد


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۲:۵۱ سه شنبه ۱۶ دی ۱۳۸۲
آخرین ورود:
۲:۳۷ دوشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۱
از پیش دافای ارزشی
گروه:
کاربران عضو
پیام: 826
آفلاین
ای آقا ... ای خدا! یا الله اقتل الشیکم! ارسال الرعد برق فی الکله الشیکم! محدودیت؟ استکبار بیشتر؟ فرصت 24 ساعت برای ویرایش؟؟؟ استکبار مملی تا چه حد! امروز برای اولین با در تاریخ مملی رو موفق شدم زیارت کنم! پیرمرد داشت سه گام می رفت بسکتبال شپلخ کنه که من توی حلقه ظاهر شدم! بسی بحث کردیم که نتیجه نداد!
کالین: سلام حاجی!
من: سلام برادر کالین! چه اخبار؟؟؟ کارا خوب پیش میره؟ قرض از دخول در اینجا نجات مرلین بود... ببخشید مزاحم کار شما می شوم! یه مقدار فقط ریخت و پاش داره دیگه شرمنده
کالین: خواهش می کنم کاری نیست!
من: آهوی! غضنفر! جاسم! لودر و گریدر و بولدوز و تراکتور و آمپی فایر و ساب وفر و توییتر رو بیارین!
کالین:
غضنفر: هو آگا شوما اون توییی؟
مرلین: اهو اهو!
من: بابا بیا بیرون ملت کار دارن!
مرلین: نمی خوام! اینجا کیف میده!
من: بشکن درو!
غضنفر: هو جاسم شپلخ کن درو!
جاسم: شپلخ!(کلنگ تو در!) دنگ! (شکستن کلنگ!)
من: پروژه B
جاسم: چراغ قلی! بشین پشت بولدوز برو تو در!
کالین: پس لابراتور من چی میشه!
من: در راه آسلامه برادر! شوما خودتون رو ناراحت نکن!
جاسم: اشعه به پیش! اوا نه اونکه کارتون ماسک بود! تراکتور به پیش! حملهَ!
چراغ قلی و علی و ممد و غیره...: هییییییی!
بومب! بدموبم! بادامب! دنگ! شپلخ! دیش!
مرلین: اهو اهو! در نزنین! بسه بابا تو آدم هست!
جاسم : حاجی ماشین های راه سازی هم از بین رفت!
من: چاره ای نیست! پروژه C
جاسم: بلندگو ها رو اوستاد کنین! غضنفر این سی دی رو بنداز تو ضبط!
من: اسمش چیه؟
جاسم: جدیده حاجی! دیروز از یه بی جامه پارتی گیرآوردیم! روش نوشته دی جی برقی
من: حالا بذار ببینم چیه!؟
جاسم: آها! زدم!
نوار: اوپس دوپس اتیس اتیس دیش دیش! برق برق ... اتیس اتیس! برق ممد برق ممد... اتیس اتیس! گروه ترانه های شرکت بابا برقی و دوستان تقدیم می کند:(صدای هورای مردم) اتیس اتیس این شما و این(هورای بلند تر) : دی جی ممد برقی
: مخلصیم! (صدای پک زدن سیگار) آهنگ برو بالا : اتیس دوپس اوپس دیپس ای یار ****** توی این بحث******* با هم رفتیم توی *****! تو گفتی که چه اونجا ****** اتیس اتیس! فداتون ملت! دهن *******!
جاسم: چه گشنجه! اجه می دونستم زودتر می جرفتم!
من: چه نوارش ارزشیه! دی جیش هم که آشناست!
کالین بی هوش میشه
مرلین: ای وای! من دیگه نمی تونم تحمل کنم! وقتی میگم هری پاتر توطئه استکباره و جوونای چیزای بد مثل صمیمی شدن یاد می گیرن راس میگفتم! دنگ!(در واز میشه!) من میگم که...

من: .. ام مرلین جان؟
مرلین: ... ها؟
من: شلوارت جا مونده!
مرلین: اوا
من: خواهرا و خصوصا برادران واحد قزوین نگا نکنن! چشماتون رو درویش کنین!
مرلین: ببین ای حاجی! باعث شدی از آسایش مستراح دور بشم! حالا که اینطور شد میرم دفتر وزیر!
من: ماااااااااااااااا
کالین تازه به هوش اومده: هان این جا چه خبره؟
من: کالین جان چیزی گفتی؟ ... جاسم بچه ها رو جمع کن! عملیات خروج مرلین با موفقیت انجام شد! اون سی دی رو هم بیار دفتر بذاریم گوش کنیم!


!ASLAMIOUS Baby!


Re:عکاس خونه تبلیغاتی هاگوارتز
پیام زده شده در: ۱۲:۴۵ شنبه ۱۸ مهر ۱۳۸۳

کالین کریوی


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲:۳۵ چهارشنبه ۴ شهریور ۱۳۸۳
آخرین ورود:
۱۲:۰۵ چهارشنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۸۷
از لندن-یه عکاسی موگلی نزدیک کوچه دیاگون
گروه:
کاربران عضو
پیام: 708
آفلاین
کالین:امروز که نمیشه مانداناگاس عزیز...
مانداناگاس:چرا؟
کالین:آخه امروز میخوام عکسای هری رو چاپ کنم
مانداناگاس:فردا چی؟
کالین:نه معذرت فردا هم باید برم بدم هری امضاشون کنه
ماندانگاس:پس فردا چی؟
من:خوب آخه امضا گرفتن من 1 هفته طول میکشه
مانداناگاس: ای بابا پس من کی عکس بگیرم... کالین مثلا تو تاجری تو هر چی مشتری رو میپرونی
کالین میره بیرون...
مانداناگاس:إ این کجا رفت؟
مازامولا:رفت عکسای هری رو که هفته پیش ازش گرفته بود بهش بهد تا امضا کنه...
مانداناگاس: پس من چی کار کنم؟
مازامولا در حالی که هد میزنه حالا فردا بیا شاید یه کاری برات کردم
مانداناگاس:من نمیییییییی خوام


هوووم امضاي آفتابه اي بسته!
[b][color=996600]
بينز نامه
بيا يا هم به ريش هم بخنديم...در سايتو واسه خنده ببنديم
بيا تا ريش ها ب


Re:عکاس خونه تبلیغاتی هاگوارتز
پیام زده شده در: ۱۸:۰۹ پنجشنبه ۱۶ مهر ۱۳۸۳

ماندانگاس فلچر


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۳:۰۹ سه شنبه ۱۰ شهریور ۱۳۸۳
آخرین ورود:
۵:۳۷ یکشنبه ۲۳ مرداد ۱۳۸۴
گروه:
کاربران عضو
پیام: 26
آفلاین
ماندانگاس اولش اما بعد
كالين يه كوچولو جا مي خوره
دانگ: كالين عزيز من حالا خيلي باهات حال كردم...
كالين: بله!!!!
دانگ:نه نه...از اون لحاز كه اهل تجارتي .
كالين :هان ما اينيم ديگه
دانگ : من يه كاغذ عكاسي مخصوص دارم ....
كه بعد دو روز پاك مي شه
و ...
كالين : اين به چه دردي مي خوره؟؟
ماندانگاس: كالين بابا اين باعث مي شه كه هر دو روز
جادو گرا بيان اينجا عكس بگيرن
كالين : من نميخوام هيچ عكسي پاك شه
عكس هنره عكس عشقه عكس...
دانگ: و بعد مي زنه زير گريه
كالين بابا بيا اين 2 تا سيكل و بگير و از ما عكسي بگير
تا سره منو با اين حرفات كلاه نگذاشتي من برم ...
من كي بيام عكسمو ببرم كالين...
((( كي بيام كالين؟؟؟)))


مÙ


Re:عکاس خونه تبلیغاتی هاگوارتز
پیام زده شده در: ۱۲:۴۱ پنجشنبه ۱۶ مهر ۱۳۸۳

کالین کریوی


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲:۳۵ چهارشنبه ۴ شهریور ۱۳۸۳
آخرین ورود:
۱۲:۰۵ چهارشنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۸۷
از لندن-یه عکاسی موگلی نزدیک کوچه دیاگون
گروه:
کاربران عضو
پیام: 708
آفلاین
کالین زل میزنه تو چشمای مانداناگس:هیییییییی تو خجالت نمیکشی...نه نه تو حیا نداری شرم نداری این چه کاریه میکنی
مانداناگاس:خوب تجارت تجارت کالین جان تو که خودت واردی
من:
مازامولا:استاد کالین... استاد کالین بالاخره با هری صحبت کردم بیاد جمعه 6 تا عکس ازش بگیریم
من: خوبه!! آفرین مازا ماهی 40 گالیون به حقوقت اضافه میکنم :bigkiss:
حاجی میاد تو:ولکن برادر کالین از شما بعیده کارای خلاف شرع
من:ریشوس... 2من ریش در میارم...از سقف برو بالا حاجی!!!ولکن آسلام شما را برای ما حفظ کند
یهو متوجه میشن مرلین از سقف توالت رفته بالا
حاجی:بیا یه عکس از ما بنداز برادر کالین برای حزانت این گراپ کوچولو میخوام
من:نگاه میندازم به گراپ آخی طفلک خیلی کوچولو مامانیه
حاجی:
من:
شترق...
یه عکس از حاجی و گراپ می گیرم حاجی 2 سیکل میندازه رو میز خداحافظی میکنه میره بیرون
مانداناگاس:دو سیکل
من:خوب میدونی تجارته دیگه اینجا قیمتش دو سیکل تقصیر این موذمال(مازامولا: من: إ ببخشید مازامولاست)رفته این قیمت 2 گالیون رو زده به دیوار ماهم قیمتمون 2 سیکل بود گفتم درستش کنه هنوز درستش نکرده...
مانداناگاس:ولی من داشتم 2 گالیون میدادم (ادامه بدید )


هوووم امضاي آفتابه اي بسته!
[b][color=996600]
بينز نامه
بيا يا هم به ريش هم بخنديم...در سايتو واسه خنده ببنديم
بيا تا ريش ها ب


Re:عکاس خونه تبلیغاتی هاگوارتز
پیام زده شده در: ۱۰:۵۳ پنجشنبه ۱۶ مهر ۱۳۸۳

ماندانگاس فلچر


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۳:۰۹ سه شنبه ۱۰ شهریور ۱۳۸۳
آخرین ورود:
۵:۳۷ یکشنبه ۲۳ مرداد ۱۳۸۴
گروه:
کاربران عضو
پیام: 26
آفلاین
دانگ دستش رو مي كنه تو جيب يكي از باروني هاش
يه پك محكم ديگه هم به پيپش مي زنهبعد مي گه:
كالين... استاد كالين ... كالين جونم ببين
ما با هم مي تونيم يه معامله بهتر كنيم .
ببين من مي تونم تمام عكساي پاتر و كه تو بازار هست...
مي دوني ديگه يه جوري نيست و نابود كنم تا اون وقت همه بيان از تو عكساي پاترو بگيرن
كالين:چرا مي خواي عكسا رو نيست و نابود كني

خوب نه نه ماندانگاس يه كم قات زده

دست مي كنه تو جيبش و سه تا سيكل در مي اره اين كافيه

نه سه سيكل كالين
خوب 6 تا
6 تا
اره كالين ديگه
ببين من كه مثل همه پول دار نيستم كه
من اولش مي خواستم گيل گالاد بشم اما يهو ديدم دانگ شدم

اصلا چطور دلت مي اد از مستحقي مثل من پول بگيري هان ؟
دلت مي خواد جادوگرا پشت سرت بگن كالين از 2 تا گاليون نا قابل نگذشت
كالين اشك تو چشماش جمع ميشه
اما يهو يه كيسه از تو جيب يكي از باروني هاي دانگ ميفته زمين
و جنگ صدا ميده ...((معلومه كيسه پر از گاليونه ديگه))



(( ادامه توسط كالين عزيز ))


مÙ


Re:عکاس خونه تبلیغاتی هاگوارتز
پیام زده شده در: ۸:۰۱ پنجشنبه ۱۶ مهر ۱۳۸۳

کالین کریوی


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲:۳۵ چهارشنبه ۴ شهریور ۱۳۸۳
آخرین ورود:
۱۲:۰۵ چهارشنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۸۷
از لندن-یه عکاسی موگلی نزدیک کوچه دیاگون
گروه:
کاربران عضو
پیام: 708
آفلاین
کالین:باید فکر کنم دانگ...هوووم پاتیل...نه پاتیل لازم ندارم تو خونه خیلی زیاد دارم...ببینم اون عکس امضا شده هری رو؟؟
دانگ در حالی که پییپ جوراب سوخته شو روشن میکرده:بیا ببینش!!!
من:آخ جون!!!
شترق
من: آخ سرم چرا میزنی؟
مازامولا:استاد کالین این که عکسیه که خودت گرفتی دیروز از عکاسی کش رفتن
من:هوووووووووم...دانگ این یعنی چی؟
دانگ:من...من من از یکی دیگه کش رفتم نمی دونستم مال تو هست
من:خوب این که تموم شد حالا پول واسه عکست میدی یا نه؟
دانگ...(بقیه اش رو بنویس)


هوووم امضاي آفتابه اي بسته!
[b][color=996600]
بينز نامه
بيا يا هم به ريش هم بخنديم...در سايتو واسه خنده ببنديم
بيا تا ريش ها ب


Re:عکاس خونه تبلیغاتی هاگوارتز
پیام زده شده در: ۲۱:۴۸ چهارشنبه ۱۵ مهر ۱۳۸۳

ماندانگاس فلچر


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۳:۰۹ سه شنبه ۱۰ شهریور ۱۳۸۳
آخرین ورود:
۵:۳۷ یکشنبه ۲۳ مرداد ۱۳۸۴
گروه:
کاربران عضو
پیام: 26
آفلاین
كالين گوشه عكاسيش نشسته كه ميبينه يه كپه لباس وارد ميشه
كالين به كپه لباس خيره شده كه يهو يه صدا از لباسا در مي اد
سلام
كالين كه كپ كرده ميگه سلام شما
كپه لباس يواش يواش باز مي شه 5 تا باروني 10 تا شال
3 تا كلاه
يه 6 7 تايي هم پاتيل و پيپ
يك مرد لاغر مردني به كالين لبخند مي زنه
من ماندانگاس فلچرم ميتوني بهم بگي دانگ
كالين مي گه: هان

فرمايشتون
من يه عكس ميخوام
كالين جواب ميده اهان
دانگ حالا جاي كالين به ديوار خيره شده اما...اما جاي پولش از اين
پاتيلا بهت ميدم ... چيزاي ديگه اي هم دارم نظرت چيه هان
مثلا يه دوربين جديد تر اما طول مي كشه
يا عكساي امضا شده پاتر ... از باز سياه پيدا كردما توپه توپ
دانگ به كالين لبخند ميزنه
و كالين....(بقيه ش با كالين))


مÙ







شما می ‌توانید مطالب را بخوانید
شما نمی توانید عنوان جدید باز کنید
شما نمی توانید به عنوان‌ها پاسخ دهید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را ویرایش کنید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را حذف کنید
شما نمی توانید نظر سنجی اضافه کنید
شما نمی توانید در نظر سنجی ها شرکت کنید
شما نمی توانید فایل‌ها را به پیام خود پیوست کنید
شما نمی توانید پیام بدون نیاز به تایید بزنید
شما نمی توانید از نوع تاپیک استفاده کنید.
شما نمی توانید از HTML در نوشته های خود استفاده کنید
شما نمی توانید امضای خود را فعال/غیر فعال کنید
شما نمی توانید صفحه pdf بسازید.
شما نمی توانید پرینت بگیرید.

[جستجوی پیشرفته]


هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است | ۱۳۹۸-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.