هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل


در حال دیدن این عنوان:   1 کاربر مهمان





Re: ماجراهای کاشت مو در سه روز و نصفه ای(سرژی که بازگشت)
پیام زده شده در: ۱۳:۰۳ یکشنبه ۲۷ فروردین ۱۳۸۵
#4

کارآگاه ققنوس


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۷:۲۶ سه شنبه ۸ اردیبهشت ۱۳۸۳
آخرین ورود:
۵:۵۴:۴۹ یکشنبه ۷ اردیبهشت ۱۳۹۹
از در کنار دمبول
گروه:
کاربران عضو
پیام: 914
آفلاین
ادامه از پست بلیز...
----------------------------------------------------------------------
الکتو مشغول کار شد و کریچ هی به ققی نگاه می کرد و لبخند پلیدانه ای می زد
ققی:الکتو جون پس کی نوبت من میشه...
الکتو:بذار پرهای کریچ...نه بذار موهای کریچ رو سشوار بکشم الان میام

30 دقیقه بعد کریچ و ققی به این صورت تو آینه به خودشون نگاه می کنن
کریچ: اه پرهای ققی...اه اه اه...
ققی:خفه شو پرهای منو خز کردی...چرا پرهای منو می کنی...و ققی کریچ می یفتن رو هم دیگه و مشغول کتک کاری می شن..
که ناگهان دارکو در حالی که سیگارش گوشه لبشه وارد میشه...
دراکو:هووووم این از معاون من ببینش...به زودی از معاونت اخذ می شی...
ققی:
دراکو:هی الکتو موهای منو برام جوری بزن که پر پشت تر بشه و مشتی باشه بر دهان اسموتی ها...
ققی: تو می خوای منو از معاونت بر داری...ای نامرد...
دراکو:100% برو ای جونور زشت...برو...
ققی: الکتو جون یه چند لحظه میای اینجا
و ققی یه کیسه پر از گالیون می ده دست الکتو و در گوشش یه چیزایی می گه...
ققی:تو بهترین آریشگری هستی که من دیدم
الکتو موهای ققی رو از تن کریچ می کنه و موهای کریچ رو بهش پس می ده اما موهای ققی رو می ریزه تو یه کیسه...
ققی:خوب من رفتم کریچر هم همون لحظه میاد طرف در و ققی و کریچر هر دو با هم می خوان از در خارج شن
ققی:اول من می رم...فهمیدی؟!!
کریچ:من مدیرم من اول می رم...
الکتو:نور ممد میشه این دوتا ارازل رو بندازی بیرون...
و نورممد در یک عملیات شهادت طلبانه شیرجه میزنه به طرف ققی و کریچ ققی بادر کنده می شن و تو خیابون می افتن
الکتو:خوب جناب وزیر شروع کنم...
دراکو:شروع کن...
الکتو:در حین درست کردن موهای دراکو هر چند گا یه طرف کیسه پر هایی ققی می رفت و بر می گشت...
-----------------------------------
الکتو با پرهای ققی چه کرده است؟!!
چه بلایی بر سر وزیر خواهد آمد...


[size=large][color=FF0099]كتاب خاطرات من از ققنوس:[/colo


Re: ماجراهای کاشت مو در سه روز و نصفه ای(سرژی که بازگشت)
پیام زده شده در: ۲۲:۱۷ پنجشنبه ۲۴ فروردین ۱۳۸۵
#3

اسلیترین، مرگخواران

بلیز زابینی


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۲:۳۸ جمعه ۲۵ شهریور ۱۳۸۴
آخرین ورود:
۱۷:۴۲ چهارشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۸
از یخچال خانه ریدل
گروه:
ایفای نقش
مرگخوار
اسلیترین
کاربران عضو
پیام: 1707
آفلاین
الکتو : ای بی چشمو رو نورممد اینو بندازش بیرون . براش موهای فلور رو کاشتم عوض تشکرشه . مردم با این موها ....
سرژ پرید وسط حرف الکتو ...
سرژ : دستت درد نکنه موهای فلور رو کاشتی رو سرم ولی این موهای اینورم چرا شبیه ریش و پشم دامبلدوره ؟
الکتو : نورممد اینو بندازش بیرون !
بلافاصله نورممد به سمت سرژ اومد و در یک حرکت انتحاری با یه دستش ریش سرژ و با دست دیگرش دم سرژ ( دم ؟؟؟؟؟؟ ) رو گرفت و با دست سومش در مغازه رو باز کرد و سرژ رو به صورت افقی به بیرون پرت کرد .
هنوز در کاملا بسته نشده بود که دوباره باز شد و اینبار ققی و کریچ داخل شدند .
ققی : چرا من هر جا میرم دنبال من میای ؟ نمیدونم این سریش چرا انقدر تو رو ول کرده ؟
کریچ : اولا من دنبالت نیومدم تو دنبالم اومدی ! در ضمن یکی نیست به خودت بگه چرا این دومبول تو رو انقدر ول کرده ؟ بابا تو الان باید تو قفس باشی ؟
ققی : آلبوس مرده !
کریچ : سریشم مرده
ققی : بزن قدش !
کریچ : اه اه اه ققیی میشم
ققی
الکتو با شتاب به میان دو جونور که دیگه چیزی نمونده بود با هم درگیر بشن پرید .
الکتو : آقایون خواهش میکنم اینجا...
ققی : چرا جمع میبندی . این جنه !
کریچر : یه بار دیگه به من پایین تر از گل بگی تک تک پراتو میکنم
الکتو از عصبانیت یه فریاد بلند کشید به طوری که تمام پرهای ققی و چند تار موی کریچ ریخت .
ققی : وای پرهای خوشگلم . حالا چه خاکی تو سرم کنم
کریچ در حالی که چند تار موی کرک مانند رو در دستش گرفته بود گفت :
- وای موهای پرپشتم . آخه چرا ؟
الکتو : خب آقایون خونسرد باشین هر چیزی یه راه حلی داره . اینجا هم ما براتون مو میکاریم دیگه
ققی و کریچ :bigkiss:
الکتو : آقایون فاصله آسلامی رو رعایت کنید !
مدتی بعد .
الکتو در حال نشوندن کریچ و ققی روی صندلی هاست .
ققی : لطفا صندلی منو یه جوری بزار که چشمم به این کریچ نیفته
کریچ : ببخشید اگر میشه یه شب بند بدین به من هر جا رو نگاه میکنم این ققیه !
الکتو با خشم صندلی های کریچو ققی رو طوری تنظیم کرد تا چشمشون به هم نیفته .
مدتی بعد .
الکتو کنار ققی ایستاده بود و داشت این پارچه رو دور گردن ققی میبست .
ققی : مگه میخوای پرهامو بزنی ؟
الکتو : نه بابا میخوام برات بکارم .
ققی : پس چرا اینو داری برام میبندی ؟
الکتو : ها.... نمیدونم . حالا ول کنی دوست داری برات چه مدلی مو بکارم ؟
ققی : میدونی چیه . راستش توی این دور زمونه پر داشتن زیاد جالب نیست میخواستم اگر بشه برام مو بکاری .
الکتو : اوکی .
چند لحظه بعد الکتو پیش کریچ ایستاده .
الکتو : عزیزم شما خیلی قدت کوتاست . بلند شو من برات از این سکو ها بزارم .
کریچ با نگرانی به دری که ققی پشت آن قرار داشتن نگاه کرد .
کریچ : من کجا قدم کوتاهه ؟ یعنی من قدم از اون کفی کوتاه تره ؟ پس چرا برای اون از اون سکو ها نزاشتی ؟
الکتو : بابا تو الان کف زمینی . من چه جوری برات مو بکارم
کریچ : بله . ولی من که میدونم به هیکل موزون من حسودی میکنین
الکتو
چند لحظه بعد .
بالاخره الکتو کریچ رو راضی کرده بود که روی اون سکوئه بشینه تا قدش به آینه برسه .
الکتو : خب دوست داری چه نوع مویی برات بکارم ؟
کریچ : دوست دارم یه مدل کاملا منحصر به فرد باشه . مطابق با مد روز . طوری که همه با یه نگاه عاشم بشن . آخه میدونید که من جوونم میخوام زن بگیرم تشکیل خانواده بدم
الکتو که به عقل کریچ شک کرده بود گفت :
- باشه حتما برات یه کاری میکنم .
مدتی بعد
الکتو در اتاق پشتی داره دنبال مو میگرده . اما چیزی پیدا نمیکنه .
الکتو به خودش میگه :
- ای بابا حالا چی کار کنم این موها رو کجا گذاشتم . جواب این دوتا جنبده رو چی بدم
الکتو همونطور که در فکر بود ناگهان چشمش به نورممد افتاد که داشت پرها و موهای ققی و کریچ رو با جارو جمع میکرد . ناگهان فکری به ذهنش رسید
الکتو : نورممد جون اینا رو جمع نکن لازمشون دارم
نورممد : به ریش مرلین موی این دو جنبده هزارتا مریضی داره باید . تمام جوانب رو در نظر بگیریم . مملکت آسلامیه .
الکتو : نگران نباش . فقط میخوام موهای کریچ رو روی سر ققی بکارم و پرهای ققی رو روی سر کریچ تا هر دوتاشون برن پی کارشون دیگه
نورممد .....




Re: ماجراهای کاشت مو در سه روز و نصفه ای(سرژی که بازگشت)
پیام زده شده در: ۲۱:۲۳ پنجشنبه ۲۴ فروردین ۱۳۸۵
#2

فلور دلاکورold


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۳:۱۴ یکشنبه ۷ تیر ۱۳۸۳
آخرین ورود:
۴:۰۹:۳۰ یکشنبه ۱۸ اسفند ۱۳۹۸
از پاریس
گروه:
کاربران عضو
پیام: 974
آفلاین
الکتو: ببین سرژ موهای سرتو نصفه کاشتم نمی شه که!
سرژ چقده طول می کشه؟
الکتو: زود زود!
سرژ روی صندلی می شینه و چششماشو می بنده
زمان در حال گذشتنه
داره می گذره
داره می گذره
سرژ: الکتو کارت تموم نشد/؟
الکتو: یکم دیگه مونده
زمان در حال گذشتن
تمام فضا رو دود سبز رنگی گرفته
بوی معجون هر لحظه بدتر می شه
سرژ: ای بابا کار و زندگی داریم باید برم گروه بزنم دنبال این جاسوس رو بگرده
الکتو در حال انجام کار : خودم درستش می کنم
زمان در حال گذشتنه
الکتو دست از کار می کشه بساط معجون رو جمع می کنه می زاره تو سوراخی شبیه غار کوچیک که ممکنه هر جونوری توش باشه
الکتوپیش بند رو باز می کنه و می گه: تموم شد ببین زیباست!؟
یک آینه دست سرژ می ده
سرژ:
توی آینه می بینه که یک طرف سرش رو موهایی فرفری سفید رنگی شبیه موهایی گوسفند قرار گرفته و طرف دیگه موهایه طلایی براق و صافی که موج می زنه و بسیار لخته قرارگرفته!
سرژ: اینا چیه؟
الکتو با اعتماد به نفس: این مدل جدید مو در دنیای جادوگریه این موهای فرفری رو از پشم گوسفند نه ببخشید موی پریزاد پیر گرفتم!
سرژ: معلومه!
الکتو: اون موهای براق ماله فلور دلاکوره که یکبار زمانی که موهاشو یک آرایشگر کوتاه کرد من اونجا بودم و .....
سرژ:
الکتو: باور کن خیلی بهت می یاد
سرژ با عصبانیت یقه ی الکتو رو می گیره و می یاد که یک مشت بزنه...


دلبستگي من به جادوگران و اعضاش بيشتر از اون چیزی که فکرشو میکنید


ماجراهای کاشت مو
پیام زده شده در: ۲۰:۴۴ چهارشنبه ۲۳ فروردین ۱۳۸۵
#1

مورگان الکتوold


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۵:۵۳ شنبه ۲۰ اسفند ۱۳۸۴
آخرین ورود:
۱۷:۳۰ چهارشنبه ۴ مرداد ۱۳۹۱
گروه:
کاربران عضو
پیام: 622
آفلاین
سلامی به بلندی فریاد سرژ.موضوع این تاپیک که مشخصه کاشتن مو که بینش اتفاقاتی میفته که در طول داستان متوجه میشید.این تاپیک کاملا طنزه .ازتون تقاضا می کنم که توجه خاصی بهش داشته باشین تا پاکش نکنن.
همه جا با نور سبز خیره کننده ای که از معجونی برمی خواست روشن شده بود.الکتو در حالی که مگسهای اطرافش را با مشت می کوبید می اندیشید:لعنتی این کاشت مو هم شد کار یه مشتری رو هم نداریم.
ناگهان صدای در نواخته شد
الکتو:هورا بالاخره یکی پیدا شد بیاد این مو رو بکاره.
مردی بلند قامت با موهای فرفری وارد شد.حالت چهره اش خیلی به سرژ شباهت داشت و عجیب بود که لباس های سرژ را بر تن داشت.البته تعجبی هم نداشت چون او خود سرژ بود.
الکتو:ماآآآآآآآآآآآ.سرژ می خوای مو بکاری.
سرژ که قیافه اش به شکل گوجه فرنگی گندیده درآمده بود. گفت:من.منو مو کاشتن.اههههههه خوب من می خوام مو بکارم مشکلیه.
الکتو:نه مشکل چیه.یارممد اون بز و بکش.نورممد معجون رو هم بزن.
سرژ کلاه گیسش را برداشت.و نوری خیره کننده تمامی اتاق را در بر گرفت.
الکتو:سرژ .لطفا اون کلاه گیست رو بذار سرت.تا من زاویه ی این چراغو عوض کنم.
الکتو این را گفت و زاویه ی چراغ رو تغییر داد.همین طور که الکتو مشغول مو کاشتن بود سرژ مرتبا سوال می پرسید:این مو چیه داری برای من میکاری؟این معجونه چیه می ریزی رو سر من.
الکتو:مو.این موی بز.نه نه این موی پری روئه.
آن دو موکارو موکاریده غافل از ان بودند که چشمانی شیطانی در حال عکس گرفت است.
یه دفعه سرژ با چشمهای تیزبینش نور فلش رو احساس میکنه میگه:یا ریش مرلین.یه جاسوس بین ماست بگیرینش!!!!!!!!!!!!!
یه مردی در حالی که با پاهاش هلیکوپتری میزنه از پشت کاکتوس ها بیرون میاد.و میزنه به چاک.
سرژ یه دفعه از تو جیبش یه آر پی جی در میاره.ویه شکلیک می کنه.البته چون نشونه گیریش خوب بود می زنه به یار ممد فلک زده.
الکتو:سرژ یارممدو کشتی
سرژ:پس چی هشت سال تو جنگ تحمیلی جنگیدم کشکی که نیست.
سرژیه شکلیک دیگه کرد و اینبار خورد به نورممد.سرژ یه دفعه با حرکاتی کاملا موزون خودش رو می اندازه روی جاسوس و سرش رو نشونه می گره یه تیر میزنه که اونم می خوره به داداش یارممد.
سرژ:
الکتو:
سرژ:لعنتی فرار کرد .آدم خبره ای هم بودا.آموزش ها نظامی من هم نتونستن کمکی کنن.ابته من خودم یه گروه تشکیل می دم تا این یارو رو بگیرن.نباید موضوع به این مهمی توی جامکعه شایع بشه.
الکتو:شایع بشه؟اینکه واقعیته.
سرژ: .
الکتو در حالی که صورتش را در هم کشیده بودگفت:من که دهنم چفته منتها یه خورده گلوم درد می کنه.
سرژ:پول می خوای باشه.سند کارخونه ی چکش سازی به اسم تو.
- سر بچه گول می مالی اونو که تعطیلش کردن.کلاه گیست رو بده من.
- عمرا.عمرا. .یعنی من کارای مهمتری دارم باید یه گروه تشکیل بدم.


ویرایش شده توسط ماروولو گانت در تاریخ ۱۳۸۵/۳/۱۳ ۱۳:۳۰:۱۴

تصویر کوچک شده







شما می ‌توانید مطالب را بخوانید
شما نمی توانید عنوان جدید باز کنید
شما نمی توانید به عنوان‌ها پاسخ دهید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را ویرایش کنید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را حذف کنید
شما نمی توانید نظر سنجی اضافه کنید
شما نمی توانید در نظر سنجی ها شرکت کنید
شما نمی توانید فایل‌ها را به پیام خود پیوست کنید
شما نمی توانید پیام بدون نیاز به تایید بزنید
شما نمی توانید از نوع تاپیک استفاده کنید.
شما نمی توانید از HTML در نوشته های خود استفاده کنید
شما نمی توانید امضای خود را فعال/غیر فعال کنید
شما نمی توانید صفحه pdf بسازید.
شما نمی توانید پرینت بگیرید.

[جستجوی پیشرفته]


هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است. ۱۳۹۹-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.