هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل


در حال دیدن این عنوان:   1 کاربر مهمان





کشف اطلاعات در پاترمور
پیام زده شده در: ۱۴:۵۷ سه شنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۱
#10

ریگولوس بلکold


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۷:۴۰ جمعه ۲۶ فروردین ۱۳۹۰
آخرین ورود:
۱۲:۰۱ شنبه ۴ خرداد ۱۳۹۲
گروه:
کاربران عضو
پیام: 304
آفلاین
Chapter 17
The Man With Two Faces

فصل هفدهم
مردی با دو چهره

تا آخر فصل هفدهم رو با تمام جزئیات که به پایان برسونید، دو قسمت اطلاعات ویژه و جدید از رولینگ دریافت خواهید کرد.

نقل قول:


http://www.pottermore.com/en/book1/chapter17/end

J.K. Rowling exclusive content

* Professor Quirrell
* The Philosopher's Stone



ترجمه مورد اول انجام شده قبلا. این بار به مورد دوم یعنیThe Philosopher's Stone / "سنگ جادو" می پردازیم:


سنگ جادو
افکار جی.کی.رولینگ

ماهیت اصلی سنگ جادو را من اختراع نکردم، بلکه یک ماده افسانه ای است که یک زمانی اعتقاد بر این بوده که واقعی و هدف اصلی کیمیاگری باشد.

ویژگی های سنگ جادوی "من" با بیشتر خواص قدیمی که به آن سنگ نسبت داده شده است، مطابقت دارد. اعتقاد بر این بوده است که این سنگ فلزات پایه را به طلا تبدیل می کند و همچنین می تواند اکسیر حیات بسازد که می تواند شما را جاویدان و فنا ناپذیر نماید.
تصویر کوچک شده
کیمیاگرهای واقعی – یعنی پیشگامانی از شیمی دانان و فیزیک دانان – همانند سر "ایزاک نیوتون" و "نیکلاس فلامل (واقعی)" بعضی وقت ها در طول زندگی شان به دنبال این بودند تا راز ساخته شدن آن را کشف کنند. سنگ جادو در بسیاری از نوشته های قدیمی توصیف شده که در رنگ های مختلفی همانند قرمز و سفید به نظر می آید. این رنگ ها در بیشتر محاسبات کیمیاگری مهم به شمار می روند و اغلب به عنوان مواردی تفسیر می شوند که مفاهیم نمادین دارند.

تصویر کوچک شده



کشف اطلاعات در پاترمور
پیام زده شده در: ۱۴:۰۲ یکشنبه ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۱
#9

ریگولوس بلکold


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۷:۴۰ جمعه ۲۶ فروردین ۱۳۹۰
آخرین ورود:
۱۲:۰۱ شنبه ۴ خرداد ۱۳۹۲
گروه:
کاربران عضو
پیام: 304
آفلاین
Chapter 13
Nicolas Flamel

فصل سیزدهم
نیکلاس فلامل

تا آخر فصل سیزدهم رو با تمام جزئیات که به پایان برسونید، یک قسمت اطلاعات ویژه و جدید از رولینگ دریافت خواهید کرد.

نقل قول:


http://www.pottermore.com/en/book1/chapter13/end

J.K. Rowling exclusive content

* Nicolas Flamel



یعنی "Nicolas Flamel " / "نیکلاس فلامل"

تصویر کوچک شده

نیکلاس فلامل
افکار جی.کی.رولینگ

نیکلاس فلامل یک شخصیت واقعی بود. من در اوایل دوره بیست سالگی ام وقتی که مشغول بررسی یک نمونه و نسخه از زندگی نامه او بودم، درباره اش خواندم. در زندگی نامه او توضیح داده شد که او چگونه یک کتاب اسرار آمیز با عنوان " آبراهام یهودی" را خریده بود که پر از نمادهای عجیب و غریب بود و این فلامل بود که متوجه این دستورالعمل های عجیب و غریب در علم کیمیاگری شد. داستان از این قرار پیش رفت که او متعاقبا زندگی کارش اش را صرف ساخت سنگ جادو کرد.

فلامل واقعی، یک تاجر ثروتمند بوده و از او به عنوان یک بشردوست نیز یاده شده است. به جهت یادبود او و همسرش، پرنل، خیابان هایی در پاریس هستند که به نام آنها نامگذاری شده اند.

من به خاطر دارم چندین ماه که مشغول نوشتن کتاب سنگ جادو بودم، خوابی استثنایی و با جزئیات زیاد درباره فلامل دیدم که همانند یک نقاشی رنسانی بود که جان می گیرد. فکرم در مورد فلامل من را به سمت آزمایشگاه بهم ریخته او هدایت کرد که غرق در نور طلایی بود و دقیقا به من نشان می داد که سنگ جادو چگونه ساخته شد. (فقط ای کاش می توانستم به یاد بیاورم که واقعا چطور می توان آن را ساخت ! )

تصویر کوچک شده



کشف اطلاعات در پاترمور
پیام زده شده در: ۲۰:۱۹ سه شنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۱
#8

ریگولوس بلکold


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۷:۴۰ جمعه ۲۶ فروردین ۱۳۹۰
آخرین ورود:
۱۲:۰۱ شنبه ۴ خرداد ۱۳۹۲
گروه:
کاربران عضو
پیام: 304
آفلاین
Chapter 12
The Mirror of Erised

فصل دوازدهم
آینه ایرایزد

تا آخر فصل دوازدهم رو با تمام جزئیات که به پایان برسونید، یک قسمت اطلاعات ویژه و جدید از رولینگ دریافت خواهید کرد.

نقل قول:


http://www.pottermore.com/en/book1/chapter12/end

J.K. Rowling exclusive content

* The Mirror of Erised



یعنی "The Mirror of Erised" یا همان "آینه ایرایزد (آینه نفاق انگیز)"

آینه ایرایزد (آینه نفاق انگیز)
چیزی جدید از جانب جی.کی.رولینگ

تصویر کوچک شده


آینه ایرایزد (آینه نفاق انگیز) یک وسیله بسیار قدیمی است. هیچ کسی نمی داند که چه کسی این آینه را اختراع کرده است یا حتی چگونه این آینه به مدرسه هاگوارتز آمد. جانشینی پی در پی اساتید موجب شده تا آنها از سفرهایشان این چنین وسایل قدیمی را با خود به مدرسه بازگردانند، بنابراین این آینه ممکن است از طریق چنین روش های اتفاقی مثل اینکه اینکه استادی می دانسته که این آینه چگونه کار می کند و شیفته آن شده بود یا اینکه چون آنها قادر به فهمیدن اساس کار آینه نبودند و مایل بودند تا نظر اساتید و همکاران خود را در موردش جویا شوند، به قلعه هاگوارتز رسیده باشد.

آینه ایرایزد (آینه نفاق انگیز) یکی از آن وسایل قدیمی جادویی است که به نظر می رسد با ماهیت سرگرم کننده ساخته شده اند (چه خوب، چه بد یک نوع عقیده ست) ، چون از آنجایی که چیزهایی را بیشتر از یک آینه معمولی نشان می دهد، بیشتر جذاب و خیره کننده ست تا مفید و کاربردی ! فقط پس از آن که پروفسور دامبلدور روی این آینه تغییراتی کلیدی اعمال کرد (که به مدت یک قرنی در اتاق ضروریات در گوشه ای بوده یا پیش از آنکه دامبلدور آنرا از آنجا بیرون بیاورد و به کار بگیرد) آنجا مبدل به یک مکان مخفی فوق العاده و آزمونی برای قلب ناپاک و بی ایمانی، شد.

کتیبه ای که بالای آینه در قسمت قاب آن نقش بسته (erised stra ehru oyt ube cafru oyt on wohsi) را می بایست برعکس خواند تا به مقصود واقعی آینه پی برد. یعنی:

erised stra ehru oyt ube cafru oyt on wohsi

و حرف به حرف بر عکس آن:

I show not your face but your heart's desire

به مفهوم: من چهره حقیقی تو را نشان نمی دهم اما آرزوی قلبی ات را چرا... نشان می دهم.


آینه ایرایزد (آینه نفاق انگیز)
افکار جی.کی.رولینگ

حرف های هشدار دهنده آلبوس دامبلدور با هری در حین گفتگو درباره آینه ایرایزد، نظر خود من را هم بیان می کند. وسیله ای که تو را در رویاهایت نگه می دارد، خیلی خوب است اما نکته ای که در این راستا پدید می آید این است که وقتی این آینه شما را در رویاهایتان نگه می دارد، غیر سودمند و حتی ناسالم می شود. دامبلدور می داند که زندگی می تواند شما را عبور دهد و به جلو پیش ببرد، در حالی که شما به یک آرزویی چسبیده اید که هرگز نمی تواند بر آورده شود. عمیق ترین آرزوی هری برای چیزی بود که برآورده شدنش غیر ممکن بود: بازگشت پدر و مادرش. غم شدید هری که هرچند به خاطر این است که از خانواده اش محروم شده، اما دامبلدور می داند که نشستن هری در مقابل آینه و زل زدن به تصویر چیزی که هرگز آن را نداشته، می تواند تنها چیزی باشد که به هری آسیب می زند. این آینه فریبنده و وسوسه انگیز است، اما لزوما آینه ای نیست که شادی را به ارمغان بیاورد.

تصویر کوچک شده



کشف اطلاعات در پاترمور
پیام زده شده در: ۱۲:۱۶ یکشنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۱
#7

ریگولوس بلکold


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۷:۴۰ جمعه ۲۶ فروردین ۱۳۹۰
آخرین ورود:
۱۲:۰۱ شنبه ۴ خرداد ۱۳۹۲
گروه:
کاربران عضو
پیام: 304
آفلاین
Chapter 9
The Midnight Duel

فصل نهم
دوئل نیمه شب

تا آخر فصل نهم رو با تمام جزئیات که به پایان برسونید، یک قسمت اطلاعات ویژه و جدید از رولینگ دریافت خواهید کرد.

نقل قول:


http://www.pottermore.com/en/book1/chapter9/end

J.K. Rowling exclusive content

* Familiars



یعنی "Familiars" یا همان "همدمان(حیوانات دست آموز)"

همدمان(حیوانات دست آموز)
چیزی جدید از جانب جی.کی.رولینگ

تصویر کوچک شده

ماهیت این همدمان از دوره بریتانیای فولکور به مدت صدها سال وجود داشته است. همدمان، حیواناتی هستند (بعضی ها می گویند ارواحی که به شکل حیوان در آمده اند) که به جادوگر خود در راه های مختلفی، چه به عنوان خدمتکار، چه به عنوان پیام رسان و نامه بر و چه به عنوان جاسوس، خدمت می کنند. اطلاعات تاریخ جادوگری به ما خاطر نشان می کند که همدمانی مانند حیوانات، با استعدادهای فرا طبیعی معتبر شده اند و حتی اعتقاد بر این وجود داشته که آنها می توانند شیاطینی (یا خود شیطان به تنهایی) در فرم مبدل حیوان باشند.

همدمان در دقیق ترین حالت، در داخل عالم هری پاتر وجود ندارند. اگرچه دانش آموزان هاگوارتز مجاز می باشند تا با خودشان حیواناتی به مدرسه بیاورند، از جمله گربه ها و موش هایی که می بینیم، و به طور کلی حیوانات خانگی. در نتیجه، حیوانی که بیشتر از همه همانند یک همدم سنتی در عالم هری پاتر عمل می کند، خانم نوریس است که به تنها فرد غیر جادوگر قلعه هاگوارتز، یعنی آرگوس فیلچ تعلق دارد. این حقیقت دارد که جغدها در عالم هری پاتر به عنوان نامه رسان عمل می کنند، اما این موضوع بر خلاف پست کبوتری نامتعارف ماگل ها، مفهوم یک سرویس پستی خیلی سازمان یافته می باشد.

تصویر کوچک شده


ویرایش شده توسط ریگولوس بلک در تاریخ ۱۳۹۱/۲/۱۷ ۱۲:۱۸:۴۹


کشف اطلاعات در پاترمور
پیام زده شده در: ۱۰:۵۱ یکشنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۱
#6

ریگولوس بلکold


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۷:۴۰ جمعه ۲۶ فروردین ۱۳۹۰
آخرین ورود:
۱۲:۰۱ شنبه ۴ خرداد ۱۳۹۲
گروه:
کاربران عضو
پیام: 304
آفلاین
Chapter 8
The Potions Master

فصل هشتم
استاد معجون ها

تا آخر فصل هشتم رو با تمام جزئیات که به پایان برسونید، دو قسمت اطلاعات ویژه و جدید از رولینگ دریافت خواهید کرد.

نقل قول:


http://www.pottermore.com/en/book1/chapter8/end

J.K. Rowling exclusive content

* Professor McGonagall
* Professor Quirrell



مورد دوم یعنی "Professor Quirrell" / "پروفسور کوییرل"
در پایان آخرین فصل یعنی فصل هفدهم با عنوان “The Man with Two Faces “ / "مردی با دو چهره" هم یک قسمت دیگری هست از کوییرل که به متن زیر اضافه اش کردم.

پروفسور کوییرل
چیزی جدید از جانب جی.کی.رولینگ

تصویر کوچک شده

نخستین استاد دفاع در برابر جادوی سیاه هری، یک جادوگر جوان باهوش بود که پیش از آنکه سمت استادی اش را در هاگوارتز عهده دار شود، به یک سفر طولانی و بزرگ رفته بود. وقتی هری برای اولین بار با کوییرل ملاقات کرد، او یک عمامه را همیشه در تمام طول روز به سر گذاشته بود. حالت های عصبی او بیشتر به خاطر لکنت زبان واضح او بیان شده بود، همچنین زمانی شایع شده بود که داخل عمامه او پر از سیر است تا خون آشام ها را از خود دور نماید.
تصویر کوچک شده
کوییرل پسری مستعد اما حساس دیده می شد که احتمالا در طول دوره تحصیلی اش در هاگوارتز به خاطر ترسویی و حالت های عصبی اش او را دست می انداختند و اذیت می کردند. به دنبال احساس ناکارآمدی و عدم بسنده کردن و آرزوی اثبات خودش، او علاقه اش در تئوری نخستین جادوی سیاه را توسعه داد. همانند بسیاری از مردمی که خودشان را حقیر و ناچیز می پنداشتند و حتی خنده دار و مضحک، کوییرل، تمایل پنهانی داشت تا جهان را شیفته و معطوف خود نماید.
کوییرل عمداً جستجوی هرآنچه که از جادوی سیاه مانده بود را تا حدی که خارج از حد کنجکاوی بود، تا حدی که خارج از آن تمایل تصدیق نشده شهرت بود، آغاز نمود. در زمان خیلی کوتاهی، کوییرل با خودش خیال بافی می کرد که او می تواند مردی باشد که ولدمورت را دوباره پیدا می کند، اما در فرم صحیح و خوب آن که ممکن باشد مهارت هایی از ولدمورت را یاد بگیرد تا به این اطمینان خاطر برسد که دیگر هرگز مضحکه دیگران نخواهد شد.

با وجود آنکه هاگرید درست گفته بود که کوییرل "ذهن درخشانی" دارد، این استاد هاگوارتز در طرز تفکر هم ساده و بی ریا بود و هم متکبر و گستاخ که او را قادر می ساخت تا حتی در موقعیت ضعیف یک جادوگر سیاه، یک رویارویی و دیدار را با ولدمورت کنترل نماید. وقتی که ولدمورت فهمید مرد جوان یک موقعیت و سمتی در هاگوارتز دارد، سریعا کوییرل را که عاجز از مقاومت بود، تسخیر نمود.

از آنجایی که کوییرل روحش را از دست نداد، کاملا مطیع و تحت اختیار ولدمورت در آمد که باعث یک جهش وحشتانک در بدن کوییرل شد؛ در نتیجه ولدمورت قادر بود تا از پشت سر کوییرل به همه جا نگاه کند و حرکات بدن کوییرل را هدایت نماید و حتی بدن کوییرل را مجبور به قتل سایرین کند. کوییرل در مواردی مقاومت ضعیفی از خودش نسبت به ولدمورت نشان داد اما ولدمورت بیش از حد برای او قوی بود.

کوییرل نتیجتاً توسط ولدمورت مبدل به یک هورکراکس(جان پیچ) موقتی شد. او به شدت از فشار فیزیکی مبارزه کردن تهی شد و روح شیطانی داخل او به مراتب قوی تر شد. به طور آشکاری در طول مبارزه کوییرل با هری به علت قدرت محافظتی که مادر هری در حین مرگش برای او در پوست هری باقی گذاشت، بدن کوییرل سوخت و تاول زد. هنگامی که بدن اشتراکی ولدمورت و کوییرل به طور وحشتناکی در ارتباط و تماس با هری سوخت، ولدمورت فقط در آن هنگام پرواز کرد تا خودش را حفظ نماید و کوییرل آسیب دیده و تضعیف شده، متلاشی شود و بمیرد.

پروفسور کوییرل
افکار جی.کی.رولینگ

کوییرینوس یکی از خدایان رومی است که درباره آن اطلاعات زیادی وجود ندارد، اگرچه واضح است که عمدتا در جنگ بوده است و این یک نشانی است که کوییرل کاملا به اندازه ای که او وجود داشت، فروتن نبود. نام "کوییرل" که بسیار نزدیک و شبیه به "اسکوییرل" – به مفهوم کوچک، زیبا و بی ضرر، است – همچنین من از بُعد دیگری پیشنهاد و نظرم "کوییور" بود که اشاره ای به حالات عصبی ذاتی شخصیت داشت.

تصویر کوچک شده


ویرایش شده توسط ریگولوس بلک در تاریخ ۱۳۹۱/۲/۱۷ ۱۱:۲۰:۰۷


کشف اطلاعات در پاترمور
پیام زده شده در: ۲۳:۳۸ شنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۱
#5

ریگولوس بلکold


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۷:۴۰ جمعه ۲۶ فروردین ۱۳۹۰
آخرین ورود:
۱۲:۰۱ شنبه ۴ خرداد ۱۳۹۲
گروه:
کاربران عضو
پیام: 304
آفلاین
Chapter 10
Hallowe’en

فصل دهم
هالووین


تا آخر فصل دهم رو با تمام جزئیات که به پایان برسونید، یک قسمت اطلاعات ویژه و جدید از رولینگ دریافت خواهید کرد.

نقل قول:


http://www.pottermore.com/en/book1/chapter10/end

J.K. Rowling exclusive content

* Hogwarts School Subjects



همین یک مورد یعنی "Hogwarts School Subjects" یا همون "دروس مدرسه هاگوارتز"


دروس مدرسه هاگوارتز
چیزی جدید از جانب جی.کی.رولینگ

تصویر کوچک شده

تمام سال اولی ها می بایست که هفت درس را در بگذرانند:
تغییر شکل، افسون ها، معجون ها، تاریخ جادوگری، دفاع در برابر جادوی سیاه، ستاره شناسی و گیاهشناسی. همچنین فراگیری درس های پرواز (روی جارو) اجباری می باشد.

در پایان سال دوم در هاگوارتز، دانش آموزان ملزم به انتخاب حداقل دو عنوان درس از لیست زیر هستند:

ریاضیات جادویی، ماگل شناسی ،پیشگویی، زبان باستانی(الفبای باستانی≈خرابه های باستانی) و مراقبت از موجودات جادویی.

اگر تقاضای کافی وجود داشته باشد، دروس بسیار تخصصی همانند کیمیاگری گاهی اوقات در دو سال آخر دوره تحصیلی هفت ساله دانش آموزان، ارائه می گردد.

دروس مدرسه هاگوارتز
افکار جی.کی.رولینگ

یک لیست کوتاه متنوع از دروس مدرسه در یادداشت های اولیه من پیدا شد. در یادداشت های اولیه ام گیاهشناسی را "گیاه درمانی(هربالیسم)" نامیدم، درس پیشگویی را از سال اول اجباری کردم، همچنان که درس کیمیاگری و درسی که مختصرا آن را "جانوران" نامیدم را در طرح اولیه ام، اجباری کردم، و تغییر شکل را "تغییر شکل/دگرگونی(متامورفیس)" نامیدم.

تصویر کوچک شده



کشف اطلاعات در پاترمور
پیام زده شده در: ۲۱:۴۸ شنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۱
#4

ریگولوس بلکold


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۷:۴۰ جمعه ۲۶ فروردین ۱۳۹۰
آخرین ورود:
۱۲:۰۱ شنبه ۴ خرداد ۱۳۹۲
گروه:
کاربران عضو
پیام: 304
آفلاین
Chapter 7
The Sorting Hat

فصل هفتم
کلاه گروهبندی


تا آخر فصل هفتم رو با تمام جزئیات که به پایان برسونید، سه قسمت اطلاعات ویژه و جدید از رولینگ دریافت خواهید کرد.

نقل قول:


http://www.pottermore.com/en/book1/chapter7/end

J.K. Rowling exclusive content

* Hatstall
* Professor McGonagall
* The Sorting Hat



این بار مورد سوم یعنی "The Sorting Hat" یا همون "کلاه گروهبندی"


کلاه گروهبندی
چیزی جدید از جانب جی.کی.رولینگ

تصویر کوچک شده

کلاه گروهبندی معروف هاگوارتز اول هر ترم تحصیلی هاگوارتز با سر دادن آوازی قصه خلق شدن خودش را بیان می نماید. افسانه حاکی از آن است که دورانی این کلاه به یکی از چهار نفر موسس هاگوارتز یعنی گودریک گریفیندور تعلق داشته و بعد از آن به طور مشترک بدست هر چهار نفر موسس هاگوارتز جادو شد تا این موسسان مطمئن شوند که دانش آموزان در گروه شایسته تبار خودشان که بر پایه ویژگی های مخصوص هر یک از چهار موسس برگزیده می شد، گروه بندی گردند.

کلاه گروهبندی یکی از نابغه ترین اشیای جادویی است که بیشتر ساحره ها و جادوگران می توانستند تا به حال آن را ببینند. این کلاه در اصل هوش چهار موسس هاگوارتز را در خودش دارد، از طریق شکافی که در کنار حاشیه آن قرار دارد، قادر به سخن گفتن است، و در دفاع ذهنی و ذهن خوانی ماهر است که این ویژگی او را قادر می سازد تا داخل ذهن کسی را که آنرا بر سر می گذارد ببیند و قابلیت ها و خلق و خوی فرد را نیز پیش بینی نماید. کلاه گروهبندی حتی قادر است که نسبت به افکار درونی فردی که آنرا بر سرش میگذارد، واکنش و پاسخ دهد.

همچنین کلاه گروهبندی برای نپذیرفتن و قبول نکردن اشتباهش در مورد گروهبندی اشتباه دانش آموزان بدنام است. در آن حالت هایی که مثلا وقتی اسلیترینی ها هم نوع دوستانه یا رها از خود رفتار می کنند، وقتی راونکلاوی در تمام امتحاناتشان مردود می شوند، وقتی که هافلپافی ها که در عین حالیکه تنبل هستند همچنان در تحصیلاتشان مستعد و پیروزند و وقتی گریفیندوری ها ترس از خودشان بروز می دهند، کلاه گروهبندی به طور استواری نسبت به تصمیم قبلی و اولیه خود مبنی بر گروه بندی دانش آموز، اصرار دارد. در کل طی چندین قرنی که کلاه گروهبندی بر سر انجام کار گروهبندی بوده است، اشتباهات بسیار کمی را در گروهبندی ها مرتکب شد.


کلاه گروهبندی
افکار جی.کی.رولینگ

کلاه گروهبندی در میان طرح های نخستین من برای هاگوارتز، وجود نداشت. من پیش خودم روش های مختلف و متعددی را برای گروهبندی دانش آموزان مطرح کردم (چون من از قبل می دانستم که قرار است چهار گروه وجود داشته باشد و هر کدام از آنها با ویژگی هایی متفاوت). اولین ایده ام دستگاهی حرفه ای به سبک هیس رابینسون بود که انواع کارهای جادویی را پیش از گرفتن یک تصمیم نهایی، انجام می داد، اما از این روش خوشم نیامد: از همان اول حس کردم این روش خیلی پیچیده و آسان است. در ایده بعدی ام، چهار مجسمه چهار موسس هاگوارتز را در سرسرای ورودی مدرسه قرار دادم، به طوری که این چهار مجسمه زنده می شدند و در حالتی که تمام مدرسه نظاره گر هستند، آنها دانش آموزان را از مقابل خودشان انتخاب می نمودند. این ایده بهتر بود اما باز هم به نظرم کاملا دقیق نبود. در نهایت، من لیست راه هایی که از طریق آنها افراد بتوانند انتخاب شوند را نوشتم: اینی مینی مینی مو – نی کوتوله – انتخاب توسط سرگروه ها – بیرون آمدن اسامی از یک کلاه – اسامی که کلاه می خواند – بر سر گذاشتن یک کلاه – کلاه گروهبندی !

تصویر کوچک شده



پاسخ به: کشف اطلاعات در پاترمور
پیام زده شده در: ۱۶:۲۴ چهارشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۱
#3

لی جردن old


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۴:۰۳ پنجشنبه ۹ تیر ۱۳۹۰
آخرین ورود:
۱۷:۰۸ چهارشنبه ۱ شهریور ۱۳۹۶
از سوسک سیاه به خاله خرسه
گروه:
کاربران عضو
پیام: 416
آفلاین
سلام منم اگه وقت کنم میزارم ترجمه ها رو.
میگم نظرت چیه همه ی اینارو یه فایل پی دی اف کنیم بزاریم برا دانلود؟


Modir look at that ticket
I work out
Modir look at that ticket
I work out
When I go to "contact us", this is what I see
Modirs are in bed and they wont answer me
I got passion in my head and I ain’t afraid to show it

I’m ANGRY and I know it


تصویر کوچک شده



کشف اطلاعات در پاترمور
پیام زده شده در: ۲۳:۲۰ شنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۹۱
#2

ریگولوس بلکold


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۷:۴۰ جمعه ۲۶ فروردین ۱۳۹۰
آخرین ورود:
۱۲:۰۱ شنبه ۴ خرداد ۱۳۹۲
گروه:
کاربران عضو
پیام: 304
آفلاین
Chapter 1
The Boy Who Lived

فصل اول
پسری که زنده ماند


تا آخر فصل اول رو با تمام جزئیات که به پایان برسونید، دو قسمت اطلاعات ویژه و جدید از رولینگ دریافت خواهید کرد.

نقل قول:


http://www.pottermore.com/en/book1/chapter1/end

J.K. Rowling exclusive content

* Measurements
* Number Four, Privet Drive



این بار به مورد اول یعنی "Measurements" یا "همون اندازه گیری ها"


اندازه گیری ها

چیزی جدید از جانب جی.کی.رولینگ

نه فقط از آنجایی که جادوگران و ساحره های بریتانیایی از الکتریسیته و کامپیوترها استفاده نمی کنند، بلکه آنها هرگر وارد علم متریک و اندازگیری نشده اند. آنها هرگز موظف به پذیرفتن تصمیمات حکومت ماگل ها نشدند، بنابراین هنگامی که در سال 1965 میلادی سیستم اندازه گیری به فرم نوین و اندازه گیری های متریک تغییر نمود، جادوگران و ساحره ها به سادگی این تغییر را رد نمودند.

جادوگران و ساحره ها از محاسبات سخت و پردردسر بیزار نیستند، چرا که قادر اند تمام آنها را به طور جادویی انجام دهند، بنابراین آنها وزن کردن به واحدهای اونس، پاوند و استون، اندازه گرفتن به واحدهای اینچ، فیت و مایل یا پرداختن پول اجناس به واحدهای نات، سیکل و گالیون را را دشوار نمی بینند.


اندازه گیری ها

افکار جی.کی.رولینگ

وقتی برای اولین بار نسخه خطی هری پاتر و سنگ جادو برای چاپ در بریتانیا به تایید رسید، ویراستار به من پیشنهاد داد که می توان تمام واحدهای وزنی و اندازه گیری را به فرم متریک امروزی تغییر داد که عرف و استاندارد ناشر بود. من این تغییر را نپذیرفتم چون به دلایلی که اشاره کردم، هیچ منطقی وجود ندارد. با این حال، این اصرار و باید من، نمی تواند به عنوان هیچ نوعی از بیانه ای سیاسی در بخشی از وجود نویسنده تلقی شود. من یک ضد اروپایی نیستم. بر عکس من تماما معتقد به بودن بریتانیا در اروپا می باشم و نیمی از خودم فرانسوی است. نه تنها می گویم که هیچ چیز در برابر سیستم متریک ندارم، بلکه بسیار منطقی تر از سیستم شاهنشاهی پیشین است. به هر حال، من سیستم قدیمی را خیلی بیشتر شایان تصور، تزئین شده تر و وابسته تر به خصوصیات خط نویسی افراد دیدم، بنابراین آن را برای آن نوع جامعه ای که توصیفش کردم، مناسب تر دیدم.



کشف و ترجمه اطلاعات پاترمور (کتاب اول)
پیام زده شده در: ۲۱:۴۰ شنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۹۱
#1

ریگولوس بلکold


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۷:۴۰ جمعه ۲۶ فروردین ۱۳۹۰
آخرین ورود:
۱۲:۰۱ شنبه ۴ خرداد ۱۳۹۲
گروه:
کاربران عضو
پیام: 304
آفلاین
البته اطلاعات افزودنی کتاب اول رو خیلی وقت پیش، وقتی بازگشایی اختصاصی و آزمایشی بود رو انجام داده بودیم اما خب حالا که شکل رسمی تر گرفته و انجمن براش ایجاد شده، بهتره این اطلاعات اضافی از داستان و کتاب رو به شکل فارسی و ترجمه شده اینجا بذاریم.

===============================

داستان دورسلی ها

تصویر کوچک شده


ورنون و پتونیا دورسلی

خاله و شوهر خاله هری در کار با هم آشنا شدند. پتونیا برای همیشه با واقعیت تلخی که پدر و مادرش ظاهرا به خواهر جادوگر او، لیلی بیشتر بها می دادند تا به او، برای همیشه به کوک ورث رفت تا دوره تایپ کردن را در لندن دنبال کند. این در یک دفتر کاری رخ داد، جایی که او با ورنون دورسلی بی نهایت غیر جادویی، لج باز و مادی نگر آشنا شد. بزرگ و بی گردن، این مدیر داخلی برای پتونیای جوان یک مدل مردانگی به نظر آمد. ورنون نه تنها علاقه رومانتیک او را باز می گرداند، بلکه به طور لذیذی برای پتونیا عادی بود. ورنون یک ماشین فوق العاده درست دلشت و چیزهای کاملا عادی را می طلبید و زمانی که او پتونیا را در مجموعه ای از قرارهای کسل کننده وارد کرد، پتونیا زمانی را رویابافی می کرد که ورنون حلقه ی ازدواجی را در انگشت او رد می کند.

وقتی، در موعد مقرر، ورنون دورسلی بحث ازدواج را بسیار درست در اتاق نشیمن مادرش مطرح کرد، پتونیا فورا قبول کرد. یک چالش در مرهم لذتبخشش، ترس از این بود که نامزد جدیدیش از خواهر او پیش خودش چه خواهد ساخت. ورنون حتی مردمی که کفش های قهوه ای با کت های مشکی می پوشیدند را مناسب تحقیر کردن می دانست؛ ورنون پیش خودش از زن جوانی که بیش تر وقت خود را با پوشیدن شنل بلند و خواندن وردهای جادویی گذرانده چه می ساخت ، پتونیا به سختی می توانست فکر کردن به این موضوع را تحمل کند.

پتونیا به حقیقت طی یک قرار اشک آلود اعتراف کرد. ورنون، همانطور که پتونیا انتظارش را داشت، عمیقا شوکه شد. با این حال، او به طور جدی به پتونیا توضیح داد که او هرگز چیزی را علیه او مطرح نمی کند که احساس غریبی برای خواهرش داشته باشد و پتونیا جهت قدردانی خودش را به طور وحشتناکی روی ورنون انداخت که سوسیس خمیری ورنون از دستش افتاد.

اولین دیدار لیلی و دوست پسرش جیمز با زوج نامزد شده به طور خیلی بدی گذشت و رابطه شان از آنجا تنزل کرد. جیمز مشغول بحث با ورنون بود و در توجیه او اشتباه کرد. ورنون تلاش می کرد تا به طور مهربانانه از جیمز بپرسد که چه ماشینی را می راند. جیمز جاروی مسابقه اش را توصیف کرد. ورنون تصورش مبنی بر اینکه جادوگران با حقوق بیکاری زندگی می کنند مطرح کرد. جیمز درباره گرینگوتز توضیح داد و ثروتی که والدینش در قالب طلای جامد آنجا ذخیره کرده اند. ملاقات آنها با خروج ناگهانی ورنون و پتونیا از رستوران پایان یافت و در حالی که لیلی به طور فجیعی شروع به گریه کرد و جیمز (کمی از خودش شرمنده بود) قول داد تا در اولین فرصت مسائل را با ورنون، بهبود ببخشد.

این موضوع دیگر اتفاق نیفتاد. پتونیا لیلی را به عنوان یک ساقدوش عروسی نمی خواست، چون که او تلاش می کرد تا بر اوضاع مسلط شود. لیلی آسیب دید. ورنون از صحبت با جیمز در مهمانی عروسی سر باز زد، اما او جیمز را حد نام جیمز که به گوش برسد به عنوان یک نوعی از تردست آماتور توصیف کرد. پس از ازدواج پتونیا بیش از هر وقت دیگری همانند ورنون شد. او خانه مجاور میدان تمیز را در شماره چهار پریوت درایو دوست داشت. او و ورنون حضور در عروسی جیمز و لیلی را نپذیرفتند. آخرین نامه ای که او از لیلی و جیمز دریافت کرد، نامه اعلام تولد هری بود و پتونیا پس از یک نگاه تحقیر آمیز به نامه لیلی، آن را درون سطل آشغال انداخت.

===============================

گروهبندی هرماینی و نویل

تصویر کوچک شده


کلاه گروهبندی ، افکار رولینگ

کلاه گروهبندی در طرح های اولیه من برای هاگوارتز نمایان نشده بود. من با خودم در مورد تعدادی از روش های مختلف برای گروه بندی دانش آموزان بحث می کردم (چون من از قبل می دانستم که چهار گروه همگی با ویژگی های بسیار متفاوتی وجود خواهند داشت) در آخر، من لیست راه هایی که در آنها افراد بتوانند انتخاب شوند را نوشتم: اینی مینی – مینی مو – حصیرهای گروهبندی – انتخاب توسط سرگروه ها – بیرون آمدن اسامی از یک کلاه – اسامی که کلاه می خواند – بر سر گذاشتن یک کلاه – کلاه گروهبندی !


کلاه دراز

یک واژه باستانی هاگوارتز برای هر دانش آموز جدیدی است که کار گروهبندی اش بیش از 5 دقیقه به طول بکشد
از هم دوره ای های هری پاتر، هرماینی گرنجر و نویل لانگباتم نزدیک ترین ها به "کلاه درازی" شدند. کلاه گروهبندی زمانی نزدیک به پنج دقیقه را برای تلاش جهت تصمیم گیری این که آیا هرماینی گرنجر را در راونکلاو بگذارد یا در گریفیندور، صرف کرد. در مورد نویل، کلاه گروهبندی تصمیم گرفت تا او را در گریفیندور بگذارد: نویل از آنجایی که به خاطر آن آوازه شجاعت گروه ها ترسیده بود، تقاضایی از کلاه کرد تا در هافلپاف قرار بگیرد. نزاع ساکت این دو با خودشان در حین گروهبندی، موجب پیروزی در انتخاب برای کلاه شد.

===============================


بقیه رو هم وقت بشه، میذارم. یا بقیه که زبانشون خوبه، ترجمه کنن. اطلاعات ویژه ای که آخر هر چپتر کشف میشه، از اطلاعات در مورد شخصیت گرفته، مکان یا وسیله ای خاص رو می تونید بخونید توی پاترمور.



ویرایش شده توسط ریگولوس بلک در تاریخ ۱۳۹۱/۲/۹ ۲۱:۴۲:۴۲
ویرایش شده توسط ریگولوس بلک در تاریخ ۱۳۹۱/۳/۲۰ ۱۱:۵۱:۳۴







شما می ‌توانید مطالب را بخوانید
شما نمی توانید عنوان جدید باز کنید
شما نمی توانید به عنوان‌ها پاسخ دهید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را ویرایش کنید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را حذف کنید
شما نمی توانید نظر سنجی اضافه کنید
شما نمی توانید در نظر سنجی ها شرکت کنید
شما نمی توانید فایل‌ها را به پیام خود پیوست کنید
شما نمی توانید پیام بدون نیاز به تایید بزنید
شما نمی توانید از نوع تاپیک استفاده کنید.
شما نمی توانید از HTML در نوشته های خود استفاده کنید
شما نمی توانید امضای خود را فعال/غیر فعال کنید
شما نمی توانید صفحه pdf بسازید.
شما نمی توانید پرینت بگیرید.

[جستجوی پیشرفته]


هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است | ۱۳۹۸-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.