هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل


در حال دیدن این عنوان:   1 کاربر مهمان





Re: سازمان ملل جادوگری
پیام زده شده در: ۲۲:۴۰ پنجشنبه ۲۲ بهمن ۱۳۸۸
#88

روفوس اسکریم جیور


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۲:۰۶ شنبه ۳۰ خرداد ۱۳۸۸
آخرین ورود:
۲۳:۱۵ دوشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۸
از دواج يك امرحسنه است !
گروه:
کاربران عضو
پیام: 690
آفلاین
سلام علیکم ...
گودریک جان ، ازت ممنونم که به من لطف داشتی و وقتی ازت دعوت کردم ، اومدی و اینجا عضو شدی ... امیدوارم موفق باشی ...


خدا ایشالا به ما خدمت بده به شما توفیق کنیم ...


Re: سازمان ملل جادوگری
پیام زده شده در: ۱۷:۵۱ پنجشنبه ۲۲ بهمن ۱۳۸۸
#87

گودریک گریفیندورold


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۹:۲۶ پنجشنبه ۲۶ دی ۱۳۸۷
آخرین ورود:
۱۵:۴۹ پنجشنبه ۲۰ اسفند ۱۳۸۸
از دل تاريكي ها
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 302
آفلاین
با عرض سلام و خسته نباشيد .

من از عضويت در سازمان ملل جادوگران استعفا ميدهم .

با تشكر


[color=0000FF][b]" - خوش به حالش رفته تو آسمون پيش خدا !!!
دست كوچكش كه در دستانتم بود محكم فشردم و پرسيدم :« كي ؟!»
با انگشت


Re: سازمان ملل جادوگری
پیام زده شده در: ۱۰:۵۳ چهارشنبه ۲۱ بهمن ۱۳۸۸
#86

روفوس اسکریم جیور


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۲:۰۶ شنبه ۳۰ خرداد ۱۳۸۸
آخرین ورود:
۲۳:۱۵ دوشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۸
از دواج يك امرحسنه است !
گروه:
کاربران عضو
پیام: 690
آفلاین
نقل قول:
چرا هیچکی پست نمیزنه هااااا

نقل قول:
روفوس تو یه پست بزن الان 1 ماه هیچکی پست نمیزنه بیان فعالیت کنید دیگه تو این ماجرای بمب و ماشین و ... تا ببینیم به کجا میرسه


اوكي ... ولي اين چندروز بيشتر عضوها سرشون به هاگ و جنگ جوخه و الف دال مشغولند ... ولي باشه ... قول ميدم چند روز ديگه خودم سوژه رو ادامه بدم !


خدا ایشالا به ما خدمت بده به شما توفیق کنیم ...


Re: سازمان ملل جادوگری
پیام زده شده در: ۱۹:۵۸ سه شنبه ۲۰ بهمن ۱۳۸۸
#85

علی


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۸:۱۳ پنجشنبه ۲۳ مهر ۱۳۸۸
آخرین ورود:
۱۴:۲۲:۲۲ شنبه ۱۸ دی ۱۴۰۰
از خانه ای متروکه
گروه:
کاربران عضو
پیام: 148
آفلاین
چرا هیچکی پست نمیزنه هااااا
روفوس تو یه پست بزن الان 1 ماه هیچکی پست نمیزنه بیان فعالیت کنید دیگه تو این ماجرای بمب و ماشین و ... تا ببینیم به کجا میرسه
متشکرم



Re: سازمان ملل جادوگری
پیام زده شده در: ۱۸:۳۳ پنجشنبه ۲۴ دی ۱۳۸۸
#84

علی


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۸:۱۳ پنجشنبه ۲۳ مهر ۱۳۸۸
آخرین ورود:
۱۴:۲۲:۲۲ شنبه ۱۸ دی ۱۴۰۰
از خانه ای متروکه
گروه:
کاربران عضو
پیام: 148
آفلاین
ادامه داستان

روفوس بسیار نگران بود و تمام اعضایش یه خلصه ای عمیق فرو رفته بودن مثل حالت بیداری اما هیچی متوجه نمیشدن و حتا راننده نیز حال و حواس درستی نداشت
راننده را کنار گذاست و خودش رانندگی کرد و اگر ترمز میکرد ماشین منفجر میشد
روفوس همین جور میرفت و میرفت و برایان زیر لب میگفت:
-سیم قرمز - سیم قرمز
روفوس نفسی کشید و در حالی که رانندگی میکرد صندلی را کنار زد ولی نمیدانست که باید سیم قرمز را پاره کند یا بذارد باشه و با خود گفت:
-سیم قرمز همیشه تو فیلم ها وقتی کنده میشد بمب خاموش میشه بعد تا روفوس سیم قرمز را کند ...


شما ادامه بدید ولی توی همین ماشین باشه و ماجرای بمب و بچه های سازمان



Re: سازمان ملل جادوگری
پیام زده شده در: ۱۶:۲۲ پنجشنبه ۲۴ دی ۱۳۸۸
#83

روونا ریونکلاو


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۵:۳۹ سه شنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۸۶
آخرین ورود:
۱۲:۱۱ دوشنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۹۱
از ل مزل زوزولـه .. گاو حسن سوسولـه!
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 553
آفلاین
ادامه ی ماجرا


روفوس نگاهی عمیق و گذرا به سرتا سر صندلی های لیموزین مشکی انداخت که افرادش از فرط بیکاری به خوابی گروهی و دسته جمعی فرو رفته بودند. آیا برایان درست نمی گفت؟ آیا سخنرانی های روفوس در جای جای واشنگتن دسترنجی جز پایین آوردن شان خود و گروه جادوگرش نبود؟

روفوس در همین اوهام و خیالات بود که متوجه صدای تیک تیکی زیر صندلی خود شد.
با تعجب به دور و اطرافش نگاه کرد. هوا گرگ و میش بود و آنها به سمت هتل محل اقامتشان راهی بودند.

برایان خواب و بیدار بود و متوجه نبود در اطرافش چه میگذرد.
روفوس آرام از روی صندلیش بلند شد و گوش خود را به نشیمنگاه نزدیک کرد.
صدای تیک تیک ساعت مانندی از درون الیاف صندلی قابل تشخیص بود.

سرش را برگرداند و با صدایی بلند و نگران سعی کرد افرادش را از خواب بیدار کند:

- آهای برایان، روونا ، جینی پاشین یه مشکلی پیش اومده
- ترورس پاشو، برایان مگه با تو نیستم؟ آهای گودریک ، نارسیسا پاشین بابا توی ماشین بمب کار گذاشتن .

- هوی مگه باتو نیستم تنه بوقی؟ پاشو بابا تو که میخواستی منشی رو هم با خودت بیاری. باتوام آهای ترورس !


با حالتی نگران کننده افرادش را می نگریست و عاقبت دست از بیدار کردن آنها کشید.
مشکلاتی پیش آمده بود. مشکلاتی که مطمئن بود با هم مرتبط است.
از صدای تیک تیک زیر صندلیش و به اغما رفتن افرادش فقط یک نتیجه می توانست بگیرد:

جان همه ی آنها در خطر بود و تنها او بود که شاید می توانست تلاشی در راستای حفظ جان خود و دیگرسفیران جادوگران انجام دهد.


»»» ارزشـی متفکــر «««
.
.
.

باید که شیوه ی سخنم را عوض کنم!
شد..شد! اگر نشد دهنم را عوض کنم!!

I have updated a new yahoo account, plz add the last one!


Re: سازمان ملل جادوگری
پیام زده شده در: ۱۵:۰۸ چهارشنبه ۲۳ دی ۱۳۸۸
#82

علی


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۸:۱۳ پنجشنبه ۲۳ مهر ۱۳۸۸
آخرین ورود:
۱۴:۲۲:۲۲ شنبه ۱۸ دی ۱۴۰۰
از خانه ای متروکه
گروه:
کاربران عضو
پیام: 148
آفلاین
ادامه داستان:
وقتی که لباس هایشان را پوشیدن پایین رفتن و سوار
ماشین روفوس شدن و راننده شروع به حرکت کردن کرد و در آن زمان روفوس گفت:
-بچه ها یه ذزه میترسم چه کار کنم؟
بعد روونا گفت:
-میدونم که میتونی دیالوگ هم حفظی که دیگه چی نترس سوال نمیرپرسن قربان
بعد انها به دانشکاه هاوایی رسیدند و روفوس وارد دانشگاه شد و جمعیت هــــورااااا کشیدن

بعد روفوس شروع به گفتن کرد:
-اهم اهمبــــله!! خوب هستین
-خوب 123 صدا میاد 1.2.3.4 صدا میاد هالا قرقر بیا
-راستش میخوام بگم که ما در خدمت شما هستم و مشکلات شما رو حل میکنم
میرسیم به بحص مهممون که باید رسیدگی شه
اول اینکه من استاد روفوس هستم و میخوام شما رو یک دانش اموز باحال و درس خون بار بیارن ... 4 ساعت یعد

دانشکاه خالی شده بود و بعضی ها هم خوابشون برده بود
بعد از خداحافظی با مدیر رفتن
برایان گفت:
-فکر نکنم دیگه جایی مارو دعوت کنن
روفوس گفف:
-چرا
برایان کفت:
-هیچی عزیزم منظورم برعکسه

درحالی که در ماشین بود ...



Re: سازمان ملل جادوگری
پیام زده شده در: ۱۰:۵۴ پنجشنبه ۱۷ دی ۱۳۸۸
#81

روفوس اسکریم جیور


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۲:۰۶ شنبه ۳۰ خرداد ۱۳۸۸
آخرین ورود:
۲۳:۱۵ دوشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۸
از دواج يك امرحسنه است !
گروه:
کاربران عضو
پیام: 690
آفلاین
پس از اینکه همه ی اعضا به هتل اقامتشان بازگشتند ، همه بر روی تخت هایشان ولو شدند که ناگهان صدای در آنها را به خود آورد ...
پس از هزار التماس و خواهش ، ترورس رفت و در را باز کرد .

2 مین بعد ...
- کی بود ؟ چی میخواست ؟
ترورس که در حال خمیازه کشیدن بود ، پس از اینکه خمیازه اش را کشید ، گفت : هیچی باب ، گفته بود روفوس بوقی باید فردا توی دانشگاه هاوایی سخنرانی کنه !
- بوقی با کی بودی ؟
ترورس گفت : ام .... با خودم بودم ... شما ناراحت نشو !

صبح روز بعد ...
روفوس در حال پوشیدن کت جدیدش بود ... ترورس در حال زدن گل به یقه ی لباسش بود و خلاصه هر کسی مشغول کاری بود .


خدا ایشالا به ما خدمت بده به شما توفیق کنیم ...


Re: سازمان ملل جادوگری
پیام زده شده در: ۱:۳۵ پنجشنبه ۱۷ دی ۱۳۸۸
#80

روونا ریونکلاو


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۵:۳۹ سه شنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۸۶
آخرین ورود:
۱۲:۱۱ دوشنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۹۱
از ل مزل زوزولـه .. گاو حسن سوسولـه!
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 553
آفلاین
...
- اوباما؟ آهان چیزه.. من میگم آقای اوباما آدم بس کثیفی هستن! از وقتی که گروه طالبان رو تاسیس کردن..

-لری کینگ ورژن 1:
-لری کینگ ورژن 2:
- شق، دومب ، شترق..

گروه اعضامی که پشت درب استدیو منتظر تمام شدن مصاحبه ی روفوس بودند با باز شدن در از خواب بیدار شدند و یک عدد روفوس گلوله پیچ شده جاری بر دیوار را مشاهده کردند.

- اِ روفوس مگه نگفتی اینجا نباید از جادو استفاده کنیم؟ پس چرا تغییر شکل دادی؟

این ترورس بود که دست در دست منشی استدیو تازه به جمع پیوسته بود.

- روونا: باز چه گندی زدی؟
- من نمی دونم بابا. من که چیزی نگفتم. این یارو لرد پرسید نظرت در مورد اوباما چیه؟ منم ..

-جینی: نگو تا آخرش رفتم !
گودریک: خب دیگه برای امروز بسه . پاشین بریم هتل امروز به هممون سخت گذشت (!) یکی این نعشو جمعش کنه. ترورس آره کاره خودته این دخترو ول کن آخه تو از این ماگلا چی دیدی؟

ترورس: عشق و صداقت
گودریک: بیا بریم مرلین روزیتو یه جای دیگه حواله خواهد میکنه..

ادامه دهید...


»»» ارزشـی متفکــر «««
.
.
.

باید که شیوه ی سخنم را عوض کنم!
شد..شد! اگر نشد دهنم را عوض کنم!!

I have updated a new yahoo account, plz add the last one!


Re: سازمان ملل جادوگری
پیام زده شده در: ۱۳:۴۳ جمعه ۱۱ دی ۱۳۸۸
#79

علی


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۸:۱۳ پنجشنبه ۲۳ مهر ۱۳۸۸
آخرین ورود:
۱۴:۲۲:۲۲ شنبه ۱۸ دی ۱۴۰۰
از خانه ای متروکه
گروه:
کاربران عضو
پیام: 148
آفلاین
در ادامه گفتند:
-خوب راستش جو دانشگاه ها بد نیست ولی خوب ...
لری گفت :
-چی هــــــــــــا
بعد روفوس گفت:
-هیچی سوال بعدی را بپرسین
لری گفت :
-شما چند سالتونه
بعد روفوس اب دهنش را قورت داد گفت:
-اهــم بله!!من حدود سی و خورده چند سالمه
لری گفت:
-سی و چند
روفوس کمی با عصبانیت گفت:
-سی وخورده ای
بعد لری گفت:
-نظر شما درباره اقای اباما چیه
بعد روفوس ترسید و با خود گفت اباما کی هست!!
و جواب داد:
...








شما می ‌توانید مطالب را بخوانید
شما نمی توانید عنوان جدید باز کنید
شما نمی توانید به عنوان‌ها پاسخ دهید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را ویرایش کنید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را حذف کنید
شما نمی توانید نظر سنجی اضافه کنید
شما نمی توانید در نظر سنجی ها شرکت کنید
شما نمی توانید فایل‌ها را به پیام خود پیوست کنید
شما نمی توانید پیام بدون نیاز به تایید بزنید
شما نمی توانید از نوع تاپیک استفاده کنید.
شما نمی توانید از HTML در نوشته های خود استفاده کنید
شما نمی توانید امضای خود را فعال/غیر فعال کنید
شما نمی توانید صفحه pdf بسازید.
شما نمی توانید پرینت بگیرید.

[جستجوی پیشرفته]


هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است. ۱۴۰۰-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.