هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل


در حال دیدن این عنوان:   1 کاربر مهمان





پاسخ به: كلاس فلسفه و حكمت
پیام زده شده در: ۱۶:۲۴ دوشنبه ۲۴ شهریور ۱۳۹۳

هافلپاف، محفل ققنوس

رز زلر


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۲:۳۹ پنجشنبه ۱۵ خرداد ۱۳۹۳
آخرین ورود:
۳:۲۲ یکشنبه ۱۷ مرداد ۱۴۰۰
از رنجی خسته ام که از آن من نیست!
گروه:
محفل ققنوس
ایفای نقش
هافلپاف
کاربران عضو
ناظر انجمن
مترجم
گردانندگان سایت
پیام: 1114
آفلاین
امروز جلسه‌ی آخر بود. خاطره‌ای متفاوت از حضورتون در کلاس فلسفه و حکمت بنویسید. (20 امتیاز)

رز در حالی که به همراه بچه های هافلپاف به سوی کلاس فلسفه و حکمت می رفت،بانگرانی پرسید:
-سارا این کلاسه چه جوریه؟

سارا جواب داد:
-چقدر عجله داری رز ؟وایسا می بینی.

ریونا نگاهی به چهره ی نگران رز انداخت وگفت:
-کلاس باحالیه!استادشم که باما هم گروهه و خیلی هم اهل وراجی نیس؛سریع درس را می ده و می ره.
این جلسه بیا اگه دوست نداشتی دیگه نیا.اجباری که نیس.

رز سری به نشانه ی تایید تکان داد و باخود فکر کرد که این پروف تافتی که اسمش او را به یاد تافت می اندازد چگونه است.
یاد دیشب افتاد که در سالن نشسته بودندو الادورا برایشان لیست کلاس ها را می خواهند به اسم تافتی که رسید رز با تعجب فریاد زد:
تافی؟کشلات های تافی؟اینم شد اسم؟

ان موقع سالن عمومی روی هوا رفت وهمه خندیدن ولی رز از خجالت سرخ شد .ان موقع الا بهش گفته بود تافتی نه تافی.
از یاد اوری اش لبخندی بر روی لبش نشست وخدا را شکر کرد که خود تافتی انجا نبود.
دوباره به تافتی فکر کرد؛احتمالا موهای بلند و پر پشتی دارد که زیاد به ان تافت می زند ...
قبل از اینکه رز تصویر تافتی را شکل دهد مردی که به سرعت به سمت ان ها می امد نتوانست به موقع بایستد و به برگه های در دستش به رز ، سارا و ریونا برخورد کرد.

ریونا که زود تر از همه بلند شده بود به مرد کمک کرد بلند شود و گفت:
-روز به خیر پروفسور تافتی!

رز با تعجب به تافتی نگاه کرد و با لکنت گفت:
تافتی اینه؟

تافتی لباسش را مرتب کرد وگفت:
-بله دوشیزه زلر بابت این دیدار غیر منتظره متاسفم.

سارا که برگه های تافتی را جمع کرده بود به او دادو با رز و ریونا وارد کلاس شدن و درس شروع شد.




پاسخ به: كلاس فلسفه و حكمت
پیام زده شده در: ۱۴:۴۱ دوشنبه ۲۴ شهریور ۱۳۹۳

مادام هوچold


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۲:۴۸ شنبه ۱۵ شهریور ۱۳۹۳
آخرین ورود:
۸:۰۹ شنبه ۹ آبان ۱۳۹۴
از دنیا جادوگران -هاگوارتز
گروه:
کاربران عضو
پیام: 106
آفلاین
. رابطه‌ی انسان و زیست‌جهان رو توضیح بدید. اگه نظرتون با تدریس فرق میکنه نظر خودتونو بنویسید. (2 امتیاز)
رابطه ما بازیست جهان اینه که اگه زیست جهان نباشه ما کجا زندگی کنیم ؟؟؟(اخه تو به من بگو کجا رندگی کنیم میخوای بیا روفرق سرمن زندگی کنی )
زیست جهان اونجایی که ماتوی ان زندگی میکنیم و از موادی که تو اونه برای زنده موندن استفاده میکنیم.

این برداشت من از رابطه انسان وزیست جهان است . ازانجایی که منظور شمارو متوجه نشدم پروفسورخودتون ببینید نظرم بانظرتون فرق میکنه یانه.

2.. چند خط مهم از اولین سخنرانی آموکیوس بوندئیوس رو به عنوان یکی از مهم‌ترین وزرای سحر و جادو در تاریخ مدرن جادوگری بنویسید. (8 امتیاز)

باسلام خدمت جادوگران محترم وساحره های بسیار محترم
من اینجام تابه شما جادگران خدمت کنم وبه شما جادوگران بهترین امکانت وارائه بدم. همچنین ارزومندم که همه ی جادوگران وساحره ها نهایت همکاری را بامن داشته باشن.
ماسعی میکنیم باکمک شما عزیزان تغییرو تحولی را تو دکوراسیون جهان داشته باشیم.
ممکنه حالا یه چند تاخشکی باچوب دستی هامون اضافه کنیم وچند تا جزیره مخصوص جادوگران درست کنیم که شما عزیزان زندگی راحتی داشته باشین.

. 3. امروز جلسه‌ی آخر بود. خاطره‌ای متفاوت از حضورتون در کلاس فلسفه و حکمت بنویسید. (20 امتیاز)
یکی از روز های سرد تابستان بود ومن درکلاس با رززلر نشسته بودم وداشتیم درباره امتحان صحبت میکردیم
من:وای رزی هیچ چی نخوندم کمکم میکنی ؟؟؟
رزی:اره بابا خودمم فلسفه وحکمت زیاد نخوندم .
من:یعنی میشه نیوفتیم .امسال بیفتیم فلسفه وحکمت و نمیتونیم شغل خوب انتخاب کنیم.
رزی :انقدر ناراحت نباش کاری نداره چند تا جمله سرهم کن بنویس.معلم این درس انقدر خوب ومهربونه که خدا میدونه نمره قبولی بهت میده.
من :اگه به این راحتی باشه که غم نداریم تازه یکم تقلبم کسی ونکشته .
درهمین حال رز برا من شکلک های متفاوتی درمی اورد منم گفتم:
چیه ؟؟این اداهاچیه درمیاری؟؟؟
سرم وبلند کردم دیدم واویلاپروفسور بالا سرمه داره .
من:
رزی:
پروفسور:




ویرایش شده توسط مادام هوچ در تاریخ ۱۳۹۳/۶/۲۴ ۱۶:۲۵:۱۳
ویرایش شده توسط مادام هوچ در تاریخ ۱۳۹۳/۶/۲۴ ۱۶:۳۱:۲۶

عاشق هری پاتر.
تصویر کوچک شده


پاسخ به: كلاس فلسفه و حكمت
پیام زده شده در: ۱۴:۵۵ جمعه ۲۱ شهریور ۱۳۹۳

پروفسور تافتی


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۲:۰۸ پنجشنبه ۱۵ فروردین ۱۳۹۲
آخرین ورود:
۱۸:۴۳ چهارشنبه ۶ فروردین ۱۳۹۹
از آمدنم نبود گردون را سود!
گروه:
کاربران عضو
پیام: 88
آفلاین
درود!

من پس از چندی اومدم و اینا...

نقل قول:
هممم ... بیست امتیاز واسه یه خاطره دو خطی می دهن؟! از کلاس فلسفه چیزی بعید نیست!


من به اشتباه برای خودم فک میکردم از نوع ِ تقسیم‌بندی نمرات معلوم باشه که انتظار داشتم خاطره‌ای رو در قالب رول بنویسید.

به هر حال از نوع پاسخ‌ها معلومه که من منظورمو درست منتقل نکردم و به این خاطر عذر میخوام. دوستانی که پستشونو فرستادن لطف کنن اون خاطره رو در قالب رول دوباره در این تاپیک ارسال کنن. به هر حال بیست امتیاز به رول تعلق میگیره، نه چیز دیگه‌ای.

خاطره هم باید از خلاقیت ذهن شما بربیاد و اینا...
منظورم از «شما» در متن تکلیف شخصیتیه که ایفای نقشش میکنید، نه کسی که پای مانیتور نشسته. اونی که یه بار یا دو بار اومده صفحه‌ی این کلاسو باز کرده، اولین بارشه که به کلاس میاد، وقتی داشت پست تدریسو میخوند یاد ِ یک اتفاق افتاد، مسلماً شخصیتی که ایفاش میکنید نیست.


از تمام دوستانی که شرکت کردن عذر میخوام. به هر حال همه اغلب یا گاهی اشتباه می‌کنیم، من هم از این قاعده مستثنی نیستم.

شرمنده‌ی دوستان.

+ بررسی تکالیف جلسه‌ی قبل هم به زودی قرار میگیره.



پاسخ به: كلاس فلسفه و حكمت
پیام زده شده در: ۱۱:۱۹ جمعه ۲۱ شهریور ۱۳۹۳

سیسرون هارکیس


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۶:۳۱ پنجشنبه ۲ آبان ۱۳۹۲
آخرین ورود:
۲۳:۱۵ چهارشنبه ۱۳ آبان ۱۳۹۴
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 96
آفلاین
انسان و زیست جهان؟!:

این رابطه ، رابطه ای بس بسیار عجیب است که مفسران و معبران بسیاری را در جهان گرد هم آورد و آنان پس از بحث های خیلی فراوان دریافتند که رابطه ی میان انسان و زیست جهان بدان گونه است که : ... راستش خیلی چرت و پرت گفتند من خلاصه اش می کنم. انسان مخلوق زیست جهان هستش و زیست جهان هم مخلوق انسان و به طور کل این است حقیقت این رابطه خاک بر سری ، اصلا شما خجالت نمی کشید این حرف ها رو به ما می زنیدندندندی هااااا

دفتر چه خاطرات آموکیوس:

اولا دست از سر این مرحوم بردارید ولی چون زبون نمی فهمید دستتون رو بر نمی دارید و من رو ناچار می کنید که گازتون بگیرم و چند خطی به یاد اون مرحوم بگم:

- بودن یا نبودن؟! مسئله چیزی دیگر است. آمدن و رفتن ، حقیقت این است!

روزها می گذرند ، شب ها در پی آن هستند و انسان ها تماشاگر این حقیقت. حقیقتی که ذات انسان از درک آن خارج است.تغییر آن نیز محال برای ما محال است ... تغییر حقیقت محال بوده و هست و خواهد بود.سرانجام ما نیز حقیقت است ، زندگانیمان واقعیت و هنگامی که واقعیت و حقیقت در هم آمیزند... سرنوشت رغم خواهد خرد.ما توان تغییر حقیقت را نداریم ... لکن نیم دیگر آن در دستان ماست.بیایید واقعیت را تغییر دهیم. مرگ خواهد آمد. در زمان و مکانی معیین ، بیایید خودمان شکلش را انتخاب کنیم. بیایید خودمان ، خودمان را انتخاب کنیم ...


خاطره گویی:

هممم ... بیست امتیاز واسه یه خاطره دو خطی می دهن؟! از کلاس فلسفه چیزی بعید نیست!


از جلسه دوم هربار می اومدم رول های کلاس فلسفه رو می خوندم ببینم چی جوریه؟ اما اون موقع چیزی به ذهن مبارکمون نمی رسید. اما همین که پست تدریس بعدی رو می دادی یه چیزی در مغزم تراوش می کرد و به شدت من رو به این شکل نه ... منظورم این شکل بود دیگه داره اذییت می کنه گفتم که این شکل درست شد. در می آورد و خلاصه بگذریم که به هفت هشت نفریم هم که دم دست بودن آوادا کداورا می زدیم و چند صد سال رفتیم آزکابان ...

خب من زیاد تو این کلاس نبودم ، زیاد خاطره ندارم دیگه!


این نوشته بالایی رو می زارم که دبیر محترم یادش نره کلمه "رول"رو بنویسه:

- جلسه آخر سرانجام رسید.گرچه ممکن هم بود نرسه!حالا به نظر شما چه طور می شه ثابت کرد که این جلسه آخر هستش؟

- خعلی ساده ، ایجوری. آواداکاداورا!


دو ساعت قبل:


پنجره کلاس ناگهان باز شد و پروف تاف ، جفت پا پرید وسط کلاس،این ور رو نیگا کرد،اون ور رو نیگا کرد،هرجا رو نیگا کرد تنها موجوداتی اینچنین دید. که مدت ها در کلاس ول چرخیده و در طول این چند جلسه هیچ چیزی حالیشان نشده بود.

پروف تاف بی توجه به جماعت لبخندی دلربا :-" ، گفتم دلربا ، این شد یه چیزی ، بر لب سخن آغاز کرد:

- می گویم سلام ، چون که ثابت کرده ام سلام باید کرد به هنگام ورود و گر من سلام نکنم شما نیز نخواهید گفت علیک سلام ...

و سپس با چهره ای پرسشگرانه جماعت خیگول را نگریست و چون هیچ چیز ندید به جای نگاه پرسشگرانه این گونه نگریست و چون باز هیچ ندید زد پس کله ممد ویزلی و خطاب به جماعت که همچنان این سان می نگریستند گفت:

- خاک بر بوق ، بوقیتان ، همه با هم بگید " علیک سلام پروفسور".

و بالاخره جماعت زبان گشودند و پاسخ دادند، آنچه پروف خواسته بود.سپس به نگریستن یکدیگر ادامه دادند . پروف که کمی تا حدودی گیج گردیده بود،چشمانش را در کلاس تاب داد و جمله ای را روی تخته سیاه اعلا دوجه داره خواند:

ثابت کنید این جلسه ، جلسه آخر هستش.



پروف ریز ریز خندید و نظر بر محصلین افکند:

- کی این رو نوشته؟

جمله اش تمام نشده درب کلاس از خود صدا در آوردندی!پروف بر جلو خیزید و در باز کرد و ثابت شد که در از خود صدا در نیاورده بلکه سیس از در صدا در آورده.پسرک پشت در ایستاده و خرواری کاغذ و پوست و تخته سنگ حکاکی شده در دست و همچنین کتیبه بیستون را نیز بر کتف نهاده و صدای جیر جیر مانندی از حلق بیرون می دهد. پروف سر نزدیک دهان او برد صدای ضعیفی شنید که می گفت :

- آقا اجازه ما بیاییم تو.

- بیا ، بیا و اثبات کن که می خواهی بیای داخل کلاس!

پسرک وارد کلاس گشت و انبوه خرت و پرت هایش را در میان کلاس ولو گرداند و با آنچنان ذوقی به هوا جست که گویی بمب هسته ای ساخته است! سپس رو به پروف کرده و کلام از خود خویشتن به در کرد:

- من ثابت کردم، ثابت کردم پروفسور! این جلسه آخره!

- و چه جوری؟

سیس جزوه ها و کتیبه و اهرام مثر (می دونم اون مصر ) که با وانت سبزی فروش اول هاگزمید آورده بود را روی میز نهاد و ساعاتی را به توضیح دادن گذراندندی...

بیست و هفت و نیم ساعت بعد:


- و به این شکل می فهمیم که این جلسه آخر هستش ... خوب بود پروف drool: ؟

پروفسور که خدا می داند حواسش کجاست رو به پسرک کرده و گفت:

- راستی چی رو داشتی اثبات می کردی؟!

سپس رو به جماعت که از دیروز تا آن روز اینچنین می نگریستند کرده و گفت:

- جلسه آخر سرانجام رسید.گرچه ممکن هم بود نرسه!حالا به نظر شما چه طور می شه ثابت کرد که این جلسه آخر هستش؟

سیس دست بالا برد خطاب به پروف گفت:

- خعلی ساده ، ایجوری. آواداکاداورا!



سرانجام:


و سرانجام شد آنچه شد. سیس در امتداد جنایت تمامی کسانی که اینجوری نگاه می کردند را از دم آواداکداورایش گذراند و همه را دست جمعی به صنایع غذایی خسرو اعطا کرد تا همه در کنار یکدیگر در سراسر کشور به فروش برسند و مشتری ها را اینگونه بنگرند


ویرایش شده توسط سیسرون هارکیس در تاریخ ۱۳۹۳/۶/۲۱ ۱۶:۰۴:۴۲

وقتی که می بری نیاز به توضیح دادن نداری ولی وقتی می بازی چیزی واسه توضیح دادن نداری

ارزشیوانوانئه

تصویر کوچک شده



{سرهنگ دوم ساواج}


تصویر کوچک شده


پاسخ به: كلاس فلسفه و حكمت
پیام زده شده در: ۳:۳۷ جمعه ۲۱ شهریور ۱۳۹۳

سارا کلن old


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۳:۰۷ شنبه ۳ اسفند ۱۳۹۲
آخرین ورود:
۱۵:۲۹ دوشنبه ۱ تیر ۱۳۹۴
از همین دور و برا...
گروه:
کاربران عضو
پیام: 357
آفلاین
رابطه‌ی انسان و زیست‌جهان رو توضیح بدید. اگه نظرتون با تدریس فرق میکنه نظر خودتونو بنویسید. (2 امتیاز)

اینها با هم دیگه رابطه دارن.
به همین برکت قسم دارن!
خوب به نظر من تاریخ محصول انسانه.
بله این انسانه که آیندشو رقم می زنه.
یک عده با کارهایی که انجام میدن قوانینی رو درست می کنن و این قوانین و کار هاست که تاریخو می سازه.
امیدوارم منظورتون همین باشه.
که باید در موردش نظرمونو می نوشتیم.





. چند خط مهم از اولین سخنرانی آموکیوس بوندئیوس رو به عنوان یکی از مهم‌ترین وزرای سحر و جادو در تاریخ مدرن جادوگری بنویسید. (8 امتیاز)

آموکیوس ورقه ی خود را در دست می گیرد و شروع میکند:
-مردم سلــــــام! من آموکیوس بوندئیوس، وزیر جدید، آمده ام تا شما را به دنیای مدرن دعوت کنم. همکاران بنده برای شما گوشی های جادویی مدرنی درست کرده اند تا دیگر گوشیهای مشنگی مدرن نخرید و پول هایتان را توی حلقوم ماگل های مدرن نریزید.

در این هنگام گوشی ای را نشان می دهد که شبیه کتلت است!

-و برایتان برنامه های اجتماعی مدرن جادویی هم طراحی کرده ام. برای مثال جایگزین وایبر.

و با دستش به مانیتور جادویی بزرگ شاره می کند. برنامه ای بود که مثلا جایگزین وایبر بود و به جای تلفن بنفش رنگ، آتش روی آن نقش بسته بود!

-ما باید با این تهاجمات فرهنگی مبارزه کنیم.

در این هنگام همه: جیغ، دست، هورا!
ببخشید متاسفانه بقیشو پیدا نکردم. توی کتابی که از کتابخونه گرفتم همین یه تیکش بود.



. امروز جلسه‌ی آخر بود. خاطره‌ای متفاوت از حضورتون در کلاس فلسفه و حکمت بنویسید. (20 امتیاز)


هوووم!
ما نیز از حضور در کلاس ها خشنودیم.

من دو خاطره ی کوچولو موچولو دارم:
اولیش این که توی پستات به جای کلا، می نوشتی کلن و منم وقتی هنوز پست رو نخونده بودم فکر میکردم نوشتی کِلِن. و کلی ذوق مرگ می شدم که یکی اسممو آورد!

دومیش: توی تدریس این جلسه وقتی نوشته بودی "تافی به بچه‌ها نگاه میکنه که دستاشونو گذاشتن زیر چونه‌ها و بهش زل زدن." من چند ثانیه قبلش دستمو گذاشتم زیر چونم و وقتی خوندم باعث شد بخندم و بگم که علم پیشگویی داری.

من این کلاسو واقعا دوست داشتم.
موفق باشی پروف.
راستی امتحانم آسون بده.



بدون نام
تکالیف:
1. رابطه‌ی انسان و زیست‌جهان رو توضیح بدید. اگه نظرتون با تدریس فرق میکنه نظر خودتونو بنویسید. (2 امتیاز)

اول اینکه انسان با زیست جهان رابطه داره دوم اینکه روابطش خیلیم مشروعه!سوم اینکه زیست جهان باعث میشه انسان وجود داشته باشه و انسان هم با بودنش اون رو کامل میکنه (اگه دقت کنین کاملا منطقیه )

2. چند خط مهم از اولین سخنرانی آموکیوس بوندئیوس رو به عنوان یکی از مهم‌ترین وزرای سحر و جادو در تاریخ مدرن جادوگری بنویسید. (8 امتیاز)

_اهم اهم..صدا میاد؟ خوبه

اموکیوس بوندئیوس کت زرق و برق دارشو صاف میکنه و شروع به حرف زدن میکنه.

_با عرض سلامی مدرن به جادگران و ساحرگان مدرن امروز ما در این مکان مدرن جمع شدیم تا عقاید مدرن را با جهان جادوگری مدرن درمیان بگذاریم..مدرن..اهم

وزیر از لیوان اب معدنی مدرنی که روی میز بود چند قلپ خورد و ادامه داد:

_ما از کنون قوانین مدرنی را روی کار می اوریم تا این جامعه مدرن را مدرن تر کنیم و این هم از قوانین اساسی مدرن!

سپس کاغذی را از کتش بیرون اورد و شروع بع خواندن کرد :

_اولین چیز مهم درپیش برد قوانین مدرن،ازمیان بردن سنت های غیر مدرن است به همین دلیل ما "فرمان ریش"،را صادر میکنیم.

جمعیت:

_به موجب فرمان ریش همه مردم جاویی و مدرن بریتانیا(به غیر از روحانیون پیرو مرلین)ریش خود را میبایست بتراشید.البته من بزرگوارانه(!) به شما اجازه میدهم سیبیل های خود را همچنان نگه دارید.از دیگر نشانه های عقب ماندگی در بریتانیا در نظر ما،ردای بلند غیر مدرن مردان است از این رو هر کسی که به کوچه دیاگون می اید،یا ردایش را تا زانو بالا ببرد یا جریمه گالیونی بلندی به ما بپردازد.



(برای یافتن اطلاع بیشتر جهت قوانین مدرن لطفا به کتاب تاریخ سال سوم دبیرستان مشنگی،صفحه 18 مراجعه فرمایید)

3. امروز جلسه‌ی آخر بود. خاطره‌ای متفاوت از حضورتون در کلاس فلسفه و حکمت بنویسید. (20 امتیاز)

استاد با ما مهربان باشید

یکی از روز های پاییز بود و باد با سر و صدا قبل از اینکه پروفسور تافتی پنجره رو ببنده وارد کلاس میشد.

_امروز میخوایم بر مبحث فلسفه و ارتباطش با دیگر علوم تمرکز کنیم.

دانش اموزان:

_حالا ازتون میخوام گوش کنید و یاداشت بردارید.فلسفه و روانشناسی جادویی:روانشناسی جادویی علمی است که در ان حالات روانی و رفتار جاودگر تحقیق و برسی میشود که با استفاده از روش های تجربی و استفاده از اندازه گیری،رشد و گسترش زیادی پیدا کرد.دوشیزه ملی فلوا میشه از خندیدن دست بکشی، مجله سوِنتین مشنگی رو بزاری کنار و به درس گوش بدی؟

ارمینتا مجله را با بدخلقی درون کیفش چپاند و پروفسور ادامه داد:فلسفه،اصالت فرد،اصالت جامعه:میدونیم که بعضی از جادوگران در نظریات خود اهمیت و اصالت را به "فرد" میدهند و بعضی به "جامعه".اگر بهش فکر کنیم متوجه میشیم که پیروان مکتب "اصالت فرد"،در حقیقت "جامعه" را چیزی غیر از مجموع فراد نمیدانند.این مطلب که ایا"جامعه"برای خود وجودی مستقل و متفاوت از افراد دارد یا ندارد،یک بحث فلسفی است

دانش اموزان:

_دید برخی از افراد اصیل هم همینطوره ولی بگذارید از این مبحث بیرون بیایم و به فلسفه،علم و اخلاق بپردازیم.در اخلاق،همه جا صحبت از خوبی و بدی و باید و نباید است.ادم باید رفتار،گفتار و پندار نیک داشه باشه و از دروغ و خیانت و عهد شکنیو بی ادبی و ناپاکی و تکبر دوری بکنه اما اگه کسی از خودش بپرسه چرا این خوبه؟و چرا این بده؟پاسخش رو چطور میتونه به دست بیاره؟پیداست که جواب این ها،درخود علم اخلاق نیست و باید به سراغ"فلسفه علم و اخلاق"رفت.در انجاست که جادوگران فیلسوف بحث و استدلال میکنن تا معلوم بشه اصولا چه چیزی خوبه و چه چیزی بده.درفلسفه علم اخلاق هم سعی میشه یک مبنا و شالوده ای عقلانی پیدا بشه تا براساس اون بشه احکام و قواعد علم اخلاق را "تبیین عقلانی"کرد.

و بلاخره میرسیم به مبحث اخر امروزمون که فلسفه و هنره.اینجا دوباره از خودمون میپرسیم..زیبایی چیست؟چه چیز را باید زیبا چه چیز را باید زشت نگاشت؟ملاک ها چی هستن؟مثلا یک گل یا یک اهنگ چرا زیبا هستند؟خب هنر سروکار داشتن با زیبایی هاست.اما یک جادوگر حق داره از حقیقت و ماهیت"زیبایی"سوال کنه.مسئله دیگه اینه که فرق یه هنرمند با دیگران در چیه؟هنرمند چه کاری میتونه که بقیه نمیتونن و اون از کدوم لایه نهانی هستی پرده برمیداره که عالم به چشم ما زیبا تر جلوه میکنه؟ایا همه مردم میتونن اون زیبایی رو درک کنن؟این ها همه سوالاتی هستن که محتاج به "تبین عقلانی"اند جای طرح اونها در فلسفه ی هنره.

پروفسور دانش اموزانی را که همه به صورت ای تی نگاهش میکردند،از نظر گذراند و ادامه داد:

_این جلسه زیاد بهتون سخت نگرفتم و مطمعنم خودتون بیشترشونو میدونستید برای همین یک آزمون از توضیحاتم اماده کردم و اگه کسی نمره "B"بگیره جاش تو کلاس من نیست وسایلتونو از رو میز بردارید.فکر تقلب هم نباشین برگه ها طلسم شدن.

اینم یکی از خاطرات من(گرچه خیلی پرمحتوا نبود اما خاطره بود!!!)


ویرایش شده توسط آرمینتا ملی فلوا در تاریخ ۱۳۹۳/۶/۲۱ ۱۷:۰۶:۵۲


پاسخ به: كلاس فلسفه و حكمت
پیام زده شده در: ۲۰:۰۴ پنجشنبه ۲۰ شهریور ۱۳۹۳

لاوندر براون


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۷:۳۴ سه شنبه ۲۸ مرداد ۱۳۹۳
آخرین ورود:
۱۸:۴۲ یکشنبه ۶ مهر ۱۳۹۳
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 76
آفلاین
. رابطه‌ی انسان و زیست‌جهان رو توضیح بدید. اگه نظرتون با تدریس فرق میکنه نظر خودتونو بنویسید. (2 امتیاز)
من میگم برای رابطه انسان و زیست جهان نمیشه مثالی زد!شاید بشه گفت یه چرخه یا دو خط موازی...از نظر من یه جورایی مث غریبه آشنا میمونن...در عین اینکه به هم ربط ندارن،خیلی به هم وابسته ن و ربط دارن...

. چند خط مهم از اولین سخنرانی آموکیوس بوندئیوس رو به عنوان یکی از مهم‌ترین وزرای سحر و جادو در تاریخ مدرن جادوگری بنویسید. (8 امتیاز)

این مهم ترین قسمت سخنرانیه:

ساحره ها و جادوگران عزیز!من هیچ وقت رویای وزارت سحر و جادو رو در سرم نپردوروندم...اما نمیتونم منکر این بشم که از انتخاب شدنم شادم.اما همین من؛منی که این بالای ایستادم،و امیدی به انتخاب شدن نداشتم با شما عهدی می بندم که در قلب هامون ناگسستنیه...من به همه شما ساحره ها و جادوگران قول میدم در همه شرایط در کنار شما این اجتماع بزرگ متشکل از افرادی با توانایی های جادویی رو رهبری کنم...در کنار شما و با نظرات شما...در اوج عدالت...وقتی که هدف ما خدمت باشه...واینجا جای شعاری ست بس مشهور که میگوید:
ماشیفتگان خدمتیم نه تشنه قدرت!

. امروز جلسه‌ی آخر بود. خاطره‌ای متفاوت از حضورتون در کلاس فلسفه و حکمت بنویسید. (20 امتیاز)
راستش این اولین دقعه من هستش که میام و در حقیقت خیلی ناراحت شدم که 20امتیاز تکالیفم از بین رفت...امیدوارم ارفاق برای اولین تکلیفم فراموش نشه...شاید همون ارفاق بهترین و متفاوت ترین خاطره منو در این کلاس بسازه....



پاسخ به: كلاس فلسفه و حكمت
پیام زده شده در: ۱۱:۰۰ پنجشنبه ۲۰ شهریور ۱۳۹۳

فرد ویزلی old


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۱:۲۵ جمعه ۲۷ تیر ۱۳۹۳
آخرین ورود:
۱۵:۰۶ پنجشنبه ۲۳ آبان ۱۳۹۸
از پنج صبح تا حالا علاف کردی مارا
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 380
آفلاین
. رابطه‌ی انسان و زیست‌جهان رو توضیح بدید. اگه نظرتون با تدریس فرق میکنه نظر خودتونو بنویسید. (2 امتیاز)
رابطه ی انسان و زیست جهان چیز عجیبیست ، اگر زیست جهان نباشد انسان هم نخواهد بود ، هرچند انسان اشرف مخلوقات است اما باید به این اشاره کرد که انسان به هیچ وجه نمیتواند بدون زیست یا محیط زیست زنده بماند . انسان و محیط زیست مانند کاغذ و چوب است یا پلاستیک به نفت ، پس بدانیم رابطه ی انسان و زیست جهان بسیار زیاد است.

. چند خط مهم از اولین سخنرانی آموکیوس بوندئیوس رو به عنوان یکی از مهم‌ترین وزرای سحر و جادو در تاریخ مدرن جادوگری بنویسید. (8 امتیاز)

آخه این چه مخشیه؟
متن سخنرانی:
-ای مردم دنیای جادویی به شما وعده دادم که شما را از شر مشنگ ها خلاص کنم و آن ها را از خودمان دور کنم و شما را به سمت دروازه ی تمدن ببرم . شنیدید؟ من به شما وعده دادم تا از خطر مشنگ ها دور بمانید.

همچنان به مردم نگاه میکرد اما همه مخصوصا خانواده ی ویزلی ها گوجه آماده کرده بودند تا او را مورد هدف قرار داده و بزنند

-با اجازه بنده در رم ممنون از شما !

و ویزلی ها ایندفعه گِل آوردند تا روی سر اون یارو بریزند!

. امروز جلسه‌ی آخر بود. خاطره‌ای متفاوت از حضورتون در کلاس فلسفه و حکمت بنویسید. (20 امتیاز)


با سلام من خاطره ی زیادی از این کلاس ندارم چون تازه دومین باره میام ، اما از اون تکلیف قبلی خیلی خوشم اومد ...
خدافس پروف تافتی


میجنگم، زیرا من...

یک ویزلی ام



خوشحالم از تیم کارآگاهان بیرون آمدم و خداحافظ را گفتم! خداحافظ جن خانگی!!!


پاسخ به: كلاس فلسفه و حكمت
پیام زده شده در: ۱:۰۲ پنجشنبه ۲۰ شهریور ۱۳۹۳

هافلپاف، محفل ققنوس

رز زلر


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۲:۳۹ پنجشنبه ۱۵ خرداد ۱۳۹۳
آخرین ورود:
۳:۲۲ یکشنبه ۱۷ مرداد ۱۴۰۰
از رنجی خسته ام که از آن من نیست!
گروه:
محفل ققنوس
ایفای نقش
هافلپاف
کاربران عضو
ناظر انجمن
مترجم
گردانندگان سایت
پیام: 1114
آفلاین
. رابطه‌ی انسان و زیست‌جهان رو توضیح بدید. اگه نظرتون با تدریس فرق میکنه نظر خودتونو بنویسید. (2 امتیاز)
البته که فرق داره اگه فرق نداشته باشه که نمی شه!اصن امکان نداره!
خب حالا نظر ما:
انسان ها زیر مجموعه ی زیست جهانند که مثل محصولاتی که از مغازه خریداری میکنیم تمام شدنی نیستند!
یعنی ها شما در حد استاد دانشگاه درس می دهید ما سه بار خواندیم تا متوجه متن شدیم تازه هنوز متوجه مفهوم اصلی نشدیم فقط یه سری کلمه پشت هم قطار کردیم نمره ای برای هافل بیاوریم!

. چند خط مهم از اولین سخنرانی آموکیوس بوندئیوس رو به عنوان یکی از مهم‌ترین وزرای سحر و جادو در تاریخ مدرن جادوگری بنویسید. (8 امتیاز)


الان من متن سخرانی اینو از کجا گیر بیاورم؟
خب از اب انبار پیدا کردیم ولی به خاطر اب فقط چند خطی قابل خواندنه!
متن سخرانی :
-اول از همه من تشکر ویژه ای از شما جادوگران وساحره ها دارم که به من افتخار داده اندو وقت گران بای خود را به من اختصاص داده اند.
مکثی می کند تا واکنش جادوگران راببیند ولی از ان جایی که واکنشی موجود نبوده است ،ادامه می دهد:
-واز یکتاخالق هستی به خاطر لطفی که به من داشته تشکر کنم.
همه ی افراد حاضر در سالن با خمیازه جواب می دهند.اموکیوس که می ترسد همه بخوابند باعجله ادامه می دهد:
- و تشکری دیگر از مدیران وکادر فنی می کنم که سالن را به این زیبایی تزئین کرده اند وجا دارد از تیم اماده سازی به خاطر این کت وشلوار تشکر کنم...
ملت چرت می زنند.
-و تشکر دیگری به رای دهندگان و طرفدارانم بکنم...
بچه ها جلوی تلویزیون خوابیده اند.
-و تشکری دیگر از هوا که به این خوبی است و امکان سخنرانی من را فراهم کرده است..
راوی ونویسنده و فیلم بردار در رخت خواب هستند.
-تشکری دیگر به اعضای ستاد تبلیقات من ...

از این جا بعد قابل خواندن نیست با عرض معذرت!

. امروز جلسه‌ی آخر بود. خاطره‌ای متفاوت از حضورتون در کلاس فلسفه و حکمت بنویسید. (20 امتیاز)


ما هیشه از حضور در کلاس هم گروهی یمان خوشنود می شویم!
و بهترین خاطره ی ما در باره ی اثبات خودمان به دیگران بودکه با زور خود رابه باری ادوراد رایان اثبات کردیم. ودیگری در باره ی نظریه ی دامبل وقامبل است که ما با هزار زور و زحمت نوشتیم ولی به خاطر مشکلات فنی قادر به ارسال ان نبوده ایم!


ویرایش شده توسط رز زلر در تاریخ ۱۳۹۳/۶/۲۰ ۱۳:۴۹:۳۰



پاسخ به: كلاس فلسفه و حكمت
پیام زده شده در: ۸:۰۵ پنجشنبه ۱۳ شهریور ۱۳۹۳

پروفسور تافتی


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۲:۰۸ پنجشنبه ۱۵ فروردین ۱۳۹۲
آخرین ورود:
۱۸:۴۳ چهارشنبه ۶ فروردین ۱۳۹۹
از آمدنم نبود گردون را سود!
گروه:
کاربران عضو
پیام: 88
آفلاین
جلسه‌ی پنجـم:

تافی وارد کلاس میشه و با لبخندی جادوآموزا رو از نظر میگذرونه...

- خب، خـب، رسیدیم به جلسه‌ی آخر رفقا! امروز قراره درمورد ِ رابطه‌ی انسان و موقعیت کمی بیشتر حرف بزنیم... قبلاً در این زمینه از منظرهای دامبلی و قامبلی حرف‌هایی زده بودیم... ببینید بچه‌ها، این‌که آیا تاریخ محصول ِ انسانه یا انسان محصول ِ تاریخ میتونه سوالی باشه به عمر بشریت. فکر کنم ما نیاز داشته باشیم در مورد این تناقض ظاهری بیشتر فکر کنیم.

تافی به بچه‌ها نگاه میکنه که دستاشونو گذاشتن زیر چونه‌ها و بهش زل زدن.

- بذارید از اهمیت این تاریخ، موقعیت، یا واژه‌ای که من دوست دارم استفاده کنم: زیست‌جهان، شروع کنیم. همه‌ی ما محصول زیست‌جهان و موقعیت خاصی هستیم که در اون متولد شدیم. اگر فرهنگ یا زبان خاصی که جزء سازنده‌ای از ماهیت ماست به ما نسبت داده میشه فقط و فقط به خاطر قالب‌بندی شدن در موقعیته. فلسفه‌ی مدرن ابتدا فقط سوبژه و ابژه رو می‌بینه، سوبژه به معنای وجود فهم کننده و ابژه به معنای پدیدار فهم شونده. امروز اما به جایی رسیدیم که نباید اهمیت زیست‌جهان رو نادیده بگیریم، عامل سومی که سوبژه رو سوبژه میکنه و ابژه رو ابژه... به واقع ابژه اگر ابژه‌ست و سوبژه اگر سوبژه به خاطر ِقالب‌بندی شدنشون در زیست‌جهانه.

تافی سرفه‌ی محکمی میکنه و ادامه میده:
- اما انسان به عنوان محصول تاریخ آیا فقط و فقط یک محصوله؟ آیا خودش تاریخ‌ یا موقعیت‌ساز نیست؟ ماهیت انسان در موقعیت قالب‌بندی شده، سوال اول اینه آیا ماهیت فقط همینه؟ به نظر میرسه آدمی همواره میتونه در حال تولید خودش باشه و مفهوم جدیدی از ماهیت خودش رو به نمایش بذاره. انسان میتونه به عنوان یک محصول، در همون چهارچوب ظرفیت‌هایی از خودش رو به کار بگیره که بر روند جریانی تاریخی یا ساخته شدن موقعیتی اثر بذاره. مثلاً آموکیوس بوندئیوس، اولین وزیر سحر و جادوی دوران مدرن، به واسطه‌ی قوانین جدیدی که در به کار گیریشون نقش مهمی داشت، جامعه‌ی جادویی رو وارد مرحله‌ی جدیدی از زندگی کرد. این قوانین محصول تفکری بودن که خودش محصول و قالب بندی شده‌ی زیست‌جهان بود، اما ظرفیت‌هایی رو از خودش بروز داد که وجوه مهمی از مختصات زیست جهان ِ اون عصرو به طور کامل عوض کرد.

تافی لبخند میزنه.

- این جلسه هم تمومه. تکالیف روی تابلون. موفق باشید و برای امتحانتون آماده برگردید.

تافی از کلاس بیرون میره و خطوط طلایی رنگی که بیان‌گر تکلیف جادوآموزا بود، به آرومی روی تابلو نقش میبنده.

تکالیف:
1. رابطه‌ی انسان و زیست‌جهان رو توضیح بدید. اگه نظرتون با تدریس فرق میکنه نظر خودتونو بنویسید. (2 امتیاز)

2. چند خط مهم از اولین سخنرانی آموکیوس بوندئیوس رو به عنوان یکی از مهم‌ترین وزرای سحر و جادو در تاریخ مدرن جادوگری بنویسید. (8 امتیاز)

3. امروز جلسه‌ی آخر بود. خاطره‌ای متفاوت از حضورتون در کلاس فلسفه و حکمت بنویسید. (20 امتیاز)








شما می ‌توانید مطالب را بخوانید
شما نمی توانید عنوان جدید باز کنید
شما نمی توانید به عنوان‌ها پاسخ دهید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را ویرایش کنید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را حذف کنید
شما نمی توانید نظر سنجی اضافه کنید
شما نمی توانید در نظر سنجی ها شرکت کنید
شما نمی توانید فایل‌ها را به پیام خود پیوست کنید
شما نمی توانید پیام بدون نیاز به تایید بزنید
شما نمی توانید از نوع تاپیک استفاده کنید.
شما نمی توانید از HTML در نوشته های خود استفاده کنید
شما نمی توانید امضای خود را فعال/غیر فعال کنید
شما نمی توانید صفحه pdf بسازید.
شما نمی توانید پرینت بگیرید.

[جستجوی پیشرفته]


هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است. ۱۴۰۰-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.