هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل


در حال دیدن این عنوان:   1 کاربر مهمان





پاسخ به: ايستگاه كينگزكراس
پیام زده شده در: ۲۱:۵۲ چهارشنبه ۴ تیر ۱۳۹۹
#85

شیلا بروکس


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۰:۱۶ سه شنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۹
آخرین ورود:
۱۶:۰۲ چهارشنبه ۳۰ مهر ۱۳۹۹
از کیف ارزشمندم دور شو!
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 93
آفلاین
_مرلینو شکر! جنوب دریا نداره ضرب دست تو هم به قدری نیست که زیادی دور شده باشه!

شیلا نگران مارهاش بود. خیلی نگران! و در این مواقع مغزش خیلی سریع تر و شیطانی تر از معمول کار میکرد.
_پتریفیکوس توتالوس! خوبه! دیگه نمیتونی دنبالم بیای آیلین!

او با زدن این حرف به سرعت به سمت جنوب دوید تا کیف ارزشمندش را بیابد!

***

_آهای هیزل! کجایی یه صدایی چیزی...؟وای کیف خوشگلم اینجایی!

او که حالا کیفش را صحیح وسالم یافته بود به سرعت وارد آن شد تا از سلامتی مارهایش مطمئن شود.
_به به! خوشگلای من خوشحالم که صحیح و سالمین! حالا بگین مهمون ناخوندمون کجاست. زود بیارینش و از کیفم پرتش کنید بیرون!





هیچکس حق نداره ازم دورش کنه!

"ONLY RAVEN"


پاسخ به: ايستگاه كينگزكراس
پیام زده شده در: ۲۱:۲۳ چهارشنبه ۴ تیر ۱۳۹۹
#84

مرگخواران

آیلین پرینس


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۹:۳۲ پنجشنبه ۲۴ بهمن ۱۳۹۸
آخرین ورود:
۱۳:۱۱:۲۷ یکشنبه ۲۸ دی ۱۳۹۹
از بالای سر ارباب
گروه:
کاربران عضو
ایفای نقش
مرگخوار
پیام: 182
آفلاین
-نه. الان پسش می گیرم. اگه جسمی رو جادو کنیم بقیه چیز های که باهاش تماس مستقیم دارن هم طلسم می شن. بنابرین اگه من یه کروشیوبه این کیف بزنم اجسام درونش هم شکنجه می شن و من از همین جا می گم فقط در صورتی شکنجه رو قطع می کنم که شیلا قفلو باز کنه.

آیلین با حداکثر نفرت کروشیو زد و قفل کیف باز شد. آیلین به سرعت هیزل را داخل کیف کرد و چنان با قدرت کیف را پرتاب کرد که فرصت جواب به شیلا نداد.

-ببینم... مطمئنی که به جهت درست پرتابش کردی؟

ریونی مذکور به جهت پرتاب آیلین شک کرده بود.

-ای وای یادم رفت اشتباهی پرتش کردم جنوب!


ارباب... میشه کروشیو بزنم؟
چشاتونو رد کنید بیاد!


پاسخ به: ايستگاه كينگزكراس
پیام زده شده در: ۲۱:۱۱ چهارشنبه ۴ تیر ۱۳۹۹
#83

شیلا بروکس


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۰:۱۶ سه شنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۹
آخرین ورود:
۱۶:۰۲ چهارشنبه ۳۰ مهر ۱۳۹۹
از کیف ارزشمندم دور شو!
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 93
آفلاین
_نه خیر! نمیشه کروشیو! اکسیو کوله پشتی!

شیلا موفق شده بود! هم آیلین را شکنجه کرده بود هم کیفش را پس گرفته بود ! و این کار را به صورتی انجام داده بود که نصف مارهایش که در معرض طلسم آیلین قرار گرفته بودند از سو کولش بالا میرفتند.
وارد کیف شد تا هیزل را بیرون کند!
_آهای هیزل! بیرون! زود از کیف من برو بیرون!
_نمیرم! بهم نگفته بودی کیفت انقدر خوشگله! اصلا اینجا کیفه یا باغ وحش؟
_باغ وحش! البته فقط قسمت خزندگانش! ولی تو باید از اینجا بری بیرون! ایمپریو!

هیزل که مطیع شده بود دوان دوان از کیف خارج شد! و آیلین را هم به راحتی گرفت و همراه خودش برد.

شیلا از کیف بیرون آمد و در کیف را قفل کرد جوری که هیچکس نمیتوانست وارد آن شود!

باید راه دیگری پیدا میکردند! کوله پشتی شیلا دیگر از گزینه ها خارج شده بود!


هیچکس حق نداره ازم دورش کنه!

"ONLY RAVEN"


پاسخ به: ايستگاه كينگزكراس
پیام زده شده در: ۲۰:۳۵ چهارشنبه ۴ تیر ۱۳۹۹
#82

مرگخواران

آیلین پرینس


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۹:۳۲ پنجشنبه ۲۴ بهمن ۱۳۹۸
آخرین ورود:
۱۳:۱۱:۲۷ یکشنبه ۲۸ دی ۱۳۹۹
از بالای سر ارباب
گروه:
کاربران عضو
ایفای نقش
مرگخوار
پیام: 182
آفلاین
آیلین گفت:

-نرین جلو نیش می زنه! اکسیو کوله پشتی شیلا بروکس.

کیف کوچک به سمت آیلین آمد و آیلین آن را گرفت، چوبدستی اش را در آورد و در کیف فرو کرد.

-آوداکاداورا.

-نه!مار هام!

خوشبختانه مار ها از کیف فرار کردند و به شیلا پناه بردند. آیلین هیزل طناب پیچ شده را همراه با شیلا و مار هایش توی کیف چپاند و گفت:
-اینم از این. هاگرید بیا پرتش کن!


ارباب... میشه کروشیو بزنم؟
چشاتونو رد کنید بیاد!


پاسخ به: ايستگاه كينگزكراس
پیام زده شده در: ۲۰:۲۰ چهارشنبه ۴ تیر ۱۳۹۹
#81

شیلا بروکس


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۰:۱۶ سه شنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۹
آخرین ورود:
۱۶:۰۲ چهارشنبه ۳۰ مهر ۱۳۹۹
از کیف ارزشمندم دور شو!
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 93
آفلاین
_هالا باید نفر بعدی رو پرط کونوم؟
_اول باید بفهمیم که قبلیا سالم رسیدن یا نه! ممکنه مجبور باشیم راه دیگه ای پیدا کنیم!

آیلین به سخن آمد:
_آخه چه فرقی میکنه که قبلیا سالم موندن یانه؟
_ممنونم که برای پرتاب بعدی داوطلب شدی آیلین!
_چی!!! اما من که...
_حالا باید یه نفر دیگه رو هم پیدا کنیم که همراهت بیاد!

شیلا که گویا فرصتی یافته بود که همزمان از دست دو رقیبش خلاص شود گفت:
_چطوره هیزل باهاش بره تازه از اونجایی که ریزه میزست و دوست صمیمی آیلینه راحت توی چمدون با هم کنار میان!
_فکر خوبیه! اما...چرا زود تر به این موضوع توجه نکرده بودم ما فقط همون یه چمدونو داشتیم!

او با زدن این حرف نگاهی به اطراف کرد و نگاهش روی کوله پشتی شیلا که مثل همیشه پشتش بود متوقف شد.
_میشه کوله پشتیتو قرض بگیریم؟
_چی!!! معلومه که نه!!!

شیلا همزمان با جیغ زدن عقب عقب می رفت. او به این نتیجه رسید که باید از کیفش مراقبت کند(و همچنین از مار های درون کیفش) پس به مار تبدیل شد و دور کیف پیچید.


هیچکس حق نداره ازم دورش کنه!

"ONLY RAVEN"


پاسخ به: ايستگاه كينگزكراس
پیام زده شده در: ۱۹:۵۵ چهارشنبه ۴ تیر ۱۳۹۹
#80

مرگخواران

آیلین پرینس


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۹:۳۲ پنجشنبه ۲۴ بهمن ۱۳۹۸
آخرین ورود:
۱۳:۱۱:۲۷ یکشنبه ۲۸ دی ۱۳۹۹
از بالای سر ارباب
گروه:
کاربران عضو
ایفای نقش
مرگخوار
پیام: 182
آفلاین
هاگرید چمدان را به طرف شمال شرقی پرت کرد.

چند ساعت بعد

-اون ماهیه کو؟

-کدوم ماهی؟

-عه به هوش اومدم؟! شیلا هیزل کجاست؟

- تو اتاقه. برو هر کاری می خوای باهاش بکن.

-آیلین به داخل اتاق رفت و با هیزل دست و پا بسته ای مواجه شد که با تعجب به او نگاه می کرد.
هیزل گفت:

-می خوای باهام چیکار کنی؟

-به عنوان نفر بعدی که می ره تو چمدون انتخابت می کنم


ارباب... میشه کروشیو بزنم؟
چشاتونو رد کنید بیاد!


پاسخ به: ايستگاه كينگزكراس
پیام زده شده در: ۱۸:۴۵ چهارشنبه ۴ تیر ۱۳۹۹
#79

شیلا بروکس


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۰:۱۶ سه شنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۹
آخرین ورود:
۱۶:۰۲ چهارشنبه ۳۰ مهر ۱۳۹۹
از کیف ارزشمندم دور شو!
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 93
آفلاین
همان موقع به شیلا آب قند دادند(!) و او به هوش آمد.
_آیلین کجاست؟ حالش چطوره؟

شیلا به استاد ها که با وجود این اتفاقات هول شده بودند نگاهی انداخت و در دلش برایشان تاسف خورد و سعی کرد زمام امور رو در دست بگیرد.
_دروئلا! توی کتابی چیزی هیچی درمورد همچین اتفاقایی نیست؟
_اممم...یه لحظه صبر کن ...اهان یادم اومد! یه علفی توی دریا هست که آب دریا رو مسموم میکنه اگه اون آب خورده بشه باعث همچین بیهوشی هایی میشه. اگه مقدارش زیاد بشه حتی ممکنه کشنده باشه!
_پادزهری چیزی...؟
_نداره! اگه مقدارش کم باشه خودش بعد از چند ساعت به هوش میاد.
_بسیار خب! من مسیر هاگوارتزو دیدم! هاگرید باید اونا رو به سمت شمال شرقی پرت کنی!
_شومال شرغی؟
_آره دیگه!
_خوب کودوم ترفیه؟
_اون طرف!↗


هیچکس حق نداره ازم دورش کنه!

"ONLY RAVEN"


پاسخ به: ايستگاه كينگزكراس
پیام زده شده در: ۱۷:۰۴ چهارشنبه ۴ تیر ۱۳۹۹
#78

مرگخواران

آیلین پرینس


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۹:۳۲ پنجشنبه ۲۴ بهمن ۱۳۹۸
آخرین ورود:
۱۳:۱۱:۲۷ یکشنبه ۲۸ دی ۱۳۹۹
از بالای سر ارباب
گروه:
کاربران عضو
ایفای نقش
مرگخوار
پیام: 182
آفلاین
شیلا باهوش بود. تخته ای برداشت و با چسب مایع و تکه ای چوب قایقی ساخت و به سوی دریا روانه شد. کمی که گذشت دید چیز سفیدی توی آب است.

-این سفید و سیاهه که تو آبه دیگه چیه...عه! این آیلینه که!

شیلا بال آیلین را گرفت و او را به داخل قایق کشاند ولی قایق تحمل وزن آن دو را نداشت و هر دو در آب فرو رفتند.

ایستگاه کینگز کراس

-کسی شیلا رو ندیده؟
- نه ندیدیمش.
-آیلین چی؟
-اونم ندیدیم.
-نکنه غرق شدن؟
-لابد آره دیگه!
-من با جاروی پرندم پیداشون می کنم.

ریونی ها به گریفندوری مذکور که هری پاتر بود نگاهی انداختند و قبول کردند. هری پاتر با جارویش پرواز کرد و سر راه آیلین و شیلا را شناور در آب دید. آنها را بر جارویش سوار کرد و تا ایستگاه کینگز کراس برد.
ریونی های کنجکاو پرسیدند:

-دیدیشون؟ کجا بودن چیکار می کردن؟
-آروم باشین! ماره چیزیش نیست ولی این یکی نمی دونم چشه.


ارباب... میشه کروشیو بزنم؟
چشاتونو رد کنید بیاد!


پاسخ به: ايستگاه كينگزكراس
پیام زده شده در: ۱۵:۲۷ چهارشنبه ۴ تیر ۱۳۹۹
#77

شیلا بروکس


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۰:۱۶ سه شنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۹
آخرین ورود:
۱۶:۰۲ چهارشنبه ۳۰ مهر ۱۳۹۹
از کیف ارزشمندم دور شو!
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 93
آفلاین
_یکمی دیر نکرد؟
_بنظرم تا حالا باید برمیگشت نه؟ میرم دنبالش بگردم!

شیلا با زدن این حرف، دوباره به شکل ماری خودش در آمد !

_صبر کن ببینم! مگه مار ها هم میتونن پرواز کنن؟

شیلا کمی فکر کرد. نه! نمیتوانستند!
_اممم... لینی؟
_تو که الان انتظار نداری من با این بال های کوچولو و خوشگلم برم دنبال یه عقاب بی مزه بگردم؟
_دقیقا همین توی ذهنم بود!
_نه خیر نمیرم!
_آخه چرا؟
_به بال های خوشگلم فشار میاد!

شیلا هیچ راهی برای راضی کردن لینی بلد نبود! شاید باید چاره دیگری میجویید!


ویرایش شده توسط شیلا بروکس در تاریخ ۱۳۹۹/۴/۴ ۱۶:۳۲:۱۷
ویرایش شده توسط شیلا بروکس در تاریخ ۱۳۹۹/۴/۴ ۱۶:۳۴:۱۹

هیچکس حق نداره ازم دورش کنه!

"ONLY RAVEN"


پاسخ به: ايستگاه كينگزكراس
پیام زده شده در: ۱۴:۴۹ چهارشنبه ۴ تیر ۱۳۹۹
#76

مرگخواران

آیلین پرینس


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۹:۳۲ پنجشنبه ۲۴ بهمن ۱۳۹۸
آخرین ورود:
۱۳:۱۱:۲۷ یکشنبه ۲۸ دی ۱۳۹۹
از بالای سر ارباب
گروه:
کاربران عضو
ایفای نقش
مرگخوار
پیام: 182
آفلاین
-نمی رم
- اگه هیزل رو به صورت گروگان بهت بدم تا هر کاری می خوای باهاش بکنی می ری؟
- باشه.

فلش بک

آیلین و هیزل داشتند دعوا می کردند.

- نه. من قوی ترینم.

-نخیر قوی ترین ساحره ی جهان منم.

شیلا وارد شد.

- بی خودی دعوا نکنین. قوی ترین ساحره ی جهان منم

پایان فلش بک

آیلین بلند شد و بال زنان از کلاس خارج شد. بالای دریاها پرواز می کرد و زیرش را نگاه می کرد. دو کیلو متری بیشتر نرفته بود که گرسنه اش شد و تصمیم گرفت یک ماهی بگیرد. ارتفاعش را کم کرد و آماده ی شکار شد. ولی او عقاب ماهیگیر نبود. بال هایش خیس شد و در آب فرو رفت.


ارباب... میشه کروشیو بزنم؟
چشاتونو رد کنید بیاد!







شما می ‌توانید مطالب را بخوانید
شما نمی توانید عنوان جدید باز کنید
شما نمی توانید به عنوان‌ها پاسخ دهید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را ویرایش کنید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را حذف کنید
شما نمی توانید نظر سنجی اضافه کنید
شما نمی توانید در نظر سنجی ها شرکت کنید
شما نمی توانید فایل‌ها را به پیام خود پیوست کنید
شما نمی توانید پیام بدون نیاز به تایید بزنید
شما نمی توانید از نوع تاپیک استفاده کنید.
شما نمی توانید از HTML در نوشته های خود استفاده کنید
شما نمی توانید امضای خود را فعال/غیر فعال کنید
شما نمی توانید صفحه pdf بسازید.
شما نمی توانید پرینت بگیرید.

[جستجوی پیشرفته]


هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است. ۱۴۰۰-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.