هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل


در حال دیدن این عنوان:   1 کاربر مهمان





پاسخ به: حمله!!!!!!
پیام زده شده در: ۱۸:۴۰ پنجشنبه ۱۰ آبان ۱۳۹۷

روح هالووین


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۸:۵۹ دوشنبه ۸ آبان ۱۳۹۶
آخرین ورود:
۱۹:۴۴ پنجشنبه ۱۰ آبان ۱۳۹۷
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 21
آفلاین
تصویر کوچک شده


?Trick or treat


پاسخ به: حمله!!!!!!
پیام زده شده در: ۱۸:۲۵ پنجشنبه ۱۰ آبان ۱۳۹۷

اسلیترین، ویزنگاموت، مرگخواران

هکتور دگورث گرنجر


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۱:۴۲ سه شنبه ۲۴ تیر ۱۳۹۳
آخرین ورود:
امروز ۱:۲۷:۴۶
از روی شونه های آریانا!
گروه:
مرگخوار
ایفای نقش
اسلیترین
کاربران عضو
ناظر انجمن
پیام: 850
آفلاین
کمبود شکلات خون لرد دیگه دشت وارد مرحله ی خطرناکی می شد. بنابراین لرد دستی به گوش های خرگوشیش می کشه و تلاش می کنه راه حل کوتاه تری از شیرجه زدن وسط یه گله گاو و گوسفند گرسنه پیدا کنه. و بلاخره هم اون راه رو پیدا میکنه و اون راه چیزی نبود جز...
- ویزو! بیا با فامیلات صحبت کن از سر راه ما برن کنار بریم شکلاتمونو بگیریم.
- ارباب کدوم فامیلام؟
- همین گله ی جلوی ما که دارن سبزیجات میخورن.
- ارباب اینا که فامیلای من نیستن.
- رو حرف ما حرف نزن. فامیلای دورت حساب میشن. برو حرف بزن.

لینی که چاره ای جز رفتن و حرف زدن نداره میره و پیش روی گله ی مذکور قرار می گیره.
- اهم اهم...

هــــــــــورت!

از بین گله یک مورچه خوار سرش رو بیرون آورد و چون نتونسته بود در بین گیاه ها حشره ای برای خوردن پیدا کنه به محض دیدن لینی اون رو هورت می کشه.


ارباب یه دونه باشن... واسه ی نمونه باشن!


تصویر کوچک شده


پاسخ به: حمله!!!!!!
پیام زده شده در: ۱۷:۳۹ پنجشنبه ۱۰ آبان ۱۳۹۷

دیانا کارتر old


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲:۰۰ پنجشنبه ۱۵ شهریور ۱۳۹۷
آخرین ورود:
۱۷:۲۷ یکشنبه ۱ دی ۱۳۹۸
از معمولا هرجا که ارباب حضور داشته باشه🐱
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 242
آفلاین
در همين لحظه گاو گوسفنداى خونه 10 به گياهاى خونه 11 حمله کردند،مرگخوار هاهم شاهد خوده شدن زيتون و کاهو ها و گل کلما و کرفس ها شدن،خب قسمت اوناهم اين بود ديگه کارى نميشد کرد!

لرد که انگار با اين موضوع اصلا مشکلى نداشت ،لگدى به شانه کراب زد.
-زود باش بايد ديوار خوانه ى 12را بريزيم حرکت کن!

کراب که باز هم بهش يادآورى شد نقش چيرو اين وسط داره به سمت ديوار خانه ى12حرکت کرد اما چگونه بايد از بين اين همه گاو وگوسفند گشنه در ميشدن و نميوفتادن؟؟
-ارباب با وجود اين گاوا نميشه از اينجا رد شد!

لرد دوروبرش رو نگاه کرد ،مثل اينکه هيچ راه رسيدن به ديوار خونه ى 12نبود بجز رد شدن از روى گياه خواران که منجرب ريختن کوه مرگخواران ميشد...


تصویر کوچک شده


پاسخ به: حمله!!!!!!
پیام زده شده در: ۱۷:۱۱ پنجشنبه ۱۰ آبان ۱۳۹۷

ریونکلاو، مرگخواران

لینی وارنر


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۲:۵۳ شنبه ۳۰ خرداد ۱۳۸۸
آخرین ورود:
امروز ۲:۰۴:۲۸
از رو شونه‌های ارباب!
گروه:
ناظر انجمن
مرگخوار
ایفای نقش
ریونکلاو
کاربران عضو
گردانندگان سایت
پیام: 4861
آفلاین
لرد که حس می‌کرد مدتیه کراب نقش وسیله نقلیه بودنش رو فراموش کرده، دوباره با پرشی رو کمرش سوار می‌شه.
- دیوار خونه بغلی رو پیدا کنین!

همون موقع مرگخوارا به سمت دیواری که حدس می‌زدن متعلق به خونه شماره 12 گریمولده هجوم می‌برن.

- ارباب من یه جا خوندم که یه دست زور نداره، ولی هزارتاش داره! بیاین همگی بهش دست بزنیم تا فرو بریزه!

مرگخوارا با هیجان و شماره‌ی سه، دست‌هارو به سمت دیوار دراز کرده و با کف دست ضربه‌ای بهش وارد می‌کنن. همون موقع دیوارا فرو می‌ریزه و مهمونای خونه بغلی که از بز و گوسفند گرفته تا گاو بودن، با گیاهای جنبنده‌ی خونه اینوری رو به رو می‌شن.

- عه ارباب فک کنم دیوار خونه شماره 10 رو ریختیم پایین!




پاسخ به: حمله!!!!!!
پیام زده شده در: ۱۷:۰۲ پنجشنبه ۱۰ آبان ۱۳۹۷

ریونکلاو، مرگخواران

لینی وارنر


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۲:۵۳ شنبه ۳۰ خرداد ۱۳۸۸
آخرین ورود:
امروز ۲:۰۴:۲۸
از رو شونه‌های ارباب!
گروه:
ناظر انجمن
مرگخوار
ایفای نقش
ریونکلاو
کاربران عضو
گردانندگان سایت
پیام: 4861
آفلاین


پاسخ به: حمله!!!!!!
پیام زده شده در: ۱۵:۱۵ پنجشنبه ۱۰ آبان ۱۳۹۷

بانز


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۷:۵۴ شنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۸۸
آخرین ورود:
۱۸:۳۸ دوشنبه ۱۵ مهر ۱۳۹۸
از زیر سایه ارباب
گروه:
کاربران عضو
پیام: 539
آفلاین
این وضعیت کاملا غیر عادی بود.
کراب با دو تا دستش گوشه های رداشو بالا میگیره که به زمین نخوره و میره جلو.
-شنیدی زیتون جان؟ریموس لوپین!

زیتونه خمیازه میکشه و سعی میکنه درو ببنده.
-اینجا خونه ی شماره یازدهه. زنگ شماره دوازده رو بزنین.

کراب از شدت عصبانیت دندان هاش رو به هم فشار میده.
-عجب زبون نفهمی هستیا. ارباب اجازه هست من اینو سالاد کنم؟

لرد سیاه اجازه نمیده. خودش دست بکار میشه.
-ببین زیت! خونه ی شماره دوازده خودش کجاس که زنگش کجا باشه! الان بذار بیاییم تو. از این دیوار بغلی خونه ی شما یه سوراخ باز کنیم و بریم خونه ی دوازده و مزاحم شما نشیم.

زیتون کمی از لرد میترسه. لرد زیتون خور قهاری به نظر میرسه. برای همین کنار میره.
-خب. بیایین تو. ولی مزاحم دوستام نشین. سبزی پارتی گرفتیم.

لرد و مرگخوارا از لای کرفس های قر دهنده و گل کلم های لرزنده و کاهو های دیجی رد میشن.


چهره و هویتم مال شما...از زیر سایه ی ارباب تکان نخواهم خورد!


پاسخ به: حمله!!!!!!
پیام زده شده در: ۱۵:۰۰ پنجشنبه ۱۰ آبان ۱۳۹۷

روح هالووین


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۸:۵۹ دوشنبه ۸ آبان ۱۳۹۶
آخرین ورود:
۱۹:۴۴ پنجشنبه ۱۰ آبان ۱۳۹۷
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 21
آفلاین
تصویر کوچک شده


?Trick or treat


پاسخ به: حمله!!!!!!
پیام زده شده در: ۱۴:۵۷ پنجشنبه ۱۰ آبان ۱۳۹۷

اسلیترین، مرگخواران

لرد ولدمورت


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۴:۳۹ سه شنبه ۸ آبان ۱۳۸۶
آخرین ورود:
امروز ۱:۳۳:۱۱
از ما گفتن...
گروه:
کاربران عضو
اسلیترین
ناظر انجمن
مرگخوار
ایفای نقش
پیام: 6263
آفلاین
زیر سایه نجینی دوباره هالووین شد! ملتی که لباس های مومیایی و هویج و لوبیاپلویشان را در آورده بودند آنها را مجددا پوشیدند.

نجینی فکر کرد و فکر کرد.

چه کسی بود که حتما شکلات داشت؟

نجینی کتاب ها را در ذهنش ورق زد...و به جواب رسید!

نقل قول:
این شکلات رو بخور هری...حالتو بهتر می کنه...


چند دقیقه بعد لردسیاه و دار و دسته اش زنگ در خانه شماره 11 گریمولد را به صدا در آوردند.
زیتون سبز خواب آلودی در را باز کرد.
-فرمایش؟

-با آقای ریموس لوپین کار داریم! بگین شکلات بده!




پاسخ به: حمله!!!!!!
پیام زده شده در: ۱۳:۵۱ پنجشنبه ۱۰ آبان ۱۳۹۷

ریونکلاو، مرگخواران

لینی وارنر


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۲:۵۳ شنبه ۳۰ خرداد ۱۳۸۸
آخرین ورود:
امروز ۲:۰۴:۲۸
از رو شونه‌های ارباب!
گروه:
ناظر انجمن
مرگخوار
ایفای نقش
ریونکلاو
کاربران عضو
گردانندگان سایت
پیام: 4861
آفلاین
نجینی شکلات می‌خواست و امروز فردا نمی‌شناخت! اون شب، شبِ هالووین بود و نباید به این زودی‌ها تموم می‌شد.
بنابراین نگاهی به آسمون که نشون از فرا رسیدن کله‌ی سحر می‌داد می‌ندازه و به سمت ساعت بزرگی که وسط شهر قدعلم کرده بود خیز برمی‌داره.

- الان ساعتو می‌کشم عقب تا دوباره شب هالووین فس!

ناگهان دختری کله‌شو از آسمون می‌ندازه بیرون و انگشت اتهامشو به سمت نجینی می‌گیره.
- هی تو! نبینم زمانو دستکاری کنیا!
- تو دیگه کی فس؟
- من؟ کله‌ی سحرم دیگه! ... الانم زمان مال منه! حق منه!

نجینی بدون توجه به اعتراض‌های کله‌ی سحر، منگوله‌های کلاهی که به سر داشتو دور عقربه‌ی ساعت می‌ندازه و شروع به عقب و جلو کردنش می‌کنه. با هر تغییری که می‌داد، رنگ آسمون متناسب با اون تغییر می‌کرد!




پاسخ به: حمله!!!!!!
پیام زده شده در: ۱۳:۴۱ پنجشنبه ۱۰ آبان ۱۳۹۷

ریونکلاو، مرگخواران

لینی وارنر


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۲:۵۳ شنبه ۳۰ خرداد ۱۳۸۸
آخرین ورود:
امروز ۲:۰۴:۲۸
از رو شونه‌های ارباب!
گروه:
ناظر انجمن
مرگخوار
ایفای نقش
ریونکلاو
کاربران عضو
گردانندگان سایت
پیام: 4861
آفلاین







شما می ‌توانید مطالب را بخوانید
شما نمی توانید عنوان جدید باز کنید
شما نمی توانید به عنوان‌ها پاسخ دهید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را ویرایش کنید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را حذف کنید
شما نمی توانید نظر سنجی اضافه کنید
شما نمی توانید در نظر سنجی ها شرکت کنید
شما نمی توانید فایل‌ها را به پیام خود پیوست کنید
شما نمی توانید پیام بدون نیاز به تایید بزنید
شما نمی توانید از نوع تاپیک استفاده کنید.
شما نمی توانید از HTML در نوشته های خود استفاده کنید
شما نمی توانید امضای خود را فعال/غیر فعال کنید
شما نمی توانید صفحه pdf بسازید.
شما نمی توانید پرینت بگیرید.

[جستجوی پیشرفته]


هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است. ۱۳۹۹-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.