هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل


mobina_fesghel
mobina_fesghel mobina.fesghel_17@yahoo.com


شخصی
تاریخ گرفتن نقش ۱۳۹۸/۳/۱ ۱۸:۱۰
معرفی شخصیت نام: جوزفین مونتگومری

گروه: ریونکلاو

خصوصیات ظاهری:

موهاش قرمز تیره س،ولی خودش می گه رنگش قرمز مایل به قهوه ایه! چشاشم سبزه!یه کمی هم به آبی می بره رنگش ولی در کل بازه.با یه دماغ بامزه و دهنی همیشه آماده ی حرف زدنه.قدش و قوارش متوسطه ولاغرم هس.

خصوصیات اخلاقی:

این آبجیمون علاقه ی مفرطی به بالا رفتن از درخت،نشستن رو شاخه هاش،آویزون شدن ازشون و در کل هرگونه ژانگولر رو درخت داره.درخت مورد علاقش هم درخت داخل حیاط پشتی خونه ی گریمولده.ضمناً عاشق خونه ی درختیه و همچنین کتابای مشنگی.

عملگراست!دوس داره سریع دس به کار بشه و وظایفی که بش محول شده رو انجام بده.بوق زدن به اعصاب ملت و کل کل های ادامه دار هم از کاراشه.به این آسونیا خستش نمیشه.غیرتیه رو چیزایی براش ارزش داره.هیجان طلبه و اهل خطر.

رو در وایسی و اینام با کسی نئاره.حرف دلشو می زنه.این که بقیه دهنشونو ببندنو هیچی نگن دلیل نمیشه اونم همین کارو کنه که!

معرفی کوتاه:

روایته که پدر جوزفین،آقای مونتگومری،چوبدستیش شکسته می شه و اونو برای همیشه از جامعه ی جادوگری بیرون می کنن.اون یه کشیش در یک ناحیه ی فقیر نشین بود.مردم اون محله به خاطر فقر و نداری به یک پزشک خوب دسترسی نداشتن.ولی آقای مونتگومری به واسطه ی کتابایی که خونده بود و معجون هایی که بلد بود هر کسی رو که بهش مراجعه می کرد رو سعی می کرد مداوا کنه.ولی در مورد استفاده از جادو محتاط بود و نمی ذاشت کسی متوجه بشه که اون جادوگره.کارش خوب پیش می رفت تا این که یه بار از دستش در رفت و یکی از مشنگا دید که اون داره یه وِردی رو می خونه.کارش تموم بود .براش دادگاه تشکیل دادن و اونو از جامعه ی جادوگری بیرون انداختن.اونم به حومه ی شهر،جایی که مردم کمتر و علفا و درختا بیشتر بودن نقل مکان می کنه.

اینجا بود که جوزفینِ کوچولو به دنیا میاد و در این محیط سرسبز و بانشاط راه رفتن و حرف زدن رو یاد می گیره.پرنده ی خوشبختی داشت روی سر این خانواده بال می گشود که ناگهان کرکسِ مرگ وحشیانه اونو کنار زد.آقای مونتگومری سل گرفت و بعد از چند ماه فوت کرد.همسرش بدون اون نتونست از پس مدیریت خرج و مخارج زندگیش بر بیاد و با فقر و بیماری دست به گریبان شد.مادر جوزفین می خواست تنها ثمره ی زندگیش رو زنده نگه داره.این بود که اونو به اعضای محفل و دامبلدور سپرد و رفت.رفت و دیگه هرگز برنگشت.این جوزفین شاد و سرحالی رو که می بینین فرزند همین خانواده ست.اینه که سختی ها و ناملایمات زندگی خم به ابروی این بچه نمی یاره.

تا اینجای حکایت دوشواری وارد نی.قضیه از اونجایی شروع می شه که شروع می کنه به رشد و تکامل اونم در معیت آدمایی مثل جیمزتدیا،ویولت و ویکتوریا.تا این که یک روز وقتی داشت از درخت میرفت بالا یه چیزی به نام جغدِ حاملِ دعوتنامه ی هاگوارتز می خوره به کلَّش و پرت می شه پایین.می فرستنش اونجا و از اونجا توسط کلاه گروهبندی مستقیماً پرت می شه تو تالار ریون.خیلی هم خوبه،خیلی هم خوش میگذره،فقط دلش واسه ویولتش تنگ شده.
شناسه نمایشی جوزفین مونتگومری
محل زندگی بالای درخت!
منطقه‌ی زمانی (GMT+3:30) تهران
عضویت از ۱۳۹۸/۲/۲۵ ۱۷:۱۵
اجتماعی
پیام‌ها 135
وفاداری ها ریونکلاو، زندانی آزکابان
ریونکلاو، زندانی آزکابان
آخرین ورود ۱۳۹۸/۶/۲۸ ۱:۵۷
امضا
تصویر کوچک شده

منتظرشم..منتظرشم تا وقتی که برگرده..


فعالیت‌های اخیر

انجمن‌ ها

انجمن‌ ها پاسخ به: اسکله تفریحی
(۱۳۹۸/۵/۱۸ ۱۹:۱۱:۰۳)
انجمن‌ ها پاسخ به: ورزشگاه نقش جهان (در حال تعمیر!)
(۱۳۹۸/۵/۶ ۲۰:۱۴:۵۷)
انجمن‌ ها پاسخ به: مجموعه ورزشی بارگاه ملکوتی (توپچی های هلگا)
(۱۳۹۸/۴/۲۷ ۰:۰۱:۱۰)
انجمن‌ ها پاسخ به: قلم پر تندنویس
(۱۳۹۸/۴/۲۱ ۱۷:۳۲:۰۱)
انجمن‌ ها پاسخ به: موزه جادو و تاریخ جادوگری
(۱۳۹۸/۳/۲۱ ۱۷:۵۶:۲۸)
نمایش همه

هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است | ۱۳۹۸-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.