هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل


Polly-Chapman
Polly-Chapman


شخصی
تاریخ گرفتن نقش ۱۳۹۵/۸/۲۳ ۲۲:۴۰
معرفی شخصیت نام: پالی

نام خانوادگی: چپمنِ چپمن زاده اصل (پ ن: نه چَپمَن، نه چِپمِن، نه چپ مرد، نه مردِ چپ. چِپمَن هستم)

رتبه خون: از هفت جد و آبادم اصیل زاده بودن و می مونن

چوبدستی: چوب فندق دارای موی تک شاخ و بسیار انعطاف پذیر

گروه: گریفیندور همیشه سربلند

پترونوس: قو

بوگارت: از دست دادن خاصیتم

مهارت ویژه: گرگینه و براین اساس حواس پنج گانه م هفت برابر انسان های عادیه، بسیار فضول دقیق به محیط اطرافم هستم و همه چیز رو می شنوم. دگرگون نما ضعیفم فقط رنگ چشمام بسته به احساسی که دارم تغییر می کنن.

قسمت های بعدی مربوط به مقاله ای که پیام امروز درباره من به تازگی چاپ کرده:


علاقه مندی:

عاشق نوشت کتاب های چرت و پرته. به تازگی کتابی به اسم "خاطرات یک گرگینه" چاپ کرده که درباره زندگی هم نوع و هم قطارش؛ فنریر گری بکه. و قراره به زودی نقد همین کتاب رو منتشر کنه. عاشق فیلم های آبکی (مخصوصا ترکیه ای) مثل گعشق اجاره ای" و گتایتانیک"ـه و هر دفعه تماشا می کنه اشکش درمیاد. ادعا می کنه در مسابقه "ساحره شایسته" شرکت کرده و برنده شده؛ مدرکی دال بر این ادعا وجود نداره. همچنین ادعا می کنه که از "ویچریا سکرت"، "ووچی" و مجله "ویچوگ" پشنهادی مبنا بر مدل شدنش ارسال شده؛ که صحت هیچکدوم تایید نشده.

ویژگی ظاهری:

پالی دختری رنگ پریده ایه، با چشم هایی که در اصل عسلی هستن موهای قرمز نارنجی, دماغی بسیار کوچک و قدی نسبتا کوتاهه. ریزه و جثه کوچیکی داره به خاطر همین همه جا خودشو سریع جا می کنه. میشه گفت قیافه با نمکی داره و می تونه چشماش رو بسته به احساسی که داره؛ به قهوه ای یا سبز تغییر بده. همیشه لباس های عجیب غریب می پوشه تا به قول خودش نشون بده "خیلی خاص"ـه؛ همیشه هم یه خروار اکلیل رو سر تا پاش می پاشه که بدرخشه.

ویژگی اخلاقی:

پالی اخلاقیات بسیار خاصی داره. حسود، خودبزرگ بین، فکر می کنه خیلی خاصه، فکر می کنه خیلی مهمه، بر خلاف طبیعتش گیاه خواره و به گوشت حساسی داره, عاشق و دلباخته رودولف لسترنجه، دیوونه ودمدمی مزاج و افسرده ست.


زندگی نامه نه چندان کوتاه:

جونم براتون بگه، از وقتی این پالی پا به عرصه وجود گذاشت "خاصیّت" از سرو پاش می بارید. طوری که همین که به دنیا اومد و بانگی از گریه رو سر داد پدر و مادرش تو دلشون گفتن بدبخت شدیم؛ درمانگرم دستشو رو شونشون گذاشت و گفت " خدا صبرتون بده".
پالی از بدو تولد هر چیزی که می خواست رو بدست می آورد نه اینکه دختر دوستداشتنی باشه ها، نه! با گریه، جنگ و دعوا. پدرمادرشم چون ازش می ترسیدن خیلی دوستش داشتن، هرچی می خواست رو براش فراهم می کردن.

تا پنج سالگی پالی هیچ نشانه ای از جادوگر بودن از خودش نشون نداد؛ دیگه پدر مادرش مطمئن شده بودن که پالی یه فشفشه ست.؛ کم کم خیالشون داشت راحت می شد که، پالی با جادو زد سه تا دختر خاله ش رو شتک کرد و گربه همسایه رو هم در جا خشک کرد. هیچی دیگه پدر و مادرش فهمیدن هیچ جوره نمی تونن پالی رو کنترل کنن از یه طرف همه رو میزد، از طرف دیگه گرگینه بود، از اونجایی که می ترسیدن اگه سرشو زیر آب کنن روحش برگرده و انتقام بگیره دختر کوچولوشونو خیلی دوست داشتن، تصمیم به نقل مکان گرفتن.

پالی تا یازده سالگی همه جوره پدر مادرش رو اذیت می کرد. مخصوصا یه اخلاق دیگه هم پیدا کرده بود؛ خودبزرگ بینی شدید. فکر می کرد یه تیکه الماسه که از آسمون به زمین افتاده. تا اینکه وقتی یازده سالش شد، بالاخره وارد هاگوارتز شد. پدر و مادرش فکر کردن حالا که رفته می تونن یکم زندگی کنن، اما غافل از اینکه دردسر هاشون تازه شروع شده بود. پالی هر روز از مدرسه جغد می فرستاد و وسایل مختلف از پدر و مادرش می خواست. این ماجرا تا دوازده سالگی اون ادامه داشت؛ تا اینکه پدر مادر پالی تصمیم گرفتن با آتش سوزی الکی مرگ خودشون رو جعل کنن و نفس راحتی از دست دختر از خود راضی شون، بکشن. تا الان هم اطلاعی از مکان و محل زندگی اونها وجود نداره.

در هاگوارتز پالی در گروه گریفیندور قرار داشت اما، بویی از وفاداری و شهامت مشهور اون گروه نبرده بود؛ صرفا چون اسمش تو لیست گریفیندوری ها بود، توی اون گروه قرار گرفته بود. اما عشق و علاقه ش نسبت به گریف خروار خروار بود. طوری که نیمی از لباس هاش به افتخار گریف قرمز بودن. هیچ کسی تحمل رفتار بد پالی رو نداشت اما کسی هم به روش نمی آورد. چون پالی دختر محبوب گریف بود. در واقع همه ازش می ترسیدن اون حتی تو جشن هاگ کامینگ، طی سال های متوالی هاگ کویین شده بود.

تا سال پنجم به قلدری هاش تو مدرسه ادامه داد. اما دیگه خسته شده بود قلدری علیه بچه مدرسه ای ها چیز باحال و خاصی نبود. بعد چند وقت مطالعه و تحقیق، پالی جایگاه اصلیش رو کشف کرد اون باید مرگخوار می شد. توی سال ششم تحصیلش در هاگوارز دست به کارهای خیلی بدی زد که باعث شد تا چهار سال توی آزکابان آب خنک بخوره.

بعد از چهار سال طاقت فرسا در حالی که چیزی از روح پالی باقی نمونده بود، فرار کرد و به مکان ابدیش یعنی پیش لرد سیاه برگشت.
در حال حاضر پالی در خانه ریدل اوقات خوبی رو میگذرونه!
شناسه نمایشی پالی چپمن
محل زندگی من دور شو!
منطقه‌ی زمانی (GMT+3:30) تهران
عضویت از ۱۳۹۵/۸/۲۲ ۱۳:۰۴
اجتماعی
پیام‌ها 202
وفاداری ها گریفیندور
گریفیندور
آخرین ورود ۱۳۹۹/۱۲/۳۰ ۲۰:۲۳
امضا
shine bright like a diamond!

تصویر کوچک شده

فعالیت‌های اخیر

انجمن‌ ها

انجمن‌ ها پاسخ به: خوابگاه مختلط هافلپاف!
(۱۳۹۹/۱۱/۲۵ ۱۵:۳۲:۲۸)
انجمن‌ ها پاسخ به: برد شطرنج جادویی
(۱۳۹۹/۹/۱۴ ۲۰:۵۹:۲۱)
انجمن‌ ها پاسخ به: برد شطرنج جادویی
(۱۳۹۹/۹/۱۰ ۲۳:۵۸:۲۲)
انجمن‌ ها پاسخ به: برد شطرنج جادویی
(۱۳۹۹/۹/۷ ۲۲:۰۶:۵۹)
انجمن‌ ها پاسخ به: برد شطرنج جادویی
(۱۳۹۹/۹/۶ ۲۱:۴۷:۵۴)
نمایش همه

هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است. ۱۳۹۹-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.