هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل


در حال دیدن این عنوان:   1 کاربر مهمان





Re: هتل ملوان زبل
پیام زده شده در: ۲۱:۱۹ سه شنبه ۱۰ خرداد ۱۳۸۴

توماس جانسونold


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۹:۲۲ سه شنبه ۱۲ آبان ۱۳۸۳
آخرین ورود:
۱۸:۲۱ چهارشنبه ۲۹ شهریور ۱۳۸۵
از قصر كرنوال
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 334
آفلاین
بازرس:خوب من چند امتیاز بدم؟
یه نفر از پشت سرش:هر چقدر خودتون فکر میکنید لازمه
غریبه:ببخشید شما
عینک یه نفر تو سایه برق میزنه( ) و بعد از سایه میاد بیرونو عینکشو ور میداره
ملت:توماس
غریبه:تومی...ام چیزه توماس ینی چی میگم آقای جانسون
پانسی:آقای جانسون شما....ام یکم تغییر کردینا...نه؟
بازرس:یک لحظه من نفهمیدم شما گفتین آقای جانسون؟ببخشید شما پسر آقای تام جانسون نیستید؟شما توماس جرالد جانسونین؟؟
بن:(پیش خودش)این دیگه کیه؟نکنه تومی عزیزمو کشته؟نه مگه میشه؟؟
توماس:آقای مک برایان میشه مارو چند قیقه تنها بزارین؟
بازرس یا همون مکی:بله بله حتما
غریبه:توماس تو چرا اینجوری شدی؟این یارو رو میشناسی؟؟؟؟؟؟
توماس:غریبه فراموش نکن که من پولدارترین پسر کرنوالم این یارو هم یکی از کارمندایه بابامه
بن:اما من یادمه تو خیلی جواات دوست بودی...تو این مدت که نبودی چی کار میکردی؟؟؟؟
توماس:اگه بدونین من با یه طلسم به اسم داش لاتیوس جواات شدم ولی الان میبینید که اثرش رفته
پانسی:توماس
مک برایان تشریف بیارین تو
مکی:خوب جای دیگه ای مونده؟
توماس:سالن بیلیارد
همه به طرف سالن میرن
توماس دور باز میکنه
مکی:آقای جانسون شما اینجا آموزشم دارین؟
توماس:بله،ما اینجا از منچ و مارپله تا حساب کردن ورقهای دست فرد مقابل تو حکمو انواع رشته های ورق یاد میدیم
مکی:من 10 از 10 به خاطر سالن تمیزی که دارین و 10 از 10 به خاطر پرسنلتون و 10 از 10 به خاطر نو آوریاتون و 10 امتیاز مثبت برای...........ام بازم پرسنلتون.خوبه؟
غریبه:اوه بله بله البته.خوب دیگه هتله ما بخشه دیگه ای نداره
توماس:خوب مک برایان حتما سفارش شمارو به پدرم میکنم خوب خوش باشین و اونو به بیرون بدرقه میکنه و بعد دور میبنده و برمیگرده به بقیه نگاه میکنه
همه:
توماس:چیه؟
غریبه و پانسی:غش
بن و نیکل:
========================

بچه ها ببخشید یه مدت پست نزدم...این پستمم که چرت بود ولی فقط میخواستم توش حضورمو اعلام کنم...البته بماند که شمام منو فراموش کردین ولی اشکال نداره:هیشکی نیست که منو دوست نداشته باشه


کاهنان مصری سه هزار سال قبل از میلاد این کتیبه قدرت و قهرمانی را پیدا کردند و برای آن محافظانی گذاشتند.تا 3 سال پیش کسی آخرین محافظ ر�


Re: هتل ملوان زبل
پیام زده شده در: ۱۷:۵۳ سه شنبه ۱۰ خرداد ۱۳۸۴

غریبه


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۷:۳۸ دوشنبه ۱۳ مهر ۱۳۸۳
آخرین ورود:
۱۶:۳۱ یکشنبه ۳ اردیبهشت ۱۳۸۵
از سر زميني به نام عشق
گروه:
کاربران عضو
پیام: 117
آفلاین
بازرس : خـــــــــــــب ! ديگه کجا مونده ؟!
غريبه : کتابخونه و ...
بازرس : باشه ، بريم کتابخونه !
غريبه : بله ... از اين طرف ...
بعد سه تايي ميرن سمت کتابخونه ( غريبه و نيکل و عمو بازرس ) !!!
ميرسن به کتابخونه ...
بازرس : خوب ، ميشه يه توضيحاتي بدين
غريبه : بله ... اينجا هر جور کتابي که بخوايين داره !!!
بازرس : خوب بايد هم داشته باشه ! اگه نداشته باشه که نميشه اسمش رو کتابخونه گذاشت !!!
غريبه : هـــــوم !!! (ضد حال !!) خوب اينجا کتاباي تاريخي داره ! اينجا داستاني ، اينجا .................
بعد بازرس ميره اون طرفي که کتابهاي داستانيه مخصوص بچه ها رو داره !!
بازرس : شما کتاب ياس منگولا رو داريد ؟!؟!
غريبه : هوم ... بله ، آخرين کتابش اسمش هست ياسمنگولا و پوپک !!! ( کمبود اسم بود !!)
بازرس : جــــــــــــــــدي ... من چقدر دنبال اين کتاب بودم !!!....
نيکل و غريبه :
بازرس : هوم ... منظورم اينکه ...
غريبه و نيکل :
بازرس : خوب چرا منو نگاه مي کنين !؟!؟
غريبه و نيکل : ...
بازرس : خوب ، مسئول اينجا کيه ؟!
غريبه : منم قربان !!
بازرس : هوم ... خوب خانم غريبه فکر کنيد من يه بچه ام و از شما مي خوام که اين کتاب ياسمنگولا رو واسم بخونيد
غريبه : هوم ... من براش نمي خونم !!!
بازرس : چرا ؟؟!؟!
غريبه : چون من اگه بخوام واسه هر بچه اي که اومد اينجا کتاب بخونم که ...!!
بازرس : خوب حالا اين بچه خوندن بلد نيست !!
غريبه : خوب ميگم ببر بده بابا و مامانت بخونن !!
بازرس : اااااااييييييييي بابا ... بابا مامانش نيستن !!
غريبه : پس چه جوري اومده اينجا ؟!؟!
بازرس : خوب ، واسه يه 1يا 2 ساعتي رفتن اينو گذاشتن تو هتل ، نبردن !!
نيکل يواشکي به غريبه ميگه : بابا اين مي خواد اين کتابرو يه جوري بخوني واسش !!!
غريبه : !!!!!!
بازرس : هوم ... راستش من داشتم شما رو آزمايش مي کردم !!! خيلي تو کارتون سر سختين !! خــــوبه !! شما مسئول جايه ديگه اي هم هستين ؟!!؟
غريبه : هوم ... نه ... يعني بله ! ايني فعلآ رفته مسافرت ، مديريت هتلش رو به من سپرده ، البته برگرده من دوباره فقط مسئول کتابخونه ميشم !!
بازرس : هوم ... خوبه !! ولي بچه ي مردم رو زياد نپيچونيدش !!
بعد از کتابخونه ميان بيرون و نيکل به غريبه ميگه :
بيچاره !!! منظورش خودش بودا !!
غريبه :
بازرس : خوب من چند امتياز بدم خوبه ؟!
^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^
جناب هگريد اين معرفي که شما فرمودين فرمي بود که بچه ها قبل از اينکه بخوان مسئوليتي رو در هتل قبول کنن بايد اون رو پر کنن و يه معرفيه مختصري از خودشون بکنن ، ولي خوب باشه !! کساني که مي خوان در هتل مسئوليتي رو قبول کنن به صورت رول پلينگي خودشون رو معرفي کنن
^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^


تصویر کوچک شده
Live like you will die tomorrow , Learn like you will live for ever ...


Re: هتل ملوان زبل
پیام زده شده در: ۱۲:۲۹ یکشنبه ۸ خرداد ۱۳۸۴

نیکلاس فلامل


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۷:۳۹ یکشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۸۳
آخرین ورود:
۲۱:۴۹ شنبه ۲۹ بهمن ۱۳۸۴
از hogwarts
گروه:
کاربران عضو
پیام: 227
آفلاین
بن با سرعت همه ي وسايلش را در کمد جا مي دهد و از بي سيم مي گويد
غريبه بدو بياريدش من اماده ام
غريبه :‌جناب عليا حضرتا از اين طرف
نيکلاس در مهد کودک را ميزتد
تق تق تق
بن : بله بفرماييد تو
و غريبه در را باز مي کند
بازرس با هيجان وارد مهد کودک مي شه
بازرس : سلام
بن با تعجب : سلام
بازرس : غريبه و نيکلاس مي سه کمي ما را تنها بگذاريد
غريبه و نيکل :‌باشه
و اما ماجرا يي که توي اتاق اتفاق افتاد
بازرس : بن امکان دارد اين جا اتفاق ها يي بيفتد ولي به هيچ کس چيزي نگو
بن :‌باشه
بازرس :‌ببينم اسبنب بازي هم داري
در همين موقع غريبه و نيک که گوش واستاده بدوند زدند زير خنده ولي بازرس نفهميد
مدت ۱۵ مين بازرس با نيکل بازي ميکردند
بعد شروع کردن به اهنگ خواندن
توپ سفيدم قشنگي و نازي حالا من مي خوام برم به بازي
............
و همين طور ۱۵ مين دي گر گذشت و بازرس بعدش از مهد امد بيرون
بازرس : عالي بود اين هم ده از ده را گرفت
نيکل :‌ايول
غريبه :‌فعلا مهد و غذا و ادبمان ده از ده شان را گرفته اند


:bigkiss: dostar
dostar to harry potter 2


Re: هتل ملوان زبل
پیام زده شده در: ۱۹:۱۶ جمعه ۶ خرداد ۱۳۸۴

بن


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۷:۱۷ دوشنبه ۵ بهمن ۱۳۸۳
آخرین ورود:
۹:۲۰ جمعه ۸ اردیبهشت ۱۳۸۵
از Tehran-Zafar
گروه:
کاربران عضو
پیام: 309
آفلاین
نزدیک مهد شدن که غریبه به بن: ما نزدیکیم.
بن: واااااااییییی.باشه باشه.

بن پیش خودش میگه: حالا چیکار کنم؟!!!
آهان.
اول از همه میره سر کتابها.
بعد به غریبه: غریبه.
غریبه: هووووومک؟!
بن: یه خورده وقت و تلف کن من اینجارو جمع کنم.
غریبه: هوووووووومک.باشه دیوونهههههه.
غریبه میره به بازرس میگه: آقای گل بازرس جان قبل از مهد یه سری به این تراس( بالکن ) بزنیم.چون منظره خیلی خوبی داره ها.
بازرس: هوووووومک.باشه.
بعد میرن سمت تراس( بالکن ).
غریبه: هی بن سوژه پیچیده شد.
بن: هوووووووووووووووووووومک؟!!!
غریبه: یعنی پیچوندمش.
بن: هووووووووووووووووووووووووووووووووووومممممممک؟!!!!!!
غریبه: IQ میگم نسخشو پیچیدم.( الان میگه هوووووومک. )
بن: ااااااااای بابا.خوب زیر دیپلم حرف بزن ما هم بفهمیم دیگه.
غریبه: همه چیزو که نمیگن آدم باید خودش بفهمه.(به قول آرسی )
بن: اییییییییی بابا.چند رئز خودم یه چیزایی میفهمم. (الان میگه آره جون خودت )

غریبه: باشه بابا.من دست به سرش کردم.تو هم بدو برو سر کارات.
بن: kk Or np!! (الان میگه Sh....... )

=:=:=:=:=:=
ادامه دارد......
=:=:=:=:=:=


~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

بازم اگه به کسی برهورد یا اینکه نمایشنامه ضایع شد ببخشید.( الان میگن نمیبخشیم.غلط میکنی اینجوری مینویسی. )


::.::Newest Music::.::


Re: هتل ملوان زبل
پیام زده شده در: ۱۳:۳۶ جمعه ۶ خرداد ۱۳۸۴

غریبه


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۷:۳۸ دوشنبه ۱۳ مهر ۱۳۸۳
آخرین ورود:
۱۶:۳۱ یکشنبه ۳ اردیبهشت ۱۳۸۵
از سر زميني به نام عشق
گروه:
کاربران عضو
پیام: 117
آفلاین
سيبل سريع وسايلش رو جمع ميکنه و ميره !!
(البته هنوز آقاي بازرس اونجا تشريف دارن ) !!
سيبل : بچه ها فعلآ خداحافظ !
بعد از در ميره بيرون ! ولي دوباره بر ميگرده و ميگه :
آقاي بازرس ما رفتيم ديگه !!
بازرس : چه با عجله ! جدي جدي دارين ميرين !؟!؟!
سيبل : آره قربونش !!
بازرس : هوم ... خوب حالا کي برميگردين ؟!
سيبل : ( عجب فضولي هستي شما ) !! نمي دونم 2 يا 3 هفته ديگه ، معلوم نيست !
بازرس : اِ اِ اِ اِ ... اتفاقآ شايد من هم 2 يا 3 هفته ديگه دوباره بيام !!
سيبل : هوم... کاره خوبي ميکنيد ! ولي من ديگه نمي يام !! غريبه شما تحويلش بگير !
بازرس : ...!!!
غريبه و نيکل :
سيبل : باي باي !!
بازرس : خــــب !! موندش کتابخونه و مهد کودک و ...!!
غريبه : هــــوم ... آها ... بله ! مهد کودک از اين طرفه !
غريبه با بي سيم : بن ...
بن که مشغول خوندن کتابه بوده خوابش برده و ...!!
بن :
غريبه : هُــــــــــي بــــــــــن !!!
بن :
غريبه : بـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــن ! (داد ميزنه ) !!!
بازرسه 6 متر ميپره بالا !!
نيکل : هوم ... چيزي نيست !! شما بيايين !
بن : هــــــــوم ...! بله .. الو ... چيه ؟! چرا فوت ميکني ؟! خب حرفت رو بزن !؟ بگو ؟! چرا هيچي نميگي ؟!؟! مگه مريضي زنگ ميزني هيچي نميگي ؟!؟!
غريبه : مسخره منم غريبه ؟! مگه تلفنه زنگ بزنم فوت کنم و ...!!
بن : اِ اِ اِ اِ ... تويي غريبه !! خوبي ؟! چه خبر ؟!!
غريبه : بابا ما داريم مياييم طرف مهد !!
بن : نـــــه
غريبه : بله ، حواست باشه ، تابلو بازي در نياري !
بن : هوم ... ! نه !
بعد غريبه ميدوه ميره پيش نيکل و بازرس که داشتن جلوتر ميرفتن !!

=-=-=-=-=
ادامه دارد ...
=-=-=-=-=

========================================
بچه ها من اصلآ از اين وضع خوشم نمي ياد !! يعني چي آخه !
پانسي الان خيلي وقته که نمايشي ننوشته !!
باز بقيه اطلاع دادن که به خاطر امتحانات تا يه مدتي نمينويسن ! ولي پانسي خيلي وقته ننوشته ! فقط اون اوايل 1 يا 2 بار نوشتش !!
ولــــي ... تا وقتي که خودش نيومده و چيزي ننوشته ديگه تو نمايش چيزي دربارش ننويسين !
========================================


تصویر کوچک شده
Live like you will die tomorrow , Learn like you will live for ever ...


Re: هتل ملوان زبل
پیام زده شده در: ۹:۰۴ جمعه ۶ خرداد ۱۳۸۴

سیبل ایزابل دورست


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۶:۴۴ پنجشنبه ۱۸ فروردین ۱۳۸۴
آخرین ورود:
۹:۴۸ دوشنبه ۹ آبان ۱۳۸۴
از هر جایی که یه کاکتوس بتونه زنده بمونه
گروه:
کاربران عضو
پیام: 163
آفلاین
اون ور تو اشپزخونه یه جغد یه نامه می ندازه رو سر غریبه
غریبه:اسم تو روشه سیبل...
سیبل نامه رو می خونه... غریبه چیزه من ازت سه هفته مرخصی می خوام.
غریبه:سه هفته مگه چی نوشته اون تو؟
سیبل:یه جشنواره اشپزی تو فرانسه تشکیل می شه که منم می خوام برم در ضمن یه مدته خونه مامانم اینیا رو ندیدم...
غریبه:مامانت اینا؟
سیبل:اونا که عمرشون رو دادن به شما ...ولی مگه نمی دونستی مامانم فرانسویه؟
غریبه:بعد چه طوری با بابات اشنا شده؟
سیبل:تو یه تعطیلات مشترک تو ایتالیا...
غریبه:چه عاشقانه ...
سیبل:تازه BF هم می خواد برا تعطیلات بیاد اونجا...
غریبه:سه هفته زیاد نیست؟
سیبل:خواهش.... تازه من زیاد وقت ندارم این جغده به علت وضع جوی یه ده روز دیر رسیده.پورتکی من تا نیم ساعت دیگه می ره (توجه گفتم پورتکی)
غریبه:برو...
سیبل :پس بای بای از طرف من با بقیه خدافظی کن... :bigkiss:
--------------------------------
1_ببخشیشد مجبورم برم وگرنه این طور که پیش می ره مجبور می شم شهریور هم یه دور برم فرانسه...
2_ببخشید حال نداشتم با همه یکی یه دور خداحافظی کنم به هر حال جملگی خداحافظ....


از شما دعوت می شه تا در کلاس پیشگویی شرکت کنید .


Re: هتل ملوان زبل
پیام زده شده در: ۱۹:۰۱ پنجشنبه ۵ خرداد ۱۳۸۴
#99

نیکلاس فلامل


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۷:۳۹ یکشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۸۳
آخرین ورود:
۲۱:۴۹ شنبه ۲۹ بهمن ۱۳۸۴
از hogwarts
گروه:
کاربران عضو
پیام: 227
آفلاین
غريبه دوباره بانيکل و بازرس از اشپزخانه خارج مي شوند
بازرس در دفترچه اش چيزي مي نويسد
بازرس : خب حالا مي ريم سراغ سالن رقصتان
غريبه : اقاي عليا حضرت غذا چه طور بود
بازرس : خوب بود از ۱۰ نمره ۱۰ نمره را گرفتيد
نيکل : از اين طرف بياييد لطفا
غريبه از توي بي سيم:‌از غريبه به پانسي سوژه داره مي ايد توي اتاق رقص اماده باش
بازرس : خب کدوم دره
نيکل : اين در است
و در را باز مي کند
بازرس و نيکل و غريبه وارد سالن رقص مي شوند
يه اهنگ غمناک گذاشته شده بود
امشب در سر پر از سحرم
امشب از اين عالم گويي دورم
بازرس با صورتي نسبتا غمناک ميگه :‌هي خيلي اهنگ اسلامي خوبي است
پانسي : اره مورد علاقه ي خودم
بازرس :‌خب اهنگ هاي شاد تر نداريد
پانسي ابرو مي ندازه بالا اهنگ را عوض مي کنه
به زمين خوردن مرگ خوار
يا در اوردن شکلک
باس اينکه تو بفهمي
چقدر اين مگر خوارا بدند
بازرس کمي ميرقصه و مي گه : اينم توپه حال داد
نيکل ارام به غريبه مي گه :‌بابا اين يارو اهل حاله ها
غريبّ‌:‌اره فکر کنم به جامعه پارتي هم مي ره
بازرس :‌خب عزيز دلم تکنو نداري
نيکل و غريبه :‌ماااااااااااااااااااا
پانسي :‌چرا
و يه اهنگ تکنو ميزار ه
بازرس :
و مي پره وسط و يه رقص پا مي ره
جملگي :‌ماااااااااااااااااااااااااااااااا
و بازرس بعد از ۱۰ مين رقصيدن روي صندلي مي شيند
بازرس :‌عالي بود شما هم ۱۰ از ۱۰ نمره را مي گيريد
غريبه :‌ايول
نيکل : عاليه


:bigkiss: dostar
dostar to harry potter 2


Re: هتل ملوان زبل
پیام زده شده در: ۱۸:۰۱ پنجشنبه ۵ خرداد ۱۳۸۴
#98

بن


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۷:۱۷ دوشنبه ۵ بهمن ۱۳۸۳
آخرین ورود:
۹:۲۰ جمعه ۸ اردیبهشت ۱۳۸۵
از Tehran-Zafar
گروه:
کاربران عضو
پیام: 309
آفلاین
بازرس: خوب دیگه کار من تموم شد.بهتون خبرشو میدیم.
غریبه: ممنون آقای نیناس گل سازمانی.
سیبل: جیگ..... چیز نه.یعنی آقای بازرس خوش آمدید.
بن میاد و حرف سیبل رو میشنوه سریع میگیره.بعد
بازرس میره.
سیبل: اصلا به توچه؟!!
بن: من اینجا مرد هتلم.
سیبل: برو بابا برو جلوی آیجیتو بگیر.
بن: اااااااااااااااااا.
سیبل: جیههههههههههه؟!!
بن: مگه تو خودت خوار مادر نیستی؟!!!
سیبل: نهههههههه.! آخه نه داداش نه خواهر نه بچه دارم.فقط BF دارم.
بن: هاااااااااا؟!!ین دیگه بحثش جداس. پس من برم.
بعد فراررررررر.
غریبه: سیبل BF کیه؟!!
سیبل: یه بنده خدا.
غریبه: میگم بگووووووووو.
سیبل: اصلا نمیگم به تو چه؟!!
غریبه: حالا سر صاحاب کارت داد میزنی؟!!! بگو کیهههههه؟!!!
سیبل: باشه بابا حالا چرا میزنی؟!
سیبل در گوش غریبه یه چیزی میگه.
غریبه: نهههههههههههههه.دروغ میگییییییی.

=:=:=:=:=:=
ادامه دارد......
=:=:=:=:=:=

××××××××××××××××××××××××××××××××××××

سیبل اگه ناراحت شدی ببخشید.(الان میگه نمیبخشم. )
من منظوری ندارم.(الان میگه آره جون خودت. )
هر چی بخایی مبتونی در باره من بنویسی.(الان میگه پدرتو در میارم. )
اگه ناراحت شدی بگو پاکش کنم.(الان میگه غلط کردی نوشتی که پاکش کنی. )

بازم معذرت.


::.::Newest Music::.::


Re: هتل ملوان زبل
پیام زده شده در: ۱۵:۳۲ پنجشنبه ۵ خرداد ۱۳۸۴
#97

نیکلاس فلامل


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۷:۳۹ یکشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۸۳
آخرین ورود:
۲۱:۴۹ شنبه ۲۹ بهمن ۱۳۸۴
از hogwarts
گروه:
کاربران عضو
پیام: 227
آفلاین
غريبه ونيکل و بازرس وارد اشپز خانه شدند
در اشپز خانه
سيبل : باسلام خدمت سر بازرس گا گلاب
بازرس : خانوم لطفا يک نمونه از غذا يتان را به من بدهيد
سيبل ارام به غريبه ميگه : اي بابا ما فقط پاچه خواري بلديم کيفيت و اين جور چيزا که بارمان نمي شه
نيکل : ديگه بايد فاتحه ي اين جا را بخونيم
بازرس : شما ها در گوش هم چي مي گوييد سري کارتون را انجام بديد ديگه
سيبل : حالا چي کار کنم
غريبه : يه فکري زد تو سرم
نيکل : چه فکري
غريبه : الان ميبيني
غريبه از تو بي سيم مي گه :‌از غريبه به بن
بن هم جواب ميده‌: به گوسم
غريبه :‌بن جان بدو برو سر کوچه يه غذا بخر بيار بعد ان را از تو فر اجاق گاز ضاهر کن
بن :‌اي به چشم
بعد از ۱۵ مين
بازرس :‌اگه تا ۵ مين ديگه غذا را نيافريد ۲ نمره ي منفي مي گيريد خانوم
در همين موقع غذا توي فر ضاهر مي شه ولي بازرس ان را نمي بيند
سيبل :‌غذا را بر مي دارد و جلوس سر بازرس مي گذارد
سربازرس :‌از لحاظ زماني که مشکلي نبود حالا از لحاظ کيفيت
بازرس شروع به خوردن مي کنه و بعداز ۱۰ مين
بازرس : عاليه شما از ۱۰ نمره ۱۰ نمره گرفتيد
نيکل :‌ايول
غريبه : ايده را داشتي


:bigkiss: dostar
dostar to harry potter 2


Re: هتل ملوان زبل
پیام زده شده در: ۹:۲۶ پنجشنبه ۵ خرداد ۱۳۸۴
#96

نیکلاس فلامل


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۷:۳۹ یکشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۸۳
آخرین ورود:
۲۱:۴۹ شنبه ۲۹ بهمن ۱۳۸۴
از hogwarts
گروه:
کاربران عضو
پیام: 227
آفلاین
نيکل و غريبه وارد سالن مي شوند
نيکل از تو بي سيم مي گه : ايول برو بچ تا اين جا عالي
بازرس :‌خب تا اينجا از لحاظ ادب کار کنا نتان حرف ندارند ولي حالا مي رويم سراغ کيفيت خب اول دوست دارم به اشپز خانه بروم و دست پخت ان خانم که امد و خيلي هم با ادب بود را بچشم.
غريبه : بفرماييد از اين طرف است جناب بازرس گل
غريبه چند لحظه اي صبر کرد ولي ديد بازرس هيچ امتيازي به او نداده است سپس دوباره گفت
غريبه : عاليا حضرت بازرس بازرس ها از اين طرف لطفا بياييد
ولي ديد بازرس هيچ امتيازي به او نداده است
نيکل :‌کارمون ساختس ديکه اومد تو خط کيفيت پاچه خواري را محل نميده
غريبه از تو بي سيم مي گه : از غريبه به کليه ي واحد ها سوژه زده تو خط کيفيت از اين به بعد پاچه خواري جواب نمي ده
نيکل از تو بي سيم مي گه :از نيکل به سيبل هم اکنون داريم مي اييم اشپز خانه بهترين غذايي که بلدي را بپز تا ما داريم مي اييم.
ادامه دارد


:bigkiss: dostar
dostar to harry potter 2







شما می ‌توانید مطالب را بخوانید
شما نمی توانید عنوان جدید باز کنید
شما نمی توانید به عنوان‌ها پاسخ دهید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را ویرایش کنید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را حذف کنید
شما نمی توانید نظر سنجی اضافه کنید
شما نمی توانید در نظر سنجی ها شرکت کنید
شما نمی توانید فایل‌ها را به پیام خود پیوست کنید
شما نمی توانید پیام بدون نیاز به تایید بزنید
شما نمی توانید از نوع تاپیک استفاده کنید.
شما نمی توانید از HTML در نوشته های خود استفاده کنید
شما نمی توانید امضای خود را فعال/غیر فعال کنید
شما نمی توانید صفحه pdf بسازید.
شما نمی توانید پرینت بگیرید.

[جستجوی پیشرفته]


هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است. ۱۳۹۹-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.