هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل


در حال دیدن این عنوان:   1 کاربر مهمان





Re: عکاس خونه تبلیغاتی هاگوارتز(واسه زیباترین پسر ودختر هاگوارتز)
پیام زده شده در: ۲۳:۱۰ یکشنبه ۱۵ شهریور ۱۳۸۳

کالین کریوی


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲:۳۵ چهارشنبه ۴ شهریور ۱۳۸۳
آخرین ورود:
۱۲:۰۵ چهارشنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۸۷
از لندن-یه عکاسی موگلی نزدیک کوچه دیاگون
گروه:
کاربران عضو
پیام: 707
آفلاین
نقل قول:

mazamo0ola نوشت
هیییی وایسین ببینم بدون مراسم بدون خاستگاری؟ من قبول ندارم از اول.....
در ضمن چه قد شما غیر رمانتیکین آخه تو عکاسی آدم عروسی میکنه؟ نه..... من قبول ندارم از اول
و بعد از درضمن عجب صفت های بیحیا (یا)نه یی به من میچسبونن آرتور یه چیزی بگو.... من تکذیب میکنم!! از اول...
>>>>>>>>>>>>>>>><<<<<<<<<<<<<<<
عکاسی ما پیوندی ست با طبیعت...
گویی در برابر آینه ای استاده اید....
بشتابید و عکسی به یادگار بگذارید.....

من هم پیرو حرف خواهر مازامولا قضیه عقد و عروسی را باطل اعلام کرده بدین شرح:
حاج دارکی صلاحیت عقد این دو زوج را ندارد و لکن خودم باید عقدشان کنه همی تازه آنهم بعد خواستگاری و بقیه قضیه ها


هوووم امضاي آفتابه اي بسته!
[b][color=996600]
بينز نامه
بيا يا هم به ريش هم بخنديم...در سايتو واسه خنده ببنديم
بيا تا ريش ها ب


Re: عکاس خونه تبلیغاتی هاگوارتز(واسه زیباترین پسر ودختر هاگوارتز)
پیام زده شده در: ۲۱:۴۹ یکشنبه ۱۵ شهریور ۱۳۸۳

مازامولا


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱:۴۱ سه شنبه ۳ شهریور ۱۳۸۳
آخرین ورود:
۰:۰۲ شنبه ۲ آبان ۱۳۸۸
از موزمالستان
گروه:
کاربران عضو
پیام: 121
آفلاین
هیییی وایسین ببینم بدون مراسم بدون خاستگاری؟ من قبول ندارم از اول.....
در ضمن چه قد شما غیر رمانتیکین آخه تو عکاسی آدم عروسی میکنه؟ نه..... من قبول ندارم از اول
و بعد از درضمن عجب صفت های بیحیا (یا)نه یی به من میچسبونن آرتور یه چیزی بگو.... من تکذیب میکنم!! از اول...
>>>>>>>>>>>>>>>><<<<<<<<<<<<<<<
عکاسی ما پیوندی ست با طبیعت...
گویی در برابر آینه ای استاده اید....
بشتابید و عکسی به یادگار بگذارید.....


آداس این جا وطن من است!


Re: عکاس خونه تبلیغاتی هاگوارتز(واسه زیباترین پسر ودختر هاگوارتز)
پیام زده شده در: ۸:۰۴ یکشنبه ۱۵ شهریور ۱۳۸۳

کالین کریوی


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲:۳۵ چهارشنبه ۴ شهریور ۱۳۸۳
آخرین ورود:
۱۲:۰۵ چهارشنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۸۷
از لندن-یه عکاسی موگلی نزدیک کوچه دیاگون
گروه:
کاربران عضو
پیام: 707
آفلاین
کالین لوسرو از رداش جدا میکنه...میاد طرف شیکم و بلا و جاسم و گیلدی...میگه لوکو مورتوس... بعد همشونو بلند میکنه می فرسته از عکاسی بیرون...بعد بر میگرده:وا مصیبتا ولکن اینجا محل کسب است نه دعوا...حاجی از شما بعیده
حاجی :تقصیر خواهر مازامولاست من اومده بودم مالیتم بگیرم
کالین که مثلث بازی یادش رفته بود دوباره همه چی یادش میاد...
-ولکن ما دیگه پول زور نمی دیم حاجی
حاجی:هییییی توهین به مقداست توهین به اسلام از شما بعیده برادر کالین...شما که از شاگردان معتقد خودم بوده ای
...در اینحال حاجی یه وردی میخونه گراوپی ظاهر می شه
من،آرتور و مازامولا:
گراوپی:ولکن امری داشتید حاجی
حاجی: اینا به صاحت مقدس اسلام توهین کردن
آرتور و مازامولا:
من که می بینم شب عروسیه دو رأس مثلثمونه غیرتس میشم داد می کشم:برادر گراوپ بیا گوشه کار دارم باهات
من با یه جادو مغز گراوپی رو تنظیم میکنم...حالا برو پسر خوب ...گراوپی میره خودش بیرون
آرتور که کلی از دست حاجی عصبانیه با صد تیرش رو می کنه به حاجی می گه:نفس کش
یهویی مازامولا میاد به آرتور تنفس می ده :bigkiss:
من و حاجی:
آرتور:حاجی اگه یه دفعه دیگه اینجا برگردی سرو کترت با مثلث ماست
مازامولا هم یه هد می زنه به حاجی:حاجی می چسبه به در منم درو غیب میکنم حاجی میخوره زمین
-من:بهراسید از مثلث کالین آرتور مازامولا...
حاجی:من بررررر میگردممممم...(مدل کارتون کارگاه گجت )
من:آرتور-مازامولا بشینین یه عکس دو نفره ازتون بگیرم
در اینجا مرلین با یه آفتابه از توالت میاد بیرون:اینجا چه خبره؟
من:هیچی استاد تموم شد
مرلین بر میگرده تو توالت


هوووم امضاي آفتابه اي بسته!
[b][color=996600]
بينز نامه
بيا يا هم به ريش هم بخنديم...در سايتو واسه خنده ببنديم
بيا تا ريش ها ب


Re: عکاس خونه تبلیغاتی هاگوارتز(واسه زیباترین پسر ودختر هاگوارتز)
پیام زده شده در: ۱:۳۷ یکشنبه ۱۵ شهریور ۱۳۸۳

کینگزلی شکلبوتold


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۰:۰۵ شنبه ۲۰ دی ۱۳۸۲
آخرین ورود:
۱۶:۱۶ یکشنبه ۲۰ مرداد ۱۳۸۷
از فضا
گروه:
کاربران عضو
پیام: 402
آفلاین
و این صدا کسی نبود جز.....برادر جاسم!
برادر جاسم یه پلک میزنه همه جا خراب میشه...
کارگردان:کات آقا کات.....مرلین باید پلک بزنه!
برادر جام:آخه آگا مرلین رفته دستشویی...منو از سر ساختمون صدا چرد گف بیا پلچ بزن!
مرلین با آفتابه میاد بیرون..:همش تقصیر بلاست!..همش تقصیر بلاست....اون بمن چایی داد منم دستشوییم گرفت!
توی این فرصت کینگزلی بلند میشه رو به آرتور میگه...تروزامولا!
آرتور نفسش بند میاد....
مارامولا میبینه آرتور داره نفسش قطع میشه..
میره جلو..
:bigkiss: :bigkiss: :bigkiss: :bigkiss:
گیلدی:حاجی عقده این رو کبوتر عشقو جاری کن....
حاجی:العقدو من الوحدو دو صد رخت و شلوار کردی
کینگی:این حیاتو و اون حیات میپاشن نقل نبات...این حیاتو و اون حیات میپاشن نقل نبات...عروسو ببین مازامولا رو میبینی..دست به زلفاش نزنین موذمالی بنده ...بله..بادابادا مبارک بادا ایشا الله مبارک بادا....


یوزر آیدی شماره ی 57.
یکی از اعضای فوت شده،سوخته و خاکستر شده ی جادوگران.


Re: عکاس خونه تبلیغاتی هاگوارتز(واسه زیباترین پسر ودختر هاگوارتز)
پیام زده شده در: ۰:۳۴ یکشنبه ۱۵ شهریور ۱۳۸۳

مازامولا


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱:۴۱ سه شنبه ۳ شهریور ۱۳۸۳
آخرین ورود:
۰:۰۲ شنبه ۲ آبان ۱۳۸۸
از موزمالستان
گروه:
کاربران عضو
پیام: 121
آفلاین
اون که ظاهر میشه باک بیک بود میخواستیم لوزی بشیم
ولی خوب
>>>>>>>>>>>>>>>><<<<<<<<<<<<<<<
که ناگهان در با صدایی که مازامولا شکی براش نمونده بود از جاش در اومده باز شد و باک بیک اومد
هییییی اجی مجی لا ترجی.......جرقه های سبزی از چوب دستیش میاد بیرون دوباره میگیه اجی مجی.....
بخیال بابا چوب دستی و میندازه هوا یه مشت میزنه تو صورت حاجی حاجی که حالا ریشاش پرس شده بود با سر میره زیر زمین
کالین بلند میشه..... مازامولا حالا خم میشه از کفشش یه پیچ گوشتی در میاره میزاری زیر گلوی جاسم!
مازامولا :تکون بخوری چشت و مثل مودی میکنم
کالین میپره هوا............ ای وای در راه رداش گیر میکنه به لوسر کالین و لوسر با هم فرود میان رو سر بلا که داشت مرلین و از را به در میکرد...
آرتور این دفعه 100 تیرشو در میاره شیکم همون جا وایساااا
مربع که حالا به یه دایره یی که انگار کش اومده تبدیل شده بوذ.....
که ناگهان دوباره در باز میشه و
صدای آشنایی میگه این جا چه خبره
مازامولا:...


آداس این جا وطن من است!


Re: عکاس خونه تبلیغاتی هاگوارتز(واسه زیباترین پسر ودختر هاگوارتز)
پیام زده شده در: ۰:۱۴ یکشنبه ۱۵ شهریور ۱۳۸۳

کینگزلی شکلبوتold


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۰:۰۵ شنبه ۲۰ دی ۱۳۸۲
آخرین ورود:
۱۶:۱۶ یکشنبه ۲۰ مرداد ۱۳۸۷
از فضا
گروه:
کاربران عضو
پیام: 402
آفلاین
ناگهان مربع جادویی کینگ گیلدی بلا جاسم ظاهر میشه...
کینگ:توهین به حاجی؟...وا مصیبتا!
گیلدی:به چه جرئتی؟
بلا:
جاسم:نجور سنگ؟؟؟
حاجی:بخدا قسم اگر ماه را در این دستم و خورشید را در اون دستم بزارید جفتشو میفروشم میرم خارج!
ناگهان کینگ چوبدستی رو میبره بالا....ترس وجود همه رو میگیره..مگه میشه کینگ چوبدستی بگیره بالا و ترس همه رو نگیره؟؟
گیلدی مینی گاناشو میگیره بالا...
بلا هم موهای سیاهشو میزنه عقب چوبدستی رو میگیره بالا...
جاسم بیلشو در میاره.....

کینگ:تروزالا....کالین پرت میشه میخوره تو دیوار مثلث بازی یادش میره..
گیلدی:یا سید ......آرتور مسلسل بادی شو میندازه در میره....
جاسم:نمنااااااا با بیل میزاره دنبال موذمال!
بلا:هیشکی منو دوس نداره..... منم یکیو باید طلسم کنم...کمک.....
یدفه مرلین ظاهر میشه..
بلا:آخ جون مرلین....تروفولالییوس!
مرلین تبدیل به آفتابه میشه....
تصویر کوچک شده


یوزر آیدی شماره ی 57.
یکی از اعضای فوت شده،سوخته و خاکستر شده ی جادوگران.


Re: عکاس خونه تبلیغاتی هاگوارتز(واسه زیباترین پسر ودختر هاگوارتز)
پیام زده شده در: ۲۳:۵۳ شنبه ۱۴ شهریور ۱۳۸۳

مازامولا


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱:۴۱ سه شنبه ۳ شهریور ۱۳۸۳
آخرین ورود:
۰:۰۲ شنبه ۲ آبان ۱۳۸۸
از موزمالستان
گروه:
کاربران عضو
پیام: 121
آفلاین
هیییییییییییییییییی
مازامولا:استاد کالین پولارو ورداااااااش تو رو خدا من خرجم بالاست
کالین: آرتور بیا بیرون الان باید نقشمونو عملی کنیم
مازامولا یه هو میپیره هوا:امیتیکمان(دقیق یادم نیست spellاش همین بود یا نه )
احترام بگذارید
.............مازامولا آرتور کالین در کنار هم........
حاجی شما قانونو زیر پا گذاشتین و حق مردم و با مالیاتا ی بی حد و حسابتون از بین میبرین
آرتور:همین الان پولا رو بنداز این ور گرنه سوراخ سوراخ میشی یه دفعه یه اسلحه د اورد سه برابر خودش
مازامولا
کالین
حاجی
حاجی که از ترس ریشاش سیخ شده بود عقب عقب رفت
پولااااااااااااااا
باشه باشه
پولا رو انداخت و سریع رفت.......
مازامولا خندان از این که بلاخره میتونست اولین حقوقشو بگیره
از مثلث مازامئلا کالین آرتور بهراسید
که ناگهان در باز شدو صدای آشنایی گفت این جا چه خبرهههههه
باک بیک عکست فوق العادسسسسسست


آداس این جا وطن من است!


Re: عکاس خونه تبلیغاتی هاگوارتز(واسه زیباترین پسر ودختر هاگوارتز)
پیام زده شده در: ۲۳:۴۷ شنبه ۱۴ شهریور ۱۳۸۳

باک بیک


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۶:۴۰ پنجشنبه ۵ شهریور ۱۳۸۳
آخرین ورود:
۱۱:۴۶ پنجشنبه ۲۲ بهمن ۱۳۹۴
از جنگل ممنوع
گروه:
کاربران عضو
پیام: 341
آفلاین
اینم یه عکس دو نفری از بیل و فلور .
تصویر کوچک شده

خوش به حال بیل.



Re: عکاس خونه تبلیغاتی هاگوارتز(واسه زیباترین پسر ودختر هاگوارتز)
پیام زده شده در: ۲۲:۳۵ شنبه ۱۴ شهریور ۱۳۸۳

بلاتریکسold


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۳:۴۱ پنجشنبه ۲۱ خرداد ۱۳۸۳
آخرین ورود:
۱۰:۴۵ یکشنبه ۲۰ مرداد ۱۳۹۲
از لیتل هنگلتون
گروه:
کاربران عضو
پیام: 466
آفلاین
حاجی: لااله...خواهر ماز این موهات بیرون ها...بکن تو..آسلام در خطره..
ماز: حاجی امری بود؟عکس می خاین؟
حاجی:نه اومدم مالیات بگیرم!
کالین: مالیات؟ مگه شما داروغه اید؟
حاجی:بله..من اون گرگ ام تو رابین هود...
ماز:
حاجی:خوب پولا رو کجا قایم کردید؟!
کالین:ما همه عکسامون مجانیه...پول نمی گیریم..(شروع می کنه راه رفتن...جیرینگ جیرینگ)
حاجی: فکر کردی من هویجم؟اون پای گچیت چی می گه!؟ یه کم دیگه راه برو
(حاجی جلو میاد..پای کالین رو میگیره می بره بالا)
حاجی: دیدی..اینم پول... هفته بعد هم میام...اگر پول ندید..مغازه رو می برم
(در باز میشه..یه پیرمرد با ریش و عینک آفتابی وارد میشه)
حاجی:به به...ریبن داری!؟به نام سایت...عینکت ضبط میشه
مرد پیری: به من فقیر کمک کنید...عینکو ول کن..یعنی چی..پول می خای بگو بدم...اا تویی سوروس؟
حاجی پول رو می زنه تو لیوان مرد پیر..پولا می پره بالا...
حاجی:نه ببین اومدی نسازی..این طوری بود اصل کارتون...مگه ندیدی؟رابین هود رو!؟بعدشم بازیگر جرج شریف الن ریکمن بود..من سوروس نیستم...من حاجیم!
مرد پیر: پس چرا میگی مرد پیر...رابین هود که جوون بود...
حاجی:در هر صورت روز خوبی داشته باشید...(در گوشی به مرد پیر) دمتم بیرونه..حالا من ندید می گیرم!





Re: عکاس خونه تبلیغاتی هاگوارتز(واسه زیباترین پسر ودختر هاگوارتز)
پیام زده شده در: ۲۲:۰۴ شنبه ۱۴ شهریور ۱۳۸۳

مازامولا


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱:۴۱ سه شنبه ۳ شهریور ۱۳۸۳
آخرین ورود:
۰:۰۲ شنبه ۲ آبان ۱۳۸۸
از موزمالستان
گروه:
کاربران عضو
پیام: 121
آفلاین
فلور جان ببین چند تا ازت عکس گرفتیماااااااااا
پستای قبلی و حتما نگاه کن یه دونه کالین گرفت
یه دونه من گرفتم
یه دونم باک بیک

حالا هی این بیل منو ران نده تو داورا
(همه ی عکسا دو نفرست)


آداس این جا وطن من است!







شما می ‌توانید مطالب را بخوانید
شما نمی توانید عنوان جدید باز کنید
شما نمی توانید به عنوان‌ها پاسخ دهید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را ویرایش کنید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را حذف کنید
شما نمی توانید نظر سنجی اضافه کنید
شما نمی توانید در نظر سنجی ها شرکت کنید
شما نمی توانید فایل‌ها را به پیام خود پیوست کنید
شما نمی توانید پیام بدون نیاز به تایید بزنید
شما نمی توانید از نوع تاپیک استفاده کنید.
شما نمی توانید از HTML در نوشته های خود استفاده کنید
شما نمی توانید امضای خود را فعال/غیر فعال کنید
شما نمی توانید صفحه pdf بسازید.
شما نمی توانید پرینت بگیرید.

[جستجوی پیشرفته]


هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است. ۱۳۹۹-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.