هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل


در حال دیدن این عنوان:   1 کاربر مهمان





پاسخ به: مجله شايعه سازي!
پیام زده شده در: ۰:۳۷ سه شنبه ۲ اردیبهشت ۱۳۹۳

اسلیترین

آنتونین دالاهوف


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱:۳۴ دوشنبه ۳ مهر ۱۳۸۵
آخرین ورود:
۲:۳۳:۰۹ یکشنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۹
از کره آبی
گروه:
کاربران عضو
اسلیترین
ایفای نقش
پیام: 2606
آفلاین
سال ها بعد از آخرین جنگ سرنوشت ساز هاگوارتز و مشاهده نشدن هرگونه مرگخوار و علامت شوم نشانی در سطح جزیره انگلستان و اسکاتلند و حومه،... امروز در یکی از مسابقات کوییدیچ، شخصی شبیه مرگخواران دیده شد که عکس آن را در ادامه مشاهده خواهید کرد. شایان ذکر است شایعات در این زمینه بسیار زیاد است و یک جغد چهل جغد شده است... همچنین پس از مشاهده این عکس به دستور مستقیم رییس اداره کارآگاهان، جناب پسری که زنده ماند، هری پاتر، آموزش طلسم اکسپلیارموس مجددا در مدارس هاگوارتز، دورمشترانگ و بوباتون اجباری شد.

تصویر کوچک شده





پاسخ به: مجله شايعه سازي!
پیام زده شده در: ۱۸:۴۴ شنبه ۳۰ فروردین ۱۳۹۳

سارا کلن old


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۲:۰۷ شنبه ۳ اسفند ۱۳۹۲
آخرین ورود:
۱۵:۲۹ دوشنبه ۱ تیر ۱۳۹۴
از همین دور و برا...
گروه:
کاربران عضو
پیام: 357
آفلاین
خبر جدید:
مورفین گانت وزیر فوق محترم دنیای جادوگری عضویت در آنتی ساحریال را رد کرد.
وی در ادامه گفت:
بنده طرفدار تساوی بین ساحره ها و جادوگران هستم،حال چه طور می توانم عضو آنتی ساحریال باشم؟
ساحره ها و جادوگران عزیز همه با هم مساوی هستند؛پس چه دلیلی دارد که به ساحره ها ضعیفه بگوییم؟من حکم می کنم که اگر کسی به ساحره ای توهین کند به شش ماه اسارت در آزکابان محکوم شود.
جینی ویزلی با هری پاتر قهر کرده و الان در پناهگاه زیر زمینی کنار پدر و مادرش هست.او خود در این باره گفت:جای من دیگه تو اون خونه نیست؛من هری رو فقط تو دادگاه می بینم.



تا خبری دیگر
خدانگهدار



پاسخ به: مجله شايعه سازي!
پیام زده شده در: ۱۹:۲۷ جمعه ۲۹ فروردین ۱۳۹۳

سارا کلن old


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۲:۰۷ شنبه ۳ اسفند ۱۳۹۲
آخرین ورود:
۱۵:۲۹ دوشنبه ۱ تیر ۱۳۹۴
از همین دور و برا...
گروه:
کاربران عضو
پیام: 357
آفلاین
بر طبق آخرین گزارشاتی که از طریق جاسوسان معتبر بنده به دست رسیده:
جناب"هری پاتر"با همسرشون"جینی ویزلی"دعوا کردن و کارشون به کروشیو و کروشیوکشی رسیده،فعلا اطلاعات بیشتری در این زمینه نداریم بعد که مطلع شدیم اطلاعات بیشتری در این زمینه بهتون می دیم.
مورفین گانت یکی از افراد آنتی ساحریال است وگرنه برای چه سازمان ساحره های فوق العاده عزیز و محترم را پلمپ کرد؟بنده تازه می خواستم عضو بشم.ساحره های عزیز من شما را به شورش بر علیه بسته شدن سازمان حمایت از ساحره ها دعوت می کنم.
خبرنگار افتخاری؛سارا کلن



پاسخ به: مجله شايعه سازي!
پیام زده شده در: ۲۰:۴۹ شنبه ۲۴ اسفند ۱۳۹۲

آیلین پرنس


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۳:۳۲ شنبه ۱۱ آذر ۱۳۹۱
آخرین ورود:
۱۱:۳۵ پنجشنبه ۲۴ اسفند ۱۳۹۶
گروه:
کاربران عضو
پیام: 633
آفلاین
محفل ققنوس، در پرده ای از ابهام


این روزها که جامعه جادوگری در تب و تاب آغاز سال نو به سر می برد اخبار شک برانگیزی از درون محفل ققنوس به گوش می رسد. دیده ها و شنیده ها حکایت از بیماری صعب العلاج رهبر چند صد ساله محفل آلبوس دامبلدور دارند. با این وجود تا این لحظه اعضای این ارگان کاملا خصوصی که تا این لحظه در هیچ کجا به ثبت نرسیده و فاقد کد ملی اقتصادی برای اشخاص حقوقی می باشد این موضوع را انکار کرده اند.
سیریوس بلک در مصاحبه با خبرنگار ما ضمن بیان این مطلب که این موضوع اساسا شایعه ای بیش نیست اظهار داشت:
نقل قول:
- آلبوس حتی از مادربزرگ کریچر هم حالش بهتر بوده و در حال حاضر در سفر به سر می برد. این قضیه تماما توطئه دشمن و محفل است. چون چشم دیدن صمیمیت و عشق بین اعضای محفل را ندارند.

هم چنین ریموس لوپین طی بیانیه ای این موضوع را کذب محض دانست و تهدید کرد که این توطئه بی جواب نخواهد ماند.
هری پاتر، ملقب به عله کله زخمی نیز حاضر به مصاحبه با خبرنگار ما نشد و تنها اذعان داشت:
نقل قول:
- حال پروفسور خوب است و در سلامت کامل به سر می برد. من مطمئنم همه اینا توطئه لرد ولدمورت می باشد. چون به نیروی عشقی که بین من و آلبوس دامبلدور وجود دارد حسادت میکند. چرا که خودش تهی از نیروی مقدس و متعالی عشق می باشد و این مرتبه حتما با یک طلسم اکسپلیارموس به حیات این شیطان خاتمه خواهم داد.

شایان ذکر است عمه مارج نیز که مکان زندگی فعلیش در نزدیکی محفل ققنوس است هنگام مصاحبه خبرنگار ما با همسایه کناری محفل بعد از شنیدن عنوان مصاحبه به شدت خشمگین شد و سگش ملقب به ریپر را به دنبال او فرستاد که خوشبختانه با لگدی که از طرف نامبرده نوش جان کرد قضیه ختم بخیر گردید. با این وجود اینکه اساسا عمه مارج چه نسبتی با محفل ققنوس داشته و یا دارد خود مقوله ای جداست که جهت جلوگیری از طولانی شدن گزارش فعلا از پرداختن به آن صرفنظر می کنیم.
سوالی که در اینجا مطرح میشود اینست که تا چه حد می توان به سخنان اعضای محفل اطمینان کرد؟ سخنانی که حاکی از سلامت کامل رهبر محفل است؟
این در حالیست که مدتهاست آلبوس دامبلدور در مجامع عمومی ظاهر نشده است. حتی یکی از مشنگهای پیری که هر روز در پارک نزدیک به مقر محفل جهت گذران وقت حاضر می شود به خبرنگار ما گفت:
نقل قول:
- الان حدود یک ماهی هست که دیگر از آن پیرمرد عجیب و غریب که هر روز عصر به پارک ما می آمد و برایمان سخنرانی می کرد خبری نیست. همه ما بازنشسته ایم و برای تفریح و گذران وقت به این پارک می آییم و این پیرمرد ناشناس همیشه با سخنان خود مایه شادی و انبساط خاطر ما را فراهم می ساخت. ما از غیبت او بسیار ناراحتیم و از مسئولین می خواهیم تا فرد دیگری را جایگزین او سازند. به هر حال در ازای خدمتی که سال ها به دولت و این مردم کرده ایم تا این حد باید برای ما ارزش قائل شوند.

پس اگر دامبلدور در سلامت کامل به سر می برد علت استعفای ناگهانی او از سمت مدیریت هاگوارتز چه بوده است؟ سمتی که برای سالها آن را عهده دار بوده است. هم چنین علی رغم ادعای اعضای محفل جدیدا ورود و خروج های مشکوکی به این محل صورت گرفته است. رفت و آمدهایی که در دل شب و با احتیاط کامل صورت می پذیرند به نحوی که حتی یک مرتبه با شکایت اهالی محل پای ستاد منکراتی وزارت سحر و جادو به آنجا باز شد. محفل تنها بعد از اثبات اینکه فرد مزبور گروگان،مفسد فی الارض و قاچاقچی و... نبوده و تنها یک دعانویس عادی می باشد و البته پرداخت چند گالیون به عنوان جریمه( که از محل فروش یویوی صورتی رنگ پسر هری پاتر تامین شد) موفق شد از چنگال ماموران منکرات وزارت خانه رهایی یابد.
هم چنین در این رابطه خبرنگار ما برای پرده برداشتن از حقایق سری نیز به بیمارستان سنت مانگو زد. یکی از شفادهنده های کارآموز که نخواست نامش فاش شود در صحبت با خبرنگار ما گفت:
نقل قول:
- به گفته یکی از همکارانم که جدیدا و به صورت کاملا مخفیانه به محفل برده شده بود آلبوس دامبلدور شدیدا بیمار است و امید معالجه در او روز به روز کاهش می یابد.

تمامی اینها در حالیست که اعضای محفل این موضوع را کتمان می کنند. پس اگر حال دامبلدور مساعد است علت این رفت و آمدهای مشکوک چیست؟ و چه دلیلی برای رهبری عملیات اخیر محفل توسط دیگریست؟ چه دلیلی برای استعفای دامبلدور از سمت هاگوارتز وجود دارد و چگونه او در سفر به سر می برد در حالیکه شاهدانی خلاف این ادعا وجود دارند؟ آیا منظور از سفر در اینجا سفر به دنیای دیگر نیست؟ باید منتظر بود و دید.



پاسخ به: مجله شايعه سازي!
پیام زده شده در: ۲۱:۵۲ چهارشنبه ۲۵ دی ۱۳۹۲

یاکسلی


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۴:۳۳ یکشنبه ۹ تیر ۱۳۹۲
آخرین ورود:
۲۲:۰۹ دوشنبه ۲۸ تیر ۱۳۹۵
از دهلي نو
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 95
آفلاین
عكس زير حاوي مواردي است كه شابد سانسور شود يا باعث بلاك شدن من شود.

تصویر کوچک شده


آمبريج!تو همدست وزير قبلي يعني مورفين گانت هستي.


آينده در دستان توست.كافيست به گذشته فكر نكني.


پاسخ به: مجله شايعه سازي!
پیام زده شده در: ۲۲:۰۷ یکشنبه ۸ دی ۱۳۹۲

پروفسور فلیت ویک old


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۳:۳۷ چهارشنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۲
آخرین ورود:
۱۰:۲۷ سه شنبه ۱۲ فروردین ۱۳۹۳
از خوابگاه اساتید هاگوارتز
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 288
آفلاین
ادامه مقاله و بررسی 1 تن آخر این گروه :

× این مقاله به این جهت با تاخیر منتشر شد که ما بدلیل استفاده از شایعه های بسیار بسیار دور از ذهن که سبب بالارفتن شایعه خون جامعه می شد در وزارت فرنگ و آرشاد جادویی چند ساعت معطل شدیم. بالاخره هم مقاله آزاد ولی از اون چند نفر فقط یک نفر از سنسور وزارت گذشته بود.

در راه انتشار به فرهنگستان ورد و طلسم جادویی هم برخوردیم که به دلیل استفاده از مواردی که حاوی تهاجم فرهنگی بودن، یه سری دیگه حذف شد و حالا هم این من و این رز ویزلی


5. رز ویزلی :

بررسی گذشته این فرد :

رز ویزلی در خانواده ای معتقد و زوپس نشینِ ویزلی ها پرورش یافته. مادر او هرمیون گرنجر خود عامل زوپس و پدرش رونالد ویزلی در گذشته از سردمداران زوپس بوده است.

رز ویزلی را مدتی است که با نام "ویزلی رذل" می شناسند؛ این لقب از کمی بعد از پیوستن او به مرگخواران و قتل و غارت های گاه و بیگاهش به نام اصیل زاده ها به او داده شده است.

رز ویزلی 12 فقره قتل در کارنامه خود دارد! هر یک از این قتل ها با شیوه هایی متفاوت اما توسط چیز انجام شده است. به این روش چیزکٌشی می گویند.

علل پیوستن او :

رز ویزلی علاقه ای شدید به چیزکٌشی و چیزکِشی دارد این علاقه آنقدر شدید شد که چندین بار پس از چیزکشی از خود به خود گشته و اصن یک وضعی اتفاق می افتاد و آبروریزی می شد.

به همین جهت و برای کنترل و سوءاستفاده از این مرگخوار، مورفین گانت او را مورد طلسم فرمان قرار داده و به عضویت ارتش خودش درآورده. و همزمان نیز از قدرت و نفوذ او در جامعه بهره می برد و همینطور تعداد ارتش بی جان و جر و خمارش را افزایش می دهد.



×× تمامی مطالب از روی شوخی هستند. جدی نگیری. :|


دربرابر شرارت وزیر و مدیر خیانت کار و مفسد و چیزکش جامعه ساکت نمی مانیم ... !


تصویر کوچک شده

با هم، قدم به قدم، تا پیروزی ...


- - - - - - - - - - - - - - - - -


تصویر کوچک شده

تا عشق و امیدی هست؟ چه باک از بوسه دیوانه سازان!؟


پاسخ به: مجله شايعه سازي!
پیام زده شده در: ۱۲:۵۹ یکشنبه ۸ دی ۱۳۹۲

الستور مودی


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۳:۴۸ پنجشنبه ۱۶ خرداد ۱۳۹۲
آخرین ورود:
۱۴:۱۵ چهارشنبه ۲ خرداد ۱۳۹۷
از دور مراقبتم!
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 337
آفلاین
کاراگاه مودی، دوست یا دشمن؟!

کاراگاه مودی، یکی از پرسابقه ترین کاراگاه هاست که در دوران افول لرد سیاه در زمینه ی شکار مرگخواران فراری، بیشترین نقش را داشته. از همین سابقه ی دشمنی او با مرگخواران که گانت هم جزو آنهاست، می شد نتیجه گرفت که امکان پیوستن وی به گانت صفر باشد. اما بررسی سوابق وی چیز دیگری می گوید!

خبرنگار ما ریتا اسکیتر، نویسنده ی کتاب پرفروش «زندگی و نیرنگ های آلبوس دامبلدور»، این بار به افشای حقایقی از این پیرمرد دغل کار پرداخته است!

«سلام به همه ی طرفدارای پروپاقرص صفحه ی سیاسی-اجتماعی مجله ی شایعه سازی!

حتما شما هم در مورد روباه پیر، الستور مودی ِ کاراگاه شنیدین! کی فکرشو می کنه که این آدما مثلا دشمن مجرمین و مبارز چیزکشی بره و بشه دوست و یاور سرور چیز کشای بریتانیا و عنصر نامطلوب شماره ی یک! هیچکس؟ خب، گاهی همه اشتباه می کنن!

شک من از اونجا شروع شد که مودی از بازنشستگی خارج شد و با اون سن بالاش دوباره به پست کاراگاهی رسید. اونم درحالی که التزام عملی به چیز و چیزکشی شرط اول و آخر عضویت در دفتر کاراگاهان رو می زد. همونجا بود که به ارتباط بین مودی و گانت و چیزکش بودنش پی بردم و تحقیقاتم آغاز شد.

کمی بعد، درحالی که در ظاهر یه سوسک داشتم حرفهای مودی رو که داشت با ویلبرت اسلینکرد صحبت می کرد رو شنود می کردم که مودی خودش به دوستی دیرینه ش با مورفین کانت اشاره کرد:

نقل قول:
مودی:

دوران دانشگاه بود. من و مورفین گانت هم دوره بودیم. او رشته ی مواد جادویی ( ! ) و من هم رشته ی کاراگاهی را انتخاب کرده بودم. زمان کلاس هر دوی ما یکسان بود.


اما این مدرک هم کافی نبود! پس با کمی تلاش، تونستم خودمو به خانه ی گانت ها برسونم و این عکس رو از آلبوم خانوادگیشون کش برم. ملاحظه کنید:

تصویر کوچک شده


اوج زذالت و شیادی رو می بینید؟ خوش و بش مودی و گانت در حین چیزکشی، اونم در همین اواخر (باتوجه به کلاه وزارت گانت) چه نتیجه ای جز عنصرنامطلوب بودن مودی و چیزکش بودنش رو می ده؟

پایان گزارش!»


همانطور که می بینید این دروغگوی شیاد باوجود ادعای ضد مورفینیسمش و با مواضع دروغینش برعلیه گانت، سعی در گمراه سازی سروران کودتاچی دارد، درحالی که دراصل از دوستان و یاران قدیمی گانت و چیزکشان حرفه ای می باشد!

حال این سوال مطرح است کا آیا با انتشار این اسناد، واکنش مسئولان چه خواهد بود؟ آیا همچنان این عنصر خطرناک را آزاد می گذارند تا به شیادی هایش ادامه دهد؟

و در پایان به انتشار مصاحبه ای با کاراگاه مودی می پردازیم؛


***
پ.ا: کاراگاه، نظر شما درباره ی تحولات اخیر چیه؟

ک.م: خب، بنظرم اگه بطور کامل موفق بشه، بهترین اتفاق ممکنه!

پ.ا: جداً؟ اگه شما موافق کودتا هستین، چرا به کودتاچیان نپیوستین؟

ک.م: البته باید بگم سر موارد کوچیکی باهاشون اختلاف دارم که اگه حل بشن حتما این کار رو خواهم کرد.

پ.ا: اگر اینطوریه، پس چرا شعار گانت رو در امضاتون قرار دادین.

ک.م: اوه، اگر دقت کنین به اشتباهتون پی می برین!

پ.ا: اصلا ولش کنین! چیزه.. اگر ادعای شما صحیح بود، پس چرا اصلا به استخدام دولت گانت در اومدین؟!

ک.م: هروقت این سوال رو از وارنر و هافلپاف پرسیدین، منم بهش جواب میدم! متاسفانه دیگه وقت ندارم. با اجازه!

***

بدیهی است که شما نباید هیچ از حرف های این شیاد را باور کنید! پس تا شماره ی بعدی مجله، در پناه تنبان مرلین باشید!


چوبدستی لازم نیست..
به یک ضربه ی عصایم بند هستید!

تصویر کوچک شده

×××××

تصویر کوچک شده


پاسخ به: مجله شايعه سازي!
پیام زده شده در: ۱۵:۵۴ پنجشنبه ۵ دی ۱۳۹۲

پروفسور فلیت ویک old


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۳:۳۷ چهارشنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۲
آخرین ورود:
۱۰:۲۷ سه شنبه ۱۲ فروردین ۱۳۹۳
از خوابگاه اساتید هاگوارتز
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 288
آفلاین
بررسی عوامل احتمالی پیوستن هر یک از اعضای فعلی ارتش تابستان


مقدمه :


به تازگی، کودتای عظیم و با شکوه بانو جین آمبریج در وزارتخانه جادوگریف رخ داد. در این کودتا، بانو آمبریج، با قدرت همیشگی خود وزارتخانه را از دست چیزمغزانِ قبلی نجات دادند؛ در این بین، مورفین گانت، وزیر چیزی قبلی، با در دست گرفتن آزکابان و ایجاد یک ارتش _البته ناهماهنگ و خمار _ سعی در باز پس گیری وزارت از بانو آمبریج دارد.

در این مقاله ما بررسی پیشینه اعضای فعلی این ارتش سازمان نیافته و ناهماهنگ، به علل احتمالی پیوستن این افراد به ارتش تابستان می پردازیم!

متن مقاله :

1_ سالازار اسلایتیرین تصویر کوچک شده


بررسی گذشته این فرد :

او که از کهنسالان و در حقیقت از انسان های اولیه می باشد، همواره در نزد مورفین گانت دارای اهمیت بسیاری بوده است؛ او نفوذ بسیاری در کوئیدیچ داشته و در مرگخواران نیز، مهره مناسبی برای تحقق نظرات مورفین بوده است.

او که جزو بهترین اما باتجربه و خمار ترین عضو این گروه می باشد، هیچ تهدیدی برای زمستان محسوب نمی شود.

او حتی در دوره مدیریت خود در هاگوارتز، پخش و توزیع چیز را برای اولین بار در دنیا آغاز نمود !

علل پیوستن او :


مطمئنا، افرادی به گروهِ بزرگ زوپس و آرامش ِ بانو آمبریج می پیوندند که دارای عقل و خرد کافی بوده و توانایی انتخاب درست داشته باشند. به دلیل سن زیاد به نظر می آید عقل سالازار اسلایتیرین ضایع گشته و حتی پس از پرس و جو متوجه شدیم ایشان از آسایشگاه فراری هستند و تحت تعقیب آسایشگاه "انسان های نخستین" نیز می باشند.

مشخص نیست ایشان که از مقامات وزارتخانه و از اهالی همیشگی سیاست بوده و می توانستند با پیوستن به ارتش وزارتخانه دارای پست و مقامی باشند، چرا ارتش آزکابان را انتخاب کردند !؟

این کار او چیزی جز کمبود تدبیر نیست!

2_ تام ریدل

تصویر کوچک شده

بررسی گذشته این فرد :

تام ریدل از آن دسته افراد دم دمی مزاج و کم پیدا در جامعه است که هر از گاهی عملی انجام داده و تنها ابراز وجود می کند !

او کمتر مواقعی دارای پست و مقامی بوده است و از علافان و بیکاران چیز کشِ مورفین گانت است.

او مرگخواری با تجربه بوده و مسلما به دلیل همین روابط مرگخواری و آشنایی اش با مورفین گانت، بار ها در مخروبه های شهر با جمعی از چیزکشان دیده شده است.

علل پیوستن او :

به نظر نمی رسد دلیل پیوستن او به ارتش چیزکشان چیزی جز باز هم :

1. بی تدبیری و بی مغزی (به دلیل صرف مقدار زیادی چیز، مغز از دست رفته !)

و

2. روابط نزدیکش با مورفین گانت و البته نیاز او به پیوستن به ارتش آزکابان : او در گفته هایش به وضوح به این قضیه اشاره کرده است که به دلیل منافعی به مورفین گانت پیوسته و پس از کودتای باشکوه آمبریج، به دلیل ناتوانی در اثبات این قضیه که او ارتباطی با گانت ندارد، به ارتش آزکابان پیوسته !

به نظر نمی آمد فردی با همچین علتی که نشان از وفاداری کم اوست، در برابر ارتش با شکوه وزارتخانه قد علم کند !

3_ آنتونین دالاهوف
تصویر کوچک شده
بررسی گذشته فرد :

آنتونین دالاهوف نیز با فاصله کمی از سالازار به جمع جادوگران پیوسته و به نظر می آید کسی از اصل و نسب او آگاه نیست !

او توسط مدرکی جعلی خود را اصیل زاده معرفی کرده و همواره از مرگخواران درجه 1 ارباب بوده است.

او چیزکشی را مدت بسیاری است که مخفیانه انجام می داده است؛ او بار ها با لوسیوس مالفوی در عمارت اربابی و در پای منقل دیده شده است. او از چیزکشان مایه دار و ثروتمند گروه زمستان محسوب می شود.

و همواره کمک های مالی _ که عمدتا پول های مالفوی ها بوده است _ بسیاری به دولت گانت برای چیزپراکنی می کرده است.

علل پیوستن او :

درباره علل پیوستن او می توان این موضوع را یادآوری کرد که به دلیل اسلایتیرینی و مرگخوار بودن و همچنین به امید داشتن قدرت احتمالی هنگام روی کار آمدن دوباره دولت تابستان، به مورفین گانت و ارتشش پیوسته است !

4_ ویلبرت اسلینکرد
تصویر کوچک شده

بررسی گذشته فرد :

ویلبرت اسلینکرد از جادوگران تازه به جامعه پیوسته و وفادار امروز است. او چیزکشی را مدت بسیار کوتاهی است که شروع کرده است. درباره شروع چیزکشی او، خبرنگار غیر رسمی و نفوذی ما در گروه اسلیتیرین گزارش داد :

« دیروز ویلبرت اسلینکرد به همراه گروهی دیگر از اسلیتیرینی ها و به سرپرستی مورفین گانت به دخمه ای در زیر تالار اسلایتیرین رفتند.

من به علت کنجکاوی آنها را دنبال و متوجه مطلب مهمی شدم؛ آن دخمه آموزشگاه چیزکشی درجه 1 با تدریس مجرب ترین چیزکشان جامعه بود ! »

او از نویسنده هایی است که به قصد تحریف تاریخ و خوب نشان دادن چیزکشی، نویسندگی را آغاز کرده است و به نظر می آید هر روز بیشتر از دیروز به چیز کشی متمایل می شود.

ویلبرت اسلینکرد، می توانست در ارتش جوان و شاداب (!) وزارتخانه جای خوبی را تصاحب کند اما متاسفانه با انتخاب راهی نادرست گمراه شد !

علل پیوستن او :

ویلبرت اسلینکرد، در اوایل ورودش با جامعه، تحت تاثیر آموزش های مورفین گانت بوده است، آموزش هایی که در قالب موارد مختلفی چون "جادوگری و تغییر شکل" ولی با باطن "چیزی" همراه بودند و از ویلبرت یک چیزکش درجه 2 و در حال آموزش اما وفادار به مورفین گانت ساخته !

به همین دلیل است که اسلینکرد، به این گروه پیوسته زیرا او همچون تسترالی که از اربابش پیروی می کند از مورفین گانت پیروی می کند !


× مقاله در دو بخش منتشر می شود ! منتظر بخش دوم باشید ...

×× تمامی مطالب ذکر شده در راستای بالابردن درصد شایعه درون جامعه ای، منتشر شده است! تمامی مطالب طنز و از روی شوخی بوده است،جدی نگیرید ! " :|









ویرایش شده توسط پروفسور فلیت ویک در تاریخ ۱۳۹۲/۱۰/۵ ۱۶:۰۴:۳۰

دربرابر شرارت وزیر و مدیر خیانت کار و مفسد و چیزکش جامعه ساکت نمی مانیم ... !


تصویر کوچک شده

با هم، قدم به قدم، تا پیروزی ...


- - - - - - - - - - - - - - - - -


تصویر کوچک شده

تا عشق و امیدی هست؟ چه باک از بوسه دیوانه سازان!؟


پاسخ به: مجله شايعه سازي!
پیام زده شده در: ۱۴:۳۹ چهارشنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۲

جیم موریارتی old


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۳:۰۷ سه شنبه ۲۹ مرداد ۱۳۹۲
آخرین ورود:
۱۴:۰۶ یکشنبه ۲۰ دی ۱۳۹۴
از کمی دور٬ کمی نزدیک
گروه:
کاربران عضو
پیام: 102
آفلاین
نطق کرکس منشانه

به گفته‌ی خبرنگار واحد مرکزی عبس؛ دیشب هنگامی که خبرنگار این واحد قصد خارج شدن از محل رینگ‌های دوئل را داشته سخنانی را شنیده که میان مرده‌خورها رد و بدل می‌شده و ما بر حسب وظیفه قصد داریم پرده از این حقایق برداریم.

به گفته‌ی این خبرنگار هنگامی که قصد داشته از مرکز دوئل‌های سرزمین جادوگری خارج شود عده‌ای از مرگ‌خواران را دیده که دور هم جمع شده‌اند و با خنده‌و شادی که برای یک مرگ‌خواری به شدت عجیب است٫ در حال بحث با یکدیگر هستند.

خبرنگار ما که نسبت به این گرده‌همایی دارک کنجکاو شده بود مخفیانه به سوی آن‌ها رفت تا ببیند موضوع بحث مرگ‌خواران چیست و در کمال تعجب متوجه شد که آن‌ها در مورد خوردن انواع اجساد موجودات صحبت می‌کنند به طوری که حتی از جسد یک "پخ سوپالان" هم نمی گذراند.

پس از تحقیقات این خبرنگار. خبرنگار مذکور به نتایج جالبی رسید که قصد داریم توجه شما را به آن‌ها جلب کنیم:

گویی در میان مرگ‌خواران رسمی‌ـست که بر طبق آن اجساد تمامی قربانی‌های مرگ‌خواران به مار دم دراز ارباب آن‌ها یعنی کچلوف یا همان وولوولک معروف داده شود. حال به نظر می‌رسد که این ارباب ستمگر حتی به طرفداران بدبخت خود هم رحم نکرده و با ترسی که از شکست دوئل میان محفل و مرگ‌خوران دارد دستور داده است که جیره غذایی مر‌گ‌‌خواران به یک هشتم تقلیل پیدا کند و این روند تا زمانی که مرگ‌خوران بمیرند یا پیروز شوند ادامه‌خواهد داشت.

پس از همین رو شاهد مرده‌خواری مرگ‌خواران هستیم. حال این سوال پیش می‌آید که کلمه مرگ‌خوار از کجا نشئت گرفته است؟ آیا مرگ‌خوار از کلمه‌ی مرده‌خوار می‌آید؟ و سرانجام این گروه به اصل خود بازگشته‌اند؟


به هر حال ما به خوانندگان عزیز قویا توصیه می‌کنیم که مراقب اجساد عزیزان خود باشند. زیرا که این تب مرده‌خوری به سرعت در میان مرگ‌خواران در حال رشد است.


تصویر کوچک شده


پاسخ به: مجله شايعه سازي!
پیام زده شده در: ۰:۳۵ سه شنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۲

اسلیترین، مرگخواران

مورفین    گانت


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۸:۰۷ شنبه ۶ بهمن ۱۳۸۶
آخرین ورود:
۰:۵۲:۴۴ یکشنبه ۸ دی ۱۳۹۸
از ت متنفرم غریبه نزدیک!
گروه:
کاربران عضو
ایفای نقش
اسلیترین
مرگخوار
پیام: 810
آفلاین
بیانیه ی ارتش متحد مرگخواران وزارت


ملت عزیز و غیورپرور!

اکنون که پس از سالیان دراز، خاکسترهای به بادرفته ی ققنوس دامبل جمع شده و جوجه ای ماشینی و رنگی تحویل جامعه داده بسی بسیار جای سوال است که چرا و واقعا چرا این جوجه سعی نمی کند از همین چندروزه ی عمرش استفاده بکند و دان بخورد و امید پیروزی سپیدی بر سیاهی را دل بپروراند و در نهایت این امید را مجددا با خاکسترهایش برای چندین قرن آینده به باد بسپارد. و چرا چوب توی سوراخ باسیلیسک کرده و خود را طعمه و اسیر این اسطوره ی فناناپذیر می کند و دوئل جوجه ققنوس با باسیلیسک 80 تنی را باید کجای دل تاریخ نوشت؟!

ای ملت!

آیا تشخیص میان سیاه و سپید، خوب و بد، سعادت و گمراهی اینقدر دشوار است؟

چه کسی است که نداند این قدرت است که همواره پیروز است و عشق سوراخ است و پـــــــــــــرس پولیس سرور استقلاله!

چه کسی است که نداند این ثروت های افسانه ای است که خوب است و پولداری خوب است و چند عمارت و خانه ی مجلل داشتن خوب است و فقر بد است و در یک خانه ی غصبی از خاندان اصیل بلک (که تا اسم فامیلیش هم سیاه است! بنازم وفا رو!) تلپ شدن بد است و نماز در خانه ی غصبی قبول نیست و این نماز به کمر دامبل می زند یک روز با آن ریش دراز شپشوی مردم فریب ریاکار مفسد فی الارضش!

چه کسی است که نداند اصالت خاندان و شرافت خانواده خوب است و از زیر بته عمل آمدن و بچه ی هر ماگل دندانپزشک تجربی و دکتر آمپولزن را به هاگوارتز باستانی راه دادن بد است!
این تک فرزندیست که یک نجیب زاده ی با اصل و نسب مثل دراکو مالفوی تحویل جامعه می دهد وگرنه مثل جن خاکی اهل و عیال فراوان داشتن تربیت فرزندان را به کوچه و خیابان می سپرد و نتیجه اش قبایل بدوی سرخ مو در پی دارد!

آیا جامعه تحت لوای یک جادوگر جوان، مقتدر، جاویدان، باهوش، خوش تیپ، اصیل، شجاع، ارشد، پرسی و برنده ی انواع و اقسام مدال (که مدارک همه شان در تالار افتخارات هاگوارتز موجود است) اداره شود خوب تر است یا توسط یک پیری لب گور ریش دراز شپشوی مفسد فی الارض پارتی باز قانون شکن؟!

آیا اکسپلیارموس قوی تر است یا آواداکداورا؟
آیا در دوئل کدام گزینه پیروز می شود؟
گزینه ی مورد نظر خود را به باجه تلفن وزارت پاترونوس کنید!
اما قبل از رسیدن پاترونوس ها پاسخ معلوم است. 99.99 درصد بینندگان گزینه ی 2 را انتخاب کردند و آوادا قوی تر است!
پس چرا یک ماگل بی اصل و نسب در کتاب افسانه های پریانش می نویسد که روزی روزگاری در سرزمینی دور یک عدد بچه تنبل عینکی کله زخمی با اکسپلیارموس، یک عدد ارباب قدرقدرت قوی شوکت را کشت. بماند که قبلش با چه آمیتاباچان بازی هایی 6 هورکراکس این ارباب خیالی را سوزاندند و مثلا نویل چلفتی ای که از پس وزغش برنمی آمد نجینی را کشت!

خب این ها یعنی چه؟!
جز این است که تحریف تاریخ است؟!
جز این است که ظلم آشکار و بهتان به جبهه ی سیاهیست؟
جز این است که رولینگ مشنگ که سر سوزنی استعداد جادویی ندارد به سفارش دامبل و با وعده ی بورسیه و مدرک و کرسی تدریس در هاگوارتز این افسانه ی پریان را نوشته و جبهه ی با عظمت سیاهی را در آن کوبیده و با ژانگولر بازی سفیدها را پیروز کرده است؟!
نگویید دامبل اهل این کارها نیست. هست! مگر لاکهارت شیاد با گزینش کی آمد و شد استاد هاگوارتز؟!

پس دیگر نگویید که چرا اعضای سیاهی زیاد است و اعضای سفیدی کم است و دلیلش کیفیت و کمیت است. خیر!
دلیلش این رسوایی هاست!
دلیلش آگاهی ملت چیزدوست ماست!
همه ی این رسوایی هایی که گفته شد یک از هزاران بود وگرنه سینه مالامال درد است و حیف که ساعت 12 و نیم است و 5 و نیم صبح باید پاشم وگرنه این دوئل شروع نشده تمام شده بود!
ملت ما آگاه و هشیارند و با توجه به این قسم حقایق که می بینند خوب می دانند بین سیاه و سفید کدام را باید برگزینند فلذا سیاهی جمعیتش بیش تر است!

ملت سیاه دوست!

تا ساعاتی دیگر نبرد خیر (ما) و شر (اونا) آغاز می شود و اینجا دیگر رولینگی نیست که با نویل نجینی بترکاند و با اکسپلیارموس، آواداکداورا را برگردون بزند و با چاله ی آب گرنجر را از تیررس نگاه خشمگین باسیلیسک دور کند!
اینجا نیش باسیلیسک پیروز خواهد شد و جوجه ققنوس را حتی اگر هورکراکس هم باشد تا قرن های مدید خاکستر خواهد کرد!

زنده باد ارباب!
زنده باد سیاهی!
زنده باد تابستان!
زنده باد فرمانده جومونگ!



هورکراکس را به خاطر بسپار؛ ولدمورت مردنیست!







شما می ‌توانید مطالب را بخوانید
شما نمی توانید عنوان جدید باز کنید
شما نمی توانید به عنوان‌ها پاسخ دهید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را ویرایش کنید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را حذف کنید
شما نمی توانید نظر سنجی اضافه کنید
شما نمی توانید در نظر سنجی ها شرکت کنید
شما نمی توانید فایل‌ها را به پیام خود پیوست کنید
شما نمی توانید پیام بدون نیاز به تایید بزنید
شما نمی توانید از نوع تاپیک استفاده کنید.
شما نمی توانید از HTML در نوشته های خود استفاده کنید
شما نمی توانید امضای خود را فعال/غیر فعال کنید
شما نمی توانید صفحه pdf بسازید.
شما نمی توانید پرینت بگیرید.

[جستجوی پیشرفته]


هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است. ۱۳۹۹-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.