هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل


در حال دیدن این عنوان:   1 کاربر مهمان





تصویر شمارہ ۴
پیام زده شده در: ۱۸:۳۳:۱۷ یکشنبه ۲۵ اسفند ۱۳۹۸
#1

Ratter


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۶:۳۹:۱۲ یکشنبه ۲۵ اسفند ۱۳۹۸
آخرین ورود:
۱۲:۴۴:۴۰ سه شنبه ۱۹ فروردین ۱۳۹۹
گروه:
کاربران عضو
پیام: 19
آفلاین
ھرچہ بیشتر پیش میرفت ، ضربان قلبش تند تر میشد . قابل تحمل بود ؛ اما نہ از یک جایی بہ بعد . با نفس لرزانی کہ در فضا پخش شد ، کتاب را بست . صدای مھربان و در عین حال مضطرب جینی در فضا پیچید :
( چیزی شدہ ھرمیون ؟ )
ھرمیون سرش را بلند کرد . نفس کشیدن از راہ بینی برایش سخت بود ؛ ھوای سرد و مطبوع کتابخانہ را از راہ دھان وارد ریہ ھایش کرد . بعد سعی کرد لبخند بزند اما چندان موفق نشد . فقط رد کمرنگی از آن روی لبانش کشیدہ شد . جینی روی میز ، کنار کتاب ھای کپہ شدہ روی ھم نشست . در حالی کہ اخم خفیفی روی پیشانی داشت ، گفت :
( خوبی ھرمیون ؟ گفتم چیزی شدہ ؟ )
ھرمیون میدانست جینی دیگر بچہ نیست . بنابراین با صدایی مضطرب گفت :
( تو ... راجب رتر ھا ... چیزی میدونی ؟ )
جینی لبانش را بہ ھم فشرد . بعد با حالتی متفکرانہ گفت :
( رتر ھا ؟ ھوم ... از بابا شنیدم . اونم فقط یہ بار . اون گفت کہ رتر ھا منقرض شدن . یعنی ... جادوگرا منقرض کردنشون . چی بودن اونا ؟ دایناسور ؟ )
و نخودی خندید . ھرمیون با جدیت گفت :
( بدتر از دایناسور . اونا دشمن دیرینہ جادوگرا بودن . با یہ قدرت خاص کہ ھیچ ربطی بہ جادو نداشت . اما جادو میتونست بکشتشون . ھر چند خیلی سخت ... و توسط جادوگرای خیلی قوی . اونا میخواستن )
جینی بہ میان حرفش پرید :
( چہ نوع قدرتی داشتن ؟ )
ھرمیون نفس عمیقی کشید :
( قدرتی کہ مثل جادو نیست . چون جادو تا حدودی اکتسابیہ و برای ماھر شدن توش باید تمرین کرد . اما قدرت رتر ھا انتسابیہ ، بی کم و کاست . یہ بچہ رتر قدرت یہ رتر بزرگ سال رو دارہ . اونا بہ طور غریزی بلدن چیکار کنن ... بلدن موقع نیاز قدرتشون رو مثل یہ مایع تو رگاشون جاری کنن و باچشمایی کہ مثل یاقوت سرخ و درخشان شدہ بہ طرف مقابل حملہ کنن . اونا تو اون وضعیت ھیچ زخمی بر نمیدارن ، آسیب نمیبینن و با خیرہ شدن تو چشمای طرف مقابل تو لحظہ میکشنش . یا نہ ... گلوشو میدرن . اگہ زخم کارشو نسازہ ، بزاق دھنشون کہ یہ سم فوق العادہ قویہ وارد خونش میشہ و میکشتش )
ھرمیون انگشتانش را روی میز چوبی کشید و نگاھش را از جینی گرفت :
( جادوگرا باھاشون جنگیدن . شجاعانہ و با قدرت . نابودشون کردن ... منم مثل ھمہ فکر میکردم منقرض شدن ... )
و ساکت شد . جینی وحشت زدہ تکرار کرد :
( فکر میکردی منقرض شدن ؟ یعنی چی ؟!)
ھرمیون سر بلند کرد . یک نفس گفت :
( یعنی منقرض نشدن . یکیشون ھست ... تو ھمین قلعہ . و بقیہ شونو نمیدونم )
جینی دستانش را روی میز گذاشت ، سمت ھرمیون خم شد و فریاد کشید :
( تو ھمین قلعہ ؟ ھاگوارتز ؟ چطور ممکنہ ؟ )
تقریبا تمام کسانی کہ در کتابخانہ بودند ، با تعجب بہ آنہا نگاہ کردند . ھرمیون آرام ، خیلی آھستہ و با یأس گفت :
( نمیدونم ... نمیدونم ... )
جینی با بی قراری و بریدہ بریدہ گفت :
( آ ... آخہ ... شکل آدماست ؟ کی ... کیہ ؟ استادامون ... چرا نمیکشنش ؟ )
ھرمیون حس میکرد ھالہ ای از ھوای بسیار سرد او را در بر گرفتہ است . نالید :
( تو گروہ اسلایترینہ . یہ دختر ... شونزدہ سالہ . پروفسور اسنیپ ... )
ھرمیون بہ سرعت بلند شد کہ صندلی اش با صدای گوش خراشی عقب رفت . لحن پر از تحقیر مالفوی اینبار برایشان مہم نبود :
( میشہ اینجا رو ترک کنین لطفا ؟ )
ھرمیون بہ سردی زمزمہ کرد :
( باید بریم پیش پروفسور اسنیپ )
جینی با کج خلقی گفت :
( بس کن ھرمیون . میشہ یہ رتر تو گروھش باشہ و نفہمہ ؟ حتما یہ نقشہ شیطانی تو سرشہ ... )
جینی بازویش را کشید و او را از کتابخانہ بیرون برد . باید یک نقشہ می کشیدند ...
ببخشین من بلد نبودم اینو بفرستم کارگاہ داستان نویسی . میشہ قبولش کنین ؟ من عضو جدیدم



ویرایش شده توسط Ratter در تاریخ ۱۳۹۸/۱۲/۲۵ ۱۸:۵۱:۲۳







شما می ‌توانید مطالب را بخوانید
شما نمی توانید عنوان جدید باز کنید
شما نمی توانید به عنوان‌ها پاسخ دهید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را ویرایش کنید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را حذف کنید
شما نمی توانید نظر سنجی اضافه کنید
شما نمی توانید در نظر سنجی ها شرکت کنید
شما نمی توانید فایل‌ها را به پیام خود پیوست کنید
شما نمی توانید پیام بدون نیاز به تایید بزنید
شما نمی توانید از نوع تاپیک استفاده کنید.
شما نمی توانید از HTML در نوشته های خود استفاده کنید
شما نمی توانید امضای خود را فعال/غیر فعال کنید
شما نمی توانید صفحه pdf بسازید.
شما نمی توانید پرینت بگیرید.

[جستجوی پیشرفته]


هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است | ۱۳۹۹-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.