هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل


در حال دیدن این عنوان:   1 کاربر مهمان





پاسخ به: طرح نقد پست های دیاگون!
پیام زده شده در: ۱۹:۵۴ سه شنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۳
#30

سیوروس اسنیپ old


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۸:۵۴ یکشنبه ۲ شهریور ۱۳۹۳
آخرین ورود:
۱۵:۲۸ پنجشنبه ۲ اردیبهشت ۱۳۹۵
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 499
آفلاین
نقد پست 190 مغازه ویزلی ها- کرنلیوس آگریپا

مستر آگریپای عزیز!به نقدخونه محقر ما خوش اومدین.

خوشحالم که می بینم بالاخره سوژه داره روند عادیشو طی می کنه.کارتون از این جهت خوب بود.

در مورد پستتون ابتدا به ساکن عرض کنم کمی طولانیه.یعنی کمی بیش از حد لازم طولانیه و همین باعث میشه حتی اگر بسیار جذاب باشه خواننده حوصله خوندنشو نداشته باشه ضمن اینکه کار برای نفر بعدی که می خواد پست ادامه بده کمی سخت میشه.
نقل قول:
که ییهو جرج یه لبخند colgate رو صورتش ظاهر شد.

این جمله بار طنز خوبی داشت اما دقت کنین که از شکلک در چه زمانی استفاده می کنین.لزوم نداره وقتی لینک لبخند رو دادین در کنارش از شکلکش هم استفاده کنین.شکلک ها معمولا تو دیالوگ استفاده میشن نه در انتهای جملات توصیفی.در این مواقع باید خیلی محتاط عمل کنیم چون استفاده غیر لازم از شکلک ها در این مواقع می تونن تاثیر عکس به جا بذارن و از زیبایی و بار طنز جمله کم کنن مثل همین قسمت از جمله شما که بدون شکلک به قدر کافی قوی بود.این ایراد در قسمت های مختلف پست هم تکرار شده:
نقل قول:
جرج انگار از خواب بیدارش کرده باشن سرشو تکون داد .

نقل قول:
برای ناظر‌ها و بانو دست تکون داد و به صورت عجیبی‌ به آنها ذول زد

ذول نه!زل!
نقل قول:
سعیشونو کردن که کلمه‌رو حرف به حرف بخونن که البته صحنهٔ خنده داری بود

در تمام این جملات که در بخش غیر دیالوگ پست به کار رفتن جملات به خودی خود منظور و مفهوم طنز رو به خوبی منتقل می کردن.در عوض من تصور می کنم تو برخی از دیالوگ هاتون میشد از شکلک برای جذاب تر کردنشون استفاده کرد که تقریبا تو هیچ دیالوگی این کارو نکدین!
این نکته رو فراموش نکنین شکلک ها در پستای طنز به نویسنده این امکانو میدن تا به جای توصیف حالت شخصیت ها از اونا استفاده کنه.
نقل قول:
راستش با این افسونای فلش بک سوروس و معجون‌های هکتور و بالاخره مورگنا که ییهو افتاد رو سرمون اصلا دیگه حالیم نیست چه سالیه...

اشارتون به اینکه چه بر سر روند سوژه اومده خلاقیت قشنگی بود.ولی جسارتا مورگانا صحیحه!
این ایراد تو قسمت ها دیگه پست هم دیده میشه.قبل از ارسال پست همیشه یه دور دیگه اونو بخونین تا این ایرادات به حداقل برسن.همیشه تو پستایی به این اندازه وجود یکی دوتا غلط املایی و نگارشی ایرادی نداره ولی بیشتر از این تعداد چندان جالب نیست.
نقل قول:
فرد و جرج قیافشون نآگهان به سفیدی ماه شب چهارده می‌شه!

افعال پست شما به صورت گذشته به کار رفتن ولی فعل جمله اینجا به زمان حال برگشته.به زمان افعال پست دقت داشته باشین.
نقل قول:
گوریل انگوری وارد میشود...اهم منظورم اینه که کرنلیوس بزرگ وارد میشود

این جمله بار طنز خوبی داشت.پسندیدیم!

استفاده از سه نقطه در پایان پست ایده خوبی نبود.حتی نیازی به جمله تو پرانتز نبود.شما می تونستین پست رو در همین قسمت و تا دیالوگ آگریپا به حال خودش بذارین و نوشتن ادامه دیالوگ هاشو به تخیل نفر بعد واگذار کنین.

پیشبرد سوژه تون خوب بود.ورود به موقع آگریپا تو حل مشکل ویزلی ها تونست وقفه ای که تو سوژه افتاده بود رو از بین ببره و حالا سوژه مسیر خودشو پیدا کرده.همینطور به اندازه کافی موضوع برای ادامه دادن در اختیار نفر بعدی قرار دادین.کارتون بس قابل ستایش بود!

من فکر می کنم شما در همین پست موفق شدین تا حد قابل قبولی شخصیت آگریپارو به خواننده بشناسونید. همینطور فرد و جرج شما تقریبا همونایین که ما می شناسیم.شخصیت پردازیتون خوب بود.فقط شخصیت سوروس و هکتور و مورگانا که از پست گذشته تو سوژن اینجا عملا بی استفاده موندن. خوب بود اونا هم یه نقشی تو پست شما ایفا می کردن.زیاد برای خواننده ملموس نیست که این سه شخصیت در سوژه باشن ولی نسبت به این وقایع هیچ واکنشی نشون ندن و عملا در حد یه هویج! ظاهر بشن.

پست شما یه پست طنز محسوب میشه و من فکر می کنم شما می تونین بهتر از این بنویسین.جمله بندی ها و توصیف صحنه هاتون قابل قبولن و نشون دادین که قدرت پردازش شخصیتی رو که برداشتین دارین.

با آرزوی موفقیت



ویرایش شده توسط سیوروس اسنیپ در تاریخ ۱۳۹۳/۷/۲۲ ۲۰:۳۰:۵۶


پاسخ به: طرح نقد پست های دیاگون!
پیام زده شده در: ۴:۱۹ سه شنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۳
#29

کرنلیوس آگریپاold


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۳:۰۹ یکشنبه ۲۸ مرداد ۱۳۸۶
آخرین ورود:
۰:۰۱ دوشنبه ۴ آبان ۱۳۹۴
گروه:
کاربران عضو
پیام: 57
آفلاین
سلام بر ناظران کوچه. بنده تصمیم گرفتم اولین پست طنزمو توی فروشگاه برادران ویزلی بذارم... حالا امیدوارم که به تاپیک گند نخورده باشه (با توجه به گذشته وخیمش). خلاصه اگر بتونین اینو نقد کنین ازتون تشکرمندم... آهان و می‌خوام بدونم اصلا خنده دار هست یا نه. این جوری می‌تونم طنزمو حالا که هنوز شخصیتمو زیاد ثابت نکردم عوض کنم.



پاسخ به: طرح نقد پست های دیاگون!
پیام زده شده در: ۲۳:۲۴ شنبه ۱۹ مهر ۱۳۹۳
#28

سیوروس اسنیپ old


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۸:۵۴ یکشنبه ۲ شهریور ۱۳۹۳
آخرین ورود:
۱۵:۲۸ پنجشنبه ۲ اردیبهشت ۱۳۹۵
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 499
آفلاین
نقد پست 189-مورگانا لی فای

آه مورگانای عزیز چقدر خوشحالم اینجا می بینمت.منو هکتور خیلی ازت ممنونیم. چقدر نیاز به کسی داشتیم تا این سوژه رو نجات بده!

نقل قول:
شتروق....

میوو....

- از روی من بلند شو ویزلی گنده بگ!!!

ورود مورگانا به سوژه قشنگ بود.اما کمی غیر منتظره بود.منظورم اینه که یکمرتبه اتفاق افتاد و خواننده براش آماده نبود.در اینجور مواقع خوبه کمی توضیح بدین.مثلا بعد از این جملات اشاره می کردین مورگانا یکمرتبه وسط کادر ظاهر شده و بر حسب اتفاق روی سر یکی از ویزلی های توی سوژه جسم یابی کرده.
همینطور صحنه رو به رویی مورگانا با برادران ویزلی می تونست جالبتر از این باشه.هرچی باشه مورگانا یه مرگخواره و دید چندان مثبتی به برادران دردسر درست کن ویزلی نداره. اینجا می تونست چشمه ای از قدرتاشو به اونا نشون بده یا ساتینو بفرسته دنبالشون و... من تصور نمی کنم مورگانا به همین سادگی از خیر سر به سر گذاشتن دوقلوهای ویزلی بگذره.به ویژه که باعث زمین خوردنش هم شدن.حتی پست شما می تونست فقط توصیف همین رو به رویی باشه. هرچند شما با هدف والاتری پست زدین ولی سعی کنین این جور صحنه هارو از دست ندیدن.
نقل قول:
میوووو...خرچـــ ( افکت جر خوردن لباس فرد یا جرج... هر کدوم که افتاده بودن روی ساتین)

استفادتون از پرانتز اینجا به جا بود. معمولا از پرانتز جایی که نیاز به توضیح بیشتر داره استفاده میشه.با این همه به شکلک پایانی نیازی نبود.شکلک ها بیشتر تو دیالوگ ها استفاده میشن و خیلی کم اتفاق می افته ازشون تو جملات توصیفی غیر دیالوگ استفاده بشه.در این مواقع برای استفاده از شکلک باید بسیار دقت داشته باشیم. چون یه شکلک نا به جا می تونه زیبایی اون قسمت از جمله رو کم کنه.
واگذار کردن حدس این موضوع به خواننده که لباس کدوم یکی از دوقلوها توسط ساتین پاره شده و در لفافه یادآوری شباهت بی حد ایندو به هم اشاره ظریف و زیبایی بود.
نکته دیگه اینکه مورگانا وارد سوژه میشه و جاییکه فرد و جرج ویزلی از قبل تو سوژه بودن ظاهر میشه.به نظرتون عجیب نیست که مورگانا افتاده زمین و زیر برادران ویزلی مدفون شده؟در واقع اگر مورگانا در سوژه ظاهر شده اونم جاییکه برادران ویزلی بودن منطقی تر اینه که اونا زیر مورگانا دفن بشن. خود من به عنوان خواننده پست شما این نکته به ذهنم رسید که جای مورگانا باید با اون نفر عوض بشه یا حداقل برای اینکه چرا مورگانا خورده زمین یه دلیل آورده بشه.
نقل قول:
و خاک آلود برخاست!

فکر می کنم قبلا هم توضیح دادم که استفاده از علامت(!) در انتهای جملات تاکیدی،امری و برای بیان حالات افسوس و تعجب و غیره به کار میره.حالا در انتهای این جمله جاش بود؟نه طبیعتا جمله شما یه جمله خبری ساده ست بدون هیچ تاکید یا حالت امری و...
در استفاده از علایم نگارشی هم به اندازه شکلک ها لازمه محتاط باشیم چون استفاده نا صحیح می تونه از زیبایی جملات کم کنه.
نقل قول:
چند دقیقه بعد هکتور که سرش را پایین انداخته و معلوم نبود چه چیزی را با چرتکه عهد سالازارش حساب میکرد، سینه به سینه مورگانا قرار گرفت

شما تا این قسمت سوژه رو از دید مورگانا روایت کردین ولی اینجا زاویه دید داستان یه لحظه از روی مورگانا به طرف هکتور تغییر مسیر داده.یه تغییر خیلی ناگهانی و بدون مقدمه. این تغییرات اگر بدون دلیل اتفاق بیافتن برای خواننده آزار دهنده هستن.مثلا بهتر بود می نوشتین چند دقیقه بعد مورگانا و هکتور سر پیچی به هم می رسن و هکتور با مورگانا سینه به سینه میشه و باعث میشه مورگانا بیافته روی زمین و یا هکتور همون لحظه که مورگانا میاد حرکت کنه به خواست نویسنده جلوی مورگانا ظاهر میشه و باهاش فیس تو فیس میشه و باقی ماجرا.
نقل قول:
سوروس که از جیغ های مورگانا جا خورده بود چند قدم جلو آمد و به مورگانا کمک کرد تا برخیزد.

هوم؟حس نمی کنین اسنیپ اینجا یکم مثل خودش نیست؟در کل منظورم اینه که اسنیپ شخصیت سرد و بی روحی داره و هرچند برای همکاراش ارزش زیادی قائله ولی در ظاهر اهل کمک کردن به کسی نیست.ضمن اینکه تصور نمی کنم جیغ و فریاد کسی خیلی درش تاثیر داشته باشه!
نقل قول:
داشتم وارد گرینگاتز میشدم که الک و دولک از آسمون بر سرم نازل شدن!

این جمله تون و توصیف برادران دو قلوی ویزلی به الک و دولک خلاقیت قشنگی بود.
نقل قول:
به همین دلیل جغدی که چشم های مورگانا را هدف گرفته بود، دقیقا روی سر فرد یا جرج فرود آمد
.
یه سوال!چند خط بالاتر گفتین که مورگانا حرکت می کنه تا ناظرهارو پیدا کنه و چند دقیقه بعد با هکتور رو در رو میشه.یعنی مورگانا تو این چند دقیقه از فرد و جرج دور نشده بوده که صحنه فرود جغد رو رو سر دوقلوها دیده؟یا کوچه رو دور زده و رسیده به خونه اول جاییکه برادران دوقلو اونجا بودن؟یا اصلا برادران ویزلی دنبال مورگانا راه افتادن؟این قسمت از سوژه خواننده با یه علامت سوال رو به رو شده. خوب بود براش یه توضیحی میاوردین تا خواننده دلیل حضور فرد و جرج رو در این قسمت بدونه.

توصیف صحنه هاتون مثل همیشه خوبن و ظاهر پستتون مرتبه و مناسب حال خواننده.
خاطرم هست یه بار تو پخ گفته بودین طنز نویسیتون خوب نیست و من در پاسخ گفتم این چیزه که به تدریج یاد میگیرین.این پست شما گواه اینه که حرفم درست بوده. این پست نسبت به پستهای قبلیتون بار طنز بیشتری داره.

شما با ویژگی ها و وظایف شخصیت های ایفا تو این مدت کم آشنا شدین و از این شناخت تو پستتون هم استفاده کردین.مثل اشاره به نظارت اسنیپ و هکتور تو کوچه دیاگون و علاقه هکتور به معجون سازی و خوروندن معجون به ملت و....آفرین.
ورودتون به سوژه و برگردوندنش به مسیر اصلی واقعا حرکت تحسین برانگیز و خلاقانه ای بود به ویژه اینکه من داشتم کم کم به قفل کردن تاپیک فکر می کردم!در اینجا از طرف خودم و هکتور بازم تشکر می کنم.

با آرزوی موفقیت


ویرایش شده توسط سیوروس اسنیپ در تاریخ ۱۳۹۳/۷/۲۰ ۱:۴۸:۳۹


پاسخ به: طرح نقد پست های دیاگون!
پیام زده شده در: ۲۳:۴۳ جمعه ۱۸ مهر ۱۳۹۳
#27

مورگانا لی فای old


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۴:۳۲ سه شنبه ۲۵ شهریور ۱۳۹۳
آخرین ورود:
۷:۵۵ شنبه ۱۵ اسفند ۱۳۹۴
از من دور شو جادوگر!
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 403
آفلاین
با درود و تقدیم احترام، درخواست نقد و بررسی اوشون دارم

با تشکرجات فراوان


تصویر کوچک شده



?How long will you have me in your memory
Always



Перерыв сердца людей. Осколки может сделать вас ударить ...
Кинжал в сердце иногда ... иногда ... иногда горло вашим отношениям веревки!
Святые люди ... черные или белые ... не сломать чью-то сердце.


پاسخ به: طرح نقد پست های دیاگون!
پیام زده شده در: ۲۲:۱۷ سه شنبه ۸ مهر ۱۳۹۳
#26

سیوروس اسنیپ old


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۸:۵۴ یکشنبه ۲ شهریور ۱۳۹۳
آخرین ورود:
۱۵:۲۸ پنجشنبه ۲ اردیبهشت ۱۳۹۵
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 499
آفلاین
جینی عزیز اول از همه یه اشاره بکنم که مورد استفاده تاپیک پیام امروز اطلاع رسانی اخبار هری پاتر در محدوده سایته.پست شما چنین ویژگی هایی رو نداره جز کمی در اول پستتون و بسیار شبیه خاطرات روزمره یه زن خانه داره.قبل از ارسال پست در این تاپیک بد نبود یه نگاه به اینجا و اینجا می نداختین.

پست های خبری یکی از انواع پست های تکی هستن. با یک تفاوت که اینجور پستا احتیاج به یه سوژه مشخص و هیجان انگیز دارن. یه خاطره ساده یا یه اتفاق نه چندان غیر عادی نمی تونه ارزش خبر شدن رو داشته باشه. و چیزی که ارزش خبری ند اشته باشه در این نوع از تاپیک ها نمی تونه خواننده رو جلب کنه.یا قسمتی که درباره ورود هری به آشپزخونه توضیح داده شده هم بیشتر حالت خاطره داره.در هیچ گزارشی احساسات خصوصی نویسنده تا این حد توضیح داده نمی شه.ولی اگه این تاپیک خبری نبود توصیف اون قسمت جالب محسوب می شد.صحنه و احساسات به شکل روشن و خوبی توضیح داده شده.

مشکل اصلی این پست اینه که چیزی که ادعا می کنه نیست. زندگی روزانه جینی ویزلی نیست!
این پست گزارشی درباره زندگی جینی ویزلیه. خیلی وارد جزئیات شده. اگه پست مثلا در خاطرات یاران ققنوس زده می شد اشکالی نداشت. ولی توضیح درباره اینکه جینی چطور موهاشو جمع می کنه یا هری چقدر به فرنی علاقه داره، در این تاپیک می تونه برای خواننده خسته کننده باشه.

نقل قول:
اوه!هری بیدار شده!

میچینم.همینطور که زیر لب آهنگ "رقص با ماتیلدا"رو زمزمه میکنم،


می بخشید دقیقا اینجا چه چیزی می چینین؟
اگر مقصود شما واقعا چیدن بوده خوب بود به طور دقیق توضیح می دادین چی میچینین.گل؟برای سر میز صبحونه؟
یا شاید می خواستین بشینین؟توصیه م همیشه اینه که قبل از ارسال پست یه بار با دقت بخونینش.تو نقد تکالیف هاگوارتز هم این موردو براتون توضیح دادم.اگر منظور شما رو از سایر جملات پست میشد فهمید شاید این اشتباه چندان به چشم نمی یومد ولی در حال حاضر نقش اساسی پیدا کرده چون منظورتون رو نمیشه از سایر جملات فهمید و در اینجا شما خواننده رو با یه علامت سوال بزرگ برای فهمیدن اینکه مقصود واقعیتون چی بوده رو در رو کردین.

توصیف نگرانی جینی برای بچه هاش، نگرانی هری درباره جینی و نگاه های نگران بچه ها به مادرشون دوست داشتنی بود...احساسات پاک و عشق خالص یه خانواده رو به خوبی نشون داده.ولی همونطور که گفتم به نظر من اگه در قالب یه خاطره بیان می شد بهتر بود. فرق خاطره با این تاپیک اینه که اینجا نباید فراموش کنین که دارین برای همه می نویسین. همه جادوگرا قراره این گزارش رو بخونن. برای همین گزارش ها حتی اگه درباره زندگی روزانه یه فرد باشن کمی محتاطانه تر نوشته می شن.
خاطره این حالت رو نداره. خصوصیه...نویسنده قادره احساساتشم بدون سانسور بیان کنه.


ویرایش شده توسط سیوروس اسنیپ در تاریخ ۱۳۹۳/۷/۸ ۲۳:۲۱:۰۱
ویرایش شده توسط سیوروس اسنیپ در تاریخ ۱۳۹۳/۷/۸ ۲۳:۳۰:۴۲


پاسخ به: طرح نقد پست های دیاگون!
پیام زده شده در: ۱۸:۱۹ سه شنبه ۸ مهر ۱۳۹۳
#25

جینی ویزلی


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۰:۴۵ پنجشنبه ۳ مهر ۱۳۹۳
آخرین ورود:
۲۲:۱۹ دوشنبه ۱۹ آبان ۱۳۹۳
از م نپرس!
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 125
آفلاین
اگر میشود این پست را نقد فرمایید.
با تچکر!


قدم قدم تا روشنایی، از شمعی در تاریکی تا نوری پرابهت و فراگیر !
میجنگیم تا آخرین نفس !!
میجنگیم برای پیروزی !!!
برای عـشـــق !!!!
برای گـریـفـیندور !!!!!


ارزشی انفجاری


تصویر کوچک شده




شناسه قبلی:لاوندر براون


پاسخ به: طرح نقد پست های دیاگون!
پیام زده شده در: ۲۳:۲۸ سه شنبه ۱ مهر ۱۳۹۳
#24

سیوروس اسنیپ old


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۸:۵۴ یکشنبه ۲ شهریور ۱۳۹۳
آخرین ورود:
۱۵:۲۸ پنجشنبه ۲ اردیبهشت ۱۳۹۵
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 499
آفلاین
نقد پست 20 مهدکودک دیاگون- مورگانا لی فای

مورگانای عزیز بسی خوشحالم اینجا می بینمت.هکتور سرگرم نهیه معجون جدیدی بود این شد که من خدمت رسیدم!

پستتون شروع خوبی داشت.اصولا تو رول ها معمول نیست از زاویه دید نویسنده به داستان نگاه کنیم ولی شما این سنتو شکستین و به نظر من هم خوب هم از پسش براومدین.

نقل قول:
اما از چیزی که دید شدیداجا خورد!


نقل قول:
جوری که اگر یک نفر او را میدید نمیفهمید چرا جلوی یک بچه زیر یک متر، تا این حد خم شده است!


شاید این ایراد خنده دار به نظر برسه ولی در واقع همین یه نکته می تونه از زیبایی نوشته کم کنه. از این علامت معمولا برای بیان حالت امری یا تاکید، تعجب، افسوس و...استفاده میشه و استفاده ازش درانتهای این جملات که شما با توصیف به خوبی تونستین حالتو برسونین غیر ضروری بود و کمی از تاثیر جمله تون کم کرده.

نقل قول:
- ارباب! شما؟ اینجا؟ این ریختی؟ بازی جدیده؟


در این قسمت احساس نمی کنین مورگانا کمی زودتر از اون چیزی که خواننده انتظار داره لردو شناخته؟ منظورم اینه که لرد دیگه بزرگسال نیست و الان یه پسربچه کوچیکه و اینکه عده ی کمی اونو تو این سن به یاد دارن.فکر می کنم این قسمت نیاز به توصیف و صحنه سازی بیشتری داشت.مثلا لرد جلوی مورگانارو می گرفت و با همون لحن اربابی باهاش صحبت می کرد تا مورگانا به این دلیل بشناستش و...

نقل قول:
باید بذاری من سوار این عتیقه بشم!


این قسمت خیلی خوب بود.آفرین.

اندازه پست شما خوبه.شاید کمی طولانی محسوب بشه ولی چون من خودم چنین عادتی دارم در این رابطه حق ندارم از کسی ایراد بگیرم! فقط بعضی جاها اشکالات تایپی دیدم. قبل از ارسال پست یه بار بخونیدش.این کار باعث میشه این ایرادات جزئی به حداقل برسن.

نکته دیگه اینکه تو پست شما از هیچ شکلکی استفاده نشده. از ظاهر و محتواش میشد اینجور استنباط کرد که قرار بوده یه پست طنز باشه.شکلک ها در پست های طنز از اجزای جداناپذیرش محسوب میشن. استفاده از شکلک ها به پست حالت زنده تری می بخشه و خواننده رو برای خوندنش راغب تر می کنه ضمن اینکه در بعضی قسمت ها قادرن منظور شمارو بدون توصیف کردن به خوبی به خواننده منتقل کنن.
با توجه به پست نفر قبلی پیشبرد سوژه تون خوب و قابل قبول بود و شکل مشخصی به خودش گرفت و حداقل نفر بعد می دونه قراره چیکار کنه.

شما توصیف صحنه های خوبی دارین و این نقطه قوت پستتون محسوب میشه. همینطور با وجود اینکه مدت کمیه تو ایفا هستین شخصیت پردازیتون خوب و مطابق با واقعیته. شخصیت لردتون همون موجود کله شق و یه دنده و مغروریه که می شناسیم برای همین من فکر می کنم شما توانایی اینو دارین که به مورگانا شخصیت بدین. این شخصیت تو کتاب فقط یه اسم بود و چیز زیادی ازش نمی دونیم و دست شما از این جهت بازه تا بهش شکل و هویتی که مایلین ببخشین.
موفق باشین.


ویرایش شده توسط سیوروس اسنیپ در تاریخ ۱۳۹۳/۷/۱ ۲۳:۳۳:۴۴


پاسخ به: طرح نقد پست های دیاگون!
پیام زده شده در: ۱۶:۰۰ سه شنبه ۱ مهر ۱۳۹۳
#23

مورگانا لی فای old


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۴:۳۲ سه شنبه ۲۵ شهریور ۱۳۹۳
آخرین ورود:
۷:۵۵ شنبه ۱۵ اسفند ۱۳۹۴
از من دور شو جادوگر!
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 403
آفلاین
ببخشید
با عرض سلام و خسته نباشید و اینا.... درخوست نقد اینو داشتم اگه میشه!

با تشکر!


تصویر کوچک شده



?How long will you have me in your memory
Always



Перерыв сердца людей. Осколки может сделать вас ударить ...
Кинжал в сердце иногда ... иногда ... иногда горло вашим отношениям веревки!
Святые люди ... черные или белые ... не сломать чью-то сердце.


پاسخ به: طرح نقد پست های دیاگون!
پیام زده شده در: ۲۲:۳۷ دوشنبه ۱۹ خرداد ۱۳۹۳
#22

آیلین پرنس


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۳:۳۲ شنبه ۱۱ آذر ۱۳۹۱
آخرین ورود:
۱۲:۳۵ پنجشنبه ۲۴ اسفند ۱۳۹۶
گروه:
کاربران عضو
پیام: 633
آفلاین
نقد پست شماره 14 مهد کودک دیاگون-ریونا بونز

آه ریونای عزیز وقتی پستتو دیدم فقط زاغی می دونه من اون لحظه چه احساسی پیدا کردم. ولی دوست ندارم کس دیگه ای اینو بدونه!
بگذریم از این تعارفات و تشریفات و صاف بریم سر اصل مطلب!
اولین نکته مثبتی که از پست شما دیدم ظاهرش هست. مرتبه و اندازه مناسبی هم داره. نه خیلی بلند و نه خیلی کوتاهه.
شروع پستتون به نظر من خوب بود. هستن خواننده هایی مثل من که شروع این چنینی روشون تاثیر مثبتی داره. روی خود من که چنین تاثیری داشت. منو ترغیب کرد تا ببینم علت این تعجب لوسیوس چی بوده و کنجکاو شدم تا ادامه ش رو بخونم.
نقل قول:
نگو که نمی دونی که با چوبدستیم میزنم نصفت میکنم

شاید این یه ایراد بنی اسراییلی به نظر برسه ولی حقیقت اینه که همین ایراد جزئی و کم اهمیت می تونه تاثیر منفی روی خواننده داشته باشه. وقتی بدون لزوم از یه کلمه دوبار در جمله استفاده بشه.
نقل قول:
نگو نمی دونی که می زنم با چوبدستیم نصفت می کنم.

الان بهتر نشد؟ همین یه نکته کوچیک می تونه ظاهر بهتری به جمله شما ببخشه.
نقل قول:
لوسیوس آب دهانش را قورت داد و مِن مِن کنان گفت:
_ اربااااب

در این قسمت از جمله شما اینجور بر داشت میشه که لوسیوس از واکنش احتمالی لرد با توجه به شناختی که ازش داره نگران و وحشت زده ست. خواننده توقع داره ترس و وحشت نگرانی و اضططراب لوسیوس رو ببینه و در اون لحظه احتمال اندوه یا بغض خیلی کمه. بهتر بود در این قسمت از یکی از این شکلک هایی که گفتم برای بیان حالت لوسیوس استفاده می شد.
نقل قول:
لوسیوس دست دراکو رو گرفت و گفت:
از سخاوت تون ممنونم ارباب! بیا بریم یه جایی واسه خودمون پیدا کنیم دراکو.

در این توصیف لوسیوس چه حسی داشته؟از پررویی لرد خشمگین شده؟داره به طور غیر مستقیم لردو به خاطر سخاوت نداشته اش مسخره می کنه؟یا علاقه منده هرچه زودتر ازش دور بشه؟ طبیعتا با توجه به جمله بعدی شما فرض آخر صحیحه ولی فکر کنیم پست شما تا همینجا بود. در این صورت خواننده دچار یه جور سردرگمی میشه که لوسیوس در اون لحظه چه حس و حالی داشته.
یکی از هنر های نویسندگی همینه که نویسنده بتونه منظورش رو به خواننده بفهمونه. به نظر من شما یا می تونستین توضیح بیشتری بدین مثلا:
نقل قول:
لوسیوس درحالیکه دست دراکو را محکم گرفته بود و به شکل محسوسی فاصله اشان هر لحظه با لرد بیشتر میشد

یا حتی راهکار ساده تری وجود داره. استفاده از شکلک ها. شما با کمک شکلک ها می تونید حس شخصیت ها در اون لحظه رو به خواننده تون منتقل کنید و چیزی رو که تو ذهنتونه بهش بفهمونین.
نقل قول:
_ پس ما هم به شما افتخار می دهیم تا با شما یک جا اقامت کنیم! لوسیوس در کنار خود برای ما نیز جایی اماده کن!

این جمله خیلی خوب بود. یه طنز خوب و یه توصیف درست و حسابی از شخصیت لرد. توصیفی که با شخصیتی که از لرد تو ذهنمونه کاملا منطبقه. از خوندن این جمله واقعا خیلی لذت بردم. آفرین.
شما به کمک خط فاصله پستتون رو به دو قسمت تقسیم کردین. یه قسمت که لرد و لوسیوس و دراکو توش حضور داشتن و قسمتی که بلا با شوق و ذوق در حال پر کردن فرم استخدام بود. برای این کار بهتره به جای خط فاصله مکانی رو که پست در قسمت دوم از اونجا شروع میشه توصیف کنید. مثلا:
نقل قول:
در همان لحظه- اتاق پذیرش مهدکودک

بولدش کنید تا نشان دهنده آغاز قسمت دوم پستتون باشه. همینطور یه اشاره کوچیکی بکنم که تو سایت رویه بر این هست که بین جملات توصیف کننده مکان و زمان با خط بالایی و پایینیشون به اندازه یه اینتر فاصله هست. مثل:
نقل قول:
لوسیوس که ناراحتی در صورتش موج می زد، ادای احترام بلند و بالایی کرد و از آنجا دور شد.

در همان لحظه- اتاق پذیرش مهدکودک


و بلا همچنان با شوق فرم استخدام مهد کودک را پر می کرد...

نکته دیگه ای که به ذهنم می رسه استفاده از علامت تعجبه. تو قسمتی که بلا داره فرمش رو پر می کنه چند بار تکرار شده.
نقل قول:
و بلا همچنان با شوق فرم استخدام مهد کودک را پر می کرد! گاهی به این فکر می کرد که چقدر خوشبخت است که می تواند از لرد کوچـــک مراقبت کند! و در عالم خیال خود را در حال بزرگ کردن لرد سیاه می دید!

این علامت یا نشانه در جمله های امر و نهی یا برای نشون دادن تعجب یا خشم یا برای تاکید به کار میرن. استفادشون تو این جملات غیر ضروری بود.
شما توصیف صحنه های خوبی دارین و به نظر من می تونید اون چیزی که تو ذهنتونه رو به خواننده منتقل کنید و مطمئنا با تمرین و رول زدن هرچه بیشتر بهتر هم میشه. ویژگی دیگه پستتون جدا از ظاهر مرتب و قابل قبول و اندازه مناسبی که داره شخصیت هاش هستن. شخصیت های شما همونایی هستن که تو ذهن خواننده جا افتادن. لرد ستمگر و زورگو و خودپسنده، بلا شیفته و شیدای لرده که براش حاضره هرکاری بکنه و... این مزیت خیلی خوبیه.
در قسمت هایی از پست غلط های نگارشی به چشمم اومدن مثل نصار(نثار) یا استفاده از کلمات محاوره ای زمانی که لحن پست شما ادبیه:
نقل قول:
نتوانست چوبدستی اش رو بیابد

نقل قول:
لوسیوس دست دراکو رو گرفت و گفت

اینا غلطایی هستن که مطمئنم با یه بار خوندن به راحتی رفع میشن. همیشه سعی کنید قبل از ارسال پستتون اون رو یه بار بخونید و بعد ارسال کنید.
نکته دیگه این شکلک چکش هست. این شکلک شدیدا وسوسه انگیزه و خودم اوایل عضویتم به شدت ازش خوشم می یومد! ولی در حقیقت استفاده از این شکلک باید محتاطانه باشه چون یه جورایی به معنی تحمیل یه نظر به خواننده ست. زمانیه که یه حرف یا کار غیر عادی از کسی سر زده. به نظر من پایان پست شما جای استفاده از این شکلک نبود. کلا بدون شکلک جمله پایانی پستتون که یکی از بهترین جملات پستتون با بار طنز قوی بود جذاب تر میشد.
نکته مثبتی که در پست شما مشاهده میشه قدرتتون تو رول زدن بدون پیش بردن سوژه ست. شما به سادگی تونستین بدون اینکه حتی سوژه رو ذره ای پیش ببرین در مورد چیزی که دلتون خواست بنویسید و توضیح بدین و سوژه رو همونجایی که بود تموم کنید. اوایل عضویتم وقتی ارباب بزرگ این حرفو می زدن من متوجه منظورشون نمی شدم ولی به تدریج و با پست زدن متوجه این هنر اصیل شدم! چیزی که تو پست شما هم به چشم می خوره. کارتون خیلی خوب بود.
پستتون روی هم رفته خوبه هرچند اشکالاتی هم توش دیده میشه. با توجه به شناختی که من از شما در طول همین فعالیت کوتاهتون پیدا کردم مطمئنم به راحتی می تونین اون هارو رفع کنید و پیشرفت کنید.
موفق باشید.



پاسخ به: طرح نقد پست های دیاگون!
پیام زده شده در: ۱:۰۴ دوشنبه ۱۹ خرداد ۱۳۹۳
#21

ریونا بونز old


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۹:۱۴ پنجشنبه ۱ اسفند ۱۳۹۲
آخرین ورود:
۱۵:۵۱ شنبه ۱۹ دی ۱۳۹۴
از کتابخونه هافل! :)
گروه:
کاربران عضو
پیام: 156
آفلاین
من الان دیدم!

لطفا پست من در مهدکودک دیاگون رو نقد کنید :)


only Hufflepuff









شما می ‌توانید مطالب را بخوانید
شما نمی توانید عنوان جدید باز کنید
شما نمی توانید به عنوان‌ها پاسخ دهید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را ویرایش کنید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را حذف کنید
شما نمی توانید نظر سنجی اضافه کنید
شما نمی توانید در نظر سنجی ها شرکت کنید
شما نمی توانید فایل‌ها را به پیام خود پیوست کنید
شما نمی توانید پیام بدون نیاز به تایید بزنید
شما نمی توانید از نوع تاپیک استفاده کنید.
شما نمی توانید از HTML در نوشته های خود استفاده کنید
شما نمی توانید امضای خود را فعال/غیر فعال کنید
شما نمی توانید صفحه pdf بسازید.
شما نمی توانید پرینت بگیرید.

[جستجوی پیشرفته]


هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است | ۱۳۹۸-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.