هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل


در حال دیدن این عنوان:   1 کاربر مهمان





پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۲۲:۱۳:۰۴ شنبه ۸ شهریور ۱۳۹۹

Paniztahan


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۱:۴۴:۳۹ شنبه ۸ شهریور ۱۳۹۹
آخرین ورود:
۱۸:۲۳:۲۳ سه شنبه ۲۵ شهریور ۱۳۹۹
از Iran
گروه:
کاربران عضو
پیام: 2
آفلاین
من یک شخص معمولی هستم که به جادوگری عشق میورزم وتمام دنیام جادوعه. اشناییتی با سایت و گروهبندی و شرکت در کلاس های درس ندارم اگه میشه راهنماییم کنید.


———
پاسخ:

سلام.
برای ورود به ایفای نقش و معرفی شخصیت اول باید با توجه به یکی از تصاویر اینجا، یک داستان در اینجا بنویسی. بعد که تایید شدی میتونی بری گروه بندی و بعدش بیای اینجا.


مطالعه کنید: قوانین ورود به ایفای نقش


ویرایش شده توسط حسن مصطفی در تاریخ ۱۳۹۹/۶/۹ ۲۰:۲۸:۴۷
ویرایش شده توسط حسن مصطفی در تاریخ ۱۳۹۹/۶/۹ ۲۰:۲۹:۳۸

Paniz. T


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۱۹:۴۳:۵۵ جمعه ۷ شهریور ۱۳۹۹

گریفیندور

رون ویزلی


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۵:۵۸ پنجشنبه ۱۶ مرداد ۱۳۹۳
آخرین ورود:
۱۶:۵۶:۴۹ شنبه ۱۵ شهریور ۱۳۹۹
از
گروه:
کاربران عضو
ایفای نقش
گریفیندور
پیام: 737
آفلاین
شخصیت نام:رون ویزلی

جنسیت :مرد

چوبدستی:از جنس درخت بید و موی دم اسب تک شاخ

رنگ مو: قرمز آتشین

محل اقامت: پناهگاه

گروه: گروه قرمز و طلایی گریفیندور

مدرسه: هاگوارتز

نژاد: اصیل‌

توضیح کوتاه:فرزند ششم از یک خانواده نه نفری ام که مثل سایر برادرانم برای تحصیل به هاگوارتز میرم و در اونجا دو دوست گرانبها به نامهای هری پاتر و هرمیون گرنجر پیدا میکنم. از اولین سال ورود من به هاگوارتز و آشنا شدن با هری پاتر اتفاقات زیادی در هاگگوارتز رخ میدهد که ما هم در آن اتفاق ها حضور داریم....

ویژگی های ظاهری: مو قرمز دوست داشتنی به همراه صورت پر از کک و مک و به طور کلی جنتلمنم

ویژگی های اخلاقی: از مقایسه شدن نفرت دارم دوست دارم همیشه تک و همیشه تو چشم باشم



-----
دسترسی گریفیندور مجدداً داده شد.


ویرایش شده توسط حسن مصطفی در تاریخ ۱۳۹۹/۶/۷ ۲۰:۴۱:۲۳

تصویر کوچک شده


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۲:۵۳:۰۷ جمعه ۷ شهریور ۱۳۹۹

اسلیترین

پروفسور بینز


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۰:۵۰:۱۹ جمعه ۵ اردیبهشت ۱۳۹۹
آخرین ورود:
۲۰:۴۳:۱۰ پنجشنبه ۳ مهر ۱۳۹۹
از قلعه هاگوارتز
گروه:
کاربران عضو
ایفای نقش
اسلیترین
پیام: 7
آفلاین
سلام مدیر مدرسه. آیا مایل هستید وارد مدرسه جادوگری هاگوارتز بشوید اصلا نمیذاره رول جادویی خودمو بنویسم یه جن موکل فرستاد پشت سرم فقط کنترل ذهن میکنه نه میذاره چفت کنم نه میذاره رول خودمو بنویسم اجازه نمیده ثبت جادو کنم اصلا چوب جادومو هزاران بار کپی کرده حتی با هک جادویی دسترسی منو از اسلیترین پاک کرده



-----
دسترسی اسلیترین مجدداً داده شد.


ویرایش شده توسط حسن مصطفی در تاریخ ۱۳۹۹/۶/۷ ۲۰:۴۲:۵۷


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۱۹:۲۴:۴۰ پنجشنبه ۶ شهریور ۱۳۹۹

گریفیندور

دابی


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۸:۵۴ پنجشنبه ۲۷ تیر ۱۳۹۲
آخرین ورود:
۱۶:۵۲:۵۸ یکشنبه ۲۳ شهریور ۱۳۹۹
از دوستان جانی مشکل توان بریدن!
گروه:
کاربران عضو
ایفای نقش
گریفیندور
پیام: 152
آفلاین
سلام

نام:دابی
جنسیت: مذکر
گروه : گریفندور
ویژگی ظاهری : دابی قد کوتاهی داره قربان. انگشت ها شم خیلی باریک و درازه. بینی نوک تیزی داره و گوش هاش هم مثل خفاشه. اما دابی انقدر اونا رو لای در کابینت و زیر اتو گذاشته، همیشه کمبوده و دچار سوختگی درجه دو هست قربان.
رنگ چشم: سبز، خیلی هم گنده
مو : ندارد
چوب جادو : جن های خونگی چوب دستی ندارند.
علاقه ها: نجات هری پاتر، و اقوامش. بد گویی پشت سر ارباب سابقش... دابی بد...! بوممم!
شغل: شاغل در مدرسه جادوگری هاگوارتز
محل زندگی: هاگوارتز
معرفی دابی: دابی جن خونگی آزاده، مدتی خدمتکار خانواده مالفوی بود. بعد از مدتی به دست هری پاتر آزاد شد و تا آخر عمرش به اون کمک کرده. سرانجام به دست بلاتریکس لسترنج و با چاقوی نقره ای او، در راه نجات هری پاتر به قتل رسید.

دسترسی ام به گروه گریفندور رو میشه برگردونین لطفا؟
ممنون

تایید شد.
خوش برگشتی.


ویرایش شده توسط فنریر گری‌بک در تاریخ ۱۳۹۹/۶/۶ ۲۲:۴۳:۵۶


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۱۸:۵۵:۴۲ چهارشنبه ۵ شهریور ۱۳۹۹

اسلیترین

مانامی ایچیجو


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۷:۵۱:۴۱ دوشنبه ۱۲ خرداد ۱۳۹۹
آخرین ورود:
دیروز ۲۱:۰۶:۵۰
از این جا تا اونجا که منم کلی فاصله ـَس
گروه:
کاربران عضو
اسلیترین
ایفای نقش
مترجم
پیام: 16
آفلاین
نام:مانامی ایچیجو

گروه:اسلیترین

نژاد:دو رگه (پدر:خون آشام_مادر:جادوگر)

سپرمدافع:گربه

ویژگی های ظاهری:موهای روشنی که همیشه دو طرف سرش میبنده و چتری هاش رو بلند نگه میداره تا چشمای بزرگ و سردش رو زیر اون ها تا حدودی پنهان کنه. دندون های نیشش رو از پدرش به ارث برده هرچند که خون آشام نیست. جثه ریز و قد متوسطی داره که باعث میشه سرعت عملش بالا باشه و به سرعت از مهلکه فرار کنه.

زندگی:مانامی در لندن متولد شد و تمام زندگیش رو هم همون جا سپری کرد. اولین فرزند از خانواده پنج نفره ای بود که به عنوان عجیب ترین و پر مشکل ترین خانواده محل زندگیشون محسوب میشد. پدرش در هشت سالگیش اون هارو ترک کرد و مانامی هیچوقت علاقه ای به صحبت کردن درباره پدرش نداشت به همین علت اطلاعات زیادی دربارش موجود نیست.
با توجه به زندگی سختی که داشت از سن پایین مشغول به کار شد و این نشونه روحیه تلاش گرش بود که در مسیر مشاغل زیرزمینی و غیرقانونی به کار گرفته شد، به طوری که وقتی به هجده سال رسید چندین مرتبه به جرم استفاده از سلاح سرد و دزدی دستگیر شده بود البته با افزایش سن بیشتر در مسیر درست تری قرارگرفت و تا حدودی تونست زندگیش رو کنترل کنه و تبدیل به جادوگر برجسته و توانمندی بشه.



-------
تایید شد!


ویرایش شده توسط حسن مصطفی در تاریخ ۱۳۹۹/۶/۶ ۵:۳۴:۵۹

نورتُ گرفتن دادن حس خورشید بت.


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۰:۵۳:۰۶ چهارشنبه ۵ شهریور ۱۳۹۹

ریونکلاو، مرگخواران

اُفلیا راشدن


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۳:۴۳:۴۲ یکشنبه ۲ شهریور ۱۳۹۹
آخرین ورود:
امروز ۱۱:۱۳:۱۲
گروه:
ریونکلاو
ایفای نقش
کاربران عضو
مرگخوار
پیام: 18
آفلاین
نام: افلیا راشدن

گروه: ریونکلاو

چوب دستی: ساخته شده از چوب درخت آتش، ۲۵ سانتی متر با ریسه قلب اژدها، انعطاف پذیر

پاترونوس: عقاب

علاقه مندی ها: کتاب خوندن، علامت شوم، موسیقی و ورزش( کوییدیج و دوچرخه سواری )

ویژگی های ظاهری: قد متوسطی داره با موهای خیلی کوتاه و مشکی که بیشتر اوقات روی پیشونیش پخش میشه.اکثر وقتا لباسای مشکی و پسرونه میپوشه( که اصولا از برادرش کش میره :/)

ویژگی های اخلاقی: همیشه یه راهی پیدا میکنه تا قوانین رو بپیچونه و یه ماجراجویی جدید برای خودش درست کنه( البته بعضی وقتا بیشتر شبیه دردسر میشه تا ماجراجویی!)
معمولا اوقات تنهاییش رو به کتاب خوندن یا نوازندگی میگذرونه.
هرجایی ببینیدش یه هدفون مشکی روی گوش‌هاش گذاشته و داره آهنگ گوش میده...( واقعا مسخرس که آهنگ گوش کردن سر کلاس ممنوعه! )
سرکلاس به ظاهر داره به حرفای پروفسور گوش میده...اما در واقع توی ذهنش داره برنامه‌ ریزیه یک گردش مخفی به جنگل ممنوعه رو میچینه!!
به مرگخوار بودن، علامت شوم و همه‌ی این چیزا علاقه داره!

اون یه جانور‌نماس و میتونه به عقاب تبدیل بشه اما کسی از این موضوع خبر نداره...!


----
تایید شد!


ویرایش شده توسط حسن مصطفی در تاریخ ۱۳۹۹/۶/۵ ۸:۱۲:۰۱


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۱۸:۵۹:۲۵ سه شنبه ۴ شهریور ۱۳۹۹

اسلیترین

چارلز ماچین


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲:۰۵:۰۰ شنبه ۱ شهریور ۱۳۹۹
آخرین ورود:
۱۴:۵۳:۴۶ جمعه ۱۴ شهریور ۱۳۹۹
گروه:
کاربران عضو
اسلیترین
ایفای نقش
پیام: 8
آفلاین
نام: چارلز ماچین

گروه: اسلایترین

چوب دستی: چوب سرو کهنسال با هسته ایی از موی قلب اژدها

ویژگی ظاهری: قدی معمول با موهای مشکی و کمی اضافه وزن

ویژگی اخلاقی: کم حرف و اهل عمل، وفادار به ارباب و دوستانش


خلاصه زندگی: اون طوری که به من گفتن از جایی دور اومدیم که عاشق گاوبازین.چهارمین فرزند ماچین پیر.

اولی کت و شلوار پوشیده و نوکری خوب برای وزارت خونس.دومی هم کت شلوار داره ولی برا خودشه. همش یه سریا دنبالشن ولی هیچ وقت حریفش نمیشن فقط میدونم چیز میز میاره میبره. پسر خوبیه.

آخریم هر بار یه جایی میره یه حیون میاره میبره تو انباریش نمیدونم چی کار داره میکنه.

چنبار شیطنت کردم زیاد مهم نبود ولی بابامو عصبانی کرد. آخه آتیش زدن ساختمون ماگلا مگه مشکلی داره نه واقعا چراااا چه ایرادی داره. به خاطر همین کارا بود نمیخاستن منو بفرستن ولی خوب راضیشون کردم یعنی راضی شدن چون میموندم معلوم نبود دیگه کجا آتیش بگیره.



-----
تایید شد!


ویرایش شده توسط حسن مصطفی در تاریخ ۱۳۹۹/۶/۴ ۲۰:۳۳:۵۱


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۱۷:۲۶:۲۸ جمعه ۳۱ مرداد ۱۳۹۹

گریفیندور

پالی چپمن


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۲:۰۴ شنبه ۲۲ آبان ۱۳۹۵
آخرین ورود:
امروز ۱۰:۳۷:۲۲
از من دور شو!
گروه:
کاربران عضو
گریفیندور
ایفای نقش
پیام: 184
آفلاین
به نام ارباب شروع می کنیم معرفی مونو!

نام: پالی

نام خانوادگی: چپمنِ چپمن زاده اصل (پ ن: نه چَپمَن، نه چِپمِن، نه چپ مرد، نه مردِ چپ. چِپمَن هستم)

رتبه خون: از هفت جد و آبادم اصیل زاده بودن و می مونن

چوبدستی: چوب فندق دارای موی تک شاخ و بسیار انعطاف پذیر

گروه: گریفیندور همیشه سربلند

پترونوس: قو

بوگارت: از دست دادن خاصیتم

مهارت ویژه: گرگینه و براین اساس حواس پنج گانه م هفت برابر انسان های عادیه، بسیار فضول دقیق به محیط اطرافم هستم و همه چیز رو می شنوم. دگرگون نما ضعیفم فقط رنگ چشمام بسته به احساسی که دارم تغییر می کنن.

قسمت های بعدی مربوط به مقاله ای که پیام امروز درباره من به تازگی چاپ کرده:


علاقه مندی:

عاشق نوشت کتاب های چرت و پرته. به تازگی کتابی به اسم "خاطرات یک گرگینه" چاپ کرده که درباره زندگی هم نوع و هم قطارش؛ فنریر گری بکه. و قراره به زودی نقد همین کتاب رو منتشر کنه. عاشق فیلم های آبکی (مخصوصا ترکیه ای) مثل گعشق اجاره ای" و گتایتانیک"ـه و هر دفعه تماشا می کنه اشکش درمیاد. ادعا می کنه در مسابقه "ساحره شایسته" شرکت کرده و برنده شده؛ مدرکی دال بر این ادعا وجود نداره. همچنین ادعا می کنه که از "ویچریا سکرت"، "ووچی" و مجله "ویچوگ" پشنهادی مبنا بر مدل شدنش ارسال شده؛ که صحت هیچکدوم تایید نشده.

ویژگی ظاهری:

پالی دختری رنگ پریده ایه، با چشم هایی که در اصل عسلی هستن موهای قرمز نارنجی, دماغی بسیار کوچک و قدی نسبتا کوتاهه. ریزه و جثه کوچیکی داره به خاطر همین همه جا خودشو سریع جا می کنه. میشه گفت قیافه با نمکی داره و می تونه چشماش رو بسته به احساسی که داره؛ به قهوه ای یا سبز تغییر بده. همیشه لباس های عجیب غریب می پوشه تا به قول خودش نشون بده "خیلی خاص"ـه؛ همیشه هم یه خروار اکلیل رو سر تا پاش می پاشه که بدرخشه.

ویژگی اخلاقی:

پالی اخلاقیات بسیار خاصی داره. حسود، خودبزرگ بین، فکر می کنه خیلی خاصه، فکر می کنه خیلی مهمه، بر خلاف طبیعتش گیاه خواره و به گوشت حساسی داره, عاشق و دلباخته رودولف لسترنجه، دیوونه ودمدمی مزاج و افسرده ست.


زندگی نامه نه چندان کوتاه:

جونم براتون بگه، از وقتی این پالی پا به عرصه وجود گذاشت "خاصیّت" از سرو پاش می بارید. طوری که همین که به دنیا اومد و بانگی از گریه رو سر داد پدر و مادرش تو دلشون گفتن بدبخت شدیم؛ درمانگرم دستشو رو شونشون گذاشت و گفت " خدا صبرتون بده".
پالی از بدو تولد هر چیزی که می خواست رو بدست می آورد نه اینکه دختر دوستداشتنی باشه ها، نه! با گریه، جنگ و دعوا. پدرمادرشم چون ازش می ترسیدن خیلی دوستش داشتن، هرچی می خواست رو براش فراهم می کردن.

تا پنج سالگی پالی هیچ نشانه ای از جادوگر بودن از خودش نشون نداد؛ دیگه پدر مادرش مطمئن شده بودن که پالی یه فشفشه ست.؛ کم کم خیالشون داشت راحت می شد که، پالی با جادو زد سه تا دختر خاله ش رو شتک کرد و گربه همسایه رو هم در جا خشک کرد. هیچی دیگه پدر و مادرش فهمیدن هیچ جوره نمی تونن پالی رو کنترل کنن از یه طرف همه رو میزد، از طرف دیگه گرگینه بود، از اونجایی که می ترسیدن اگه سرشو زیر آب کنن روحش برگرده و انتقام بگیره دختر کوچولوشونو خیلی دوست داشتن، تصمیم به نقل مکان گرفتن.

پالی تا یازده سالگی همه جوره پدر مادرش رو اذیت می کرد. مخصوصا یه اخلاق دیگه هم پیدا کرده بود؛ خودبزرگ بینی شدید. فکر می کرد یه تیکه الماسه که از آسمون به زمین افتاده. تا اینکه وقتی یازده سالش شد، بالاخره وارد هاگوارتز شد. پدر و مادرش فکر کردن حالا که رفته می تونن یکم زندگی کنن، اما غافل از اینکه دردسر هاشون تازه شروع شده بود. پالی هر روز از مدرسه جغد می فرستاد و وسایل مختلف از پدر و مادرش می خواست. این ماجرا تا دوازده سالگی اون ادامه داشت؛ تا اینکه پدر مادر پالی تصمیم گرفتن با آتش سوزی الکی مرگ خودشون رو جعل کنن و نفس راحتی از دست دختر از خود راضی شون، بکشن. تا الان هم اطلاعی از مکان و محل زندگی اونها وجود نداره.

در هاگوارتز پالی در گروه گریفیندور قرار داشت اما، بویی از وفاداری و شهامت مشهور اون گروه نبرده بود؛ صرفا چون اسمش تو لیست گریفیندوری ها بود، توی اون گروه قرار گرفته بود. اما عشق و علاقه ش نسبت به گریف خروار خروار بود. طوری که نیمی از لباس هاش به افتخار گریف قرمز بودن. هیچ کسی تحمل رفتار بد پالی رو نداشت اما کسی هم به روش نمی آورد. چون پالی دختر محبوب گریف بود. در واقع همه ازش می ترسیدن اون حتی تو جشن هاگ کامینگ، طی سال های متوالی هاگ کویین شده بود.

تا سال پنجم به قلدری هاش تو مدرسه ادامه داد. اما دیگه خسته شده بود قلدری علیه بچه مدرسه ای ها چیز باحال و خاصی نبود. بعد چند وقت مطالعه و تحقیق، پالی جایگاه اصلیش رو کشف کرد اون باید مرگخوار می شد. توی سال ششم تحصیلش در هاگوارز دست به کارهای خیلی بدی زد که باعث شد تا چهار سال توی آزکابان آب خنک بخوره.

بعد از چهار سال طاقت فرسا در حالی که چیزی از روح پالی باقی نمونده بود، فرار کرد و به مکان ابدیش یعنی پیش لرد سیاه برگشت.
در حال حاضر پالی در خانه ریدل اوقات خوبی رو میگذرونه!


جایگزین شه لطفا!


------
جایگزین شد.


ویرایش شده توسط پالی چپمن در تاریخ ۱۳۹۹/۵/۳۱ ۱۷:۳۶:۲۳
ویرایش شده توسط حسن مصطفی در تاریخ ۱۳۹۹/۵/۳۱ ۲۰:۴۵:۲۰

shine bright like a diamond!

تصویر کوچک شده


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۱۵:۳۲:۰۱ جمعه ۳۱ مرداد ۱۳۹۹

هافلپاف، مرگخواران

ایزابلا تینتوئیستل


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۹:۵۳:۴۶ شنبه ۱۸ مرداد ۱۳۹۹
آخرین ورود:
امروز ۹:۲۱:۵۲
از همسایتونو نمی شناسید؟ واقعا که
گروه:
کاربران عضو
هافلپاف
ایفای نقش
مرگخوار
پیام: 56
آفلاین
سلام

نام:ایزابلا تینتوئیستل
گروه :هافلپاف
جارو :اذرخش
چوب دستی:چوب اقاقیا و هسته موی تک شاخ

ویژگی های ظاهری:
قد متوسط ، چشم عسلی، مو بلوند، پوست سفیییییییید، چال گونه دار، اصیل زاده

ویژگی های اخلاقی:
با وفا ، از نظر دوستاش بهترین دختری که تاحالا دیدن 😎
مهربون و متین

خلاصه زندگی :
بلا هفتمین دختر هفتمین دختر خوانواده تینتوئیستل هاست و همینه که خاصش میکنه . هیچی دیگه روز تولد یازده ساله گیش یه نامه از نا کجا اباد ار راه میرسه و از طرفه کیه؟ بلهههه درست حدس زدین مدرسه علوم و فنون هاگوارتز😳
بعد از کلی دعوا و کشمکش بلا تصمیم خودشو میگیره و اماده میشه که به هاگوارتز بره . حتما می پرسین برای چی دعوا 🤔 به خاطر اینکه جد در جد جد جد جد جد جد جد جد جد بلا همگی توی مدرسه بوتابون درس میخوندن . ولی هیچ کسی نمیتونه جلو بلا رو بگیره که به هاگوارتز نره....
خلاصه اینه که الان در خدمت شماست



--------
تایید شد!


ویرایش شده توسط sanaaa در تاریخ ۱۳۹۹/۵/۳۱ ۱۶:۰۲:۱۳
ویرایش شده توسط sanaaa در تاریخ ۱۳۹۹/۵/۳۱ ۱۶:۰۳:۱۸
ویرایش شده توسط حسن مصطفی در تاریخ ۱۳۹۹/۵/۳۱ ۲۰:۵۴:۴۱


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۱۳:۲۹:۴۵ جمعه ۳۱ مرداد ۱۳۹۹

ریونکلاو

بیدل نقال


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۲:۰۳:۳۵ سه شنبه ۲۸ مرداد ۱۳۹۹
آخرین ورود:
۱۷:۴۶:۲۶ جمعه ۴ مهر ۱۳۹۹
گروه:
کاربران عضو
ریونکلاو
ایفای نقش
پیام: 49
آفلاین
نام: بیدل نقال

لقب (بیدل قصه گو و تاریخ نویس ارباب جان )


گروه : ریونکلاو

چوب دستی = چوب درخت گردوی سیاه و مغز روباه
۱۴ سانتی متر و ۳ اینچ


مشخصات ظاهری : سیبلی دارد که در رکورد گینس نفر دوم است ( نفر اول دامبلدور )

چشمهای عسلی که هر کسی را عاشق خود میکند بدنی با سایز متوسط و خوش لباس

ردای ابی پوست سفیدو تپل
خلاصه دلربا
ویژگی های اخلاقی : ادم تحصیل کرده که دوست داره درباره ی همه چیز داستان بنویسد و عمر خود را حروم کند
جدی و در بعضی مواقع شوخ طبع
عصبی ( هشدار نزدیکش نشید


وفاداری ها : مرگ خوار
معرفی شخصیت : از بیدل نقال ، روایات زیادی به جز یک دسته از داستان هایی جهانی برای کودکان باقی نمانده است. وی در سده دوم جادوگری در خانواده ای ماگلی در دهکده برناموف دیده به جهان گشود.
از دوران کودکی و نوجوانی وی هیچگونه اطلاعاتی در دسترس نیست.
وی در سن سی و هفت سالگی اولین داستان خود را با مضمون پرنده طلایی بر روی کاغذ آورد و بعد از این نوشته با توجه به خیل کثیر علاقه مندان به نوشته های او ، نویسندگی برای کودکان را به طور جدی شروع کرد. از سری داستان های مشهور او میتوان به قدیسان مرگ بار اشاره نمود.
همچنین بیدل علاوه بر داستان نویسی نقاشی نیز می نمود... از نقاشی هایی که وی از خودش ترسیم کرده بود می توان به حدودی از چهره وی رسید. ابروان پرپشت و یک دست ، چشمان پرشور و براق و لبخندی مرموزانه که هیچ گاه از لبان باریک و بلندش رخت بر نمی بست.
سرانجام وی در طاعونی که در آن زمان رایج شد در سن هفتاد و پنج سالگی مبتلا به این بیماری ویروسی شده و جان به جان آفرین تسلیم کرد


----
تایید شد!


ویرایش شده توسط edvard در تاریخ ۱۳۹۹/۵/۳۱ ۱۳:۳۷:۳۸
ویرایش شده توسط edvard در تاریخ ۱۳۹۹/۵/۳۱ ۱۳:۳۸:۳۷
ویرایش شده توسط edvard در تاریخ ۱۳۹۹/۵/۳۱ ۱۳:۴۳:۳۲
ویرایش شده توسط edvard در تاریخ ۱۳۹۹/۵/۳۱ ۱۳:۴۸:۱۹
ویرایش شده توسط edvard در تاریخ ۱۳۹۹/۵/۳۱ ۱۴:۰۰:۰۶
ویرایش شده توسط edvard در تاریخ ۱۳۹۹/۵/۳۱ ۱۵:۰۷:۵۵
ویرایش شده توسط edvard در تاریخ ۱۳۹۹/۵/۳۱ ۱۵:۵۹:۵۹
ویرایش شده توسط حسن مصطفی در تاریخ ۱۳۹۹/۵/۳۱ ۲۰:۵۰:۱۵

تصویر کوچک شده







شما می ‌توانید مطالب را بخوانید
شما نمی توانید عنوان جدید باز کنید
شما نمی توانید به عنوان‌ها پاسخ دهید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را ویرایش کنید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را حذف کنید
شما نمی توانید نظر سنجی اضافه کنید
شما نمی توانید در نظر سنجی ها شرکت کنید
شما نمی توانید فایل‌ها را به پیام خود پیوست کنید
شما نمی توانید پیام بدون نیاز به تایید بزنید
شما نمی توانید از نوع تاپیک استفاده کنید.
شما نمی توانید از HTML در نوشته های خود استفاده کنید
شما نمی توانید امضای خود را فعال/غیر فعال کنید
شما نمی توانید صفحه pdf بسازید.
شما نمی توانید پرینت بگیرید.

[جستجوی پیشرفته]


هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است. ۱۳۹۹-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.