هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل


در حال دیدن این عنوان:   1 کاربر مهمان





Re: مغازه جیب بر های جادویی ویزلی ها
پیام زده شده در: ۲۰:۵۶ شنبه ۲۲ اسفند ۱۳۸۳
#40

james_potter


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۹:۳۲ جمعه ۱۶ مرداد ۱۳۸۳
آخرین ورود:
۱۵:۴۰ یکشنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۰
از تهران
گروه:
کاربران عضو
پیام: 431
آفلاین
آرسی بعد از کلی فکر و مشورت با فرد :

فردی : خوب پس همون که تصویب شد!!

فقط پیش خودمون بمونه که کجا!!!

آرسی : حتما !!

فرد : خوب پس تا چهارشنبه که کلی صدا میکنیم !!

آرسی : تا چهار شنبه اورانیم غنی میکنم تا خوب صدا بده!!!


فرد و آرسی از هم جدا میشن و هر کی به راه خودش میره


از هری پاتریست بودن اعلام بازنشستگی می کنم
راه رو واسه جوونا باز کردم!


Re: مغازه جیب بر های جادویی ویزلی ها
پیام زده شده در: ۲۰:۴۷ شنبه ۲۲ اسفند ۱۳۸۳
#39

فرد ویزلی


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲:۳۳ سه شنبه ۱۳ مرداد ۱۳۸۳
آخرین ورود:
۱۵:۱۲ یکشنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۸۷
از کوچه دیاگون - مغازه جیب بر های جادویی ویزلی
گروه:
کاربران عضو
پیام: 185
آفلاین
فرد به آرسنیوس زنگ میزنه و یه کار خیلی فوری داره :
فردی : سلام آرسی

آرسی : سلام چه خبره؟

فردی: هیچی شفارشی که دادی رسیده !!!

آرسی : سانتی

فردی: هییییییییییشششششششش

آرسی : اوکی

سانتیریفیروش؟؟

فردی : آره !!

آرسی : بابا تو دیگه کی هستی!!!!!!

فردی: خوب دیگه !!

فرد اینه!!

آرسی : بابا ای ول

اصلا انتظار نداشتم!!!

فردی: میدونی چند درصد؟؟؟

آرسی : ؟؟؟؟؟

فردی: 99/5 %

آرسی

خوب جاشو چی کار کنیم؟؟

اگه اینجا نگهش دارم تابلو میشه

آرسی : حتما من یه فکری واسش میکنم

فردی: فعلا برو !!

آرسی باشه بای


تصویر کوچک شده


Re: مغازه جیب بر های جادویی ویزلی ها
پیام زده شده در: ۱۶:۲۲ جمعه ۲۱ اسفند ۱۳۸۳
#38

james_potter


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۹:۳۲ جمعه ۱۶ مرداد ۱۳۸۳
آخرین ورود:
۱۵:۴۰ یکشنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۰
از تهران
گروه:
کاربران عضو
پیام: 431
آفلاین
بعد از کلي بگو مگو يهو آرسنيوس ميگه :
آرسنيوس : آخه ککتول مروتوف( kok tol morotof ) ميخواد چي کار کنه؟؟؟؟

نيکي : بابا خيلي قدرتمنده !!

فردي: هومک !!

آرسنيوس : بابا من ميخوا 50 تن مواد هستهاي بترکونم تو ميگي ککتول بترکونيم؟؟

فردي: نيکي اين آرسنيوس آخر اين کار هاست

نيکي : ولي اين هم خيلي قدرت داره !!!

آرسنيوس : هومک!!

اصلا يه کار ديگه!!

فردي و نيک : ؟؟؟؟

آرسنيوس : فردي ديگه لازم نيست فتيله جمع کني

فردي: جريان چيه ؟

آرسنيوس : بابا همين ککتول هارو ميکنيم فتيله ديگه !!!

نيکي : WOOOOOOOOOOOOWWWWWWW

آرسنيوس : هم خيلي صدا ميکنيم هم خرجش زياد فرق نداره!

فردي رو به آرسنيوس ميگه:

آرسي تو چقدر ميتوني بذاري؟؟

آرسنيوس : من که از تقويت خونه خر پول شدم

اگه درآمد يه روز رو بدم کل خرج هارو ميدم

فردي: پس اينش هم رفع شد

بعدش گانگستر ها از هم خدا حافظي کردن و باباي تا چهارشنبه


از هری پاتریست بودن اعلام بازنشستگی می کنم
راه رو واسه جوونا باز کردم!


Re: مغازه جیب بر های جادویی ویزلی ها
پیام زده شده در: ۱۴:۰۸ جمعه ۲۱ اسفند ۱۳۸۳
#37

نیکلاس فلامل


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۷:۳۹ یکشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۸۳
آخرین ورود:
۲۱:۴۹ شنبه ۲۹ بهمن ۱۳۸۴
از hogwarts
گروه:
کاربران عضو
پیام: 227
آفلاین
من وارد مغازه شدم
من : سلام فرد و آرسنیوس چه طوريد
فرد : خوبيم
آرسنیوس : بد نيستسم
من :‌ديگه تا چهار شنبه سوري چيزي نمانده چه فكري داريد
آرسنیوس :‌بمب منفجر كنيم
فرد : مدرسه را بياريم پايين
من : ايول
سپس من بطري از جيبم در اوردم
من : اين يه وسيله ي انفجاري است براي جدم
فرد : پس حتما بچه بازي
من : نه جدم وقتي در جهاشنبه سوري اين ماده را منفجر كرد قاره ي امريكا از اروپا جداشد
آرسنیوس : يعني قبلا اين دو قاره متصل به هم بودند
من : اره
فرد : بابا اين طوري كه دنيا را از بين مي بريد


:bigkiss: dostar
dostar to harry potter 2


Re: مغازه جیب بر های جادویی ویزلی ها
پیام زده شده در: ۱۲:۰۲ جمعه ۲۱ اسفند ۱۳۸۳
#36

james_potter


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۹:۳۲ جمعه ۱۶ مرداد ۱۳۸۳
آخرین ورود:
۱۵:۴۰ یکشنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۰
از تهران
گروه:
کاربران عضو
پیام: 431
آفلاین
آرسنیوس بعد از چند لحظه بر میگرده به فردی میگه :

آرسنیوس : فردی آرتور نفهمه فتیله خریدی ها !!!

فردی: آرتور چیه درست صحبت کن!!

آرسنیوس : خوب بابا
بابا جینت ( بابا جان تو )

فردی : نه بابا من این کاره ام

آرسنیوس : بیبین میتونی چیزی گیر بیاری که بو بده ؟؟

فردی: بو؟؟؟؟؟

آرسنیوس : آره با 2 تا ماسک !!!

فردی: آره چطور؟

آرسنیوس : همراه با صدا کردن کارپت و مواد هسته ای درش بیاریم که هیچ کی از بوش بی نصیب نمونه!!!

فردی: بابا یه کم رحم کن!!!

آرسنیوس: رحم کجا بود چهارشنبه سوری

فردی : ایول

آرسنیوس :

فردی : پس تا چهار شنبه


از هری پاتریست بودن اعلام بازنشستگی می کنم
راه رو واسه جوونا باز کردم!


Re: مغازه جیب بر های جادویی ویزلی ها
پیام زده شده در: ۱۱:۵۲ جمعه ۲۱ اسفند ۱۳۸۳
#35

فرد ویزلی


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲:۳۳ سه شنبه ۱۳ مرداد ۱۳۸۳
آخرین ورود:
۱۵:۱۲ یکشنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۸۷
از کوچه دیاگون - مغازه جیب بر های جادویی ویزلی
گروه:
کاربران عضو
پیام: 185
آفلاین
فردی به آرسنیوس زنگ میزنه و کارش داره :

آرسنیوس با کلی تاخیر اومد داخل دکون :

آرسنیوس : واسه چهار شنبه چی کار میکنی؟؟

فردی: واسه همین صدات کردم دیگه!!

آرسنیوس : من یه فکر بکر دارم !!!

فردی : بفرما

آرسنیوس : من 5 کیلو کارپت کرفتم با کلی مواد هسته ای

فردی:

آرسنیوس : اگه بترکونیم کله شیشه های هاگزمید میشکنه
که هیچ

مدرسه هم کلی جا به جا میشه

فردی:

آرسنیوس : تا چهار شنبه صبر کن

این بابت هم که هی گیر میده

فردی: آره

آرسنیوس : اونش هم با من

فردی:

آرسنیوس : پی تا چهارشنبه فتیله و چاشنی حاضر کن که میخواییم کله جادوگر ها که هیچ
مشنگ ها 1 سال به خودشون نیان

فردی: بابا تو چه ابلیسی هستی

آرسنیوس : ابلیس وقتی منو تو با هم باشیم باید بیاد شاگردی

فردی :

آرسنیوس : فعلا تا چهارشنبه!!!


تصویر کوچک شده


Re: مغازه جیب بر های جادویی ویزلی ها
پیام زده شده در: ۱۵:۴۴ شنبه ۱۵ اسفند ۱۳۸۳
#34

نیکلاس فلامل


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۷:۳۹ یکشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۸۳
آخرین ورود:
۲۱:۴۹ شنبه ۲۹ بهمن ۱۳۸۴
از hogwarts
گروه:
کاربران عضو
پیام: 227
آفلاین
من : تو رو به خدا نزن ارتور
ارتور : تو بايد تنبيه شوي
من : من تغيير كردم تازه اون نارنجك را مشنگ ها ساختند
ارتور : اره فقط يكمي جادو توش بود
فرد : اينكه ايرادي نداره خود شما هم ماشين را جادو كرده بود
ارتور : فرد ديگه درباره ي ان صحبت نكن
منه يواشكي به جرج گفتم :
ببينم جرج بابات اون ماشين را دوست داشت
جرج : اره عاشقش بود
من : خب اقاي ويزلي حيف كه شما ديگر تغيير كرده ايد و الا
ارتور : والا چي
من : هيچي من يه ماشين مشنگي داشتم مي خواستم ان را به شما بدهم
ارتور با نفس خودش مي جنگيد
فرد : اخر بابا قبول مي كنيد
ارتور : باشه
ارتور سويچ ماشين را گرفت و رفت
من : خب فرد اين لودو رو ببر انباري تا من بيام به من كه 10 ضربه شلاق زده مي خواهم جبرانش كنم
فرد و جرج : ما هم مي خوا هيم يه نوازشي بكنيم


:bigkiss: dostar
dostar to harry potter 2


Re: مغازه جیب بر های جادویی ویزلی ها
پیام زده شده در: ۱۰:۳۸ شنبه ۱۵ اسفند ۱۳۸۳
#33

james_potter


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۹:۳۲ جمعه ۱۶ مرداد ۱۳۸۳
آخرین ورود:
۱۵:۴۰ یکشنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۰
از تهران
گروه:
کاربران عضو
پیام: 431
آفلاین
آرسنیوس وارد میشه و بعد از تنفس مصنوعی با فرد و بعد از کلی خوش و بشو این حرفا میره سر اصل مطلب :

آرسی : فردی یه کار باحال میخوا بکنیم :

فردی : هومک !!!

آرسی : بریم از یه جا ممنوعه یه چیز رو کش بریم بذاریمش یه جا دیگه

فردی : خیلی خطرناکه!!!!

آرسی : نه باب میذاریمش یه جا دیگه

فردی : چی بشه؟؟؟

آرسی : تو مدرسه عین توپ میترکه

در ضمن حال این یارو ( فلیج ) هم گرفته میشه

فردی: باید روش فکر کنم !!

آرسی : هومک!!

ولی خیلی حال میده ها

تو مدرسه آشوب به پا میشه

بعدش آرسی خیلی عادی از مغازه میاد بیرونو میره به کار های خودش برسه


از هری پاتریست بودن اعلام بازنشستگی می کنم
راه رو واسه جوونا باز کردم!


Re: مغازه جیب بر های جادویی ویزلی ها
پیام زده شده در: ۳:۳۵ شنبه ۱۵ اسفند ۱۳۸۳
#32

فرد ویزلی


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲:۳۳ سه شنبه ۱۳ مرداد ۱۳۸۳
آخرین ورود:
۱۵:۱۲ یکشنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۸۷
از کوچه دیاگون - مغازه جیب بر های جادویی ویزلی
گروه:
کاربران عضو
پیام: 185
آفلاین
فرد و جرج که میبینن بد جوری نارو خوردن ..........

فرد : من همیشه گفتم و بازم میگم که اجادوگرا خیلی در مورد مشنگ ها کم لطفی کردن

جرج : چی میگی فرد ؟ حالا وقت این حرفاست ؟ مخت عیب پیدا کرده ها ......

فرد : حرف نزن ببین حالا چطوری همه چی رو حل میکنم ....

فرد : بابا ما (من و فرد و نیکل) میخواستیم ازت بخوایم که با ما در جمع آوری وسایل مشنگ آزاری از دست این جادوگرای خیلی خیلی بدی که دارن مشنگ آزاری میکنن کمک کنی ........

آرتور یه دونه میزنه تو سر فرد و میگه :

میخوای پدرتو دوباره گول برنی ؟ من اندازه سنت فقط گول زدم

و درحالی که نگرانی در چهره سه تفنگدار این مغازه موج میزنه (فرد جرج نیکل) لودو و آرتور با سیم سرور حسابی سه تفنگ دار رو نوازش میدن ...............


تصویر کوچک شده


Re: مغازه جیب بر های جادویی ویزلی ها
پیام زده شده در: ۲۳:۱۱ جمعه ۱۴ اسفند ۱۳۸۳
#31

آرتور ویزلی


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۳:۴۷ یکشنبه ۷ تیر ۱۳۸۳
آخرین ورود:
۱۴:۱۵ شنبه ۱۴ خرداد ۱۳۸۴
از بارو_خانه ی ویزلی ها
گروه:
کاربران عضو
پیام: 192
آفلاین
آرتور كه خاك آلود بود بر ميگرده
آرتور:لودو كو؟
فرد: اونجاست
لودو:سلام آرتور عزيز حالت چطوره
آرتور:حالا بهت مي گم
لودو:صبر كن بيا يه معامله اي با هم بكنيم
آرتور:چي؟
لودو:در مغازه رو ميبنديم و من هم به چيزي كه ميخوام ميرسم اينطوري هر دو راضي ميشميم
آرتور:فكر بدي نيست
لودو:پس بيا تا به حسابشون برسيم
آرتور:صبر كن يه كاري دارم بعد ميام
لودو:چي؟
آرتور:بزار ميفهمي
آرتور ميزنه پشت كمر فلامل و فلامل ميافته رو زمين
آرتور:پس منو گو.ل ميزني؟
فلامل:تقصير من چيه اينا منو اغفال كردن
آرتور:خدمت هر سه تا تون ميرسم


I come back







شما می ‌توانید مطالب را بخوانید
شما نمی توانید عنوان جدید باز کنید
شما نمی توانید به عنوان‌ها پاسخ دهید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را ویرایش کنید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را حذف کنید
شما نمی توانید نظر سنجی اضافه کنید
شما نمی توانید در نظر سنجی ها شرکت کنید
شما نمی توانید فایل‌ها را به پیام خود پیوست کنید
شما نمی توانید پیام بدون نیاز به تایید بزنید
شما نمی توانید از نوع تاپیک استفاده کنید.
شما نمی توانید از HTML در نوشته های خود استفاده کنید
شما نمی توانید امضای خود را فعال/غیر فعال کنید
شما نمی توانید صفحه pdf بسازید.
شما نمی توانید پرینت بگیرید.

[جستجوی پیشرفته]


هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است | ۱۳۹۸-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.