هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل


در حال دیدن این عنوان:   1 کاربر مهمان





ثبت نام الف.دال
پیام زده شده در: ۱۱:۱۸ یکشنبه ۱۸ دی ۱۳۸۴
#1

آلبوس دامبلدورold


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۳:۱۲ شنبه ۲۳ مهر ۱۳۸۴
آخرین ورود:
۳:۰۶ سه شنبه ۸ آبان ۱۳۸۶
از درون مغاک!
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 1171
آفلاین
خب به دليل درخواست چند نفر اين تاپيك رو هم براي ثبت نام در الف.دال راه انداختم.
چون خود تاپيك الف.دال شلوغ شده بود و بقيه ازم خواستن اين كارو كردم.
به هر حال فعلا اين تاپيك هست تا بعدا ببينيم چي ميشه.

از اين به بعد براي ثبت نام در الف.دال به اين تاپيك سر بزنين!

اعضاي فعلي الف.دال:
1-آنيتا دامبلدور
2-اوتو بگمن
3-هلگا هافلپاف
4-دنيل واتسون
(اين اسامي به تابلوي اعلانات وارد ميشوند)

نقل قول:
آنيتا دامبلدور نوشته:
**توجه توجه**
همه کسانی که می خواهند عضو ارتش پ.دامبلدور بشوند، اول این نمایشنامه را بخوانند.
آنیتا در حیاط هاگوارتز نشسته بود و از اینکه کاری نبود تا در تعطیلات کریسمس انجام بدهد، ناراحت بود.گلوله ای کوچک از برف درست کرد و در دستش فشار داد و شروع کرد به زمزمه ی سرودی از کریسمس. هنوز چند لحظه ای نگذشته بود که صدای پسری نیز شروع به هم آوایی با او کرد. آنیتا تعجب کرد. اون دیگه کی بود. سرش را برگرداند و پسری با شنلی سیاه دید. پسر لبخندی زد و گفت:
-" سلام، من اوتو بگمن هستم."
آنیتا با او دست داد و گفت:
-" من هم آنیتا دامبلدور هستم!"
کنار هم نشستند. اوتو گفت:
-"چرا تنها نشستی؟؟
-" چی کارکنم؟ هیچ کار جالبی نیست که بکنم!
اوتو بلند شد و گفت:
-" خب بیا بریم توی ارتش الف-دال!!
آنیتا ذوق زده بلند شدو گفت:
-" راست میگی؟؟ منم میتونم بیام؟؟
و آن دو شروع به دویدن به طرف راهروی اتاق ضروریات کردند. اوتو گفت:
-" حالا روی الف-دال تمرکز کن!
با هم تمرکز کرند و ناگهان اتاقی در برابر آنها ظاهر شد. با عجله به داخل اتاق رفتند؛ اما هنگامی که فضای خاک گرفته را دیدند، دلسرد شدند. کاغذی روی میز بود که رویش نوشته شده بود:
"توجه:
ارتش دامبلدور (الف-دال) به خاطر نبود سرپرست، تعطیل شده. تا پیدا شدن سرپرست، ارتش تعطیل می باشد"
انگار یه گالن آب سرد ریخته باشن روی آنی و اوتو. با ناراحتی، روی صندلی های کثیف نشستند. آنی با ناراحتی گفت:
-" این بود، جلسات الف-دال؟؟
اوتو که ضایع شده بود گفت:
-" آره....نه!!
و مثل برق گرفته ها بلند شد و هیجان زده گفت:"
-" نه! من که وقت بی کاری، زیاد دارم!! تو چی ، آنی؟؟
آنی هم که منظور اوتو را گرفته بود، شوق زده گفت:
-"منم همینطور!"
و مثل اینکه یک تصمیم واحد گرفته باشند، با عجله به سمت دفتر دامبلدور دویدند. وقتی به سر اژدها رسیدند، آنی گفت:
-" قورباغه ی لزج!!!
و در با حرکتی ناگهانی باز شد!! و آن دو، بدو بدو به طرف در بعدی دویدند. آنی با عجله در را باز کرد و گفت:
-"پاپا!!!فهمیدیم!
دامبلدور که از این هجوم! جا خورده بود گفت:
-" آنی! اوتو!! چه خبره؟؟؟
آنی گفت:
-" برای جلسات الف-دال!!
اوتو:" من و آنی میتونیم سرپرست بشیم!!!
دامبلدور دستی به ریش بلندش کشید و گفت:
-" آآآآآ....نمی دونم....یعنی اونقدر چیز بلدین؟؟....یعنی میتونید نظم بدید؟؟؟
اوتو و آنی با هم گفتند:
-" البته با نظارت شما!!!
و بعد از گفت و گوهای فراوان، آنی و اوتو شروع کردند به نوشتن نامه به بچه ها تا اونها با نوشتن نمایشنامه ای تقاضای خودشون رو برای عضویت در ارتش، اعلام کنند.

شما هم میتونید با نوشتن یک نمایشنامه ی عالی، عضو ارتش بشید!!!


ویرایش شده توسط جیمز پاتر در تاریخ ۱۳۹۳/۱۰/۲۳ ۱۸:۰۰:۲۳

شناسه ی جدید: اسکاور







شما می ‌توانید مطالب را بخوانید
شما نمی توانید عنوان جدید باز کنید
شما نمی توانید به عنوان‌ها پاسخ دهید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را ویرایش کنید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را حذف کنید
شما نمی توانید نظر سنجی اضافه کنید
شما نمی توانید در نظر سنجی ها شرکت کنید
شما نمی توانید فایل‌ها را به پیام خود پیوست کنید
شما نمی توانید پیام بدون نیاز به تایید بزنید
شما نمی توانید از نوع تاپیک استفاده کنید.
شما نمی توانید از HTML در نوشته های خود استفاده کنید
شما نمی توانید امضای خود را فعال/غیر فعال کنید
شما نمی توانید صفحه pdf بسازید.
شما نمی توانید پرینت بگیرید.

[جستجوی پیشرفته]


هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است | ۱۳۹۸-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.