هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل


در حال دیدن این عنوان:   1 کاربر مهمان





پاسخ به: برنامه ی اسنیج طلایی
پیام زده شده در: ۲۲:۰۵ سه شنبه ۹ آبان ۱۳۹۶
#38

آملیا فیتلوورت old


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۰:۴۵ پنجشنبه ۲۵ شهریور ۱۳۹۵
آخرین ورود:
۱۴:۴۸:۲۵ دوشنبه ۱۳ آبان ۱۳۹۸
از محفل ققنوس!
گروه:
کاربران عضو
پیام: 500
آفلاین
"برای محفل، روشنایی و عشق"

- به نام لرد... چیز... مرلین و یاد او، شروع میکنیم. ریتا اسکیتر هستم، روزنامه نگار پیام امروز که به مناسبت هالووین، توی استادیوم توپچی های هلگا جمع شدیم و با برنامه اسنیچ طلایی، به صورت زنده در خدمتتون مهمونیم!

رو به عوامل پشت صحنه: خوب بود؟!

- اهم... اومدیم تا راجع به یک سری شایعات که اخیرا در جامعه جادوگران پیچیده، بحث کنیم. مهمون امروز برنامه هم، داور سابق لیگ کوییدیچ، آقای رودولفیوس لسترنجیان زاده. خب، اولین سوالم، در رابطه با شایعه بسیار غیرممکنی هست که واقعا متعجبم چطور جامعه تونسته باورش کنه!
+ منم همینطور!
- بذار اول من بگم چه خبره!

ریتا چوبش را در جیبش فرو میکند، به سختی ژست مهربانی میگیرد. روبه دوربین و با نیش باز، شروع میکند به صحبت با رودولفیوس:
- خب، جناب رودولفیوس، آیا این حقیقت داره که مرگخوارا، به دفتر برنامه اسنیچ طلایی حمله کرده و استودیو رو در دست گرفتن؟
+ خب، راستیتش، کاملا تکذیب میکنم! من خودم مرگخوار... اهم... نیستم و اگر چنین حمله ای شده بود، مسلما من زنده نبودم! وای که چه اونا قدرتمندن!
- صد البته... [با اشاره عوامل پشت صحنه، به خود می آید.] منظورم اینه که... بریم سر مبحث دوم! چون اینکه مرگخوارا خیلی شرافتمندتر از اینن که به یه جای خیلی مهم برای جامعه جادوگری حمله کنن!
+

- اهم... مبحث دوم! این راسته که مرگخوارا درحال ترویج سیاهی هستن؟ اونم از طریق یه بازی همگانی؟
+ این دیگه کلا باید تکذیب بشه! مرگخواران باهوش، کارهای مهمتری دارن قطعا!
- از این هم بگذریم، چون کلا امکان نداره! پس بریم سراغ سومین و مهمترین ابهام: آیا سیاهی، واقعا داره در محفل رواج پیدا میکنه؟

رودولفیوس، سرجایش، جابه جا میشود؛ طوریکه ظاهرا از قبل، منتظر این سوال بوده.
+ خب، این که صد البته! اصلا امکان داره یه گروهی وجود داشته باشه که افرادش گرسنه زندگی کنن و همیشه هم عشق بورزن؟ نه، امکان داره؟!

ریتا سری به نشانۀ تکذیب، تکان میدهد و به رسم عادت، قلم پرش را بیرون می آورد.

+ اصلا اعضای عتیقه ای داره که مطمئنا سیاهی از خودشون شروع شده! همین آرتور ویزلی، از بس که با وسایل مشنگی ور رفته، دود سیاهی همه جارو گرفته! یا همین هرمیون! قبل از اینکه بره، زد کل مرگخوارای شرافتمند رو به خاک و خون کشید!

ریتا هم تنها با تاسف، سری تکان میدهد.

+ یا اصلا اون آملیا که زرتی با اون دوربینش میزنه تو سر این و اون! سفیدی این فرد کجاست؟!

ریتا به او چشم غره ای میرود که به معنی: "برو سر اصل مطلب!" است.

+ اعضاشو بیخیال! موسسشو بگو! اون که اصلا...

بــــــــــوم!

صدای انفجاری، کل استادیوم را به لرزه درآورد. دختری، با تلسکوپ و پرچمی در دو دستش دست، درحالیکه یک پایش را روی سنگ گذاشته، دست حاوی پرچم را به کمر گرفته و آهنگ حماسی برایش پخش میشود، دیده میشود. تلسکوپ را مثل تفنگی در دست میگیرد و از چشمی آن، به رودولفیوس و ریتا نگاه میکند و میگوید:
* هیچکس حق نداره پشت سر پروف حرف بزنه!

و با فشردن دکمه ای که احتمالا همیشه آنجا بود، گلوله ای شلیک میکند و...

یک بـــــــــــوم! دیگر

آملیا که از منهدم شدن رودولفیوس و ریتا، اطمینان پیدا میکند، رو به دوربینی که همچنان فیلمبرداری میکند، میگوید:
* خب... بینندگان عزیز! بذارین از میزان سفیدی محفل، باهاتون صحبت کنم. خدمتتون بگم که من، خیلی روی پروف حساسم و این تنها دلیلم برای شکستن حلقۀ مرگخوارا در بیرون از استادیوم بود! تازه، نشون دادم که باید برای سفیدی جنگید! خوشت اومد پروف؟!


این تلسکوپه، نه میکروفون!


پاسخ به: برنامه ی اسنیج طلایی
پیام زده شده در: ۱۱:۱۶ دوشنبه ۱۱ آذر ۱۳۹۲
#37

سالازار اسلایتیرین


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۰:۱۰ یکشنبه ۱۶ اسفند ۱۳۸۸
آخرین ورود:
۲۱:۳۵ یکشنبه ۸ تیر ۱۳۹۳
از ما هم نشنیدن . . .
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 619
آفلاین
در وسط زمین چمن کوییدیچ ، مردی ایستاده بود و پشت به دوربین به سمت حلقه هایی نگاه میکرد که در وسط آسمان زیبای ابری بهتر به چشم میامدند .

دوربین با سرعت به مرد نزدیک میشود و بعد در پنج قدمی او می ایستد. مرد به آرامی به سمت دوربین بر میگردد . موهای طلایی شلخته اش در این هوا زیبا به نظر میرسید . صورتش کاملا اصلاح شده بود و لبخندی بر چهره داشت . کت و شلوار استیم فیتِ ! آبی رنگش، کاملا با چشمان آبی اش هماهنگ بود .

- سلام ، من آيدن لينچ جستجوگر سابق تیم ملی ایرلند هستم . از این به بعد هرهفته با بر نامه ی اسنیچ طلایی مهمان خونه هاتون میشیم تا درباره ی اتفاقات افتاده در کوییدیچ جزیره صحبت کنیم . کانال هاتون رو عوض نکنید و بیننده ی جادوگر تی وی باشید .

آیدن دست مشت کرده اش را رو به دوربین بالا آورد و در مقابل دوربین مشتش را باز کرد . اسنیچی از میان دست آیدن بالهایش را باز کرد ، پرواز کرد و رفت .

تصویر کوچک شده


" -زندگي آنچه زيسته ايم نيست ، بلكه چيزي است كه به ياد مي آوريم تا روايتش كنيم ."
گابريل گارسيا ماركز




Re: برنامه ی دوازده + یک
پیام زده شده در: ۱۸:۳۲ چهارشنبه ۱۸ خرداد ۱۳۹۰
#36

ویکتور کرام old


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۵:۴۳ سه شنبه ۹ آذر ۱۳۸۹
آخرین ورود:
۲۳:۱۰ پنجشنبه ۱۰ تیر ۱۳۹۵
از من بدبخت تر تو دنیا،تویی!
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 374
آفلاین
از این به بعد خبرگذاری های کوییدیچ به جای اینکه در تاپیک آنسوی کوییدیچ انجام شود در این تاپیک انجام خواهد شد.در هنگام برگزاری مسابقات کوییدیچ از این تاپیک استفاده خواهد شد.


ویرایش شده توسط ویـــکتـور کـــرام در تاریخ ۱۳۹۰/۳/۱۸ ۱۸:۳۷:۳۵

»»» ارزشـی گولاخ «««


Re: برنامه ی چهارده
پیام زده شده در: ۲۱:۱۸ پنجشنبه ۲۹ اسفند ۱۳۸۷
#35

زاخاریاس اسمیتold


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۱:۵۸ شنبه ۱۴ دی ۱۳۸۷
آخرین ورود:
۱۳:۴۵ سه شنبه ۲۴ آبان ۱۳۹۰
از آواتارم خوشم میاد !!!
گروه:
کاربران عضو
پیام: 350
آفلاین
-با نام و یاد مرلین،زاخاریاس فردوسی نیا هستم و با گزارش بازی بین دو تیم رئال هاگوارتز و زسکا هاگزمید خدمتتون رسیدم!میهمانان برنامه ی ما،آقای پرسی ویزلی و آقای ایگور کاکاروف هستند!لطفا خودتون رو معرفی کنید!

-من هم خدمت شما آقای فردوسی نیا و همکاران عزیزتون سلام و خسته نباشید عرض می کنم!

-و شما آقای کارکاروف...

-من هم سلام عرض می کنم خدمت شما و همکارانتون بخصوص مرگخواران عزیز!!

-نظرتون راجع به این بازی چه طوره آقای ویزلی؟

-اهم اهم اهم....
یک ساعت بعد:
-اهم اهم اهم!داشتم عرض می کردم!
بیننده:
-بله!در این مسابقه از اون توپ زرینی که 60 ساله توسط هیچ جستجوگری گرفته نشده است استفاده می شه به همین علت،جستجوگر ها فقط باید بوق بزنند!

-و نظر شما چه طور؟!

-به نظر من مرگخوار ها می تونند این بازی رو راحت از این هاگوارتزی های کثیف ببرند!!

-بازیگکنان به داخل میدان میاند و تماشاگران این طوری: بازیکنان رو تشویق می کنند!بازیکن های تیم رئال هاگوارتز عبارتند از:

آسپ در پست دروازه بانی!
لورا مدلی در پست مدافع
کینگزلی شکلبوت در پست مدافع!
دیدالوس دیگل در نقش مهاجم!
و زاخاریاس اسمیت در پست جستجوگر!
صبر کنید ببینم...اون یه نفر دیگه س که خودش رو جای من جا زده!الان ملت سر کار می ره!

ببخشید!داشتم میگفتم!بازیکن های تیم زسکا هاگزمید عبارتند از:

بلاتریکس لسترنج در پست دروازه بانی!
هوکی در نقش مدافع!
ایوان روزیه در پست مدافع!
لوسیوس مالفوی در پست مهاجم
و ولدمورت در پست جستجوگر!!!!بیچاره زاخاریاس!
باز یرو بلاتریکس شروع می کنه و پاس می ده هوکی!هوکی هم با خود خواهی تمام توپ رو از همون جا شوت می کنه که می خوره تو کله ی لوسیوس!
داپ!(صدای برخورد توپ با کله ی لوسیوس که نشاندهنه ی پوکیه! )
توپ دست دیدالوس میفته و برای این که نشون بده خیلی حرفه ایه،توپ رو از لای پای ایونان روزیه رد می کنه و در عوض می خوره توی سر زاخی!
زاخاریاس هم برای تلافی حرکت دیدالوس بروچر رو شوت می کنه تو کله ش و دیدالوس یه لحظه هنگ میکنه!
زاخاریاس به حرکتش ادامه میده و ولدمورت با یه تنه زاخاریاس رو هل می ده ولی زاخی به حرکتش ادامه میده و ناگهان...
فرررررررررررررررت(صدای جر خوردن لباس ولدمورت!)
ولدمورت کنار می کشه و زاخی حرکتش رو ادامه می ده که بلاتریکس با یه کروشیو اونو پایین میندازه و ولدمورت توپ طلایی رو می گیره!!
پرسی:بر طبق قانون شماره ی 464 از متاب کویدیچ،اگه یکی از بازیکن ها وردی رو به جستجوگر حریف بزنه،اون تیم اون بازی رو باخته و تا 2 سال از بازی کردن محروم می شه!
در همین حال،ایگور کارکاروف به دستیاران پشت صحنه حمله می کنه!
و این نوشته روی تلویزیون دیده می شه:

"بینندگان گرامی،به دلیل وقوع موارد امنیتی کوییرلی،از ادامه دادن برنامه معذوریم!"

........................................................

پرسی عزیز،از این که یه کم دیر فرستادم معذرت می خوام ولی نمی تونستم کانکت شم!امیدوارم من رو ببخشی!


ویرایش شده توسط زاخاریاس اسمیت در تاریخ ۱۳۸۷/۱۲/۲۹ ۲۱:۲۴:۵۶

[b][color=000066]Catch me in my Mer


Re: برنامه ی چهارده
پیام زده شده در: ۱:۳۲ پنجشنبه ۲۹ اسفند ۱۳۸۷
#34

اسلیترین

مورگانا لی‌فای


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۷:۰۲ پنجشنبه ۲۷ تیر ۱۳۸۷
آخرین ورود:
۱۵:۲۸:۱۷ جمعه ۷ تیر ۱۳۹۸
از یه دنیای دیگه!
گروه:
کاربران عضو
اسلیترین
ایفای نقش
پیام: 517 | خلاصه ها: 1
آفلاین
13+1

آرم برنامه که شامل یه عدد 13 طلایی هست که یه 1+ نقره ای، زنگوله وار از دندونۀ وسطی 3 آویزون شده، دور صفحۀ مانیتور می چرخه و می چرخه و زمانی که مطمئن میشه بینندگان محترم کاملا سرگیجه گرفتن، میره وسط شمع هایی که روی کیک تولد یک سالگی برنامه گذاشته شدن می شینه. کیک کاملا کپک زده چون از 1 دی که پست قبلی زده شده تا حالا برنامه ای اجرا نشده که جشن تولد رو برگزار کنه.

مجری برنامه یه ردای بنفش پوشیده که یقۀ کت خاکستریش از جای گردنش زده بیرون و جیبای کتش از زیر ردا قلنبه شدن. سرشو انداخته روی یه دسته کاغذ و کلا قیافۀ فیلسوفانۀ غلط اندازی داره.

دوربین همزمان با آهنگ پایانی روی مجری زوم می کنه. ایشون بالاخره رضایت میده و سرشو از روی برگه هاش بلند می کنه:

- با سلام خدمت شما بینندگان عزیز. من همونی که می دونید هستم و طبق معمول در خدمتتونم با گزارش یکی از هیجان انگیزترین و جذاب ترین مسابقات کوییدیچی که تا به حال برگزار شده. توجهتون رو به این مسابقه که بین تیم های اژدهایان زوپس و گوریل های توپس برگزار شده جلب می کنم و همزمان از مهمون عالیقدری که داریم دعوت می کنم تا به استودیو تشریف بیارن.

یه آهنگ ورزشی مهیج و ورود مردی با موهای اجغ وجق قرمز که به شیوۀ مشنگای امروزی، فشن شده! مانیتور پشت سر مجری هفت اژدها و هفت گوریل رو نشون میده که برای هم شاخ و شونه می کشن. گوریل ها سوار جارو و اژدهایان هم درحال بال بال زدن که البته هرکدومشونم یه منو دستشونه. داور مسابقه، همراه جاروش توی یه اتاقک ضد ضربه و ضد آتیش خفن و متحرک، پرواز کنان صندوق حاوی توپ ها رو به زمین پرت می کنه و با شکستن صندوق، همۀ توپ ها آزاد میشن و مسابقه آغاز.

مجری ادامه میده:
- ضمن عرض خوشامد به رئیس فدراسیون وزنه برداری... هممم... ببخشید! کوییدیچ، جناب آقای پرسیوال ویزلی، ازشون خواهش می کنم قبل از هرچیزی یه معرفی کوچولو از خودشون داشته باشن تا بعد بریم که مسابقه رو داشته باشیم.

پرسیوال ویزلی ردایی که هنوز سایز روسای قبلی فدراسیون رو داره یعنی هم کوتاهه و هم گل منگلی و دخترونه، مرتب می کنه و با وقار شروع می کنه:
- خودت مثلا نمی دونی من کی هستم؟ من پرسی ویزلیم دیه! من خیلی گولاخم. من پرسی ویزارد دارم. من همتونو میذارم توی جیب ردام و درمیارم. همۀ اینایی که الان گفتمم صرفا جهت مزاح بود.

مجری که اول ترسیده، با شنیدن جملۀ آخر نفسی به راحتی می کشه:
- مرلینو شکر! خوب، میشه لطفا بگید هدف از برگزاری این مسابقۀ مهیجی که داریم می بینیم چیه؟ ضمن اینکه می بینم اژدهای مهاجم که حرف A جلوی پیرهنشه داره گل اول بازی رو به ثمر می رسونه.

پرسی:
- اهم! بله خوب می تونم بگم.

و سکوت می کنه. مجری منتظر می مونه و چون پرسی حرفی نمی زنه، می پرسه:
- خوب؟

- خوب که چی؟

- خوب بگید دیگه!

- آهاااااااااااان! خوب باشه میگم. یه مین!

دستشو می کنه توی جیب رداش و هی می گرده. گشتنش کلی طول می کشه تا بالاخره مجبور میشه از جاش بلند شه و سرشو بکنه توی جیب رداش و تا می تونه اون تو فرو بره. خرت و پرت های زیادی از اون تو پرت می کنه بیرون. چیزایی مث سوزن، قرقرۀ نخ، سیگارت چهارشنبه سوری (اممم.. ببخشید) همون سیگارت خیاطی، دوک نخ و کم کم و به زور یه چرخ خیاطی کامل رو به زور از جیبش می کشه بیرون و میذاره روی میز. داره با زحمت زیاد سعی می کنه یه دستگاه نخریسی سایز کارخونه رو از جیبش بکشه بیرون که مجری طاقت نمیاره:
- هممم... ببخشید آقای ویزلی، این چیزا رو چرا از تو جیبتون در میارید؟ ربطی به هدف برگزاری مسابقه داره؟

پرسی که هنوز از بیرون کشیدن دستگاه نخریسی ناامید نشده با پشتکار به کارش ادامه میده و در همون حال هن و هن کنان جواب میده:
- آره! می خوام به طور عملی بهتون نشون بدم که میشه همه چی رو به همه چی دوخت و برای اینکار، کوییدیچ حتی از چنین دستگاه های گولاخی هم مفیدتره! برای درک بهتر موضوع اول باید طرز کار دونه دونۀ این دستگاه ها رو براتون توضیح بدم. لازم شد چار تا فیلمم براشون می سازم.

- هممم... خوب، لازم نیست جناب رئیس. لطفا به این صحنۀ بازی توجه کنین که اژدهایی که روی پیراهنش حرف Q رسم شده چطور به صورتی کاملا منطقی گوریل دروازه بان رو ناک اوت می کنه به طوری که گوریل جاروشو می شکنه و کلا حالش گرفته میشه. ببینید! خود گوریل دروازه بان کوافل رو می زنه تو دروازۀ خودشون! خودکشی کوییدیچی!!!

پرسی سرجاش می شینه و سرفه ای به علامت جدی بودن بحث از خودش ول می کنه. ():
- هممم... باید عرض کنم که این یه تاکتیک گول زننده هست جانم! ابدا خودکشی نیست! ببینید، اون گوریل دروازه بان داره با این کارش اژدهایان زوپس رو گول می زنه تا توجهشون به گل زدن منحرف بشه و همونطور که می بینید، گوریلی که سِمَتِ جستجوگر رو داره، با پشتکار تمام دنبال اسنیچ می گرده. و البته اسنیچ درست جلوی چشماشه! یادم باشه توی قوانین بعدی لزوم معاینۀ چشم رو به تیم ها یادآور بشم.

مجری با هیجان نیم خیز میشه چون می بینه که یه مگس روی بینی گوریل جستجوگر نشسته و گوریل جستجوگر که می خواد مگس رو کنار بزنه، به دلیل ضعف بینایی بینی خودش رو گم می کنه، جهت دستش منحرف میشه و اسنیچ رو می گیره.

مجری از جاش می پره:
- گرفت! گرفت! هورااااااااااااااا! گرفت! ما پیروز شدیم! یوهووووووووووووو!

پرسی با خونسردی به مجری نگاه می کنه:
- تو چرا خوشحالی می کنی جانم؟ این مسابقه به تو چه ربطی داره؟

- مگه نمی دونین آقای ویزلی؟ قرار بوده جایزۀ این بازی یه منوی مدیریت باشه! یکی از گوریل های توپس حالا می تونه یه منو داشته باشه.

پرسی نگاه عاقل اندر سفیهی به مجری میندازه:
- خوب این جایزه قبل از مسابقه داده شده بوده. ندیدی اژدهای A کی بود؟ تا همین دیروز یه گوریل توپس بود که الان با معجون مرکب و اون منو، یه اژدهای زوپس شده.


****************

این پست رو زدم، چون صرفا حال می کردم با آنتونین عزیز شوخی کنم. هیچ نیت دیگه ای در بین نبوده.


ویرایش شده توسط مورگانا لی فای در تاریخ ۱۳۸۷/۱۲/۲۹ ۱:۴۷:۰۱
ویرایش شده توسط مورگانا لی فای در تاریخ ۱۳۸۷/۱۲/۲۹ ۱:۴۷:۵۶


Re: برنامه ی چهارده
پیام زده شده در: ۱۷:۳۲ یکشنبه ۱ دی ۱۳۸۷
#33

اسلیترین، مرگخواران

بلیز زابینی


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۲:۳۸ جمعه ۲۵ شهریور ۱۳۸۴
آخرین ورود:
۱۷:۴۲:۳۸ چهارشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۸
از یخچال خانه ریدل
گروه:
ایفای نقش
مرگخوار
اسلیترین
کاربران عضو
پیام: 1708
آفلاین
برنامه تحلیلی علمی ورزشی 14!

- با سلام من عادل قلی پور زاده هستم گزارشگر جدید برنامه 14 و این آقا هم که اون گوشه زیر دوربین نشستن و دارن با فندکشون ور میرن کارشناس خوب داوری ما آقا دکتر کورممد که ما دو تا ... تا آخر برنامه در خدمت شما هستیم ... خب .. با هم چند صحنه مشکوک به خطا رو میبینیم!

تصویر عوض میشه .. بلیز داره محکم با چماقش میزنه تو دماق آرشام و خون از دماغ آرشام به صورت سه بعدی میپاشه و آرشام از جارو پرت میشه پایین ... تصویر همینجا نگه داشته میشه!

قلی پور: آها این بازی بین ریش سفیدان و فسیل شدگانه ... آیا خطا بود این صحنه یا نه؟
کورممد: نه نه ... من خطایی نمیبینم ... برخورد عادی بود و بهترین کار ادامه بازی بود!
قلی پور: آقا خیلی بد میزندشا .. قشنگ بعد از ضربه مشخصه که دماغ آرشام میشکنه!
کورممد: نه .. نه برخورد عادیه ... بازیکن ریش سفید داره تمارض میکنه ...
قلی پور: ولی دوستان اگه محبت کنن زوم کنن .. ببینید بعد از ضربه قشنگ خون دماغ آرشام که پاشیده میشه تو دوربین مشخصه دوستان زحمت کشیدن خونشم اسلوموشن کردن تازه ... بازم خطا نیست؟
کورممد

قلی پور: بــــــــــــــــــله! اینم از نظرات کارشناسانه دکتر کورممد و اما دوستان اشاره میکنن همینک ارتباط ما با وزیر سحر و جادو و رئیس فدراسیون بین المللی کوییدیچ بر قرار شده ... آقا سلام عرض شد!

- منم خدمت شما و دوستانتون و کارشناس خوب برنامه سلام عرض میکنم و همچنین سلام یلدا رم بهتون میرسونم ... و همچنین سلام درود و هزاران درود به رهروان مرلین کبیر و سلام به جادوگران کوییدیچ دوست و ورزش دوست این مرز و بوم و سلام بر ...

قلی پور!!!!!!!!

هوکی: بله .. در خدمتم؟
قلی پور: آقا چه خبر از فدراسیون ... قانون جدیدی تز جدیدی چیزی تصویب نشد کسی اون یکی رو نکشت؟
هوکی: چرا آقا کلی قانون تصویب شده ... از این به بعد تیم هایی که بازیکنان غیر اصیل زاده دارن مجبورن هر هفته به فدراسیون مالیات بپردازند و یک هفته در میونم محروم میشن و تازه همه بازیکنان باید تا فردا برای تست اصیل زادگی به وزارت سحر و جادو مراجعه کنن و اگر همکاری نکنن عواقب خیلی وخیمی براشون داره!

قلی پور: یعنی چی آقا! این دیگه چجورشه؟
هوکی: در مورد این مسائل از قبل کارشناسی شده و ما میخوایم لیگ کوییدیچ حرفه ای راه بندازیم و هیچ اعتراضی وارد نیست ... حتی شما دوست عزیزم باید برای دادن تست به وزارت بیای وگرنه در برنامتو تخته میکنیم!

قلی پور: یعنی چی آقا؟ اصلا کارای شما با هم تناقض داره! خود شما یه جن بیشتر نیستید چطوری در مورد اصیل زادگی حرف میزنید؟
هوکی: من یه جن بیشتر نیستم؟ من یک اصیل زادم ...
قلی پور: نیستی آقا ... تو یه جنی ... دوستان خبرنگار آمارتو دراوردن میدونن قبلا خونه هپیزپا کار میکردی و تازه میدونن همین روبالشی ایم که هر روز تنتونه متعلق به بچگی های گراوپیه!

هوکی: آقا یعنی چی من اعتراض دارم ... اصلا فحش میدما! سووووت ... سووووت سوت سوت ... سووووووووت!!! و اینکه سووووت! ههه! چی شد؟ چرا سوت میذارین؟ چرا فحشامو پخش نمیکنین؟

قلی پور

هوکی: یعنی چی؟ اصلا خود شمام آقای قلی پور .. خیلی آدم سووووت سووووت سوت! هستین!
قلی پور: چرا آخه؟
هوکی: هستی دیگه!
قلی پور: چرا آخه؟

هوکی: اون از اینکه هی اصیل زادگی منو زیر سوال میبرین ... بعد هفته پیش مسابقه اس ام اس گذاشتید که ببینید چند درصد مردم موافقن که همین سه چهارتا تار موی بالای سر من کلاه گیسه ... خب آخه من میواستم کلاه گیس بذارم میرفتم یه خوبشو میخریدم ...

قلی پور: اینا که حرف من نیست ... الان هفتاد میلیون جمعیت جادوگری متفق و القولند که شما خون اصیلی ندارید و سرتونم کلاه گیس میذارید! ما فقط بازتاب خبرها رو اینجا میگیم ... اتفاقا چیز بدیم نیست! خود منم قبول دارم این سه تار مو خیلی به کلتون میاد!

هوکی: من کاری به این چیزا ندارم ... اگر باور ندارید .. همین الان همینجا شماره وینکی رو بگیرید ازش بپرسید ببینید من اصیل زاده هستم یا نه! بازم قبول ندارید زنگ بزنید آشپزخونه هاگوارتز از دابی بپرسید! بازم باور ندارید زنگ بزنید سازمان ترک اعتیاد از کریچر بپرسید!

قلی پور: جناب وزیر حرفی میزنیدا! چه ربطی داره؟ اصلا دست همه شما توی یهکاسست! ما براتون دلیل و مدرک میاریم که حرف ما درسته!!!
هوکی: نه کم آوردی دیگه .. همه شاهدن شما الان کم آوردی!

قلی پور: آقا من با شما شرط میبندم هیچ کدوم از ادعاهای ما بی پایه و اساس نیست .. اتفاقا دوستان ما زحمت کشیدن شجره نامه شما رو از عصر دایناسورها تا به امروز جمع آوری کردن ... فکر میکنم تصویر خودش گویا باشه .... دوستان لطف کنن شجره نامه وزیر اعظم رو بر روی صفحه مانیتور نشون بدن ....

هوکی: نه آقا لازم نکرده نشون بدین!
قلی پور: نه ما میخوایم نشون بدیم ...
هوکی: من منابع شما رو قبول ندارم ...
قلی پور: من با شما شرط میبندم که اطلاعات ما کاملا صحیحه و در این شجره نامه که از شصت سایت اینترنتی جمع آوری و گردآوری شده دقیقا مشخص شده که نیای شما از کرم های فولبر دوران پرکامبرین نشأت گرفته!

هوکی: بسه آقا .. میگم نمیخواد شجره ناممو نشون بدین .. دوباره فحش میدما!
قلی پور: چرا آخه؟

هوکی: هی جو فدراسیون کوییدیچو خراب میکنید! ما داریم کار حرفه ای انجام میدیم .. هی سنگ اندازی .. هی مانع تراشی! اصلا برنامتونم خیلی افتضاحه و از فردا برنامتون تعطیله و شما رم میندازم تو آزکابان پیش اون گرگ پیر و دوست وفادارش!

قلی پور: آخه چرا؟ قبول کنید که انتقاد پذیر نیستید!
هوکی: چرا نداره دیگه ... نخیرم اتفاقا خیلیم انتقاد پذیرم به شرطی که انتقاد کارشناسی شده باشه! اما در حال حاضر ورزش دوستان میدونن که هوکی یک شخصیت اصیل زادست!
قلی پور: آقا اون شجره نامه رو پخش کن بینندگان ببینن!

هوکی: نـــــــــــه .. غلط کردم!
قلی پور

هوکی: !!!!!! من دیگه یک لحظه هم با برنامتون مصاحبه نمیکنم ... تـــــــــــــق! بوق بوق بوق (صدای قطع شدن تلفن)

کورممد: جناب وزیر منم همینجا خدمتتون عرض ادب و سلام و شب بخیر و خسته نباشید دارم و ...
قلی پور: بسه بابا رفتش!
کورممد

قلی پور: خب .... بینندگان عزیز توجه شما رو به برنامه بعدی جلب میکنم!


ویرایش شده توسط بلیز زابینی در تاریخ ۱۳۸۷/۱۰/۱ ۱۸:۲۱:۰۵



Re: برنامه ی چهارده
پیام زده شده در: ۲۰:۵۹ جمعه ۱۷ آبان ۱۳۸۷
#32

هوکیold


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۸:۰۶ سه شنبه ۲۶ شهریور ۱۳۸۷
آخرین ورود:
۱۷:۵۴ دوشنبه ۲۳ اسفند ۱۳۹۵
از جزاير بالاك
گروه:
کاربران عضو
پیام: 173
آفلاین
پخش برنامه چهارده به صورت آن لاين

برنامه 14 تاپيكي بوده كه سوژه داغ و مهيجي داشته اما متاسفانه در ليگ هاي قبلي در موردش كوتاهي شده و اون طور كه بايد و شايد سوژه اش توي سايت جا نيفتاده ، در اين ليگ تصميم گرفته شده كه اين برنامه به صورت آن لاين و با مهمان هاي از پيش تعيين شده توي مسنجر برگذار بشه ، بعد از پايانش هم چكيده اي از جلسه ، همراه با حواشي و .. در اين تاپيك گذاشته ميشه تا عموم بتونند ازش استفاده كنند.
بعد از شروع ليگ تاريخ اولين جلسه اين برنامه و مهمانانش در اين تاپيك گذاشته ميشه.


آیینه خود بین
-------------------------------------
[url=http://www.jadoogaran.org/edituser.php]انجام اصلا�


Re: برنامه ی چهارده
پیام زده شده در: ۲۲:۰۶ سه شنبه ۸ مرداد ۱۳۸۷
#31

نیکلاس   فلامل


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۳:۰۴ شنبه ۲۲ دی ۱۳۸۶
آخرین ورود:
۱۹:۳۸ جمعه ۲۷ اسفند ۱۳۸۹
گروه:
کاربران عضو
پیام: 174
آفلاین
با سلام .

اول از دوستانی که قبول دعوت فرمودند و در برنامه شرکت کردند ، و نیز به خاطر جوابهای خوب و روراستی که به سوالات دادند تشکر میکنم .

مصاحبه دوم برنامه به زودی با تیمی دیگر به همین سبک و سیاق انجام میشه .

از دوستان تقاضا دارم اگر انتقادی و یا پیشنهادی در مورد برنامه به ذهنشون میرسه ، بدون هیچ مشکلی در همین تاپیک عنوان کنند.


و اما طرح جدیدی که الان توی ذهنم اومد و لازم دیدم در این لیگ اجرا بشه تا به جذابیت لیگ کمک بسزایی بکنه.

مسابقه نظر سنجی لیگ کوییدیچ

بدین وسیله از کلیه دوست داران کوییدیچ درخواست میشود تا زمان اعلام نتایج هفته دوم مسابقات ، تیم برنده خود را به صورت پیام شخصی ارسال کنند تا به قید قرعه از بین افرادی که جواب صحیح را ارسال کردند ، جایزه‌ای کوییدیچی تعلق بگیرد.

طریقه ارسال پیام شخصی :

بازی گرین فایر و بینوایان : ( نام تیم برنده از نظر شما )

بازی هدنور و گانگستر یونایتد : ( نام تیم برنده از نظر شما )

متشکر از دوستان.


شناسه ، شناسه ، شناسه.

هنگامی که به دنبال من آمدی تا تو را برای خودم انتخاب کنم ، حس خوبی نداشتم ، اما به خاطر خودت ، انتخابت


Re: برنامه ی چهارده
پیام زده شده در: ۲۰:۰۳ سه شنبه ۸ مرداد ۱۳۸۷
#30

جیمی   پیکس


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۸:۴۶ جمعه ۲۶ بهمن ۱۳۸۶
آخرین ورود:
۱۶:۳۰ دوشنبه ۵ اسفند ۱۳۸۷
از تالار خصوصی گیریفندور
گروه:
کاربران عضو
پیام: 277
آفلاین
سلام:

سوالات

1. یک بیوگرافی کوییدیچی از جیمی پیکس ارائه کن ، از کجا شروع کردی؟ سابقه حضور در کوییدیچ رو داری؟ چه تیمهایی این لیگ دنبالت بودند و بگو که اگر در این تیم نبودی دوست داشتی در چه تیمی باشی؟
خب من از وقتی که با هری پاتر اشنا شدم از کوییدیچش واقعا لذت میبردم و علاقه ی زیادی به کوییدیچ داشم.وقتی لیلی و هدویگ به من پیشنهاد دادند که وارد تیم هدنور بشم خیلی خوش حال بودم.
من همین تیم رو خیلی دوست دارم چون در طول مدتی که عضو تیم هدنور بودم خیلی چیزا رو تجربه کردم و اگه تیم هدنوری وجود نداشت دوست داشتم برم توی تیم گرین فایر اما اگه هدنور بود همینو انتخاب میکردم.


.مسابقه اولتون رو گذروندید و مقابل تیم منتخب اسلیترین شکست خوردید ، بازی رو چطور دیدید ؟ آیا مستحق این باخت بودید؟ و چرا؟ و تیم مقابلتون رو چطور دیدید ؟
وقتی خبر باختنمون رو از لیلی شنیدم تمام روزم خراب شد نمیدونم چرا اما هر وقت توی این بازی شکست میخوریم واقعا ناراحت میشم البته میدونم که این فقط یه بازی معمولیه اما...
زمانی که وارد این تیم شدم هدویگ برای اولین بار بهم گفت که هیچ تیمی رو نباید دست کم بگیریم چون ممکنه همین تیما فرصت بردن رو از ما بگیرن.از اون به بعد حتی یه تیم تازه وارد رو هم قوی فرض میکردیم و تمام تلاشمون رو برای بردن میکردیم.
من موقع بازی اولمون نبودم و وقتی که خوندم نتیجه ای که از پستا خوندم این بود که بچه های تیم یه خورده کم کاری کرده بودن و واقعا به نظرم مستحق باخت بودیم.

3..داوران این لیگ رو چطور میبینید؟ فکر میکنید در این لیگ شاهد داوریهای خوبی هستیم؟ داوری بازی اول چطور بود ؟ آیا با این شیوه دو داوری بودن مسابقات موافق هستید؟
هم توی این لیگ و هم توی لیگ قبل داورا خوب بودن و من از داورای اینده و همین داورا میخوام که واقعا عادلانه داوری کنند چون
این طوری تیما نمیتونن ضعفای خودشون پیدا و رفع کنن.
این که توی این لیگ دوداور داشتیم به نظرم بهتر بود اما برای داوری بازی قبلمون اختلافا خیلی زیاد بود!

4.تیمهای این لیگ رو چطور میبینی؟ و فکر میکنی کدوم تیم شایسته عنوان قهرمانیه؟
تیمای این تیم نسبت به تیم ها ی لیگ های قبل ضعیف ترند اما طبق چیزهایی که من از تیما دیدم فکر کنم گرین فایر یا بینوایان شایسته باشن برای قهرمانی.

5. بهترین بازیکن این هفته و بازیکنی که توی نوشتن الگوی خودت قرار میدی رو بگو ؟ و دلیل انتخابت .
من توی این تیم بزرگترین مشکلی که دارم اینه که پستای دیگر تیما رو نمیخونم و فقط پست اعضای تیم رو میخونم که لیلی بارها بهم گفته پست اعضای تیم مقابل رو باید بخونی و من گوش ندادم.
ولی از توی تیممون همیشه از هدویگ الگو میگرفتم و حالا که هدویگ به دلایلی زیاد به سایت نمیاد از لیلی که به نظرم واقعا جالب مینویسه.

6.توی این لیگ فکر میکنم به تیم هدنور اضافه شدی ، دلیل انتخابت چی بود؟ و چطور وارد تیم شدی؟
همم...من از نیم فصل لیگ قبل فکر کنم وارد این تیم شده باشم
از وقتی که وارد این سایت شدم لیلی بود که منو راهنمایی میکردو هنگامی که میخواستم توی کوییدیچ باشم لیلی بهم پیشنهاد عضویت در تیمش رو داد و الانم خیلی خوشحالم که توی تیم هدنور حضور دارم.

7. توی بازی اول شرکت نکردی ، فکر میکنی به دلیل سبک بازی کنارت گذاشتن یا درخواست خودت بود؟
هیچدوم دلیل نبودن من نبود;اتفاقا در ایام امتحانات من و لیلی بارها و بارها در مورد بازی اول صحبت کردیم و مشتاقانه منتظر شروع بازی ها بودیم اما به خاطر شانس بد من دقیقا زمان اولین بازی رفتیم مسافرت و من نتونستم شرکت کنم.

8.بازی دوم دو تا پست زدی ، پست اول که فکر میکنم یکی از تاثیرگذارترین پستهاست ، دلیل انتخاب کاپیتان برای زدن این پست رو چی میدونی؟
دلیل خاصی نداشت و فقط به خاطر مشکلاتی بود که اعضا نمیتونستن پست بزنند و لیلی هم میخواست حتما پست دوم رو بزنه و منم تصمیم گرفتم پست اول رو بزنم.

9. پستهات رو دیدم خیلی ویرایش میکنی ، این دلیل خاصی داره؟ از نوشتن راضی نیستی که ویرایش میکنی؟
یکی از دلیل های اصلیش نارضایتی لیلیه!هر وقت پستی میزنم منتظر ایرادای لیلی هستم و دلیل دیگه اش هم اینه که غلط املایی های مضحکی دارم که باعث خندمون میشه!یه دلیل دیگش هم اینه که من هنگامی که مینویسم دوباره از روش نمیخونم و میفرستم که پس از سرزنش های لیلی قرار دفعه ی بعد جبران کنم.

10.توی پست سوم که برای بازی دوم زدی ، یکی از ویرایشات رو دیدم ، برای روز بعد از زدن پستت بود ، بچه های تیم به سبک نوشتنت اعتراض کرده بودن یا دلیل خاصی داشت؟
چه دقتی دارینا!نه من فقط شکلکا و رنگا رو خوب نذاشته بودم که لیلی با این سختگیریاش منو مجبور به ویرایشش کرد!


11.بهترین بازیکن تیم که همیشه ازش حساب میبری و اطاعت میکنی ، چون قبولش داری رو بگو و دوست داری که به جای لیلی پاتر آن کاپیتان بشه؟
لیلی یکی از کسانیه که من روش حساب میکنم البته هر وقت درمورد سوژه با هم صحبت میکنیم مدام شوخی و مسخره میکنه اما بین این حرفاش واقعا سوژه های جالبی هست و کلا من از نوشتناش خوشم میاد و همیشه به کاپیتانی لیلی افتخار میکنم و همین کاپیتان به نظرم عالیه.

12.اگر به در تیم کاپیتان بشی چه تغییراتی رو اعمال میکنی؟ و اینکه ممکنه بازیکنی رو حذف و یا به تیم اضافه کنی؟
خدا نکنه من کاپیتان بشم. من از کاپیتانی سر در نمیارم اما اگه کاپیتان بشم خدایی نکرده سعی میکنم مثل لیلی و هدویگ خوب باشم و توی هیچ کدوم از پستامون الکی چیزی سرهم نکنیم و پستامون با مشورت و از روی هدف زده بشه.همین بازیکنا خوبن اما هدویگ کمی داره کم کاری میکنه که این نشون میده که دلسرد شده و ازش میخوام که دلش رو به کوییدیچ نزدیک تر کنه و به بازی اهمیت بده.

13.برای یک بازی کاپیتان چطوری طرحش رو ارائه میده ، با همفکری یا استکبار؟از طرح بازی دوم که در آن برای تیمت شرکت کردی خوشت میومد؟
یه کمی استکبار داشته باشه بدم نمیاد اما همفکری نشون میده که اعضای تیم هماهنگی دارن و این نشانگر یه بازیه خوبه .
به نظرم طرح بدی نیومد.

14. یک آرزوی کوییدیچی و اینکه اصلاً از این قسمت کتاب هری پاتر خوشت میاد ؟ چرا؟
ارزوی کوییدیچیم قهرمانی و موفقیت همه ی تیما هستش و به نظرم همین کوییدیچ کتاب خودش عالیه.


15. اگر تو جای رولینگ بودی چه تغییراتی توی این بازی ایجاد میکردی؟
به نظرم همین خودش خوبه تغییری لازم نبود.
________________

از نیکلاس فلامل عزیز تشکر میکنم که این سوالات رو طرح کرد و باعث شد که ما خودمون بهتر بشناسیم.

با تشکر جیمی پیکس.




Re: برنامه ی چهارده
پیام زده شده در: ۱۷:۳۴ سه شنبه ۸ مرداد ۱۳۸۷
#29

لیلی لونا پاتر


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۹:۴۵ چهارشنبه ۲۹ خرداد ۱۳۸۷
آخرین ورود:
۲۲:۵۱ چهارشنبه ۲۷ مرداد ۱۳۹۵
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 389
آفلاین
سلام:

سوالات کلی:

1. دلیل انتخاب اسم تیم ، انتخاب بازیکنان ، و روش همکاری بازیکنان در تیم برای انجام یک بازی ؟

اسم تیم: وقتی یه روز بیشتر مهلت تا پایان معرفی تیم ها نمونده بود ، من و هدویگ که تیمی برای عضویت توش پیدا نکرده بودیم تصمیم گرفتیم تیم تشکیل بدیم. ( البته آقای الیواندر از من در خواست کرده بودن ، ولی من بدون هدویگ جایی نمی رفتم ) اون زمان شناسه ی من نوربرتا بود. از اونجایی که هدویگ خیلی فعال تر نسبت به من بود در اون زمان ، گفتم بیا یه تیم تشکیل بدیم ، اسمشم برگرفته از اسم هردومون میشه. چون تو کاپیتانی «هد» اول اسمت و چون من معاونم «نور» اول اسمم که میشه هدنور. البته نورهدم در نظرمون بود ولی این یکی قشنگ تر بود. بنابراین اسم تیممون شد هدنور.
انتخاب بازیکنان: همون طور که گفتم ، یه روز بیشتر تا معرفی تیم و اعضاش باقی نمونده بود و ما تنها دو نفر بودیم. هر چی دوست و فامیل و اینا تو سایت داشتیم جمع کردیم دور هم و یه تیم به اسم هدنور تشکیل دادیم. البته زمان کم بود ، ولی به دلیل کمک پرسی در مورد عقب انداختن زمان برای تکمیل تیم ها ، ما فرصت به دست آوردیم و تیم شش نفره ای تشکیل دادیم. در نیم فصل هم جیمی پیکس به تیم ما پیوست و تیم ما تکمیل تکمیل شد. در این لیگ هم تعداد زیادی از بازیکنان لیگ قبل حاضر به شرکت در مسابقات نشدن ، بنابراین به دنبال اعضای دیگری رفتیم که در نتیجه به ورود آریانا دامبلدور و سدریک دیگوری ختم شد.
روش همکاری بازیکنان: در لیگ سوم با کاپیتانی هدویگ ، تیم ما در قبل از نیم فصل هماهنگی و همکاری عالی داشت و از اونجایی که همه فک و فامیل و دوست بودن ، با یه تماس تلفنی ساده هماهنگی هارو انجام می دادیم و خوش بختانه اعضا هم همکاری لازم رو کردن. بعد از نیم فصل به دلیل مشکلات کاپیتان و درس و امتحانات اعضای تیم ، ما هماهنگیمونو از دست دادیم و حتی نتونستیم مسابقات رو به پایان برسونیم.

2. تیمتون دومین سابقه حضورش در لیگهای کوییدیچ رو میگذرونه ، بنظرتون تیم این لیگتون بهتره یا تیمی که در لیگ قبلی وارد بازیها کردید ؟ تغییر و تحولاتی تو‌ی این لیگ نسبت به قبل داشتید لطف کنید شرح بدید که چه مسائلی باعث این تغییر و تحولات شد و بنظرتون اثر گذار خواهد بود ؟

در هر دو لیگ یه نقض هایی داشتیم ولی نقض این لیگمون بیشتر از لیگ قبلیه. در لیگ قبل تجربه ی کافی رو برای شرکت در مسابقات نداشتیم و حتی در مسابقه ی اولمون هیچ کدوم از شش تیمی که مسابقه داشتن تا دو روز آخر هیچ پستی ارسال نکردن تا ما کمی آشنا شیم بنابراین با فکر خودمون مسابقه ی اول رو از درون رختکن شروع کردیم که به چیز جدیدی بود.
تغییر و تحولاتی در تیم نداشتیم و تقریبا مثل لیگ قبل بازی می کنیم. فقط داریم مشکلات لیگ قبلی رو بر طرف می کنیم و این اینه که ما در دنیای جادویی هستیم نه مشنگی!
اما مشکل اصلی ما در این لیگ هماهنگی و همکاری با اعضای تیمه و نبودن اعضا در موقع مسابقات و تاثیرش اینه که موجب کسر امتیاز میشه که خودش مسئله ی مهمیه.

3.لیگ کوییدیچ امسال رو چطور میبینید و فکر میکنید چه مقامی در پایان لیگ در انتظار شما باشه؟

همم ... لیگ چهارم تعداد کمی تیم توش هست و این به این معناست که شانس برای برد و مقام اول تا سوم بیشتره.
ما تمام سعی خودمونو می کنیم تا بتونیم مقام اول تا سوم رو حتما بدست بیاریم. بنابراین نظر ما اینه که در این لیگ به احتمال زیاد مقام اول تا سوم رو حتما بدست میاریم اما این رو هم کنار نمی ذاریم که تیم های قوی در مقابل ما حضور دارند!

4.بیشتر تیمهایی که در یک لیگ شرکت میکنن، در لیگ بعد ازشرکت کردن منصرف میشن ، دلیل حضور دوبارتون چی بود و آیا بازم تمایل دارین که در لیگهای بعدی شرکت کنید ؟

به نظر من وقتی تیمی شروع به کار می کنه باید تا آخرش رو بگیره و اگه مشکلی پیش نیومد حتما شرکت کنه. این درست نیست که تیمی که می تونه شرکت کنه در مسابقه ای ، از این کار خودداری کنه.
ما هرگز به شرکت نکردن در لیگی فکر نمی کنیم و سعی داریم تا حد ممکن در تمام لیگ ها شرکت کنیم و تا زمانی که در این سایت فعالیت داریم ، تیم و کوییدیچ رو هم داریم.
البته باید بگم که در اواخر خرداد که تیم تکمیل بود و هنوز مهلت برای اعلام تیم و اعضاش بود خیال داشتیم به دلایلی در این لیگ شرکت نکنیم اما خب با مشورت به این نتیجه رسیدیم که شرکت کنیم.

5. تیمتون یک شعار داره ، دلیل انتخاب این شعار چیه؟

روزی که تصمیم به تشکیل تیم گرفتیم ، خیال می کردیم که برای تشکیل تیم باید حتما شعار و نمادی داشته باشیم ، بنابراین تونستیم نمادی پیدا کنیم که به دلایلی نشد اون نمادو نگه داریم و فوت شد رفت و حالا در این لیگ با نمادی جدید داریم شرکت می کنیم.
شعار تیم هم یه روز رفته بودم آشپزخونه آب بخورم ، دنیسم خبر داشت که دنبال شعاریم پس دیدم دنیس کریوی داره شعر می خونه ، در بین شعراش این جمله رو پیدا کردم « برنده یا بازنده ، برد اصلی با ماست » و شعار تیم قرار دادیم. بعدها مشخص شد این جمله از شاعری نبوده و از آسمون به ذهن دنیس پریده.
البته در این لیگ یه شعار بهتر پیدا کردیم ولی گفتیم اینم حیفه ، پس تغییرش ندادیم. شعار جدید این بود « تلاش ، پیروزیست »
اینم توسط من در حال دیدن فیلم پرید اومد.

سوالات خودم:

1. یک بیوگرافی کوییدیچی از لیلی پاتر ارائه کن ، از کجا شروع کردی؟ سابقه حضور در کوییدیچ رو داری؟ چه تیمهایی این لیگ دنبالت بودند و بگو که اگر در این تیم نبودی دوست داشتی در چه تیمی باشی؟

دو سوال اول رو بالا جواب دادم « بیوگرافی و سابقه ی حضور در کوییدیچ ». فقط اینکه نمی دونم چی شد یهو هوس کردیم بریم وارد کوییدیچ شیم. شاید برای این بوده که هر جادوگری یه شغلی داره دیگه ، شغل ما هم اینه.
فکر نکنم کسی بیاد به کاپیتان تیمی درخواست کنه که وارد تیمش بشه ، ولی قبل از کاپیتان شدنم ، قرار بود تیمی به اسم یونیکورن تشکیل بشه و من به دلایلی از تیم خودم خواستم خارج شم و وارد اون تیم شم که با مخالفت های داور و ناظر لیگ سوم ( قبل از انتخاب شدن آلبوس دامبلدور برای داوری ) ، پرسی ویزلی مواجه شدم و نشد خارج شم و اینا. بعدشم که چون هدویگ به دلایلی دیگه کاپیتان نبود من که معاونش بودم کاپیتان تیم هدنور شدم.
دوست داشتم در تیم ریش سفیدان ، بی نوایان و هلیوپس می بودم. البته با وجود تیم هدنور راضی به وارد شدن در اون تیم ها نیستم اما بازم بینوایان رو خیلی دوست دارم.

.مسابقه اولتون رو گذروندید و مقابل تیم منتخب اسلیترین شکست خوردید ، بازی رو چطور دیدید ؟ آیا مستحق این باخت بودید؟ و چرا؟ و تیم مقابلتون رو چطور دیدید ؟

دست رو دلم نذارین تازه از حس باخت بیرون اومده بودم.
بازی نسبتا ... نمی دونم خیلی خوشم نیومد از این بازی. نه به خاطر باخت بلکه به خاطر مشکلات فراوانی که در این مسابقه داشتیم. مشکلات خیلی خیلی زیاد بودن و هنوز در تعجبم که چه طور تونستیم در این بازی شرکت کنیم!
درسته که مشکلاتی داشتیم و به سختی بازی کردیم ولی بازم فکر می کردم که ما می بریم. ولی خب ما تیم مقابلمونو دست کم گرفته بودیم و حتی به پستاشون نگاهم ننداختیم که بعدا با باختمون رفتیم پستاشونو بخونیم که دیدیم نه بابا ، ما چه قدر بیخیال بودیم و نمی دونستیم تیم مقابلمون این قدر قویه.
به نظرم چون مشکلاتی داشتیم مستحق باخت بودیم. ولی فکرشو نمی کردیم.

3..داوران این لیگ رو چطور میبینید؟ فکر میکنید در این لیگ شاهد داوریهای خوبی هستیم؟ داوری بازی اول چطور بود ؟ آیا با این شیوه دو داوری بودن مسابقات موافق هستید؟

در مورد داوران هیچ نظری ندارم فقط ازشون می خوام عادلانه نظرخواهی کنن و اصلا به این توجه نکنن که پست توسط چه کسی زده میشه و اعضای این تیم چه کسانی هستن!
در مورد داوری بازی اول هم باید بگم که اختلاف زیاد نتایج داوری اصلا درست نبود. یکی از داوران 89 داده بود و دیگری 72! این اختلاف کمی نیست و به نظرم نباید این قدر دو داور در نتایج اختلاف داشته باشن و باید با مشورت هم یک نتیجه ی کلی رو بدن.
در مورد دو داوری هم هیچ نظری ندارم. برام مهم نیست که یک داور به تیم امتیاز میده یا صد تا داور ، برای من تنها این مهمه که داوری عادلانه و دوستی و رفاقت و اینا در کار داوران تاثیر نداشته باشه. چون اگه این موارد رعایت بشه تعداد داوران هیچ اهمیتی در نتیجه ی بازی نداره. اما برای جلوگیری از اعتراضات ، برای داور بهتره که دو نفر نتایج رو بدن.

4. پست اول و آخر بازی اول توسط خودت ارسال شده ، فکر میکنی اینکار لازمه ؟ دیگران رو در حد اینکار نمیبینی یا خیلی عادی اینکار صورت گرفته؟

در مسابقه ی اول قرار بود ، تنها پست اول توسط من زده بشه و بقیه ی پست ها توسط بازیکنان زده بشه.
زمانی که پست اول و دوم توسط من و دنیس زده شد ، قرار بود پست سوم توسط جیمی پیکس زده بشه که متاسفانه جیمی نتونست در این مسابقه حضور داشته باشه و پستی ارسال کنه و به اینترنت دسترسی نداشت و اصلا نمی دونست که تیم چه طور می گذره و خارج از شهر بود. پس من پست سوم رو به هدویگ و چهارم رو به آریانا واگذار کردم. پست پنجم هم توسط اسکورپیوس که اونم به دلایلی نمی تونست در تیم شرکت کنه و همون مشکلات جیمی رو داشت ولی بدتر از اون. بنابراین پست پنجم به سدریک دیگوری تنها عضو باقی مونده واگذار شد و به دلیل مشکلات به وجود آمده پست آخر ما پنجم بود که اونم همون روز ، برای سدریک مشکلاتی پیش اومد و فونت فارسی نداشت تا پستش را بنویسد و ارسال کند. بنابراین در روز آخر مهلت برای ارسال پست ، در ساعت ده شب سدریک به من خبر داد که به دلیلی که بالا گفتم نمی تونه پستشو ارسال کنه. منم به ناچار خودم پست آخر را نوشتم و در ساعت یازده و نیم به سختی پستمو ارسال کردم. ( مشکل صفحات سفید پیش اومده بود )
من هرگز خودم رو برتر از دیگر اعضای تیمم نمی دونم که بخوام اونا رو از زدن پست منع کنم و خودم به جاشون بزنم.
من جیمی پیکس و هدویگ و آریانا و ... رو به خودم ترجیح میدم و اگه قرار باشه کسی دو پست بزنه ، در صورت راضی بودن فرد مقابل اولویت رو به اعضای تیمم میدم نه به خودم و ارسال پست آخر توسط من و به طور کلی ارسال دو پست توسط من در یک بازی تنها از روی ناچاره. حتی در مسابقه ی دوم هم همین مشکل پیش اومد.

5.تیمهای این لیگ رو چطور میبینی؟ و فکر میکنی کدوم تیم شایسته عنوان قهرمانیه؟

در این لیگ تیم ها نسبت به لیگ قبل ضعیف ترند. البته نه به این معنا که قوی نیستند ولی نسبت به لیگ قبل ضعیف ترند.
این رو هم نادیده نمیگیرم که تیم قوی مثل بینوایان وجود داره و گرین فایر در حد بسیار زیادی پیشرفت کرده و بقیه ی تیم ها قوین. اما بازم در لیگ قبل تیم های قوی بیشتر بودند و به دست آوردن مقام بسیار سخت تر از این لیگ بود.
از نظر من مقام اول شایسته ی بینوایان و یا گرین فایره. چون این دو تیم رو نسبت به بقیه ی تیم ها قوی تر می بینم.

6. بازیکنان تیمهای مختلف رو چطور میبینی؟ یه کاری توسط پرسی در لیگ قبل انجام می‌شد که انتخاب بهترین بازیکن هفته بود . الان بهترین بازیکن این هفته تیم خودت و کل دو بازی این هفته رو از نظر خودت بگو ؟ و بنظرت کدوم بازیکن میتونه بهترین بازیکن کل این لیگ بشه ؟

اممم ... انتخاب کردن بهترین بازیکن در میون تیمم خیلی سخته. من همه ی اونا رو در یک اندازه می بینم و اگه بخوام کسی رو به عنوان برترین انتخاب کنم در واقع کار اشتباهی کردم و همشون در یه سطحن. البته باید بگم که جیمی رول نویسی خوبی داره ولی جمله بندی و غلط املاییش می تونه کارشو خراب کنه.
در مورد بهترین بازیکن کلی ، من پست های تیم ها رو خیلی نمی خونم بنابراین نمی تونم بگم کدوم بهترن و در صورتی می تونم انتخاب کنم که تمام هفته ها تموم شه و با تمام تیم ها مسابقه داده باشم ، در اون صورت می تونم انتخاب کنم بهترین رو.

7. پنج پست توسط شما در بازی اول ارسال شده ، فکر میکنی این 5 پست کافی بوده باشه ؟ اعتقادی به زدن پست زیاد نداری؟
پنج پست برای مسابقات اصلا کافی نیست و به نظرم باید حتما هفت پست ارسال بشه چون در این لیگ شرکت نکردن بازیکنان تنها به خودشون لتمه نمی زنه بلکه از تیم هم امتیاز کم می کنه ، پس تیم هفت نفره ای مثل ما باید هفت پست رو ارسال کنه و این هفت پست توسط تمام بازیکنان زده بشه نه به اختصاص چند نفر.
در مورد اعتقاد به پست زیاد بستگی به این داره که از نظر شما پست زیاد هفت تائه و یا نه تا و بیشتر؟! اگه منظور هفت تائه به نظرم رقم کاملا مناسبی برای تعداد پست هاست ولی بیشتر از اون با وجود مشکلات تیم امکان ناپذیره.

8. چه بازیکنی هست که حسرت توی تیم آوردنش رو داشتی؟

آلبوس سوروس پاتر و به خصوص پرسی ویزلی! البته با آوردن این دو نفر در تیم در واقع به این معناست که لقمه ای بزرگ تر از دهن خودمون رو برداشتیم. ولی آلبوس سوروس برای خودش تیم داشت و به هیچ وجه حاضر به اومدن در تیممون نمی شد و پرسی ویزلی هم که حاضر به اومدن در تمی نمیشه به خصوص تیم ما!
برید پیام شخصی های نوربرتا رو چک کنید ببینید چند تاش برای ورود پرسی ویزلی به تیم زده شده و در پایان پاسخ هر کدوم تنها یه چیز از پرسی مشاهده می شد « موفق باشید ».

9. بازی دوم تیمتون رو چطور دیدی و فکر میکنی در مقایسه با بازی اول چه تغییراتی داشتین ؟ نتیجه بازی رو چی پیشبینی میکنی؟

در مقایسه با بازی اول به نظرم پیشرفت قابل توجهی داشتیم و می تونیم برنده ی این بازی بشیم. در این مسابقه هدویگ و اسکورپیوس مالفوی پست ارسال نکردن. اسکورپیوس مالفوی مشکلش حل نشده بنابراین به هیچ وجه نمی تونسته پستی ارسال کنه اما نمی تونم نزدن پست هدویگ رو قبول کنم و در صورت باخت تمام تقصیر ها رو به گردن هدویگ می اندازم.
خوش بختانه مشکلات در این مسابقه کم تر و سوژه ها بهتر بود و تیم ما می تونست با پست هدویگ قوی تر از الانش خودشو نشون بده.
نتیجه رو برد خودمون می بینم.

10.فکر میکنی این پستهایی که برای بازیکنان در نظر گرفته میشه به آنها انگیزه میده؟ یا فقط در رول نویسی بکار گرفته میشه؟

اینو باید از خودشون بپرسین اما با مشاهده ی رفتار بعضی از بازیکنان به راحتی میشه اینا رو تشخصی داد.
دو تا از بازیکنان تیم با انگیزه ی فراوانی پستاشونو ارسال می کنن و دوست دارن تا حد ممکن بیشتر پست بزنن و وقتی پستشون مشخص میشه ، واقعا خوش حال میشن و با خوش حالی که درونشونه پست می زنن که موجب بهبود پستشون میشه.
وقتی پست کسی رو که اصلا دلش نمی خواد پست ارسال کنه رو می خونی و می بینی زیبا نوشته با اینکه دلش نمی خواسته اصلا بنویسه ، با خودت فکر می کنی که اگه دلش می خواست چه قدر خوب تر می نوشت.
در تیم ما مشکل بزرگی وجود داره و اون اینه که تنها سه نفرمون مشتاقیم برای پست زدن و بقیه به زور حاضر به پست زدن میشن و با هزار تا ناز کشیدن میرن پستشونو می نویسن و ارسال می کنن.
شاید اگه این مشکلو نداشته باشیم ، بتونیم حتی مقام اول رو هم بدست بیاریم.
بنابراین انتخاب بازیکن رو تنها ملاک بر زیبا نویسی ندونین ، چون شخص با این که زیبا می نویسه ولی می تونه همین شخص موجب ایجاد مشکلات و باخت تیم بشه ، پس باید اینم در نظر گرفت که خود اون شخص علاقه ای به پست زدن داره یا نه!

11. الان ازت میخوان که از کاپیتانی انصراف بدی و جای خودت یک جانشین رو انتخاب کنی . چه کسی رو شایسته این کار میدونی؟ چرا؟

اگر بخوام از لحاظ رول نویسی خوب انتخاب کنم ، آریانا و هدویگ و دنیس و اسکور رو مناسب این کار می دونم. اما اگه بخوام هم رول نویسی و هم اشتیاق رو در نظر بگیرم سدریک مناسبه و اگه بخوام هم رول نویسی و اشتیاق و هم تجربه رو در نظر بگیرم ، جیمی پیکس مناسب ترین فرد برای کاپیتانی تیمه.
بنابراین تنها فرد برای شایستگی این کار رو جیمی پیکس می بینم.

12. یک کودتا در تیم رخ میده و تو رو از آنجا اخراج میکنن ، چه حسی نسبت به اعضای تیم و خود تیم بعد این قضیه داری؟ ....، همین الان بهت یک پیام شخصی میرسه که در تیم ریش سفیدان در لیگ قبل به عنوان کاپیتان انتخاب شدی ، این بار چه حسی نسبت به تیم و بازیکنان خودت داری؟

اگر طوری فکر کنم که خودم از همه بهترم ، صد در صد ناراحت میشم از دست اعضای تیمم ، اما وقتی می دونم کسانی برتر از من وجود دارن اصلا ناراحت نمیشم.
وقتی بفهمم که منو به عنوان کاپیتان تیم قوی مثل ریش سفیدان می کنن ، متوجه میشم که من توانایی لازم رو برای کاپیتانی داشتم و ناراحت میشم و دیگه هرگز حاضر به بازگشت توی این تیم نمیش ، چون تیم قوی تری منو قبول داره و نمی تونم هیچ دلیلی رو برای برکنار شدنم قبول کنم.

13. یک آرزوی کوییدیچی و اینکه از این قسمت کتاب هری پاتر خوش میاد ؟ چرا؟

هزار تا آرزو برای کوییدیچ دارم. اما مهم ترینش اینه که امیدوارم هرگز تیممون به اون روزی نرسه که به خاطر دلایل غیر منطقی اعضا برای نپستیدن متحمل شکست بشه.
این قسمت هری پاتر یکی از هیجان ترین قسمت هاست و من همیشه از قسمت کوییدیچ کتاب ها خوشم میومده. دلیلش رو نمی دونم ولی شاید به خاطر هیجان و شور و شوقش باشه.

4. اگر تو جای رولینگ بودی چه تغییراتی توی این بازی ایجاد میکردی؟

این بازی درون کتاب هیچ نقضی نداشته پس نیازی به ایجاد تغییرات نداره.

******

ولی به طور کلی هرگز حاضر نمیشم از تیمم خارج بشم ، چه کاپیتان باشم و چه یک بازیکن معمولی ، مگر این که نا عدالتی در تیمم ببینم و اون وقته که تصمیم به خارج شدن از تیم می گیرم و تا برطرف نشدن اون ناعدالتی هرگز به تیمم برنمی گردم. حتی اگه تیم دیگه ای منو قبول نکنه و بدون تیم بمونم.

سوالات خوبی بود و باعث روشن شدن خیلی از چیزا شد.








شما می ‌توانید مطالب را بخوانید
شما نمی توانید عنوان جدید باز کنید
شما نمی توانید به عنوان‌ها پاسخ دهید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را ویرایش کنید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را حذف کنید
شما نمی توانید نظر سنجی اضافه کنید
شما نمی توانید در نظر سنجی ها شرکت کنید
شما نمی توانید فایل‌ها را به پیام خود پیوست کنید
شما نمی توانید پیام بدون نیاز به تایید بزنید
شما نمی توانید از نوع تاپیک استفاده کنید.
شما نمی توانید از HTML در نوشته های خود استفاده کنید
شما نمی توانید امضای خود را فعال/غیر فعال کنید
شما نمی توانید صفحه pdf بسازید.
شما نمی توانید پرینت بگیرید.

[جستجوی پیشرفته]


هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است | ۱۳۹۸-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.