هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل


در حال دیدن این عنوان:   1 کاربر مهمان





Re: تنبیه سرای هاگوارتز
پیام زده شده در: ۱۹:۰۵ سه شنبه ۶ مرداد ۱۳۸۸
#4

اسلیترین

مورگانا لی‌فای


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۷:۰۲ پنجشنبه ۲۷ تیر ۱۳۸۷
آخرین ورود:
۱۵:۲۸:۱۷ جمعه ۷ تیر ۱۳۹۸
از یه دنیای دیگه!
گروه:
کاربران عضو
اسلیترین
ایفای نقش
پیام: 517 | خلاصه ها: 1
آفلاین
عنکبوت شماره 1: اینجا مال منه. من باید اینجا تار بتنم.

عنکبوت شماره 2: بوق اضافی موقوف! تو سیصد و چهل و پنج تا تار تنیدی. مال من هنوز سیصد و چهل و سه تاس! حداقل دو تا تار دیگه باید ببافم تا سهمیه مون مساوی بشه.

عنکبوت اول همچنان که هشتمین پایش را که در منتها الیه بدنش قرار دارد، به طرزی اعصاب خوردکن روی تارش می کشد و صدای قیژژژژژژژژژژ کریهی ایجاد می کند، دهانش را باز می کند تا اعتراض کند ولی با شعلۀ قرمزی که از یک چوبدستی خارج می شود، خودش و تارش یکجا آتش می گیرند.

عنکبوت دوم فرصتی برای خنده های شیطانی از خود ول کردن پیدا نمی کند زیرا به ثانیه نکشیده، خود نیز به همان سرنوشت دچار می گردد.

مورگانا با بی حوصلگی چوبدستیش را تکان میدهد و تمام ششصد و هشتاد و هشت تار این دو عنکبوت ، بعلاوۀ سی میلیون و نهصد و پنجاه و سه هزار و شونصد و هشتاد و دو تار عنکبوت قدیمی که از نسل های عنکبوتی قرون وسطی باقی مانده را یکجا می سوزاند. نگاهی به دور و بر خود می اندازد. اینجا قلعۀ هاگوارتز است. با تمام شکوه و زیبایی که از دوران تحصیلش به یاد داشت. ولی لبریز از تار عنکبوت هایی که از زمان ظهور سالازار کبیر، به دنیا آمده و از آن رفته بودند.

نگاهی به ساعت مچی جادویی خود می اندازد. ساعت با صدایی شاد می پرسد:
- به چی نیگا می کنی مورگانی؟

- به تو. مثلا قرار بود منو ببری تنبیه سرا. خیر سرت قطب نما داری؟ مگه قول نداده بودی راهروی جادوییشو بهم نشون بدی و من راز رسیدن به قدرت سیاه رو پیدا کنم؟

- خوب چرا! ولی قطب نمای من بهم میگه که در تنبیه سرا قفله.

- قفله؟ کی قفلش کرده؟ به چه جراتی؟

- گرابلی پلنک. عضو محفل و رئیس الف دال.

- یه جوجه محفلی نمی تونه بیاد و همینجور سرخود در یه محل مهم رو قفل کنه. گراااااااااااااااااااااااااااااابلی! تو دیگه یه جسدی!

نیم دقیقه بعد!

گرابلی پلنک پشت مجسمۀ شیردال پنهان شده و از ترس به خود می لرزد. () مورگانا با خشم کروشیویی به سمت او می فرستد که با مجسمه برخورد می کند و آن را به رقابت با خاکشیر وامی دارد! گرابلی با ترس و لرز جیغ می کشد:
- چته خوب؟ باب الان میرم بازش می کنم!

- اصلا به چه حقی بسته بودیش؟ سکتوم سمپرا دایره ایوس!

طلسم سکتوم سمپرا به طرزی باورنکردنی گرابلی را دور می زند و تمام قسمت پایینی ردای وی را پاره می کند. گرابلی همچنان که دوان دوان دور می شود، پرده ای مخملی را از دیوار می کند و دور خود می پیچد. مورگانا به سرعت به شکل خفاشی خود تغییر شکل می دهد و روبروی گرابلی پدیدار می گردد:
- کروشیو دوبل!

- جیـــــــــــــــــــــــــــــــغ! بابا من قفلش کردم چون دیگه داشت خاک می خورد. خیلی خز شده بود.

- تو مثلا باید فعالش می کردی نه اینکه قفلش کنی.

- آخه چه جوری؟

- می تونستی بری اون نیمکتای باشکوه شکنجه رو که وقتی یکی روش میشینه خود به خود زیر باسنش میخ میزنه بیرون، یا اون گچ هایی که وقتی می خوای باهاشون بنویسی به جای حرفای مورد نظرت، فحشای سیاه می نویسن رو به کار بگیری. باید یه کاری می کردی. اصن به من چه. تو فقط باید شکنجه بشی. کروشیو سوبل! (مث سه تایی در نظر بگیرید این سوبل رو. )

- جیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــغ! چشم! هرچی شما بگی. اصن من بوق بخورم وقتی یه مرگخوار عزیز () چیزی می خواد بگم نه. چشم. همین الان. دیگه هم قفلش نمی کنم.

- همینو می خوام. دیگه تکرار نشه.

مورگانا با لبخندی از رضایت، از قلعه خارج شد. گرابلی به سرعت و در عرض یک میلیاردم ثانیه تنبیه سرا را گشود.

و اینست قدرت سیاه مرگخواریت باشکوه، در دنیای جادوگران.


ویرایش شده توسط مورگانا لی فای در تاریخ ۱۳۸۸/۵/۶ ۱۹:۱۲:۲۵


Re: تنبیه سرای هاگوارتز
پیام زده شده در: ۲۰:۳۹ پنجشنبه ۲۴ اردیبهشت ۱۳۸۸
#3

زاخاریاس اسمیتold


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۱:۵۸ شنبه ۱۴ دی ۱۳۸۷
آخرین ورود:
۱۳:۴۵ سه شنبه ۲۴ آبان ۱۳۹۰
از آواتارم خوشم میاد !!!
گروه:
کاربران عضو
پیام: 350
آفلاین
صدایی از بیرون در تنبیه سرا به گوش میرسید و در گوش های زاخاریاس و کینگزلی طنین می انداخت و زمزمه میکرد!!زاخاریاس بیهوش و خسته روی زمین ولو شده بود و دست و پاهاش هنوز خون می اومدن!کینگزلی هم نعره زنان به این طرف و اون طرف می دوید و با تمام قدرت گوش های خودش رو میگرفت!

طولی نکشید که کینگزلی از شدت صدا سرش درد گرفت و یه جا آروم گرفت!!در همین حال زاخاریاس بیدار بود!زاخاریاس بیچاره پاهاش شکسته بودن و شورتش خون آلود بود ولی با این حال به هر زحمتی که بود از سر جاش بلند شد و نگاهی برگرفته از خشم و کینه به کینگزلی انداخت!همین موقع بود که صدا قطع شد!

-ای حقه باز کثیف!میدونم باهات چی کار کنم!!کروشیو!!

کینگزلی ناگهان با طلسم شکنجه بیدار شد!زاخاریاس دستش رو از روی دیوار برداشت.انگار که پاهاش جان دوباره ای گرفته بودند!کینگزلی با دیدن زاخاریاس چهره اش در هم رفت و شروع کرد به جیغ زدن!لحظه به لحظه صدای کینگزلی بلند تر میشد!

زاخاریاس بلاخره چوبدستیش رو رها کرد و دوید به طرف کینگزلی و یقه ی اونو گرفت و سرش رو به دیوار کوبید!از سر کینگزلی مانند رودی خون جاری شده بود!خشم در چشمان او دیده میشد!

زاخاریاس اونو ول کرد و گذاشتش زمین.کینگزلی با بی حالی روی زمین ولو میشه و با چشمانی خون آلود توی چشمان زاخی نگاه میکنه!

-ای سیاه پوست کثسف!حقتو کف دستت میذارم!قیمه قیمت میکنم!این تو بودی که پدر منو کشتی!تو بودی که منو جلوی همه ی هافلی ها دست انداختی!حسابت رو میرسم!

کینگزلی همین طور ساکت موند و چیزی نگفت!در همین لحظه زاخی به تندی کینگزلی رو بلند میکنه و از پنجره ی تنبیه گاه بیرون میندازه!

زاخاریاس از اتاق بیرون میره و به دور ترین جایی که میتونه فرار میکنه و از دیدگاه همگان محو میشه....


ویرایش شده توسط زاخاریاس اسمیت در تاریخ ۱۳۸۸/۲/۲۴ ۲۰:۴۱:۵۶

[b][color=000066]Catch me in my Mer


Re: تنبیه سرای هاگوارتز
پیام زده شده در: ۵:۴۱ دوشنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۸۸
#2

كينگزلی  شكلبوت


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۲:۳۲ شنبه ۲۱ دی ۱۳۸۷
آخرین ورود:
۹:۳۱ پنجشنبه ۱۹ بهمن ۱۳۹۱
از ن، لايه ای كه زمين را فرا گرفته!
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 842
آفلاین
از پشت سر نگاهش كرد. می خواست تنبيهش كند و حقش را كف دستش بگذارد. فيلچ نمی توانست او را به طرز مناسب تنبيه كند... آنهم با مقررات احمقانه ی مدرسه.

پسر مو بلوند قاب عكس جادوگری چاق و چله را نگاه می كرد كه صدای خر و پفش تا انتهای راهرو به راحتی شنيده می شد. در آسايش كامل سرش را می خاراند بدون آنكه خبر داشته باشد پسری سياهپوست از پشت او را مورد هدف قرار داده است...
-كروشيو!

لحظه ای راهرو منور شد و پسر مو بلوند بر زمين افتاد و زجه كرد. كينگزلی، همان پسر سياهپوست بالای سر پسر ايستاد و خنده ای از سر تمسخر كرد. به آرامی گفت:
-زاخارياس اسميت.

پسر مو بلوند كه زاخارياس نام داشت در حالی كه بسيار ترسيده بود خودش را عقب كشيد اما كينگزلی دستش را بالا برد و محكم بر گوش زاخارياس كوباند. كينگزلی بازهم خنديد و صدای خنده اش مثل عذابی ناتمام شدنی وجود زاخارياس را دربر گرفت. كينگزلی دستش را بالا برد و بر دماغ زاخارياس كوبيد. از دماغش خون فواره زد و بازهم خود را عقب كشيد...
-تا كی می خوای فرار كنی؟ هاهاها...

و چوبدستی اش را به سمت زاخارياس گرفت و با حالت وحشيانه ای نعره زد:
-سكتوم سمپرا!

تمام بدن زاخارياس خونين شد و او بدون آنكه كوچكترين حركتی بكند بی هوش شد و افتاد. تا يكی پيدايش می كرد خيلی طول می كشيد... بالاخره او بايد ياد می گرفت چه كسی را مسخره كند...



تنبیه سرای هاگوارتز
پیام زده شده در: ۲۲:۱۸ سه شنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۸۸
#1

اسلیترین

مورگانا لی‌فای


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۷:۰۲ پنجشنبه ۲۷ تیر ۱۳۸۷
آخرین ورود:
۱۵:۲۸:۱۷ جمعه ۷ تیر ۱۳۹۸
از یه دنیای دیگه!
گروه:
کاربران عضو
اسلیترین
ایفای نقش
پیام: 517 | خلاصه ها: 1
آفلاین
از دستش خسته شدین؟ حالتونو به هم می زنه؟ خیلی رو اعصابه؟ جرات نداره پیشنهاد دوئلتونو قبول کنه؟

غصه نخورین... خودکشی آخرین راه حله! می تونین بیاین اینجا و تنبیهش کنین!

یه رول بنویسین و هر بلایی دلتون می خواد توی رول خودتون سرش بیارین. کاملا یه طرفه! بزنین داغونش کنین شپلخ شه بره پی کارش! می تونین انواع طلسم ها رو روش اجرا... یا تمرین کنین!

پست هاتون باید تکی باشه. ولی طرف مقابل می تونه بیاد و جواب رول شما رو، به رول بنویسه.

توجه! دو نکته رو باید حتما حتما حتما رعایت کنین:

1- رول نوشته شده نباید توهین آمیز باشه. مثلا توش بنویسین: فلانی احمقه و نمی تونه حرف حساب گوش کنه... یا عقدۀ فلان و بهمان داره، یا هر چیز دیگه ای!

پست های از این دست، ویرایش میشن، قسمت توهین آمیزشون اصلاح میشه و یه اخطار هم دریافت می کنین. اگر زیادی شورش دراومده باشه پست پاک میشه و یه اخطار از ناظر... اگرم لازم باشه از مدیر دریافت می کنین.

2- به هیچ عنوان نباید پست ها، بی ناموسی باشن. اینجا یه مدرسه هست و بچه ها توش رفت و آمد می کنن. پس بی ناموسی ها بی برو برگرد پاک میشن!


ویرایش شده توسط مورگانا لی فای در تاریخ ۱۳۸۸/۲/۱۵ ۲۲:۲۳:۲۱







شما می ‌توانید مطالب را بخوانید
شما نمی توانید عنوان جدید باز کنید
شما نمی توانید به عنوان‌ها پاسخ دهید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را ویرایش کنید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را حذف کنید
شما نمی توانید نظر سنجی اضافه کنید
شما نمی توانید در نظر سنجی ها شرکت کنید
شما نمی توانید فایل‌ها را به پیام خود پیوست کنید
شما نمی توانید پیام بدون نیاز به تایید بزنید
شما نمی توانید از نوع تاپیک استفاده کنید.
شما نمی توانید از HTML در نوشته های خود استفاده کنید
شما نمی توانید امضای خود را فعال/غیر فعال کنید
شما نمی توانید صفحه pdf بسازید.
شما نمی توانید پرینت بگیرید.

[جستجوی پیشرفته]


هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است | ۱۳۹۸-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.