هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل


Eeeeh
Eeeeh


شخصی
تاریخ گرفتن نقش ۱۳۹۹/۶/۱۲ ۰:۵۰
معرفی شخصیت نام: هری پاتر
نام خانوادگی: پاتر

نوزده سال بعد

سال‌ها گذشته‌ن، جنگ تموم شده و همه رفتن خونه اما در توان کسی نیست این مسئله رو به پسر برگزیده حالی کنه. اون هر روز صبح بلند می‌شه، مسواک می‌زنه و لباس می‌پوشه بره پوزه‌ی شرارت و تاریکی رو به خاک بماله، ارتش جمع بکنه و به بچه مدرسه‌ای ها دفاع در برابر جادوی سیاه آموزش بده، چرا که یک قهرمان، حتا زمانی که بهش نیازی نباشه بازم قهرمانه. سفر به پایان رسیده و هری پاتر دیگه نقش اول زندگی اطرافیانش نیست، اما اون هر روش ممکنی رو دستاویز قرار می‌ده تا این مسئله رو تغییر بده. از روش های جلب توجهی که تابحال ازش سر زده می‌شه به ادای حمله‌ی نیروهای تاریکی رو در آوردن، ادای برگشتِ ولدمورت رو پیش‌بینی کردن رو در آوردن و ادای مردن رو در آوردن اشاره کرد.

هری گاه و بی‌گاه لرد سیاه رو توی کوچه و خیابون می‌بینه و بعد بیا جمعش کن، اینه که در جامعه جادوگری دیگه هیچ‌کس کچل نمی‌کنه چون صرفا به دردسرش نمی‌ارزه.

هری یک کاراگاه بالفطره، یک جادوگر برگزیده و یک مبارز وفاداره، اما این آخری می‌تونه خیلی اذیت کنه وقتی مبارزه‌ای وجود نداره. اینه که زن و بچه‌ش از دستش عاصی‌ان، پروفسور دامبلدور نمی‌دونه اینو چه‌طور از نوجوانان جوگیر و انعطاف‌پذیر دور کنه، جامعه جادوگری نمی‌دونه چه‌طور در عین حفظ احترام این قهرمان رو بازنشسته کنه و تعارف که نداریم، بگی نگی هم دستی پیدا کرده در مصرف شیرینی‌جات صنعتی و سنتی. هری دائما به‌دنبال کوچک‌ترین نشونه‌ایه که خبر از بازگشت تاریکی بده که بعد بتونن برن شکستش بدن و دوباره قهرمان بشن به یاد روزهای قدیم، اونقدر زیاد که اکثر اوقات ذهنش براش این نشونه‌ها رو تولید می‌کنه، بعد متاسفانه شما چاره‌ای ندارید جز این‌که مسخره‌ی پدرش بشید، چون پسر برگزیده‌ست.

هری زمانی که درحال زنده کردن یاد روزهای قدیم و تعریف کردن داستانِ قهرمان‌شدگی و برگزیده‌بودگیش نیست، اغلب اوقات به شغل "کاراگاهی" مشغوله، بدین شکل که یک بدبختی رو دست می‌گیره، اونقدر بهش فکر می‌کنه و انقدر به یادش دود می‌کنه که اون فرد مرگخوار از آب در بیاد. گاهی اوقات هم می‌تونین در هاگوارتز پیداش کنید، درحالی که داره به دانش‌آموز ها درباره ارتش عظیمِ شرارت که همیشه در کمین ماست هشدار می‌ده. زخمش نقش بسزایی در موفقیت (!) شغلی‌ش به‌عنوان یک کاراگاه داره، چرا که خودش ادعا می‌کنه در مواجهه با شرارت و پلیدی‌ها زخمش درد می‌گیره و اون رو راهنمایی می‌کنه و شما باز هم چاره ای ندارید جز این‌که مسخره‌ی پدرش بشید، چون پسر برگزیده‌ست. هنوز کسی نتونسته کشف کنه آیا این زخم واقعا هنوز درد می‌گیره یا نه، اما از اونجا که هری پیش‌تر ادعا کرده بوی روغن کله‌ی لرد سیاه رو یادشه و پس از نوزده سال میتونه اون رو در هوا حس کنه، فکر کنم همه‌مون جواب رو بدونیم.
شناسه نمایشی هری پاتر
محل زندگی سایه ها نترس، تو فانوسی! :shout:
منطقه‌ی زمانی (GMT+3:30) تهران
عضویت از ۱۳۹۹/۶/۱۱ ۱۵:۳۵
اجتماعی
پیام‌ها 50
وفاداری ها محفل ققنوس
محفل ققنوس
آخرین ورود ۱۳۹۹/۸/۳ ۰:۳۱
امضا
تصویر کوچک شده

.Those who fear are lost.

فعالیت‌های اخیر

انجمن‌ ها

انجمن‌ ها پاسخ به: خانه شماره دوازده گریمولد
(۱۳۹۹/۸/۱ ۲۱:۴۳:۰۷)
انجمن‌ ها پاسخ به: نقد پست های انجمن محفل ققنوس
(۱۳۹۹/۷/۲۹ ۱۵:۱۱:۰۳)
انجمن‌ ها پاسخ به: نقد پست اعضای الف دال
(۱۳۹۹/۷/۲۴ ۱۶:۱۹:۰۳)
انجمن‌ ها پاسخ به: نقد پست های انجمن محفل ققنوس
(۱۳۹۹/۷/۲۳ ۱۴:۱۸:۲۵)
انجمن‌ ها پاسخ به: قلعه ي روشنايي!
(۱۳۹۹/۷/۱۸ ۲۱:۰۳:۲۰)
نمایش همه

هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است. ۱۳۹۹-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.