هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل


در حال دیدن این عنوان:   1 کاربر مهمان





پاسخ به: تدریس خصوصی بازیگری
پیام زده شده در: ۲۳:۳۵ دوشنبه ۶ خرداد ۱۳۹۸
#25

اسلیترین، وزارت سحر و جادو، مرگخواران

رابستن لسترنج


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۴:۰۹ پنجشنبه ۴ بهمن ۱۳۹۷
آخرین ورود:
امروز ۱۳:۰۸:۴۲
از سیرازو
گروه:
کاربران عضو
اسلیترین
مرگخوار
ناظر انجمن
ایفای نقش
پیام: 218
آفلاین
نقل قول:
خانوم ها و آقایون

وغطی که این اعلامیه رو می بینید، معنیش اینه که من غفل مرکظ طدریص باضیگری خسوصی رو باذ کردم.


رابستن هزار بار این اعلامیه رو خوند.
-این مشکلش چی بودن می شه؟ چرا هیچکس نیامدن می کنه؟

رابستن فکری به ذهنش می رسه!
-اشکالی نداشتن داره، خودم اولین مشتری خودم شدن می شم!

رابستن برای واقعی نشون دادن ماجرا از اتاقش می ره بیرون و در می زنه!

-آمدن کن داخل!
-چشم!

رابستن بعد از اینکه به خودش احترام می ذاره، میاد داخل اتاق!

-خب، دلیلت برای اینکه اومدن کردی اینجا چیه؟
-بازیگری!
-آفرین! دلیل خیلی خوبی داشتن داری!

رابستن خیلی به خودش حال می داد!

-خب نحوه ی کار اینجا رو دونستن می کنی؟
-نه!
-خب من بهت توضیح دادن می کنم!

رابستن برای اینکه خودش بهتر بفهمه تصمیم می گیره که برای دقایقی مثل آدمیزاد حرف بزنه!
-خب ببین داستان از این قراره که من برای اینکه بفهمم چقد خوب می تونی بازی کنی، بهت یه چیزی می گم که تو باید اونو بازی کنی...اون چیز می تونه در مورد خودت باشه، مثلا بگم الان پیری یا هر چی...می تونه در مورد مکان باشه و...تو هم باید طبق گفته ی من بازی کنی...الان آماده ای؟
-هستن می شم!
-فقط قبلش بگم که می تونی شخصیت های دیگه هم بیاری تو بازیت و اینکه ترجیحا اول شخص بازی کن! خب حالا برای دست گرمی "فرض کن که یه کاری کردی و الان توی اتاق بازجویی هستی و دارن ازت بازجویی می کنن!"


ویرایش شده توسط رابستن لسترنج در تاریخ ۱۳۹۸/۳/۷ ۰:۳۶:۱۳

تا همیشه، لرد ولدمورت، ارباب من هستن می شن!

تو قلب من جا داشتن میشه!


Re: تدریس خصوصی بازیگری
پیام زده شده در: ۱۴:۳۶ چهارشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۸۵
#24

مارکوس فلینتold


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۶:۴۹ جمعه ۱۵ مهر ۱۳۸۴
آخرین ورود:
۳:۱۵ دوشنبه ۲۷ مهر ۱۳۹۴
گروه:
کاربران عضو
پیام: 327
آفلاین
این تاپیک فعلا قفل میشه تا یکی در خواست فعالیت دوبارشو بده و در صورت صلاح دونستن ناظرین دوباره باز میشه و مسئولیت ان در دست آن عضو خواهد بود.

موفق باشید!

← قفل شد →


ویرایش شده توسط مارکوس فلینت در تاریخ ۱۳۸۵/۱۱/۲۵ ۱۴:۳۸:۴۱

عضو اتحاد اسلایترین


Re: تدریس خصوصی بازیگری
پیام زده شده در: ۱۶:۴۲ سه شنبه ۲۵ مهر ۱۳۸۵
#23

سابی سورامی


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۳:۳۸ پنجشنبه ۲۳ شهریور ۱۳۸۵
آخرین ورود:
۱۲:۲۶ دوشنبه ۲ اردیبهشت ۱۳۹۸
از آنجا که لرد سیاه بگوید
گروه:
کاربران عضو
پیام: 44
آفلاین
نام:سابی
نام خانوادگی:سورامی
سابقه بازیگری: من سابقه بازیگری که خیلی دارم .. اولین بازیگریم وقتی بود که می خواستم مدرسه نرم ... آخریشم که همین داستان هری پاتره ... البته به دلایلی نقشم رو حذف کردن ... برای درک مسئله بهتره مقاله ای رو که در مورد خودم نوشتم بخوننین

در چه زمینه ای استعداد دارید؟؟
من کلا مستعد هستم

فیلم هایی که بازی کردید؟من همه نقش رو داشتم... مثلا تو فیلم اولم نقش سابی سورامی رو بازی میکردم و تو فیلم دوم مجبور شدم یه نقش کاملا متفاوت انتخاب کنم بنابر این نقش سابی سورامی رو انتخاب کردم و تو فیلم سوم نقش سابی سورامی رو بازی کردم ... البته بهتر بدونین که سابی سورامی کسی که برای همه نقش بازی می کنه تا به خواسته هاش برسه ... بنابراین مطمئن باشی نفشهام با هم فرق می کرده ..

__________________________________________________

بزرگترین بازیگر تاریخ کیست؟
سابی سورامی .. چون می تونه در آن واحد 18 نقش رو بازی کنه
اصطلاح بازی زیر پوستی به چه معناست؟
یعنی بازی باید تو خون آدم باشه ... مثل سابی سورامی ... واقعا عالی بازی می کنه

این جمله از کیست:”بودن یا نبودن مسئله این است”
سابی سورامی
بازیگر کیست/چیست؟
بازیگر انواع متفاوت دارد : 1-برجسته مثل سابی سوامی
2-نمایان مثل سابی سورامی
3 ستاره مثل سابی سورامی
4 فوق ستاره مثل سابی سورامی

خلاصه عجب بازیگریه این سابی سورامی ...


ویرایش شده توسط سابی سورامی در تاریخ ۱۳۸۵/۷/۲۵ ۱۶:۴۵:۰۳

فرمانده نیروی ویژه لرد سیاه
تی را هابی سن سا کنت لرد سابی سورامی سان سیس


Re: تدریس خصوصی بازیگری
پیام زده شده در: ۰:۰۰ سه شنبه ۲۵ مهر ۱۳۸۵
#22

مالدبر old


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۴:۰۶ سه شنبه ۳۱ مرداد ۱۳۸۵
آخرین ورود:
۲۳:۱۴ چهارشنبه ۲۷ دی ۱۳۸۵
از همونجا که بقیه میایُن
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 324
آفلاین
1. شما یک مرگخوار هستید و با چند نفر دیگر برای کاری که لرد سیاه شما را فرستاده در بندرگاهی مه گرفته و تاریک قرار دارید و محفلی ها به شما هجوم می آوردند؟
بابا چرا شما اینجور اگرسیو رفتار میکنین؟ بشینین با هم یکم مادولین بزنیم...
ملت محفل مینشینند تا مادولین بزنند و خمار شوند...
هوومم
2. یکی از صحنه های فیلم های مورد علاقه خودتان را بازسازی کنید؟
فیلم پالپ فیکشن:
مالدبر: گارسون!
خانم رزمرتا در حالی که قهوه میریزد:
garson means boy!
3. شرح مختصری از تاریخچه تاسیس هالی ویزارد؟
بنده تو کار ناریخ نیستم!


I Was Runinig lose


تدریس خصوصی بازیگری
پیام زده شده در: ۲۱:۲۵ یکشنبه ۱ مرداد ۱۳۸۵
#21

آنتونین دالاهوفold


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۱:۵۶ شنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۵
آخرین ورود:
۱۲:۳۷ چهارشنبه ۴ مرداد ۱۳۸۵
از هاگوارتز
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 108
آفلاین
خب..

دیدم این تاپیک مدتیه داره خاک می خوره، امروز دیدم خیلی دیگه داره می خوره، بنده خدا خفه شدش، اومدم بهش تنفس مصنوعی بدم...



1. شما یک مرگخوار هستید و با چند نفر دیگر برای کاری که لرد سیاه شما را فرستاده در بندرگاهی مه گرفته و تاریک قرار دارید و محفلی ها به شما هجوم می آوردند؟

ساعت 3 نیمه شب
بندرگاهی مه گرفته و تاریک


به سمت بندر راه افتاده بودم، تقریبا به محل قرار رسیده بودم، لباس تماما سیاه جهت ناشناس ماندن جلوی شاید چند ماگل که احتمال کمی داشت آنجا باشند، پوشیده بودم.
در محل قرار بودم، اما سایر مرگخواران هنوز نیامده بودند!
هوا سرد بود، از شدت سرما، شال گردن خودم را از جیب پالتویم بیرون کشیدم، و دور گردن پیچیدم، اما هنوز هم سردم بود، تصمیم گرفتم با پیپم را روشن کنم.
پیپم را از جیب راست کتم بیرون آوردم و با یک حرکت دست آن را روشن کرد.
مشغول کشیدن پیپ شدم...
که نگاهم به سمت 3 پسر جوان ماگل افتاد که آن طرف، گوشه بندرگاه، در حال تزریق بودند....، با خود گفتم، دنیا رو نیگاه کن، تزریق می کنند، یادم باشد این رو یه سر ببرم باشگاه ترک اعتیاد سه دسته پارو پیش ونوس!!!
نگاه به سمت 3 فرد سیاه پوش ثل خودم معطوف شد که به سمتم میامدن...
اون ها مطمئنا مرگخوارا بودن...، همتاهای عزیز من!!!
آن 3 جلوی من ایستاده بودند، یکی از آنها جلو آمد و با من دست داد و گفت:
این بسته سفارشی برای لرده...
و یک بسته بسیار پوشیده و قهوه ای رنگ را از جیبش در آورد و به من داد...
در همین بین، تا محفلی، با جارو از سمت آسمان به طرف ما هجوم میآوردند، صحنه وحشتانکی بود....
فوری روی زمین شیرجه رفتم، بسته را داخل جیب داخلی پالتویم نهادم و روی زمین لیز خوردم، به سمت پله های خروجی بندرگاه رسیدم، می توانستم آن 3 همکار را ببینم که در حال جنگ و جدال با محفلی ها بودند...
وای! نه! یک محفلی درست پشت سر من بود و دنبالم می کرد....
باید خودم را از آنجا دورتر می کردم....
هر لحظه امکان داشت سیل انبوه ماگل ها به همراه نیروهای امنیتی آنها به محل نزدیک شوند....
او همچنان با جارو از بالا دنبال من بود....
به داخل کوچه ای پیچیدم...
کوچه ای تاریک و خلوت...
نه! وای! کوچه بن بست بود! او آرام آرام از جارویش پایین آمدم و دست در شنلش می کرد که چوبدستی اش را بیرون بکشد که من زودتر از او این کار رو کردم و فریاد زدم:
آواداکداوارا.....
او چندین متر به عقب پرتاب شد و به دیواری اصابت کرد...، قطعا مرده بود...
کم کم چراغ های خانه های آن کوچه روشن می شد...
فوری جاروی آن محفلی را برداشتم و به فراز آسمان ها رفتم...


2. یکی از صحنه های فیلم های مورد علاقه خودتان را بازسازی کنید؟

فیلم پرپرواز اون تیکه که شادمهر پیانو میزنه، به جایش ویلون بزنه بعد روش ترانه علامت سوال رو بخونه!




3. شرح مختصری از تاریخچه تاسیس هالی ویزارد؟


آره، یادم میاد، اون قدیما، اون موقع تو جلسه خدایان نت کرام و لرد مملی و حاجی و عله رو هم چون تازه کار بودن دستشون رو گرفتم آورد تو این کنفرانس!
بعد کار کنفرانس به جادوگران کشیده شد..
لرد مملی گفت:
ملت، چطوره زین پس در این جادوگران فیلم های سینمایی بسازیم....
حاجی:
ممل، یه چی میگی ها، آخه چطوری؟ فلش بذاریم....
عله:
هوی فکر فلش نکنید که من سایتم فضا کافی نداره...تازه سرعت صفحات و سایت پایین میاد...
کرام:
خب، به صورت رول پلیینگ می نویسیم...خب..اگه..خب..اینطور خب..اگه...بشه..خب...اسمش هالی ویزارد باشه..خب..دیگه...خب...خیلی خب...
عله:
مرض خب....چقدر خب خب می کنه..دیریت انجمن ها رو ازت میگیرم ها....( اون موقع کرام مدیر انجمن بود..)
( در همین بین ویلیام ادوارد یعنی من تیک "خب..خب.." رو از کرام گرفتم...)
در میان این کنفرانس دیگر خدایان نت به این مسئله اعتراض کردند و جادوگران را کوچک تر از ن خواندند که بخواهد بحث در این کنفرانس مطرح شود....
ویلی ادوارد غیرتی( شخص من) آب روغن قاط زد و در یک حرکت انتحراتی همه خداها را از نت حذف حیاط کردش( خودمونی: یعنی فرستادشون اون دنیا) { این حالت خشم ویلی ادوارد رو نشون میده..}
این طور شد که فقط یک خدا باقی ماند و اون هم ویلی ادوارد بود...
در این بین مملی از فرصت استفاده کرد و رفت به نزدیک ترین کافی نت...
تا بره زودتر از کرام تاپیک رو بزنه....
اما ای دل غافل که عله از همون اتاق کنفرانس کانکت شد و بلاکش کرد....
مملی با جمله زیز رو به رو شد:
"شما به این قسمت دسترسی ندارید"
" شناسه شما به علت جرزنی بسته شده است"

حالا بود که کرام تاپیک "هالی ویزارد" رو زد...



Re: تدریس خصوصی بازیگری
پیام زده شده در: ۱۱:۴۶ سه شنبه ۲۳ خرداد ۱۳۸۵
#20

سوسک


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۴:۴۲ پنجشنبه ۱۱ خرداد ۱۳۸۵
آخرین ورود:
۲۳:۴۰ پنجشنبه ۲ شهریور ۱۳۹۱
از چاه فاضلاب
گروه:
کاربران عضو
پیام: 93
آفلاین
سوال اول: شما یک مرگ خوار هستید. جایی درون بندر گاهی مه گرفته و تاریک با چند نفر برای کاری که لرد سیاه به شما دستور داده قرار دارید که محفلی ها به شما حجوم می آورند.
البته تذكر بدم كه هجوم درسته نه حجوم!

مه همه جا را پوشانده. سوسك آرام و بي صدا در حال قدم زدن در بندرگاه بود.
شترق...
- كي اونجاست؟ اهم. كسي هست؟
صدايي به گوش نمي رسد. سوسك دوباره به راه مي افتد. در دوردست فردي را مي بيند كه در گوشه اي نشسته و به سوسك خيره شده.
(- هي شون! فكر كنم توي كادري! برو بيرون عمو! مثلا كارگرداني تو؟
مرد به آرامي دور مي شود!)
- هي سوسك! تو بازداشتي! دست هات رو بذار روي سرت و آروم بيا بيرون!
دوربين پاهاي هاي زني را نشان مي دهد!
(شون: فيلمبردار احمق! گفتم زوم كن رو دماغش چرا رفتي رو پاهاش!)
سوسك: تو كي هستي؟
- من پروفسور مك گونگال رئيس محفل ققنوسم و اومدم تو رو دستگير و مجازات كنم!
- نه ويجي! (Vigey) نه! تو اين كارو با من نمي كني ويجي! نه!
- انگار فيلم هندي هم زياد مي بيني سوسك!
پروفسور چوبدست خودش رو در مياره و وردي رو زير لب زمزمه ميكنه...
سوسك به هوا بلند و بعد از چند ثانيه محكم به روي زمين كوبيده ميشه!
- ويجي! تو منو كشتي! من تو رو نمي بخشم ويجي! نه!
سوسك به زمين مي افته! طرف ديگه صحنه دختري با چشم گريان دوان دوان به طرف سوسك مياد...
پايان!


پس از هجده سال حبس به سبب ارتکاب جرائم جنسی، به میان شما بازگشته‌ام...


Re: تدریس خصوصی بازیگری
پیام زده شده در: ۱۷:۲۶ دوشنبه ۲۲ خرداد ۱۳۸۵
#19

مورگان الکتوold


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۵:۵۳ شنبه ۲۰ اسفند ۱۳۸۴
آخرین ورود:
۱۷:۳۰ چهارشنبه ۴ مرداد ۱۳۹۱
گروه:
کاربران عضو
پیام: 622
آفلاین
ببخشید که یه خرده دیر ثبت نام کردم چون قرار بود یه مدت نیام توی سایت ولی ظاهرا دلبستگیم باعث شد بیام.
نام:مورگان
نام خانوادگی:الکتو
سابقه ی بازیگری:چند تا فیلم کارگدانی کردم(توی هالی ویزارد هست)چند تا فیلم هم بازی کردم(این فیلم های آخر آنیتا کفی)

در چه زمینه ای استعداد دارید؟؟
من کلا مستعد هستم

فیلم هایی که بازی کردید؟فیلم های خانم آنیتا کفی !!!همش هم نقش الکتو رو بازی می کردم
__________________________________________________

بزرگترین بازیگر تاریخ کیست؟
آنیتا ققی که همیشه نقش دختر دامبل رو بازی می کرد

اصطلاح بازی زیر پوستی به چه معناست؟
اصطلاحی که کسانی که بازیگری بلد نیستند برای ضایع نشدن به کار می بندند

این جمله از کیست:”بودن یا نبودن مسئله این است”
از جد بزرگ بنده که قدرت فروانی در سر کار گذاشتن مردم داشت

بازیگر کیست/چیست؟
یه اصطلاح کاملا مشنگی است به معنای همون بازی گردان خودمون

برترین صحنه ی تاریخ سینمای مشنگی از نظر شما چیست؟
شما مگه فیلم های سینمای مشنگی نگاه می کنید!!ای خائنین به خون اصیل من فوتبال نگاه نمی کنم چون مشنگیه بعد شما فیلم هاشون نگاه می کنید!!

بزرگترین کارگردان دنیا کیست؟
کسی که فیلم دو قسمتی سکوت کفی ها رو ساخت!!کسی که از هنر بهره ی فراوانی برده بود!!آقای مورگان الکتو


تصویر کوچک شده


Re: تدریس خصوصی بازیگری
پیام زده شده در: ۱۳:۴۸ دوشنبه ۲۲ خرداد ۱۳۸۵
#18

آناکین مونتاگ old


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۰:۰۲ شنبه ۷ شهریور ۱۳۸۳
آخرین ورود:
۲۰:۲۵ یکشنبه ۲۸ دی ۱۳۹۳
از 127.0.0.1
گروه:
کاربران عضو
پیام: 1402
آفلاین
3)شرح مختصری از تاریخچه تاسیس هالی ویزارد به سلیقه خودتان(هر چه میخواهد دل تنگت بگو!!)


ها چه خوب
جونم براتون بگه اون قدیم ها حدود یه سال پیش این سایت جادوگران یه کاربر ارزشی به اسم ویکتور کرام داشت این ویکتو کرام عاشق یه دختری شده بود فکر کنم اسمش گرنجر بود
اون گرنجر با یه بابای دیگه ای وصلت کرد و سر این ویکتور بی کلاه موند
بعد از اون حادثه این وکتور که بازیکن کویدیچ خوفی بود دچار افسردگی شد
کویدیچ رو ول کرد
یه مدت بیکار میگشت تا تحت فشلار خانواده تصمیم گرفت بره سر یه کاری

خیلی گشت ولی چون هیچ کاری پیدا نکرد گفت چیکار کنم چیکار نکان؟

یه بابای به اسم هری پاتر که با این رفیق بود برگشت بهش گفت برو فیلم بساز
این کرام هم بعد از دوندگی های فراوان موفق به کسب مجوز از ناظر انجمن شد و هالی ویزارد رو ساخت



Re: تدریس خصوصی بازیگری
پیام زده شده در: ۱۲:۴۷ دوشنبه ۲۲ خرداد ۱۳۸۵
#17

شون پن


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۰:۱۱ دوشنبه ۶ تیر ۱۳۸۴
آخرین ورود:
۲۰:۰۳ سه شنبه ۱ دی ۱۳۸۸
از آمریکا،سانفرانسیسکو
گروه:
کاربران عضو
پیام: 198
آفلاین
پاسخ به برخی ابهامات!!:
1)به گیلدوری عزیز:گیلدوری جان کی گفته من کارگردان نیستم؟ همین چند سال پیش فیلم قول را با بازی جک نیکلسون و بنیچیو دلتورو ساختم که خیلی هم قشنگ بود!!!
2)به سوسک عزیز:کی گفته من مجوز ندارم؟مجوز گرفتم به چه قشنگی!من مجوز نداشته باشم که تاپیک نمیزنم برادر من!(ستاد مبارزه با حرکات نرمشی،ارزشی!!)در مورد امتحان ها باید بگم که همه امتحان های ما اینطوری نیست.ولی خوب برای جلسه اول نمیشد طور دیگه ای سوال طرح کرد.ولی از همین جلسه حرکت های انتحاری خودمون رو شروع میکنیم!
3)تمام هنرجویانی که ثبت نام کرده اند پذیرفته شده اند.
نکته:طرز امتیاز دهی آموزشگاه با کلاس های دیگه اندکی فرق میکنه.بعد از هر سه آزمون یکبار،افراد برتر معرفی خواهند شد و به صورت امتیاز دهی معمولی نمیباشد.(بابا تفاوت!!)
*جلسه دوم*
چگونه میتوان در قالب یک نقش فرو رفت؟
شون در حالی که خمیازه میکشید وارد کلاس شد و در کمال تعجب دید که کلاس پر از جمعیته!شون که کمی گیج شده بود پرسید:ببینم بچه ها،شما همه روز آخر ثبت نام کردین؟
سوسک:نه خیر استاد،ما دیروز هم بودیم ولی شما کلاس رو تشکیل ندادین.
شون: بگذریم!میریم سر درس خودمون.امروز میخوام براتون درباره چگونگی فرو رفتن در نقش صحبت کنم.راه های بسیار زیاد و متعددی وجود داره که بسیاری از بازیگرها از اونها استفاده میکنن تا خودشون رو به نقش نزدیک کنند.امروز برخی از راه های استاندارد رو براتون تعریف میکنم ولی به یاد داشته باشید که خودتون هم میتونید شیوه های مختلفی رو برای این کار به وجود بیارید.
راه اول)باید با نقش زندگی کنید.این شیوه زمانی امکان پذیر است که فاصله نسبتاً مناسبی بین پذیرفتن نقش و فیلم برداری وجود داشته باشد.برای این کار بازیگر در مدت زمانی که فرصت دارد در قالب نقش خودش به زندگی میپردازد و نه به عنوان خود واقعی اش. در این شیوه بازیگر شب و روز و در هر حالتی فقط به نقش خود فکر میکند.به شیوه او فکر میکند و همانند او تصمیم میگیرد.این کار در مورد شخصیت های خیالی یا در مورد نقش هایی که اطلاعات کمی درباره آنها وجود دارد اندکی سخت میشود،چون باید خود بازیگر ابعاد شخصیت آن نقش را بازسازی و یا بازآفرینی کند.طرز حرف زدن،لباس پوشیدن،فکر کردن و عمل کردن باید همانند نقش مورد نظر باشد.همان طور که گفته شد این راه فقط در زمانی که وقت به اندازه کافی موجود باشد کاربرد دارد.
راه دوم)در زمانی که فرصتی برای شیوه اول وجود ندارد و شما درفاصله کمی از فیلم برداری به گروه پیوسته اید.در این جا برای دریافتن ابعاد شخصیتی نقش بیشتر به اطلاعات موجود که کارگردان و فیلنامه نویس در اختیار بازیگر قرار داده شده تکیه میشود.تا آنجا که ممکن است باید فیلم نامه را دوباره و سه باره خواند.هر سطری از فیلم نامه مهم است و نباید فراموش کرد که فرصت اندک میتواند از کیفیت کار کم کند.برای همین باید تا آنجا که امکان دارد تلاش کرد تا بتوان به طرز مطلوبی بازی زیبایی را ارائه داد.
راه سوم)این راه مختص زمان فیلمبرداری است.معمولاً وقتی بازیگری در حال بازی جلوی دوربین است در افکارش به طور مرتب دیالوگ ها را مرور میکند تا اشتباهی در بیان آنها رخ ندهد.حال اگر بازیگری آنقدر بر دیالوگ ها تسلط داشته باشد که بتواند از این نظر فکرش را مشغول نکند میتواند هنگام بازی کردن به جای فکر کردن به دیالوگ به خود نقش فرو برود.این موضوع را کمی بیشتر توضیح میدهم.منظور از این حرف آن است که بازیگر در هنگام بازی فقط بازی نکند،بلکه خود نقش باشد.یعنی بتواند هنگام بازی به جای نقش فکر کند.بتواند به طرزی فکر کند که اگر آن نقش واقعی بود شخص مورد نظر همانطور فکر کند.این کار مستلزم آن است که بازیگر خود را به طور کامل فراموش کند.فراموش کند که در حال فیلم برداری هستند و گمان کند که همه چیز طبیعی و واقعی است.این کار بیش از آنکه به نظر می آید به تمرکز و توانایی های بازیگر احتیاج دارد.
آزمون دوم:
این آزمون تشریحی است و تنها جواب دادن به یکی از سوالت کافی است.لطفاً جواب ها کامل،دقیق و جامع باشد.

1)شما یک مرگ خوار هستید.جایی درون بندر گاهی مه گرفته و تاریک با چند نفر برای کاری که لرد سیاه به شما دستور داده قرار دارید که محفلی ها به شما حجوم می آورند.(این نمایش نامه را تا توصیفی از مکانی که در آن قرار دارید به صورت نه چندان طولانی بنویسید.سعی شود کمتر از ارزشی نویسی استفاده شود.نقش اول شما هستید و در مورد سیاهی لشگر هم مشکلی نیست،تا دلتان بخواهد داریم!!)

2)بازسازی یکی از صحنه های فیلم مورد علاقه خودتان به هر صورتی که دوست دارید.

3)شرح مختصری از تاریخچه تاسیس هالی ویزارد به سلیقه خودتان(هر چه میخواهد دل تنگت بگو!!)


تصویر کوچک شده


Re: تدریس خصوصی بازیگری
پیام زده شده در: ۳:۴۴ دوشنبه ۲۲ خرداد ۱۳۸۵
#16

سامانتا ولدمورت


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۸:۴۹ پنجشنبه ۳ فروردین ۱۳۸۵
آخرین ورود:
۳:۴۵ سه شنبه ۱۳ شهریور ۱۳۹۷
از ما که گذشت!
گروه:
کاربران عضو
پیام: 248
آفلاین
نام: سامانتا
نام خانوادگي: ولدمورت
سابقه بازيگري: مربوط به تالار خصوصيمون مي شه نمي تونم بگم!
فيلم هايي كه بازي كرديد: اولين شب حمله ، سكوت دمنتور ها ، اسليكس1 2 3 ، هفت تير كش سياه و ....
جوايز: برنده سيمرغ بلورين جشنواره كن به عنوان بهترين بازيگر نقش اول زن به طور مشترك با سارا اوانز براي فيلم : سفيد هاي خفن ، سياه هاي بانمك

==================================


-بزرگترین بازیگر تاریخ کیست؟
الف)چارلی چاپلین
ب)لرد مملی
ج)امیتا باچان
د)وب مستر وقتی میگوید بودجه سایت تمام شده!
ه)يك ناظر وقتي كه مي گويد دلم براي سايت مي سوزد.2-

2-اصطلاح بازی زیر پوستی به چه معنا است؟
الف)حسی است که از درون بازیگر به بیرونش تراوش میکند
ب)حسی است که از بیرون بازیگر به درونش تراوش میکند!
ج)حسی است که از هر دو جهت تراوش میکند
د)مگه حس تراوش میکنه؟
ه)وقتي كسي با 7 8 تا شناسه فعاليت داره ميگن طرف زير پوستي كارميكنه.3-

3-این جمله از کیست:”بودن یا نبودن مسئله این است”
الف)هملت
ب)بابای هملت
ج)جیمز دین
د)به تو چه مگه فوضولی؟
ه)تا اون جا كه من مي دونم شكسپير ولي چون يه چيز ديگه هم مي دونم اينه كه اين سوال نكته انحرافي داره ميگم كه باباي اتللو نبوده يا شاه لير شايد هم مامان مكبث!

4-بازیگر کیست/چیست؟
الف)یک عدد موجود خالی بند
ب)یک عدد موجود بیکار که از سر کار گذاشتن مردم لذت میبره
ج)موجودی عاشق شهرت
د)مگه بازیگرهام موجودن؟!
ه)بازيگر كسي ست كه در آخر نقابش رو بر مي داره اونو پاره مي كنه و رو صحنه فرياد مي زنه كه مي خوام جاي خودم حرف بزنم.5كل مدير هاي سايت به طور دسته جمعي زماني كه وارد صحنه مي شن و همه فلفور آف لاين مي شن ...ما فكر ميكنيم اونا خيلي خشن بي رحم و قصي القلب هستن اما اونا فقط اين طوري بازي ميكنن. اونا خيلي مهربونن....اين ناظرا هستن كه دستشون رو تو بازي از پشت بستن چون ما فكر مي كنيم مهربون هستن اما در واقع اونا بازي مي كنن مهربون هستن.....در اصل اونا بي رحم ، قصي القلب ......

5-برترین صحنه تاریخ سینمای مشنگ ها از نگاه شما:
الف)شکلک درآوردن های روبرتو بنینی در فیلم زندگی زیباست هنگامی که سرباز آلمانی او را در جلوی پسرش میبرد تا اعدام کند
ب)صحنه سانسور شده و سه نقطه بوق بوق تایتانیک!
ج)هنگامی که آمیتا باچان در جمله ای تاریخی و ماندگار گفت:اون پـــــــــســـــر مــنــه!
د)صحنه ای فیلم سینما پارادیزو که در آن پوشک بر از(...) بچه را به بالکن سینما پرت کردند!
ه)فيلم شير در زمستان زماني كه هنري به همسرش ملكه مي گه: همسر زيبايم در مغزت چه مي گذرد؟6-

6-بزرگترین کارگردان تاریخ سینما:
الف)فرانسیس فورد کاپولا
ب)فورد آنجلیای پرنده
ج)دختر فرانسیس فورد کاپولا
د)دختر فورد آنجلیای پرنده
ه)كسي كه 6000 تا عضو رو مي چرخونه و ما هيچ وقت نمي فهميم چطوري مي چرخن...........


از دفتر خاطراتم :

از او می ترسم... گاه تصور می کنم با هیبتی عظیم در مقابل من ایستاده و م







شما می ‌توانید مطالب را بخوانید
شما نمی توانید عنوان جدید باز کنید
شما نمی توانید به عنوان‌ها پاسخ دهید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را ویرایش کنید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را حذف کنید
شما نمی توانید نظر سنجی اضافه کنید
شما نمی توانید در نظر سنجی ها شرکت کنید
شما نمی توانید فایل‌ها را به پیام خود پیوست کنید
شما نمی توانید پیام بدون نیاز به تایید بزنید
شما نمی توانید از نوع تاپیک استفاده کنید.
شما نمی توانید از HTML در نوشته های خود استفاده کنید
شما نمی توانید امضای خود را فعال/غیر فعال کنید
شما نمی توانید صفحه pdf بسازید.
شما نمی توانید پرینت بگیرید.

[جستجوی پیشرفته]


هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است | ۱۳۹۹-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.