هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل

مدرسه هاگوارتز

لیگ کوییدیچ


در حال دیدن این عنوان:   1 کاربر مهمان





Re: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۱۸:۲۰ شنبه ۱۱ دی ۱۳۸۹



مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۷:۰۳ شنبه ۱۱ دی ۱۳۸۹
آخرین ورود:
۲:۱۴ سه شنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۱
از تهران
گروه:
کاربران عضو
پیام: 3
آفلاین
نام: داولیش
گروه: گریفیندور
جنس: مذکر
سن: بیش از ۳۰ سال
رنگ مو: قهوه ای
شغل: کارآگاه وزارت جادو
اولین حضور: کتاب هری پاتر و محفل ققنوس
توضیحات:
کارآگاهی که پروفسور دامبلدور از او به عنوان جادوگری توانمند یاد کرد.

تایید شد!


ویرایش شده توسط پرفسور کويیرل در تاریخ ۱۳۸۹/۱۰/۱۳ ۱۴:۴۲:۴۳


Re: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۲:۰۹ شنبه ۱۱ دی ۱۳۸۹

دراکو مالفوی old7


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۹:۴۱ جمعه ۱۰ دی ۱۳۸۹
آخرین ورود:
۱:۰۷ دوشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۸۹
از گیل!
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 43
آفلاین
نام: دراکو مالفوی
سن: 18 سال
شغل: مرگخوار لرد ولدرمورت
گروه: اسلایتراین

توضیحات: جوانی هستم جویای نام، با قد بلند و موهای نقره ای و صورت مثلثی. از خانواده اصیل و با اصالت مالفوی ها میباشم و پدرم لوسیوس از مرگخواران با وفای لرد ولدرمورت است. انشالا منم پا روی جاپای او خواهم گذاشت و وفادار ترین مرگخوار ولدرمورت میشوم. اصولا بنده برای اصالت خون خیلی ارزش قائلم و ماگل ها برایم دوزار نمی ارزند و دوست دارم سر به تنشان نباشد. من دشمن خونی هری پاتر هستم و مطمئن باشید روزی او را خواهم کشت. با این شرایط من و خانواده مرفه و گالیون مندم به یک دختر زیبا و قدبلند و اصیل و سیاه برای ازدواج نیاز مندم :D

تایید شد!


ویرایش شده توسط لولو در تاریخ ۱۳۸۹/۱۰/۱۱ ۲:۱۱:۴۸
ویرایش شده توسط پرفسور کويیرل در تاریخ ۱۳۸۹/۱۰/۱۲ ۱۸:۰۷:۰۲

بوق بر مدیران


Re: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۱۹:۲۷ جمعه ۱۰ دی ۱۳۸۹

آرتور ویزلی


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۱:۴۴ یکشنبه ۷ آذر ۱۳۸۹
آخرین ورود:
۲۰:۰۲ یکشنبه ۱۴ فروردین ۱۳۹۰
گروه:
کاربران عضو
پیام: 5
آفلاین
نام:ارتور.
نام خانوادگي:ويزلي.
نام كامل:آرتور ويزلي.
وضعيت تاهل: متاهل.
نام همسر:مالي ويزلي.
نام فرزندان:
1-جيني ويزلي.
2-رونالد ويزلي.
3-فرد ويزلي.
4-جرج ويزلي.
5-پرسي ويزلي.
6-بيل ويزلي.
7-چارلي ويزلي.
رنگ مو:قرمز و كمي كچل.
عضويت در:محفل ققنوس و گريفندور(در دوران تحصيل).
شرح حالي مختصر:
وقت رفتن پسر كوچكم به هاگوارتز رسيده بود هنگام رفتن به ايستگاه
كينزكراس هري را ديدم كه نمي دانست چه بايد بكند من و همسرم به او كمك كرديم كه از سكو بگذرد وان ها (رون و هري) با هم دوست شدند
و به كمك يك دختر مشنگ زاده با اسمشونبر جنگيدند،سال دوم و چهارم
هم همينطور در سال پنجم من كه درحال نگهباني بودم توسط نجيني
ضخمي شدم و همچنين يكي از فرزندانم را از دست دادم.

تایید شد!


ویرایش شده توسط پرفسور کويیرل در تاریخ ۱۳۸۹/۱۰/۱۱ ۱۱:۲۷:۱۵


Re: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۲۱:۴۹ پنجشنبه ۹ دی ۱۳۸۹

هرمیون گرنجرold


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۲:۰۱ پنجشنبه ۹ دی ۱۳۸۹
آخرین ورود:
۲۳:۰۰ شنبه ۱ مرداد ۱۳۹۰
از سرزمین مهتاب
گروه:
کاربران عضو
پیام: 14
آفلاین
- نام : هرمیون
2- سن:13
3- تاریخ تولد: 17/8/1998
4- جنس: زن
5- سال :سوم
6- رنگ چشم: قهوه ای روشن
7- گروه : گریفیندور
8- مو : قهوه ای روشن مجعد بلند
9- ظاهر کلی : لاغر قد بلند
10- نام کامل: هرمیون گرینجر
11- کویدیچ : بازی نمی کند
12- چوب جادو : چوبدستی هرمیون (دقیقا نمیدونم چند سانتی متره)درخت مو و ریسه قلب اژدها.(بعد از فرار از خونه مالفوی در شماره 7،از چوب دستی بلاتریکس که از چوب گردو،ریسه قلب اژدها و فکر کنم 30 سانت بود استفاده کرد.
13- خصوصیات: علاقه ی زیادی به علم و دانش . زیاد از حد باهوش، درس خوان، درستکار. هیچ وقت دوستانش را رها نکرد. او جان خود را به خاطر هری به خطر انداخت و با شجاعت به راهش ادامه داد.
14 - توانمندیها : توانمندی عجیب در جادو و طلسم و بسیار باهوش. استعداد در درس معجون ها و طلسم ها. او به وسیله ی ساعت زمان توانسته به همه ی کلاس ها برود.


تایید شد!


ویرایش شده توسط پرفسور کويیرل در تاریخ ۱۳۸۹/۱۰/۱۰ ۱۳:۳۶:۲۰

تصویر کوچک شده


Re: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۱:۲۲ سه شنبه ۷ دی ۱۳۸۹

پرسی ویزلی


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۸:۱۸ سه شنبه ۱۸ مرداد ۱۳۸۴
آخرین ورود:
۱۳:۳۷ پنجشنبه ۱۶ بهمن ۱۳۹۹
از تو میپرسند !!
گروه:
ایفای نقش
کاربران عضو
پیام: 3755
آفلاین
بیاید بشینید صحبت کنیم که من الان معرفی شخصیته پرسی ویزلی از کجا بیارم ؟ نه واقعا جدی دارم میگم ! از پشت دوستان اشاره میکنن که پرسی ویزلی پیشین فعالیت نکرده و الان میتونیم بزنیم شناسشو ازش بگیریم و بهشم بخندیم کلی حتی من نمیدونم دیگه ، اگر میشه که این کارو بکنید ، اگر نمیشه که بگید من یه پیام شخصی به بچه های بالا بدم که ردیفش کنن


خیله خب، ازونجایی که قانون کپی رایت معنی نداره و ما خودمون کپی رایتیم ازین مقاله این اطلاعاتو برداشتیم! یا زودتر تایید کنید ، یا اینکه اگر دیرترم شد مشکلی نداره ، تایید کنید.


بعدم ببینم ، شما خجالت نمیکشید ؟ کلا میگم . از یه طرف تو امضای ما میزنید مشاور ایفای نقش، از یه طرف باید درخواست عضویت تو ایفای نقش بدید! الان خب من سردرگم شدم ، که چیکار کنم ؟ الان اینجا مشاوره بدم یا صب کنم تایید کنید منو یا چی ؟ یعنی الان منم جزوه بچه های بالا ام ؟



نام : پرسی

نام خانوادگی ویزلی

نام کامل : پرسی اینگنیاتوس ویزلی

مو : کوتاه و قرمز رنگ

قد : 177 سانتی متر ( 1 متر و 77 سانتیمتر )

چشم : قهوه ای تیره

ظاهر : پسری با قد متوسط رو به بالا ، موهایی قرمز رنگ ، صورتی کک مکی

خصوصیت : مغرور بودن

تخصص : رسمی نشان دادن خود برای سایرین

ویژگی : همواره رفتاری خشک و جدی دارد و در رفتارش جای هیچ گونه مزاح وجود ندارد .

شغل : یکی از دستیاران ساده وزیر سحر و جادو ( در گذشته ) ، منشی اصلی و رسمی دفتر وزیر سحر و جادو ( حال )

محل زندگی : بارو ( گذشته ) ، لندن ( حال )



پرسی ویزلی جادوگر جوان و تازه روی کار آمده 24 ساله ای است که فرزند سوم خاندان ویزلی هاست . پدرش آرتور و مادرش مالی است . او 5 برادر و 1 خواهر دارد .

آرتور بعد از به اتمام رسیدن دوران تحصیل پرسی ، او را به سمت وزارت سحر و جادو سوق داد تا شاید بتواند کاری برای او دست و پا کند و هم باعث شود که از بلاتکلیفی خلاص شود و هم اینکه در آینده بتواند با فعالیت در وزارت کاری برای محفل ققنوس انجام دهد .

در اوایل پرسی به عنوان دستیار ساده و دست به قلم کورنلیوس فاج روی کار آمد ، پس از اینکه فاج از وزارت کنار رفت ، روفوس اسکریم جیور به عنوان وزیر جدید کار خود را آغاز نمود و ترفیع مقام را نصیب پرسی کرد و او را به عنوان دستیار اصلی و رسمی خود و منشی دون یک خود معرفی نمود و او را در دفتر خودش مشغول به کار کرد . ( البته در دوران فاج به عنوان منشی دون انتخاب شد )

بعد از اینکه او کارش را به طور رسمی شروع کرد ، کم کم با وزارت و افراد آن دوست و با خانواده و محفل بیگانه شد . در واقع از آن دسته افرادیست که هنگامی که به مقامی میرسد ، همه چیز را فراموش میکند .

از خصوصیات ظاهری او میتوان به موهای کوتاه و فرق باز کرده سیاه و چشمان قهوه ای او اشاره کرد .
پرسی ویزلی پسره جوان و شیک پوشی است که رفتار رسمی ای را در خانه ، مدرسه و وزارت دنبال میکند و در نظر دارد خود را بیش از آنچه است بالاتر نشان دهد ، و تنها چیزی که در زندگی به آن عشق میورزد مقام بالاتر و همنشین شدن با بزرگان جادوگریست و میتوان گفت که یکی از علل هایی که او رامجذوب هاگوارتز کرده بود داشتن نشان ارشدی و دستور دادن به دانش آموزان بوده است
این رفتار غیر قابل کنترل او باعث شد که منزل خود که واقع در بارو است را ترک کرده و در یکی از دفاتر وزارتخانه ساکن شود .
همچنین رفتار ناشایست او با اطرافیان باعث شده که هیچ دوستی نداشته باشد ؛ تنها دوست زندگی او دختری به نام پنه لوپه کلیر واتر بوده که در مدرسه جادوگری با او همکلاس بوده است .

او هیچگاه در مسائل احساسی موفق نبوده است ، حتی نتوانسته که با برادرانش رابطه خوب و صمیمی برقرار کند ، قسمتی از نامه ای را که پرسی برای برادر کوچکش رون در سال پنجم او در هاگواتز نوشته بود به شرح زیر است :



رون عزیز ،

من همین الان شنیدم ( آن هم از مقام عالی رتبه یعنی خود وزیر سحر و جادو که او نیز از استاد جدیدتان ، پروفسور آمبریح شنیده است ) که تو یک دانش آموز ارشد شده ای .

از شنیدن این خبر بی نهایت خوشنود شدم و پیش از هر چیز دیگری میخواهم که تبریکات صمیمانه ام را بپذیری . باید اقرار کنم که همیشه در هراس بودم که مبادا تو به عوض آن که مرا سرمشق خود قرار دهی ، راه فرد و جرج را در پیش بگیری ، بنابراین اکنون میتوانی تصور کنی که وقتی شنیدم از نقض مقررات پرهیز کرده ، تصمیم گرفته ای بار مسئولیت های واقعی را در بر دوش بگیری ، چه احساسی پیدا کردم .

اما قصد من از نوشتن این نامه فقط عرض تبریک نیست ، رون ، میخواهم به تو اندرزی بدهم و به همین دلیل است که این نامه را به جای ارسال در ساعت تحویل پست صبحگاهی ، شبانه برایت می فرستم . امیدوارم که بتوانی نامه را دور از چشم افراد کنج کاو بخوانی و از پرسش های نامناسب در امان بمانی .

از حرفی که وزیر سحر و جادو در زمان اعلام خبر ارشدی تو از دهانش پرید متوجه شدم که تو همچنان هری پاتر را زیاد میبینی . باید این را به تو بگویم ...


پرسی ویزلی در سال چهارم نیز به عنوان دستیار رسمی بارتیموس کراوچ به فعالیت پرداخت !

در سری کتابهای هری پاتر نام او تنها یکبار به عنوان سر فصل کتاب قرار گرفته است و آن هم در کتاب پنجم که فصل چهارده آن به عنوان " پرسی و پانمدی " اختصاص داده شده است .

نام او به انگلیسی : PercyWeasley

تایید شد!


ویرایش شده توسط پرسی ویزلیold در تاریخ ۱۳۸۹/۱۰/۷ ۱:۲۶:۳۶
ویرایش شده توسط پرفسور کويیرل در تاریخ ۱۳۸۹/۱۰/۷ ۱۴:۲۳:۰۲

چای هست اگر مینوشی ... من هستم اگر دوست داری


Re: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۲۲:۴۲ دوشنبه ۶ دی ۱۳۸۹

برایان دامبلدور


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۱:۱۶ جمعه ۳ دی ۱۳۸۹
آخرین ورود:
۲۲:۳۰ پنجشنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۰
گروه:
کاربران عضو
پیام: 10
آفلاین
نام:برایان
نام خانوادگی:دامبلدور
نام گروه:راونکلاو (Ravenclaw)
نژاد:اصیل زاده
معرفی شخصیت:از این شخصیت اطلاع چندانی در دسترس نیست جز اینکه وی پدر آلبوس، آبرفورث و آریانا دامبلدور بود.
یکی از خاطراتش در اولین سال تحصیلی هاگوارتز:به همراه دانش اموزان سال اولی به سالن اصلی رفتیم.سقف ها ناپدید بودند و اسمان شب معلوم بود.مدیر سخنرانی اش را اغاز کرد:هاگوارتز شامل 4 گروه می باشد :راونکلاوRavenclaw (به معنی چنگال زاغ)(بنیانگذارش:روونا راونکلاو)تصویر کوچک شده

هافلپاف(بنیانگذارش:هلگا هافلپاف)تصویر کوچک شده

اسلایترین(بنیانگذارش:سالازار اسلایترین)تصویر کوچک شده

گریفیندور(بنیانگذارش:گودریک گریفیندور)تصویر کوچک شده

هر کدام از شما ها کلاه گروه بندی را بر سر میگذارید و گروهتون مشخص می شه.
من کلاه را بر سر گذاشتم و گروه من راونکلاو شد.
هورااا
می دانستم که راونکلاو گروهی متشکل از باهوش ترین افراد است.


تایید شد!


ویرایش شده توسط پرفسور کويیرل در تاریخ ۱۳۸۹/۱۰/۷ ۱۴:۲۹:۵۹
ویرایش شده توسط برایان دامبلدور در تاریخ ۱۳۸۹/۱۰/۷ ۱۶:۵۰:۱۰
ویرایش شده توسط پرفسور کويیرل در تاریخ ۱۳۸۹/۱۰/۸ ۱۳:۴۶:۴۸

تصویر کوچک شده


Re: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۲۰:۰۱ دوشنبه ۶ دی ۱۳۸۹



مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۱:۱۳ شنبه ۴ دی ۱۳۸۹
آخرین ورود:
۲۱:۲۲ شنبه ۴ دی ۱۳۸۹
گروه:
کاربران عضو
پیام: 2
آفلاین
نام:سيريوس
نام خانوادگي:بلك
گروه:گریفیندور
نوضيجات:pedar natani harry potter ke be ghatl madar va pedar harry mootaham shod
be bakhshin farsi naneveshtam

تایید نشد!
شما هنوز در بازی با کلمات تایید نشدید درضمن این شخصیت گرفته شده


ویرایش شده توسط پرفسور کويیرل در تاریخ ۱۳۸۹/۱۰/۷ ۱۴:۲۴:۱۶


Re: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۱۳:۰۹ جمعه ۲۶ آذر ۱۳۸۹

فلورین فورتسکوold


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۴:۲۰ سه شنبه ۲۹ خرداد ۱۳۸۶
آخرین ورود:
۲۲:۱۳ دوشنبه ۲۶ دی ۱۳۹۰
از بستنی فروشی کوچه دیاگون
گروه:
کاربران عضو
پیام: 86
آفلاین
سلام مجدد
من فلورین فورتیسکو بودم از گروه هافلپاف حدود 5 سال پیش
اگه بشه می خوام دوباره با همون شناسه ام برگردم .. امکانش هست یا نه؟

ممنون


نام : فلورين فورتيسكو
شغل: بستنی فروشی
سن : زیاااااد حدود 70- 80
محل زندگی:لندن
جنس: مذکر
تحصیلات : تمام کرده
رنگ چشم: خاکستری
گروه : هافلپاف
مو : سیاه
ظاهر کلی : قد کوتاه-تپل مپل - صورت گرد و تپلی
نام مستعار: ندارم
کوییدیچ : دروازه بان هافلپاف
چوب جادو : از درخت کاج با موی دم تک شاخ
دسته جارو : نیمبوس 2001
علاقه ها: علاقه ی خاصی به معجون سازی
توانمندیها : استعداد جالبی در معجون سازی و بستنی فروشی.. همین طور اطلاعات زیادی از تاریخ جادوگری دارم

من علاقه ی زیادی به بستنی دارم. با هر طعمی که بخواین!!!

تایید شد!


ویرایش شده توسط فلورين فورتيسكو در تاریخ ۱۳۸۹/۹/۲۶ ۱۷:۳۹:۴۵
ویرایش شده توسط فلورين فورتيسكو در تاریخ ۱۳۸۹/۹/۲۶ ۱۷:۴۲:۰۲
ویرایش شده توسط پرفسور کويیرل در تاریخ ۱۳۸۹/۹/۲۷ ۱۱:۳۷:۲۹

تصویر کوچک شده

[b][size=medium][


Re: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۲۱:۴۷ چهارشنبه ۲۴ آذر ۱۳۸۹

فینیاس نایجلوس بلکold


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۷:۱۸ سه شنبه ۲۳ آذر ۱۳۸۹
آخرین ورود:
۱۸:۴۲ شنبه ۵ فروردین ۱۳۹۱
از آه....به شما چه ربطی داره فضول
گروه:
کاربران عضو
پیام: 16
آفلاین
نام:فینیاس نایجلوس
نام خانوادگی:بلک
نسل:خاندان اصیل و بسیار باستانی بلک
((با اصالتی جاودانه))
نژاد:اصیل زاده
گروه:اسلایترین
مدیر:هاگوارتز(مدرسه جادوگران)
معرفی شخصیت:
فینیاس نایجلوس بلک پدربزرگ آرکتوروس بلک بود ، آرکتوروس پدر بزرگ سیریوس بلک است.
او یک برادر بزرگ‌تر به نام سیریوس و دو خواهر کوچک به نام الدورا و ایسلا بلک داشت . او با یورسلا فلینت ازدواج کرد و صاحب پنج فرزند شد: سیریوس ، فینیاس ، کیگانوس ، بلوینا و آرکتوروس بلک.
پدر خوانده هری پاتر یعنی سیریوس بلک نیز از نسل فینیاس نایجلوس می‌باشد ، مادر او از نسل فرزند فینیاس نایجلوس یعنی کیگانوس و پدرش از نسل فرزند دیگر فینیاس نایجلوس یعنی سیریوس است.
تمثال فینیاس مانند نقاشی دیگر مدیران مدرسه هاگوارتز ، بر دیواره دفتر مدیریت هاگوارتز قرار دارد.

او مردی با موهای سیاه و صورتی کشیده است و در گروه اسلایترین قرار دارد، وی خون خالص جادوگری دارد.نام وی در صدر شجره نامه خاندان بلک قرار دارد.


تایید شد!


ویرایش شده توسط پرفسور کويیرل در تاریخ ۱۳۸۹/۹/۲۷ ۱۱:۴۲:۰۹

مرگ بر گریفیندور




شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۲۰:۵۳ دوشنبه ۲۲ آذر ۱۳۸۹

آلبوس دامبلدورold


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۲:۳۶ دوشنبه ۲۴ مهر ۱۳۸۵
آخرین ورود:
۱۷:۱۲ پنجشنبه ۱۹ شهریور ۱۳۹۴
از جايي به نام هيچ جا
گروه:
کاربران عضو
پیام: 788
آفلاین
نام: آلبوس
نام خانوادگی: دامبلدور
نام کامل: آلبوس پریسوال ولفریک برایان دامبلدور
لقب(ها): پروفسور ، مدیر ، رئیس دیوان عالی ویزنگاموت
تاریخ تولد: تابستان 1881 میلادی
تاریخ مرگ: ژوئن 1997 میلادی ، برج ستاره شناسی در هاگوارتز
رنگ چشم: آبی
رنگ مو: سفید نقره فام
چوبدستی: ابر چوبدستی یاس کبود (چوبدستی ارشد) - 15 اینچ - هسته از جنس موی دم تسترال
پاتروناس: ققنوس
نژاد: نیمه خالص
قدرت های خاص: کیمیاگری - تغییر شکل - کمی ذهن جویی - اجرای افسون بدون چوبدستی - نامرئی شدن بدون استفاده از یک شنل نامرئی - حرف زدن به زبان مردم زیر آب - فهم زبان مارها
گروه هاگوارتز: گریفیندور

معرفی کوتاه از شخصیت:
آلبوس دامبلدور نزدیک به 40 سال مدیر مدرسه هاگوارتز بود؛ دوره ای که شامل هر دو تلاش ولده مورت برای تحت سلطه درآوردن دنیای جادوگری می شد. دامبلدور که با عنوان بزرگترین جادوگر زمان از او یاد می شد، نشان مرلین درجه یک داشت و عضو عالی کنفدراسیون بین المللی جادوگران و همچنین رئیس هیئت ویزنگاموت بود.

با اینکه در سال های آخر عمر به اندازه توانایی های جادویی اش، بخاطر غیر عادی بودن، بذله گویی و مهربانی تمام نشدنی شناخته شده بود از برخی از فکرها و اعمال دوران جوانی اش شرمنده بود. تجربه فریبنده بودن قدرت را سخت به دست آورد، و تمام عمر سعی کرد وسوسه های تاریک جامعه جادوگری را بفهمد و مهار کند.

دامبلدور بزرگترین فرزند (از بین سه فرزند) کندرا (یک ساحره مشنگ زاده) و پرسیوال دامبلدور (یک جادوگر) بود. وقتی آلبوس ده ساله بود و برادرش آبرفورث هشت ساله، تراژدی برخورد دنیای مشنگ ها و جادوگرها خانواده آنها را دستخوش مصیبت کرد و برای همیشه آن را تغییر داد. خواهر شش ساله آلبوس، آریانا، بوسیله سه پسر مشنگ که آنها را با انجام جادو ترسانده بود مورد ضرب و شتم قرار گرفت. آریانا زنده ماند، ولی آنچنان مجروح شد که رشد جادویی او برای همیشه آسیب دید. برادرش آبرفورث به هری گفت که او از بکار بردن جادو خودداری می کرد ولی نمی توانست آن را از وجودش خارج کند و این باعث دیوانگی او شد. جادویش بطرز غیر قابل کنترل و پیش بینی نشده ای منفجر می شد.

وقتی پدر آنها پرسیوال به جرم حمله به پسرهایی که آریانا را مجروح کرده بودند به آزکابان رفت، کندرا تصمیم گرفت وضعیت دخترش را به صورت یک راز نگه دارد و خانواده اش را از خاک سرتپه (Mould-on-the-Wold) به گودریکز هالو نقل مکان داد. آلبوس، و بعدا آبرفورث به هاگوارتز رفتند ولی آریانا با نیروی جادویی آموزش ندیده و کنترل نشده اش در اختفا باقی ماند.

آلبوس در هاگوارتز دانش آموز ممتاز شد. در سال 1899 بعد از تمام شدن هاگوارتز، با الفیاس داج قصد سفر به دور دنیای جادوگری را داشت که آریانا به طور تصادفی مادرشان کندرا را کشت. بجای مسافرت به دور دنیا و شروع یک شغل خوب، آلبوش با بی میلی به مراقبت از آریانا پرداخت. در همان تابستان با گلرت گریندل والد جوان آشنا شد و مجذوب گلرت و ایده های او، از جمله تجسم برتری جادوگرها و جستجوی سه یادگار مرگ شد و در حین جذب شدن به طرف گلرت و بحث درباره رساندن جادوگران به «منافع مهمتر» از آریانا غافل ماند. بالاخره برادرش آبرفورث درباره آریانا با آن دو جروبحث کرد، نبردی درگرفت، و آریانا کشته شد. گلرت فرار کرد و دامبلدور بطور کامل دریافت که معشوقش قادر به چه کارهایی ست و ایده های او آنها را به کجا خواهد کشاند. آلبوس در تمام عمر عمیقا از نقشی که در کشته شدن خواهرش داشت پشیمان بود.

به جای غلبه بر دنیا، از سیاست دوری کرد و روی تحقیق، کشف دوازده کاربرد خون اژدها، و اکتشاف در علم شیمی همراه با نیکلاس فلامل متمرکز شد. در دهه 1930 استاد هاگوارتز شد و به تدریس تغییر شکل پرداخت. در سال 1938 تام ریدل به هاگوارتز راه یافت. در حالیکه بقیه اساتید تحت تاثیر استعداد او قرار گرفته بودند، دامبلدور کم کم از شیفتگی تام به قدرت و ظلم به دیگران نگران شد. وقتی اروپا در استبداد و جنگ فرو رفت تام ریدل جذب همان ایده برتری جادوگران شد. نامش را به لرد ولده مورت تغییر داد و شروع به جمع آوری اسباب قدرت و جستجوی راه های فرار از مرگ کرد. دامبلدور بعد از شکست تماشایی دوست سابقش گریندل والد در سال 1945، به تنها جادوگری که ولده مورت از او می ترسید تبدیل شد.

وقتی در دهه 1970 لرد ولده مورت و مرگ خوارانش تحت سلطه درآوردن وحشیانه جامعه جادوگری را آغاز کردند و وزارت سحر و جادو نتوانست با آنها مقابله کند، دامبلدور (که حالا مدیر هاگوارتز بود) محفل ققنوس را تأسیس کرد تا برای بدست آوردن حقوق مشنگ ها و مشنگ زاده ها مبارزه کند. محفل دچار تلفات فاحشی شد، ولی وقتی قدرت ولده مورت بوسیله فداکاری غریزی لی لی پاتر برای پسر خردسالش هری («پسری که زنده ماند») از بین رفت، محفل پیروز شد. دامبلدور هری یتیم را برای نگهداری به خاله مشنگش سپرد و یک دوره ده ساله صلح شروع شد.

در کمال بدشانسی برای تقریباً همه مردم، ولده مورت زنده ماند و بعدها دوباره قدرت کافی برای تحقق بخشیدن به جاه طلبی های شیطانی اش را به دست آورد. دامبلدور فهمید که همه امید دنیای جادوگری در دست های پسر یازده ساله ای بنام هری پاتر قرار دارد که به تازگی تحصیلاتش در هاگوارتز را شروع کرده است. چون قبل از به دنیا آمدن هری پیشگویی شده بود که او تنها کسی ست که «قدرت از بین بردن لرد سیاه» را دارد. این بار دامبلدور یک همکار دور از ذهن داشت: مرگ خوار سابق و استاد درس معجون ها، سیوروس اسنیپ.

هری از همان اول سرسپرده دامبلدور بود؛ ولی دامبلدور با این رابطه مشکلات بیشتری داشت. بجای یک سرباز آماده فداکاری، یک بچه مورد بی مهری قرار گرفته، با محبت و باجرأت داشت که باید هم دارای اعتماد بنفس و هم از جان گذشته می شد تا غیر ممکن را ممکن سازد. در اولین کریسمس هری در هاگوارتز، دامبلدور شنل نامرئی پدر هری که یک شیء نادر با قدرت غیر عادی بود را به او داد و بعد عقب ایستاد و منتظر شد تا ببیند با آن چه می کند. این روش تدریس غیرعادی و قدیمی در مورد هری بسیار موثر بود، ولی باعث شد دامبلدور مرتکب «اشتباه یک پیرمرد» شود و گفتن تمام جزئیات و عواقب پیشگویی تریلانی را به بعد موکول کند.

دامبلدور اشتباه دیگری هم مرتکب شد که این بار مرگبار بود. در مدتی که هری یاد می گرفت به دوستانش، نیرویش و غریزه اش اطمینان کند، دامبلدور شکار جان پیچ های تام ریدل را آغاز کرد و فهمید که هنوز هم از خطر وسوسه یادگاران مرگ در امان نیست. او ابر چوبدستی را (که در جنگ با گریندل والد از او گرفته بود) در اختیار داشت، هری شنل نامرئی افسانه ای را داشت، و روی انگشتر پاورل (جان پیچ تام ریدل) سنگ زندگی مجدد بود که به او اجازه می داد پدر و مادرش و خواهرش را دوباره ببیند. او انگشتر را در دست راستش کرد و دچار نفرین تام ریدل شد. اسنیپ بعد از مهار کردن آسیب، به دامبلدور گفت که نمی تواند به طور دائم از پخش شدن آسیب جلوگیری کند و نفرین به مرور قوی تر می شود. دامبلدور تقریبا یکسال وقت داشت تا قبل از مرگش به اوضاع سر و سامان بدهد.

سیوروس اسنیپ به قولی که سالها پیش به دامبلدور داده بود عمل کرده بود و در حین محافظت از زندگی هری، اعتبارش نزد ولده مورت را هم حفظ کرده بود. و حالا در این موقعیت، دامبلدور با بیرحمی اسنیپ را مجبور کرد که یک قول دیگر به او بدهد—که اگر لازم شد، برای حفظ موقعیتش نزد ولده مورت و خلاص کردن دراکو مالفوی جوان از این تجربه، دامبلدور را بکشد. اسنیپ با اینکه به وضوح از انجام اینکار نفرت داشت قبول کرد.

دامبلدور در آخرین سال عمرش به هری نشان داد که چطور به شکار جان پیچ ها برود و سرنخ هایی از یادگاران مرگ را برای هری و دوستانش به جا گذاشت تا خودشان راهشان را پیدا کنند. او هری را آنقدر خوب می شناخت که می دانست – برخلاف خودش – برای مدت طولانی وسوسه یادگاران مرگ نمی شود. دامبلدور در ژوئن 1997 توسط سیوروس اسنیپ کشته شد و جسد او در یک آرامگاه سپید در محوطه هاگوارتز به خاک سپرده شد.

تایید شد!
حالا خوبه خودت نوشتی معرفی کوتاه شخصیت! اگه میخواستی زندگی نامه بنویسی که دیگه هیچی


ویرایش شده توسط پرفسور کويیرل در تاریخ ۱۳۸۹/۹/۲۳ ۱۱:۰۵:۳۵

"Severus...please..."
تصویر کوچک شده







شما می ‌توانید مطالب را بخوانید
شما نمی توانید عنوان جدید باز کنید
شما نمی توانید به عنوان‌ها پاسخ دهید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را ویرایش کنید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را حذف کنید
شما نمی توانید نظر سنجی اضافه کنید
شما نمی توانید در نظر سنجی ها شرکت کنید
شما نمی توانید فایل‌ها را به پیام خود پیوست کنید
شما نمی توانید پیام بدون نیاز به تایید بزنید
شما نمی توانید از نوع تاپیک استفاده کنید.
شما نمی توانید از HTML در نوشته های خود استفاده کنید
شما نمی توانید امضای خود را فعال/غیر فعال کنید
شما نمی توانید صفحه pdf بسازید.
شما نمی توانید پرینت بگیرید.

[جستجوی پیشرفته]


هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است. ۱۴۰۰-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.