هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل

کتاب هفت: جي.كي.رولينگ از "قديسان مرگ" مي گويد

فرستنده باک بیک در تاريخ ۱۳۸۶/۵/۷ ۱۹:۴۰:۰۰ (1321 بار خوانده شده) خبر های فرستاده شده توسط این شخص کتاب هفت
کتاب هفت
وب سايت MSNBC متن صحبت هاي جي.كي.رولينگ در برنامه Today Show را منتشر كرده است. در اين برنامه جي.كي.رولينگ ما را بيشتر به درون كتاب برده، و از كتاب هفتم هري پاتر و «سخن آخر» آن مي گويد. او اطلاعاتي خارج از كتاب ها را نيز به ما عرضه مي كند.
متن كامل اين مصاحبه تلويزيوني به فارسي را در ادامه خبر مي توانيد مطالعه كنيد. همچنین ویدئوی این مصاحبه دیدنی را میتوانید از دریافت فایل دانلود کنید.
توجه: متن خبر قسمت هاي بسیار مهمي از كتاب هري پاتر و قديسان مرگ را به طور کامل فاش مي كند!

منبع : شبکه دیوانه ساز ایرانی

تصویر کوچک شده

توجه: متن زیر قسمت هاي مهمي از كتاب هري پاتر و قديسان مرگ را فاش مي كند! اگر هنوز کتاب را به طور کامل نخواندید از خواندن مطلب زیر خودداری کنید.


اگر قسمت «سخن آخر» از كتاب "هري پاتر و قديسان مرگ" برايتان مبهم بود، پس جي.كي.رولينگ به هدفش رسيده است.
نويسنده مي خواست اين قسمت را مبهم و خيالي درست كند. او مي خواست خوانندگان از ميان مه به ايستگاه نه و سه چهارم نگاه كنند و دقيقاً نتوانند بفهمند چه كساني در آن جا بودند و چه كساني نبودند.
او در اولين مصاحبه اش پس از لمس كتاب آخر توسط طرفداران به مجري برنامه ما مي گويد: "البته، من يه سري اطلاعات براي شما دارم، بايد لازم داشته باشيد."
ام... بله، لطفاً بگيد!


رولينگ گفت كه در ابتدا در سخن آخر "بيشتر به جزئيات اشاره شده بود" و نام تمام فرزندان خانوادۀ ويزلي طي اين 19 سال نيز از اين دسته بوده است. (ويكتواير، كه در حال بوسيدن تدي - پسر لوپين و تانكس - بود، فرزند ارشد بيل و فلور بود.)

رولينگ مي گويد: "ولي كاركرد خيلي خوبي مانند يك قطعه ادبي را ندارد، من خيلي احساس مي كردم كه دارم تا مي تونم تيشه به ريشۀ تمام قسمت هاي اطلاعات مي زنم... در يك رمان، بايد در برابر وسوسۀ گفتن همه چيز ايستادگي كرد."

اما اكنون كه هفتمين و آخرين كتاب در دستان طرفداران ستايشگر آن است، رولينگ ديگر نمي تواند از دادن اطلاعاتي در مورد هري پاتر به خوانندگانش دريغ كند. و زماني كه هفته پيش در قلعه ادينبورگ در اسكاتلند، 14 طرفدار اطراف او را محاصره كردند، رولينگ بيشتر راضي شد تفكراتش در مورد كارهاي كنوني هري و دوستانش را بيان كند.

هري، رون و هرميون

مي دانيم كه هري با جيني ازدواج مي كند و سه بچه دارد، در اصل، آن گونه كه رولينگ توضيح مي دهد، تشكيل خانواده و صلح و صفا چيزهايي است كه هري هيچ گاه به عنوان يك بچه نداشته است.

در مورد شغل هري نيز، او به همراه رون، در بخش كاراگاهان وزارت سحر و جادو مشغول كارند. بعد از تمام اين سال ها، هري حالا رئيس اين بخش است.

رولينگ گفت: "هري و رون بخش كاراگاهان رو كاملاً متحول كرده اند، اونا در حال حاضر حرفه اي هستن. سن و يا كارهاي ديگه شون مهم نيست."

ضمناً، هرميون، همسر رون، كه در "قديسان مرگ" به ايدۀ وكيل شدن مي خندد، الان در سازمان اجراي قوانين جاويي "مقام خيلي بالايي" دارد.

رولينگ در ادامه گفت: "تصور مي كنم كه هوش و اطلاع هرميون از نحوۀ اداره كردن جادوي سياه پايه اي استوار در اون بنا نهاده."

هري، رون و هرميون به همان وزارت سحر و جادويي نپيوسته اند كه سال ها با آن جدال داشتند، اون ها وزارتخونه رو متحول كرده ن و اونو به جاي خوبي تبديل كرده ن.

رولينگ مي گويد: "اون ها دنياي جديدي درست كردن."

طبيعت گرايي جادويي

لونا لاوگود، ريونكلاوي عجيب و غريب، كه مجذوب اسنوركك شاخ چروكيده و زخم خوب كن ضدجنان هست، به مسافرت مي رود تا چيزهاي جديدي كشف كند.

رولينگ مي گويد:‌ "به نظرم لونا در حال مسافرت براي يافتن موجودات عجيب خل و چله. اون يه طبيعت گراست، ولي از نوع جادويي اون."

لونا راه پدرش را ادامه مي دهد، و در پايان اعتراف مي كند بعضي موجودات وجود ندارند.

رولينگ مي گويد: "ولي فكر مي كنم اون خيلي روشن فكره و شخص فوق العاده ايه كه چيزهايي رو كشف مي كنه كه هيچ كس قبلاً نديده."

لونا و نويل لانگ باتم؟

ممكن است لونا با يكي از اعضاي الف.دال دوست شود.

وقتي چند سال پيش براي اولين بار از رولينگ در مورد احتمال دوستي لونا و نويل لانگ باتم سؤال شد، جواب او "به هيچ وجه" بود. اما حالا كه مدتي سپري شده و او كاراكترهايش را بالغ مي بيند، بين اين دو جفت غير محتمل "كمي احساس نزديكي" مي بيند.

در آخر كتاب، رولينگ سؤال دوستي آن ها را بي پاسخ گذاشت چون در غير اين صورت داستان "بيش از حد مرتب مي شد."

خانم و آقاي لانگ باتم: "آسيب وارد شده."
با اين حال، هيچ شانسي وجود ندارد كه والدين نويل كه به وسيلۀ شكنجۀ بلاتريكس لسترنج عقلشان را از دست داده اند، از بيمارستان بيماري هاي جادويي سنت مانگو مرخص بشوند.

رولينگ مي گويد: "مي دونم مردم واقعاً مي خواستن اميدي براي اون ها وجود داشته باشه، و دليلش هم برام كاملاً واضحه، تا اندازه اي، بلايي كه بر سر والدين نويل اومد، حتي بدتر از اتفاقي بود كه براي پدر و مادر هري افتاد. آسيبي كه وارد شده، در حالتي كه به وسيلۀ جادوي سياه پيشرفته اي بوده، تا ابد باقي مي مونه."

رولينگ خاطرنشان كرد كه با رضايت مادربزرگ نويل از او به عنوان يك جادوگر با استعداد و استاد جديد گياه شناسي در هاگوارتز، نويل خوشحال مي شود.

سرنوشت هاگوارتز

نوزده سال پس از مبارزۀ هاگوارتز، مدرسۀ علوم و فنون جادوگري با مديريت كاملاً جديد ("مك گونگال واقعاً داشت موفق مي شد") و استاد دفاع در برابر جادوي سياه جديد كارش را ادامه داد. پست معلم دفاع در برابر جادوي سياه اكنون مانند تمام پست هاي تدريس ديگر هاگوارتز كاملاً بي خطر است، پس از مرگ ولدمورت، طلسمي كه باعث مي شد استاد دفاع در برابر جادوي سياه بيش از يك سال دوام نياورد شكسته شد.

رولينگ به طور واضح بيان نمي كند كه هري، رون و هرميون هرگز براي به تمام كردن سال هفتم به مدرسه برمي گردند يا نه، ولي مي گويد كه مي تواند هري را ببيند كه هر چند وقت يك بار "سخنراني اختصاصي" در مورد دفاع در برابر جادوي سياه انجام مي دهد.

جزئيات بيشتري در راهند؟

رولينگ گفت كه ممكن است جزئيات بيشتري را در دايره المعارف هري پاتر فاش كند، ولي حتي پس از آن، طرفداران پر و پا قرص او را راضي نخواهد كرد.

او مي گويد: "قبول مي كنم كه بعضي از طرفداران وسواسي من تا زماني كه نام مياني جد جد جد هري رو نفهمن دست نمي كشن."

تصویر کوچک شده
حسرت رولينگ

تصور اين كه جي.كي.رولينگ در مورد هري پاتر از چيزي پشيمان باشد، خيلي مشكل است، ولي او به مجري برنامه گفت كه هميشه حسرت بزرگي را با خودش حمل مي كند، طوري كه حتي دامبلدور هم نمي تواند آن را شفا دهد:

او هيچ گاه در مورد كتاب هاي هري پاتر به مادرش چيزي نگفت.

رولينگ مي گويد: "اون هيچ وقت نمي دونست، اون از اين كتاب ها خيلي خوشش مي اومد، چون هر مادري دوست داره موفقيت فرزندش رو ببينه. اون در تمام اتفاقات با من بود. هميشه مثل خودم، از كاري كه كرده بودم يا كسي كه ديده بودم لذت مي برد. بهش چيزي نگفتم، اين حسرت بزرگيه."

رولينگ در سال 1990 در يك قطار بود كه طرح كلي هري پاتر به ذهنش خطور كرد. او نوشتن را فوراً شروع كرد، ولي به مادرش چيزي نگفت، مادرش در دسامبر همان ماه در سن 45 سالگي و پس از ده سال مبارزه با بيماري تصلب بافت ها درگذشت.

رولينگ مي گويد: "مرگ مادرم تأثير عميقي در كتاب ها داشت چون داشتم كتاب هاي هري پاتر رو مي نوشتم، و در اولين پيش نويس والدينش رو به طور قهرمانانه اي از دست داد. من در اون لحظه فكر كردم، مرگ، محوريت يا اگر نه محوريت، زمينۀ اين هفت كتاب بشن. چگونه به مرگ واكنش نشون مي ديم، چه قدر از مرگ مي ترسيم. همۀ كاراكترها، به طرق مختلف، به وسيلۀ طرز برخوردشون با مرگ مشخص شده ن.

كي مي ميره و كي زنده مي مونه

بيشتر اشتياقي كه در آخرين فصل از كتاب هري پاتر و قديسان مرگ ايجاد مي شد، به دليل اين گمانه زني ها بود كه كدام كاراكتر مي ميرد.

رولينگ با سؤالاتي در مورد اين كه چه كسي مي ميرد و چه كسي زنده مي ماند محاصره شده بود. او مي گويد كه يكي از خوانندگان جوان به او التماس مي كرده كه كاراكترهاي خاصي را نكشد، و رولينگ خيلي ناراحت شد، چون قبلاً به وسيله ي قلمش آن ها را كشته بود. حتي يك بار خواهرش به او نگاه كرده و گفته بود كه "اگه هاگريد رو بكشي، نمي بخشمت."

مجري برنامه به رولينگ مي گويد: "خوش شانس بودي كه هاگريد رو نكشتي" رولينگ نيز مي خندد و مي گويد: "من هيچ وقت برنامه اي براي كشتن هاگريد نكشيده بودم."


ولي او به خوبي اسرارش را حفظ كرده بود. حتي وقتي دنيل رادكليف، هنرپيشۀ نقش هري پاتر، از سرنوشت كاراكترش پرسيده بود، جوابي دريافت نكرده بود.

رولينگ مي گويد: "من دنيل رو براي شام بيرون بردم، و در طول شام اون خم شد و ازم پرسيد، «ببين، فقط مي خوام ازت بپرسم، من مي ميرم؟» منم طوري كه بقيه نفهمن آهسته بهش گفتم: «تو يه صحنۀ مرگ داري.» ولي دن خيلي باهوشه. و من كاملاً مطمئنم وقتي از اون جا بيرون رفته با خودش فكر كرده، «آره، يه صحنه مرگ دارم، ولي اين معنيش چيه؟ مي تونست بهم بگه «آره، مي ميري» ولي نگفت، پس اميدوارم خوشحال باشه.»"

رولينگ تا به حال هر پنج فيلم توليد شده را ستايش كرده، و گفته كه تصوراتش را به خوبي به تصوير كشيده اند. رولينگ همچنين مي گويد كه وقتي استوديوي Universal كه شركت اصلي آن NBC Universal است، پارك تفريحي هري پاتر را افتتاح كرد مي خواهد نفر اول صف آن باشد.

مجري برنامه از او مي پرسد: "وقتي هري به آينه نفاق انگيز نگاه مي كند، خانواده اش را مي بيند، اگه اون آينه اين جا بود و شما بهش نگاه مي كرديد، اون تو چي مي ديديد؟

رولينگ در جواب گفت: "دقيقاً همون چيزي رو مي ديدم كه هري مي بينه. مادرم رو مي ديدم، مي تونستم يه گفتگو با مادرم داشته باشم."

با تشکر از سایت دیوانه ساز ایرانی
ارزش: 10.00 (1 رای) - ارزش گذاری این خبر -
صفحه مناسب چاپ برای دوستتون بفرستید از این خبر یک pdf بساز
بی‌شک دیدگاه هر کس نشانه‌ی تفکر اوست، ما در برابر نظر دیگران مسئول نیستیم

فرستنده شاخه
پروف
فرستاده‌شده در تاریخ: ۱۳۸۶/۵/۲۱ ۲۰:۰۳  به روز‌شده در تاریخ: ۱۳۸۶/۵/۲۱ ۲۰:۰۳
ویزنگاموت
عضویت از: ۱۳۸۴/۷/۲۳
از: اینوره!
پیام: 475
 Re: [fa]جي.كي.رولينگ از "قديسان مرگ" مي گويد[/fa] [en]JKR Discusses "Hallows" on "Today Show" [/en]
به نظر من رولينگ بياد سيصدتا مصاحبه ي ديگه بكنه تا بتونه جاي خالي توضيحاتي رو كه تو كتاب بايد مي داد پر كنه...براش متاسفم..فكر مي كردم كه سريالهاي ايراني فقط پايان چرت دارن!!!

رولينگ به دنيل نگفت كه يه صحنه ي لخت هم داره?!!!!؟

ايم منو ياد كالين مي ندازه

هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است | ۱۳۹۸-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.