هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل


در حال دیدن این عنوان:   1 کاربر مهمان





Re: نقد الف دال
پیام زده شده در: ۱۳:۲۸ پنجشنبه ۳ تیر ۱۳۸۹
#53

رون ویزلیold4


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۲:۲۴ چهارشنبه ۱۵ آبان ۱۳۸۷
آخرین ورود:
۱۹:۱۶ دوشنبه ۲۲ فروردین ۱۳۹۰
از پناهگاه!
گروه:
کاربران عضو
پیام: 234
آفلاین
نقد پست شماره ی 177 - تاپیک کافه سه دسته جارو - پرفسور سینیسترا

پرفسور سینیسترای عزیز،
با استناد بر تعداد پست ها و فعالیتهای نسبتا کم شما در جادوگران، باید بهتون تبریک بگم! مطمئنا چنین پایه و شروعی، پایان فوق العاده ای رو انتظار می کشه و من اطمینان دارم که شما با کمی تلاش و تمرین جزو نویسندگان خوب سایت محسوب خواهید شد.

خب بریم سراغ نقد پستتون:

مورد قابل ذکری که در ابتدا توجه من رو به خودش جلب کرد و به سادگی قابل حل هست، ظاهر پستتونه. ما یک سری اصول کلی برای نوشتن و پاراگراف بندی داریم که به صحیح خوندن و درک بهتر نوشتتون توسط مخاطب کمک می کنه. دقت کنید:

-بین دیالوگ دو نفر باید یک خط فاصله وجود داشته باشه. ( دو تا اینتر )
-بین پاراگراف اصلی و دیالوگ های اشخاص، باید یک خط فاصله وجود داشته باشه. ( دوتا اینتر )
-دو پاراگراف با هم، یک خط فاصله دارند. ( دوتا اینتر )
-تنها در حالتی که شما در یک پاراگراف به توصیف و توضیح شخصیتی بپردازید، مجاز هستید دیالوگ بعدی رو که مربوط به اون شخص هست( یعنی اون شخص گفته ) رو بدون هیچ فاصله و تنها با یک اینتر بنویسید.
-علائم نگارشی به کلمه ی قبل از خود می چسبند و با کلمه ی بعد از خود یک فاصله دارند.
- علائمی مثل ! ؟ ... ، اگر دقیقا در جای مناسب و به جا استفاده نشوند، معنی و کاربرد اصلی خودشون رو از دست میدن و تنها باعث شلوغی و درهمی پستتون میشن.
- برای نوشتن دیالوگ های اشخاص باید از این علامت « - » استفاده کنید.


شما این موارد رو در جاهایی رعایت کرده بودید و در جاهای دیگه نه. این دو دستگی باعث عدم ایجاد ارتباط بین نویسنده و خواننده میشه و درک پستتون رو در مواردی مشکل میکنه. خواهش می کنم به این نکته توجه کنید.

نقل قول:
بسرعت به سمت در رفت و از ان خارج شد.

***

مادام پامفری بانداژ دست جف را برای آخرين بار چك كرد

دوست عزیز، برای پرش های مکانی یا زمانی بهتره به جای استفاده از علائمی مثل: *** ، ____ و یا ----- نام، منطقه و یا زمان اون پرش رو با یک الی دو خط فاصله از پاراگراف قبلی و یک خط فاصله با پاراگراف بعدی به صورت بلد (BOLD) بنویسید. اینطوری به راحتی قصد و هدفتون معلوم هست و خواننده دچار سردرگمی نمیشه.

نقل قول:
اما ميل خودتونه... .

دقت کنید که علائمی مثل سه نقطه در صورتی که به معنی ابهام و تعلیق در جمله باشند، کامل فرض میشن و احتیاجی نیست بعد از اونها از نقطه برای پایان جمله استفاده کنید.

نکته ی قابل ذکر بعدی، طولانی بودن دیالوگ هاست. درسته که با توچه به روند داستان، جف مجبور بود ماجراهای پیش اومده براش رو توضح بده ولی دقت کنید که در زندگی واقعی دیالوگ های به این بلندی نیست و اکثرا مفهوم صحبتشون رو در جمله های کوتاه تری خلاصه می کنند. این توصیف و توضیح بیش از حد و طولانی ممکنه باعث سر رفتن حوصله ی مخاطبتون بشه و در ابتدا خوندن پستتون رو رها کنه.

مورد بعدی که بسیار مهم هست، روند جلو بردن داستانه! شما تا حدودی خوب پیش رفتین. نه خیلی سریع و نه خیلی کند. به موقع اطلاعات رو به مخاطب دادین و سوژه ی به اون مبهمی رو کنترل و در مسیر درستی قرار دادین. این خیلی خوبه ولی دقت کنید که دادن اطلاعات بیش از حد، باعث از بین رفتن هیجان داستان میشه. شما باید سعی کنید سوژه رو در حساس ترین زمان ممکن و طوری که دست نفر بعد از شما برای ادامه دادن داستان کاملا باز باشه، به اتمام برسونید. در این صورت خواننده ی داستان در یک حالت تعلیق باقی می مونه و برای خوندن ادامه ی ماجرا هم اشتیاق پیدا می کنه. به این نکته توجه کنید چون یک پایان خوب، امضایی برای یک نوشته ی خوب هست و به نفر بعدی این اجازه رو میده که به دور از سلیقه های شخصی شما و بر مبنای تخیل و فکر خودش سوژه رو به جلو هدایت کنه.

درضمن، پانوشت آخر داستانتون زیاد جالب نبود. گودریک داستان درواقع همون گودریک گریفیندور سابقه ولی به هر حال شما با آوردن نواده ی 17 ساله ی گودریک در داستان، ماجرا رو در آینده جذاب تر کردید.

نکته ی مثبت خوبی که در شما دیدم، فضا سازی های به جا و توصیفات خوبتونه. این بسیار نکته ی مهمی هست و من همیشه بر این اصرار داشتم که یک فضا سازیه خوب می تونه نقطه ی پرشی برای یک نویسنده باشه. از این توانایی و قدرتتون استفاده کنید و سعی کنید به کارکتر ها و شخصیت های داستان به جا و به اندازه و نه خیلی زیاد، بپردازین و اونها رو در مقابل همدیگه قرار بدید.

در کل خیلی خوب بود.
خوشحالم که ارتش دامبلدور اعضای خوبی همچون شما داره.
موفق باشی


[b][color=000066]نان و ستاره
نان در کنارم و ستاره ها دور،
آن دورها...
به ستاره ها نگاه می کنم و نان می خورم!
چنان غرق


Re: نقد الف دال
پیام زده شده در: ۲۱:۳۹ سه شنبه ۱ تیر ۱۳۸۹
#52

جینی ویزلی old4


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۲:۳۴ سه شنبه ۱۳ مرداد ۱۳۸۸
آخرین ورود:
۲۳:۰۰ پنجشنبه ۵ فروردین ۱۳۹۵
گروه:
کاربران عضو
پیام: 82
آفلاین
سلام
اگه ممکنه این پست منم نقد کنید.
با تشکر


[b][color=FF0000]قدم قدم تا روشنايي


Re: نقد الف دال
پیام زده شده در: ۱۳:۳۴ سه شنبه ۱ تیر ۱۳۸۹
#51

سيريوس بلك قدیمی


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۶:۰۰ یکشنبه ۲۸ تیر ۱۳۸۸
آخرین ورود:
۱۷:۲۲ چهارشنبه ۷ مرداد ۱۳۹۴
از موتور خونه جهنم !
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 1086
آفلاین


Re: نقد الف دال
پیام زده شده در: ۱۲:۰۵ دوشنبه ۳۱ خرداد ۱۳۸۹
#50

رون ویزلیold4


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۲:۲۴ چهارشنبه ۱۵ آبان ۱۳۸۷
آخرین ورود:
۱۹:۱۶ دوشنبه ۲۲ فروردین ۱۳۹۰
از پناهگاه!
گروه:
کاربران عضو
پیام: 234
آفلاین
با سلام،

متاسفانه به علت گرفتاری اخیر بنده درخواست های نقد تا آخر این هفته رسیدگی خواهد شد. از تمامی دوستانی که درخواست نقد می کنن خواهش می کنم، لینک تاپیک و شماره پستشون رو حتما ذکر کنن.
آلبوس عزیز این مورد شامل حال شما هم میشه. خواهش می کنم دقت کن.

با تشکر


[b][color=000066]نان و ستاره
نان در کنارم و ستاره ها دور،
آن دورها...
به ستاره ها نگاه می کنم و نان می خورم!
چنان غرق


Re: نقد الف دال
پیام زده شده در: ۱۵:۵۴ یکشنبه ۳۰ خرداد ۱۳۸۹
#49

آلبوس سوروس هری پاتر


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۳:۲۴ چهارشنبه ۱۲ خرداد ۱۳۸۹
آخرین ورود:
۱۴:۳۸ سه شنبه ۱ تیر ۱۳۸۹
از خونه ی بابام.
گروه:
کاربران عضو
پیام: 20
آفلاین
باشد که محفل پیروز شد.
باشد که الف دال پیروز شود.
باشدکه مرگخواران و رییسشان نابود شوند.
سلام.
ببخشید یه لحظه جو گیر شدم.
اگه برایتان مقدور است این پست بنده ی حقیر را نقد کنید.
به خدا اولین پستم هست.تو را جان مرلین سختگیری نکنید.


من سوروس دامبلدور هری پاتر هستم.
مرگ بر ولدمورت.
مرگ برمرگخواری.
درود بر محفل.
درود بر اÙ


Re: نقد الف دال
پیام زده شده در: ۱۴:۱۳ یکشنبه ۳۰ خرداد ۱۳۸۹
#48

ماریه تا اجکامب


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۳:۴۳ شنبه ۱۵ مرداد ۱۳۸۴
آخرین ورود:
۱۰:۴۴ دوشنبه ۶ شهریور ۱۳۹۶
از ...........
گروه:
کاربران عضو
پیام: 275
آفلاین
سلام . خسته نباشین. خوبین ؟

یه درخواست داشتم، اگه ممکنه این پست منو نقد کنید.
مرسی


معصومیت قدرتی دارد که شیطان نمی تواند تصور کند


Re: نقد الف دال
پیام زده شده در: ۲۳:۲۰ جمعه ۲۸ خرداد ۱۳۸۹
#47

پروفسور سینیستراold


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۰:۳۵ پنجشنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۳۸۹
آخرین ورود:
۲۰:۴۶ شنبه ۱ تیر ۱۳۹۲
گروه:
کاربران عضو
پیام: 55
آفلاین
با سلام

لطفا اين پست رو نقدش كنيد. ولی خداييش سوژه ای كه به من داده بوديد، بدجوری تو هم گره خورده بود. اميدوارم من به گره هاش، گرهی اضافه نكرده باشم!




-------------------------------

تصویر کوچک شده
تصویر کوچک شده


Re: نقد الف دال
پیام زده شده در: ۲۰:۳۸ دوشنبه ۲۶ بهمن ۱۳۸۸
#46

رون ویزلیold4


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۲:۲۴ چهارشنبه ۱۵ آبان ۱۳۸۷
آخرین ورود:
۱۹:۱۶ دوشنبه ۲۲ فروردین ۱۳۹۰
از پناهگاه!
گروه:
کاربران عضو
پیام: 234
آفلاین
نقد پست گودریک گریفیندور.

تهدیداتونم نادیده میگیرم رئیس ، نقد سازنده اس !

نقل قول:
ماركوس بعد از شنيدن يه چشم جانانه از سيريوس بر روي پاشنه ي پا چرخيد تا به مقر برگردد كه ناگهان نوك چوبدستي اي را در مقابل دماغش يافت .


این جمله بهتر بود اینجوری نوشته بشه :

مارکوس که بعد از شنیدن چشم جانانه ای از سیریوس ، بر روی پاشنه ی پا چرخی زده بود تا به مقر جوخه ( ؟ ) برگردد ، ناگهان با برخورد نوک چوبدستی با دماغش ، از حرکت باز ایستاد .

نقل قول:
گودريك از فرط عصبانيت چهره اش به مانند شيري تبديل شده بود كه گويا مي خواهد هر لحظه شكارش را تكه پاره كند .


این جمله بهتر بود با نثر بهتری نوشته بشه ، مثلا" :

گودریک که از فرط عصبانیت به سان شیری می ماند که غرش کنان در پی حمله بود .
یا غیره ...

نقل قول:
- زان بدايند اي پليدان كه رون مدتي بود كه به شما مشكوك شده بود ولي من به حرفهايش اعتماد نكردم . اكنون با ديدن اين كار كثيفتان مطمئن شدم كه ناپديد شدن رون نيز كار شما حيله گران است .


با توجه به اینکه دیالوگ های گودریک عامیانه و معمولی نیست ، اینجا انتظار می رفت شما فعل ها رو هم به صورت قدیمی به کار ببرید .
اینجا یه قسمتیش کاملا قدیمیه ، " قسمت اول " ، ولی فعل ها و سایر جملات معمولی و تقریبا عامیانه اس ، رو این قسمت یه کم کار کن .

نقل قول:
سيريوس كه اوضاع را قمر در عقرب ديد ، سريع خود را به شكل سگ سياه در آورد و به سمت در خروجي اتاق با سرعت حركت كرد كه ناگهان با حركت سريع گودريك و طلسمي كه به سويش روانه ساخته بود بيهوش گشت . سپس گودريك نگاهي به ماركوس انداخت ، دستهايش را با طلسمي بست و او را به همراه دابي و سيريوس با خود برد .


این پاراگراف هم یکم ایراد دستوری داشت که ویرایش شده اش رو می نویسم .

سیریوس که اوضاع را قمر در عقرب می دید ، به سرعت خود را به شکل سگ سیاه رنگی در آورد که دوان دوان به سوی در خروجی می شتافت که با حرکت سریع چوبدست گودریک در جای خود متوقف شد . ( یا بیهوش شد )
گودریک نگاه دیگری به مارکوس انداخت و با بستن دست هایش ، او را نیز به همراه دیگران به بیرون هدایت کرد .

خب من یک سری چیزها رو از جمله ها حذف کردم و یک سری چیزهای کوچیک دیگه رو اضافه کردم ، در آخر نوع نثر کاملا عوض شد.
شما خیلی خوب می نویسی ، خیلی خوب سوژه رو جلو میبری ، نوع پاراگراف بندی ، همچی خوبه !
فقط یکم روی نکات دستوری کار کن ، چیزایی که اشاره کردم و ویرایش کردم ، خیلی کوچیک بودن و مطمئنن اگه خودتم یه کوچولو بیشتر وقت بگذاری و بعضی چیزارو حذف کنی یا تغییر بدی ، خیلی بهتر و قشنگ تر میشه نوشته هات .

نقل قول:
لورا با نگراني و پريشاني بر روي سنگ فرشهاي اتاق فرماندهي قدم مي زد . به اين فكر مي كردم كه ماركوس بايد دو ساعت پيش ميامد ولي هنوز خبري از او نبود .


مثلا اینجا ! توی جمله ی دوم " می کردم " با توجه به اینکه از جانب لورا نمی نویسید ، اشتباهه و معلومه اگه یه خورده با دقت کار می کردی روش و می خوندی درست می شد .

اگه بخوام اشکالی از پستت بگیرم فقط بی دقتیه ! من پستای دیگه ی شمارو خوندم و مطمئنم خیلی خوب می نویسین ، فقط یکم اگه بیشتر وقت بگذارین عالی میشه .

من در حدی نبودم که پستتون رو نقد کنم ، اگه کوتاهی یا اجحافی شد به پای بی تجربگیه من بذارین ، شرمنده


ویرایش شده توسط رون ویزلی در تاریخ ۱۳۸۸/۱۱/۲۶ ۲۰:۴۶:۱۵

[b][color=000066]نان و ستاره
نان در کنارم و ستاره ها دور،
آن دورها...
به ستاره ها نگاه می کنم و نان می خورم!
چنان غرق


Re: نقد الف دال
پیام زده شده در: ۱۹:۰۳ دوشنبه ۲۶ بهمن ۱۳۸۸
#45

گودریک گریفیندورold


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۹:۲۶ پنجشنبه ۲۶ دی ۱۳۸۷
آخرین ورود:
۱۵:۴۹ پنجشنبه ۲۰ اسفند ۱۳۸۸
از دل تاريكي ها
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 302
آفلاین
، چيه ، چرا اينجوري نگاهم مي كنيد؟ مگه رريس ارتش دل نداره كه پستش نقد شه ؟ مگه من بي عيب و ايرادم ؟ ها ؟

من خواهشمندم كه جناب اقاي رون ويزلي پست ما رو نقد كنند .

با تشكر
رييس ارتش

(پ.ن : بوقي يادت باشه من رييسم ، درست نقد كني ها وگرنه )


[color=0000FF][b]" - خوش به حالش رفته تو آسمون پيش خدا !!!
دست كوچكش كه در دستانتم بود محكم فشردم و پرسيدم :« كي ؟!»
با انگشت


Re: نقد الف دال
پیام زده شده در: ۲۱:۴۶ چهارشنبه ۲۵ آذر ۱۳۸۸
#44

علی


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۹:۱۳ پنجشنبه ۲۳ مهر ۱۳۸۸
آخرین ورود:
۱۵:۰۴ سه شنبه ۱۵ تیر ۱۳۹۵
از خانه ای متروکه
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 148
آفلاین


قدم قدم تا روشنایی از شمعی در تاریکی تا نوری پر
____________________
ابهت و فراگیر!
____________________
[color=FF0000]میجنگیم تا آخرÛ







شما می ‌توانید مطالب را بخوانید
شما نمی توانید عنوان جدید باز کنید
شما نمی توانید به عنوان‌ها پاسخ دهید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را ویرایش کنید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را حذف کنید
شما نمی توانید نظر سنجی اضافه کنید
شما نمی توانید در نظر سنجی ها شرکت کنید
شما نمی توانید فایل‌ها را به پیام خود پیوست کنید
شما نمی توانید پیام بدون نیاز به تایید بزنید
شما نمی توانید از نوع تاپیک استفاده کنید.
شما نمی توانید از HTML در نوشته های خود استفاده کنید
شما نمی توانید امضای خود را فعال/غیر فعال کنید
شما نمی توانید صفحه pdf بسازید.
شما نمی توانید پرینت بگیرید.

[جستجوی پیشرفته]


هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است. ۱۳۹۹-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.