هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل


در حال دیدن این عنوان:   1 کاربر مهمان





Re: ردا فروشي خانم مانيا (انواع رداهاي رسمي-شب و ...(
پیام زده شده در: ۱:۳۸ شنبه ۲۱ آذر ۱۳۸۳
#34

هگرید


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۱:۴۹ چهارشنبه ۱۷ دی ۱۳۸۲
آخرین ورود:
۱۰:۰۲ چهارشنبه ۱۴ تیر ۱۳۹۱
از دره غولها
گروه:
کاربران عضو
پیام: 301
آفلاین
بی وفایی بی وفایی دل من از غصه داغووووون شده ه ه ه ه .......
مانیا که به خیال خودش زده چشمهای من را کور کرده حالا با آواز حزین این شعر را میخونه و دونه دونه اشک میریزه . آخه عذاب وجدان بد دردیه!
اما از اونطرف هاگرید که فعلا جون سالم بدر برده در با شادی آواز آدم فروش را میخونه و غش غش به مانیا میخنده !


آدمي از عالم خاکي نمي آيد به دست !
عالمي ديگر ببايد ساخت ! وز نو آدمي


Re: ردا فروشي خانم مانيا (انواع رداهاي رسمي-شب و ...(
پیام زده شده در: ۱:۲۹ شنبه ۲۱ آذر ۱۳۸۳
#33

Irmtfan


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۲:۲۴ شنبه ۱۳ دی ۱۳۸۲
آخرین ورود:
۱۰:۵۷ چهارشنبه ۲۶ خرداد ۱۳۹۵
از پریوت درایو - شماره 4
گروه:
کاربران عضو
گردانندگان سایت
پیام: 3127
آفلاین
آها البته من که چون سنم قانونی نیست هنوز نمیتونم باید به دامبل بگم ببینم چطوری زیر سن قانونی ها میتونن حساب باز کنن
در ضمن اون موسسه همش باند بازیه یه سری آقا زاده ها اومدن توش پیام امروز رو خوندید


نقل قول:
لطفا اينو در كمال خونسردي بخونيد:هري منظور شما از روز همون زوره؟؟

نه خیر منظورم همون روزه یعنی رداهای 50 گالیونی شما فقط آپ تو دیت و به روز هستن

ببینم شما فکر کردی من عینک میزنم کورم یعنی؟
اصلا من رنجیدم از شما در خروج از کدوم وره ...
آها از اینوره

( هری میره میخوره به دیوار)
هاگرید : هوووو مگه کوری
هری:


Sunny, yesterday my life was filled with rain.
Sunny, you smiled at me and really eased the pain.
The dark days are gone, and the bright days are here,
My sunny one shines so sincere.
Sunny one so true, i love you.

Sunny, thank you for the sunshine bouquet.
Sunny, thank you for the love you brought my way.
You gave to me your all and all.
Now i feel ten feet tall.
Sunny one so true, i love you.

Sunny, thank you for the truth you let me see.
Sunny, thank you for the facts from a to c.
My life was torn like a windblown sand,
And the rock was formed when you held my hand.
Sunny one so true, i love you.


Re: ردا فروشي خانم مانيا (انواع رداهاي رسمي-شب و ...(
پیام زده شده در: ۱:۱۸ شنبه ۲۱ آذر ۱۳۸۳
#32

سالازار اسلیترینold


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۵:۳۶ یکشنبه ۷ تیر ۱۳۸۳
آخرین ورود:
۱:۵۴ چهارشنبه ۲۸ اسفند ۱۳۸۷
از تالار اسرار
گروه:
کاربران عضو
پیام: 278
آفلاین
اولندش اين ردا سفارشي بود دوما پول رو با استفاده از كارت بگير و ببر موسسه مالي اعتباري گرين گوتز گرفتم

در ضمن معلوم ميشه فروشگاه ردا فروشي ايشون هميشه زود جواب ميده چون سفارش دو هفته اي بنده رو دو دقيقه اي حاظر كرد البته هنوز تستش نكردم ببينم اصله يا نه ولي به زدي معلوم ميشه

رجوع شود به تاپيك بقلي


ویرایش شده توسط Salazar_Slytherin در تاریخ ۱۳۸۳/۹/۲۱ ۱:۲۰:۳۷

نمایشنا


Re: ردا فروشي خانم مانيا (انواع رداهاي رسمي-شب و ...(
پیام زده شده در: ۱:۰۶ شنبه ۲۱ آذر ۱۳۸۳
#31

مانیا


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۶:۲۴ یکشنبه ۱ آذر ۱۳۸۳
آخرین ورود:
۱:۵۸ پنجشنبه ۲۱ تیر ۱۳۸۶
از Azeroth
گروه:
کاربران عضو
پیام: 210
آفلاین
نقل قول:

هری پاتر نوشته:
ببخشید من فضولی میکنم ولی ممکنه بپرسم 50 میلیون رو سالی جون تو چطوری دادی
و شما مانیا جان چطوری هپولی .. ببخشید یعنی گرفتی ازش
به نظر میرسه باید یه چیزی شبیه چک برای این جادوگر ها هم راه بیافته
ای بابا بزا حرف اخرم و بزنم آخه 50 میلیون دروغ که حناق نیست من که خودم ته بچه مایه دارم از پدر و مادر و عموی عزیزم سیریش اون همه ثروت بهم رسیده از این رقما نمیگم
تازه من اینجا ردای 50 گالیونی هم به روز میبینم چه برسه به 50 میلیونی

لطفا اينو در كمال خونسردي بخونيد:هري منظور شما از روز همون زوره؟؟؟
در ضمن اون يه سفارش غير عادي بود
فهميدي حالا؟


تصویر کوچک شده


Re: ردا فروشي خانم مانيا (انواع رداهاي رسمي-شب و ...(
پیام زده شده در: ۱:۰۰ شنبه ۲۱ آذر ۱۳۸۳
#30

هگرید


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۱:۴۹ چهارشنبه ۱۷ دی ۱۳۸۲
آخرین ورود:
۱۰:۰۲ چهارشنبه ۱۴ تیر ۱۳۹۱
از دره غولها
گروه:
کاربران عضو
پیام: 301
آفلاین
بعد از یک بگو مگوی سانسور دار بین هاگرید و مانیا ...........
هاگرید با کمال پر رویی: در ضمن یه ردای شب هم برای کراپ میخوام .طفلکی میخواد با ماکسیم برقصه !
مانیا : گم شو از مغازه من برو بیرون!
بیرون ! بیرون !
هاگرید : نکن دیونه میره توی چشمم!
مانیا : میکشمت !
-----------------------------------
مانیا انگشت اشاره اش را چنان در چشم هاگرید فرو کرد که:
آخ وای کور شدم!


آدمي از عالم خاکي نمي آيد به دست !
عالمي ديگر ببايد ساخت ! وز نو آدمي


Re: ردا فروشي خانم مانيا (انواع رداهاي رسمي-شب و ...(
پیام زده شده در: ۰:۵۸ شنبه ۲۱ آذر ۱۳۸۳
#29

Irmtfan


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۲:۲۴ شنبه ۱۳ دی ۱۳۸۲
آخرین ورود:
۱۰:۵۷ چهارشنبه ۲۶ خرداد ۱۳۹۵
از پریوت درایو - شماره 4
گروه:
کاربران عضو
گردانندگان سایت
پیام: 3127
آفلاین
ببخشید من فضولی میکنم ولی ممکنه بپرسم 50 میلیون رو سالی جون تو چطوری دادی
و شما مانیا جان چطوری هپولی .. ببخشید یعنی گرفتی ازش
به نظر میرسه باید یه چیزی شبیه چک برای این جادوگر ها هم راه بیافته
ای بابا بزا حرف اخرم و بزنم آخه 50 میلیون دروغ که حناق نیست من که خودم ته بچه مایه دارم از پدر و مادر و عموی عزیزم سیریش اون همه ثروت بهم رسیده از این رقما نمیگم
تازه من اینجا ردای 50 گالیونی هم به روز میبینم چه برسه به 50 میلیونی


Sunny, yesterday my life was filled with rain.
Sunny, you smiled at me and really eased the pain.
The dark days are gone, and the bright days are here,
My sunny one shines so sincere.
Sunny one so true, i love you.

Sunny, thank you for the sunshine bouquet.
Sunny, thank you for the love you brought my way.
You gave to me your all and all.
Now i feel ten feet tall.
Sunny one so true, i love you.

Sunny, thank you for the truth you let me see.
Sunny, thank you for the facts from a to c.
My life was torn like a windblown sand,
And the rock was formed when you held my hand.
Sunny one so true, i love you.


Re: ردا فروشي خانم مانيا (انواع رداهاي رسمي-شب و ...(
پیام زده شده در: ۰:۴۷ شنبه ۲۱ آذر ۱۳۸۳
#28

مانیا


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۶:۲۴ یکشنبه ۱ آذر ۱۳۸۳
آخرین ورود:
۱:۵۸ پنجشنبه ۲۱ تیر ۱۳۸۶
از Azeroth
گروه:
کاربران عضو
پیام: 210
آفلاین
مانيا در حالي كه سرش درد ميكرد :
هاگريد:سلام مانيا يه ردا بده واسه مادام ماكسيم
مانيا:

ردا ميخواي تو غلط كردي ردا ميخواي تو بيجا................
به علت بد بودن سخنان ميان ان دو از نوشتن ان معذوريم

سالازار سفارش شما همون طور كه ميخواستين امادس
مياين ببرينش؟يا با پيك بفرستم تالار اسرار؟


ویرایش شده توسط هرمیون گرنجر در تاریخ ۱۳۸۳/۱۰/۵ ۱۲:۲۹:۱۸

تصویر کوچک شده


Re: ردا فروشي خانم مانيا (انواع رداهاي رسمي-شب و ...(
پیام زده شده در: ۰:۲۹ شنبه ۲۱ آذر ۱۳۸۳
#27

سالازار اسلیترینold


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۵:۳۶ یکشنبه ۷ تیر ۱۳۸۳
آخرین ورود:
۱:۵۴ چهارشنبه ۲۸ اسفند ۱۳۸۷
از تالار اسرار
گروه:
کاربران عضو
پیام: 278
آفلاین
ناگهان صداي باز و بسته شدن در مياد مانيا بر ميگرده ببينه كي وارد شده اما كسي رو نميبينه كمي تعجب ميكنه و باخودش ميگه
مانيا : يحتمل باد بوده

پس از چند لحظه صداي سرد و بي احساسي از پشت سر مانيا ميگه
سالازار : سلام مانيا چه رداهاي قشنگي اينجا گذاشتي
مانيا : شما كي وارد شدين
سالازار : همين چند ثانيه پيش
مانيا يه فكر ميكنه و متوجه ميشه كه صداي در سالزار بوده
ميگه
مانيا : خوب امرتون ....
سالازار : شما سفارشات هم قبول ميكنيد ؟
مانيا : بله انواع سفارشات پذيرفته ميشه
سالازار : سفارش من يك سفارش معمولي نيست ها
مانيا: اشكال نداره شما بفرماييد
سالازار : خوب پس من به شما دو هفته فرصت ميدم ....
مانيا :


سالازار ادامه ميده : من يك رداي سبز رنگ ميخوام كه جنسش از پوست باسيليسك باشه 50 ميليون گاليون هم نقد ميدم فقط لطفا تا دو هفته ديگه حاظر باشه ( آخه با ننه بزرگ ولدي قرار دارم )
مانيا : باشه قربان حتما براتون حاظر ميكنيم
سالزاز : ممنون
و در حال گفت كلمه خداحافظي مهو ميشه


نمایشنا


Re: ردا فروشي خانم مانيا (انواع رداهاي رسمي-شب و ...(
پیام زده شده در: ۰:۲۷ شنبه ۲۱ آذر ۱۳۸۳
#26

هگرید


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۱:۴۹ چهارشنبه ۱۷ دی ۱۳۸۲
آخرین ورود:
۱۰:۰۲ چهارشنبه ۱۴ تیر ۱۳۹۱
از دره غولها
گروه:
کاربران عضو
پیام: 301
آفلاین
یک صحنه لانگ شات :
هاگرید عین بچه مظلوم ها یک گوشه وایساده !
مادام ماکسیم خونین و مالین داره چپ چپ به هاگرید نگاه میکنه !
مانیا هم با دو تا دیوانه ساز پشت در منتطره تا هاگرید را به جرم کشتن مادام ماکسیم ببره آزکابان !
-----------------------------------------------------------------
هاگرید : ماکسیم به خدا همش تقصیر این مانیای مارمولکه !
ماکسیم : ببند اون ( سانسور شده )!
هاگرید : نه خواهش میکنم ببخش منو !
ماکسیم : میکــــــــــــــــــــــــــشمــــــــــــــــــــــــت!
هاگرید : نــــــــــــــــه خواهش میکنم !
ماکسیم : میــــــکشمت ای مانیای بی معرفت ! بر ضد هاگرید جون توطئه میکنی!
شترق!
در کلبه میشکنه و مانیا و دوتا دیوانه ساز مثل سه تا بادکنک به هوا میرن !
-------------------------------------------------------------------
کات !
صحنه یکی از بیابانهای بی آب و علف آفریقا!
صدای سوت خمپاره
مانیا و دو تا دیوانه ساز مثل سه تا لکه توی آسمون دیده میشن!
گروپ
اوه اوه یکی بیاد اینها را جمع کنه!


آدمي از عالم خاکي نمي آيد به دست !
عالمي ديگر ببايد ساخت ! وز نو آدمي


Re: ردا فروشي خانم مانيا (انواع رداهاي رسمي-شب و ...(
پیام زده شده در: ۰:۲۱ شنبه ۲۱ آذر ۱۳۸۳
#25

مانیا


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۶:۲۴ یکشنبه ۱ آذر ۱۳۸۳
آخرین ورود:
۱:۵۸ پنجشنبه ۲۱ تیر ۱۳۸۶
از Azeroth
گروه:
کاربران عضو
پیام: 210
آفلاین
مانيا:هري بيا اين همه رداي خوب ببر بذل و بخشش كن فقط ابروم رو نبر
هري: اره همه رداهام كوتاه شده تازه رون هم ميخواد بده بياد
مانيا:بفرماييد
هري:من رفتم
مانيا:هري شتر ديدي نديدي ها
هري


تصویر کوچک شده







شما می ‌توانید مطالب را بخوانید
شما نمی توانید عنوان جدید باز کنید
شما نمی توانید به عنوان‌ها پاسخ دهید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را ویرایش کنید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را حذف کنید
شما نمی توانید نظر سنجی اضافه کنید
شما نمی توانید در نظر سنجی ها شرکت کنید
شما نمی توانید فایل‌ها را به پیام خود پیوست کنید
شما نمی توانید پیام بدون نیاز به تایید بزنید
شما نمی توانید از نوع تاپیک استفاده کنید.
شما نمی توانید از HTML در نوشته های خود استفاده کنید
شما نمی توانید امضای خود را فعال/غیر فعال کنید
شما نمی توانید صفحه pdf بسازید.
شما نمی توانید پرینت بگیرید.

[جستجوی پیشرفته]


هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است | ۱۳۹۸-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.