هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل


در حال دیدن این عنوان:   2 کاربر مهمان





پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۰:۳۸:۴۶ پنجشنبه ۲۲ اسفند ۱۳۹۸

اسلیترین

اورسلا پنکریج


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۲:۱۰:۰۲ سه شنبه ۱۳ اسفند ۱۳۹۸
آخرین ورود:
۲۰:۴۸:۲۱ جمعه ۲۳ اسفند ۱۳۹۸
گروه:
کاربران عضو
اسلیترین
ایفای نقش
پیام: 5
آفلاین
نام:

اورسلا

نام خانوادگی:

پنکریج

گروه:

اسلیترین

رتبه خون:

نژاد برتر

پاتروناس:

مار آتشین

چوبدستی:

چوب درخت بلوط با رگه اژدها و سیاه کاج

ویژگی‌های ظاهری:

دختری قدبلند با چشمانی قهوه ای و موهای به تاریکی شب

ویژگی‌های اخلاقی: جستجو گر خوبی هستم
دوست دارم چیزای جدید رو امتحان کنم
با توجه به نژادم دوست دارم همیشه جایی باشم که تاریکه و گرم بعضی وقتا هم سرد
خیلی صبورم
و اما نژاد من
من مادرم ملکه مارها بود و پدرم یکی از جادوگران معروف قرن ۲۰
پدرم روزی تو جنگل اسرارآمیز صدای گریه میشنوه و به سمت صدا میره و ماری رو میبینه که روی دمش سنگ گذاشتن و اون داره گریه میکنه پدر من که به زبان ماری آشنا بوده بهش میگه من نجاتت میدم به شرطی که منو نیش نزنی مار هم در جوابش میگه من نیشت نمیزنم تو داری کمکم میکنی و من هر چی که تو بخوای انجام میدم
پدرم مار رو نجات میده و در کسری ثانیه مار به انسان زیبایی تبدیل میشه که اون مادر من بوده و....

معرفیت کوتاه بود یه مقدار. بعدا برگرد و تکمیلش کن حتما.

تایید شد.

خوش اومدی.


ویرایش شده توسط فنریر گری‌بک در تاریخ ۱۳۹۸/۱۲/۲۳ ۱۴:۲۵:۵۴

تصویر کوچک شده

Do not pity the dead, Harry. Pity the living, and, above all those who live without love

دلت به حال مرده‌ها نسوزه.
نگرانِ زنده‌ها باش مخصوصا اونایی که بی عشق زندگی می‌کنن


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۲۲:۱۹:۳۴ چهارشنبه ۲۱ اسفند ۱۳۹۸

هافلپاف

جیمز پاتسون


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۱:۳۱:۴۲ یکشنبه ۱۱ اسفند ۱۳۹۸
آخرین ورود:
دیروز ۱۷:۳۴:۱۲
گروه:
کاربران عضو
هافلپاف
ایفای نقش
پیام: 26
آفلاین
سلام
گروهم هافلپافه
و اسم شخصیتم جیمز( بازیکن تیم کوییدیچ هافلپاف)
نفر ۴۳ بود

یخورده زیادی کوتاه نوشتی. ازت انتظار دارم که با استفاده از خلاقیتت یه معرفی شخصیت طولانی تر بنویسی. میتونی برای اینکه شکل نوشتن معرفی شخصیت رو ببینی، به بقیه پست ها یه نگاهی بندازی. ولی دقت کن که یه وقت از روشون کپی نکنی.

فعلا تایید نشد!


ویرایش شده توسط RaadA در تاریخ ۱۳۹۸/۱۲/۲۱ ۲۲:۳۹:۰۶
ویرایش شده توسط فنریر گری‌بک در تاریخ ۱۳۹۸/۱۲/۲۲ ۲۲:۱۳:۱۴

اسلحه نیازی نیست
بد نگاه کنم تو چشات صد نفر میان تو گاردت


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۲۱:۵۹:۴۵ چهارشنبه ۲۱ اسفند ۱۳۹۸

اسلیترین

مایکل رابینسون


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۳:۱۷:۲۴ جمعه ۱۶ اسفند ۱۳۹۸
آخرین ورود:
دیروز ۱۰:۵۷:۱۷
از رنجی که می بریم
گروه:
کاربران عضو
اسلیترین
ایفای نقش
پیام: 11
آفلاین
نقل قول:


اسم شخصیتت شماره‌ی پنجه؟! شخصیت های ساختگی تایید نمیشن. باید شخصیت رو از لیست شخصیت های ایفای نقش انتخاب کنی.

تایید نشد!


بله
کارکتری از سری آمبرلا آکادمیه و با توجه به ابراز تعجبتون حدس می‌زنم آشنایی ندارید؛ پیشنهاد می‌کنم دیدنش رو.

قدیم می‌تونستیم کارکتر ساختگی داشته باشیم که...
سختگیر شدید



از اول پس


نام:
مایکل

نام خانوادگی:
رابینسون

گروه:
اسلیترین

رتبه خون:
دو رگه

پاتروناس:
سوسک حموم

چوبدستی:
یاس کبود با ریسه قلب اژدها

ویژگی‌های ظاهری:
لاغر
موهای لخت قهوه‌ای کوتاه
چشمان خاکستری تیره/عسلی
گوش، چشم، دماغ و لب به مقدار لازم
دارای چال لپ
مزین به نیشخند و سارکزم
خونسرد/ بی‌تفاوت
نسبت به یه نوجوون سیزده ساله، قد بلند
محتوی کت و شلوارک سورمه‌ای تیره با پچ حرارتی آمبرلا آکادمی در سمت چپ، جوراب ساق بلند مشکی، کراوات و پلیور زیک زاکی_ با یا بدون ماسک_ یا پیژامه
همراه دارنده‌ی دلوریس ( بالا تنه‌ی مانکنی کچل و یک دست از جنس فایبرگلاس)

ویژگی‌های اخلاقی:
خوش‌شانس. دارای توانایی سفر در زمان و مکان. به علت غیرقابل پیشبینی بودن جزئیات سفر در زمان و اشتباه محاسباتی، پیرمردی ۵۷ ساله در بدن نوجوانی در آستانه‌ی بلوغ است. دنیا دیده و بی‌تفاوت. متعهد به دلوریس. توانا در ریشه‌یابی حقایق و برطرف کردن مشکلات. غیرقابل پیش‌بینی. علاقه‌مند به انواع روش‌های ارتکاب قتل. ریاضی‌دان. قهوه‌خوار و در صورت وخامت شرایط: الکلی. محتوی شش خواهر و برادر فوضول و یک پدر میلیاردر. دارای پتانسیل نگهداری از گربه.

که قدیمی هستی... هوم؟

تایید شد!

خوش اومدی/برگشتی.


ویرایش شده توسط فنریر گری‌بک در تاریخ ۱۳۹۸/۱۲/۲۲ ۲۲:۰۵:۵۶



پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۱۶:۱۱:۰۶ چهارشنبه ۲۱ اسفند ۱۳۹۸

اسلیترین

مایکل رابینسون


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۳:۱۷:۲۴ جمعه ۱۶ اسفند ۱۳۹۸
آخرین ورود:
دیروز ۱۰:۵۷:۱۷
از رنجی که می بریم
گروه:
کاربران عضو
اسلیترین
ایفای نقش
پیام: 11
آفلاین
نام:
شماره‌ی پنج

نام خانوادگی: -

گروه:
اسلیترین

رتبه خون:
دو رگه

پاتروناس:
سوسک حموم

چوبدستی:
یاس کبود با ریسه قلب اژدها

ویژگی‌های ظاهری:
لاغر
موهای لخت قهوه‌ای کوتاه
چشمان خاکستری تیره/عسلی
گوش، چشم، دماغ و لب به مقدار لازم
دارای چال لپ
مزین به نیشخند و سارکزم
خونسرد/ بی‌تفاوت
نسبت به یه نوجوون سیزده ساله، قد بلند
محتوی کت و شلوارک سورمه‌ای تیره با پچ حرارتی آمبرلا آکادمی در سمت چپ، جوراب ساق بلند مشکی، کراوات و پلیور زیک زاکی_ با یا بدون ماسک_ یا پیژامه
همراه دارنده‌ی دلوریس ( بالا تنه‌ی مانکنی کچل و یک دست از جنس فایبرگلاس)

ویژگی‌های اخلاقی:
دارای توانایی سفر در زمان و مکان. به علت غیرقابل پیشبینی بودن جزئیات سفر در زمان و اشتباه محاسباتی، پیرمردی ۵۷ ساله در بدن نوجوانی در آستانه‌ی بلوغ است. دنیا دیده و بی‌تفاوت. متعهد به دلوریس. توانا در ریشه‌یابی حقایق و برطرف کردن مشکلات. غیرقابل پیش‌بینی. علاقه‌مند به انواع روش‌های ارتکاب قتل. ریاضی‌دان. قهوه‌خوار و در صورت وخامت شرایط: الکلی. محتوی شش خواهر و برادر فوضول و یک پدر میلیاردر. دارای پتانسیل نگهداری از گربه.


اسم شخصیتت شماره‌ی پنجه؟! شخصیت های ساختگی تایید نمیشن. باید شخصیت رو از لیست شخصیت های ایفای نقش انتخاب کنی.

تایید نشد!


ویرایش شده توسط سو لى در تاریخ ۱۳۹۸/۱۲/۲۱ ۱۹:۱۰:۱۰


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۲۲:۱۸:۵۴ سه شنبه ۲۰ اسفند ۱۳۹۸

ریونکلاو

ایرما پینس


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۰:۱۹ چهارشنبه ۲۶ شهریور ۱۳۹۳
آخرین ورود:
۴:۵۲:۱۵ دوشنبه ۱۸ فروردین ۱۳۹۹
گروه:
کاربران عضو
ریونکلاو
ایفای نقش
پیام: 180
آفلاین
نام: ایرما پینس
گروه: ریونکلاو
شغل:کتابدار، نسخه‌شناس، مصحح نسخ خطی و مرمت‌گر کتاب ( لازم به ذکر است که تا کنون چهار مرتبه بازنشسته شده‌اند. )

سن: هجده!

18 سال پیش در یک خانواده ثروتمند اسکاتلندی-ایتالیایی به دنیا آمد. پدر وی با وجود ثروتمند بودن اعتقادی به دادن پول به فرزندانش نداشت و ایرما از کودکی با قناعت آشنا شد، این صفت حسنه باعث شد تا بعد ها عده‌ای به او صفت ناروای خسیس را بدهند.

مانند هر کودک تیزهوش دیگری 21 سال را در هاگوارتز سپری کرد و چون در طی این مدت به یکی از اسباب ثابت مدرسه تبدیل شده بود با تشخیص هیأت مدیره در هاگوارتز ماندگار شد و چند دهه از عمرش را در خدمت مدرسه سپری کرد.

حین خدمت در مدرسه چندین بار خاندان های سرشناس اروپایی از وی خواستگاری کردند اما ایرما که خود را بالاتر از هر مردی میدید خواستگاران را( که عبارت بودند از یک شاه، سه ولیعهد، چهارکنت، شش آرشیدوک و یک ناپلئون) قاطعانه رد کرد.
از بارز ترین خصوصیات او علاقه زیاد به کمک به همنوع است تا جایی که همواره با دستی گشاده به نیازمندان کمک مالی کرده(و البته تمام آن نیازمندان به دلیل ناتوانی از پرداخت بهره بالای پول هم اکنون در آزکابان به سر میبرند)و همچنین اعتقاد وی به ساده زیستی است.(چنان که 17 سال است یک دست لباس را میپوشد )

اکنون در آستانه 18 سالگی، ایرما سرحال‌تر از همیشه در انتظار مرد رویایی خویش نشسته است.

تایید شد.
خوش برگشتین!


ویرایش شده توسط سو لى در تاریخ ۱۳۹۸/۱۲/۲۱ ۱۸:۴۱:۱۱

قبل از صحبت کردن فکر کنید.
قبل از فکر کردن مطالعه کنید.


تصویر کوچک شده


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۲:۳۵:۰۹ یکشنبه ۱۸ اسفند ۱۳۹۸

ریونکلاو، محفل ققنوس

پنه‌ لوپه کلیرواتر


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۹:۵۱ چهارشنبه ۳۰ مرداد ۱۳۹۸
آخرین ورود:
دیروز ۶:۳۸:۳۴
از فلکه آلیس، جنب کوچه گربه ملوسه، پلاک نوشابه
گروه:
ایفای نقش
ریونکلاو
کاربران عضو
محفل ققنوس
پیام: 190
آفلاین
سلام لطفا جایگزین شه:

نام: پنه لوپه کلیرواتر.
القاب: پنی، پنه، پرنسس نوشابه ای.
جنسیت: ساحره.
درجه خونی: دورگه( مادر ساحره)
نام اعضای خانواده: بابا، مامان، داداش پارسیس.
گروه: ریونکلاو.
جبهه: محفل ققنوس.
خصوصیات ظاهری: چشمای آبی، لاغر اندام، موهای نارنجی که بعضی وقتا به رنگ های دیگه ای قابل رؤیته.
چوبدستی: پر ققنوس آغشته به نوشابه با موی گربه هاوانای چشم سبز.
بوگارت: زجر و غم دوستان در تاریکی مطلق.
توضیحات: دختریه که از بدو تولد از تاریکی می‌ترسید و به سرعت جیغ میزد و هنوزم همینطوریه. همین خصوصیتش موجب شد که با گربه نازنینش آشنا شود. جیغ های کر کننده ای داره و برای همین هر ساله شیشه های خونه گریمولد را عوض میکنند.
از بچگی با نوشابه اخت گرفته و با اسلحه نوشابه ای و گلوله های سر نوشابه ایش از خودش محافظت میکنه. سوپ نوشابه خوراکشه و از کوکاتوس استخراج میکنه. انبار نوشابه در کنار خونه گریمولد وجود داره که به بیش از صد دوربین و اشعه لیزر مجهزه.
این دختر مو های نارنجی داره و خیلی وقت ها با فرزندان آقای ویزلی اشتباه گرفته میشه.
گربه این دختر جاسوس بسیار خوبیه. جایی گربه سفید با چشمای آبی دیدید بدونید قراره این دختر کاری در اون مکان انجام بده. این گربه همیشه در جنگل ممنوعه در حال دور دوره و فقط کافیه پنه صداش بزنه تا ببینید رو پاش نشسته و ناز میاره.
شاید دختری شوخ و مهربون باشه ولی فقط کافیه پا رو نوشابش بزارید.( روحتون شاد و یادتون گرامی میشود.)
دختریه که اصلا آدم فروش نیست.( نوشابه بده تا تکذیب کنم.)



شد.


ویرایش شده توسط پنه‌ لوپه کلیرواتر در تاریخ ۱۳۹۸/۱۲/۱۸ ۲:۴۰:۰۰
ویرایش شده توسط مافلدا هاپکرک در تاریخ ۱۳۹۸/۱۲/۱۸ ۲:۴۰:۱۰

به ریونی و محفلی و جوز و ری و اما و پروفمون نگاه چپ کنی چشاتو از کاسه در میارم.
من و اما همین الان یهویی
تصویر کوچک شدهتصویر کوچک شده


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۱:۵۰:۵۴ یکشنبه ۱۸ اسفند ۱۳۹۸

ریونکلاو، مرگخواران

تام جاگسن


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۹:۴۱ سه شنبه ۶ فروردین ۱۳۹۸
آخرین ورود:
دیروز ۲۳:۳۹:۳۱
از کی تا حالا؟!
گروه:
ناظر انجمن
ریونکلاو
کاربران عضو
ایفای نقش
مرگخوار
پیام: 260
آفلاین
جایگزین شه لطفا!
------------
نام: تام جاگسن.

گروه: ریونکلاو.

جبهه: سیاهی!

ویژگیهای اخلاقی و ظاهری: (با لحن دوبلور حیات وحش بخوانید) موجودی که مشاهده می‌نمایید، فردی است مرگخوار، وی در کنار کتابخانه ی دروئلا روزیه می‌زیستد و همیشه ی مرلین بر سر کتاب ها و حقایق موجود در آن ها با یکدیگر بحث و جدل دارند. هرجایی می‌توان این موجود را یافت، در ماموریت های لرد تاریکی، همیشه نقش نقشه خوان و راهنما را بر عهده دارد. این موجود ناشناخته، تمامیِ مسائل زندگیش را با ریاضیات و منطق جواب داده و جز لرد سیاه هیچکسی را برتر از خود نمی‌داند. قدی متوسط دارد و همیشه نقابی مزین به طراحی های اربابش به چهره دارد.

پاترونوس: بز.

توضیحات اضافه : تام، تک فرزند خانواده ای نه چندان صمیمی است؛ پدر تام در کودکی مادرش را به قتل رسانده و به همین سبب، تام، بویی از احساسات نبرده است. نقابی که بر چهره دارد به این دلیل است که در خردسالی توسط پدرش شکنجه شده و چهره اش دچار مشکل شده است.

◆◆◆

داستان کوتاهی از شخصیت تام جاگسن:
سرد بود و ابر ها، سرد تر و وحشیانه تر از همیشه می‌باریدند. کمی دورتر از مرکز شهر، در خانه ای تاریک، با غرش پدرش از خواب پرید.
- دیگه باید این کاراشو تموم کنه.

این را فریاد زد و از اتاقش بیرون آمد. روبرویش پدری پیر ایستاده بود، که به مانند همیشه در حالت عادی نبود و بوی تلخ الکل می‌داد.

- کی می‎خوای این کاراتو تموم کنی؟

این را از اعماق وجودش فریاد زد.

- نک...نه دلت باز ک..ت..ک می‌خواد؟

پدر تام روی مبل ولو شد و این رو گفت.
چند لحظه خیره به هم مانده بودند...

- نکنه می‌خوای مثل اون مادرِ ع...
- اسم مادر منو رو زبون کثیفت نیار!

و با نوری سبز، همه چیز تمام شد.

ساعاتی بعد

بی هدف در خیابان ها می‌گشت، حالا خیلی از شهر دور شده بود. عذاب وجدان داشت؟ به هیچ وجه!
همینطور که طول و عرض خیابان ها را طی می‌کرد، تنه اش به تنه ناشناسی برخورد کرد.

- هوی! چته؟! جلوی پاتو نگاه کن!

تام بی اختیار برگشت و با مرد، چشم در چشم شد. امکان نداشت!

- من تورو می‌شناسم! منو...منو...منو پیش لرد سیاه ببر! قول میدم خادم خوبی باشم!

هوریس اسلاگهورن، نگاهی به او انداخت... به نظر قابل اعتماد می‌رسید!

خانه ی ریدل‌ها

از دفتر لردسیاه خارج شد، البته حالا دیگر باید "ارباب" صدایش می‌کرد.

- گب مامان! یه لحظه اون تی رو کنار بذار! دروئلا کجاست؟
- مثل همیشه. تو کتاب‌خونَشه.

همین کلمات برای تام کافی بود تا یک چیز را بفهمد... یک عاشق کتاب دیگر هم در این خانه وجود دارد!
- کجاست؟

نگاه گابریل و مروپ به تام برگشت. همزمان گفتند:
- کی؟
- همین یارو دورئلا.
- اولا دروئلا، دوما زیر همین راه پله کتاب خونه داره.

تام بدون این‌که به طعنه ی گابریل توجهی داشته باشید به سمت کتاب‌خانه رفت.

- جنگ جهانی دوم جادوگران، 14 هزار کشته داشت.
- 13 هزار و 400 نفر... دقیقا.

دروئلا سرش را از روی کتاب بلند کرد و به فرد نقاب دار و ساک به دست روبرویش نگاهی انداخت. تام تازه واردی که می‌گفتند کتاب‌خوان قهاری‌ست، این بود.
- جاگسن. درسته؟
- بله.
- به چه جرئتی بدون اجازه وارد این‌جا شدی؟
- به هرحال، من دیگه اینجا می‌مونم.

و روی یکی از میزهای کتاب‌خانه به خواب رفت و این بود سرآغازی بر درگیری های تام و دروئلا.



بازم شد.


ویرایش شده توسط مافلدا هاپکرک در تاریخ ۱۳۹۸/۱۲/۱۸ ۲:۲۴:۳۰
ویرایش شده توسط تام جاگسن در تاریخ ۱۳۹۸/۱۲/۱۸ ۲:۲۵:۱۱
ویرایش شده توسط مافلدا هاپکرک در تاریخ ۱۳۹۸/۱۲/۱۸ ۲:۳۵:۴۵

لرد منی و جان منی، نکنه ازم دل بکنی
تصویر کوچک شده


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۲۱:۲۴:۲۸ شنبه ۱۷ اسفند ۱۳۹۸

اسلیترین

ریگولوس بلک


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۳:۵۹:۱۵ یکشنبه ۸ دی ۱۳۹۸
آخرین ورود:
۱۳:۰۱:۵۳ چهارشنبه ۲۸ اسفند ۱۳۹۸
از ویلا آباء و اجدادی خانواده بلک
گروه:
کاربران عضو
اسلیترین
ایفای نقش
پیام: 6
آفلاین
جایگزین شه لطفا!

نام: ریگولوس بلک

گروه: اسلیترین

جارو: زمرد درخشان 504

چوبدستی: چوب درخت آبنوس و مغز ریسه قلب اژدها

وضعیت خونی: اصیل زاده

ویژگیهای اخلاقی: خیلی عبوسه و همیشه اخماش تو همه. برعکس برادرش سیریوس، شوخ طبع نیست و خیلی هم جدیه. خیلی مغروره و بخاطر همین مغرور بودنش هم خیلی صحبت نمی کنه. همیشه سعی می کنه برتریش رو نسبت به سیریوس ثابت کنه؛ البته برتریش نسبت به سیریوس به وضوح قابل مشاهده هست!

ویژگیهای ظاهری: موهای سیاه داره و رنگ چشمش هم قهوه ایه. اکثر اوقات عبوسه و چهره ی خندونی نداره. قدش هم نسبتا بلنده. اصلا هم صورتش شبیه سیریوس نیست و خیلی هم از این بابت خوشحاله.

پاترونوس: گربه

توضیح : ریگولوس، برادر سیریوس بلک بود که همیشه مورد توجه خانواده بود. او برای جلب توجه بیشتر خانواده اش، مرگخوار شد و شد مرگ خوار اسلیترینی؛ یعنی دقیقا همون چیزی که مادر و پدرش می خواستند. همچنین او از سیریوس متنفر بود. دیدید می گن مثل سگ و گربه افتادن به جون هم؟! این یکی پاتروناسش گربه س، اون یکی سگ!
آبش با سیریوس کلا تو یه جوب نمی ره؛ البته ریگولوس از این نهایت استفاده رو برده و همونطور که قبلا ذکر شده بود، همه کاری برای ثابت کردن خودش به خونوادش کرد؛ از رفتن به اسلیترین گرفته تا مرگخوار شدن!

◆◆◆


کوییدیچ او بسیار خوب بود و از اعضای انجمن اسلاگ بود؛ او پس از اینکه فهمید اربابش قصد ساختن جان پیچ را دارد، علیه او قیام کرد و تصمیم به نابودی قاب آویز اسلیترین گرفت. او توانست قاب آویز اصلی را بدست بیاورد؛ اما برای نجات کریچر جونشو به خطر انداخت و پس از مدتی مقاومت، توسط اینفری ها کشته شد خب.





شد.


ویرایش شده توسط مافلدا هاپکرک در تاریخ ۱۳۹۸/۱۲/۱۸ ۲:۳۲:۲۴

تصویر کوچک شده


اصالت و قدرت برای لحظه اوج ! به یک باره خاموشی ما برای دگرگونی شما ...
بهتر است به یک باره خاموش شد تا ذره ذره محو شد ...


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۱۹:۵۲:۵۱ شنبه ۱۷ اسفند ۱۳۹۸

ریونکلاو

آیلین پرینس


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۰:۳۲:۴۹ پنجشنبه ۲۴ بهمن ۱۳۹۸
آخرین ورود:
۲۰:۴۴:۴۵ سه شنبه ۱۹ فروردین ۱۳۹۹
از روی بازو های ارباب
گروه:
کاربران عضو
ریونکلاو
ایفای نقش
پیام: 56
آفلاین
نام:
آیلین پرینس
گروه:
ریونکلا
پاترونوس:
عقاب طلایی
بوگارت:
مورچه ( اینو از ته دل گفتم )
جبهه:
مرگخواران
فرزند:
سوروس اسنیپ
ویژگی های ظاهری:
موهای بلند طلایی و نسبتا روغن خورده ( پسر به مادر رفته ) ، با قیافه ای دلربا و قد بلند، من شوخی کردم !
توضیحات:
اون توی لندن به دنیا اومد و در سن یازده سالگی نامه ای از هاگوارتز براش اومد. بعد از هفت سال تحصیل در هاگوارتز دو سال رو توی تیم کوییدیچ کار کرد و بعد با مشنگی ازدواج کرد و اولین بچه اش به دنیا اومد ، یعنی سوروس اسنیپ. بعد از به دنیا اومدن سوروس به مرگخواران پیوست و علاقش به جادوی سیاه و اربابش رو پرورش داد


خصوصیات ظاهری رو خیلی خیلی کم توضیح دادی و درباره اخلاق و شخصیت آیلین چیزی نگفتی. خیلی توضیحات بیشتری میشه راجع به زندگی آیلین نوشت. معرفیت واقعا کوتاهه! لطفا یه معرفی کامل تر بنویس.

تایید نشد.


ویرایش شده توسط آیلین.پرینس در تاریخ ۱۳۹۸/۱۲/۱۷ ۲۰:۳۰:۵۰
ویرایش شده توسط آیلین.پرینس در تاریخ ۱۳۹۸/۱۲/۱۷ ۲۰:۳۶:۲۰
ویرایش شده توسط آیلین.پرینس در تاریخ ۱۳۹۸/۱۲/۱۸ ۱۴:۰۲:۰۳
ویرایش شده توسط سو لى در تاریخ ۱۳۹۸/۱۲/۲۰ ۹:۱۸:۵۶

ocean is only blue

and like bots





پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۱۹:۳۱:۳۲ شنبه ۱۷ اسفند ۱۳۹۸

گریفیندور

پروتی پاتیل


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۹:۵۱ چهارشنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۱
آخرین ورود:
۲۳:۳۹:۵۳ سه شنبه ۲۰ اسفند ۱۳۹۸
از آغازی که پایانم بود...
گروه:
کاربران عضو
ایفای نقش
گریفیندور
پیام: 459
آفلاین
سلام.
لطفا گریف منو پس بدید.
__________________

نام:پروتی پاتیل

گروه:گریفیندور

چوب دستی:چوب درخت زبان گنجشک و پر ققنوس با طول بیست و پنج سانتی متر.

پاتروناس:پروانه

رتبه خون:اصیل زاده

زندگی:من در روز چهارده فوریه چند دقیقه زودتر از خواهر دوقلوم در خانواده ای اصیل زاده به دنیا آمدم.مادرم از خانواده ای کاملا اصیل زاده بود ولی مادربزرگ پدریم یک مشنگ هندی بوده که پدر بزرگم در یکی از ماموریت های وزارت خونه به هند عاشقش میشه به همین دلیل پدرم یه دورگه بود.من موها و چشم های مشکی دارم و این ارثیه ای از مادربزرگ مشنگ زاده ام است.اما اولین قدرت جادوییم در یکی از روزهای پنج سالگیم خودشو نشون داد.مادرم میخواست موهای من و پادما رو کوتاه کنه و خب کوتاه کرد اما من از این قضیه کاملا ناراضی بودم و یک ساعت بعد مادرم با موهای کاملا بلند من روبه رو شد.از اون روز فهمیدیم که من میتونم موهام رو به هر اندازه ای که دوست دارم برسونم یا حتی حالتشون رو عوض کنم.میتونم کوتاهشون کنم تا پادما موهام رو نکشه یا بلندشون کنم و وسایلی که ازم دورن رو باهاشون بیارم.بیشتر مواقع منو با موهای بلند و لخت می بینید اما بعضی مواقع به نظرم موهای فر به صورتم میان.دیگران عقیده دارن دختر قشنگیم موها و چشم های مشکی با پوستی سفید شاید برای مردم بور انگلیس چهره ای تکراری نباشه اما به نظر خودم من فقط بامزه ام و به همین خاطر بقیه فکر میکنن اعتماد به نفس ضعیفی دارم. نه سالم که بود بابام به دست مردم هند کشته شد ،به دست مشنگ ها، برای منی که عاشق پدرم بودم خیلی سخت بود این موضوع... آخرین باری که با پدرم گردش رفتیم برام یه پروانه گرفت و اون پروانه آخرین هدیه از طرف پدرم بود بعد از مرگش از مادرم خواستم زیر استخوان ترقوه ام یه پروانه خالکوبی کنه.وقتی یازده سالم شد همراه پادما به هاگوارتز رفتیم از دیدن هری پاتر که همسن من بود هیجان زده بودم ولی خب استرس گروه بندی بیشتر حواسمو پرت کرده بود.پادما به ریونکلاو رفت ولی کلاه به من گفت با اینکه مثل خواهرم هوش بی نظیری دارم اما شجاعت تو روحم بیشتره و من سهم گریفیندور شدم؛درسته از خواهرم جدا شدم اما من عاشق گریفیندور بودم پدرم هم گریفیندوری بود.سال پنجم به همراه پادما عضو الف دال شدیم و اونجا بود که فهمیدم پاتروناس من یه پروانه است.در جنگ هاگوارتز با تمام وجودم برای آرمان های پاک هری پاتر جنگیدم و بعد از اون هم عضو محفل ققنوس شدم.


دسترسیت داده شد.
خوش برگشتی!


ویرایش شده توسط سو لى در تاریخ ۱۳۹۸/۱۲/۱۸ ۱۱:۲۲:۰۴

قدم قدم تا ‏ روشنایی، ازشمعی در تاریکی تا نوری پرابهت و فراگیر!
می جنگیم تا آخرین نفس!!
می جنگیم برای پیروزی!!!‏
برای عشق!!!!‏
برای گریفیندور.

تصویر کوچک شده







شما می ‌توانید مطالب را بخوانید
شما نمی توانید عنوان جدید باز کنید
شما نمی توانید به عنوان‌ها پاسخ دهید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را ویرایش کنید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را حذف کنید
شما نمی توانید نظر سنجی اضافه کنید
شما نمی توانید در نظر سنجی ها شرکت کنید
شما نمی توانید فایل‌ها را به پیام خود پیوست کنید
شما نمی توانید پیام بدون نیاز به تایید بزنید
شما نمی توانید از نوع تاپیک استفاده کنید.
شما نمی توانید از HTML در نوشته های خود استفاده کنید
شما نمی توانید امضای خود را فعال/غیر فعال کنید
شما نمی توانید صفحه pdf بسازید.
شما نمی توانید پرینت بگیرید.

[جستجوی پیشرفته]


هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است | ۱۳۹۹-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.