هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل


در حال دیدن این عنوان:   1 کاربر مهمان





پاسخ به: كلاس آموزش دوئل
پیام زده شده در: دیروز ۱۳:۳۳:۱۲

هافلپاف

الیور ریورس


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۷:۰۷ شنبه ۳۱ فروردین ۱۳۹۸
آخرین ورود:
امروز ۱۹:۲۲:۵۷
از شیون آوارگان
گروه:
کاربران عضو
هافلپاف
ایفای نقش
پیام: 31
آنلاین
بفرمایید پروفسور. خدمت شما.
منم تکلیف


با سخت‌کوشی و امید قدم به قدم قله‌ها را فتح می‌کنیم تا پرچم افتخار خود را در آسمان‌ها فرو نهیم.


پاسخ به: كلاس آموزش دوئل
پیام زده شده در: ۲۱:۳۳:۴۹ شنبه ۱۶ فروردین ۱۳۹۹

ریونکلاو

سوزانا هسلدن


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۰:۳۸:۳۳ دوشنبه ۴ فروردین ۱۳۹۹
آخرین ورود:
امروز ۱۷:۲۷:۰۱
گروه:
کاربران عضو
ریونکلاو
ایفای نقش
پیام: 37
آفلاین
بفرمایید استاد. ببخشید یکم زیادی سطح پایینه و ممنون میشم حداقل بیست و دو بدین بهم که از هاگوارتز بیرون نشم
تکلیف


Purple and black dreams, a velvet doll and the
∞ ...stars waving meتصویر کوچک شده


پاسخ به: كلاس آموزش دوئل
پیام زده شده در: ۰:۴۴:۱۶ جمعه ۱ فروردین ۱۳۹۹

گریفیندور، محفل ققنوس

اما دابز


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۶:۰۱ چهارشنبه ۶ شهریور ۱۳۹۸
آخرین ورود:
امروز ۱۸:۳۹:۱۷
از کتابخانه مرکزی
گروه:
کاربران عضو
محفل ققنوس
گریفیندور
ایفای نقش
پیام: 102
آفلاین
سلام.
بفرمایید استاد اینم تکلیف بنده.


من این رویا را خیلی دورتر از موعود تحمل می کنم! فرقی نمی کند. من آرزو دارم آزادانه پرواز کنم. از طرق آسمان آبی در قلبم . آسمان آبی دور از ذهن که در فردا ها جاری می شود.

Blue Sky in My heart

فقط در سکوت- کلمات
فقط در تاریکی - نور
فقط در مرگ- زندگی
به مبارزه شاهین ها نگاه کن؛ در آسمان خالی.

私の愛する親愛なる

مزاحم شدم؟ میشه سوال بپرسم؟
魔法の世界
レイモンド


پاسخ به: كلاس آموزش دوئل
پیام زده شده در: ۲۳:۳۸:۳۳ چهارشنبه ۲۸ اسفند ۱۳۹۸

اسلیترین

سپتیموس مالفوی


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۰:۱۲:۱۴ چهارشنبه ۱۴ اسفند ۱۳۹۸
آخرین ورود:
امروز ۱۸:۴۳:۰۴
از عمارت مالفوی ها
گروه:
کاربران عضو
اسلیترین
ایفای نقش
پیام: 21
آفلاین
سلام پروفسور اینم مجسمه ای که سفارش داده بودید


?AFTER ALL THIS TIME

ALWAYS




پاسخ به: كلاس آموزش دوئل
پیام زده شده در: ۲۰:۰۲:۴۲ دوشنبه ۲۶ اسفند ۱۳۹۸

اسلیترین

مایکل رابینسون


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۳:۱۷:۲۴ جمعه ۱۶ اسفند ۱۳۹۸
آخرین ورود:
دیروز ۸:۴۷:۲۳
از رنجی که می بریم
گروه:
کاربران عضو
اسلیترین
ایفای نقش
پیام: 11
آفلاین


پاسخ به: كلاس آموزش دوئل
پیام زده شده در: ۲۱:۳۶:۰۹ شنبه ۲۴ اسفند ۱۳۹۸

ریونکلاو

آیلین پرینس


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۰:۳۲:۴۹ پنجشنبه ۲۴ بهمن ۱۳۹۸
آخرین ورود:
امروز ۱۵:۵۲:۵۶
از روی بازو های ارباب
گروه:
کاربران عضو
ریونکلاو
ایفای نقش
پیام: 55
آفلاین
بالاخره از محفل رسیدم خونه ریدل ها


ocean is only blue

and like bots





پاسخ به: كلاس آموزش دوئل
پیام زده شده در: ۱۹:۱۴:۰۴ جمعه ۲۳ اسفند ۱۳۹۸

ریونکلاو، محفل ققنوس

ریموند


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۴:۵۰ چهارشنبه ۱۴ فروردین ۱۳۹۸
آخرین ورود:
امروز ۱۸:۰۶:۱۷
از اون شاخاش
گروه:
محفل ققنوس
کاربران عضو
ایفای نقش
ریونکلاو
پیام: 253
آفلاین
سلام استاد! ایشون خدمت شما!



پاسخ به: كلاس آموزش دوئل
پیام زده شده در: ۱۳:۰۰:۴۰ جمعه ۲۳ اسفند ۱۳۹۸

هافلپاف

ارنى پرنگ


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۱:۴۳ دوشنبه ۲۱ اسفند ۱۳۹۶
آخرین ورود:
امروز ۱:۳۷:۴۳
گروه:
ایفای نقش
هافلپاف
کاربران عضو
پیام: 174
آفلاین
جلسه ی دوم کلاس آموزش دوئل.
تمرینات این جلسه را در تاپیک **همانند يك سفيد اصيل بنويسيد** ارسال کنید.


ارنست پرنگ با صدای زنگ ساعتش بیدار شد. با عجله لباس هایش را پوشید و با شتاب پشت اتوبوس شوالیه نشست و قان قان کنان خودش را تا در کلاس رساند و داخل پرت کرد.
-اوه بچه ها متاسفم که کمی دیر کردم. ب..بچه ها؟

فقط مستخدم پیر هاگوارتز در حال جاروکردن کلاس بود.ارنست بار دیگر به ساعتش نگاه کرد.

-فقط نیم ساعت دیر کردم. امکان نداره به خاطر نیم ساعت تاخیر کلاس تعطیل بشه.
-به خاطر نیم ساعت نه. اما به خاطر یک روز و نیم ساعت چرا.
-چی؟
-میتونی تقویم رو نگاه کنی.

ارنست با تردید به سمت تقویم رفت و چشمانش را برای دیدن ان چیزی که دید لعنت کرد. او یک روز تمام تاخیر کرده بود. اینطوری حتما اخراج میشد.

-الان کجان؟
-کیا؟
-دانش اموزا. اونا الان کجان؟
-برای اردو رفتن به مقر محفل ققنوس. اما... .

ارنست خودش را به سرعت به محفل رساند و وارد شد. دانش اموزان در صف های منظم دنبال تور لیدر در حرکت بودند و به همه جا سرک میکشیدند. ارنست خودش را جلو رساند و کمی با تور لیدر صحبت کرد بعد هم لگدی زیر تورلیدر زد و از موضوع خارجش کرد، پست تدریس تا همینجا هم بدون هیچ نکته ی اموزشی بیش از حد طولانی شده بود. ارنست میکروفون را برداشت و شروع به صحبت کرد.
-خب دانش اموزان عزیز تدریس جلسه ی دوم کلاس اموزش دوئل را شروع میکنیم.

دانش اموزان وسط اردو:

-خب هم تفریح میکنیم و محفل رو میبینیم هم درس میدیم چطوره؟

دانش اموزان: جیغ و دست و هورا.

ارنست به سمت اولین اتاقی که دید رفت. بالای اتاق نوشته شده بود. مانند یک صفید اصیل بنویسید.
-خب دانش اموزان عزیز این اتاق، اتاقیه که اصیل ترین جادوگران دست به چوب میبرند و اثری جاودانه از خودشان باقی میگذارند. در این اتاق از آموزش تکنیک های حرفه ای دوئل تا نوشتن خاطرات لذت بخش انجام میشود. بهتره بریم داخل.

داخل اتاق اسطوره های محفل در حال تمرین و دوئل کردن بودند. ارنست با دیدن ان صحنه چیزی به ذهنش رسید.

بچه ها چطوره این دفعه با یک اسطوره ی محفلی دوئل کنید؟

بچه ها هاج و واج مانده بودند که چطور با چنین ابرقدرت هایی دوئل کنند و زنده بمانند اما ارنست خیال انهارا راحت کرد و یکدفعه بین دو دوئل کننده پرید و طلسمی به شانه اش گرفت و رد بسیار خفیفی گذاشت.
محفلی ها همه پشت سر هم داخل صف رفتند. یکی از دانش اموزان ریونکلاوی پرسید:
- چرا صف تشکیل دادین؟
-میخوایم بوس کنیم زودتر خوب شه.

و ارنست با افکت دیدین گفتم خطری نداره به بچه ها اشاره کرد که حریفی برای مبارزه انتخاب کنند.

تمرین: یکی از محفلی ها یا جادوگران سفید تاریخ را انتخاب کرده و با وی دوئل کنید. 29 امتیاز!

توجه: جادوگران سفید از طلسم های ممنوعه استفاده نمیکنند.
توجه: جادوگران سفید به شما اسیب جدی نمیزنند.
توجه: برنده شخصی است که بتواند سه طلسم را به جادوگر مقابل خود بزند.

یک امتیاز در صورتی که شما شخص برنده باشید به شما تعلق خواهد گرفت.


تصویر کوچک شده


پاسخ به: كلاس آموزش دوئل
پیام زده شده در: ۱۲:۰۹:۱۴ جمعه ۲۳ اسفند ۱۳۹۸

هافلپاف

ارنى پرنگ


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۱:۴۳ دوشنبه ۲۱ اسفند ۱۳۹۶
آخرین ورود:
امروز ۱:۳۷:۴۳
گروه:
ایفای نقش
هافلپاف
کاربران عضو
پیام: 174
آفلاین
نمرات این دفعه :

باهوشکلاو

لینی وارنر: 25+5=30
همه چی خیلی سریع اتفاق افتاد.


ریموند:5 +23=28
اینکه با خود پروفسور دوئل کنی خلاقیت اضافه ای بود که به خرج دادی. شجاعانه هم بود. از وردی که انتخاب کردی استفاده نکردی. باید استفاده میکردی و توضیح میدادی نه اینکه قفط لفظش رو بگی. با اینکه اضافه کردی "ادامه وِرد کروشیو از دهن ارنست خارج نشد!" اما کافی نبود.


مغرورترین

سپتیموس مالفوی: 5+22=27
مقیاس نمره دهی، خلاقیت در انتخاب طلسم و نحوه ی استفاده از اون بود. ورد خلاقانه ای پیدا کردین. اما ازش استفاده نکردین. انتظار داشتم که وقتی ای چنین طلسمی استفاده میکنین حداقل بقیه بتونن آثار و نتایجش رو ببینن برای همین خواستم من و دیگر دانش اموزان هم اونجا باشیم. بهتر بود در مورد اینکه حریف تون چطور داره می شکنه و در کدوم سمت و ... توضیح میدادین.


درسته که بحث خلاقیت بود اما انتخاب ورد خلاقانه پنج امتیاز و استفاده ی خلاقانه از اون 25 امتیاز داشت که بر این مقیاس نمره دهی شدین. موفق باشین.


تصویر کوچک شده


پاسخ به: كلاس آموزش دوئل
پیام زده شده در: ۰:۳۰:۵۳ یکشنبه ۱۸ اسفند ۱۳۹۸

اسلیترین

سپتیموس مالفوی


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۰:۱۲:۱۴ چهارشنبه ۱۴ اسفند ۱۳۹۸
آخرین ورود:
امروز ۱۸:۴۳:۰۴
از عمارت مالفوی ها
گروه:
کاربران عضو
اسلیترین
ایفای نقش
پیام: 21
آفلاین
1-فرض کنید در دوئل یک نفر با یکی از این هفت طلسمی که بالا نوشتم به شما حمله میکنه. سراغ کتاب ویکی جادو برید و خلاقانه ترین ورد برای دفاع اون طلسم رو پیدا کنید.
و طریقه دفع کردن اون طلسم با وردی که انتخاب کردین رو در طی یک رول بنویسید.

***
-پایان کلاس
پرفسور پرنگ این رو گفت و از کلاس خارج شد
و مثل همیشه سپتیموس بود که می خواست اول از همه از کلاس خارج بشه بلند شد کتاب هایش را در آغوش گرفت و خواست بیرون بره که دردی در بدنش پیچید
همینطور که از درد روی زمین به خودش می پیچید
سعی کرد غرور و تعصبش رو حفظ کنه و بلند شه. بلاخره از جا بلند شد و به عقب برگشت و با دیدن سه پسر که از شدت خنده در حال ریسه رفتن بودن به شدت عصبانی شد و چهره ای ترسناک به خود گرفت و سه پسر بخاطر ترس از چهره ترسناک و خوف انگیز او ساکت شدند ولی یکی از اونها جرعت به خرج داد و جلو امد.
-من..من می خوام تو رو به نبرد بطلبم...می خوام...می خوام روت رو...روت رو کم کنم
دست به سینه شد و پوزخندی که به گفته دوستاش جادوگر کش بود زد.
-عه نه بابا جدی...تو روی منو کم کنی؟
-همین چند ثانیه پیش که نقش بر زمین شدی
-خب...اون موقع از پشت خنجر زدی
-کوروشیو...
سپتیموس خودش رو به طرف دیوار کلاس پرت کرد که چشمش به پروفسور افتاد که با لبخندی ملیح به او نگاه می کرد.
پسر بالای میز استاد رفت و با اقتدار ورد رو تکرار کرد
-کوروشیو...
و بار دیگر جا خالی داد ولی دیگه صبرش سر اومده بود. سپتیموس به اون درجه از خشمش رسیده بود که آدمم می تونست بکشه یه قدم به جلو برداشت و گفت.
-خودت خواستی پسر جون
چوب دستی اش را به سمت میز گرفت.
-کورو..
-دلتریوس...
پسرک فریاد بلندی کشید و بر زمین افتاد . جادوآموزان و حتی پروفسور به خنده افتادند ولی سپتیموس به پوزخندی تحقیرآمیز بسنده کرد . و حالا این پسر بود که روی زمین به خود از درد می پیچید و از درد زمین را گاز می زد.
پروفسور بلاخره جلو آمد و با احتیاط او را از زمین بلند کرد و با دوستانش او را به درمانگاه بردند.
وحالا این سپتیموس بود که واقعا خوشحال و آسوده بود چون پروفسور قول نمره رو بهش داد.

***
جواب:دلتریوس(برای شکستن و خورد کردن اجسام)


?AFTER ALL THIS TIME

ALWAYS









شما می ‌توانید مطالب را بخوانید
شما نمی توانید عنوان جدید باز کنید
شما نمی توانید به عنوان‌ها پاسخ دهید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را ویرایش کنید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را حذف کنید
شما نمی توانید نظر سنجی اضافه کنید
شما نمی توانید در نظر سنجی ها شرکت کنید
شما نمی توانید فایل‌ها را به پیام خود پیوست کنید
شما نمی توانید پیام بدون نیاز به تایید بزنید
شما نمی توانید از نوع تاپیک استفاده کنید.
شما نمی توانید از HTML در نوشته های خود استفاده کنید
شما نمی توانید امضای خود را فعال/غیر فعال کنید
شما نمی توانید صفحه pdf بسازید.
شما نمی توانید پرینت بگیرید.

[جستجوی پیشرفته]


هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است | ۱۳۹۹-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.