هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل


در حال دیدن این عنوان:   1 کاربر مهمان





Re: كافه سه دسته جارو
پیام زده شده در: ۵:۳۶ چهارشنبه ۲۱ دی ۱۳۸۴
#2

فلور دلاکورold


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۳:۱۴ یکشنبه ۷ تیر ۱۳۸۳
آخرین ورود:
۳:۴۳ یکشنبه ۲۳ تیر ۱۳۹۲
از پاریس
گروه:
کاربران عضو
پیام: 973
آفلاین
تو همون گیر و دار همه نشستن که برادر حمید غیب می شه و تق مرلین ظاهر می شه!
فلور: ببینم تا منو کلافه نکنید دست بردار نیستید؟
مرلین که کتاب تاریخ ازدواج جادوگران دستشه رو باز می کنه و شروع می کنه به خوندن و پند و اندرز!آخرشم می گه:فلور خواهر کوچیک من قدر این بیل رو بدون!

فلور که کم کم داره از کوره در می ره چکشو می خواد بکوبه تو سر مرلین که مرلین کتاب رو رو سرش می گیره!
فلور: حالا حال منو می گیری؟
مرلین: همچین چیزی!
و داد فلور در می یاد و تا می تونه جیغ می کشه!

ناگهان عده ای پسر جوان که در حال رد شدن از کنار کافه هستن صدای فلور رو می شنون و وارد کافه می شن!و تا فلور رو می بینن با دستپاچگی کاغذ و قلم در می یارن و می پرن رو سره فلور!
فلورم با ناباوری تند تند امضا می ده

ناگهان یکی از اون پسر جونا که کسی جز رون نبوده با ذوق می گه: فلور یکم دیگه بخون عجب صدای قشنگی داری!
فلور:
مرلین اون وسط با عصبانیت گوش رون رو می گیره و می برتش یه گوشه
و فلور هنوز تو حالت تعجب استپ زده!
که ناگهان بیل غیب می شه و یک یاداشتمی یوفته رو سر فلور و همه پسرا می پرن که یاداشتو بگیرن

که ناگهان گیلدی از سوراخ گوش پسر جوانی می پره وسط و کاغذ رو می گیره!و ناگهان خنده ای شیطانی روی لبانش بسته می شه!


[u][b][size=x-large][color=FF3300]دلبستگي من به جادوگران و اعضاش بيش


كافه سه دسته جارو
پیام زده شده در: ۵:۲۱ چهارشنبه ۲۱ دی ۱۳۸۴
#1

آلبوس دامبلدورold


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۳:۱۲ شنبه ۲۳ مهر ۱۳۸۴
آخرین ورود:
۳:۰۶ سه شنبه ۸ آبان ۱۳۸۶
از درون مغاک!
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 1171
آفلاین
به اين دليل كه اين تاپيك مفقود الاثر گرديد دوباره زده شد تا مورد عنايت پستهاي ارزشي اينجانب و شما قرار بگيرد!
---------------------------------------------------------------------------
كافه شلوغ شلوغ بود و همه در حال گفتگو با يكديگر بودند.در گوشه اي از كافه يك ميز كوچولو موچولو با دوتا صندلي تپل مپل! قرار داشت و دو نفر بوقي بر روي آن نشسته بودند!

-عزيزم من دوستت دارم ولي باور كن اين يه دونه كار رو نميتونم بكنم.
-تو هيچ وقت منو دوست نداشتي....من اصلا نميخوامت.بهتره حرفاي آخرت رو بزني.
-بابا چي ميگي تو ميگم نميشه ديگه!
-مثل اينكه تو آدم بشو نيستي خب به جهنم!!
-جهنم جاته!

ناگهان دختر بوقي دستش رو ميكنه زير صندلي و يك چكش بيرون مياره و بر سر پسر جوان ميكوبه!

*پنج دقيقه بعد*

تعداد صندلي هاي دور ميز به سه عدد رسيده و فردي ريش دراز در پشت سومين صندلي نشسته.كله ي پسر جوان باندپيچي شده و دختر بوقي چكش رو در دستانش بازي ميدهد!!

دومبول:دخترم فلور شما كوتاه بيا!...بيل خيلي پسر آقاييه...حالا پول نداره تورو ببره اون ور آب كه دليل نميشه كه پسر بدي باشه....منو نگاه كن با اين سن و سالم تا حالا از قزوين اون ورتر نرفتم!
فلور:خب به من چه!...اصلا شما هم مشكل داري!!
و در يك حركت انتخار با چكش به وسط بيني دامبلدور ميكوبه كه به ترتيب چنين چيزهايي پيش مياد!:
1-دامبلدور صداي آخي از خودش در مياره!
2-عينك دامبلدور از وسط به چهار نيم تقسيم ميشود!
3-فلور لبخند مليحي ميزنه
4-يكي از مشتري ها نفس ميكشد!
5-دامبلدور از درد خم ميشه!
6-صداي تق بلندي مياد و لحظاتي بعد الستور مودي در حالي كه به دامبلدور چسبيده ديده ميشه!
7-دامبلدور دومين آهش رو ميكشه!!
8-دامبلدور به سنت مانگو منتقل ميشه!


لحظاتي بعد مودي سر جاي دامبلدور نشسته و در حال نصيحت فلوره...

فلور:من نميدونم اگه نخوام با بيل آشتي كنم بايد كي رو ببينم؟
مودي:خواهر من احتياجي به ديد زدن كسي نيست!...شما كافيه....اون چيه رو زمين؟
فلور برميگرده و خودكار معروف مودي رو بر روي زمين ميبينه!!
مودي:ها!...خودكار منه...ميشه يه كم خودتون رو خم كنيد و بهم بدينش؟....من پام چلاقه نميتونم!
فلور نگاه عاقل اندر صفيحي مي اندازد:
مودي كه ترسيده بود:فقط ميخوام كمكتون كنم!!!

فلور كه از افكار پليد برادر حميد مطلع شده بود بار ديگر مجبور به استفاده از چكشش ميشود و در يك عمليات انتحاري چكشش را ... و در حالي كه مودي در حال قرمز شدن است لبخند مليحي ميزند!
فلور:حيف كه دلم برات ميسوزه!
و چكش را در مي آورد و غلاف ميكند!
--------------------------------------------------------------------------
آيا بيل و فلور آشتي خواهند كرد؟


ویرایش شده توسط پرفسور کويیرل در تاریخ ۱۳۸۴/۱۰/۲۱ ۱۵:۲۷:۰۰

شناسه ی جدید: اسکاور







شما می ‌توانید مطالب را بخوانید
شما نمی توانید عنوان جدید باز کنید
شما نمی توانید به عنوان‌ها پاسخ دهید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را ویرایش کنید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را حذف کنید
شما نمی توانید نظر سنجی اضافه کنید
شما نمی توانید در نظر سنجی ها شرکت کنید
شما نمی توانید فایل‌ها را به پیام خود پیوست کنید
شما نمی توانید پیام بدون نیاز به تایید بزنید
شما نمی توانید از نوع تاپیک استفاده کنید.
شما نمی توانید از HTML در نوشته های خود استفاده کنید
شما نمی توانید امضای خود را فعال/غیر فعال کنید
شما نمی توانید صفحه pdf بسازید.
شما نمی توانید پرینت بگیرید.

[جستجوی پیشرفته]


هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است | ۱۳۹۸-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.