هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل


در حال دیدن این عنوان:   1 کاربر مهمان





Re: دفتر دوئل(محل درخواست دوئل)
پیام زده شده در: ۲۲:۱۰ شنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۳۸۸
#11

اسلیترین

ایوان روزیه


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۷:۰۱ یکشنبه ۸ مرداد ۱۳۸۵
آخرین ورود:
۱۲:۴۶:۳۷ پنجشنبه ۱۰ مرداد ۱۳۹۸
از سر قبرم
گروه:
ایفای نقش
کاربران عضو
اسلیترین
پیام: 1363
آفلاین
نتیجه دوئل ویکتوریا ویزلی و تد ریموس لوپین:

امتیازات لرد ولدمورت:
ویکتوریا ویزلی 30 - تد ریموس لوپین 29

امتیازات ایوان روزیه:
ویکتوریا ویزلی 28 - تد ریموس لوپین 29

نتیجه نهایی: ویکتوریا ویزلی 29 - تد ریموس لوپین 29

نتیجه دوئل: مساوی!

...تدددددددددددد!
تد با عصبانیت سرش را از لای در اتاق بیرون اورد و گفت:چیه بابا چی میگی؟روانیم کردی از بس جیغ کشیدی!جیمزم اینطوری جیغ نمیکشه!
...برای بارررر هزارررم میگم زودتررر بیا بالا!

تد در اتاقش را با شدت میبندد و به سمت پله ها به راه میوفتد.در راه با خودش میگوید ای کاش به یتیم خانه میرفت اما مجبور میشد در این خانه بماند.از روزی که اینجا بود(دقیقا از همون روزای اول!)یک روز خوش نداشت.داد و بیداد های ویکتوریا فرصتی برایش نمیگذاشت.

وقتی به اتاق ویکتوریا رسید بدون در زدن در را باز کرد و با عصبانیت گفت:هوم؟چیه کچلم کردی!
ویکتوریا که از شدت عصبانیت سرخ شده بود گفت:ببینم این تار موی بلند چیه روی پیراهنت؟
تد با چشم های گرد شده پرسید:پیراهن من تو اتاق تو چیکار میکنه؟

ویکتوریا سوت زنان پاسخ داد:هیچی داشتم میبردم بدم مامان بشوره...
ولی بعد که موضوع اصلی یادش امد با عصبانیت اضافه کرد:اصلا به تو چه؟بحثو عوض میکنی؟زود بگو این تار مو مال کیه تا این خونه رو روی سرت خراب نکردم خیانت کار!

تد پوزخندی زد گفت:برو بابا ویکی!تو هم هر روز به یه چیزی گیر میدی.من چه میدونم.اصلا تو فکر کن مال دختر عمه مادربزرگ خالمه!
بعد از گفتن این جمله به سمت در به راه افتاد و سعی کرد داد و بیداد و تهدید های ویکتوریا را نادیده بگیرد.

ویکتوریا وقتی دید حرف هایش تاثیری ندارد با عصبانیت گلدان سنگی کنار پنجره را برداشت و با تمام قدرت به سمت تد پرتاب کرد!
ویکتوریا:تدددددددددددددددد....!
تد با عصبانیت به سمت ویکتوریا برگشت ولی با دیدن گلدان سنگی معلقی که سمتش حرکت میکرد در جا خشک شد!

گلدان بعد از برخورد به دماغ تد و شنیده شدن صدای تق بلندی از آن به دیوار مقابل خرد و به همراه مقادیر زیادی از گچ دیوار منفجر شد!
تد با فریاد گفت:چته بابا داشتی منو میکشتی!
ویکتوریا نالان خودش را به تد رساند و در حالی که سعی میکرد دماغ خاکشیر شده تد را به حالت اول در بیاورد زیر لب گفت:ببخشید عزیزم.آخه من که بعد از اینکه گلدون رو پرت کردم تازه یادم اومد اون مو مال خودم بود وگرنه پرتش نمیکردم!!


تصویر کوچک شده


Re: دفتر دوئل(محل درخواست دوئل)
پیام زده شده در: ۱۸:۴۹ سه شنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۸۸
#10

اسلیترین

ایوان روزیه


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۷:۰۱ یکشنبه ۸ مرداد ۱۳۸۵
آخرین ورود:
۱۲:۴۶:۳۷ پنجشنبه ۱۰ مرداد ۱۳۹۸
از سر قبرم
گروه:
ایفای نقش
کاربران عضو
اسلیترین
پیام: 1363
آفلاین
نتیجه دوئل مونتگومری و بادراد ریشو:

امتیازات لرد ولدمورت:
مونتگومری28 - بادراد ریشو 28

امتیازات ایوان روزیه:
مونتگومری27- بادراد ریشو 27

نتیجه نهایی: مونتگومری 27.5 - بادراد ریشو 27.5

نتیجه دوئل: مساوی!


ویرایش شده توسط ایوان روزیه در تاریخ ۱۳۸۸/۲/۱۵ ۱۸:۵۲:۵۷

تصویر کوچک شده


Re: دفتر دوئل(محل درخواست دوئل)
پیام زده شده در: ۱:۲۰ چهارشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۸۸
#9

اسلیترین

ایوان روزیه


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۷:۰۱ یکشنبه ۸ مرداد ۱۳۸۵
آخرین ورود:
۱۲:۴۶:۳۷ پنجشنبه ۱۰ مرداد ۱۳۹۸
از سر قبرم
گروه:
ایفای نقش
کاربران عضو
اسلیترین
پیام: 1363
آفلاین
نتیجه دوئل کینگزلی شکلبوت و فرانک لانگ باتم:

امتیازات لرد ولدمورت:
کینگزلی شکلبوت 25-فرانک لانگ باتم 26

امتیازات ایوان روزیه:
کینگزلی شکلبوت 24-فرانک لانگ باتم 25

امتیازات نهایی:
کینگزلی شکلبوت 24.5-فرانک لانگ باتم 25.5

برنده دوئل: فرانک لانگ باتم!

-------------------------------------------

دانش آموزان با سر و صدای زیاد از کلاس ها خارج میشدند و برای زودتر به محوطه رسیدن به هم دیگر تنه میزدند.
آسمان آبی بود و باد خنک ملایمی میوزید.همه چیز برای یک عصر عالی محیا بود.آن روز آخرین امتحان مدرسه برگذار شده بود و فردا صبح همه سوار بر قطار هاگوارتز را ترک میکردند.

در همین هنگام صدای فریادی توجه دیگران را جلب کرد.فرانک لانگ باتم جلوی دانش اموزی ایستاده بود و فریاد میزد.
فرانک:چند بار باید بهت بگم؟گفتم اونو بهم پس بده!
کینگزلی با عصبانیت گفت:چرا حالیت نمیشه؟میگم وسایلت پیش من نیست!بیخود اینقدر دادو بیداد نکن.

فرانک چوب دستی اش را در اورد و گفت:ببین کینگزلی من بهت هشدار داده بودم که به وسایل من دست نزنی.حالا همشون رو برگردون سر جاش.وگرنه من میدونم و تو.

کینگزلی که دیگر خونش به جوش امده بود چوب دستی اش را بیرون کشید و طلسمی به سمت فرانک فرستاد.فرانک از جلوی طلسم جاخالی داد و دو طلسم را به صورت همزمان به سمت کینگزلی فرستاد.طلسم ها به سینه او برخورد کردند و وی را به عقب پرتاب کردند.

همه چیز خیلی سریع رخ داد.انها وقتی به کینگزلی رسیدند که بید کتک زن نقطه سالمی در بدن او باقی نگذاشته بود.فرانک باورش نمیشد کینگزلی به همین راحتی مرده باشد.مخصوصا وقتی که به یاد اورده بود وسایلش را در زیر تختش جا گذاشته بود!


تصویر کوچک شده


Re: دفتر دوئل(محل درخواست دوئل)
پیام زده شده در: ۱:۰۸ چهارشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۸۸
#8

اسلیترین، مرگخواران

لرد ولدمورت


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۵:۳۹ سه شنبه ۸ آبان ۱۳۸۶
آخرین ورود:
۲۳:۱۴:۴۸ دوشنبه ۲۰ آبان ۱۳۹۸
از ما گفتن...
گروه:
کاربران عضو
اسلیترین
ناظر انجمن
مرگخوار
ایفای نقش
پیام: 5580
آفلاین
نتایج دوئل:

نتیجه دوئل آنیتا دامبلدور و آلبوس...دامبلدور:

امتیازات ایوان روزیه:
آنیتا دامبلدور:28 امتیاز-آلبوس دامبلدور:29 امتیاز

امتیازات لرد ولدمورت:
آنیتا دامبلدور:28امتیاز-آلبوس دامبلدور:29امتیاز

امتیازت نهایی:
آنیتا دامبلدور:28 امتیاز-آلبوس دامبلدور:29 امتیاز

برنده دوئل:آلبوس پرسیوال ولفریک برایان دامبلدور!
-----------------------------------
لرد ولدمورت با عصبانیت لگدی به صندلی روبرویش زد.صندلی با صدای مهیبی روی زمین افتاد و انعکاس صدایش فضای کلبه خالی را پر کرد.
-همش تقصیر توئه.تو یه پیرمرد لجباز خودخواهی.هیچوقت نخواستی درکش کنی.

جادوگر پیر آه بلندی کشید.
-بس کن تام.تو از اول نباید وارد زندگی دخترم میشدی.نمیدونستی ما هرگز نمیتونیم با هم کنار بیاییم؟

لرد سیاه با عصبانیت در کلبه قدم میزد.
-حالا چی؟منظورش از این کار چی بوده؟به من گفت بیام اینجا چون میخواد موضوع مهمی رو بهم بگه.ظاهرا تو رو هم با همین حقه کشونده اینجا.ولی خودش کجاست؟

آلبوس دامبلدور از تنها پنجره کلبه به فضای مه آلود جنگل خیره شد.
-نمیدونم...احساس بدی دارم.

با صدای خوردن چند ضربه به در هر دو جادوگر با عجله بطرف در چوبی کلبه رفتند.پشت در پسربچه ای رنگ پریده با دستانی لرزان نامه ای را بطرف آنها گرفت.
-اون...اون...از بالای پل...رودخونه.

دامبلدور دستی به سر پسرک کشید.
-آروم باش پسرم.حالا از اول بگو ببینم چی شده.

-اون خانوم...یه ساحره...این نامه رو داد به من که بدم به شما.بعد خودشو جلوی چشم همه از بالای پل پرت کرد تو رودخونه.

صدای فریاد دامبلدور و لرد سیاه پسرک را به وحشت انداخت.

ساعتی بعد هر دو جادوگر کنار جسد آنیتا ایستاده بودند و افسوس میخوردند.تمام کلمات نامه در ذهن هر دوی آنها حک شده بود.

هر دوی شما برای من به یک اندازه عزیز بودید.ولی هرگز حاضر نشدید به خاطر من اختلافات گذشته را فراموش کنید.حالا که باید از یکی از شما بگذرم هر دوی شما را ترک میکنم.انتخاب برای من غیر ممکن بود.
______________________________________
نتیجه دوئل دیدالوس دیگل و اوری:

امتیازات ایوان روزیه:
دیدالوس دیگل:20 امتیاز-اوری:19 امتیاز

امتیازات لردولدمورت:
دیدالوس دیگل:20 امتیاز-اوری:17 امتیاز

امتیازات نهایی:
دیدالوس دیگل:20 امتیاز-اوری 18 امتیاز

برنده دوئل:دیدالوس دیگل!
--------------------
دوجادوگر در مقابل هم ایستاده بودند.هر دو سعی میکردند با شجاعت به چشمان طرف مقابل خیره شوند.
دیگل با بی صبری فریاد زد:
-فایده ای نداره.زود اون نقشه رو بده به من.

اوری لبخندی زد.
-که تو برش داری و با کلید ناپدید بشی؟

دیگل نقشه را محکمتر در دستانش گرفت.
-ببین،من و تو مدتهاست به دنبال این گنج میگشتیم.حالا که چند قدم بیشتر باهاش فاصله نداریم لازم نیست نسبت به همدیگه بی اعتماد بشیم.من فقط میترسم تو نقشه رو گم کنی.همین.

اوری برق حرص و طمع را در چشمان دیگل میدید.
-هرگز.تا اینجا با هم اومدیم.تا آخرش با همیم.

دیگل فهمید که اصرار بی فایده است.وقت انتخاب رسیده بود.یا باید گنج را با دوست قدیمیش تقسیم میکرد و یا...

دیگل راه دوم را انتخاب کرد.

اوری وحشتزده به طلسم سبز رنگی که از چوب دستی دیگل بطرفش می آمد خیره شد.فرصتی برای حرف زدن نداشت.ولی در آخرین لحظه لبخند زد.کاش میتوانست چهره دیگل را وقتی که متوجه بشود تکه کاغذی که در دستهای اوست هیچ ارتباطی با نقشه ندارد ببیند.
دست دیگل هرگز به نقشه نمیرسید.


زیر سایه یارانمان این شکلی شدیم!


Re: دفتر دوئل(محل درخواست دوئل)
پیام زده شده در: ۰:۴۰ سه شنبه ۸ اردیبهشت ۱۳۸۸
#7

اسلیترین، مرگخواران

لرد ولدمورت


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۵:۳۹ سه شنبه ۸ آبان ۱۳۸۶
آخرین ورود:
۲۳:۱۴:۴۸ دوشنبه ۲۰ آبان ۱۳۹۸
از ما گفتن...
گروه:
کاربران عضو
اسلیترین
ناظر انجمن
مرگخوار
ایفای نقش
پیام: 5580
آفلاین
سوژه های دوئل:

سوژه دوئل دراکو مالفوی و دابی:
وفاداری.

توضیح:حتما مشخصه که با توجه به رابطه این دو شخصیت با هم چنین سوژه ای در نظر گرفته شده.ولی شما میتونین این سوژه رو برای هر شخصیتی که مایلین در نظر بگیرین.


سوژه دوئل تد ریموس لوپین و ویکتوریا ویزلی:
شک.

توضیح:این شوک نیست.اشتباه نکنین.سوژه شما شک و تردیده.شک به شخص خاصی،یا تردید داشتن برای انجام کاری یا گرفتن تصمیمی.

دوئل مورگانا و لرد سیاه به شرط انجام تمام کارهایی که قول داده شده منتفی اعلام میشه.

مهلت دوئل بادراد ریشو و مونتگومری دو روز تمدید شد.

دوئل کننده ها توجه کنند:
1-شش روز برای زدن پست فرصت دارین.یعنی تایکشنبه 13 اردیبهشت.
2- پستهای دوئل باید در تاپیک باشگاه دوئل زده بشه.

موفق باشید و سعی کنید زنده بمانید!


ویرایش شده توسط لرد ولدمورت در تاریخ ۱۳۸۸/۲/۸ ۰:۴۹:۱۸

زیر سایه یارانمان این شکلی شدیم!


Re: دفتر دوئل(محل درخواست دوئل)
پیام زده شده در: ۱۸:۴۸ یکشنبه ۶ اردیبهشت ۱۳۸۸
#6

اسلیترین

مورگانا لی‌فای


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۷:۰۲ پنجشنبه ۲۷ تیر ۱۳۸۷
آخرین ورود:
۱۵:۲۸:۱۷ جمعه ۷ تیر ۱۳۹۸
از یه دنیای دیگه!
گروه:
کاربران عضو
اسلیترین
ایفای نقش
پیام: 517 | خلاصه ها: 1
آفلاین
مای لرد

همممم... چیزه... جسارتا میشه درخواست دوئلم رو پس بگیرم؟
درعوض تا هر چن هفته که دستور بدین به تسترالا غذا میدم، کف کافۀ سیاه رو (به جای پله های ترقی) تی می کشم، بین پی ام های خودم و تدی توی چت باکس یه خط، فاصله میذارم، دو سه تا از یویوهای جیمزی رو می شکنم، دیگه... دیگه... شبا برای بارتی لالایی میگم تا خوابش ببره.

میشه درخواست دوئلمو پس بدین؟

واقعا نمیتونم با هیچ کلمه ای مراتب ناراحتی خودم رو از پس گرفتن این درخواست اظهار کنم.


ویرایش شده توسط لرد ولدمورت در تاریخ ۱۳۸۸/۲/۶ ۲۳:۳۸:۲۳


Re: دفتر دوئل(محل درخواست دوئل)
پیام زده شده در: ۱۷:۰۳ شنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۸۸
#5

ویکتوریا ویزلیold


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۵:۱۹ سه شنبه ۲۲ خرداد ۱۳۸۶
آخرین ورود:
۲۰:۵۹ دوشنبه ۴ دی ۱۳۹۱
از ویلای صدفی
گروه:
کاربران عضو
پیام: 70
آفلاین
با کمال احترام،
اینجانب، ویکتوریا ویزلی، تد ریموس لوپین را به دوئل دعوت می کنم تا انتقام خیانتش را از او بگیرم.

البته من کاملا بر قدرت نویسندگی ایشون واقفم و کوچکتر از اونم که ایشون رو به دوئل دعوت کنم ولی برای ارزیابی سطح رول نویسی خودم اینکار رو می کنم.

با تشکر


[b]« فکر جنگ را با


Re: دفتر دوئل(محل درخواست دوئل)
پیام زده شده در: ۲۲:۳۵ جمعه ۴ اردیبهشت ۱۳۸۸
#4

دراکو  مالفویold


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۹:۳۱ سه شنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۸۸
آخرین ورود:
۲:۰۵ پنجشنبه ۲۹ بهمن ۱۳۸۸
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 17
آفلاین
به نام خدا
با سلام !

با کمال میل می پذیرم. و بنده مشکلی با داوران فعلی ندارم اگر حریف بنده شخص دیگری را مد نظر دارد من می پذیرم.

با سپاس



Re: دفتر دوئل(محل درخواست دوئل)
پیام زده شده در: ۱۹:۱۴ جمعه ۴ اردیبهشت ۱۳۸۸
#3

دابیold7


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۰:۲۰ یکشنبه ۱۶ فروردین ۱۳۸۸
آخرین ورود:
۷:۱۰ پنجشنبه ۱۲ شهریور ۱۳۸۸
از تو چه پنهون
گروه:
کاربران عضو
پیام: 59
آفلاین
من ارباب قدیمیم دراکو مالفوی رو به دوئل دعوت میکنم تا ازش انتقام بگیرم.


امضاء: دابی ، جن


Re: دفتر دوئل(محل درخواست دوئل)
پیام زده شده در: ۲۳:۳۹ چهارشنبه ۲ اردیبهشت ۱۳۸۸
#2

دراکو  مالفویold


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۹:۳۱ سه شنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۸۸
آخرین ورود:
۲:۰۵ پنجشنبه ۲۹ بهمن ۱۳۸۸
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 17
آفلاین
به نام خدا
با سلام !

من هوریس اسلاگهورن عزیز از گروه اسلیترین رو به دوئل دعوت می کنم ! یک دوئل جدی !

با تشکر

دراکوی عزیز

درخواست دوئل شما توسط هوریس اسلاگهورن رد شد.


ویرایش شده توسط لرد ولدمورت در تاریخ ۱۳۸۸/۲/۴ ۱:۴۵:۵۱







شما می ‌توانید مطالب را بخوانید
شما نمی توانید عنوان جدید باز کنید
شما نمی توانید به عنوان‌ها پاسخ دهید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را ویرایش کنید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را حذف کنید
شما نمی توانید نظر سنجی اضافه کنید
شما نمی توانید در نظر سنجی ها شرکت کنید
شما نمی توانید فایل‌ها را به پیام خود پیوست کنید
شما نمی توانید پیام بدون نیاز به تایید بزنید
شما نمی توانید از نوع تاپیک استفاده کنید.
شما نمی توانید از HTML در نوشته های خود استفاده کنید
شما نمی توانید امضای خود را فعال/غیر فعال کنید
شما نمی توانید صفحه pdf بسازید.
شما نمی توانید پرینت بگیرید.

[جستجوی پیشرفته]


هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است | ۱۳۹۸-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.