هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل


در حال دیدن این عنوان:   1 کاربر مهمان





Re: انجمن مبارزاتی و حمایت از جادوگر! (عمو حاج)
پیام زده شده در: ۲:۵۵ چهارشنبه ۲۱ مرداد ۱۳۸۸

آبرفورث دامبلدورold


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۰:۳۰ شنبه ۱۰ تیر ۱۳۸۵
آخرین ورود:
۲۲:۱۰ دوشنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۷
گروه:
کاربران عضو
پیام: 804
آفلاین
به دلیل اینکه این تایپیک نتونست به فعالیت مطلوب برسه، و همچنین جزیی از خاطرات اعضای قدیمی سایت محسوب میشه تا اطلاع ثانوی قفل خواهد بود.


موفق باشید


seems it never ends... the magic of the wizards :)


Re: انجمن مبارزاتی و حمایت از جادوگر! (عمو حاج)
پیام زده شده در: ۱۸:۳۵ یکشنبه ۲۸ تیر ۱۳۸۸

كينگزلی  شكلبوت


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۲:۳۲ شنبه ۲۱ دی ۱۳۸۷
آخرین ورود:
۹:۳۱ پنجشنبه ۱۹ بهمن ۱۳۹۱
از ن، لايه ای كه زمين را فرا گرفته!
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 842
آفلاین
هستيا جونز در حالی كه عينك دودی رو به چشماش زده تا گولاخ به نظر برسه، مانتوی چسبان خودش رو صاف ميكنه و نگاه عاشقانش رو به كله كچل كينگزلی ميندازه.

-چه كله كچلی داری! خيلی با نمكه.

كينگزلی يه چشم غره به هستيا ميندازه، و پرونده تازه، گرم و از تنور در اومده ی اون رو بر می داره و با دقت بهش نگاه ميكنه. سرش رو با حالت تاييد آميزی تكون ميده و پس از يكی دو دقيقه ميگه:
-ای هستيا، ما سه تا گزينه داديم كه بايد از اونها جواب رو پيدا كنی. چهار تا نداديم كه. اين قابل قبول نيست، ديگه تكرار نشه ها!

هستيا كه كلا در روياهای عاشقانه به سر ميبره، نگاهش رو به چشمای كينگزلی و صورت بی ريختش ميندازه و ميگه:
-باشه سرورم!

-سرورم و كوفت! مثل اينكه واقعا تو مخت يه سری چيزای ناموسی و اينا رو داری، فكر اون كار رو با من از سرت بيرون كن! شير فهم شد؟

-آخ جون شير. اگه شير می خوای بدی حتما می خورم، اونم از دستای تو!

كينگزلی سرش رو با نااميدی تكون ميده و به پرونده زل ميزنه و با نگاه شاد و سرزنده ای به هستيا نگاه ميكنه و از اينكه كار اين پرونده رو تموم كرده خوشحاله.

-تبرئه.

هستيا بازم بيخيال واميسته و به كينگزلر زل ميزنه كه اين كارش با خشانت كينگزلی رو به رو ميشه و متاسفانه از پنجره به بيرون پرت ميشه...

=+=+=+=+=+=+=+=+=+=+=+=+=+=+=+=+=+=++=+=+

سوژه ی هستيا جونز: شكست!

توضيح: يه شكست رو توصيف كن. هر جوری باشه. شكست تو يه دوئل، تو كوئيديچ، مسابقه شطرنج و ...



Re: انجمن مبارزاتی و حمایت از جادوگر! (عمو حاج)
پیام زده شده در: ۱۸:۱۴ یکشنبه ۲۸ تیر ۱۳۸۸

هستیا جونزold


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۸:۵۴ سه شنبه ۲۳ تیر ۱۳۸۸
آخرین ورود:
۱۸:۱۴ پنجشنبه ۱۲ تیر ۱۳۹۳
از دهکده شن ور دل گاارا سان
گروه:
کاربران عضو
پیام: 90
آفلاین
1.اسرار شخصیت خودتون رو فاش کنید !(اگه حتی یه دونه هم باشه مشکلی نداره!)
من وقتی پونزده سالم بود گربه مگان رو کشتم .
تو امتحان معجون سازی تقلب کردم و با استفاده از معجون بقل دستیم فراتر از حد انتظار گرفتم.
این که سر نیست ولی به شدت از عنکبوت ( مخصوصا این کوچولو هاش) وحشت دارم . یعنی اگه بخوای منو بکشی کافیه یه عنکبوت رو از فاصله ده سانتی به من نزدیک تر کنی!


2.دو نمونه از کار های مفید هوکی در وزارتخانه رو نام ببرید!

میدونم که دو سه بار اعلامیه داده ، یه بار هم پرسی و بلیز رو فرستاده تاحیوون های باغ وحش رو از توی لندن جمع کنن و برگردونن به قفس هاشون.

3.هدف آنتونین دالاهوف از مدیر شدن چی بود؟

الف) میخواست تفریح کنه!
ب) برای از بین بردن سایت!
ج) به کار و زندگی مردم چی کار داری؟!

دال ، هیچ کدام !

4.نظرتون راجع به یکی از گروه های مرگخواران یا محفلیون چیه؟دو مثال از فعالیت های خوب و بدشونو بگید!

ووی.. چه سوال سختی... باید بیشتر فکر کنم خوب ! محفلیون سیفیتن ، یه طرح باحال هم ارائه دادن که هیچ کدوم تاپیک هاشون خاک نخوره ، ولی دسترسی منو گرفتن هنوزم ندادن ! خدا....


5.کدام کار برای خودکشی بهتره؟ (به ترتیب مرتب کنید!)

الف) استفاده از بمب شیمیایی!
ب) پرت شدن به همراه یک نفر از ارتفاع 2000000 متری!
ج) بو کردن جوراب مرلین!
د) نگاه کردن به کله ی ولدمورت!
ه) گوش دادن به جیغ های بنفش بلاتریکس لسترنج!
م) قایم شدن از یک مرگخوار در پشت پیوز!

ب-م-ه-د-الف-ج

6.چه جایی برای قایم شدن بهتره؟

الف) بین ریش های دامبلدور!
ب) بغل مودی!
ج) درون کلاه مرلین!++++


گل می کند شقایق، دانه ی اسفند می رسد


Re: انجمن مبارزاتی و حمایت از جادوگر! (عمو حاج)
پیام زده شده در: ۱۱:۴۴ یکشنبه ۲۸ تیر ۱۳۸۸

كينگزلی  شكلبوت


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۲:۳۲ شنبه ۲۱ دی ۱۳۸۷
آخرین ورود:
۹:۳۱ پنجشنبه ۱۹ بهمن ۱۳۹۱
از ن، لايه ای كه زمين را فرا گرفته!
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 842
آفلاین
كينگزلی با بيخيالی تمام و بدون فكر به اين موضوع كه كارشون كساد شده در حال نوشيدن آب پرتقالشه. اسپروات جلوش واستاده و حدود نيم ساعت منتظره تا كينگزلی به كارش رسيدگی كنه. كينگزلی لبش كه به آب پرتقال آغشته شده بود را با دستمال سبز رنگش پاك ميكنه و ميگه:
-برو فردا بيا!

فردا:

اسپروات دوباره مياد، اما اين بار در كمال حيرت پرونده رنگ و رو رفته و خاك گرفته ای رو مشاهده ميكنه كه در دستان كينگزلی جا گرفته. اسم خودش هم بر روی پرونده به وضوح قابل رويته. كينگزلی ميگه:
-سلام پومانا. برو بگير رو اون صندلی بشين.

اسپروات هم ميره ميگيره رو اون صندلی ميشينه. اسپراوت صداش رو صاف ميكنه و ميگه:
-نتيجه چی شد؟ تبرئه ميشم يا نه؟

كينگزلی هيچی نمی گه و با اين حالت به اسپروات زل ميزنه و ميگه:
-يا ريش مرلين! وقتی به دنيا اومدی سی كيلو بودی؟ البته من پنجاه كبيلو بودم.

اسپراوت عصبی ميشه و ميگه:
-من شصت كيلو بودم. گفتم دروغ بگم چشات نتركن!

كينگزلی پرونده رو محكم ميكوبه زمين و ميگه:
-من هفتاد كيلو بودم.

يك ساعت بعد:


-من صد و پنجاه كيلو بودم.

كينگزلی خشمگينانه به اسپراوت زل ميزنه و ميگه:
-بگذريم... اگه قبول نكنی وزن من از تو بيشتر بود تبرئت نمی كنم.

اسپروات به مدت سی ثانيه فكر می كنه و به اين نتيجه مر رسه كه قبول كنه. كينگزلی دوباره به پرونده نگاه ميكنه و ميگه:
-ما به كار زندگی مردم چی كار داريم؟ ببين يه بار ديگه اينجوری حرف بزنی من ميدونم و تو ها! عمرا تبرئه شی. بريم ببنيم بقيه فرم رو چی كار كردی؟

كينگزلی دوباره به پرونده نگاه ميكنه و اين بار صورتش به رنگ بنفش در مياد و ميره كه موهای سرش رو بكنه كه متاسفانه چون نداره از اين كار عاجزه .

-يا نظرت رو راجع به محفل و مرگخوارا ميگی يا بگيرم بكشمت. اصغر ساندويچی ديگه كيه؟

اسپراوت با حالتی شرمنده ميگه:
-نظر خاصی ندارم. فقط يه سوال دارم، جيمز بيا محفل؟

كينگزلی با عصبانيت بهاسپراوت زل ميزنه و ميگه:
-با اين وضعيت نمی تونم تبرئه كنمت، اما يه راهی وجود داره. گوشت رو بيار.

اسپراوت گوشش رو مياره جلو و سی ثانيه بعد مبلغ صد گاليون رو به طرز مخفيانه درون جيب كينگزلی ميذاره كه موجباتش دراومدن صدای كينگزليه:
-تبرئه.

فرم رفوس اسكريم جيور:

-سلام بوقی.

-به جای اينكه بگی بوقی برو قبرت رو آماده كن. مگه كتاب هری پاتر رو نمی خونی؟ به زودی ميميری و بعدش من وزير ميشم .

اسكريم جيور با ناراحتی به كينگزلی نگاه ميكنه. كينگزلی برای تنوع به جای آب پرتقال آب سيب مينوشه. پرونده روفوس جلوی چشمانش خودنمائی ميكنه.

-چه ساده نوشتی. اصن مشكلی نداره. برو آزادی رو عشق كن كه تبرئه شدی!

=+=+=+=+=+=+=+=+=+=+=+=+=+=+=+=+=+=+=+=

سوژه ی اسپروات: مسابقه!

توضيح: هر نوع مسبقه ای به هر شكلی رو توصيف كن! خلاقيت ميتونه باعث زيبايی پستت بشه.

سوژه ی اسكريم جيور: وزارت!

هر چيز در مورد وزير يا وزارتخونه يا مشابه اون رو ميتونی بنويسی. به عنوان پيشنهاد ميتونی يه روز كه تو وزارتخونه بر مسند وزير نشسته بودی رو شرح بدی!

موفق باشين!



Re: انجمن مبارزاتی و حمایت از جادوگر! (عمو حاج)
پیام زده شده در: ۱۴:۳۷ یکشنبه ۲۱ تیر ۱۳۸۸

مونتگومریold


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۴:۳۹ یکشنبه ۳۰ تیر ۱۳۸۷
آخرین ورود:
۰:۴۵ دوشنبه ۲۳ بهمن ۱۳۹۱
گروه:
کاربران عضو
پیام: 588
آفلاین
صدای قدمهای فردی در دفتر خالی انجمن مبارزاتی عمو حاج طنین انداخت. مونتگومری در دفتر را به آرامی باز نمود و با همان طور که بیلش را در دست داشت، خطاب به فردی که بر روی صندلی چرمین خوابیده بود، گفت: سلام...زاخاریاس هستی؟
زاخاریاس با شنیدن صدای کلفت و بم مونتگومری از خواب پرید. وی نگاهی به اطراف خود انداخت و گفت: اوه!مونتگومری،تو هستی؟خوب کاری کردی اومدی.
- چندتا لیست مونده که باید تایید بشن. رسیدگی کن باو.
زاخاریاس لبخندی زد و گفت: داشتم رسیدگی میکردم که خوابم برد. نگران نباش...زود رسیدگی میکنم.
مونتگومری چشمکی زد و از دفتر خارج شد.
____________
پست برای فعال سازی تاپیک بود.
عزیزان(زاخاریاس و کینگزلی)، تاپیک رو فراموش نکنید.


ویرایش شده توسط مونتگومری در تاریخ ۱۳۸۸/۴/۲۱ ۱۴:۴۳:۲۷

تا زمانی که عشق دوستان هست، مونتی هرگز فراموش نخواهد شد!!


[i][b][color=669933]"از این به بعد قبل از


Re: انجمن مبارزاتی و حمایت از جادوگر! (عمو حاج)
پیام زده شده در: ۱۴:۳۳ چهارشنبه ۱۰ تیر ۱۳۸۸

روفوس اسکریم جیور


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۳:۰۶ شنبه ۳۰ خرداد ۱۳۸۸
آخرین ورود:
۲۳:۱۵:۴۲ دوشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۸
از دواج يك امرحسنه است !
گروه:
کاربران عضو
ایفای نقش
پیام: 690
آفلاین
.اسرار شخصیت خودتون رو فاش کنید !(اگه حتی یه دونه هم باشه مشکلی نداره!)

1. من يه مرگخوارم


2.دو نمونه از کار های مفید هوکی در وزارتخانه رو نام ببرید!

1. دخیل دادن اجنه در کارهای سیاسی و وزارتی.


3.هدف آنتونین دالاهوف از مدیر شدن چی بود؟

الف) به ما چه ؟ سر پيازيم يا ته پياز ؟

4.نظرتون راجع به یکی از گروه های مرگخواران یا محفلیون چیه؟دو مثال از فعالیت های خوب و بدشونو بگید!

مرگ خواران یک گروه فوق العاده با یک ارباب فوق العاده هستند كه از نظر من همش خوبيه و بدي ندارن .


5.کدام کار برای خودکشی بهتره؟(به ترتیب مرتب کنید!)

الف)استفاده از بمب شیمیایی!
ب)پرت شدن به همراه یک نفر از ارتفاع 2000000 متری!
ج)بو کردن جوراب مرلین!
د)گوش دادن به جیغ های بنفش بلاتریکس لسترنج!
ه)قایم شدن از یک مرگخوار در پشت پیوز!
م)نگاه کردن به کله ی ولدمورت!


خدا ایشالا به ما خدمت بده به شما توفیق کنیم ...


Re: انجمن مبارزاتی و حمایت از جادوگر! (عمو حاج)
پیام زده شده در: ۱۰:۳۸ سه شنبه ۹ تیر ۱۳۸۸

پروفسور پومانا اسپراوت old56


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۲:۲۷ چهارشنبه ۲۷ خرداد ۱۳۸۸
آخرین ورود:
۱۵:۴۳ جمعه ۲۳ دی ۱۳۹۰
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 103
آفلاین
1.اسرار شخصیت خودتون رو فاش کنید !(اگه حتی یه دونه هم باشه مشکلی نداره!)
من وقتی به دنیا اومدم وزنم 30 کیلو بود

2.دو نمونه از کار های مفید هوکی در وزارتخانه رو نام ببرید!
نمی دونم هیچ کاری نکرده چه می دونم من تازه عضو شدم

3.هدف آنتونین دالاهوف از مدیر شدن چی بود؟

الف) میخواست تفریح کنه!
ب) برای از بین بردن سایت!
ج) به کار و زندگی مردم چی کار داری؟!****

4.نظرتون راجع به یکی از گروه های مرگخواران یا محفلیون چیه؟دو مثال از فعالیت های خوب و بدشونو بگید!
نظرم چیه؟شصچیه- اصغر ساندویچیه


5.کدام کار برای خودکشی بهتره؟ (به ترتیب مرتب کنید!)

الف) استفاده از بمب شیمیایی!2
ب) پرت شدن به همراه یک نفر از ارتفاع 2000000 متری!3
ج) بو کردن جوراب مرلین!1
د) نگاه کردن به کله ی ولدمورت! 4
ه) گوش دادن به جیغ های بنفش بلاتریکس لسترنج! 5
م) قایم شدن از یک مرگخوار در پشت پیوز! 6

6.چه جایی برای قایم شدن بهتره؟

الف) بین ریش های دامبلدور! ******
ب) بغل مودی!
ج) درون کلاه مرلین!

(قسمت اختیاری!)
در این قسمت میتونین با نوشتن یه رول کوتاه،سوال ها یا بازجویی هایی که از یکی از اعضا دارید بپرسید و طرف مقابل هم میتونه جواب رول شما رو بده سوال ها رو به بازجویی اضافه کنه!دقت کنید که سوال هایی رو که یه نفر از کس دیگه ای میپرسه رو فقط طرف مقابل میتونه جواب بده و به بازجویی ها اضافه کنه!

جواب نمی دم


ویرایش شده توسط پروفسور اسپراوت در تاریخ ۱۳۸۸/۴/۹ ۱۱:۲۷:۱۰

دیدگاه هر کس نشان


Re: انجمن مبارزاتی و حمایت از جادوگر! (عمو حاج)
پیام زده شده در: ۲۰:۳۳ یکشنبه ۷ تیر ۱۳۸۸

زاخاریاس اسمیتold


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۱:۵۸ شنبه ۱۴ دی ۱۳۸۷
آخرین ورود:
۱۳:۴۵ سه شنبه ۲۴ آبان ۱۳۹۰
از آواتارم خوشم میاد !!!
گروه:
کاربران عضو
پیام: 350
آفلاین

فرم مورگانا


صورت زاخی بعد از خواندن فرم مورگانا قرمز شده و در همین حال،مورگانا به حالت :دی درون صورت زاخاریاس زل زده بود.زاخی فرم رو توی صورت او می گیرد و سپس آن را وارد دهان وی می کند (!).

قاوچ قاوچ!

و بلاخره کاغذ را مچاله شده از دهان او بیرون آورد.مورگانا هاج و واج به چهره ی عصبی زاخی نگاه کرد و بلافاصله زاخاریاس شروع کرد به صحبت کردن.

-یو ها ها ها!...پس گفتی خون آشامی؟آره؟ :bat:

مورگانا به تته پته افتاده بود.

-اگه خون آشامی پس حتما تو بودی که دیشب به ولدی حمله کردی دیگه؟آره؟

مورگانا دستی به سرش کشید و با چماغی که در جیب زاخی بود بر سر خود زد.ناگهان از سرش رودی از خون جاری شد و دفتر انجمن را خونالود کرد.

-در ضمن،من یه کارآگاهم!من وقتی سوال می کنم هدفی دارم...و الان موضوع برام روشنه....تو با آنتونین هم دستی!

مورگانا کمی از خون روی زمین مکید و با دهانی خون آلود در صورت زاخی تف کرد.تا آنجا که زاخی چماغ را برداشت و با آن پنج بار بر سر مورگانا کوبید؛به طوری که تمام دفتر را خون فرا گرفت.زاخاریاس بعد از دیدن وضع اسف بار مورگانا،بلند شد و به آرامی گفت:«تبرئه...»

فرم بادراد:

مورگانا از دفتر بیرون رفت و ناگهان فردی مشکوک وارد اتاق شد.او کسی نبود جز...بادراد ریشو!وی چپان چپان سعی می کرد وارد اتاق شود ولی ریش هایش به در ورودی انجمن گیر کرده بود.سرانجام پس از سلام و احوال پرسی،زاخی دم در به او فرمی طلایی رنگ داد و بادراد شروع کرد به پر کردن فرم...

چند مین بعد:

زاخی نیشخندی زده و با خوشحالی به چهره ی مظلوم بادراد نگاه می کند.

-تبرئه...

سوژه ها:

مورگانا:رفیق ناباب!

توضیح:هر چیزی که به رفیق ناباب ربط داشته باشه رو بنویس!


سوژه ی بادراد: توی این تاپیک (مونتگومری عزیز هم لطف کردن خلاصه گذاشتن...


رنک ها:

این عکس

نام:junior member

محدوده: امتیازات بین 75 تا 90

اختیارات:امکان گذاشتن سوژه

_________________________________

این عکس

نام:senior member

محدوده: 91 تا 120

اختیارات:مدیریت تاپیک!


پ.ن:جون من استقبال کنید!


ویرایش شده توسط زاخاریاس اسمیت در تاریخ ۱۳۸۸/۴/۷ ۲۰:۵۸:۳۷
ویرایش شده توسط زاخاریاس اسمیت در تاریخ ۱۳۸۸/۴/۷ ۲۱:۰۲:۱۶
ویرایش شده توسط زاخاریاس اسمیت در تاریخ ۱۳۸۸/۴/۷ ۲۱:۰۸:۳۹
ویرایش شده توسط زاخاریاس اسمیت در تاریخ ۱۳۸۸/۴/۷ ۲۱:۱۰:۴۹

[b][color=000066]Catch me in my Mer


Re: انجمن مبارزاتی و حمایت از جادوگر! (عمو حاج)
پیام زده شده در: ۲۰:۳۲ یکشنبه ۷ تیر ۱۳۸۸

بادراد ریشوold


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۲:۰۸ سه شنبه ۱۰ دی ۱۳۸۷
آخرین ورود:
۱۳:۲۸ چهارشنبه ۳۱ تیر ۱۳۸۸
از شیرموز فروشی اصغر آقا!
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 242
آفلاین
1.اسرار شخصیت خودتون رو فاش کنید !(اگه حتی یه دونه هم باشه مشکلی نداره!)

1. ریشام از وقتی سه ماهه بودم تقریبا سه سانت رشد کرده بود!
2. ریشای اینجا و اونجا هم همینطور!
3. املت با پیاز و جعفری دوست دارم.
4. شته جانور مورد علاقمه.
5. شصت این یکی پام از اون یکی پام کوچیکتره!

2.دو نمونه از کار های مفید هوکی در وزارتخانه رو نام ببرید!

1. دخیل دادن اجنه در کارهای سیاسی و وزارتی.
2. دخیل دادن اجنه در کار های سیاسی!( این با بالاییه فرق داره! )


3.هدف آنتونین دالاهوف از مدیر شدن چی بود؟

الف)میخواست تفریح کنه!
ب)برای از بین بردن سایت!
ج)به کار و زندگی مردم چی کار داری؟!

4.نظرتون راجع به یکی از گروه های مرگخواران یا محفلیون چیه؟دو مثال از فعالیت های خوب و بدشونو بگید!


مرگ خواران یک گروه فوق العاده با یک ارباب فوق العاده ، با یک بلای فوق العاده ، با یک ملکه ی فوق العاده ، با یک ایوان فوق العاده ، با یک گورکن فوق العاده و با یک عالمه چیز فوق العاده دیگه مسلما چیزی برای بد بودن نداره!

5.کدام کار برای خودکشی بهتره؟(به ترتیب مرتب کنید!)

الف)استفاده از بمب شیمیایی!
ب)پرت شدن به همراه یک نفر از ارتفاع 2000000 متری!
ج)بو کردن جوراب مرلین!
د)نگاه کردن به کله ی ولدمورت!
ه)گوش دادن به جیغ های بنفش بلاتریکس لسترنج!
م)قایم شدن از یک مرگخوار در پشت پیوز!
ن ) لا ابالی همش که شد مرگ خوار؟ آدمای به این با شخصیتی جوابشون اینه؟ اینه؟ از لوسیوس مالفوی و ملکه ما باید ترسید از اون مودی چشم چپول نترسید؟

6.چه جایی برای قایم شدن بهتره؟

الف)بین ریش های دامبلدور!
ب)بغل مودی!
ج)درون کلاه مرلین!


[b][color=FF0000][url=http://www.jadoogaran.org/modules/newbb/viewtopic.php?topic_id=883&post_id=219649#


Re: انجمن مبارزاتی و حمایت از جادوگر! (عمو حاج)
پیام زده شده در: ۱۹:۳۷ یکشنبه ۷ تیر ۱۳۸۸

مورگانا لی‌فای


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۷:۰۲ پنجشنبه ۲۷ تیر ۱۳۸۷
آخرین ورود:
۱۵:۲۸ جمعه ۷ تیر ۱۳۹۸
از یه دنیای دیگه!
گروه:
کاربران عضو
ایفای نقش
پیام: 517 | خلاصه ها: 1
آفلاین
حالا دیگه منو روز روشن می کشین بیرون ازم اعتراف بگیرین؟

دور سوم بازجویی های تاپیک:

1.اسرار شخصیت خودتون رو فاش کنید !(اگه حتی یه دونه هم باشه مشکلی نداره!)
من یه خوناشامم! به کسی نگیا!

2.دو نمونه از کار های مفید هوکی در وزارتخانه رو نام ببرید!
1- روی ماگلا رو کم کرده.
از مرگخوارا حمایت کرده.

3.هدف آنتونین دالاهوف از مدیر شدن چی بود؟

الف) میخواست تفریح کنه!
ب) برای از بین بردن سایت!
ج) به کار و زندگی مردم چی کار داری؟!************

4.نظرتون راجع به یکی از گروه های مرگخواران یا محفلیون چیه؟دو مثال از فعالیت های خوب و بدشونو بگید!
من به کاری که کار ندارم، کاری نداشته باشم بهتره.


5.کدام کار برای خودکشی بهتره؟ (به ترتیب مرتب کنید!)

الف) استفاده از بمب شیمیایی!
ب) پرت شدن به همراه یک نفر از ارتفاع 2000000 متری! (یه جادوگر یا ساحره با پرت شدن نمی میره. یا پرواز می کنه مث مای لرد یا با یه شاخه ای چیزی که با طلسم بزرگ کننده به طرف خودش می کشه یا دیگران به طرفش می کشن، از مرگ نجات پیدا می کنه.)
ج) بو کردن جوراب مرلین!
د) نگاه کردن به کله ی ولدمورت! (اینکه زندگی بخشه! )
ه) گوش دادن به جیغ های بنفش بلاتریکس لسترنج! (از جیغ یه خوناشام که کشنده تر نیس! )
م) قایم شدن از یک مرگخوار در پشت پیوز! (ممکنه. )


پس به ترتیب: م - ج - الف!
6.چه جایی برای قایم شدن بهتره؟

الف) بین ریش های دامبلدور! (عمرا! )
ب) بغل مودی! (بی ناموس!!!!!!!!!!!! با زاخی نشست و برخاست کردی؟)
ج) درون کلاه مرلین!******************

(قسمت اختیاری!)
در این قسمت میتونین با نوشتن یه رول کوتاه،سوال ها یا بازجویی هایی که از یکی از اعضا دارید بپرسید و طرف مقابل هم میتونه جواب رول شما رو بده سوال ها رو به بازجویی اضافه کنه!دقت کنید که سوال هایی رو که یه نفر از کس دیگه ای میپرسه رو فقط طرف مقابل میتونه جواب بده و به بازجویی ها اضافه کنه!
گفتی اختیاریه، پس دلم نمی خواد جواب بدم.

امیدوارم خوشت اومده باشه کینگزلی عزیز.


ویرایش شده توسط مورگانا لی فای در تاریخ ۱۳۸۸/۴/۷ ۱۹:۳۹:۵۲
ویرایش شده توسط مورگانا لی فای در تاریخ ۱۳۸۸/۴/۷ ۱۹:۴۲:۴۵







شما می ‌توانید مطالب را بخوانید
شما نمی توانید عنوان جدید باز کنید
شما نمی توانید به عنوان‌ها پاسخ دهید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را ویرایش کنید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را حذف کنید
شما نمی توانید نظر سنجی اضافه کنید
شما نمی توانید در نظر سنجی ها شرکت کنید
شما نمی توانید فایل‌ها را به پیام خود پیوست کنید
شما نمی توانید پیام بدون نیاز به تایید بزنید
شما نمی توانید از نوع تاپیک استفاده کنید.
شما نمی توانید از HTML در نوشته های خود استفاده کنید
شما نمی توانید امضای خود را فعال/غیر فعال کنید
شما نمی توانید صفحه pdf بسازید.
شما نمی توانید پرینت بگیرید.

[جستجوی پیشرفته]


هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است. ۱۳۹۹-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.