هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل


در حال دیدن این عنوان:   1 کاربر مهمان





Re: باغ وحش هاگزميد
پیام زده شده در: ۱۱:۴۸ سه شنبه ۲ تیر ۱۳۸۸
#2

آبرفورث دامبلدورold


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۰:۳۰ شنبه ۱۰ تیر ۱۳۸۵
آخرین ورود:
۲۲:۱۰ دوشنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۷
گروه:
کاربران عضو
پیام: 804
آفلاین
هو121

سوال دوم:

گیاهان ساده : گیاهانی که عمدتا به صورت هرز میرویند و خواص تزیینی و یا دارویی خاصی ندارند و بی خطر اند.

تزئینی : گیاهانی که به منظور زیبایی و تزیین فضا های مختلف استفاده میشوند،اغلب دارای عطر خوب و مطبوع نیز هستند.

دارویی : این دسته شامل گیاهانی که مصارف دارویی دارند وبرای معاجه امراض استفاده میگردند.امراض شاملهرگونه عدم تعادل در وضعیت جسمی و روحی فرد.

درنده : گیاهان درنده از خطرناک ترین نوع گیاهان موجود در دنیای جادویی به شمار میروند.این دسته از گیاهان،دارای دندانه های تیز وبرگ های کیسه مانند هستند.این دو ویژگی در همه انواع این دسته دیده میشه.


معمولی : این دسته از گیاهان ویژگی خاصی دارند،اما عموما بی خطر بوده و ضررینیز برای دیگر گیاهان ندارند.

سمی :
این دسته از گیاهان در تولید معجون های آموزشی یا غیر آموزشی کاربرد بسیاری دارند.از سم این گیاهان هم برای تولید سموم آسیب زننده و هم پادزهر ها استفاده میشود.



سوال اول :

روز آفتابی دلنشینی بود.آبرفورث به همراه تنی چند از بز های غیور مرزبان برای انتخاب تعدادی از کوسه های باغ وحش،به منظور حفاظت از مرز های آبی لندن و بزستان و هاگزمید و آزکابان،به باغ وحش آمده بودند.
- مـــــــــــــع مــــــــع مع!(باید از همینا یکی انتخاب کنیم،باغ وحشای دیگه تعطیلن)
- بله درسته منم موافقم،ببین اون یکی خیلی تند و تیزه،میتونه دید بانمون باشه.
بز دمش را به طرز تهدید آمیزی تکان داد و گفت : مـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــع!(نه من مخالفم،اونخیلی جوونه)
- ای باو باو،جونیور اذیتمون نکن دیگه.
- مــــــــــع مع مع مع مع مــــع مع!(عمو آبر،دموکراسی یادت نره،من یه رای دارم تمام یه رای)


آبر نگاه متعجبانه ای به رونی بزمن،فرمانده گار حفاظتی بزستان کرد و گفت: اوکی،تو نظرت چیه؟
- مــــــــــــــــــــــــع مع
- اشتباه میکنی رونی جان،همون بهترینشونه.
- مــــــــــــــــــــع مـــــــــع!(اون یی خیلی خوبه،بدنسازم هست!
- اوکی اوکی،همونو میبریم.
با گفتن این جمله، سمت خورجین زربفت روی پشت بز دست برد و جسم لزج و سبزرنگی را بیرون آورد.
- خوب،من میرم مذاکره جونیور،30 دقیقه دیگه میام نتیجه رو میگم بهت،زت زیاد
سپس غده را بلعید و به درون آب پرید!


پ.ن :


seems it never ends... the magic of the wizards :)


باغ وحش هاگزميد
پیام زده شده در: ۱۰:۲۳ جمعه ۱۰ آبان ۱۳۸۷
#1

پیتر پتی گروold


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۲:۴۵ پنجشنبه ۹ اسفند ۱۳۸۶
آخرین ورود:
۲۲:۵۰ دوشنبه ۳۰ شهریور ۱۳۸۸
از کابان...مخوف ترین زندان!
گروه:
کاربران عضو
پیام: 333
آفلاین
در صبح يكي از روزهاي برفي زمستان،در حالي كه تمامي جك و جانورهاي باغ وحش در قفس هاي خود به خواب خوشي فرو رفته بودند،صداي جير جير بلند پيتر موشي،سكوت محيط را به هم زد.

-جيـــــــــر!كمك!جيـــــــــر!چيكارم دارين؟

كمي طول كشيد تا تمامي جانورها از قفس خود بيرون پريدند و به سوي منبع صدا حركت كردند.اما دير رسيدند.صدا به يك باره از بين رفته بود.درون قفس هيچ پيتري به چشم نمي خورد.از در قفس تا چندين متر آن طرف تر،تار موهاي قهوه اي رنگ پيتر به چشم مي خورد.

جيمز گوزني كه تازه به محل حادثه رسيده بود،در حالي كه بر روي شاخش اندكي برف نشسته بود،خود را به تد گرگي و پدر گرگ ترش رساند!

-تد چي شده؟اين صداي جير جيرها مال چي بود؟اين موش بوقي باز كابوس ديده؟

و كمي به سوي در قفس نزديك تر شد.

-هي گوزن بوقي!زير پاتو نگاه كن!

جيمز با چشم هاي خواب آلود خود به زير سم هايش نگاه كرد.موجودي سياه رنگ با بال هاي قهوه اي بر روي زمين سفيد رنگ خودنمايي مي كرد.

-ببخشيد ريتا سوسكه!متوجه تو نشدم!

-

تد كه مي كوشيد دندان هاي نيزش را براي خودنمايي به ساير موجودات نشان دهد گفت:

-ببين گوزن!مثل اين كه بالاي قفس اين پيتر موشه يه تابلو زدن.من كه با فيزيك بدنيم نمي تونم رو دو پا واسم بخونم!

-نكنه من مي تونم!

-ها راست مي گي!هي ريتا سوسكه!تو پرواز كن برو بالا قفس بينم چي نوشته!

به محض پايان يافتن جمله ي تد،ريتا همانند فشنگي جنگي از زمين بلند شد و خود را به بالا رساند.با صداي ريز و نخودي اش فرياد زد:

-اين جا نوشته اين جاندار به دليل شيوع بيماري طاعون توسط وزارت سحر و جادو دستگير شده است!تا اطلاع ثانوي زنداني است و مورد بازجويي قرار مي گيرد!جـــــــــيغ!

ريتا نگاهي به پايين انداخت!تا آن موقع مگي و كروكشنكس و سيريش سگ صفت هم خود را به محل رسانده بودند! تعجب در چهره ي همگان ديده مي شد.بار ديگر ريتا جيغ خود را بلند كرد:

-اين يه كودتا است!امروز اون موش ارزشي رو دستگير مي كنن!فردا همه ي مارو!شايد بخوان باغ وحشو تعطيل كنن!

ريتا بر روي كله ي پشمالوي تد فرود آمد.

تد:

-واسه من چشم غره نرو توله گرگ ارزشي بوقي نكبت سياه ريشوي جلف!

-

-همه گوش كنن!بايد اين موش رو آزاد كنيم.به هر شكلي شده!تد!تو و بابات بايد برين دندوناتونو تيز كنيد!هي گوزن!تو و عله و باب بزرگت هم هر چه سريع تر بايد آماده شيد!اون برف هاي سفيد هم از رو شاخت برش دار!مثل اسكلا شدي!

جيمز تكان مختصري به خود داد و همه برف ها ريخاه شد.

-هي سيريش!تو بايد رو قوه ي بويايي خودت كار كني!نياز زيادي به تو داريم!

مگي و كروكشنكس منتظر گرفتن ماموريت بودند!

-شما دوتا گربه بوقي نياين بهتره!يه بلايي سر اون موش ميارين!فكر كنم وقتش رسيده به وزارت حمله كنيم!

جيمز سم هاي خود را محكم به زمين برف كوبيد!

-من پايه ام!

-من هم پايه ام!

-من بود پايه!

اين صداي رعدآسا متعلق به گلگومات بود!


[b]تن�







شما می ‌توانید مطالب را بخوانید
شما نمی توانید عنوان جدید باز کنید
شما نمی توانید به عنوان‌ها پاسخ دهید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را ویرایش کنید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را حذف کنید
شما نمی توانید نظر سنجی اضافه کنید
شما نمی توانید در نظر سنجی ها شرکت کنید
شما نمی توانید فایل‌ها را به پیام خود پیوست کنید
شما نمی توانید پیام بدون نیاز به تایید بزنید
شما نمی توانید از نوع تاپیک استفاده کنید.
شما نمی توانید از HTML در نوشته های خود استفاده کنید
شما نمی توانید امضای خود را فعال/غیر فعال کنید
شما نمی توانید صفحه pdf بسازید.
شما نمی توانید پرینت بگیرید.

[جستجوی پیشرفته]


هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است | ۱۳۹۸-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.