هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل


در حال دیدن این عنوان:   1 کاربر مهمان





Re: مرگ دامبلدور: حقه یا حقیقتی تلخ؟
پیام زده شده در: ۲۰:۰۲ چهارشنبه ۲۹ شهریور ۱۳۸۵

اسلیترین، مرگخواران

بلیز زابینی


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۲:۳۸ جمعه ۲۵ شهریور ۱۳۸۴
آخرین ورود:
۱۲:۰۰ شنبه ۱۷ آبان ۱۳۹۹
از یخچال خانه ریدل
گروه:
ایفای نقش
مرگخوار
اسلیترین
کاربران عضو
پیام: 1706
آفلاین
نقل قول:
چون همون طور که گفته تو اخرای کتاب 6، نمی خواسته ولدمورت با خبر بشه که دامبلدور این قضیه رو میدونه و برای نجات جون دراکو اصلا نمی خواسته اونو بیش از این تحت فشار بذاره!البته به شدت دورادور مراقبش بوده! یعنی هیچ فرقی نمی کرده که دامبلدور دراکو رو تنها جایی ببینه و مچشو بگیره یا پیش همه. چون در هر صورت ولدمورت میفهمیده!


نقل قول الکی گذاشتی من سر حرفم هستم و میدونم کاملا درست گفتم .

با توجه به کتاب :
- اتفاقا فهمیدم مطمئن بودم تویی .
مالفوی پرسید :
- پس چرا جلومو نگرفتی ؟
- سعی خودمو کردم دراکو ، پروفسور اسنیپ به دستور من دائم تو رو زیر نظر داشت .

منم با توجه به متن بالا گفتم دامبلدور به اسنیپ گفته مواظب دراکو باشه . فکر نکنم ابهامی در مورد اون موضوع که از من نقل قول گذاشتی وجود داشته باشه !

نقل قول:

طبق چیزی که من فهمیدم دامبلدور فقط از این که دراکو تونسته بوده مرگ خوارا رو وارد قلعه کنه تعجب کرده بوده! بعدش هم دامبلدور به هیچ وجه احتمالش رو هم نمیداد که دراکو موفق بشه که نزدیک بود دو نفر بمیرن سر این قضیه.کتی بل و رون ویزلی! مگه دامبلدور به راحتی از سر این قضیه میگذره؟ اون میدونسته که بازهم ممکنه یه همچین چیزی پیش بیاد!


خوب من باز متوجه منظورت نشدم . ای جمله ای هم که باز از من نقل قول کردی جمله من نیست جمله کتابه :

دامبلدور :
بله تو موفق شدی مرگخوارا رو وارد مدرسه من کنی و اقرار میکنم که این کار به نظر من غیر ممکن بود ... چطوری این کار رو کردی ؟


با توجه به حرفهایی که شما زدین و من هم متاسفانه درست متوجه منظورتون نشدم فقط میتونم بگم با توجه به این جمله که از کتاب گذاشتم میدونم حرف درستی زدم . ضمنا در خط بالاشم دامبلدور گفت :

اوه چرا میدونم ، نزدیک بود کتی بل و رونالد ویزلی رو بکشی . با اینکه نا امیدیت دم به دم بیشتر میشد از اول سال تا حالا تلاش کردی منو بکشی . منو ببخش دراکو ولی اقداماتت ضعیف بود ... صادقانه بگم ، به قدری ضعیف بود که به نظرم رسید شاید واقعا با دل و جون این کار رو نکردی

من که میگم متوجه منظورت نشدم ولی فکر کردم شاید این جمله بتونه بهت جواب بده .

نقل قول:

اها! اولا که دراکو نتونست موفق بشه! چون نارسیسیا بلک تو فصل دوم کتاب میگه وقتی لرد سیاه خودش نتونسته این کارو انجام بده پس دراکو چه جوری میتونه انجامش بده!


اولا من منظورم از اون قسمت با توجه به جمله خودتون ورود مرگخواران بود ثانیا هم که دیدین موفق شد دامبلدور رو گیر بندازه اگر اشتباه نکنم موضوع بحث ما چیز دیگه ای بودش ما داشتیم در مورد ورود مرگخواران صحبت میکردیم!

نقل قول:
هیچ کدوم از 4 تا دلیلت هم حتی انقدر اهمیت نداشت که بخوام واسه هرکدومش فکر کنم و جواب بدم!


خسته نباشی . اگر یکم فکر کرده بودی شاید الان مجبور نبودم این همه حرفهای تکراری رو که از زمان ورودم به سایت زده میشد رو جواب بدم. شاید اگر فکر میکردی دیگه انقدر رو ایدت پافشاری نمیکردی ! شایدم فکر کردی نخواستی جواب بدی !

نقل قول:
بعدش هم در مورد اینکه وقتی به هاگزمید رسیدن دامبلدور هنوز پی نبرده بود که خطری مدرسه رو تهدید می کنه که من قبلا هم گفتم! چون اون تو اون زمان خیلی ضعیف شده بوده و دیگه قدرت سابقش رو نداشته!


من حرفتو در این مورد قبول ندارم اگر فرشته نجاتی در کار هست در همه حال باید بتونه دامبلدور رو خبر کنه ! دامبلدوری که رو هوا میتونه جادوهای محافظتی رو باطل کنه حتما میتونه به حرفهای فرشته نجاتم گوش بده !

نقل قول:
تو اخرین فصل کتاب یک به هری میگه: من همش میترسیدم که یه وقت دیر برسم و تو جونتو از دست داده باشی یا یه چیزی تو همین مایه ها!


یادت باشه قبلش دامبلدور و هرمیون توی هاگوارتز به هم برخورده بودند که بعدش هرمیون گفت خودش همه چیز رو میدونسته . احتمالا وقتی هرمیونم دیده فهمیده که هری هم اونجاست .

یعنی استدلال من از این جملات این بوده که دامبلدور فهمیده سنگ جادو در خطره و ووقتی برگشته و هرمیون رو دیده فهمیده علاوه بر سنگ جادو هری هم در خطره !

نقل قول:
چرا دامبلدور کارایی رو تو کتاب انجام داده که خیلی هاش فقط از یه ققنوس بر میاد؟به نظرم تو کتاب اخر معلوم میشه!


در این مورد نظری ندارم جز اینکه بگم این موضوع ها به ققنوس دامبلدور ربط دارن و ارتباط ققنوس با دامبلدور نمیدونم میخوای چی رو بگی !

نقل قول:


در مورد اینکه اون دودی بوده که منم گفتم به اون ابزار نقره ای مربوط میشده! ولی با بقیه حرفات تا یه جاهاییش موافقم. اینکه روح دامبلدور ازاد شده و به ماهیت اصلی خودش یعنی ققنوس برگشته!


خوب من باز متوجه استدلالت در مورد ابزار نقره ای نشدم ولی تونستم این نتیجه رو بگیرم که منظورت این بوده که دامبلدور مرده . مطمئنن اگر رولینگ مینوشت دود به شکل صورت دامبلدور درومده بوده خیلی داستان بچه گونه جلوه میکرد .

نقل قول:
دامبلدور به صورت ققنوس تو کتاب اخر برمی گرده! نه به شکل البوس دامبلدور! چون به نظر من ماهیت اصلیش یه ققنوسه!


فکر کنم دیگه میخواین بگین دامبلدور یه فرشته بوده !
به هر حال من که حرف شما رو قبول ندارم . رولینگ گفته برنمیگرده چه به صورت دامبلدور چه ققنوس و چه جونورای دیگه .

نقل قول:
از نظر تو که حرفای من مزخرفن من نمیدونم چرا پاشدی اومدی با من بحث میکنی! قبول نداری نداشته باش! تو کتاب اخر همه چیز معلوم میشه!


نه من نگفتم حرفای شما مزخرفن . من سعی کردم با دلیل بگم که هر چیزی رو نمیشه اثبات کرد چون براش هیچ دلیلی نیست . نه فقط این بلکه خیلی مسائل دیگه !

شما گفتین که حتی نتونستید یه دلیل بیارید که حرف منو رد کنید منم میخواستم شما رو امتحان کنم ببینم میتونید رد کنید که هاگرید جانور نما هست یا نه و خوشبختانه اون نتیجه ای رو هم که خواستم گرفتم فقط بدیش این بود کهش ما متوجه مقصود من نشدید که حالا امیدوارم شده باشید . به هر حال قصد بی احترامی نداشتم خودتونو ناراحت نکنید .

نقل قول:

تا اون جایی که من اطلاع دارم. تسترال ها روی زمین هم حرکت میکنن!ممکن بوده دامبلدور از اونا تو زمین استفاده می کرده! در نظر من که میگم دامبلدور یه ققنوسه این مسئله بدیهیه!


نمیتونم باور کنم شما دارین این حرف رو میزنین !
از تسترال ها میشه رو زمین استفاده کرد ولی برای مسافرت های دور و دراز مطمئنن باهاش پرواز میکنن منم در این مورد شک ندارم که اگر دامبلدور بخواد تا لندن بره مطمئنن باهاشون پرواز میکنه !

نقل قول:

نخیر! مثل همیشه شما درست برداشت نکردی! منظور من اسم طلسم نبوده! شما گفته بودی اون اتش باعث بوجود اومدن ارامگاه شده بود!که اصلا این به نظر من خیلی بی معنیه! چون میشد با یک طلسم این کار انجام بشه!در مورد بیل و چارلی هم که اونا طلسم اجرا کرده بودن.کاری نکرده بودن که میز و صندلی ها بوسیله و اب یا اتش با هم بجنگند!


من در پاسخ به شما حرف جدیدی ندارم بزنم فقط میبینم که دلایل منو بی دلیل رد میکنید ! به نظر اتفاقا کاملا با معنیه که بخوان به جایی که با نور جادو و این چیزا سریع یه آرامگاه درست کنند یکم مجلس رو زیبا تر کنند و بخوان با تجملات آرامگاه رو ظاهر کنند ! نمیدونم چطور نمیتونید این مسئله رو قبول کنید !!

نقل قول:
از اتش فکر نمی کنم یه چیزی بوجود بیاد.مثلا اتیش به ادم شام بده. یا بشه از اتش یه خونه درست کرد دو طبقه با جکوزی و سونا!


من فقط میتونم اینجور فکر کنم که شما متوجه منظورم شدین ولی دارین مسئله رو میپیچونین که موضوع پیچیده تر به نظر بیاد . خیلی سادست دیگه به جایی که یه نفر طلسم رو به صورت تابلو جلوی همه اجرا کنه ترجیح داده شده که این قسمت مراسم بسیار زیباتر و تاثیر گذارتر برگزار شه ! واقعا نکته پیچیده ای نیست !

نقل قول:
در مورد دامبلدور بالا گفتم که در نظر من اون قبل از اینکه انسان باشه یه ققنوس بوده! و حالا هم به ماهیت اصلی خودش برگشته!


فقط و فقط میتونم بگم که حرفتونو قبول ندارم . اگر اینجور باشه پس حتما ولدمورتم قبلا مار بوده که انقدر مارا رو دوست داره در صورتی که ما میدونیم ولدمورت بچه انسانه و توی پرورشگاه بوده و تو هاگوارتز درس خونده . همچنین ما اطلاعات مشابهی هم در مورد دامبلدور داریم . به هر حال متاسفم که حرفتو نمیتونم قبول کنم .

نقل قول:
اینکه به نظر من دامبلدور ققنوس بوده و انسان شده.نه اینکه انسان بوده و ققنوس شده!


خوب من چنین نظری ندارم . شما همون دود رو مثال میزنید در صورتی که من اینو قبول ندارم . مثلا به پاترونوس افراد مختلف دقت کنید . سپر مدافع هر کس درون اون شخص رو نشون میده و روحیات اخلاق و رفتار های اونو ! من فکر میکنم اون دودم یه همچین حالتی داشته .

نقل قول:

اولا که اگه هم بخوان نمیتونن دامبلدور رو دستگیر کنن! چون دامبلدور میتونه تو هر زمانی فرار کنه! اون خودش به فاج گفت که حتی اگه اونو به ازکابان هم ببرن باز هم میتونه فرار کنه به راحتی اب خوردن! ولی نمی خواد وقتشو تلف کنه


در این که میتونه فرار کنه شکی نیست ولی موضوع قدرت نیست ، موضوع اجرای قانونه ! اگر ایجوری که شما میگید باشه پس چرا این همه ساله همه دارن تلاش میکنن ولدمورت رو بگیرن ؟ اونا که میدونن موفق نمیشن خوب بکشن کنار ! فرق دامبلدور با ولدمورت اینه که دامبلدور هر چی باشه برای تمام قانونای جادوگری که واقعا به صلاح همه هست ارزش قائله برعکس ولدمورت پس به نظر من چنین موضوعی رو میگه !

نقل قول:

منم که گفتم اون اتش ققنوس نبوده! اون اتشو یه نفر مثل ابرفورث یا همچین کسی به نظر من درست کرده بوده!


اونم در صورتی که هیچ کدوم از دست اندر کاران به این موضوع شک نکردن و ابرفوروثم فقط در بین بقیه نشسته بوده ! جسد دامبلدورم که قبلا در دید عموم نبوده .

نقل قول:

منم که گفتم و میگم که اون ققنوس تو اون لحظه مادی شده بوده چون روح دامبلدور درونش قرار داشته! این واسه هزارو یکمین بار!


اون لحظه ؟ من باز هم با توجه به کتاب نمیتونم حرفتو قبول کنم چون اون گفته دوده یه لحظه به شکل ققنوس درومده ! مطمئنن دود به شکل هر چیزی هم که بخواد در بیاد جنسش تغییر نمیکنه ! اینو هم که امیدوارم قبول داشته باشید .

نقل قول:
اما کاملا مطمئنم که دامبلدور به شکل ققنوس در کتاب هفتم برخواهد گشت. و این حرفو از روی هوا هم نمی زنم. واسش کلی دلیل دارم که ثابت میکنه دامبلدور ویژگی های یه ققنوس رو داره!


به نظر منم رولینگ گفته برای کسانی که فکر میکنن دامبلدور برمیگرده متاسفه و ضمنا منم کلی دلیل دارم که نشون میده دامبلدور مرده و به شکل ققنوس در نمیاد !

نقل قول:
ولی دوباره میتونه زنده بشه چون یه ققنوسه! یعنی اصلا به نظر من ماهیت اصلیش ققنوسه! منم معتقدم که همون جور که رولینگ گفته دامبلدور نمی تونه نقش گاندلف تو ارباب حلقه ها رو تو هری پاتر هم بازی کنه چون دیگه به شکل اون البوس دامبلدوری که ما میشناسیم به نظر من برنخواهد گشت بلکه به صورت یه ققنوس برخواهد گشت!


رولینگم کلی گفته دامبلدور بر نمیگرده یعنی هیچ جور بر نمیگرده من واقعا متوجه نمیشم نقل قول منو میزارید دوباره حرف خودتونو میزنید . خوب چرا نقل قول میزاریید ؟

نقل قول:

خب من در مورد این نظری دیگه نمیدم چون با حرفات در مورد روبیوس هاگرید و تیکه هایی که میخواستی بندازی من دیگه تا اخرشو خوندم!


اونا تشبیه بودن ! به هر حال واقعا متاسفم که درست متوجه منظورم نشدی و اونا رو توهین به خودت قلمداد کردی !

این تاپیک به طور موقت باز میشه ! ولی دوباره بسته میشه !




Re: مرگ دامبلدور: حقه یا حقیقتی تلخ؟
پیام زده شده در: ۳:۲۰ شنبه ۱۱ شهریور ۱۳۸۵

جیمز پاتر


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۱:۳۶ یکشنبه ۱۴ فروردین ۱۳۸۴
آخرین ورود:
۱:۲۵ چهارشنبه ۸ شهریور ۱۳۹۱
از مشکوکستان
گروه:
کاربران عضو
پیام: 326
آفلاین
با وجودی که الان که نیگا می‌کنم با قفل شدن این تاپیک مخالف هستم، با این حال مهم نیست. همون طور که بلیز جان گفت برای ادامه‌ی بحث در مورد مرگ دامبلدور به تاپیک اسنیپ: مرگ‌خوار ولدمورت یا یار وفادار دامبلدور؟ مراجعه کنید.

مدیران عزیز گاهی اوقات زیادی پروانه‌ای می‌شن به قول بلیز!! رو حرف مدیرا نباید حرف بزنی وگرنه پخ!!


تصویر کوچک شده


Re: آیا دامبلدور مرحوم شده؟یا همش یه کلکه؟
پیام زده شده در: ۱۳:۱۹ پنجشنبه ۹ شهریور ۱۳۸۵

اسلیترین، مرگخواران

بلیز زابینی


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۲:۳۸ جمعه ۲۵ شهریور ۱۳۸۴
آخرین ورود:
۱۲:۰۰ شنبه ۱۷ آبان ۱۳۹۹
از یخچال خانه ریدل
گروه:
ایفای نقش
مرگخوار
اسلیترین
کاربران عضو
پیام: 1706
آفلاین
بعد از مدت ها این تاپیک هم قفل شد .

علل وقوع این عملیات انتحاری :
1- قطعی شدن مرگ دامبلدور .
2- پروانه ای شدن بیش از حد مدیران

کسانی که فکر میکنند ممکنه دامبلدور مخصوصا خودشو کشته و اینا یک نقشه بوده میتونند در تاپیک مربوط به اسنیپ به بحث خودشون ادامه بدهند .




Re: مرگ دامبلدور: حقه یا حقیقتی تلخ؟
پیام زده شده در: ۱۵:۳۳ پنجشنبه ۲ شهریور ۱۳۸۵

کنث تیلورold


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۷:۳۵ یکشنبه ۲۹ مرداد ۱۳۸۵
آخرین ورود:
۲۰:۰۱ یکشنبه ۲ مهر ۱۳۹۱
از Hogwarts
گروه:
کاربران عضو
پیام: 157
آفلاین
یه نفرم درست حرف زده باشه ارباب تاریکی هاست ما برای این موضوع دلایل کافی داریم این که دیگه به بحث کردن احتیاج نداره حتی اگرم دامبلدور مرده باشه از طریق تابلوی دفترش حتما می تونه با هری ارتباط بر قرار کنه ....

من فکر میکنم این بیشتر شبیه یه حقه است تا یه حقیقت ولی اگرم حقیقت باشه زیاد تلخ یا دردناک نیست

لطفا پست پشت سر هم نزنید .


ویرایش شده توسط بلیز زابینی در تاریخ ۱۳۸۵/۶/۲ ۱۷:۱۳:۴۷

[i


Re: مرگ دامبلدور: حقه یا حقیقتی تلخ؟
پیام زده شده در: ۱۴:۳۹ پنجشنبه ۲ شهریور ۱۳۸۵

نویل لانگ باتومold


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۱:۵۴ چهارشنبه ۷ تیر ۱۳۸۵
آخرین ورود:
۳:۰۷ چهارشنبه ۶ خرداد ۱۳۸۸
از سنـــــــت..مانگــــــــــو
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 235
آفلاین
خب..دامبل مرده..
انگار اين تاپيك ديگه بيكار شده از زماني كه رولينگ گفت دامبل قطعاّ مرده..
با تشكر..
من ميگم دامبل هميشه در دله ما جا داره..پس هميشه زندست..
اين شعر در وصف دامبل..
اي سوروسي كه در كشتن دامبل نقش داشتي..
هوشيار باش..
آنكه با عشق درآميخت نميرد هرگز..
با تشكر


شناسه جدیدم..::وینسنت کراب::..


Re: مرگ دامبلدور: حقه یا حقیقتی تلخ؟
پیام زده شده در: ۸:۴۳ شنبه ۱۷ تیر ۱۳۸۵



مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۷:۲۹ پنجشنبه ۲۵ اسفند ۱۳۸۴
آخرین ورود:
۱۷:۰۶ چهارشنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۳۸۸
از اصفهان
گروه:
کاربران عضو
پیام: 10
آفلاین
هری باید یه طوری اطلاعاتی درباره ی لرد سیاه به دست بیاره که این بحث خیلی گسترده بیده مثلا این که دامبلدور نمرده و این فقط یک مرگ سوری بوده تا لرد در یک احساس امنیت غرق بشه که این طوری یعنی اسنیپ خاین یک مرگخوار نیست و من جای لرد سیاه بودم اسنیپ را میکشتم که اگه این طور باشه دلیل این همه اطمینان دامبلدور به اسنیپ معلوم میشه و معلوم میشه چرا دامبلدور به اخطلرهای تریلانی گوش نمی کرده (من کتاب اینترنتی سایت را مثال میزنم ((صفحه205کتاب 6 جلد2)) تمامی واقعه توسط تریلانی پیشگویی شده بود ... یک ذره فکر کنید . ببینید چقدر درست در میاد


اگه خواستي قاتل بشي، همه رو بكش، چون اگه يه نفر رو هم زنده بزاري، مياد و انتقام


Re: مرگ دامبلدور: حقه یا حقیقتی تلخ؟
پیام زده شده در: ۶:۰۷ شنبه ۱۷ تیر ۱۳۸۵

دزيره


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۲:۳۸ پنجشنبه ۲۶ خرداد ۱۳۸۴
آخرین ورود:
۰:۲۲ پنجشنبه ۲۲ تیر ۱۳۹۶
از ماه
گروه:
کاربران عضو
پیام: 202
آفلاین
اهان...آره...من کاملا با ارباب تاریکی موافقم...
اصلا خوده دامبلدور با اسنیپ برای چنین روزی نقشه کشیده بودند...
و اینکه ممکنه اسنیپ بعد از کارای مشکوک مالفوی به دامبلدور هشدار داده باشه...



Re: مرگ دامبلدور: حقه یا حقیقتی تلخ؟
پیام زده شده در: ۲۲:۳۴ جمعه ۱۶ تیر ۱۳۸۵

ارباب تاریکی ها


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۸:۳۴ پنجشنبه ۲۹ دی ۱۳۸۴
آخرین ورود:
۱۸:۲۹ دوشنبه ۶ شهریور ۱۳۸۵
از سرزمین ناشناخته سیاه
گروه:
کاربران عضو
پیام: 20
آفلاین
دامبلدور اصلا نمرده که بخوایم سر حق یا ناحق بودنش بحثی بکنیم و همون طور که دوستان اشاره کردن دلایل کافی برای زنده بودن دامبلدور هست :
1- دامبلدور به اسنیپ اصرار میکرده که اونو جلوی همه بکشه ولی اون راضی نمی شده (بحثی که با هم در جنگل داشتند) و اون شب هم از سیوروس خواهش کرد که اونو بکشه
2- آواداکداورا طلسمیه که باید حتما خشم و نفرت و لذت بردن از مرگ کسی رو داشته باشی و طلسم رو اجرا کنی تا کسی رو بکشه و همچنین اسنیپ هم می تونسته بدون احساس لذت از مرگ دامبلدور اون طلسم رو به اجرا در آورده باشه و یا حتی به طور غیر لفظی طلسمی دیگر رو به کار برده باشه و اگر این طور باشه طلسمی تقلبی به کار رفته ...
3- نحوه ی مرگ توسط طلسم خیلی متفاوت بود و دامبلدور رفت هوا و پرت شد و همچنین زخم هایی را روی صورت او ایجاد کرد در صورتی که این طلسم بلافاصله شخص را می کشد و زخمی را روی بدن او ایجاد نمی کند...
4- چوبدستی دامبلدور غیبش زد و همین طور احتمالا جان پیچ هم عوض شد چون دامبلدور اون قدر احمق نبود که اون موقعی که قاب آویز رو پیدا کرده بو نگاهش نکنه که ببینه تقلبیه یا نه
5- ققنوس دامبلدور میتونه هر کسی رو درمان کنه و اون موقعی هم که داشتن اون رو دفن می کردن یه دفعه جنازه آتش گرفت و قبری روی او را پوشاند و ققنوس از بالای آن پرواز کرد...


امضا :
ارباب تاریکی ها
مخترع جادوی سیاه و جان پیچ و مخترع بسیاری از معجون های سمی و ذهن جویی و چفت شدگی و ...


Re: مرگ دامبلدور: حقه یا حقیقتی تلخ؟
پیام زده شده در: ۱۸:۳۷ سه شنبه ۱۳ تیر ۱۳۸۵

ginny


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۴:۰۱ سه شنبه ۱۳ تیر ۱۳۸۵
آخرین ورود:
۱۳:۳۰ سه شنبه ۳۱ مرداد ۱۳۸۵
از panahgah
گروه:
کاربران عضو
پیام: 5
آفلاین
به نظر من اسنیپ به دامبلدور وفاداره!!هر چی باشه ولدمورت نتونست دامبلدورو بکشه!!!حالا این وسط اسنیپ چی کار میتونه بکنه؟؟؟؟مگه دامبلدور نتونست بدون چوب دستی هری رو زیر شنل خشک کنه؟؟خب حتما می تونست از پس اسنیپ هم براد دیگه نه؟؟؟مگه دامبلدور با اسنیپ تو جنگل بحث نمی کرد؟؟خب شاید سر همین نمایش بود!!!بعد موقع دفن دامبلدور تو کتاب نوشته بود که هری به آسمان نگاه کرد و ققنوس رو دید که با خوشحالی در آسمان پرواز می کرد!!تو کتاب یکش هم دامبلدور گفته بود که من بدون شنل نامرئی هم میتونم نامرئی شم!!!پس احتمالا دامبلدور اصلا نمرده!!!!


عشق بزرگ ترین جادوست..........


Re: مرگ دامبلدور: حقه یا حقیقتی تلخ؟
پیام زده شده در: ۱۳:۱۳ یکشنبه ۴ تیر ۱۳۸۵

SataniC PrincE


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۳:۳۲ دوشنبه ۷ فروردین ۱۳۸۵
آخرین ورود:
۲۲:۵۸ پنجشنبه ۲۸ شهریور ۱۳۸۷
از یه جای خوب توی هاگوارت
گروه:
کاربران عضو
پیام: 95
آفلاین
سلام به کورماک مک لاگن که دلایل جالبی آورد !

من همه ی دلایل رو قبول دارم ( قبلاً خیلی روش بحث شده بود ! )
اما یه نکته اینکه :
من یادم نمی آد جایی خونده باشم که دامبلدور از بالای برج به پایین پرت شده باشه ! ( دامبلدور افتاد روی دندانه موشی ها ! اون ها هم بالای برجن ( لبه ی برج ! ) )
اما این تنها مشکلی بود که من دیدم !
با بقیش موافقم !


ارادت مند ! منه کارمند !
شاهزاده ی شیطانی SataniC PrincE سابق !








شما می ‌توانید مطالب را بخوانید
شما نمی توانید عنوان جدید باز کنید
شما نمی توانید به عنوان‌ها پاسخ دهید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را ویرایش کنید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را حذف کنید
شما نمی توانید نظر سنجی اضافه کنید
شما نمی توانید در نظر سنجی ها شرکت کنید
شما نمی توانید فایل‌ها را به پیام خود پیوست کنید
شما نمی توانید پیام بدون نیاز به تایید بزنید
شما نمی توانید از نوع تاپیک استفاده کنید.
شما نمی توانید از HTML در نوشته های خود استفاده کنید
شما نمی توانید امضای خود را فعال/غیر فعال کنید
شما نمی توانید صفحه pdf بسازید.
شما نمی توانید پرینت بگیرید.

[جستجوی پیشرفته]


هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است. ۱۳۹۹-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.