هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل


در حال دیدن این عنوان:   1 کاربر مهمان





پاسخ به: كلاس مراقبت از موجودات جادويي
پیام زده شده در: ۱۷:۵۰ پنجشنبه ۱۱ مرداد ۱۳۹۷

نیمفادورا تانکس old


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۳:۰۶ شنبه ۱۲ خرداد ۱۳۹۷
آخرین ورود:
۲۳:۵۲:۳۶ جمعه ۱۷ آبان ۱۳۹۸
گروه:
کاربران عضو
پیام: 115
آفلاین
سلام پرفسور وارنر، خوبید؟ خوشید؟ سلامتید؟

سوال اول:
وقتی من، مادر گلکسی برفی را دیدم، فهمیدم فرق زیادی با گلکسی برفی کوچولو ندارد. فقط کمی خشن تر است.
او دندان های تیزی دارد که می تواند هر چیزی را تیکه پاره کند.

دستانش که حالا تبدیل به شمشیر هایی برنده شده اند می توانند هرچیزی را قطعه قطعه و پاهای آتشینش هرچیزی را ذوب کنند.

و حلقه ی دور سرش که گلکسی برفی ها با آن بیرون می آیند هم، تبدیل حلقه ای که اگر یک بار حماقت کنی و به آن دست بزنی جریان الکتریسیته تمام استخوان بندی بدنت را فرا می گیرد، شده است.

خلاصه سرتان را درد نیاورم، موجودی وحشی شده است دیگر.

سوال دوم:

شترققق...
در فولادیه قفسی که پرفسور لینی مرا با گلکسی برفی مادر تنها گذاشته بود تا به مسابقه بپردازیم، قل و زنجیر شد.
حالا من ماندم با گلکسی برفیه پا آتیشیه دندون خنجریه دست شمشیریه حلقه برقی...

سعی کردم گارد مسابقه بگیرم تا به بچه هایی که داشتند از پشت قفس مرا نگاه می کردند بگم: من می توانم از خودم دفاع کنم، اما...
ثانیه ای بعد چیزی به سرم خورد و من بیهوش شدم.
یک هفته بعد توی درمانگاه به هوش آمدم که البته هنوز بدنم درد می کرد.

سوال سوم:
نقاشی


تصویر کوچک شده


پاسخ به: كلاس مراقبت از موجودات جادويي
پیام زده شده در: ۱۵:۱۵ پنجشنبه ۱۱ مرداد ۱۳۹۷

اسلیترین

سلینا مور


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۰:۴۰ شنبه ۲۶ اسفند ۱۳۹۶
آخرین ورود:
۱۹:۲۲:۴۸ جمعه ۴ مرداد ۱۳۹۸
از سیاره اکسو
گروه:
کاربران عضو
ایفای نقش
پیام: 56
آفلاین
همم...خب...چون بنده هیچ تخمی رو نشکوندم و هیچ تاثیری توی عصبانیت اون حیوانات خوب و مهربون نداشتم ترجیح میدم بشینم و فقط بخورم و لذت ببرم.
اما چون استاد عزیز به ترجیحات من توجهی نمیکنند، من باز ترجیح میدم مبارزه رو آغاز کنم...
1_والا این جانوری که من دیدم فقط جمله فلفل نبین چه ریزه روش صدق میکرد، اسمش هم نمیدونم. تو گوگل سرچ کردم، حتی کتاب جانوران شگفت انگیزم خوندم، از استاد گرینجر هم پرسیدم شاید در جنگل دیده باشد همه این کارا رو هم در همان چند ثانیه که دیدمش انجام دادم، ولی اسمش رو نیافتم. (مدیونید اگه فکر کنید این کارا رو نکردم. )اینم خودش! تاکید میکنم شما گول زیبایی، خانمی، آرامی و کوچولوعیش را نخورید.
2_همم...خب خواستم از در دوستی وارد بشم، چون من مقصر شکوندن هیچ تخمی نبودم. 
من فقط قربانی شدم!  
اول بهش پیشنهاد دادم باهم بریم بگردیم کسی که تخمش رو شکسته پیدا کنیم، قبول نکرد.  بعد شکلاتی که تو جیبم بود رو دادم بهش، باز هم قبول نکرد. منم خسته شدم مبارزه رو شروع کردم، اما...
خاندانی آمده بودند_ عمه، عمو، دایی، پدربزرگ، مادربزرگ، خاله و..._ و به دلیل کوچک بودن دسترسی کامل به همه جا داشتند. ما رو فقط خوردند، همه جارو هم خوردند. همه ی ماجرا ها هم از اون نوک تیز پاهاش و شاخک هاش نشئت میگیره. حواسم به اوناش نبود وگرنه من اونارو میخوردم.
واقعا کی تخم این هیولا رو شکوند؟   
من هم میشکونمش...
نتیجه هم که معلومه من نمردم.
من فقط خورده شدم!
3_اینم عکسمون!
(این دقیقه آخرهم استاد گفت عکستونو بفرستید ماهم ژست گرفتیم)



ویرایش شده توسط سلینا مور در تاریخ ۱۳۹۷/۵/۱۲ ۰:۵۷:۵۷


پاسخ به: كلاس مراقبت از موجودات جادويي
پیام زده شده در: ۰:۰۴ پنجشنبه ۱۱ مرداد ۱۳۹۷

پنه‌ لوپه کلیرواتر old


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۳:۰۲ شنبه ۴ فروردین ۱۳۹۷
آخرین ورود:
۱۳:۴۸:۰۸ پنجشنبه ۲۵ مهر ۱۳۹۸
از گریمولد!
گروه:
کاربران عضو
پیام: 198
آفلاین
سلام استاد! خوبین؟

۱_ راستش این حیوون من همونیه که مواظبش بودم از تخم درش آوردم. فقط یخورده عوض شده. دراز و چاق شده. تنه مکعبیش حالا گرد و قلمبه و آبی شده. شاخکم در آورده ولی چون دوست داره فقط خودش شاخک داشته باشه، اون جلسه شاخکای شمارو خورد. همیشه چشمک می زنه و دائم النیشه( ینی نیشش همیشه بازه:))
پاهاش دراز و لاغره و پنجه هاش غورباقه ایه ولی سبز نیست کلا آبیه. ولی مثل پوسته تخمش یکم خال خالای رنگی رنگیم داره.
۲_ آقا من کلا آدم گنده ای نیستم در نتیجه جونورم از شماکه اونقد بزرگتر بود تو دوران طفولیتش الان شده ۷و نیم برابر من. اولش همچینی پوزخند زدم و با خودم گفتم راحت میکشمت ولی بعدش که توی چشمام زل زد گفت:
_ مامانی!
فهمیدم من نمیتونم بچه ای از پوست و گوش... ینی منظورم اینه که موجودی که خودم بزرگش کردمو بکشم. گفتم جهنم و ضرر نمره م کم میشه و رفتم بپرم بغلش که یهو نامرد نالوتی با ناخونای خنجریش زد پهلومو خراش انداخت.
دیدم اینجوری نمیشه منم که توی جنگل ممنوعه بودم گفتم میکشونمش زیر درخت سیب خودمم میرم اون بالا سیب میندازم گیجش می کنم. با این فکر دوییدم سمت درختا که لعنتی فهمید زد زیرپام شتکم کرد و افتادم. اونم که نه احترام مادر فرزندی نه هیچی،" حرمت مادری از یاد ببرد" با پا کوبید تو چشمم. هیچ شانسی برای برد نداشتم عین خ... آهو توی گل گیر کرده بودم که یهو یادم اومد این موجودم خیلی قلقلکیه. همینطوی که هی داشت منو ضربه فنی می کرد باقیمونده های دستمو از اون زیر درآوردم و بردم سمت پهلوش. اونم ولم کرد هارهار زد زیر خنده منو ول کرد. از فرصت استفاده کردم چوبدستیمو برداشتم خشکش کردم تا بیارم خدمت شما😁

۳_ اینماز عکس اون حیوون نامرد...


💙
خوشی ها حتی در بدترین لحظات هم می تونن پیدا بشن ، فقط در صورتی که یادتون بمونه چراغ ها رو روشن کنید. (پروفسور جانِ جانان😍)💙

🎈ریونکلاوو عشقه!🎈


پاسخ به: كلاس مراقبت از موجودات جادويي
پیام زده شده در: ۲:۲۰ چهارشنبه ۱۰ مرداد ۱۳۹۷

گریفیندور، محفل ققنوس

آرتور ویزلی


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱:۰۲ جمعه ۱۵ بهمن ۱۳۹۵
آخرین ورود:
۱۸:۰۹:۳۴ پنجشنبه ۲۳ آبان ۱۳۹۸
از خانه ویزلی ها
گروه:
ایفای نقش
محفل ققنوس
کاربران عضو
گریفیندور
ناظر انجمن
پیام: 470
آفلاین
1. جانورتون چیه و چه شکلیه؟ (1 امتیاز)

جانورم همون ممد نامی بود که در جلسه قبل، از تخم منفجر شده بیرون اومد و روزگارم، به اضافه صورتمو سیاه کرد. البته از اونجایی که این پدر همون ممد نام است با نام گل ممد، جسه و هیکلش بزرگتر از اون چیزیه که تصورش رو می کنید. استاد حالا میشه مبارزه نکنیم باهاش؟

2. با جانور جادوییتون مبارزه کنین! گزارشی از شرح وقایع رخ داده بین خودتون و جانورتون بدین. نتیجه‌ی مبارزه فراموش نشه! (5 امتیاز)

من با ممد ها رابطه دوستانه ای دارم. منتها پروفسور، این گل ممد رو پروفسور انداختی به جون ما. با این جسه و هیکلی که این داره، من چجوری بزنم لهش کنم؟ اصا دلتون میاد این جانور رو بزنید لهش کنید؟ دلتون هم بیاد جرئتشو ندارید. این اصا نقطه ضعف نداره. نتیجه مبارزه هم اینه که یکی از ویزلی ها از دنیای جادوگری محو میشه.

2. عکسی که در انتهای مبارزه از خودتون و جانورتون گرفته شده رو بکشین. (4 امتیاز)

گل ممد VS آرتور


اتحاد گریفیندور


معتقد به روماتیسم در حد آرتریت و آرتریت روماتوئید

فرزند بیشتر، زندگی بهتر!


تصویر کوچک شده


تصویر کوچک شده


پاسخ به: كلاس مراقبت از موجودات جادويي
پیام زده شده در: ۱۹:۳۴ سه شنبه ۹ مرداد ۱۳۹۷

لیزا چارکس old


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۲:۰۲ یکشنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۶
آخرین ورود:
۲۳:۵۶:۱۹ سه شنبه ۳۰ بهمن ۱۳۹۷
از دشت مگس‌ها!
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 54
آفلاین
1. جانورتون چیه و چه شکلیه؟ (1 امتیاز)

جانور من یک نیمه تک شاخ نیمه عنکبوت هست که در اوج ابهت عنکبوتی خود یک تک شاخ ناز و گوگولی هستش. البته خیلی خشن و خونریز و شاخ زن هم هست.


2. با جانور جادوییتون مبارزه کنین! گزارشی از شرح وقایع رخ داده بین خودتون و جانورتون بدین. نتیجه‌ی مبارزه فراموش نشه! (5 امتیاز)

با درودی دیگر خدمت تماشاچیان محترم پاپ‌کورن خور. میبینیم که در میانه‌ی میدان دخترکی نحیف و لاغر، چوبدستی به دست منتظر حریف خود یعنی جناب شاخ‌عنکبوتی ایستاده است.
در قفس توسط استاد این درس باز میشود و شاخ‌عنکبوتی وارد میشود. او همانطور که پاهای عنکبوتی خود را به اطراف میکشاند، سر تک‌شاخ مانند خود را به دخترک نزدیکتر میکند.
شاخ‌عنکبوتی پرسون پرسون، لرزون لرزون دور طعمه‌ی خود میچرخید.
دخترک ترسان و لرزان، چوبدستی خود را برمیدارد و کروشیو گویان با چشمانی بسته به همه جا طلسم پرتاب میکند.
البته بماند که پس از جای‌ خالی دادن‌های مداوم شاخ‌عنکبوتی و خوردن طلسم به همه جا و فرار کردن پاپ‌کورن خوران بلاخره طلسم به شاخ‌عنکبوتی میخورد و به زبان فارسی سخت از هم گسسته میشود.


2. عکسی که در انتهای مبارزه از خودتون و جانورتون گرفته شده رو بکشین. (4 امتیاز)

نقاشی


Courage doesn’t mean
.you don’t get afraid
Courage means you don’t
.let fear stop you



پاسخ به: كلاس مراقبت از موجودات جادويي
پیام زده شده در: ۱۹:۴۶ یکشنبه ۷ مرداد ۱۳۹۷

هافلپاف، محفل ققنوس

ماتیلدا استیونز


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۹:۰۱ پنجشنبه ۱۰ خرداد ۱۳۹۷
آخرین ورود:
۱۹:۱۶:۳۷ دوشنبه ۲۰ آبان ۱۳۹۸
از کالیفرنیا
گروه:
ایفای نقش
هافلپاف
ناظر انجمن
کاربران عضو
محفل ققنوس
پیام: 368
آفلاین
سلام پیکسی عزیز. مشقی که خواسته بودی رو آوردم.

۱- جانورتون چیه و چه شکلیه؟ (۱ امتیاز)

خب دیگه ایندفعه خبری از اون بچه ی دیوونشون نیست. بجاش یه تمساح خل و چل تر از اون بچه شون وجود داره.( واقعا نمی دونم که یه تمساح، چجوری بچه اش یه اژدهاست!) از ابرو های زشت و پرپشتش، معلومه که نره! خب شما منو بدبخت کردین. اون... بدنش زرد و قهوه ایه.( چه چندش! اینا رو از کجا گیر آوردی؟) چشماش مثل پسرش ورقلمبیده ست و دندون نداره. (خیلی عجیبه) پولکاشو انگار از رو یه لباس چسبوندن بهش. هی برق میزنه.دمش هم حدودا بیست سانتی متر و خودش سه متره.

۲- با جانور جادوییتون مبارزه کنین! گزارشی از شرح وقایع رخ داده بین خودتونو جانورتون بدین. نتیجه ی مبارزه فراموش نشه. (۵ امتیاز)

گزارش؟ وای!...
وقتی که می اومدم بیرون از تالار هافل، دیدم که همه ی کسایی که تو راهرو هاگوارتزن، دارن به من مثل چی نگاه می کنن! منم که بی خبر بودم که اون پدر دیوونه فلان فلان اژدهای بوق، دنبالمه! بعدش رفتم سمت دستشویی( ببخشید دیگه، من هر روز شیش بار به اونجا مسافرت می کنم) درو که رفتم باز کنم، اون خنگول اومد جلوم! بعدش به زبون تمساحی فحشم داد! اولش ترسیدمو در دستشویی رو محکم بستم.

اما نمی دونم چجوری بدون دندون، تونست درو داغون کنه و بیاد تو. بخاطر توالت، جای دعوامون کوچیک بود. ولی از اونجایی که تمساح جلوی در وایساده بود، نتونستم برم بیرون. تنها کاری که کردم، این بود که چوبدستیمو در آوردم و یه چیزی مثل" پتر توتاشیما" گفتم. که ترکیبی از طلسم های" پتریفیکوس توتالوس و کروشیما" بود.

فکر کنم که خندید. چون ویبره رفت، اما یهو دیدم که منفجر شد. جالب بود. چون من با ترکیب دو تا طلسم، پوکوندمش! بعدش آشغالاشو جمع کردم( هر چند که به مدت سه روز، بعد این اتفاق ،دو دقیقه یکبار دستامو صابون می زنم) و ریختم تو کاسه توالت و بهترین کاری که کردم، سیفونو کشیدم و اونو فرستادم فاضلاب هاگوارتز.( حالا جدا از این، من یه طلسم من در آوردی درست کردم . این یه افتخاره استاد!)

۳- عکسی که در انتهای مبارزه از خودتونو جانورتون گرفته شده رو، بکشین.(۴ امتیاز)

فقط حال کنا! ببین چقدر خورد شده بدبخت


ویرایش شده توسط ماتیلدا استیونز در تاریخ ۱۳۹۷/۵/۷ ۲۰:۰۳:۰۲

Cause i don't wanna lose you now
I'm looking right at the other half of me



پاسخ به: كلاس مراقبت از موجودات جادويي
پیام زده شده در: ۱۶:۰۵ پنجشنبه ۴ مرداد ۱۳۹۷

هافلپاف

آرتمیسیا لافکین


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۴:۵۳ پنجشنبه ۷ تیر ۱۳۹۷
آخرین ورود:
۲۱:۴۰:۳۰ جمعه ۱۲ مهر ۱۳۹۸
گروه:
کاربران عضو
هافلپاف
ایفای نقش
پیام: 19
آفلاین
1. مادره جونوره همونطور که در تکالیف جلسه دوم نوشته بودم...یه مار غولپیکر با دندونای چن ردیفی تییییییز...خعلی بزرگ و قدرتمند و قطور با چشمای درشت و مخوف.دارای قابلیت جرقه زدن و له کردن هس(کارای دیگه هم از پسش برمیاد اما در اینایی که گفتم ماهر تره!).(درسته که بزرگ شده اما هنوزم همون حساسیت ها و وسواس های قبلی رو داره)هرچن که عصبانی کردنش ریسک بسی بزرگیه اما کاریه که شده و نمیشه کاریش کرد...!
************************************************************************************************
2. با حرف پروفسور وارنر ترس به جونم افتاد(آخه این چه بچه جونوری بود که بم افتاد؟!) خیلی سریع کتاب طلسم های جادویی و باز کردم و مشغول خوندنش شدم...انقدر تو کارم فرو رفته بودم که متوجه پروفسور وارنر که داشت صدام میکرد نشدم تا اینکه با پس گردنی محکمی که خوردم سرم و از رو کتاب برداشتم و حواسمو جمع کلاس کردم...تا نگام به پروفسور افتاد شر شر عرق کردم...آخه از همینجایی که بودم میشد چشمای عصبانی شو ببینم تا اینکه پروفسور وارنر که سعی میکرد عصبانیت شو کنترل کنه رو به من گفت:

پروفسور وارنر:خانم لافکین بار آخرتون باشه وقتی که دارم صداتون میکنم حواستون به من نباشه!!!

از ترس فقط تونستم سرمو تند تند تکون بدم...

پروفسور وارنر:نوبت شما ست که مبارزه کنی!

از روی لیست شماره امو پیدا کردم و بسمت قفسی که اون شماره روش بود حرکت کردم.
از ترس رنگم پریده بود و با پاهایی که میلرزید تقریبا به نزدیکی های قفس رسیده بودم...همین که به نزدیکیش رسیدم درش باز شد و دو چشم مخوف پیدا!همینجور که ویبره میرفتم ماره با او جثه غولپیکر اش خزید و خزید تا بهم رسید.خواست سرش و بهم نزدیک کنه که کمی طول کشید(آخه من جلوش فقط اندازه یه پیکسی و یا شاید کمی بزرگتر بودم!)تا سرش جولو ی صورتم قرار گرفت سریع چوبدستیمو درآوردم و جولو صورت اون گرفتم و گردنم و به پشت خم کردم و چشامو بستم.تند تند طلسم میگفتم(حالا از شانس من تو اون گیری ویری هیچی یادم نمیومد!)یهو چشام از تعجب باز موند!چرا ماره تا الان منو نخورده بود؟؟؟برگشتم و به جلوم نگا کردم...

ای وااااای خاک بر سر شدم...!
...
چوبدستیم درست رفته بود تو یه چشمه اون بنده خدا...!!!

خیلی سریع چوبدستیمو از چشمش در آوردم و پشتم قایم کردم و یه لبخند زیبا زدم...!

آوخ آوخ

ماره چشاشو صورتش قرمز شده بود و از دماغ و گوشش دود میزد بیرون و با نگاه غضبناکش داشت به من نگا میکرد...

از گرماش داشتم ذوب میشدم که...
...
در یک حرکت ناگهانی دم اشو آورد جلو منو گرفت و محکم فشار داد...داشتم له میشدم...سر دم اشو آورد جلو صورتم...هینطور که با تعجب به دمش خیره شده بودم...ناگهان جرقه ای زد و بعد همه جا رو دود گرفت...
...
وقتی چشامو باز کردم خودمو رو زمین با موهای سیخ سیخی که ازش دود میزد بیرون در حالی که تمام بدنم سیاه و کثیف شده بود یافتم هنگامی که یه نگاه به بالا کردم یه جیغ بنفش کشیدم...

ماره چن متر پریده بو هوا و داشت رو من سقوط میکر تا خواستم خودمو از اون مخمصه نجات بدم ماره روم فرود اومد و بقیشو خودتون فرز کنین که چیشد....

و اینگونه بود که من تبدیل به پودر خاکستر شدم...

و در آخرم دیگه شما خودتون باید فهمیده باشین نتیجه مبارزه چی شد!؟
*******************************************************************************************************
پروفسور وارنر این ماره اصن هیچ نقطه ضعفی نداره!اگه حتی از وسط به دو نیمش هم کنیم دوباره ترمیم میشه...
واسه همین نتوستم هینجوری که شما خواستین بنویسم و کمی شبیه رول شد که بازم ببخشید...
اینم بگم که این نوع مارا وقتی به سن خاصی برسن(که خعلی هم طولانی هس...!)میمیرن!!!

************************************************************************************************
3. خب همانگونه که میتونین تو نقاشیم ببینین ماره یه چشمش آسیب دیده و سرش هنگام فرود روی من نمیدونم چی شده ور قلمبیده شده منم که تبدیل به پودر خاکستر شدم که دود ازش بلند میشه و تنها دو چشم ور قلمبیده ازم مونده...!
...
مجروحان پس از پایان مبارزه


ویرایش شده توسط آرتمیسیا لافکین در تاریخ ۱۳۹۷/۵/۴ ۱۶:۱۰:۳۴
ویرایش شده توسط آرتمیسیا لافکین در تاریخ ۱۳۹۷/۵/۴ ۱۶:۲۸:۴۲
ویرایش شده توسط آرتمیسیا لافکین در تاریخ ۱۳۹۷/۵/۴ ۱۶:۲۹:۲۵
ویرایش شده توسط آرتمیسیا لافکین در تاریخ ۱۳۹۷/۵/۴ ۱۶:۳۵:۵۷
ویرایش شده توسط آرتمیسیا لافکین در تاریخ ۱۳۹۷/۵/۴ ۱۶:۴۲:۴۷
ویرایش شده توسط آرتمیسیا لافکین در تاریخ ۱۳۹۷/۵/۴ ۱۶:۴۵:۱۲
ویرایش شده توسط آرتمیسیا لافکین در تاریخ ۱۳۹۷/۵/۴ ۱۶:۴۹:۰۰
ویرایش شده توسط آرتمیسیا لافکین در تاریخ ۱۳۹۷/۵/۴ ۱۶:۵۴:۳۵
ویرایش شده توسط آرتمیسیا لافکین در تاریخ ۱۳۹۷/۵/۵ ۱۰:۴۸:۳۱
ویرایش شده توسط آرتمیسیا لافکین در تاریخ ۱۳۹۷/۵/۵ ۱۱:۰۱:۰۰

در کشاکش شجاعت و اصالت، در هیاهوی هوش و ذکاوت، اتحاد و پشتکار سو سو میزنند...فرزندان هلگا میدرخشند!


پاسخ به: كلاس مراقبت از موجودات جادويي
پیام زده شده در: ۱۱:۰۰ پنجشنبه ۴ مرداد ۱۳۹۷

ریونکلاو، مرگخواران

لینی وارنر


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۲:۵۳ شنبه ۳۰ خرداد ۱۳۸۸
آخرین ورود:
۱:۵۹:۰۳ شنبه ۲۵ آبان ۱۳۹۸
از رو شونه‌های ارباب!
گروه:
مرگخوار
ایفای نقش
ریونکلاو
کاربران عضو
گردانندگان سایت
ناظر انجمن
پیام: 4756
آفلاین
تدریس جلسه سوم


به محض ورود دانش‌آموزان به محوطه‌ی کلاس، مو بر تنشون سیخ می‌شه! برخلاف جلسه دوم، خبری از سبدهای کوچیک و ناز و گوگولی نبود، بلکه قفس‌هایی در انواع و اقسام سایزها که با پارچه پوشیده شده بودن و صداهای خشنی ازشون بلند می‌شد جای‌جای کلاس به چشم می‌خورد.

- از رو لیستی که رو میز گذاشتم اسم خودتونو پیدا کنین و برین کنار قفسی که شماره‌ش جلوی اسمتون نوشته شده بایستین. منم اینو اینقد نیش زدم و چند تا گاز زدم تا مرد. اون آبیا جا نیشامه‌ها.

دانش‌آموزا که هنوز به این شروع‌های ناگهانی کلاس عادت نکرده بودن، نگاهی به استادشون که پیروزمندانه جانوری رو مغلوب کرده بود می‌ندازن و بعد به سمت لیست حرکت می‌کنن. بعد از چند دقیقه همه کنار قفساشون می‌ایستن.

- تو این قفسایی که می‌بینین مادر یا پدر تخمی که جلسه‌ی پیش باهاش سر و کار داشتین قرار داره. اونا از اینکه بچه‌شون رو دزدیدین خیلی عصبانی هستن و می‌خوان ازتون انتقام بگیرن!

دانش‌آموزا به سختی آب دهنشونو قورت می‌دن و وقتی دست و پاشونو پیدا می‌کنن صدای اعتراضشون بلند می‌شه.

- ولی ما ندزدیدیمش که!
- پروفسور خودتون اون تخما رو بهمون دادین!

- حرف نباشه! من برای آموزش شما اون تخما رو کش رفتم. اگه شما نبودین من هرگز مجبور به این کار نمی‌شدم. پس در واقع شما اونا رو از پدر و مادرشون جدا کردین نه من.

منطق لینی دهن همه دانش‌آموزا رو به هم می‌دوزه!

- حالا قراره جانورتون آزاد بشه و مبارزه‌ای با شما داشته باشه! به ترتیبِ شماره‌های قفستون جلو میاین. بقیه مجازن که حین مبارزه‌ی سایرین از پاپ‌کورنای تهیه شده جهت لذت بیشتر میل کنن و به تماشای این صحنه‌های خشن بپردازن.

دانش‌آموزا با نگرانی ابتدا نگاهی به پاپ‌کورن‌ها و بعد نگاهی به همدیگه می‌ندازن. شک داشتن که تو این شرایط بتونن با آسودگی چیزی بخورن!


تکالیف:
1. جانورتون چیه و چه شکلیه؟ (1 امتیاز)
2. با جانور جادوییتون مبارزه کنین! گزارشی از شرح وقایع رخ داده بین خودتون و جانورتون بدین. نتیجه‌ی مبارزه فراموش نشه! (5 امتیاز)
2. عکسی که در انتهای مبارزه از خودتون و جانورتون گرفته شده رو بکشین. (4 امتیاز)



توضیح سوال 1: توصیف شکل جانورو امتیاز کمی براش گذاشتم چون تو سوال چهار قراره نقاشیشو بکشین و تاکید می‌کنم لزومی نداره این جانور همونی باشه که تو تکلیف جلسه پیشتون از تخم در اومد! آزادین که همونو در نظر بگیرین یا جانور جدیدی خلق کنین. حتی اگه همونم در نظر گرفتین چون اینجا با نمونه‌ی بالغش مبارزه می‌کنین می‌تونه تغییراتی با حالت نوزادیش کرده باشه یا نکرده باشه. میل خودتونه!

توضیح سوال 2: اینکه خودتون شکست می‌خورین یا جانور فرقی نداره. ممکنه اونو بکشین یا فقط به دام بندازین یا زمین‌گیرش کنین یا هرچی. شایدم خودتون کشته بشین یا به دام بیفتین. هر اتفاقی که بخواین می‌تونه بیفته. مهم اینه که توضیح بدین چطور این اتفاق میفته! از ویژگی‌های منحصر به فرد خودتون و جانورتون هم در مبارزه استفاده کنین.
نکته: حواستون باشه که رول ننویسین! فقط توضیح بدین. مثلا بگین من حشره‌م پس سعی می‌کنم نیش بزنم و چون نقاط آسیب‌پذیر جانورم فلان جاشه منم همونجا رو نیش می‌زنم و...

توضیح سوال 3: نتیجه‌ی مبارزه‌تون هرچی که هست، نقاشی‌ای از نتیجه بکشین که هم خودتون توش باشین و هم جانورتون. با تمام آسیب‌هایی که دیدین(شایدم اصلا ندیدین!) یا آسیب‌هایی که وارد کردین(شایدم اصلا وارد نکردین!). مثلا من جانورمو کشتم و پیروزمندانه بالا جسدش وایسادم!


ویرایش شده توسط لینی وارنر در تاریخ ۱۳۹۷/۵/۴ ۱۷:۴۸:۵۲



پاسخ به: كلاس مراقبت از موجودات جادويي
پیام زده شده در: ۰:۱۶ پنجشنبه ۴ مرداد ۱۳۹۷

ریونکلاو، مرگخواران

لینی وارنر


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۲:۵۳ شنبه ۳۰ خرداد ۱۳۸۸
آخرین ورود:
۱:۵۹:۰۳ شنبه ۲۵ آبان ۱۳۹۸
از رو شونه‌های ارباب!
گروه:
مرگخوار
ایفای نقش
ریونکلاو
کاربران عضو
گردانندگان سایت
ناظر انجمن
پیام: 4756
آفلاین
امتیازات جلسه دوم


سوال 1 رو برخلاف بقیه سوالا یکم سختگیرانه امتیاز دادم تا تفاوتی بین کسایی که خلاقیت بیشتری از خودشون به خرج دادن با کسایی که خلاقیت کم‌تری داشتن باشه. سلیقه‌ای هم بود با اجازه‌تون.
اگه گفتین چند نفر بودین؟ 23 نفر! کمرم شکست! ولی تا باشه از این کمر شکستنا باشه.



هافلپاف: 9.6 = 10

آرتمیسیا لافکن: 2.5 + 2 + 1 + 3 = 8.5
حشرات جادویی می‌خوره؟ خب چون به فواید و خیلی جادویی بودنمون اشاره کردی می‌بخشمت. ولی بسیار مار حساسی هستن ایشون. فقط نترکن از بس می‌خورن!

ماتیلدا استیونز: 3 + 2 + 1 + 4 = 10
عجب تخم سرسختی هستن ایشون! جونورتم بگیر اونور منو نبینه بخوره! + تخمت خیلی قشنگ شکست!

سدریک دیگوری: 3 + 2 + 1 + 4 = 10
سلام سدریک. بیشتر به نظر میومد داری معجون می‌سازی تا این‌که تلاش کنی تخم بشکنه! ولی جالب بود که مواد ریخته شده رو نوع موجود اثر می‌ذاشت. نقاشیت عالی بود! اینقد خوب می‌کشیدی و جلسه پیش هیچی نکشیدی؟ چرا بی‌نصیبمون گذاشتی آخه؟ + من بیشتر شبیه پروانه شدم تا پیکسی. پاهام کو؟

نیمفادورا تانکس: 3 + 2 + 1 + 4 = 10
اوه عجب شاخکی دارم من. خیلی خوب بود همه‌چیز!


اسلیترین: 9.3 = 9

دوریا بلک: 2.5 + 2 + 1 + 4 = 9.5
به دنیا اومدن این جونور به این همه دردسرش می‌ارزه؟ بسیار نقاشی حرفه‌ایانه‌ای بود! فقط من چرا پا ندارم؟ کی خوردش؟ تفش کن!

بلاتریکس لسترنج: 3 + 2 + 1 + 4 = 10
چشمام شبیه انار شده! ولی عجب هکتاره‌ای کشیدی. از استفاده‌های ابزاری‌ای که از گویل شد ابراز خوشنودی می‌کنم.

اسکورپیوس مالفوی: 2 + 2 + 1 + 3 = 8
نوزاد رو بستی به زنجیر؟ به هر حال از جواب سوال 2 خوشم اومد.

نجینی: 3 + 2 + 1 + 4 = 10
هرچی خواستم امتیاز کم کنم نتونستم. از جوابات خنده‌م گرفت! تخم متفاوتی بود و جونورشم خیلی زیادی بیش از حد خنده‌دار. =)))) خلاصه که عالی بود همه چیز!


گریفیندور: 9

سوجی: 3 + 2 + 1 + 4 = 10
همه چی عالی بود! خصوصا نقاشی که حتی جزئیاتش هم فوق‌العاده بود! فقط عجب پرتقال بزرگی هستی!

سلینا ساپورثی: 2 + 1.5 + 1 + 3.5 = 8
سوال 2 چراشو نگفته بودی. سوال چهار هم نقاشی قشنگی بود، ولی منو نکشیده بودی.

فنریر گری‌بک: 3 + 2 + 1 + 4 = 10
مطمئنی این موجود اصن از تخمش در میاد؟ محیط کویری برفش کجا بود؟ کله‌ی جونورت بسیار توجهمو به خودش جلب کرد. فقط اون همه فضای سفید برای چیه؟

آلکتو کرو: 3 + 2 + 1 + 4 = 10
من هرچی تلاش کردم چیدمان دستام رو بفهمم موفق نشدم! یکیش قطع شده تو هواس؟ اون یکی کوتاهه؟ ایشون از کجا جذابیت ساحره‌ها رو تشخیص می‌دن؟ راستی من زیادی بزرگم یا تو زیادی کوچیکی؟

هرمیون گرنجر: 3 + 1.5 + 1 + 4 = 9.5
تخمی که کشیدی خیلی خلاقانه بود! جانورشم خیلی قشنگ بود. ولی تو سوال 2 به چرا جواب ندادی.

لیزا چارکس: 3 + 1.5 + 1 + 4 = 9.5
چرای سوال 2 رو نگفتی. من شبیه غولی شدم که می‌خواد تخمه‌ رو درسته بخوره.

آرتور ویزلی: 3 + 1.5 + 1 + 4 = 9.5
اول به سوال 1، 2.5 داده بودم. ولی بعد که نقاشیو دیدم 3 کردم! چون منفجر شد خوشم اومد. نقاشیت خیلی قشنگ و با جزئیات بود.

آلیشیا اسپینت: 2.5 + 1.5 + 0.5 + 2 = 6.5
من نه خودمو دیدم و نه جونورتو. چرا؟ نکنه کور شدم؟

رون ویزلی: 2 + 2 + 1 + 3 = 8
سلام رون. جونورت خورد منو؟ بعد مگه تخمه اون قلبه نبود؟ منم که ده برابرش سایز داشتم، چی شد یهو جونوره اینقد بزرگ از آب در اومد و منو یه لقمه چپ کرد؟ راستش یخورده نفهمیدم چی شد! اگه جایی اشتباه کردم و لازم می‌دونی توضیح بده تا امتیازو تصحیح کنم. » رفع شد!
شکل جانور هم مهم بود ولی برام جالب بود که درجا منو خورد.


ریونکلاو: 9.2 = 9

لاتیشا رندل: 2.5 + 1.5 + 1 + 3 = 8
تخمی که کشیدی بسیار خلاقانه بود اما شکل جانورش یکم گنگ بود. من چقد گوگولیم.

پنه‌لوپه کلیرواتر: 3 + 2 + 1 + 3.5 = 9.5
شاخکای من کو؟ کی گشنه‌ش بود خوردش؟ جونورت داره چشمک می‌زنه؟

لادیسلاو زاموژسلی: 3 + 2 + 1 + 4 = 10
آدم زورش میاد به این خلاقیت امتیاز نده!

یوآن بمپتون: 2 + 2 + 1 + 3 = 8
که آلمان ببازه هان؟ می‌خوام صد سال سیاه اون جونور به دنیا نیاد خب. می‌خواستم چون چرای سوال 2 رو نگفتی کم کنم، ولی خب نتونستم! ولی یه "کوفت" غلیظ حین شنیدن اون وویس نثارت کردم. پس بقیه اعضای بدن جونورت کو؟ فقط افتخار دیدن انگشت پای ایشونو داشتیم؟

تری بوت: 3 + 2 + 1 + 4 = 10
سوال 2 رو باید امتیاز کم می‌کردم، ولی جالب نوشته بودی نتونستم کم کنم. مورچه‌ی بسیار خماری از آب در اومده.

لایتینا فاست: 3 + 2 + 1 + 4 = 10
از همه چی خوشم اومد! موجود جالبی هم بود. =)))


ویرایش شده توسط لینی وارنر در تاریخ ۱۳۹۷/۵/۴ ۱۴:۱۶:۰۲
ویرایش شده توسط لینی وارنر در تاریخ ۱۳۹۷/۵/۴ ۱۴:۲۶:۳۱



پاسخ به: كلاس مراقبت از موجودات جادويي
پیام زده شده در: ۲۳:۳۱ دوشنبه ۱ مرداد ۱۳۹۷

لایتینا فاست


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۰:۳۳ شنبه ۱۴ مرداد ۱۳۹۶
آخرین ورود:
۲۱:۵۹:۲۵ شنبه ۱۱ خرداد ۱۳۹۸
از زیر بزرگترین سایه‌ جهان، سایه ارباب
گروه:
کاربران عضو
ایفای نقش
پیام: 347
آفلاین
1. تحت چه شرایطی تخمی که به شما داده شده شکسته می‌شه و حیوون داخلش به دنیا میاد؟ (3 امتیاز)

پروفسور تخم من خیلی بزرگ بود! خیلی خیلی بزرگ حتی. بعد رفتم درباره‌ش تحقیق کردم فهمیدم خیلی تخم نازکیه و هر آن با هر حرکت من ممکنه بشکنه. بعد به خاطر همین خیلی با احتیاط باهاش رفتار میکردم. یه روز میخواستم که داشتم برا خودم هد میزدم، وسط آهنگ گوش کردنام چن تا دست هم زدم. دست که زدم یهو تخمه شروع کرد به جیغ زدن! انقدر بلند جیغ زد که پوسته‌ش شکست و خورد خاکشیر شد. پودر تخم تو هوا پخش شد حتی! بعد از توش یه موجود به شدت کوچیکی بیرون اومد، که در نهایت فهمیدم این موجود انقدر لوسه که صدای دست زدن من اذیتش کرده و جیغ زده و تخم شکسته!

2. غذای مناسب حیوون شما در دوران طفولیت چیه؟ چرا؟ (2 امتیاز)

والا این موجود کوچیک ما، همون طور که لوس و غرغرو هست، بد غذام هست. پروفسور هیچی نمیخوره یعنی! ولی بعد من دیدم یه چیزی رو سرشه مثل تاج انار خودمونه. بعد همون لحظه تو ذهنم یه جرقه زد که تخم شم یه دایره های منظمی روش داشت که مثل دونه های انار بودن.
و بله حدسم درست بود و این موجوده انار میخوره! و خوبیشم اینه که هر وعده غذاییش یه دونـه اناره! یعنی یه انار کامل، چندماه غذاشو تامین میکنه.

3. نقاشی‌ای از تخمتون در حالتی که هنوز نشکسته (1 امتیاز)، و در حالتی که شکسته شده و جانورتون به دنیا اومده بکشین. (4 امتیاز) حتما باید سایز تخمتون تو نقاشی مشخص باشه. معیار مقایسه رو من بذارین. یعنی سایز تخم رو در حالتی که کنار یه پیکسی قرار گرفته مشخص کنین.


پروفسور اینجاش!
بعد تازه فهمیدم چرا انقدر تخمش بزرگه به خاطر اینه که موجوده راحت باشه توی تخمش و آزادی داشته باشه. حتی اون سوراخ سوراخ های دایره شکل روی تخم هم توری دارن تا هم پشه ها اذیتش نکنن هم این که موجوده بتونه بیرونو ببینه و حوصلش سر نره!
یعنی میخوام بگم در این حد لوس.


ویرایش شده توسط لایتینا فاست در تاریخ ۱۳۹۷/۵/۱ ۲۳:۳۴:۴۰

The MUSIC is making me growing
The only thing that keeps me awake is me knowing
There's no one here to break me or bring me down

Onlyتصویر کوچک شدهaven







شما می ‌توانید مطالب را بخوانید
شما نمی توانید عنوان جدید باز کنید
شما نمی توانید به عنوان‌ها پاسخ دهید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را ویرایش کنید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را حذف کنید
شما نمی توانید نظر سنجی اضافه کنید
شما نمی توانید در نظر سنجی ها شرکت کنید
شما نمی توانید فایل‌ها را به پیام خود پیوست کنید
شما نمی توانید پیام بدون نیاز به تایید بزنید
شما نمی توانید از نوع تاپیک استفاده کنید.
شما نمی توانید از HTML در نوشته های خود استفاده کنید
شما نمی توانید امضای خود را فعال/غیر فعال کنید
شما نمی توانید صفحه pdf بسازید.
شما نمی توانید پرینت بگیرید.

[جستجوی پیشرفته]


هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است | ۱۳۹۸-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.