هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل


در حال دیدن این عنوان:   1 کاربر مهمان





پاسخ به: كلاس معجون سازي
پیام زده شده در: ۱۷:۲۶:۱۹ شنبه ۲۵ آبان ۱۳۹۸

گریفیندور، مرگخواران

آلکتو کرو


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۱:۵۴ جمعه ۲۷ مرداد ۱۳۹۶
آخرین ورود:
۲۱:۴۳:۱۸ شنبه ۲۵ آبان ۱۳۹۸
از ما هم شنفتن...
گروه:
مرگخوار
کاربران عضو
گریفیندور
ایفای نقش
ناظر انجمن
پیام: 199
آفلاین



People gonna say
If you need a break, someone'll take your place
People gonna try
To tell you that you're fine with dollars in their eyes


شناسه قبلي:پالي چپمن

روسیاهیم ارباب!


تصویر کوچک شده



پاسخ به: كلاس معجون سازي
پیام زده شده در: ۱۳:۱۵:۴۹ پنجشنبه ۲۳ آبان ۱۳۹۸

گریفیندور، محفل ققنوس

گودریک گریفیندور


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۷:۲۹ یکشنبه ۱۲ دی ۱۳۸۹
آخرین ورود:
۱۷:۱۲:۵۷ شنبه ۲۵ آبان ۱۳۹۸
از تالار گریفندور
گروه:
ایفای نقش
کاربران عضو
گریفیندور
محفل ققنوس
پیام: 972
آفلاین


پاسخ به: كلاس معجون سازي
پیام زده شده در: ۱۸:۰۴:۵۱ چهارشنبه ۲۲ آبان ۱۳۹۸

ریونکلاو، وزارت سحر و جادو، مرگخواران

گابریل دلاکور


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۶:۳۹:۲۶ یکشنبه ۹ تیر ۱۳۹۸
آخرین ورود:
۱۳:۲۰:۳۹ شنبه ۲۵ آبان ۱۳۹۸
از کجا به نظرت؟🤔
گروه:
ریونکلاو
کاربران عضو
ایفای نقش
ناظر انجمن
مرگخوار
پیام: 145
آفلاین
سلام استاد!

اینمخدمت شما!


نزدیک ارباب بشین، شفافتون می‌کنم!




تصویر کوچک شده


پاسخ به: كلاس معجون سازي
پیام زده شده در: ۱۶:۲۸:۱۶ دوشنبه ۱۳ آبان ۱۳۹۸

ریونکلاو

ربکا لاک‌وود


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۵:۲۷:۵۸ چهارشنبه ۲۴ مهر ۱۳۹۸
آخرین ورود:
۱۷:۲۳:۰۴ شنبه ۲۵ آبان ۱۳۹۸
از بالای درختِ کنار غار🖤
گروه:
ایفای نقش
ریونکلاو
کاربران عضو
پیام: 49
آفلاین
جیــــــــــــــــــغ!
بفرمایید...


Une fille française
~Only Raven~


پاسخ به: كلاس معجون سازي
پیام زده شده در: ۱۸:۱۲:۱۳ دوشنبه ۶ آبان ۱۳۹۸

هافلپاف

آگاتا تراسینگتون


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۹:۰۴:۵۵ یکشنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۷
آخرین ورود:
۸:۰۵:۲۵ جمعه ۲۴ آبان ۱۳۹۸
از کتابخونه
گروه:
ایفای نقش
هافلپاف
کاربران عضو
پیام: 53
آفلاین
سلام پروفسور؛امیدوارم که سرحال باشید.
من تکلیفمو انجام دادم.
با عرض پوزش جهت شرکت نکردن در جلسه ی اول.


نذار مشنگ ها روزت رو خراب کنن :)

هافلپاف عشقه


پاسخ به: كلاس معجون سازي
پیام زده شده در: ۲۰:۲۴:۱۱ شنبه ۴ آبان ۱۳۹۸

گریفیندور

اما دابز


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۶:۰۱:۲۰ چهارشنبه ۶ شهریور ۱۳۹۸
آخرین ورود:
۱۶:۵۰:۲۵ شنبه ۲۵ آبان ۱۳۹۸
از کتابخانه مرکزی
گروه:
کاربران عضو
گریفیندور
ایفای نقش
پیام: 37
آفلاین
سلام و درود به پرفسور کریچر . پرفسور منhttp://www.jadoogaran.org/modules/new ... wtopic.php?post_id=343435 رو آوردم. ببخشید که بار اول شرکت نکردم.
آبله هیپوگریفی گرفتم و بدجور بی حال و بی حوصله شدم.


من این رویا را خیلی دورتر از موعود تحمل می کنم! فرقی نمی کند. من آرزو دارم آزادانه پرواز کنم. از طرق آسمان آبی در قلبم . آسمان آبی دور از ذهن که فردا در آن جاری می شود.

Blue Sky in My heart


پاسخ به: كلاس معجون سازي
پیام زده شده در: ۰:۵۱:۴۷ جمعه ۳ آبان ۱۳۹۸

اسلیترین

کریچر


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۰:۵۷ پنجشنبه ۷ مرداد ۱۳۹۵
آخرین ورود:
۲۰:۵۶:۵۹ پنجشنبه ۲۳ آبان ۱۳۹۸
از میدان گریمولد، خانه شماره 12
گروه:
کاربران عضو
اسلیترین
ایفای نقش
پیام: 74
آفلاین
گودریک گریفندور:
خیلی خوب بود. فقط چرا بعد از دیالوگ ها نقطه نذاشتین؟ اشتباه تایپی هم داشتین. غیر از این همه چیز خوب و عالی بود.
29-5=24


جینی ویزلی
معمولا توصیه میشه که با دیالوگ شروع نشه رول مگر اینکه دیالوگ کشش کافی داشته باشه و خاص باشه برای جذب کردن خواننده. متاسفانه دیالوگ شما خوب نبود برای شروع. پست تون اولاش خوب بود. وسطاش یه خرده افت کرد و بعد باز دوباره خوب شد. توصیفات کم بودن ولی دیالوگ ها خیلی خوب بودن و تو پست طنز دیالوگ خیلی مهمه.
27-5=22

ملانی استانفورد
خیلی خوب شروع کردی. خیلی خوب هم تموم کردی مخصوصا پاراگراف آخر.
ریگولوس خیلی سریع موهای لرد سیاه رو کند. یه کم سریع رد شدی.
28-5=23

آرتور ویزلی
چی بگم والا!
30-5=25

رودولف لسترنج
خیلی خوب و فوق العاده. فقط کاش رویارویی با لرد سیاه رو کامل می نوشتی.
29-5=24

فنریر گری بک
ریگولوس به سمت خونه شماره دوازده ریگولوس رفت؟
29.5-5=24.5

لینی وارنر
عالی!
30-5=25

گابریل دلاکور
یه خرده اشکالات تایپی داشتین فقط. شخصیت کریچر هم شبیه خود کریچر رفتار نکرد یک جا. اصولا نه فقط کریچر، بلکه هر جن خونگی موظف هست از دستور اربابش اطلاعات کنه ولو از اون ارباب متنفر باشه چه برسه به کریچر که می میره برای اربابش.
27-5=22


پنه لوپه کیلرواتر: 22

بالا تر توضیح دادم. خوب نیست یه پست با دیالوگ شروع شه مگر اینکه دیالوگ به قدری خاص باشه که خواننده رو جذب کنه کامل. پستتون اشکالات نگارشی داره که با تمرین و درخواست نقد حل میشه. سوژه تون خوب بود ولی بزرگترین مشکل تون اینه که پست شما توصیف نداره. مستقیم رفته سر اصل مطلب. الان این ماجرا کجا داشت اتفاق میفتاد؟ حالت شخصیت ها چطور بود؟ هیچ کدوم اینا در پست شما دیده نمیشه. توصیه من اینه که رول و یا حتی کتاب اگه میخونید دوبار بخونید. بار اول لذت ببرید ازش و بار دوم خودتون رو بذارید جای نویسنده و بخونید.

سدریک دیگوری
پست خوبی بود. ساده اما خوب و روان نوشته شده بود. یه خرده خسته کننده بود که از نظر من دلیلش این بود که دیالوگ نداشت. مثلا ریگولوس قبل از ورود به اتاق لردسیاه می تونست با یکی از مرگخوارا رو به رو شه و اون مرگخوار شک کنه بهش.
27-5=22

ربکا لاک وود: 20
ظاهر پستتون خوبه. پاراگراف بندی و دیالوگ ها و شکلک هم همش بجاست. مشکل پست شما سوژه اس که درست پرداخته نشده بهش و تا حدودی هم گنگ بود.
توصیف پست کم بود. پاراگراف اول توصیفش خوب بود. توصیه هایی که بالاتر به پنه لوپه کردم رو لطفا بخونید.

آستریکس
نقطه قوت پستت لردشه. لرد دقیقا خودشه! خیلی خوب نوشتیش! توصیفات یه خرده کم بود. مثلا جایی که دکتر رو آوردن توصیفی نداشت. چطوری آوردنش؟ بیهوشش کرده بودن؟ تو گونی کرده بودنش؟ معمولا این جور جاها خواننده حال میکنه جزئیات رو بدونه.
28-5=23

اینگو ایماگو

یه پست جدی عالی! پایانش خوب بود ولی تو پست جدی بر خلاف طنز توصیف مهم تره. کاش وقتی رفتن گذشته داخل پرورشگاه رو کمی توصیف میکردی.
29-4=25


تصویر کوچک شده

وایتکس!


پاسخ به: كلاس معجون سازي
پیام زده شده در: ۰:۵۷:۱۵ پنجشنبه ۲ آبان ۱۳۹۸

اسلیترین

کریچر


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۰:۵۷ پنجشنبه ۷ مرداد ۱۳۹۵
آخرین ورود:
۲۰:۵۶:۵۹ پنجشنبه ۲۳ آبان ۱۳۹۸
از میدان گریمولد، خانه شماره 12
گروه:
کاربران عضو
اسلیترین
ایفای نقش
پیام: 74
آفلاین
تدریس جلسه دوم معجون سازی

پس از تدریس جلسه اول معجون سازی توسط پروفسور کریچر یا به قول خودش پروفسور وایتکس پور، کلاس معجون سازی برای تک تک دانش آموزان هاگوارتز تبدیل به کابوس شده بود. هنگامی که برای بار دوم وارد کلاس _ که پر از عکس های ارباب ریگولوس و نوشته های زنجیر وار "ارباب ریگولوس " که بین هر کدام قلبی به چشم می خورد_شدند، آرزو کردند که ای کاش به جای کلاس معجون سازی هاگرید برای نشان دادن یک مانتیکور آنها را به جنگل ممنوعه می برد.
دانش آموزان با چهره هایی که بدبختی از آن می بارید، منتظر کریچر ماندند. یک ربع گذشت.... نیم ساعت گذشت... چهل و پنج دقیقه گذشت.... دانش آموزان کم کم امیدوار شدند که کریچر سر کلاسش نیاید یا حتی بهتر از آن بدست یک هیپوگریف تکه تکه شده باشد.
اما همینکه نور امید در دل دانش آموزان تابیدن گرفت بلافاصه همچون جرقه ای خاموش شد زیرا کریچر با صدای تق مانندی در حالیکه دسته ای ورق در دست داشت درست وسط کلاس ظاهر شد. اما نتوانست تعادل خود را حفظ کند و روی زمین افتاد و ورقه ها روی زمین پخش شد.
_کریچر بابت تاخیر عذرخواهی کرد! اما ارباب ریگولوس برخلاف کریچر بسیار وقت شناس بود!

کریچر از روی زمین برخاست و بشکنی زد. بلافاصله ورقه ها مرتب و روی هم روی میز قرار گرفتند.
_دانش آموزان اینو یادداشت کرد. مطلب مهم و امتحانی بود! حتما ازش سوال اومد!

دانش آموزان با نا امیدی هرچه تمام تر وسایل معجون سازی را کنار گذاشتند. قلم پر و کاغذ پوستی را مقابل خود گذاشتند و مشغول یادداشت برداری شدند.


کریچر که گویی هرگز خسته نمی شد تک تک لحظات زندگی ارباب ریگولوس را تعریف می‌کرد و دانش آموزان بخت برگشته نیز مجبور بودند تمام آن را یادداشت کنند.
هیچ کس نمی دانست که زندگی خسته کننده ارباب ریگولوس چه ربطی به معجون سازی دارد اما لحن کریچر طوری نبود که کسی جرئت پرسیدن این را داشته باشد.

_ارباب ریگولوس چهره زیبایی داشت که در زیبایی بی رقیب بود. یه بار ارباب ریگولوس مدل موهاش رو عوض کرد و اونا رو کاملا کوتاه کوتاه کرد. کریچر در اون لحظه فقط دلش خواست که نشست و ساعت ها به ارباب ریگولوس زل زد.

کریچر لحظه ای به نقطه نا معلومی خیره شد. لبخند مسخره ای بر لبش نشست. گویی ارباب ریگولوس را با مدل موی جدیدش تصور می کرد که به او لبخند می‌زند.
این چند لحظه، به دانش آموزان مجالی برای تنفس داد.


دانش آموزان خسته، همین که دیدند کریچر به نقطه ای خیره شده و چند لحظه است که دست از سخنرانی درباره ارباب ریگولوس برداشته، یکی یکی و به آرامی از کلاس خارج شدند.

هنگامی که کریچر به خود آمد، هوا تاریک شده و شب فرا رسیده بود.
_ملت کجا رفت؟ دانش آموزا کجا رفت؟!

با عصبانیت هرچه تمام تر به سمت لیست اسامی دانش آموزان رفت.
_اینها نخواست داستان زندگی ارباب ریگولوس خوب و مهربون رو شنید؟ چطور جرئت کرد؟ همه باید ارباب ریگولوس رو شناخت!

کریچر اسامی را از نظر گذراند.
_کریچر امشب سراغ تک تک تون اومد!

سپس به سمت گنجه ای رفت و بطری وایتکس را برداشت.
_کریچر همه تون رو تنبیه کرد! با این معجون مشنگ ها که اسمش وایتکس بود!

کریچر این را گفت و لیست را برداشت سپس با بشکن زدنی غیب شد.

تکلیف جلسه بعد:
به این تاپیک برید و بنویسید وقتی کریچر با بطری وایتکس میاد پیشتون کجا هستید و چه اتفاقی میفته؟(30 نمره)
(هیچ محدودیتی ندارین.)




ویرایش شده توسط کریچر در تاریخ ۱۳۹۸/۸/۲ ۱:۲۵:۱۵

تصویر کوچک شده

وایتکس!


پاسخ به: كلاس معجون سازي
پیام زده شده در: ۰:۲۹:۵۷ چهارشنبه ۱ آبان ۱۳۹۸

گریفیندور

آستریکس


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۰:۱۹ شنبه ۱۸ شهریور ۱۳۹۶
آخرین ورود:
۲۳:۱۶:۱۲ جمعه ۱۰ آبان ۱۳۹۸
از شبانگاه توی سایه ها.
گروه:
ایفای نقش
کاربران عضو
گریفیندور
پیام: 142
آفلاین
در یک رول بنویسید ارباب ریگولوس چطور تونست موی سر لرد سیاه رو بدست آورد؟(30 نمره)

روزی روزگاری در خانه ریدل.

لرد درحال دیدن سریال کره ای مورد علاقه خود و مرگخوار هاهم ورق بازیو مینج میزدن دورهم.
لرد همچنان درحال دیدن سریال بود که وسط فیلم یهو پیام های بازرگانی پخش شد.
_ ما دستور میفرماییم پخش کننده این تبلیغات را از ماتحت حلق آویز کنید.

ناگهان تبلیغی شروع به پخش کرد که کاشت مو بصورت تخصصی و با برترین پزشکان جادوگری رو نشون میداد. لرد که کم کم جذبش شده بود و به دقت بهش گوش میداد بعد از تموم شدن تبلیغ یهو از جاش پرید و گفت:
_ سریعا این دکتر رو برام پیدا کنید. ما میخواهیم مو بکاریم‌.

مرگخوار ها همگی از جاشون پریدند و هاچ و واچ به لرد خیره شدند.
_ هاا؟! چیه؟! به چی نگاه میکنین مگه نگفتم این دکترو برام پیدا کنین.

مرگخوارا هرچی دم دستشون بود رو زمین انداختن و از درو پنجره و هر نقطه ای که امکانش بود برای پیدا کردن دکتر از خونه خارج شدند.

یکی دو ساعت بعد!

_ارباب پیداش کردیم.
_اسمت چیه دکی؟
_با اجازتون ریگولوس.
_ خب ما میخواهیم در سرمان مو داشته باشیم. اگه بتونی انجامش بدی جایزه داری. اگه نتونی هم مجازات میشی ، مجازاتتم مرگه.
_ جایزم چیه ارباب؟
_جایزه؟! چیز... میتونی زنده بری بیرون از اینجا. همینم از سرت زیاده.

مرگخوارا ارباب و دکتر ریگولوس رو به اتاق مخصوص که از قبل برای کاشت مو حاضر کرده بودند بردند.
_ خب ارباب برای اینکه به سرتون مو کاشت کنیم باید از مو های جاهای دیگتون بکنیم.
_ جاهای دیگه؟! منظورت کدوم جاهای دیگمونه هاان؟
_ ارباب...اممم... مثلا زیر بغلتون. شما نیازی به اونا ندارین.
_ هااا خوبه. خب دیگه شروع کن وقت طلف نکن مرتیکه ، وقت ما طلاس.

با اشاره لرد ، بقیه مرگخوارا بیرون رفتند و فقط دکتر ریگولوس باقی موند و همزمان نیز دست بکار شد.

چند ساعت بعد.

_خب تموم شد بفرمایید.
_آینه مارو بیارین.

لرد خودشو تو آینه دید و پس از برنداز کردن نشانه رضایت پشت ابرو های اخموش معلوم شد.
_عووووی مرگخوارا... بیاید نظر بدین ببینم.

همه مرگخوارا وارد اتاق شدند و پس از دیدن اربابشون چشما چهارتا شده بود ، همه میدونستن شبیه جوجه اردک زشت شده ولی مگه کسی میتونست به زبون بیاره.
_ عااالی... محشر شدین ارباب.
_البته. ما اولشم محشر بودیم. فقط الان محشرترم شدیم.
_ شما همیشه محشر بودین ارباب الانم هستین قربونتون برم من.
_ خب دیگه بسه. برین بخوابین. هی دکی توهم پاشو برو پی کارت.

دکتر ریگولوس سریع وسایلشو جمع کرد و از خانه ریدل ها خارج شد.
بعد از خارج شدن دستکش کارشو دراورد و به چند عدد تار مویی که توش بود نگاه کرد و لبخند شیطانی گوشه لبش ظاهر شد.


تصویر کوچک شده


پاسخ به: كلاس معجون سازي
پیام زده شده در: ۲۲:۵۸:۴۹ سه شنبه ۳۰ مهر ۱۳۹۸

گریفیندور، مرگخواران

اینیگو ایماگو


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۲:۱۷:۰۶ سه شنبه ۳۰ بهمن ۱۳۹۷
آخرین ورود:
۴:۲۵:۱۶ جمعه ۲۴ آبان ۱۳۹۸
از این گو به اون گو!
گروه:
ایفای نقش
کاربران عضو
مرگخوار
گریفیندور
پیام: 38
آفلاین
در یک رول بنویسید ارباب ریگولوس چطور تونست موی سر لرد سیاه رو بدست آورد؟(30 نمره)

در شبی سرد و زمستانی ریگولوس با ژستی ریگولوسی روی مبل تقریبا سلطنتی‌اش کنار شومینه‌ نشسته بود و کریچر که دقیقا رو به رویش قرار داشت، سعی در کشیدن پرتره‌ی ارباب موردعلاقه‌اش را داشت.
- کریچر همیشه به شما گفت که به من اعتماد کرد... من شما را بهتر از آن هنرمندی که فقط دنبال پولش است، می‌کشم.

بعد از چند دقیقه کریچر پرتره را برداشته و به طرف اربابش رفت‌ و آن را برگرداند. از چهره ی ریگولوس همه چیز مشخص بود اما برای اینکه دل آن جن خانگی را نشکند به او لبخندی زد.
آن پرتره نه تنها شبیه ریگولوس نشده بود بلکه انگار آن جن، ولدمورت را کشیده است. و اما امان از ایده های بی‌موقع جادوگران.
- کریچر! تو باید ارباب ولدمورت رو بکشی تا ما اون چهره رو ببریم پیشش و سورپرایزش کنیم!
- ارباب شما بسیار باهوش بود... اما کریچر باید قیافه ایشان را ببیند تا بکشد.
- اینکه کاری ندارد معجون راه حل مشکل ماست.
- چه معجونی؟
- معجون مرکب پیچیده!
- اما ما به موی سر لرد سیاه نیاز داشت، الکی که نبود!
- اونش با من.

تالار اسرار_ وزارتخانه

- شما همیشه ایده های عالی ای داشت ارباب.

ریگولوس زمان برگردانی را از توی جعبه ای پر از زمان برگردان برداشت و دستی به آن کشید.
آن زمان، زمان برگردان ها فراوان بودند و وزارتخانه قطعا به یکی از آنها محتاج نمیشد. ریگولوس به کریچر که مشتاق به او نگاه می‌کرد، خیره شد.
- نه کریچر... تو رو با خودم نمیبرم.
- آخر چرا ارباب؟
- من فقط میرم که یه تار مو از دوران کودکی ارباب ولدمورت پیدا کرده و بیارم به این زمان... نیازی به بودن یا نبودن تو نیست!
- آخر ارباب...
- هیس... بیا فعلا این مقدار خیلی خیلی را بشمار تا به کودکی او برسیم.
[i]
خیلی خیلی بعد وقتی مقدار خیلی خیلی شمرده شد.


ریگولوس و کریچر خسته آخرین خیلی خیلی را شمرده و اعلام کردند و به یک آن کریچر دیگر اربابش را ندید.

خیلی خیلی قبل_ پرورشگاه ولدمورت

- آخی چقدر بچه ماگل!
- آقا اینجا چی میخوای؟
- تو بچه ای به اسم تام میشناسی؟
-خودم هستم!
- ارباب تاریکی معذرت میخوام!

و بعد ریگولوس از موهای زیبای لردولدمورت کودک چندتاری کنده و به سرعت پشت دیوار دیگری مخفی شد.
تارهای مو را در جعبه ای که کریچر به او داده بود گذاشت و زمان برگردان را از جیبش درآورد. تا خواست آن را بچرخاند کسی او را صدا زد و زمان برگردان از دستش افتاد و شکست. ریگولوس با عصبانیت به زمان برگردان و بعد به شخص نگاهی انداخت‌.

- آقا، اومدید بچه ای رو انتخاب کنید؟

و دوباره فکری بکر به سر او زد. حالا که زمان برگردان نداشت تنها برگ برنده اش لرد کوچک بود!
- بله، شرورترین بچه‌ی اینجا رو!


"رویاهات، روح اصلیت رو می‌سازند"



تصویر کوچک شده







شما می ‌توانید مطالب را بخوانید
شما نمی توانید عنوان جدید باز کنید
شما نمی توانید به عنوان‌ها پاسخ دهید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را ویرایش کنید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را حذف کنید
شما نمی توانید نظر سنجی اضافه کنید
شما نمی توانید در نظر سنجی ها شرکت کنید
شما نمی توانید فایل‌ها را به پیام خود پیوست کنید
شما نمی توانید پیام بدون نیاز به تایید بزنید
شما نمی توانید از نوع تاپیک استفاده کنید.
شما نمی توانید از HTML در نوشته های خود استفاده کنید
شما نمی توانید امضای خود را فعال/غیر فعال کنید
شما نمی توانید صفحه pdf بسازید.
شما نمی توانید پرینت بگیرید.

[جستجوی پیشرفته]


هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است | ۱۳۹۸-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.