هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل


در حال دیدن این عنوان:   1 کاربر مهمان





پاسخ به: ورزشگاه نقش جهان (در حال تعمیر!)
پیام زده شده در: ۸:۴۳ جمعه ۱۷ مرداد ۱۳۹۳
#3

لودو بگمنold


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۱:۰۲ دوشنبه ۲۶ مرداد ۱۳۸۸
آخرین ورود:
۲۰:۵۷ جمعه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۷
از در عقب، صندلی جلو!
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 1317
آفلاین

ترنسیلوانیاVs.کیوسی ارزشی
پست اول


خورشید رفته رفته به خط افق نزدیک میشد ... البته کسی نمیدانست چرا از سمت مشرق! برخی کارشناسان هواشناسی و محققان اعتقاد داشتند در شرق نذری پخش میشد و کمال همنشین بر خورشید که چند صباحی در آسمان اصفهان اسکان داشت اثر کرده بود و نتیجتا از چیز مفتکی نمیگذشت! باری به هر جهت ...

- با پاپیون سیاه بازی نداری آقا بیخود لفظ قلنبه سلنبه نیا نمیتونی باش جناس بسازی!

تماشاگران زیادی به امید این که به مناسبت افتتاحیه ورزشگاه نقش جهان شیرینی یا شربتی پخش شود خودشان را به آن جا رسانده بودند و البته نه شناختی از دو تیم داشتند و نه از کوییدیچ! نتیجتا نه خبری از پلاکارد در بین آن ها بود و نه کسی شعار میداد و تشویق میکرد .... یک سوت ناقابل مفت هم نمیزدند لامصّب ها! با تمام این ها آدمی به امید زنده است و این امید باعث شده بود تماشاگران توجهی به ابر های سیاهی که برفراز ورزشگاه تجمع کرده بودند نداشته باشند و سر جایشان میخ شوند. ظاهرا آسمان آبستن نزولات زیادی بود، درست مانند بازی که آبستن حوادث غیر منتظره ...

- لیلا آبستــنــــه؟ تصویر کوچک شده

تد ریموس لوپین و ویکتوریا ویزلی دوان دوان از رختکن آمدند بیرون و بابا پنجعلی را بلند کرده و به داخل برگرداندند. در رختکن جیمز سیریوس پاتر؛ کاپیتان تیم، مشغول گوشزد کردن آخرین نکات به بازیکنانش بود.

- همساده! من هر سه تا مهاجمشون رو آنالیز کردم، خطرناک ترین مهاجمشون دافه که خیلی ریزنقشه و تو پرواز های سریع از توپ قابل تشخیص نیست ... دقت کن که وقتی خودش و توپ رو با هم پرتاب میکنه از روی رنگ سیاهش تشخیصش بدی و فریب نخوری ... ویلیام هم بازیکن بدی نیست اما اگه بتونی یه توپش رو با حرکت نمایشی دفع کنی روحیه شو از دست میده و آپست میشه و بازی رو رها میکنه! میمونه گلرت که از جلو خطر چندانی نداره ... اما سعی کن از پشت بهت نزدیک نشه. :worry:

- هـــــا کاکو حواسم هست ... گفتی از پشت یاد یک خاطره ای افتادم اتفاقا! مرحوم پدر ما یک بار ...

- بزار برای بعد خاطره رو ویولت و پنجعلی ... پنجعلی! پدر جان؟ با همین کت و شلوار قهوه ای میخوای بازی کنی؟ لباستو عوض کن باب!

- زشته جلو بچه ها!

- برو اون پشت عوض کن ما قول میدیم نیایم اون طرف! چی میگفتم؟ ها! شما دو تا اول از همه که سعی کنید هیچ بلاجری سمت گراوپ نفرستید وگرنه آخرین بلاجریه که در طول عمرتون میزنید! زدن آماندا هم خطر گاز گرفتگی داره، زدن لودو هم خطر بلاک! دافنه هم که با اون ابعادش عملا نمیشه هدف گرفتش، حسن مصطفا هم شنیدم قالیچه پرنده اش دفع بلاجر اتومات داره ... گلرت رو میتونید بزنید اما فقط از جلو آپ ست تنها گزینه اس! اگه بلاجر بخوره روحیه شو از دست میده و آپست میشه و بازی رو رها میکنه! همون آپست رو بزنید فقط

- لازم نی چیزی به من گوشزد کنی جیمز! حاجیت همه رو میزنه کسیم نمیتونه بش بگه بالا چشت ابروئه.

- از ما گفتن بود! خود دانی ... تد و ویکی، خواهشا توی زمین از روش های تنفس از طریق گوش استفاده نکنید اصلا شما چپ و راست حرکت کنید استاد قمیشی مهاجم وسط باشه. استاد شما در طول بازی بین این دو تا پرواز کنید؛ فقط سعی کنید له نشید

- بین تو و تو ... فاصله غوغا میکنه

- این مال خودتون نبودا بدلتون بود خوب میرسیم به یارگیری من تو من ...

- زشته جلو بچه ها!

- میگفتم! حالت ایده آل اینه که ویکی با گلرت من تو من کنه تا خطری تهدیدش نکنه و غیرت تد هم تحریک نشه، تد با داف، استاد شما هم با آپ ست من تو من کنید ... چن تا کار غمگین واسش اجرا کنید فاز دپ ورمیداره بازی رو رها میکنه! باید وقتی توپ دست ما نیست بچسبین به بازیکنایی که گفتم ...

- میگم زشته جلو بچه ها! بخوابونم دهنت؟

- با رعایت فاصله بچسبین خوب بچسبین و سعی کنید بزنیدشون ... ضمنا فراموش نکنید که کیوسی هرگز بازی جوانمردانه رو فراموش نمیکنه! هرکیو زدین ناکار کردین یا از جارو پرتش کردین ازش عذرخواهی کنید و یک گل سرخ بهش تقدیم کنید.

پنجعلی بالاخره لباس کوییدیچ به تن کرد و به سایر هم تیمی هایش پیوست. جیمز روی یک صندلی ایستاده بود و سخنرانی میکرد ... تد و ویکی گوشه ی تاریکی از رختکن ایستاده بودند و به طور واضح مشخص نبودند! همساده به یاد خاطره ی مرحوم پدرش کف رختکن افتاده بود و ریسه میرفت، قمیشی برای خودش آواز میخواند و ویولت تنها کسی بود که به جیمز گوش میداد ...

- هی بچه ها! حرفام تموم شدا! جاروهاتونو بردارید و ...

- تمرین تبر کنیم با خودمون؟

- ولدمورتـــه؟ تصویر کوچک شده

- نه پدر جان ... درسته از سرش نور میتابه ولی دماغ داره!

- تمرین تبر نکنید بشینید روش!

- زشته جلو بچه ها!

تد به همراه ویکی که ریملش پاک شده بود از سایه خارج شدند و به بقیه پیوستند. همگی سوار جارو های متحد الشکلشان که لوگوی تیم رویش نقش بسته بود شدند تا از رختکن خارج شوند ... البته همه به جز یک نفر!

- پدر جان شما چرا نمیای؟!

- ناهار نخردمه!

- خوردی پدر جان جای همه ما هم خوردی

- اَره؟!

- آره! عسل با نون ... عسل بی نون ... عسل کیک ... به من چیزی نرسید دوباره!

- حالا بریم؟

- نــــا ... لیلا حاضر نشده!

- باوبزرگ خو بگو حاضر شه دیه معطلیم ... خودم تنش کنم؟

- نــا ... لباس کوییدیچ چسبونه!

-


استدیو برنامه دویست و یک، چهار


- در ادامه چند مورد از پیش بینی های این بازی توسط موجودات جادویی رو آماده کردیم براتون! ببینید.

تصویر دو پرچم با لوگو دو تیم را نمایش میداد در یک اتاق خالی ...

- خوب این تسترال پیشگوئه ... البته چون دوربین ما تا حالا از صحنه مرگ فیلم برداری نکرده تصویر تسترال رو هم ضبط نکرده و مشخص نیست کدوم تیم رو انتخاب کرده

تصویر عوض شد و همان دو پرچم را در منظره ای از کوهستان نشان داد ...

- این بار غول غار نشین پیشگو قراره برنده رو مشخص کنه.

یک جفت پای غول آسا پرید وسط صحنه و هر دو پرچم را له کرد!

- ایشون نظرش به مساوی نزدیک تره! فقط یکم خشن اعلام کرد.

دو پرچم این بار در دل یک جنگل انبوه قرار داشتند.

- خوب این یکی دیگه ردخور نداره! شک ندارم همه تون منتظرین ببینید سنتور پیشگو کدوم تیم رو انتخاب میکنه و تمام گالیون هاتون رو روش شرط ببندین!

علی سنتوری آمد وسط تصویر و نیم نگاهی به هر یک از دو پرچم انداخت و شروع به صحبت کرد:

- دانش پیشگویی ما سنتور ها بسیار فراتر از چیز های پیش پا افتاده و بی ارزشی مثل یه بازی کوییدیچه! من نظری ندارم و ضمنا به نشانه اعتراض دوربینتون رو منهدم میکنم!

سنتور کمانش را در دست گرفت و تیری در آن قرار داد. جمله "صحنه های هولناک ... وزغ ها نگاه نکنند!" زیرنویس شد و سنتور نیز وسط تصویر را با تیر زد.

- بسه آقا نمیخواد! الان اژدهائه هم میزنه جفت پرچما رو با دوربین و فیلمبردارش و متعلقات آتیش میزنه دیگه از پیش بینی ها میگذریم و میریم به ارتباط مستقیمی که با ورزشگاه نقش جهان برقرار شده ...


نقش جهان


خورشید بالاخره به خط افق رسیده بود و ذره ذره پشت آن پنهان میشد. تمامی تماشاگران سکو هایشان را رها کرده و مقابل دوربین و پشت سر مسئول بهره برداری پروژه استادیوم نقش جهان جمع شده بودند. مسئول مربوطه قیچی به دست آماده بریدن روبان و افتتاح رسمی ورزشگاه بود که گزارشگری از ناکجا آباد مقابلش نازل شد ... کاش هیچ وقت نازل نمیشد!

- سلام میکنم به شما بینندگان عزیز ... در خدمت شما هستم با گزارش مستقیم از افتتاح ورزشگاه نقش جهان. جناب آقای ککه آبادی! یک توضیحی در مورد تاریخچه ساخت ورزشگاه و مراسم افتتاح میدین؟

- بنده هم سلام عرض میکونم خدمت شما و بینندگاندون! پروژه ورزشگاهی نقش جهان دقیقا مشخص نیست کی آغاز شدس اما در کتابی تاریخی بیهقی اومدس که شاه مسعود غزنوی در یکی از سفرهاش از این پروژه دیدن کردِس! ینی حداقل قدمت این ورزشگاه برمیگردد به زمانی غزنویان، حدود 69 بار تا حالا بازسازی شدس اما این اولین افتتاحشس که به لطف مرلین در دوره ماس ... ما هم تصمیم گرفتیم این ورزشگاها همزمان با بازی دو تا تیم ریشه داری کوییدیچ افتتاحش کونیم که به محض افتتاح اولین بازیم توش برگزار شِد و کسی نگد که این افتتاح سوریس.

بازیکنان دو تیم در حال ورود به زمین بودند.

- غروب همیشه واسه من ... نشونی از تو بوده

یکی از تماشاگر نماها همان ابتدا ترقه ای پرتاب کرد بین بازیکنان ...

- نقی نقی در انّه! اما قهرمان در انّه

- تصور کن یه شهری رو ... که توش تماشاگر نما یه افسانه اس

گراوپ که به دلیل ارتفاع زیاد گوش هایش از سطح زمین و همچنین ترافیک سنگین در سلول های عصبی و نورون هایش با اندکی تاخیر متوجه صدای ترکیدن ترقه شده بود، با وحشت از جا پرید و وقتی فرود آمد تمام سکوهای ورزشگاه فرو ریخت ...

- خوب حالا هم که بازیکونا وارد زمین شدن من با اجازدون روبانا ببرم تا ... هــــــــــولی شـــــــت

به این ترتیب نقش جهان باز هم افتتاح نشد و مسئول مربوطه فلنگ را بست و تماشاگران که فهمیدند شیرینی احتمالی به لقاء الله پیوسته نیز همگی استادیوم بدون سکو را ترک کردند تا بازی بدون تماشاگر برگزار شود.

- آاااااااا ورزشگاه خراب شد ... اینم از بخت سیاه و شور مائه آقو.

بازیکنان دو تیم سورا جارو ها شده و در پست خودشان مستقر شدند تا سوت آغاز بازی زده شود. لودو در چشم های پنجعلی خیره شد و طوری که کسی نفهمد چشمک ریزی زد ... پنجعلی بدون عکس العملی به روبرو خیره ماند! لودو طوری که توجه بازیکنان اطراف را جلب میکرد چشمک نه چندان ریزی زد و گردنش را هم به راست خم کرد ... پنجعلی علائم حیاطی را نیز نشان نمیداد! ماندانگاس بلاجر ها را رها کرد. لودو طوری که کل ورزشگاه، ناظر بازی، بازیکنان دو تیم، دوربین ها و تماشاگران تلویزیونی متوجه شوند دو دستش را بالا برد و برای پنجعلی تکان داد و یک سوت بلبلی هم زد!

- خودیـــــه؟!

پنجعلی چماغ را بالا برد و زارپ! با بلاجر گذاشت وسط شکم لودو. ماندانگاس کوافل را نیز رها کرد و قمیشی بلافاصله آن را تصاحب کرد. آماندا در اقدامی تلافی جویانه پیش از این که قمیشی به جلو پرواز کند یا توپ را پاس دهد بلاجر دیگری را سمت او پرتاب کرد ...

- بلاجر هر تنگ غروب ... تو چیز من میکوبه! لامروّتا رحم کنید ... واسم چیزی نمونده!


ویرایش شده توسط لودو بگمن در تاریخ ۱۳۹۳/۵/۱۸ ۱۹:۱۰:۱۹

هیچی به هیچی!
تصویر کوچک شده


پاسخ به: ورزشگاه نقش جهان (در حال تعمیر!)
پیام زده شده در: ۱۷:۵۱ سه شنبه ۱۴ مرداد ۱۳۹۳
#2

هافلپاف

ماندانگاس فلچر


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱:۴۶ شنبه ۶ اردیبهشت ۱۳۹۳
آخرین ورود:
۱۲:۵۲:۲۴ پنجشنبه ۹ اسفند ۱۳۹۷
از مرگ برگشتم! :|
گروه:
ایفای نقش
کاربران عضو
هافلپاف
پیام: 400
آفلاین
هفته دوم مسابقات کوییديچ


ترنسیلوانیا - کیو.سی.ارزشی

زمان: از ساعت 18:00 روز 14 مرداد ماه - 18:00 روز 19 مرداد ماه

* قبل از شروع مسابقه قوانین را به دقت مطالعه کنید.
* با عرض پوزش، با توجه به تأخیری که در اعلام شروع بازی از جانب رئیس فدراسیون کوییدیچ اتفاق افتاده، ساعت بازی ها تغییر کرد.



ورزشگاه نقش جهان (در حال تعمیر!)
پیام زده شده در: ۱۷:۴۵ سه شنبه ۱۴ مرداد ۱۳۹۳
#1

هافلپاف

ماندانگاس فلچر


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱:۴۶ شنبه ۶ اردیبهشت ۱۳۹۳
آخرین ورود:
۱۲:۵۲:۲۴ پنجشنبه ۹ اسفند ۱۳۹۷
از مرگ برگشتم! :|
گروه:
ایفای نقش
کاربران عضو
هافلپاف
پیام: 400
آفلاین
ورزشگاهی باستانی و همواره در حال تعمیر، شامل انواع نقش های جهان!


ویرایش شده توسط فنریر گری‌بک در تاریخ ۱۳۹۸/۴/۳۰ ۲:۰۳:۳۶







شما می ‌توانید مطالب را بخوانید
شما نمی توانید عنوان جدید باز کنید
شما نمی توانید به عنوان‌ها پاسخ دهید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را ویرایش کنید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را حذف کنید
شما نمی توانید نظر سنجی اضافه کنید
شما نمی توانید در نظر سنجی ها شرکت کنید
شما نمی توانید فایل‌ها را به پیام خود پیوست کنید
شما نمی توانید پیام بدون نیاز به تایید بزنید
شما نمی توانید از نوع تاپیک استفاده کنید.
شما نمی توانید از HTML در نوشته های خود استفاده کنید
شما نمی توانید امضای خود را فعال/غیر فعال کنید
شما نمی توانید صفحه pdf بسازید.
شما نمی توانید پرینت بگیرید.

[جستجوی پیشرفته]


هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است | ۱۳۹۸-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.