هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل


در حال دیدن این عنوان:   1 کاربر مهمان





Re: جادوگران گل گلي-احیای مجدد
پیام زده شده در: ۱۴:۴۳ شنبه ۲۴ تیر ۱۳۸۵
#31

فنریر گری بکold


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۱:۵۰ یکشنبه ۱۰ اسفند ۱۳۸۲
آخرین ورود:
۱۵:۲۳ دوشنبه ۱۱ آبان ۱۳۸۸
از شب تاريك
گروه:
کاربران عضو
پیام: 355
آفلاین
از فلش بك برميگيرديم لحظه ورود گلي گلي ها رو شرح ميكنم
با نمايان شدن اولين انوار خورشيد در آسمان كرور كرور قاليچه هاي گلي گلي رنگ گلي گلي ها با نظم خواست خودشان به شنتول ميرسند مردان زنان كودكان و سالمندان شاد و خوشحال در حال چرخاندن دسمال يزدي خود هستند كه ناگهان قاليچه سلطنتي گلي گلي مي ايستد و آرژانو دست راست خود را به علامت سكوت بالا مي برد گلي گي ها جوان و پير سكوت اختيار ميكنند و تنها صدا از مگسي در نزديك تني شنيده ميشود كه با يك حركت ناگهاني تني جان به جان آفرين تسليم ميكند
آرژانو با چشماني مات و خيره شده مانند كسي كه در خلصه اي عميق فرو رفته شروع ميكند به صحبت:آري اينجا شنتول است سر زمين خون قيام .سرزمين جوات هاي غيور سرسخت شجاع .سرزميني كه مادر طبيعت فاز خود را بدون هيچ منتي بر جوات ها ارزاني ميدارد.سرزميين كه بوي قليون و بهمن پنجاه و هفت از كوچه باغش به مشام ميرسد.
آري اينجا شنتول سرزميني كه درخت خزان ديده ي گلي گلي درخاك آن ريشه خواهد دواند و دوباره جوانه خواهد زدسرزميني كه آينده گل گلي نويد خواهد داد.سرزميني كه فرياد گل گلي ها را به ديگر اقوام جادويي خواهد رساند و تاج و تخت بزرگان آن را به لزره خواهد در آورد. دشمان بدادند به قول ملوان زبل روزگار ما پاييزي ميشه اما هيچ وقت زمستون نميشه آري اينجا شنتول سرزميني كه بزرگاني مانند بابابزرگ مرلين دمكورات ترين موجود گلي گلي در خاك آن آرميده اند ...
اي گلگلي ها! اين سخنان بعدا در تاريخ ثبت خواهد و از قزوين تا شنتول به جاده اي مقدس براي جوات ها شناخته خواهد و سالانه زائران گل گلي براي رسيدن به فاز روحاني راهي را كه پيموده ايم را طي مي كنند پس بدانيد و آگاه باشيد كه ما از ياد نخواهيم رفت
اي گل گلي ها! حالا به كنار رود شن برويد و شلوارهاي خود را بالا بزنيد و از فاز اين رود تاريخي لذت ببريد...و بانوي خود ننه بزرگ مرلين درود بفرستيد و ستايش كنيد و بدانيد روح ننه بزرگ مرلين با ماست
آرژانو از قاليچه خود به پايين مي آيد شلوار از تن خود مي كند و با پيژامه در آب خنك فرود مي رود

خارج از رول:تومي جان شما ناظريد من نبايد به شما اين حرفا رو بزنم اما بهتره از الفاظ ركيكي مثل -«بوووووووووق»- و غيره استفاده نكيند

برادر عزیز و قزوینی الاصل خودم به گل گل خوش اومدی البته در حد یه جوات معمولی...در ضمن برادر من کی از اون لفظ رکیک استفاده را نمودم؟برادر این حرف بده من خجالت کشیدم.من همچین حرفیو هیچ وقت در پستم نزدم.تومی جون به سر(داش تومی،ناظر)


ویرایش شده توسط فنریر گری بک در تاریخ ۱۳۸۵/۴/۲۴ ۱۴:۴۶:۳۱
ویرایش شده توسط فنریر گری بک در تاریخ ۱۳۸۵/۴/۲۴ ۱۴:۵۴:۰۶
ویرایش شده توسط توماس جانسون در تاریخ ۱۳۸۵/۴/۲۴ ۱۵:۳۹:۳۷

وقتي به دنيا مي آيم:سياهم
وقتي بزرگ مي شوم:سياهم
وقتي مريض مي شوم:سياهم
ولي تو
وقتي به دنيا مي آيي:صورتي هستي
وقتي بزرگ مي شوي:سفيد
وقتي مري


Re: جادوگران گل گلي-احیای مجدد
پیام زده شده در: ۱۲:۱۵ سه شنبه ۳۰ خرداد ۱۳۸۵
#30

توماس جانسونold


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۹:۲۲ سه شنبه ۱۲ آبان ۱۳۸۳
آخرین ورود:
۱۸:۲۱ چهارشنبه ۲۹ شهریور ۱۳۸۵
از قصر كرنوال
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 341
آفلاین
- اما چرا اسم اونجا شنتول بود؟
فلش بک میره به سالها پیش در کوچه پس کوچه های بنفشه جنوبی همون جایی که پیر مرد نشسته بود...

خوب حالا الان مثلا فلش بکه:

یه جوونک با پشت موی شدید نشسته لب جوب و پاشو کرده تو آب و رو فازه مثبته و داره نوشابه شیشه ای میخوره و سیگار بهمن میکشه...
- عجب فازی داره میده...
بر و بکس که سه تا داش توپ پایین شهری بودند و متشکل از بر-و-بکس بودن از اونجا رد میشدن

جوونک:به حق پشت موی نزده ننه بزرگ مرلین...دااشا بر و بکس سلام

یه سلام علیک باحال صورت میگیره.

- ملت چرا اینجا اسم نداره؟ما رو کجا آوردی لا مصب؟بهمون گفتی میریم یه جایی که فقط جوااتا باشن...
- نمیدونم داش شنیدم اینجا یه زمانی ننه بزرگ مرلین شوهرشو کشت

کات آقا کات

کارگردان از پشت صحنه میاد جلوی صحنه(مفهومی ترین بخش داستان همینشه،عقل سلیم میخواهد درک این مقال... )

- اقا مگه من نگفتم فلش بک...اینکه فلش نکسته(اینجا هم تقریبا مثل همون بالایی البته نه با اون ضریب قوی)

- بریم ضبط

فلش بک:


یه جوونک با پشت موی شدید نشسته لب جوب و پاشو کرده تو آب و رو فازه مثبته و داره نوشابه شیشه ای میخوره و سیگار بهمن میکشه...
- عجب فازی داره میده...

یهو سه نفر میان رد میشن:
- داش سلام...شرمنده ردیم تو حالت...اینجا چیه؟
- چاکر ملتم هستیم...اسم اینجا شنتوله
- چه جلب...خوب چرا اسمش شنتوله

- شوما مث داش بزرگه های ما هسین...والله ماجرا داره
این جوب گنده جوب این مملکته
اسمش هم هست Sir Heledh Aina Nen میشه تو مایه های این اسم سوسولیا که مثلا میخوان بگن این آفتابه خیلی آب خنکی داره
بعد خورده نصفه این اسمه میشه Shan .چون کهاین اسم خیلی سوسلیو ابرو ریزی بوده کردیمش مایه آبروریزی که میشه تو مایه های SHANTOOL

- دمت داش...به فازت برس
- چاکر داشام هستیم...بفرما نوشابه...

========================================

لطفا اگه سوالی هست به دفاتر پیام شخصی و مسنجر مراجعه نمایید(تیریپ این تبلیغ خزه)


کاهنان مصری سه هزار سال قبل از میلاد این کتیبه قدرت و قهرمانی را پیدا کردند و برای آن محافظانی گذاشتند.تا 3 سال پیش کسی آخرین محافظ ر�


Re: جادوگران گل گلي
پیام زده شده در: ۲۲:۲۷ پنجشنبه ۷ اردیبهشت ۱۳۸۵
#29

لی جردن


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۰:۴۹ پنجشنبه ۱۲ شهریور ۱۳۸۳
آخرین ورود:
۱۶:۵۱ پنجشنبه ۱۴ بهمن ۱۳۸۹
از اون طرف شب!!!!!
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 509
آفلاین
- ملت سر تا پا گوشن ...
پيرمرد :‌ خب رسيديم به اونجا كه ننه بزرگ مرلين به همراه مرلين عازم شهر سبز و خرم شنتول شدن ...


پشت يكي از درخت ها : آهاي بي وفا ... ديگه دوسم نداري !!!! ..... اه بازم يادم رفت ورش دارم " اكسيو آفتابه ي آقا بزرگ مرلين " !
مرلين : ننه .. ننه .. اون چيه كه از اونجا داره رد مي شه ... قرمزه !
ننه بزرگ مرلين : خودشه .. آفتابه آقاجونته ... من از دويست كيلومتري هم مي تونم تشخيص بدم .... مرتيكه " .... " هزار بار بهش گفتم آفتابه ي آبي بخر گوش نكرد ...... بريم ننه گيرش آوردم !
- آقا بزرگ مرلين : واي چه حالي داد ... ديگه بيام بيرون .. الان نيم ساعته كه پشت اون درخته ام .... ماشالله برگهاش چه جوني گرفتن .....
ننه بزرگ مرلين : گيرت آوردم پسره ي بي حيا !!!!! آواداكداورا ‌!!!!
نوري سبز رنگ بسرعت از كنار مرلين عبور مي كنه و به پدربزرگش برخورد مي كنه !!
مرلين : ننه كشتيش !
ننه بزرگ مرلين :‌آره نوه ي گلم .. حقش بود !!!



پيرمرد : خب آقابزرگ مرلين به عنوان اولين شهيد راه شنتول شناخته شد و به افتخار اون هفت دستگاه دستشويي عمومي در محل مرگ اون ساخته شد !!
ملت مي زنن زير گريه !!!
بعد از مرگ آقابزرگ مرلين .....



ننه بزرگ مرلين : مرلين ... مرلين ... كجايي ننه .... پس اين غذاي كوفتي كو !!
مرلين : الان ميارم ننه .. هنوز شلغم هاش جا نيفتاده !!!
- سلام خانم محترم !!!!!!!!!
ننه بزرگ مرلين :
- من آرپانو هستم .... از اينكه اين سعادت نصيب من شده كه به خانم متشخصي مثل شما عرض ارادت كنم واقعا خوشبختم !!
ننه بزرگ مرلين :
مرلين : ننه شامتو آوردم .
مرلين :




--------------------

دوستاني كه زياد متوجه منظور ين تاپيك نمي شن به من پيام شخصي بزنن تا بيشتر براشون توضيح بدم !!


ویرایش شده توسط رون ویزلی در تاریخ ۱۳۸۵/۲/۷ ۲۳:۰۷:۵۲

يكي از راه هاي پيشرفت در رول پلينگ ( ايفاي نقش ) :

ابتدا به لين


Re: جادوگران گل گلي
پیام زده شده در: ۱۸:۰۵ پنجشنبه ۷ اردیبهشت ۱۳۸۵
#28

هرپوی کثیف old


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۹:۲۹ جمعه ۲۹ مهر ۱۳۸۴
آخرین ورود:
۱۷:۳۳ سه شنبه ۲۳ مهر ۱۳۸۷
از یونان
گروه:
کاربران عضو
پیام: 85
آفلاین
ااینجا شنتول است، کوچه پس کوچه های بنفشه جنوبی !

یه پیرمرده لب جوب نشسته پاهاشو گذاشته توی جوب و داره ساندویچ گاز میزنه .
پیرمرده : به حق سیبیل های نچیده ... این لامصب نونش چقدر سفته !
ساندویچشو میکنه توی جوب و دوباره گاز میزنه !
پیرمرد : نه خیر ... نه ساندویچه آدم وار میشه نه این نوشته واسه خواننده نون و آب ! بیخی ... بذار یکم قضیه رو ببریم رو فازو آموزنده !
بلندگو رو از توی شلوارش درمیاره ...
پیرمرد : ملت پاشین که امروز فاز فازه فلاش بک و تاریخ شنتوله !

چند دقیقه بعد !

پیرمرد پشت بلندگو : ملت یه جوری بشنین اون خواهرای ته کوچم فاز حاجیتونو بگیرن ! اون چند فروندی هم که هنوز توی خونه هاشونن شدیدا اتصال به زمینن ! ... اوکی شروع میکنیم ... امروز می خوایم در مورد تاریخ شنتول فاز بدیم . شنتول بر میگرده به موقعی که ننه بزرگ مرلین ......
اِ آقا صبر کن ! ... به احترام سیبیل های ننه بزرگ مرلین همه به مدت سی ثانیه دستاشونو تو دماغشون کنن !!! .... اوکی بریم تو فلاش بک ... :

_ ممممرلین ... مـــرلین ! ریسیدیم ننه !!؟
مرلین : نه هنوز مامان بزرگ ! :-D
ننه بزرگ مرلین پتو رو از رو سرش میکشه کنار و محکم میزنه تو سر مرلین !
مرلین : ای بابا چرا میزنی !!!؟
ننه بزرگ : دِ لامصب مگه صد دفعه بت نگفتم منو مامان بزرگ صدا نکن ! بچه قرتی ! اگه من ننت بودم حالتو میگرفتم !!!
ننه بزرگ مرلین یه دستی به سیبیلاش میکشه ...
ننه بزرگ : اینم قالیچس کرایه کردی بچه ... راه نیمیره که ! ... بینم حالا تو مطمئنی شوهر من اینورا فرار کرده ؟
مرلین : آره ننه بزرگ ! مِیتی خدا بیامرز تا اینورا دنبالش اومده بود ولی بنده خدا آخرای راه فاز کم آورد رفت تو کما !
ننه بزرگ مرلین ابروهای پیوستشو میندازه بالا .
ننه بزرگ :به اون صورت تراشیده قلعه نوعی که قراره دو هزار سال دیگه به دنیا بیاد قسم اگه پیداش کنم فاز بُرش میکنم ! تا حالیش شه که نباید خورده سیبلای ننه بزرگتو بریزه تو سطل آشغال !!!
بوووووووم !
_ بچه چیکار کردی !!؟ این قالیچه هه ترکید که ! ... صبر کن بینم ... ای قربون اون زلف پریشونت برم قلعه نوعی جون ... رسیدیم !!! اون درختا رو میبینی بچه .... اونجا شنتوله !
مرلین : نه ننه جون ! اون سرابه وسط بیابون ... من میدونم !
نویسنده : بیشین بینیم بابا ... من دارم مینویسم تو چی میگی !!؟ دفعه آخرت باشه پررو بازی درمیاریا ! وگرنه با اردنگی میندازمت از داستان بیرونا !
مرلین :
ننه بزرگ : خب دیگه بسه ... یالا بچه راه بیفت که آقا بزرگه از دستمون نپره !

___________
ننه بزرگ مرلین اسما یه چیزی توی تیریپ پدر پسر شجاعه ! اسم نداره! پس هر وقت میخواین در موردش بنویسین با اسم ننه بزرگ مرلین صداش بزنین .



Re: جادوگران گل گلي
پیام زده شده در: ۱۵:۴۰ چهارشنبه ۲ فروردین ۱۳۸۵
#27

توماس جانسونold


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۹:۲۲ سه شنبه ۱۲ آبان ۱۳۸۳
آخرین ورود:
۱۸:۲۱ چهارشنبه ۲۹ شهریور ۱۳۸۵
از قصر كرنوال
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 341
آفلاین
هوووووووم چه مشكوووك تاپيك از كما اومد بيرون...

=====================================

تني: چي ميگي باب ما خودمون به قد كافي درد سر داريم...آتشفشان هم كه دمبالمونه

تومي: دااش يه مورد چيـــــــــــز

تني:هووم ؟بوگو...

تومي:خورشيد نيگا كنيد!!

ملت همه بر ميگردن آروم به خورشيد كه پشتشونه نيگا مي كنن

سيريش: به حق سيلك اپيل ننه بزرك بواي مرلين...فاز داره به نهايت ميرسه

آرژانو: سسل...لو ساسونيوس

تومي: بر بكس بياين يه كنفرانس بزاريم شايد نجات پيدا كنيم(نگاه كنيد اين با اون جلسه شواري عالي گليون فرق ميكنه.عزيزاني كه با من توي يه كنفرانس ياهو بودند از افكار پليد و شوم و اعمال من آگاهند)

تني: داااش بد مونديم اينجا شايد اين آفتابه هه كمك كنه

سيريش: ملت بياين بي جامه پارتي راه بندازيم

رون: استي ويت مي سكينه...قلبمو گذاشتم كف دستت تف كردي روش...سكينه آي سكينه

سيريش كه به طرز ناجوري در حال هليكوپتري زدنه: ديگه طاقت ندارم...ندارم...ندارم!!

و يهو مي بووووقه به همه و در ديوار رو شوكولاتي ميكنه

تومي دو زانو ميشنه زمين و با بدنه صاف زاويه زانوشو ميكنه 30 درجه و شونه هاشو مي لرزونه

تني يهو انتحاري ميوفته زمين

آرژانو:به حق كله اسمت ننه بزرگ مرلين تني مرد

رون يه فاز متر ميزاره تو گوش تني...چراغ فاز متر نيم ثانيه به طرز ملال انگيزي روشن ميشه بعد خاموش ميشه

تومي: يه فاز 2 او بدين

آرژانو: نـ ريم

تومي: فاز سه او بده

رون يه سرنگ گاوي ميده تومي هم با تمام وجود ميزنه در آنجاي تني به طوري كه نوري پارتي مانندي مي درخشد

تني بلند ميشه و ميره هر چي توي آفتابه ريونكلا هست تا ته مي خوره و ميره فضا

در همين مواضع پاتر ميوفته زمين و با بدبخحتي پا ميشه

هري: رون ژود باش بيا كه هيش حالي نرام باهات در بيوفتم...فيييييين(صداي داماخ)

رون: اينا كه مي بيني دااشاي لوتيه مينم ميدم بخورنتا

تومي:

هري: هووم؟؟م اينژا يه ژره كار داشتم الان بر مي گردم همون جژيره آتشفشان فثط اگه ژحمتي نيشت اين يو اش بيو اين شيم شرورو وشل كنين(كاش ص سه نقطه هم داشتيم) به اين توالت

سيريش: پسر خونده بيا اين هم آخرين جون پيچ(هوركروكس،شيشه عمر،هرچي) برو حالشو ببير

هري افتابه رو مي گيره و اندكي نگاه مي نمايد بعد ميره فضا

تني:مقصد بعد...اون طرف شنتول

========
ادامه دارد...ببخشيد كه بد نوشتم يه مدت بود تمرين نكرده بوده بودم


کاهنان مصری سه هزار سال قبل از میلاد این کتیبه قدرت و قهرمانی را پیدا کردند و برای آن محافظانی گذاشتند.تا 3 سال پیش کسی آخرین محافظ ر�


Re: جادوگران گل گلي
پیام زده شده در: ۱۶:۳۳ شنبه ۲۷ اسفند ۱۳۸۴
#26

لی جردن


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۰:۴۹ پنجشنبه ۱۲ شهریور ۱۳۸۳
آخرین ورود:
۱۶:۵۱ پنجشنبه ۱۴ بهمن ۱۳۸۹
از اون طرف شب!!!!!
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 509
آفلاین
تومي : هي بچه ها اين همون پسر سوسوله نيست كه تو پست شماره 21 ميخاست خودشو بچپونه تو داستان !!

ملت ميرن تو فاز فلاش بك !

،‌ ، ، اول از همه بايد اين سوسول بازيا بذاري كنار.....بعدشم 206 تو بفروشي جاش چهار تا پيكان گوجه اي بخري سه تاشم بايد بدي به كودكان بي سر پرست.بعدش يه جلسه مي ذاريم اگه باهات حال كرديم گلگلي ميشي!
پسره:قبوله..راستي اسم من لي جردنه!!
سيريش:اين آبجيمون كيه لي؟!
لي:اين چيزه.الان ميگم.....خواهرمه!!!!!!!!!!!
سيريش:سلام آبجي!!

ملت از فاز فلاش بك ميان بيرون !!

بعد از سه ساعت فاز رفتن تو فلاش بك كمتر ميشه .... ملت گل گلي از حالت خلصه ميان بيرون !
سيريش : آره خودشه ، مخصوصا رول نويسيش خيلي شبيه اونه ...فقط يه چيزي اون پسره پوستش سياه بود !!!!
رون : مشكلي نيست عزيزم ... از كرم هاي ضد آفتاب استفاده مي كنم !!!
آرژانو : كرم ... همون كه تو خاكه !! !!!!! !!!!!!!!!
تومي : جون تومي راست ميگي من يه مدت ميخاستم پوستم برنزه شه ماسك پوست هلو و جوانه گندم ميذاشتم .... كرم كه هم ارزونتره هم همه جا پيدا ميشه !!!
دنيس : خب همگي خفه ! طبق محاسبات من ما بايد سه ثانيه قبل فرود ميومديم !!!

............... بووووووووووووووووووووووم ................. ( صداي برخورد ملت با زمين ‌)


سيريش : آي دلم فكر مي كنم اثرات برخورد با زمين باشه ... اين طرفا دستشويي نيست !‌ !
تومي : بيا عزيزم يه دستشويي اينجا هست .. هم اوپنه هم جادار !!
سيريش: آرژانو جون اون آفتابه تو قرض ميدي !
آرژانو : وااااااي ..... آفتابم جا موند اونجا ... حالا جواب " آري هان " رو چي بدم !!
بعد از سالها جاسم شروع به صحبت مي كنه ...
" بيا من دارم .. فقط جون ننت آروم ازش استفاده كن .... از اون جزيره آتشفشانيه بلند كردم ! "
سيريش : :bigkiss:
رون : وايستيد مثل اينكه يه تيكه كاغذ توشه....

آرژانو كاغذ رو بر مي داره ...

" براي هر كس كه اين نامه رو ميخونه !
مي دانم مدتها پيش از اينكه تو اين نامه را بخواني من مرده ام .. اين شي عجيب كه در دستان توست سومين جان پيچه بنيانگذاران هاگوارتزه ... به نشان چهار بنيانگذار هاگوارتز ... 1- قاب آويز اسليترين 2- فنجون هافلپاف 3- آفتابه ريونكلا !!!! .... من اين رو برنمي دارم تا نابود كنم ....زرشك باب بذاره دو تاشم اين پسره ي پررو پاتر نابود كنه ... به من چه ... قربونت ..... امضا : ر.ا.ب 2 !!!!!!! "


آرژانو : بحق ريش ننه بزرگ مرلين ... ما اين جان پيچ رو نابود مي كنيم !!!!!!!


يكي از راه هاي پيشرفت در رول پلينگ ( ايفاي نقش ) :

ابتدا به لين


Re: جادوگران گل گلي
پیام زده شده در: ۲۰:۴۲ شنبه ۲۹ بهمن ۱۳۸۴
#25

هرپوی کثیف old


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۹:۲۹ جمعه ۲۹ مهر ۱۳۸۴
آخرین ورود:
۱۷:۳۳ سه شنبه ۲۳ مهر ۱۳۸۷
از یونان
گروه:
کاربران عضو
پیام: 85
آفلاین
آرژانو و سیریش در حال حرکت به سمت شمال بودند و در این حال آرژانو چوبدستیشو کرده بود تو دماغش و چشاش رو بسته بود و سیریش هم همچنان سعی می کرد که شلوارشو نگه داره !
سیریش : هوم ... یا قمر مصنوعی ! اینجا که یه توالت عمومی خشک و خالی ام گیر آدم نمیاد ! چه برسه به درخت !
آرژانو چشاش وا میشه . چوبدستیشو از دماغش میکشه بیرون !
آرژانو : اَََه ! اکانتم تموم شد ! نکبت نذاشت بیوگرافی علی آقا رو کامل بخونیم ! ... سیریش ! جون داداش 5 دقیقه از اکانتتو قرض بده قول میدم سیو کنم بعد بخونم !
سیریش : آرژانو ... ایول رسیدیم به درخت سبز !

چند دقیقه بعد پای درخت !
آرژانو و سیریش مشغول گاز زدن درخت بودن که بالاخره درخت کنده میشه و همراهش یه یاروی کک مکی جنگلی با پیرهن شلوار پاره پوره با مخ میخوره زمین !
_ آآااخ ! مامان مالی ! دیگه من غلط بکنم دنبال این پسره ی دیوونه راه بیفتم این ور اون ور ... !
آرژانو : یا تار سیبیل ننه بزرگ مرلین ! این یارو دیگه از کجا پیداش شد !!!؟ ... خیلی مشکوکی ! ... ببینم ... به قیافت میخوره از این بچه فوفولایی باشی که دیر رفتن سر تمرین ! ... لابد این قلعه نوعیم فاز گرفتتش شوتت کرده بعدش اینجا فرود اومدی ! ... سیریش ! این باید تحت نظر باشه ! اون فازمتره منو بده !
_ تمرین چیه بابا ! همه ش تقصیره این یارو پاتره ... هری پاترو میگم ! از وقتی افتاده دنبال هورکراکسا ! ... لا مصب هی مارو میکشه دنبال خودش ! ... میگه یکی از هورکراکسا اینجاست ! ...
سیریش : جون داداش من الان هیچی حالیم نیس ! من فقط میخوام برم لنجمو بسازم بزنم به چاک ... قضیه رو هم سیاسیش نکنین !
رون : لنج !!!؟ ... کجای کاری بیچاره این جزیره طلسم شده ست ! فقط یه راه فرار وجود داره ... آتش فشان ...!

چند دقیقه بعد اعضای شورا به همراه رون دم دهانه آتش فشان !
رون : اینو هری فعالش کرده ! با یو اس بی به خودش وصله ! ... هر وقت جایی داره میره دو هزار متر سیم با خودش جا به جا میکنه !
سیریش به محتویات داخل دهانه نگاه میکنه، جیغ میکشه و میپره بغل آرژانو !
آرژانو : ترسو ! خاک بر سر ! ... لوساسونیوس !
دنیس : اما خداییش چقده شبیه منوی مدیریت خودمونه !
هری بدو بدو میاد پای کوه .
هری : هی ! شما ها اون بالا چی کار میکنین !!!؟ ... رون تو اون بالایی من دو ساعته دارم دنبالت میگردم !
رون : بچه ها حالا وقتشه ! وقتی اعصابش خش خشی بشه فوران میکنه ! شما هم میتونین با گدازه هاش پرواز کنین !
هری : الان میام حالتونو میگیرم ! وقتی بلاک شدین میفهمین که توی هر داستانی وارد نشین !
سیریش : نه ! نه پسر خونده ی عزیزم ! نیا بالا خطریه !
رون یه دستگاهی مثه ساعت جیبی از جیبش در میاره .
رون : دستگاه نشون میده عصبانیتش به حد نهایی رسیده ! ملت بپرین توی دهنه ! الانه که فوران کنه !
و بدین ترتیب اعضای شورا و رون داخل دهانه میپرن و به سوی شنتول به پرواز درمیان !



Re: جادوگران گل گلي
پیام زده شده در: ۲۱:۵۲ شنبه ۲۲ بهمن ۱۳۸۴
#24

لی جردن


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۰:۴۹ پنجشنبه ۱۲ شهریور ۱۳۸۳
آخرین ورود:
۱۶:۵۱ پنجشنبه ۱۴ بهمن ۱۳۸۹
از اون طرف شب!!!!!
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 509
آفلاین
لنج تو آسمون عين هواپيما داره ميره....
تومي ميره جلوي لنج مي شينه !
" از خلبان به پرج پرواز ... از خلبان به برج پرواز ......
سيريش‌ :‌ برج پرواز به گوشم ... موقعيت شما كيلومتر شصت جاده ي تهران كرج!!!
لحن صداي تومي عوض ميشه....
" مسافرين محترم تا دقايقي ديگر هواپيماي سي يكصد و سي و يك! در صحت كامل روي زمين مي نشيند ، از تمامي مسافران خواهشمنديم ....
بوووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووم ( صداي سقوط هواپيما ! )


آرژانو : واي چه حالي داد .... آدم با قهرماني تيمشم انقدر حال نمي كنه !!
دنيس : ملت گل گلي طبق محاسبات من ما الان تو دويست كيلومتري شرق جنوبي شنتوليم ..... توي مجمع الجزاير گل آيلند!!!
تومي :‌خب چاره اي نداريم ...... مث اينكه با اس جلسه بذاريم ....


شب تو ساحل جزيره ......
آرژانو : مجمع شوراي عالي گليون رسما جلسشو آغاز مي كنه ..... سيريش برو تو كار مراسم افتتاحيه!!
سيريش:بيا بندري برقصيم ..... دومب.دومب.دومب.دوم .... بندر . . بندر . . بندر .
تومي عينك دوديشو مي زنه و مياد وسط . . . .
" - فرنگيس . فرنگيس .. عشق تو حيرونم كرد ! ..
آرژانو : بسه ديگه .... جاسم بپر پنج تا قليون گوجه اي بيار ... هوووي جاسم كجايي ... جلسه از اين به بعد رسميه .. هر كي مسخره بازي در آره بحق ته ريش ننه ي مرلين مجبورش مي كنم با شيلنگ بره دستشويي!!!!
دوربين از بالا مجمع گليون رو نشون ميده ... آرژانو و دنيس و تومي و سيريش و جاسم حلقه ي اتحاد بستن !
آرژانو :‌يك دو سه .... يا ننه ي ننه ي عمه بزرگه مرلين!
تومي: خب تصويب شد دوباره يه لنج مي سازيم !


فردا صبح
آرژانو : بوووووووووووووووووووووق ( از اون بوقايي كه ملت مي برن استاديوم! ) ...
تومي: هوووي چه خبرته مرتيكه مگه لاستيكاي پيكان گوجه ايتو دزديدن !!!
سيريش از خواب مي پره
سيريش : چي شده خاكستريا حمله كردن!
آرژانو : پاشيد ديگه ... يادش بخير علي آقا هر كي رو كه ساعت 8 نمي يومد سر تمرين اخراج مي كرد .... جووناي امروز دل به تيم نمي دن!!!


چند دقيقه بعد ... پشت يه درخت!
ملت دم درخت صف كشيدن ..... همه شيكما رو گرفتن!
سيريش : هوووي تومي اين آفتابه رو پر كن بينيم !‌
تومي : بيا جيييگر ! فقط دمت گرم يكم سريعتر .... ملت منتظرن!
سيريش: آخ ... اين چرا انقدر شوره!!
آرژانو :‌از قديم گفتن ... آب دريا شوره ... استقلال ...!!
دنيس با يه اره برقي مياد دم درخت!
دنيس:تومي بدو درختو بره ساختن لنج لازم داريم....
تومي از پشت درخت : نميشه جيييگر اينم ريشه اش خشك شده ... جاي آب پاش ماده ي اسيدي ريختن!
همه به سمت سيريس نگاه مي كنن ..
آرژانو:لو ساسونيوس ... صد بار گفتم ميري دستشويي .... بووووووووووووووق ..... ( نكته :‌اين بوق با بوق بالايي فرق داره!)
دنيس:چاره اي نيس با اس بريم دور جزيره چوب جمع كنيم ... همه ي درختاي منطقه ي غرب شمالي خشك شده ان !
آرژانو :‌ خب شش قسمت مي شيم ...
من و دنيس ميريم سمت غرب جنوبي!
دنيس و تومي ميرن سمت جنوب شمالي!
سيريش و تومي ميرن سمت شرق جنوبي!
جاسم و من ميريم سمت شمال شرقي ..
سيريش و دنيس ميرن شرق شمالي!
من و تومي هم ميريم شمال از شمال غربي!!!!!!!!





ادامه دارد....................


ویرایش شده توسط پرفسور کويیرل در تاریخ ۱۳۸۴/۱۱/۲۳ ۱۲:۰۱:۰۹

يكي از راه هاي پيشرفت در رول پلينگ ( ايفاي نقش ) :

ابتدا به لين


Re: جادوگران گل گلي
پیام زده شده در: ۲۲:۲۳ دوشنبه ۱۰ بهمن ۱۳۸۴
#23

هرپوی کثیف old


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۹:۲۹ جمعه ۲۹ مهر ۱۳۸۴
آخرین ورود:
۱۷:۳۳ سه شنبه ۲۳ مهر ۱۳۸۷
از یونان
گروه:
کاربران عضو
پیام: 85
آفلاین
اعضای شورا همگی داخل اتاق بودن و فقط گراپی روی عرشه وایستاده بود .
لنج مخصوص حمل شورای گلیون پایین و پایین تر میره تا جایی که به کف دریا میرسه ؛ گراپی فقط تا زانو توی آبه !
یک ساعت میگذره و اونها هنوز زیر آبن ... !

آرژانو صورتش رو به شیشه ی اتاق لنج چسبونده و مشغول تماشای زیر آبه : هوم ... هیچ میدونستین که الان نیم ساعته زیر آبیم !!؟ به ننه بزرگ مرلین قسم اگه علی آقا بود تاحالا ملتو برده بود بالا ! ... من که میدونم ! اینا هم بر میگرده به ضعف مدیریت تیم ! ... اَ ! بیاین نیگا کنین این ماهیه چقدر شبیه قلعه نوعیه ... !
یهو تومی غش میکنه و پهن میشه وسط اتاق !
دنیس : یا تار سبیل ننه بزرگ مرلین ! ... ای بابا این چش شد !!؟ ... مش میلان سریع اون جعبه کمک های اولیه رو بردار بیار !
مش میلان جعبه رو میاره .
دنیس یه فازمتر از جعبه در میاره و سرش رو زیر زبون تومی میذاره . چراغ فاز متر با نور بسیار کم چشکم میزنه .
دنیس : به شدت فاز زده شده ! .. کمبود فاز داره ... چیزی حدود 2 های فاز کم داره ! ... مش میلان، فاز دو او اینجا به کار میاد ! سریع باش !
مش میلان یه سرنگ آمده از جعبه در میاره و اون رو روی جای خالکوبی قلب تومی تزریق میکنه ! جادوی عشق درد رو کم میکنه برار !
تومی به هوش میاد ...

دو ساعت میگذره ... !

آرژانو رو به بالای آب میکنه و میبینه که اثری از لنج های دیگه نیست .
آرژانو : آی نامردا ! ... رفتن ! بدون ما رفتن ! ... خاک بر سرا این مرامو از قلعه نوعی یاد گرفتن ! شک ندارم !
دنیس : فاز اتاق داره هر لحظه کم میشه ! ...سیریش یه پی ام به مغز این غول بی صاحاب بده شاید فرجی صورت گرفت پاشو از روی لنج بر داشت !
سیریش چوب دستیشو به صورت عمود روی سرش میگذاره و چشماشو میبنده .
یک ربع سیریش در همین حالت بدون اینکه چیزی بگه میگذره !
دنیس : ای بابا ! چی کار داری میکنی سیریش !!!؟ ... ما که چیزی نمی فهمیم !
سیریش : لا مصب اینویزیبله ! یعنی مخش رسما تعطیله! ... بذار چهارتا فحش واسش بفرستم شاید از طریق غیرت تونستم مخشو بیدار کنم !
آرژانو : بابا تابلوئه این آبیا مخشو زدن ! .. فایده نداره !
سیریش : سیسس ! .. انگار داره جواب میده ! .. گراپ ویس بده !
صدای گراپی توی اتاق می پیچه .
گراپی : من این چیزا حالیم نبود ! ... من هاگر خواست ! هاگگگگر !
دنیس : با این نمیشه حرف زد ! ... یه buzz براش بفرست شاید یه عملی صورت گرفت !
سیریش یه باز براش میفرسته . اعضای شورا میبینن که پاهای گراپ توی آب در داره می لرزه .
گراپ پاشو از وری لنج برداشت و اون رو با دو تا دستش بلند کرد و به بالای آب برد و با تمام قدرت پرتاب کرد .

آرژانو : ایول ! ... میگن آدم با پروین به آسمونا میره ها !



Re: جادوگران گل گلي
پیام زده شده در: ۱۷:۱۳ دوشنبه ۱۰ بهمن ۱۳۸۴
#22

لی جردن


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۰:۴۹ پنجشنبه ۱۲ شهریور ۱۳۸۳
آخرین ورود:
۱۶:۵۱ پنجشنبه ۱۴ بهمن ۱۳۸۹
از اون طرف شب!!!!!
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 509
آفلاین
گومبا....تومبا....لومبا!!!
فاج :برو ....
آدمخوره راه ميفته و وقتي كنار آرژانو مي رسه گوله مي كنه!!!
آدمخواره :گرمبا بومبا بو!
آرژانو :خودت بو ميدي مرتيكه توپ جمع كن...من سه سال و پنج ماه پيش رفتم حموم!!
فاج :شما اينجا چي كار داشت...
سيريش :ما ميخايم بريم شنتول!
آرژانو:هوو...سيريش غيرت گلگليت كجا رفته.....ما با غريبه ها مصاحبه نمي كنيم ! .. لو ساسونيوس
ساسون هاي شلوار سيريش در حال رسيدن به عدد صفره ....
سيريش :غلت كردم.... آبرومو بردي.....حيثيتم لكه دار شد....
سيريش همزمان چهار تا لوله ي آفتابه مي كنه تو دهنش و شروع به خوردن آب شور دريا مي كنه!!
آرژانو :آفرين سيريش ..... هاي ساسونيوس!
سيريش با خوشحالي دستشو روي ساسون هاش ميكشه!
دنيس رو به فاج :هووي مرتيكه سوسول اينجا كجاست....
فاج : خفه شو سوسول خودت.....
فاج چوبدستيشو در مياره و به سمت دنيس مي گيره.... دابل لو ساسونيوس
نور گلبهي مايل به گوجه اي از چوبدستي فاج خارج ميشه.... طلسم كمونه مي كنه و به سيريش مي خوره....تموم ساسون هاي شلوار سيريش از بين مي ره !!!
سيريش مي ره تو كما!!!


دومب. ..... دومب. ..... دومب!!دومب دومب ( ريتم بندري بخونيد!)
تومي: اه كيه داره بندري مي زنه ... بيا وسط....
سيريش پا ميشه و شروع مي كنه به بندري زدن......شلوار سيريش ميفته و اون ميره پشت يكي از درختا......همون لحظه درخت از ريشه كنده ميشه!!!
فاج:جون جييگرم بيدار شدي.... اسلحه ي خوشگل من!!
جاسم:يا ننه ي نورممد...اين كه گراوپه!!
آرژانو:تومي كجايي با اس آتيشش بزنيم.....ما رو نقاط ضعف و قوتشون كار كرديم ولي فكر كنم وقتشه!!!
تومي بيخيال بندري ميشه....
تومي :‌مطمئني وقتشه.....
آرژانو:آره بابا داريم سقوط مي كنيم دسته دو.....
تومي يه تيكه پارچه ي كتون از تو جيبش در مياره ...... طرح روي پارچه يه گل گلبهي روي يه زمينه ي گوجه ايه! ....
تومي:يا ننه ي ننه بزرگ مرلين بحق سيبيلاي اپي ليدي نكرده ات به دادمون برس.....يا ننه ي ننه بزرگ مرلين!!!
همه اعضاي شوراي گليون آمين مي گن!!


آرژانو:چند دقيقه ديگه نور آفتاب گوجه اي ميشه ... فازش حدود 15000 تاس!! همه به غير از اعضاي تيم خودي نابود ميشن....داره شروع ميشه بچه ها فرار كنيد پشت دفاع!!
همه اعضاي گلگلي به سمت لنجاشون حركت مي كنن.....آفتاب كم كم در حال گوجه اي شدنه.....
تومي:يا ننه ي زن باباي مرلين!!اين كه فازش از بيگ بنگ جوات آباتم بيشتره!!
آرژانو: خاك تو سرت تو از قدرت تيكه پارچه ي زير شلواري ننه ي ننه بزرگ مرلين خبر نداري....تا چند ميليون سال ديگه اينجا جوات ترين محل موجود در دنيا ميشه.....
همه به لنجا رسيدن......



نيم ساعت بعد.....
سيريش داره با برگ هايي كه از جزيره كش رفته براي خودش يه شلوار ده ساسونه مي دوزه....
دنيس:آرژي لنج خيلي سنگين شده مسيرو داريم عوضي ميريم.....
آرژانو:ضد حمله هميشه جواب ميده اون موقع كه من دستيار نوعي پروين قلعه تو تيم آفتابه سازي بودم هميشه از اين تكنيك استفاده مي كردم.....
دنيس:فاز آفتاب چه تاثيري داشته لا مصب!!!تومي...كمك داريم غرق ميشيم!!
قبل از اينكه تومي بتونه جواب بده يكي از برگ هاي كنار دست سيريش شروع به حركت مي كنه....

چند لحظه بعد.....
تومي: يا ننه ي ننه ي ننه بزرگ مرلين ... گراوپ اومده تو لنج!!!!
آرژانو:تاكتيكشون ضد فوتباله ..... به روح علي آقا با اس برم كميته انضباتي!!



ادامه دارد!........


يكي از راه هاي پيشرفت در رول پلينگ ( ايفاي نقش ) :

ابتدا به لين







شما می ‌توانید مطالب را بخوانید
شما نمی توانید عنوان جدید باز کنید
شما نمی توانید به عنوان‌ها پاسخ دهید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را ویرایش کنید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را حذف کنید
شما نمی توانید نظر سنجی اضافه کنید
شما نمی توانید در نظر سنجی ها شرکت کنید
شما نمی توانید فایل‌ها را به پیام خود پیوست کنید
شما نمی توانید پیام بدون نیاز به تایید بزنید
شما نمی توانید از نوع تاپیک استفاده کنید.
شما نمی توانید از HTML در نوشته های خود استفاده کنید
شما نمی توانید امضای خود را فعال/غیر فعال کنید
شما نمی توانید صفحه pdf بسازید.
شما نمی توانید پرینت بگیرید.

[جستجوی پیشرفته]


هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است. ۱۳۹۹-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.